خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سعادت و لذت در قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سعادت و لذت در قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غفلت در قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غفلت در قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
14دقیقه
11ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 59

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن شامل 88 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مال حلال و حرام در قرآن :

مقدمه

بخش مهمی از اخلاق اسلامی بر محور امور مالی شکل می گیرد. این بخش از یک سو، با مسائل حقوقی ارتباط دارد و از سوی دیگر، با مسایل اقتصادی، و نیز با مسایل سیاسی و بین المللی هم بی ارتباط نیست. با این همه ما در این جا فقط به ارزش اخلاقی آنها توجه می کنیم.ارزش های اخلاقی ای که در این زمینه بررسی می شوند، به طور کلی، بر دو دسته قابل تقسیمند:یک دسته ارزش هایی هستند که زیر مجموعه ی عدالتند و در پرتو عنوان کلی عدالت می توان از آنها یاد کرد.دسته دوم ارزش هایی هستند که زیر مجموعه احسان و پرتوی از ارزش اصلی احسان هستند. بنابراین، همان طور که در بیان معیارهای کلی در ارزش هایی اجتماعی گفته شد، دو اصل کلی عدل و احسان، در این زمینه اهمیت اساسی دارند و به ویژه، در مسائل مالی می توانند تأثیر فوق العاده داشته باشند و ما در این جا هر یک از این دو دسته را جداگانه و با رعایت اختصار بررسی می کنیم.

الف) روابط عادلانه و غیر عادلانه

موضوع عدل روابط متقابل انسان ها در جامعه است که باید نوعی توازن بر آنها حکم فرما باشد تا در این روابط و داد و ستدها به کسی ظلم و اجحاف نشود؛ اما آن چه زیر عنوان احسان قرار می گیرد یک طرفه است و موضوع ظلم و عدل شمرده نمی شود، بلکه ایثار و از خود گذشتگی خواهد بود، در امور مالی کسانی که به دیگران کمک بلا عوض می کنند کارشان زیر عنوان احسان قرار می گیرد.اساس و محور بحث در آن چه در امور مالی، زیر عنوان عدل قرار می گیرد، احترام به مالکیت است؛ یعنی چون هر مالی مالک خاص خود را دارد، باید حق مالکیت آنان محترم شمرده شود و مورد تجاوز و دستبرد دیگران قرار نگیرد و اگر مبادلاتی انجام می گیرد، با مالکیت و حقوق طرفین متناسب باشد.

تجاوز به اموال دیگران

نخستین ارزش منفی، در زمینه امور مالی، تجاوز به اموال دیگران است که به صورت های مختلف، مثل سرقت و غصب، انجام می گیرد و زیر عناوینی چون: ظلم، منکر، فساد و دیگر مفاهیم عامه اخلاق اجتماعی قرار خواهد گرفت.

تجاوز به اموال مردم، گاهی آشکار و با زور، عنف و ارعاب و احیاناً، تهدید با سلاح انجام می گیرد و نمونه روشنش غارتگران و راهزنانی بودند که در سر گردنه ها با تهدید و ارعاب و ضرب و جرح و قتل، اموال مردم را از آنان می گرفتند. این، یکی از مصادیق و نمونه های آشکار محاربه با خدا و افساد فی الارض است که در قرآن کریم برایش حد تعیین شده است، آن جا که می فرماید:«إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ ینْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِک لَهُمْ خِزْی فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظِیمٌ»[۱] کیفر آنان که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و در زمین فساد کنند این است که کشته یا به دار زده شوند و یا دست ها و پاهاشان بر عکس قطع شود و یا از آن سرزمین تبعید شوند. این خواری دنیای آنان است و در آخرت عذابی دردناک دارند.گاهی دیگر، تجاوز به اموال مردم، به طور مخفیانه و دور از چشم صاحب مال انجام می شود؛ مانند این که شب از دیوار مردم بالا می روند یا دری را مخفیانه باز می کنند، قفلی را می شکنند و اموال مردم را می ربایند که اصطلاحاً این نوع تجاوز مالی، «دزدی» نامیده می شود.گاهی هم از راه حیله و تزویر، مال دیگران را از چنگشان در می آورند که آن هم شکل های مختلفی دارد.

