خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فراز و نشیب مقاومت در سال گذشته
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فراز و نشیب مقاومت در سال گذشته قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نیاز بشر به دین یا انتظار بشر از دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نیاز بشر به دین یا انتظار بشر از دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
31دقیقه
33ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حضرت آدم، پدر انسان ها و اولین پیامبر الهی :

نام حضرت آدم در ۹ سوره و ۲۵بار آمده و به سرگذشت او در سوره های بقره، اعراف، حجر، اسراء، کهف و طه اشاره شده است. آدم را با نام ها، القاب و صفاتی چون «بشر» (بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۳۴) «ابوالبشر»، «صفی اللّه»، «خلیفه اللّه»، «ابوالوری»، «ابومحمد» و «معلم الاسماء» می خوانند. برخی از عرفا از او به «مختصر شریف»، «خلیفه» و «کون جامع» تعبیر می کنند (شرح فصوص الحکم، ص ۹۱، ص ۱۱۰) در انجیل، از او به عنوان «ابن اللّه» نیز نام برده شده است. (لوقا۳/۳۸). وی تنها کسی است از اهل بهشت که کنیه دارد و او را به جهت عظمت و بزرگداشت با کنیه «ابو محمد» می خوانند (بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۰۷) و گفته شده نقش انگشترش«محمدرسول اللّه وعلی امیرالمؤمنین» بوده است (بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۷۵).

قبل از خلقت آدم، خدا خبر آفرینش او را به ملائکه داد (بقره:۳۰) و این، دلیل بر کرامت و شرافت آدم است (کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۳۲). فرشتگان پرسیدند آیا کسی را می آفرینی که در زمین خونریزی کند (بقره:۳۰). در اینکه فرشتگان از کجا دانستند که آدم، خونریز است چند دیدگاه وجود دارد: به اعتقاد سُدی ابتدا آنان از خدا پرسیدند این خلیفه چه کار خواهد کرد و خداوند به ایشان فرمود: خونریزی و فساد می کند، زیرا فرشتگان علم غیب نداشتند. (کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۲۱).

علامه طباطبایی (رحمه الله در این باره می نویسد: ملائکه، خونریز بودن آدم را از مسئله خلیفه و جانشین بودن او در زمین دریافته بودند، زیرا آنها می دانستند موجود زمینی قطعاً مادی و مرکب از قوای غضب و شهوت است و عالم آنها، هم دنیای تزاحم و محدودیت است چنین زندگی قطعاً خالی از مفاسد و خونریزی ها نخواهد بود (المیزان، ج۱، ص ۱۱۵). گروهی از مفسران می گویند ملائکه می دانستند که خدا آدم را از جسم مادی و روح معنوی خلق کرده و در تزاحم این دوگونه خوی متفاوت خونریزی و فساد پیدا می شود (تفسیر محی الدین عربی، ج۱، ص ۴۶). گروهی دیگر گفته اند آنها آدم را با جن ها که قبل از آدم خلق شده بودند مقایسه کردند (کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۳۳). برخی روایات نیز با این نظر موافقت دارد (بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۰۴). ممکن است گفته شود فرشتگان آدم را با انسان های دیگری که در دوره های قبل زندگی می کرده و منقرض شده بودند مقایسه کرده اند، این نظر نیز با برخی روایات تأیید می شود (المیزان، ج۱، ص ۱۱۹).

البته پیداست که خود آدم نه فسادی انجام داد و نه خونریزی کرد، بلکه منظور این است که در فرزندان آدم افراد خونریز و فاسد هم خواهند بود (کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۳۴). نکته دیگر اینکه منظور فرشتگان از این پرسش، اعتراض به عمل خدا نبود، بلکه می خواستند مجهولات و مشکلات خود را درباره این «خلیفه» حل کنند. شاهد این مدعا آوردن جمله: (إِنّک أنت العلیم الحَکیم) در پایان سؤال است (المیزان، ج۱ ، ص ۱۱۶). در هر صورت به دلیل یقین و اجماع به عصمت ملائکه، باید این سخنان به گونه ای تأویل شود که مصداق صدور معصیت و مخالفت با خدا نباشد (بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۲۶).

