خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی شامل 104 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش قبیله قریش در دور کردن حضرت علی علیه السلام از خلافت اسلامی :
۱.مقدمه
قبیله قریش مهمترین قبیله عرب در آستانه ظهور اسم بود. قریشیان امتیازاتی داشـتنند که دیگران از آنها محروم بودند. گرفتن باج از زائران خانه خدا و بهویژه امنیت تجـارت با شام و یمن باعث شده بود که در نزدیکی پیدایش اسم، رشد اقتصادی فوقالعـاده ای درمقایسه با دیگران داشـته باشـند. آنـان بـه حرمـت اینکـه اهـل حـرم و خـادم خانـه خدا(کعبه) بودند، به چنین جایگاهی دست یافته بودند. سرسخت ترین دشـمن رسـول خدا(ص)، در دوران رسالت ایشـان، قـریش بـود. آنهـا دیـن اسـم را دربرابـر منـافع اقتصادی خود و برهم زننده نظام طبقاتی مکه و باعث اهمیت یافتن بردگان و هم پیمانـان و آزادشدگان و قطـع کننـده ربـاخواری هایشـان مـیدانسـتند و بعـد از رحلـت رسـول خدا(ص)، با اهل بیت آن حضرت(ع) و به ویژه علی (ع) عناد زیـادی داشـتند. در ایـن مقاله سعی شده است درباره این موضوع ها بحـث شـود کـه چـرا قـریش بـا خفـت علی(ع) مخالف بودند بااینکه آن حضـرت(ع)، خـود، قریشـی بـود؛ چگونـه قریشـیان درعمل، علی(ع) را از منصب خفت دور نگه داشتند و مانع شـدند کـه ایشـان خلیفـه شوند؟ در دوران خفت حضـرت امیـر(ع)، قـریش چـه تـأثیری در تضـعیف قـدرت خفت داشتند؟ چرا در سخنان، خطبه هـا و نامـههـای امـام(ع)، بیشـترین شـکایت و ناراحتی متوجه قریش است؟
۲.شکوه از قریش در سخنان امام علی(ع)
امام علی(ع)، علت اصلی نرسیدن خود به خفـت پـس از رحلـت رسـول خـدا(ص) را قریش میدانست. دلیلِ اصلیِ وجود مشکت، متعدد در دوران خفت آن حضرت(ع) نیز اقدامات خصمانه قریشیان و زیادهخواهیهای آنان بودند. علـی(ع) در تمـامی دوران زنـدگی خود، از رحلت رسول خدا (ص) تا شهادتشان، همواره در موقعیـتهـای متعـدد ازدسـت قریش به خدا شکایت میکردند. آن حضرت(ع) همواره تأکید میکردند که قریش مخـالف مناند همانگونه که با رسول خدا(ص) مخالف بودند. امام(ع)، در موقعیتی دیگر، ضمن یاریخواستن از خدا، برضد قریش میگوید: «و اجمعوا علی منازعتی حقاً کنت اولی به من غیری… و برای ستیز با من فراهم آمدند در حقی که از آن من بود نه آنان و بدان سزاوارتر بودم از دیگران…»(نهجالبغه، ۲ ۷ ۳ ۱: ۱ ۵ ۲؛ کراجکی،۱ ۲ ۴ ۱: ۹ ۶). و در جواب نامه برادرش، عقیل، و در سالهای پایانی خفتش مینویسد: «فدع عنک قریشاً و ترکاضهم فیالضل و تجوالهم فیالشقاق و جمـاحهم فـی التیـه فـانهم قـد اجمعوا علی حربی کاجماعهم علی حرب رسولا…قریش را بگذار تا در گمراهی بتازند و در جداییخواهی این سو و آن سـو دونـد و در سرگردانی با سرکشی بسازند که آنان در جنگ با من فراهم آمدند چنانکه پیش از من با رسول خدا(ص) جنگیدند…(نهجالبغه، ۲ ۷ ۳ ۱: ۰ ۱ ۳ – ۱ ۱ ۳).