حرمت تجاوز به اموال دیگران حکمی بدیهی است

وقتی می گوییم: «مالک یک چیز بر آن تسلط دارد.» این یک قضیه بدیهی است؛ زیرا مفهوم محمول، که تسلط بر مال مورد نظر باشد، از تحلیل موضوع آن، که عنوان «مالک مال» است، به دست می آید.

بنابراین، قاعده کلی و فقهی «الناس مسلطون علی اموالهم» یک قضیه بدیهی است و اگر ما هیچ روایتی و یا هیچ دلیل فقهی دیگری هم نداشتیم که دلالت بر اعتبار مضمون و محتوای این قاعده داشته باشد، باز هم هیچ مشکلی پیش نمی آمد؛ چرا که این یک قضیه بدیهی و خود به خود، ثابت است و نیازی به استدلال ندارد. تنها همین که در یک مکتب و در یک نظام حقوقی، مالکیت پذیرفته شود، تسلط بر مال نیز، خواه ناخواه، به دنبال آن پذیرفته شده است و در این قاعده، از اضافه شدن «اموال» به ضمیر «هم» استفاده می شود که منظور از «الناس» مالک ها هستند و شکل اصلی قاعده این است که «مالک ها مسلط بر اموال خویشند» و طبعاً، از تحلیل مالکیت، مفهوم تسلط به دست می آید.

هم چنین قضیه «لا یحل مال امرء الا عن طیب نفسه» یک قضیه بدیهی و اعتباری دیگر است؛ زیرا همان گونه که از تحلیل مالکیت می توان دریافت که مالک مال، هر نوع تصرفی که در آن بخواهد برایش جایز است، این را نیز می توان دریافت که برای دیگران هیچ گونه تصرفی در آن جایز نیست. همان طور که جواز هر تصرف برای مالک را از تحلیل مالکیت می توان بیرون کشید، منع هر نوع تصرف دیگران، بدون رضایت مالک را نیز می توان از دل مالکیت بیرون کشید و اصلاً حقیقت مالکیت، چیزی جز این نیست، خواه این ها را متن مالکیت بدانیم یا لوازم لاینفک آن، و در این، فرقی نیست بین این که مالکیت را نوعی سلطه تفسیر کنیم یا نوعی اختصاص.

به هر حال، حرمت یا منع تجاوز به مال دیگران، یکی از محکم ترین اصول اخلاقی در همه جوامع بشری بوده و از نوع قضایای بدیهی است که اعتبار آن وابسته به این نیست که قانون گذاری آن را تصویب کند یا مردم آن را بپذیرند؛ چرا که این، مضمون و محتوای مالکیت است و تا وقتی که مالکیت در جوامع بشری معتبر است، حرمت تجاوز به آن و جواز تصرفات مالکانه نیز، به عنوان یکی از فروع و توابع و لوازم غیر قابل تفکیک مالکیت، معتبر خواهد بود. بنابراین، اگر اختلافی باشد، در اصل مالکیت و شرایط آن خواهد بود که این گونه اختلافات ضرری به بدیهی بودن این قضیه نمی زند.

پس تا آن جا که مالکیت پذیرفته شود، یکی از فروع روشنش این است که در همان حد، تجاوز به آن به طور آشکار و بدیهی، حرام است. از این جا است که بد بودن تجاوز به اموال دیگران، از احکام بدیهی و آشکاری است که هیچ انسانی در آن تردید ندارد؟ چرا که این ها نتیجه مالکیتند و اصل مالکیت و لوازم آن، در جوامع بشری و حتی جوامع وحشی، معتبر است و اگر یک جامعه وحشی، به خود حق می دهد که به اموال جامعه یا قبیله دیگر تجاوز کند، معنایش این است که حق دارد مالکیت آنان را سلب کند. به بیان دیگر، همان چیزی که مجوز جنگ آنها با دیگران می شود، مجوز تملک اموال دیگران هم خواهد شد؛ اما همین قبیله مهاجم، در بین خودشان روابطی دارند و حرمت یکدیگر و اموال یکدیگر را رعایت می کنند و دستبرد به آن نمی زنند حتی دزدها هم، که اموال دیگران را می ربایند، در روابط درون گروهی خود، این قانون را معتبر می دانند و به اموال یکدیگر تجاوز نمی کنند.

