خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر مؤسس کلام فلسفی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر مؤسس کلام فلسفی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه حکومت اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه حکومت اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
59دقیقه
42ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 50 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفاوت کلام امامی با کلام اشعری :

مفهوم شناسی شیعه

شیعه در لغت

قبل از بررسی عقاید شیعه ابتدا باید با مفهوم شیعه آشنا شویم. شیعه در لغت عرب معانی مختلفی دارد. گاهی می گویند «تشایع القوم» یعنی به هم کمک کردند تا ساختمانی را بسازند، گاهی تشیع را در معنای «پیروی» به کار می برند: ( وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لإِبْرَاهِیمَ) ضمیرِ «شیعته» به نوح برمی گردد، و به معنای پیرو است.

شیعه در اصطلاح

شیعه در اصطلاح، عبارت از کسانی است که اسلام را کاملاً پذیرفته اند؛ و معتقدند که رهبری امّت بعد از رحلت پیامبر با عترت یعنی با علی و اولاد او(علیهم السلام) است. این رکن تشیع است و هرکه این اصل را قبول کرد شیعه خواهد بود. بنابراین زیدی ها و اسماعیلی ها نیز شیعه هستند، چون قبول دارند بعد از پیامبر، رهبری با علی و اولاد اوست. حال اینکه کامل هستند یا نه، اهل نجات هستند یا نه، بین ضعیف و مستضعف و قاصر و مقصر فرق هست، و… مسئله دیگری است.

رکن واقعی تشیع و مقوِّم آن این است که بگوییم علی و اولاد او بلافصل جانشینان پیغمبرند؛ اما بقیه مباحث، مباحث کلامی، قرآنی، حدیثی و غیره است. پس در حقیقت، ولایت سبب می شود که شیعه از دیگران متمایز گردد.

اشعری کیست؟

اشاعره، تابع ابوالحسن اشعری هستند. وی در ابتدا معتزلی بود امّا نقل شده که در سال ۳۰۵ در بصره بالای منبر رفت و گفت: من تاکنون معتزلی بودم؛ اما الآن از اعتزال توبه کرده و تابع احمد بن حنبل می شوم.

شیخ مفید در کتاب «اوائل المقالات» نقل می کند ابوالحسن اشعری مدت ها معتزلی بود چون استادش جبائی، معتزله بود و او هم در خانه استادش بزرگ شده بود. در کتاب «بحوث فی الملل والنحل» به تفصیل جریان ابوالحسن اشعری و عاملی که موجب شد از اعتزال برگردد و در جرگه اهل حدیث وارد شود ذکر شده است.

خلاصه، وقتی او وارد مکتب احمدبن حنبل(که مکتب اهل حدیث بود) شد، دید احمد در عقایدش خرافات زیادی دارد. لذا سعی کرد عقاید اهل حدیث را به گونه ای تنظیم و تعدیل کند که آن مشکلات رفع شود. بنابراین مکتب اشعری در حقیقت همان مذهب اهل حدیث اما با تعدیل است.

تفاوت های کلام شیعه با اشاعره

اول: صفات باری تعالی

به برکت خطب امیرمؤمنان علی(علیه السلام) شیعه معتقد است صفات خدا عین ذات اوست. (اولین خطبه نهج البلاغه) زیرا اگر چنین نباشد تعدد قدما لازم می آید: «لشهاده کل صفه انها غیرالموصوف و شهاده کل موصوف انها غیر الصفه» پس ما به برکت ادله عقلی و نقلی معتقدیم صفات خداوند عین ذات اوست «و الا یلزم القدماء الثمانیه» اما این قدمای ثمانیه چه هستند؟

مسیحیان به قدمای ثلاثه معتقدند، و اشاعره به قدمای ثمانیه، ما می گوییم صفات خدا عین ذات اوست؛ اما آن ها معتقدند صفات خدا زاید بر ذات خداست. اشاعره بدون تعقل به ظاهر این آیه معتقدند که ظاهرِ «أنزَلَهُ بِعِلمِهِ» حاکی از آن است که یک مُنزِل داریم یعنی خدا و یک علم یعنی صفت خدا(به ظاهر این عبارت توجه کرده اند)؛ حال آنکه این آیه در مقام این نیست که آیا علم خداوند عین ذاتش است یا زائد بر ذات.بلکه مقصود این است که او آگاهانه این کار را انجام داده است.

دوّم: صفات خبریّه

صفات خبریه، صفاتی است که عقل بر آن ها حاکم نیست و فقط وحی از آنها خبر داده است؛ مانند استوای بر عرش در آیه ( ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ) یا مثلاً دستْ داشتنِ خدا در آیه ( یا ابلیس ما مَنَعَکَ أنْ تسجد لما خَلَقتُ بِیَدَیَّ) اشاعره به ظاهر آیه استناد کرده و می گویند خدا دو دست دارد؛ ولی ما کیفیت آن را نمی دانیم. لذا کسانی که بخواهند عقاید اشعری را بیان کنند، کلمه «بلاکیف» را به کار می برند؛ یعنی خدا این صفات را دارد اما کیفیتش برای ما روشن نیست. پس تمام این صفات را به ظاهر حمل می کنند لیکن برای اینکه از «مجسمه» نباشند می گویند بلاکیف.