قرآن کریم خلقت آدم را در سه مرحله اصلی می داند: اول، خلقت خاکی آدم (لَقَدْ خَلَقْناکم) (اعراف:۱۱). دوم: مرحله تصویرگری (ثمّ صوّرناکم) (همان) که گاهی نیز از این مرحله با عنوان «تسویه» یاد می کند (فإذا سوّیته) (حجر:۲۹) و مرحله سوم، دمیدن روح (ونفخت فیه من روحی) (همان) در این مرحله خلقت انسان تمام می شود و شایسته آن می گردد که مسجود ملائکه باشد (فقعوا له ساجدین) (ص:۷۲ و حجر:۲۹) د رکتاب مقدس نیز سخن از نفخ روح در انسان دارد و آن را مرحله نهایی خلقت انسان می داند (کتاب مقدس، ص ۷۰).

اکثر ادیان از جمله مسلمانان، یهود و نصارا، آدم را نخستین انسان و پدر همه انسانهای کنونی می دانند. آیات قرآن، روایات اهل بیت و کتاب های آسمانی (کتاب مقدس ص ۷۰ ؛ سفر تکوین باب دوم، ۸) نیز بر همین دیدگاه دلالت دارد (نهج البلاغه، خطبه۱ ؛ صحیفه سجادیه، ص۱۳۹). آیات قرآن با ظهور قوی خود دلالت دارد که آدم و حوا اولین فرد بشر بوده و از پدر و مادری متولد نشده اند ولی این ظهور به حدی نیست که نص باشد و نتوان آن را تأویل کرد. از سوی دیگر مسئله از ضروریات دین نمی باشد تا منکر آن مرتد از دین باشد، البته این که نسل حاضر به مردی به نام آدم منتهی می شود از ضروریات قرآن است (المیزان، ج۱۶، ص ۲۶۹).

برخی از روایات تصریح کرده است که آدم، به تنهایی، پدر انسان های کنونی و نخستین انسان این عالم بوده، ولی خداوند هزاران هزار عالم و هزاران هزار آدم قبل از آن خلق کرده و هر عالمی دورانی را گذرانده و بعد از پایان دورانش، بساط آن برچیده شده و اهل جنت به جنت و اهل دوزخ به دوزخ رفته اند، سپس دوران جهان و آدمی جدید آغاز شده است (توحید صدوق، ص ۲۷۷). علی (علیه السلام نیز در بیان ارتباط شیطان و آدم می فرماید: «شیطان برنمی تافت که آدم با نیکوکاران در بهشت به سر برد…» (نهج البلاغه، خطبه ۱) از این سخن برمی آید که غیر از آدم کسان دیگری در بهشت زندگی می کردند که حضرت از آنان به عنوان نیکوکاران یاد می کند.