حکم تجاوز مالی در قرآن

قرآن کریم، دزدی و راهزنی را از نظر اخلاقی مورد بحث قرار نداده است؛ زیرا زشتی آنها روشن تر از آن است که نیاز به بیان داشته باشد، بلکه تنها به تعیین و تبیین مجازات حقوقی و حکم کیفری آنها اکتفا کرده و می فرماید:«مرد دزد و زن دزد (برای این کار زشت) دست شان را قطع کنید که این کیفر آنها از سوی خداوند است و خداوند مقتدر و حکیم است»[۲]در آیه دیگر، درباره راهزنی مسلحانه آمده است:«حقاً کسانی که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و در روی زمین سعی در فتنه و فساد کنند، کیفرشان جز این نباشد که کشته شوند یا به دار زده شوند یا دست و پایشان بر عکس بریده شود و یا تبعید شوند، که این خفّت و خواری آنها در دنیا است و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت»[۳]

در این آیه، چندین کیفر را برای محارب و مفسد فی الارض که سلاح به دست می گیرد، مردم را می ترساند و اموال آنان را به یغما و تاراج می برد، نام برده است که حاکم بر اساس مصلحتی که تشخیص می دهد، یکی از کیفرهای نامبرده را درباره ی او اجرا می کند.قرآن حکایت دارد از این که هرگاه پیغمبر می خواست گروهی از مردم متمایل را به اسلام هدایت کند، با ایشان بر انجام یا ترک کارهایی بیعت می کرد که یکی از شاخص ترین آنها ترک سرقت بود و خداوند در یکی از آیات قرآن، به پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ خطاب کرده، می گوید:هرگاه زنان مؤمن نزد تو آمدند تا بر این که به هیچ وجه به خدا شرک نورزند، دزدی نکنند، زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند و… با تو بیعت کنند، بیعت آنان را بپذیر.به هر حال، دزدی از جمله آن کارهای ممنوعی است که پیغمبر اسلام از گام نخست و قبل از هر چیزی، بر ترک آن از پیروان و یاران خود بیعت می گرفت.

سرقت های پنهان

۱ـ خوردن مال یتیم

تجاوز به اموال دیگران و غصب حقوق مردم، غیر از دزدی، به شکل های گوناگون دیگری نیز انجام می گرفته که شکل دزدی رسمی را نداشته اند. از این رو، از آنها با عنوان سرقت پنهان یاد می کنیم و از آن جا که برخی از این نوع تجاوزهای غیر علنی، کم و بیش، در بین مردم رواج داشته و یا زشتی و بد بودنشان چندان مورد توجه نبوده است، قرآن کریم درباره آنها تأکید بیشتری دارد و با شدت بیشتر، آنها را محکوم می کند.

یکی از این موارد، اموال یتیمان است که معمولاً، از سوی بزرگ ترها و خویشان و سرپرستانشان مورد تجاوز قرار می گرفت. در جامعه ی عرب، به دلیل وقوع جنگ های بسیار، قبل و بعد از اسلام، یتیمان فراوانی وجود داشتند و بر اساس سنت قبیله ای آن عصر، وقتی کودکی در یک خانواده، یتیم می شد، بزرگ آن فامیل، خود به خود، سرپرستی او را بر عهده می گرفت. یک مرجع قانونی یا دستگاه قضایی رسمی وجود نداشت تا وقتی کودکی یتیم می شود، قیم رسمی برایش تعیین کند.