و زمانی که قریش به امام(ع) خرده میگرفتند که سیاست ندارد و علم جنگ نمیدانـد، آن حضرت (ع) فرمود: «…قالت قریش ان ابن ابی طالب رجل شجاع ولکن علم له بالحرب. ابوهم و هل احد مـنهم اشد لها مراسا و اقدم فیها مقاما منی؟ لقد نهضت فیها و ما بلغت العشرین، و ها انـاذا قـد ذرفـت علیالستین. ولکن رأی لمن یطاع. قریش گوید: پسر ابیطالب دلیر است اما علم جنگ نمیداند. خدا پدرانشان را مـزد دهاد! کدامیک از آنان پیشتر از من در صحنه جنگ بـوده…امـا آن را کـه فرمـان نبرنـد، سررشته کار از دست او برون است.»(نهج البغه، ۲ ۷ ۳ ۱: ۸ ۲؛ دینـوری، ۶ ۹ ۱: ۲ ۱ ۲؛ ثقفـی کوفی، ۳ ۵ ۳ ۱: ۲ / ۷ ۷ ۲) حضرت امیر (ع) از عذابی که قریش بهواسطه نقشـش در دورکـردن ایشـان از خفـت بدان دچار خواهد شد نیز یاد کرده اند: «فعند ذلک تودّ قریش بالدنیا و ما فیها لو یروننی مقاماً واحداً و لو قدر جزر جزور قبل منهم مااطلبالیوم بعضه فیعطونیه در این هنگام قریش دوست دارد دنیا را با آنچه در آن هست، بدهد و زمانی کوتـاه مرا ببیند تا آنچه امروز برخی از آنها را می خواهم و به من نمی دهنـد، یکجـا تسـلیم کنـد.(نهج البغـه، ۲ ۷ ۳ ۱: ۶ ۸؛ ثقفـی کـوفی، ۳ ۵ ۳ ۱: ۲ / ۷ ۷ ۶؛ مجلسـی، ۴ ۰ ۴ ۱: ۴ ۳ / ۷ ۱ ۱ و ۱ ۴ / ۹ ۴ ۳؛ طبری، ۶ ۲ ۴ ۱: ۱ / ۴ ۰ ۳)
3.سیادت قریش درمیان عرب در عهد جاهلی
قبیله قریش در آستانه ظهور اسم درمیان اعراب نفوذی فوق العـاده داشـت. بعـد از اقـدام قصیبنکب و بیرون راندن خزاعیها از مکه(بذری، ۷ ۱ ۴ ۱: ۱ / ۰ ۵) و تسلط افراد قبیلـه قریش بر مکه، بهویژه بعد از اقدام هاشمبنعبدمناف در رایجکردن سفرهای تجاری قریشیان به شام و یمن(همان: ۹ ۵)، مردم مکه ثروت و مکنت زیادی بهدسـت آوردنـد و بـهتـدریج سیادت خویش را بر سایر عرب تحمیل کردنـد. آنـان اهـل حـرم بودنـد و از زائـران بـاج میگرفتند و به حرمت اهل حرم بودن، کاروانهای آنان از دستبرد دزدان عرب در امان بـود. خداوند در سوره قریش(آیههای ۳ – ۴) میفرماید: «قریش بهواسطه خانه خدا از امنیـت و آرامش برخوردارند و شکم هایشان سیر است». طبیعتاً قـریش بیشـتر از قبایـل دیگـر زن و فرزند و سح و تشکیت داشتند. غرور قریشیان بیشتر از دیگران بود و اشرافشان فاصـله عمیق تری از عوام داشتند؛ با وجود این، مردم قریش که سود سرشـاری از تجـارت کسـب می کردند، برخف سایر قبایل سعی داشتند از جنگ احتراز کنند و بـه فکـر ایجـاد امنیـت بیشتر برای کاروان های تجاری خود بودند. هاشم ـــ جـد پیـامبر گرامـی اسـم(ص) ـــ توانست برای امنیت کاروانهای قریش در سرحدات شام، از امپراتـور شـام نامـهای بگیـرد(ابن واضح یعقوبی، بی تا: ۱ / ۲ ۴ ۲ – ۳ ۴ ۲). قُصَی و هاشم از شخصـیتهـای مـورد احتـرام قریش بودند و قریشیان از این دو همواره به نیکی یاد میکردند.