پذیرفتن این روایات به معنای تأیید فرضیه تکامل داروین نیست که می گوید: «نسل حاضر بشر منتهی می شود به یک یا چند جفت انسان که از نوعی حیوان نزدیک به مرز انسانیت، مانند میمون جدا شده اند.» زیرا چنین نظری با قرآن کریم سازگار نیست (المیزان، ج۱۶، ص ۲۷۱ و۲۷۲). طرف داران فرضیه داروین علاوه بر استناد به ادله ای از علوم طبیعی، به برخی از آیات و روایات نیز استناد کرده اند، عمده ترین دلیل قرآنی آنان آیه (إِنَّ اللّه اصطفی آدم ونوحاً وآل إبراهیم وآل عمران علی العالمین) (آل عمران:۳۳) است، زیرا تصور می کنند«اصطفی» به معنای برگزیدن از مردم معاصر خود است و دلیل روایی آنان روایتی است که آدم را اولین فرد بشر نمی داند، بلکه می گوید قبل از آدم نیز آدم های دیگر بوده اند (بحارالانوار، ج۱۱، ص ۹۷). در پاسخ باید گفت: اولاً ، فرضیه داروین، فرضیه ای حدسی بیش نبوده و ثابت نشده است و بر فرض ثبوت نیز، چون دلایل علوم تجربی هر روز تغییر می کند غیر قابل اعتماد است. ثانیاً، آنان در استناد به آیه ۳۳ آل عمران غفلت کرده اند که کلمه «العالمین» الف و لام دارد و افاده عموم می کند، یعنی آدم و دیگر انبیا از تمام بشر تا روز قیامت انتخاب و اصطفا شده اند (المیزان، ج۱۶، ص ۲۷۳). روایات مورد استناد نیز تنها دلالت دارد که قبل از این نسل بشر، آدم ها و عالم های دیگر بوده اند که بساط آن برچیده شده و عالمی نو برپا شده اما هرگز نشان نمی دهد که در زمان حضرت آدم، انسان های دیگر هم بوده اند که غیر متکامل باشند (توحید صدوق، ص ۲۷۷). بنابراین، فرضیه تکامل داروین غیر قابل قبول است.

آدم و خلافت الهی

خداوند قبل از خلقت آدم به ملائکه فرمود: (إِنّی جاعل فی الأرض خلیفه) (بقره:۳۰). خلافت به معنای جانشینی و آمدن فردی به جای فرد دیگر است و خلافت را از آن جهت خلافت گویند که یکی به جای دیگری می آید و جای او می نشیند (معجم مقائیس اللغه، ج۲، ص ۲۱۰).

در اینکه خلیفه کیست و خلافت او از چه کسی بوده و در چه چیزی خلافت داشته، بین صاحب نظران اختلاف است. گروهی (اکثریت) شخص آدم را و گروهی دیگر فرزندان او را خلیفه می دانند، که از پدر خلافت کردند (تفسیر کبیر، ج۲، ص ۱۸۰). گروهی نیز آدم را خلیفه و جانشین گروه های قبل از خودش می دانند (کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۳۳). ابن عباس آدم را جانشین گروه های جن که قبل از او بودند می داند (تفسیر کبیر، ج۲، ص ۱۸۱). گروهی نیز گفته اند آدم خلیفه فرشتگانی بوده که قبل از او در زمین حاکم بوده اند (التبیان، ج۱، ص ۱۳۲). ابن مسعود و سُدی و دیگران آدم را خلیفه خدا می دانند. (همان). علامه طباطبایی، «خلافت از خدا» را قول اصح می داند، زیرا پاسخ خدا به ملائکه و گوش زد کردن مقام برجسته آدم و مسئله «تعلیم اسماء» با خلافت الهی سازگار است، نه خلافت از دیگر انسان ها (المیزان، ج۱، ص ۱۱۶). رشید رضا نیز وسعت دانش و خرد و اندیشه آدم و دامنه کارکرد بی کران او و. .. را دلیل شایستگی او برای خلافت از خدا می داند (المنار، ج۱، ص ۲۶۰). گروهی با استناد به آیات (هود:۶۱ و حدید:۷) خلافت آدم را در کشت و کار در زمین دانسته اند تا نهرها را جاری کند و زمین را آباد نماید.

کتاب مقدس نیز خلافت آدم را در حکم فرمایی به حیوانات دیگر و فرمان روایی در زمین می داند (قاموس کتاب مقدس، ص ۲۶). گروهی، خلافت آدم را تخلق به اخلاق الهی و اجرای فرامین حق و اداره امور خلق و دعوت آنان به اطاعت خدا می دانند (تفسیر محی الدین عربی، ج۱، ص ۴۶) و نیز گفته اند نمایندگی آدم از خدا به معنای نمایان گری صفات و کمالات اوست (منشور جاوید، ج۱۱، ص ۲۵).