سرپرستی که کودک یتیم با حمایت او و زیر نظر او بزرگ می شد، خود را تام الاختیار می دانست و گاهی همه اموال طفل یتیم و ضعیف را تملک می کرد و کسی نبود که او را از این کار، که تجاوز به مال یتیم بود، باز دارد. هنگامی که یتیم بزرگ می شد، تهی دست بود و از ارث پدر چیزی در اختیار او قرار نمی گرفت. این کار رواج کامل داشت و به طور کلی مساله تجاوز به اموال یتیمان، بسیار فراوان و به طور عادی اتفاق می افتاد. از این رو، قرآن کریم، در این مورد، با اصرار فراوان تأکید می کند که بزرگترها با اموال یتیمان بازی نکنند و یا به اموال یتیمان جز به بهترین شکلِ تأمین مصلحت یتیم، نزدیک نشوند:«اموال یتیمان را به آنان پس دهید و اموال نامرغوب و کم ارزش خود را با اموال مرغوب و پر ارزش آنها تبدیل نکنید و اموال آنها را آمیخته با اموال خود مخورید که این گناهی بزرگ است»[۴]

از این آیه بر می آید که در آن زمان، چه کارهای نادرست و چه تجاوزهایی به اموال یتیم می کردند؛ مانند آن که اموال بهتر و مرغوب تر یتیم را بر می داشتند و در عوض، اموال پست تر و کم ارزش تر خود را به جای آنها برای یتیم می گذاشتند و یا این که، حد و مرزی نمی شناختند و اموال یتیم را آمیخته با اموال خود مصرف می کردند. قرآن مردم را از این گونه کارها منع کرده و حکم می کند که اینها گناهانی بزرگ و نابخشودنی است.

در آیه دیگری به طور کلی سفارش می کند که درباره یتیمان عدالت را رعایت کنند، آن جا که می فرماید:«وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْیتامی بِالْقِسْطِ»[۵]در امر یتیمان به عدالت قیام کنید و رفتارتان عادلانه باشد.یا توصیه می کند که قبل از بلوغ یتیم، جز به بهترین شکل، در اموالش دخل و تصرف نکنید:«وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ حَتَّی یبْلُغَ أَشُدَّهُ»[۶]به مال یتیم جز به بهترین و مفیدترین شکل ممکن برای یتیم نزدیک مشوید تا آن وقت که بالغ شود و خودش قادر به اداره اموال خویش باشد.

سپس در آیه دیگر دستور می دهد که پس از بلوغ، اموال یتیم را به وی پس دهید و برای این که متوجه شوید که آیا از عقل و رشد و درایت کافی و توان اداره اموال خود برخوردار است وی را در بوته آزمایش قرار دهید:«هنگامی که بالغ شدند، اگر در آنها عقل و درایت و رشد کافی یافتید ( و فهمیدید که خودشان می توانند اموال خود را حفظ و اداره کنند و معاملات عاقلانه انجام دهند) اموالشان را به آنان پس دهید و با اسراف و زیاده روی و شتاب و عجله، از ترس آن که مبادا بزرگ شوند (و اموالشان از اختیار شما خارج شود) اموال آنها را مخورید»[۷]

روش های قرآن برای حفظ مال یتیم

قرآن مشکل یتیمان را یک مشکل گسترده اجتماعی معرفی می کند که ممکن است دامن افراد دیگر را بگیرد و با استفاده از یک روش روان شناختی اجتماعی، برای اجتناب از تصرف غاصبانه در اموال یتیمان، مردم را از مکافات این گونه رفتارهای ظالمانه و مقابله به مثل دیگران با یتیمان خود آنها می ترساند که فرض کنید اینان یتیمان خود شما هستند و دیگران می خواهند اموال یتیمان شما را بخورند. در این صورت، آیا دل شما نمی لرزد؟ می فرماید:«باید افرد بترسند که اگر پس از خود، کودکان ناتوانی بر جای نهند (گرفتار مکافات عمل خود شوند) پس باید تقوای خدا پیشه کنند و سخن درست گویند. کسانی که اموال یتیمان را به ستم می خورند، در حقیقت، در شکم خود آتش جهنم فرو می بلعند و به زودی در آتش برافروخته ای می افتند.»[۸]

پس اگر می ترسید که پس از مردن شما، یتیمان و کودکان ناتوانتان مورد ظلم و تجاوز دیگران قرار بگیرند، به یتیمان دیگران ستم روا مدارید و اگر مایل نیستید که اموال فرزند یتیم شما مورد اجحاف و حیف و میل واقع شود، به اموال یتیمان دیگران تجاوز نکنید. گویا قرآن می خواهد بگوید که اگر شما حرمت یتیم را نگه نداشتید و به اموال او دستب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.