۴. عملکرد قریش در زمان پیامبر(ص)
۴. ۱ مبارزه قریش با رسول (ص)
در ابتدای بعثت که دعوت رسول خدا(ص) فردی بود، قریش از دین اسم احساس خطـر نمیکردند و با خنده و تمسخر به همدیگر میگفتند:«ابنعبدالمطلب لیکلم منالسماء.»(همان: ۲ / ۴ ۲) پسر عبدالمطلب از آسمان سخن میگوید.اما همین که احساس کردند دین جدید پیغمبر اسم(ص) برای منـافع اقتصـادی آنـان ضرر و زیان دارد و بردگان و همپیمانان را از آنان میگیرد و درتضاد با رباخواریهای آنـان است، ناراحت شدند و به شیوههای مختلف با دین اسم مبارزه کردند و سرسختی بسـیار نشان دادند. قریش، ابتدا با مذاکره و سپس با تهدید و تطمیع و تهمت به پیامبر(ص)، کوشیدند مانع از گسترش دین اسم شوند. اهل مکه زمانی از حضرت رسول(ص) معجزهـ میخواسـتند. امام علی(ع) درباره آمدن مهتـران قـریش بـه نـزد پیـامبر(ص) و درخواسـت معجـزه از آن بزرگوار میفرماید: «و لقد کنت معه (صلیا علیه و آله) لما اتاها المً من قریش فقالوا له: یا محمد! انک قد ادعیـت عظیماً… تدعولنا هذه الشجره حتی تنقلع بعروقها فقال القوم کلّهم: نقلعت بعروقها و جاءت ولها…بل ساحر کذاب، عجیبالسحر و من با او بودم که مهتران قریش نزد وی آمدند و گفتند: ای محمد! تو دعـوی کـاری بزرگ می کنی…این درخت را برای ما بخوان تا با رگ و ریشـه برآیـد و پـیش روی تـو درآید… درخت گسـیخت و از جـای برآمـد…و مـردم همـه گفتنـد: او سـاحری اسـت دروغگـو، شـگفتجـادوگر…»(نهـجالبغـه، ۲ ۷ ۳ ۱: ۳ ۲ ۲ – ۴ ۲ ۲؛ مـاوردی، ۹ ۰ ۴ ۱: ۴ ۴ ۱؛ مجلسی، ۴ ۰ ۴ ۱: ۴ ۱ / ۷ ۷ ۴ و ۷ ۱ / ۹ ۸ ۳) قریش زمانی دین اسم را ساحری میخواندند. سپس به شکنجه مسـلمانان ضـعیف و محاصره اقتصادی هاشمیان روی آوردند. امام علی(ع) درباره مشـکتی کـه قـریش بـرای بنیهاشم ایجاد کردند، میفرماید: «فَأَرَادَ قَوْمُنَا قَتْلَ نَبِینَا وَ اِجْتِیاحَ أَصْلِنَا وَ هَمُّوا بِنَا اَلْهُمُومَ وَ فَعَلُوا بِنَا اَلْأَفَاعِیلَ وَ مَنَعُونَا اَلْعَذْبَ وَ أَحْلَسُونَا اَلْخَوْفَ وَ اِضْطَرُّونَا إِلَی جَبَلٍ وَعْرٍ وَ أَوْقَدُوا لَنَا نَارَ اَلْحَرْبِ…پس مردم ما[قریش] خواستند پیامبرمان را بکشند و ریشـه مـا را بکننـد و دربـاره مـا اندیشهها کردند و کارها راندند،از زندگی گوارامان بازداشتند و در بیم و نگرانی گذاشتند و ناچارمان کردند تا به کوهی دشوار گذار برشویم و آتش جنـگ را بـرای مـا برافروختنـد…(نهجالبغه، ۲ ۷ ۳ ۱: ۶ ۷ ۲؛ مجلسی، ۴ ۰ ۴ ۱: ۳ ۳ / ۱ ۱ ۱) بزرگان قریش برای خاموشکردن دین خدا، از یهود یثرب نیز کمک گرفتند.
۴. ۲ اسم آوردن قریش
تعداد کمی از قریش در سالهای نخست بعثت ایمان آوردند و بسیاری از آنان تا فتح مکـه و سال بیستویکم رسالت رسول خدا(ص) بر بتپرستی خویش اصرار ورزیدند. افـرادی از بزرگان قریش مثل عتبهبنربیعه، امیهبنخلف، ابوجهـلبـنهشـام، طلحـهبـنابـیطلحـه، سعیدبنعاص، عقبه بن ابی معیط و عمرو بن عبدود دراین راه جان باختند. قریش پس از فـتح مکه در سال هشتم هجری، بهجهت برخوردهای مناسب پیامبر(ص) و نیز بـهجهـت اینکـه در شرایط جدید منافع خویش را در اسمآوردن میدیدند، مسلمان شدند؛ که با توجـه بـه نفوذ و سیادت قریش دربین اعراب، اسمآوردن آنان باعث گسترش این دیـن در سرتاسـر جزیرهالعرب و دربین قبایل متعدد عرب شد: «و رایتالنّـاس یـدخلون فـی دیـنِاِ افواجـا»(نصر: ۲). رسول خدا(ص) برای نرمکردن دل قریشـیانی کـه سـالهـا بـا اسـم جنگیـده بودند(مؤلفه قلوبهم)، غنایم حنین را به آنان بخشیدند و در عین حال مکه را مرکز حکومت خود قرار ندادند.