ولی شیعه معتقد است که صفات خبریه، یک سلسله استعارات و مجازات هستند. به تعبیر دیگر، ما یک دلالت تصدیقی داریم و یک دلالت تصوری. یا به عبارت بهتر یک دلالت افرادی داریم و یک دلالت جمله ای. اگر بخواهیم دلالت افرادی را در نظر بگیریم حق با آنهاست، یعنی طبقِ «ان الله علی العرش استوی»، عرش یعنی تخت، و استوی یعنی قرار گرفت. این ظهور افرادی و تصوری است.

ولی صحیح آن است که این فقره از قرآن را یکجا مطالعه کنیم؛ یعنی ماقبل و مابعدش را لحاظ کرده و سپس با توجه به ظهور جمله ای آن را معنی کنیم. با مطالعه آیات قبل، یعنی اول سوره رعد متوجه می شوید اصلاً این جمله را چنین معناکردن بی ربط است. خدا گفته من آسمان ها و زمین را آفریدم، جهان را تدبیر می کنم، کارهای خلقت را انجام می دهم و سپس می گوید: ( الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی) حال اگر بگوییم معنی این فقره این است که:«خداوند بر تخت نشست»، گزاره ای بی ربط خواهد بود. یعنی بر تختْ نشستن چه ارتباطی با خلقت زمین و آسمان و تدبیر جهان و اختلاف لیل و نهاردارد؟!

بلکه معنای این جمله این است که: تصور نکنید خداوند همه زمین و آسمان ها را آفرید و بعداً تدبیر این جهان را به دست دیگران سپرد؛ بلکه او هم خالق و هم مدبّرست و تدبیر جهان نیز همواره به دست خود او است.

همه بحث این آیه در آفرینش و تدبیر و اداره عالم است، و این مناسبت ندارد با این که در آن میان بگوید: خدا بر تخت نشست!!

ضمن اینکه «ثم استوی» به معنای جَلَس(نشست) نیست بلکه به معنی استولی(تسلط یافتن) است. یعنی در عین حالی که جهان را آفرید، «استوی علی عرش القدره» هم بود؛ جهان در دست خداوند بوده و به ملک یا جن نسپرده است. پس اشاعره، صفات خبریه را بر معنای ظاهری و إمامیه بر معنای کنایی (تسلط بر قدرت) حمل می کنند. کار اشاعره در واقع عین تشبیه بوده ولی کار إمامیه تنزیه است.

سوّم: توحید افعالی

اشاعره می گویند افعال بندگان، مخلوق خداوند است و بشر اصلا در فعل خودش دخالتی ندارد. آن ها می خواهند توحیدی را درست کنند که آیه ( هَلْ مِنْ خَالِق غَیْرُ اللَّهِ)؛ از آن سخن می گوید. آن ها معتقدند که در جهان، خالقی جز خدا نیست و لذا افعال بشر، مخلوق بلا واسطه خدا است.

اما امامیه معتقدند که اگر افعال بشر مخلوق بلاواسطه خداست، پس در غذا خوردن، من غذا می خورم یا خدا خورنده است؟! من می خوابم یا خدا می خوابد؟! من ضاربم یا خدا؟! این اعتقاد باطل است. اشاعره در توحید عبادی اغراق می کنند تاآنجاکه اصلاً تمام علل و اسباب را از کار می اندازند. و فقط به یک علت (خداوند) معتقدند؛ اما شیعه می گوید این خلاف قرآن است. قرآن می گوید: ( وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّکُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ) باید توجه کرد که باء در «بِهِ» سببیه است.

قرآن در آیات فراوانی، علل طبیعی را تصدیق می کند؛ اما این علل طبیعی از خود استقلال ندارند.

بنابراین امامیه معتقدند که افعال عباد مخلوق مستقیم خدا نیست؛ بلکه مخلوق خود بشر است. اشاعره ـ نعوذ بالله ـ تمام معاصی و سیّئات را مخلوق خدا می دانند؛ اما ما می گوییم نه، مخلوق خود بشر است گرچه بشر هم در عین حال در افعال خودش مستقل نیست؛ بلکه به قدرت و به فضل الهی کار را انجام می دهد. امام خمینی(رحمه الله) این آیه را زیاد تلاوت می کردند: ( وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَی) در عین حالی که آن را نفی می کند و می گوید:«و ما رمیت»، ولی همان را اثبات هم می کند و می گوید «اذ رمیت» جمع بین این نفی و اثبات این است که اولی ناظر به نفی استقلال و دومی ناظر به انجام عمل به قدرت خداست.

چهارم: رؤیت خداوند در آخرت

اشاعره می گویند خدا را در آخرت می بینیم و دلیل آن ها غالباً این حدیث ابوهریره ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.