مقام خلیفه اللهی مخصوص حضرت آدم نبوده، بلکه مربوط به نوع انسان است (المیزان، ج۱، ص ۱۱۶)از این جهت باید خلافت الهی برای آدم را هدف و مقصود آفرینش او بدانیم، نه عقوبتی برای آدم. (المنار، ج۱، ص۲۷۷).

نبوت و رسالت آدم: معروف است که آدم نخستین پیامبر بوده و مسلمانان اعم از شیعه و اهل سنت به آن اعتقاد دارند. اهل کتاب و مجوس نیز با این اعتقاد موافقند (جودائیکا۲/۱۳۶ـ ۱۳۸ ؛ اصول الدین، ص ۱۵۹). برخی از اهل سنت آن را اجماعی می دانند (اصول الدین، ص ۱۶۱).

مسئله نبوت آدم

در برخی روایات نیز بر مسئله نبوت آدم تأکید شده است (کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۳۸). برخی از مفسرین از جمله فخر رازی دلایلی از قرآن و روایات برای اثبات نبوت آدم آورده اند و دلایل مخالفان را رد کرده اند (تفسیر کبیر ج۲ ص ۱۷۷) برخی از روایات که سخن از جانشینی شیث برای آدم می کند نیز اشاره به اتمام دوران نبوت آدم دارد (الامامه والتبصره، ص ۲۱). گروهی به نبوت آدم اعتراف دارند ولی رسالت او را نپذیرفته اند (صحیح من شرح العقیده الطحاویه، ص ۳۹۶) یا زمان رسالت او را بعد از خلقت و هبوط به زمین می دانند و گفته اند اگر رسول باشد یا باید به سوی ملائکه ارسال شده باشد یا جن و یا انس، ارسال به سوی ملائکه را ممکن نمی دانند، زیرا ملائکه را اشرف از انسان می پندارند. به سوی جن نیز نبوده، زیرا در آن هنگام جن در آسمان نبود. به سوی انسان نیز نبوده، زیرا در آن هنگام جز «حوا» کسی نبود و «حوا» نیز دستورهای الهی را مستقیماً از خدا می گرفت، به دلیل (ولا تقربا هذه الشجره) (بقره:۳۵). پس، ارسال آدم تا قبل از هبوط به زمین معنا نداشت. استدلال دیگر به آیه (ثم اجتباه ربه) (طه:۱۲۲) است، چرا که این آیه مربوط به بعد از خطای آدم و خوردن از شجره بوده است (تفسیر کبیر، ج۲، ص ۱۷۸ ؛ مجمع البیان، ج۴، ص ۶۰۷). در منابع اهل سنت، روایتی هست که حضرت نوح را اولین رسول الهی معرفی کرده، لکن آن را توجیه و تأویل می کنند (صحیح من شرح العقیده الطحاویه، ص ۶ و ۳۹۵). آنان که آدم را رسول خدا می دانند به آیاتی چون: (وإن من أُمّه إلاّ خلا فیها نذیر) (فاطر:۲۴) و امثال آن استدلال می کنند و البته این دلیل منافاتی با پذیرش رسالت آدم بعد از هبوط او به زمین ندارد (شرح العقیده الطحاویه، ص ۳۹۵).

اما اینکه رسالت آدم برای چه کسانی بوده، برخی او را رسول به سوی فرشتگان می دانند (کشف الاسرار، ج۱ ص ۱۳۸). بعضی دیگر ارسال او برای حوا را نیز بعید نمی دانند (تفسیر کبیر، ج۲ ص ۱۷۷) حتی مانعی ندارد که اصطفای آدم و رسالت او را مربوط به زمانی بدانیم که فرزندانی از او پیدا شده اند ( المیزان، ج۱۶، ۲۷۳).

در برخی منابع یهود تصریح کرده اند که احکام و قوانین پیش از ظهور شریعت موسی به آدم داده شده بود و مراعات روز شنبه از زمان وی واجب شده بود و نخستین کسی که قربانی کرد او بود (جودائیکا۲/۲۳۶ـ ۲۳۸). مجوس نیز که آدم را «کیومرث» می خوانند، او را اولین بشر و اولین رسول می دانند (اصول الدین، ص ۱۵۹). آنان که به پیامبری آدم اعتقاد دارند، علم او به اسما را معجزه می دانند (مجمع البیان، ج۱، ص ۱۵۰) و گفته اند این اولین معجزه آدم بوده و دلیل نبوت او برای ملائکه محسوب می شد (مجمع البیان، ج۱، ص ۱۵۷).

با توجه به روایاتی که تأکید دارد هرگز زمین از حجت خالی نمی شود (علل الشرائع، ص ۱۹۷ ؛ بحار، ج۲۳، ص ۲۳ ؛ کافی، ج۱، ص ۲۵۱ ؛ دلائل الإمامه، ص ۲۲۹) و روایاتی که سلسله نبوت را با شروع خلقت بشر همزمان می داند و روایاتی که سخن از جانشینی شیث از آدم و اتمام نبوت او می کند (الامامه والتبصره، ص ۲۵) جای هیچ شبهه و اشکالی در نبوت آدم نیست و علامه طباطبایی طرح این گونه پرسش ها و اشکال ها را ناشی از اهمال مفسران در بحث جدی و حقیقی موضوع می داند (المیزان، ج۸، ص ۳۵).

تعلیم اسما

مسئله تعلیم اسما از حوادث مربوط به آدم است که در قرآن کریم تنها یک بار از آن بحث شده و می فرماید: (وعلَّم آدم الأسماء کلّها ثمّ عرضهم علی الملائکه…) (بقره:۳۱ـ۳۳).

در این مورد دو پرسش اصلی مطرح است: ۱. چیستی اسما ؛ ۲. چگونگی تعلیم آن.

«اسماء» جمع اسم و در لغت نام موجودات و از ریشه وسم به معنای نشانه گرفته شده است. در این که اسمای تعلیمی به آدم چه بوده نظرات بسیار وجود دارد:

علم نجوم، اسم ملائکه، نام تمام ذریّه آدم، نام همه چیز (اعلام النبوه، ص ۵۱) اسماء اجناس، مثل جن و انس (روض الجنان، ج۱، ص ۲۰۲) همه اسما و صفات و غذاها و ادویه ها و استخراج معدن و غرس درختان و همه آنچه مربوط است به آبادی دین و دنیا، نام تمام آنچه خلق شده بود و آنچه خلق نشده بود، خواص هر چیز، اسم دواها و اینکه هر چیز به چه کاری می آید (مجمع البیان، ج۱، ص ۱۵۰).اسمای خالق و مخلوقات (کشف الأسرار، ج۱، ص ۱۳۷) نظریاتی است که در این مورد مطرح شده است.

کسانی که تعلیم را آموزش الفاظ و اسما می دانند، در اینکه خدا اسما را به چه زبانی به آدم آموخت دو نظر بیان کرده اند:

۱.تعلیم هر اسم به تمام لغات به غیر از زبان عربی، زیرا نخستین کسی که به عربی صحبت کرد اسماعیل (علیه السلام) بود (مجمع البیان، ج۱، ص ۱۵۰).

۲.تعلیم ابتدا به زبان عربی و سپس به همه زبان ها (روض الجنان، ج۱، ص ۲۰۳). امّا محققان این نظرات را نقد یا تأویل کرده اند و در نقد آموزش لغات و اسامی گفته اند: هر چند دانستن اسامی موجودات جهان نوعی فضیلت است، اما نمی تواند ملاک برتری و امتیاز انسان بر ملائکه و دلیل شایستگی او برای خلافت باشد. علاوه بر آنکه از گفت وگوی خدا با ملائکه مشخص می شود که ملائکه نیز لغات را می شناختند (منشور جاوید، ج۱۱، ص ۵۱).

درباره آموزش اسرار هستی و آثار موجودات نیز گفته اند: اولاً ، این نظر با ظاهر آیات سازگار نیست، زیرا ظاهر آیات این است که آدم اسما را آموخت نه اسرار و خواص آنها را. ثانیاً، گروهی از ملائکه مسئول امور عالم (مدبرات أمراً) (نازعات:۵) هستند، که انجام آنها بدون علم ممکن نیست (همان، ص ۵۳ ؛ تبیان، دفتر ۴۱، ص ۲۹۸ از تقریرات اسفار).

بعضی، تعلیم اسما را افاده علم بر حقایق اشیا و ماهیات آنها (تفسیر القرآن الکریم، ص ۳۱۹) یا اسمای حجج الهی و ائمه و صفات ایشان طبق روایات (کمال الدین، ص ۴۴ و۴۵) و یاعلاوه بر آن، نام شیعیان خاص و دشمنان خاص اهل بیت (بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۱۷) می دانند.

بعضی نیز اسما را یک سلسله موجودات زنده و صاحب شعور می دانند که در پشت پرده غیبت از نظرها مستور بوده اند و هر اسمی را خداوند در این جهان به برکت آنها ایجاد کرده است و آنها واسطه فیض خداوند به مادون اند. (المیزان، ج۱، ص ۱۱۷، ۱۱۹ و ۱۹۸) و یا علم اسما، علم به حقایق اسما و رؤیت فنای خلق در حق می باشد (شرح حدیث عقل و جهل، ص ۲۶۳).

همچنین درباره کیفیت تعلیم اسما گفته شده است:

خداوند همه اشیا و افراد را حاضر کرد و آدم خود بر آنها اسم نهاد (کتاب مقدس، ص ۷۲ از سفر تکوین ۲/۱۷۲ـ۲۵) یا تعلیم علم از طریق خلق علم بوده و یا با نصب دلیل برای شناخت اشیا (روض الجنان، ج۱، ص ۲۰۱) یا خواص اشیا را بر قلب آدم القا کرد (تفسیر محی الدین عربی، ص ۴۶ ؛ مجمع البیان، ج۱، ص ۱۵۰ ؛ اعلام النبوه، ص ۵۳) یا در خلقت و فطرت انسان همه اسماء الهی را قرار داد. (جامع الأسرار، ص ۱۳۶) یا آدم اشباح و انوار اهل بیت را دید و علم پیدا کرد (المیزان، ج۱، ص ۱۵۰) یا معنای تعلیم اسما، مظهریت اسمای الهی در آدم است نه اینکه به آدم درسی داده باشند (تبیان، دفتر ۴۱، ص ۳۰۱ از تقریرات اسفار).

ممکن است گفته شود اگر خدا آن علوم را به ملائکه نیز یاد داده بود آنها نیز می دانستند، بنابراین فخر و امتیازی در آدم نیست، پس چرا خدا به ملائکه فرمود: (انبئونی بأسماء هؤلاء إن کنتم صادقین) (بقره:۳۱) در پاسخ گفته شده: ۱. این سخن برای تعجیز ملائکه بوده، زیرا از علم به چیزی که ندیده بودند عاجزند (کشف الأسرار، ج۲، ص ۱۳۷ ؛ روض الجنان، ج۱، ص ۲۰۵) ؛ ۲. برای آگاهی ملائکه به عجز خودشان و عظمت مقام آدم بوده که ترکیب او به گونه ای است که بسیاری از مطالب را می فهمد (تفسیر محی الدین عربی ، ص ۴۷) ؛ ۳. برای آن بوده که ملائکه به عظمت وجودی آدم پی ببرند و بدانند که تنها او می تواند مظهر همه اسما و صفات الهی و اسم اعظم را که جامع تمام اسمای الهی است و تمام اسما در او فعلیت دارند داشته باشد و هر چه آنان به روی هم دارند او به تنهایی دارد (تبیان، دفتر۴۱، ص ۲ و ۳۰۱از تقریرات اسفار) ؛ ۴. برای آنکه ملائکه بدانند در نسل آدم چه انسان های با عظمتی به وجود خواهند آمد، زیرا مسمیات آن اسما، ائمه بوده اند (کمال الدین، ج۱، ص ۴۶) ؛ ۵. برای اظهار فضل آدم بر ملائکه، زیرا آدم دارای مقام جمعی برای مظهریت همه اسما بوده است (تفسیر صدرالمتألهین، ج۳ ، ص ۴) ؛ ۶. برای آنکه علم به آن اسما در مقام خلافت الهی نقش داشته و فرشتگان دریافتند که لوازم خلیفه الهی را ندارند (المیزان، ج۱، ص ۱۱۷) ؛ ۷. علمی که فرشتگان پس از خبر دادن آدم از اسماء به دست آوردند با آن علمی که خدا به آدم آموخت تفاوت داشت… و شایستگی آدم برای مقام خلافت از لحاظ همان حقیقت علم به اسما بود، نه خبر دادن از آن (المیزان، ج۱، ص ۱۱۸).

سجده ملائکه

بعد از تعلیم اسما به آدم و اعلام عجز ملائکه از دانستن آن، خداوند دستور سجده می دهد (المیزان، ج۱، ص ۱۲۳) و می فرماید: (و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم) (بقره:۳۳) اصل سجده در لغت خضوع و تذلل است (شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج۱، ص ۱۷۳ ؛ روض الجنان، ج۱، ص ۲۰۸). یا به معنی تذلل و انقیاد با فرود آوردن سر است (تفسیر صدرالمتألهین، ص ۵). در روایات نیز بر فرود آوردن سر بر زمین در برابر آدم تصریح شده (بحار، ج۱۱، ص ۱۳۹ ؛ المیزان، ج۱، ص ۱۲۵). در شرع نیز سجده عبارت است از روی بر زمین نهادن (روض الجنان ، همان) یا پیشانی نهادن بر زمین به قصد عبادت (صدر المتألهین، همان). علامه طباطبایی تصریح می کند که هر چند سجده کردن از همه افعال انسان تعیّن بیشتری برای عبادت دارد، لکن نباید سجده را عبادتی ذاتی دانست که در آن صورت انجام آن به عنوان تحیت وتکریم برای غیر خدا به گونه ای که اطاعت فرمان خدا و خضوع برای او نیز محسوب شود جایز نباشد (المیزان، ج۱، ص ۱۲۳).

ممکن است گفته شود آدم قبله بوده، مثل کعبه و سجده برای خدا بوده، یا آدم خدا را سجده می کرد و ملائکه در پس آدم متابعت می کردند، ولی سخن بهتر آن است که سجده برای آدم بود، ولی در حقیقت، اطاعت خدا بود (کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۴۴). صدرالمتألهین می گوید ممکن است سجده برای خدا بوده، در آن صورت آدم قبله قرار گرفته مثل کعبه، به جهت بالا بردن شأن او و یا آدم سبب وجوب سجده برای خدا بوده، زیرا با دیدن او پی به عظمت قدرت الهی می بردند و یا مسجود انسان بوده از آن جهت که آدم به قرب الهی رسیده بود، لذا این سجود برای آدم، سجود برای خدا محسوب می شود، زیرا آدم آینه تمام نمای خدا بود، یا اینکه سجده اصلاً به معنای انقیاد و خضوع است، نه سجده حقیقی که از نظر ایشان قول دوم بهتر است (تفسیر صدرالمتألهین، ج۳، ص ۸ـ۷). یا اینکه س

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.