۵.بزرگان قریش و جانشینی پیامبر(ص)
بعد از رحلت رسول خدا(ص)، تعدادی از قریشیانی که در سالهای نخست بعثت اسـم را پذیرفته بودند(مهاجرین) و برخی از انصار در سقیفه درباره منصب جانشینی پیامبر(ص) بحث و احتجاج کردند. قریشیان(ابوبکر،عمر و ابوعبیده) با این استدل کـه قریشـی و از قبیله رسولاند، خود را مستحقتـر بـه خفـتدانسـتند.امـام(ع) در یکـی از خطبـههـای نهجالبغه درباره استدل قریش در سقیفه میفرماید: احتجوا بالشجره و اضاعوا الثمره. قریش حجت آوردند که درخـت انـد و خفـت را بردنـد و خانـدان رسـول را کـه میوه اند، تباه کردند و تیمار آن را نخوردند.(نهج البغه، ۲ ۷ ۳ ۱: ۲ ۵؛ ابـن الجـوزی، ۶ ۰ ۴ ۱: ۶ ۸؛ طبری، ۶ ۲ ۴ ۱: ۱ / ۸ ۶ ۲) قریشیان متنفذ از طوایف مهم قریش مثل بنیامیه و بنیمخـزوم و…در سـقیفه حضـور نداشتند و نمیتوانستند ادعایی درباره خفت اسمی داشته باشند. آنان منافع خویش را در قیامنکردن و همراهنشدن با مرتدین و احیاناً همکاری با خلیفه قریشی یافتند. سهیل بن عمرو بن عبدود با سخنرانی قریش را از ارتداد بازداشـت(بغـدادی، ۵ ۰ ۴ ۱: ۷ ۱ ۲). بـا وجود این، کسانی از آنان مثل ابوسفیان، درجریان رقابت رقیبان، با هوشیاری و زیرکی تمام به فکر گرفتن امتیاز از صاحبان قدرت بودند؛ چه، با توجه به اطاعت عرب از آنـان، زمینـه برای امتیازگرفتن آنها فراهم بود. مهاجران، در سقیفه، با استدلهای متعدد دربرابـر انصـار،خفت را بهدست آوردند. از جمله این استدلها ایـن بـود کـه «و لـن تعـرف هـذا امر إّ لهذا الحی من قریش»(عرب به زیر بار غیرقریش نمی رود)(ابـن هشـام حمیـری، بـی تـا: ۲ / ۹ ۵ ۶) و زم است خلیفه پیامبر(ص) از مهاجران قریشی باشد نه انصار مـدنی. سرشناسـان قریش ــ از جمله ابوسفیانبنحرب، عمروبنعاص، خالدبنولید، سـعیدبنعـاص،…از انتخاب یک قرشی راضی بودند، ولی ابوسفیان که نخبه قریش محسوب می شـد، بـه فکـر گرفتن امتیاز و بهدستآوردن جای پایی در دولت روبه رشد اسم بود. او پس از اطـع از انتخاب ابوبکر بن ابیقحافه به خفت، به نزد علی (ع) آمد و گفت: «أرضیتُم یا بنی عبدمناف ان یلی هذا امر علیکم غیرکم؟ و قال لعلی بن ابـی طالـب اُمـدُد یـدَک أُبایعک.»(ابنواضح یعقوبی، بیتا: ۲ / ۶ ۲ ۱) ای فرزندان عبدمناف! آیا راضی شدید که کس دیگری(ابوبکر) بر شما زمامداری کند؟ و به علیبنابیطالب گفت: دست خود را پیش آور تا با تو بیعت کنم. و بنا به روایتی دیگر گفت: أَغلبکم علی هذا امر أقلّ بیت فی قریش.(ابنعبدالبر، ۲ ۱ ۴ ۱: ۴ / ۹ ۷ ۶ ۱) آیا در این امر(خفت)، کم اهمیتترین طایفه(تیمِ) قریش بـر شـما (بنـیعبـدمناف) چیره شده اند؟ با توجه به اینکه علی(ع)، در زمان رسول خدا(ص)، با ابوسفیان و طرفدارانش به سختی جنگیده بود، معلوم بود که ابوسفیان دلسوز علی(ع) یا بنی هاشم نبود؛ همچنین، با توجه بـه هماهنگی ابوسفیان با خلیفه در مرحله بعـد، معلـوم شـد کـه وی از انتخـاب شخصـی از طوایف گمنام قریش هم ناراحت نبود. ابوسفیان بـا زیرکـی درپـی امتیـازگیری از جانشـین رسول خدا(ص) به نفع خویش بود. او به علی(ع) گفت: «چرا ایـن کـار در کوچـک تـرین طایفه قریش باشد؟ به خدا اگر بخواهی، مدینه را برضد وی [ابوبکر] از سـواره و پیـاده پـر میکنم»(طبری، ۷ ۸ ۳ ۱: ۳ / ۹ ۰ ۲). اما علی(ع) که راضی نبود به هر قیمتـی خلیفـه شـود و از نیت ابوسفیان نیز باخبر بود، به وی فرمود: «ای ابوسفیان! تـو هـیچ گـاه خیرخـواه اسـم و مسلمانان نبوده ای» و درخواست ابوسفیان را رد کـرد. قـدرت ابـوبکر بـدون همـاهنگی و حمایت بزرگان قریش از خفت او تثبیت نمیشد و ابوسفیان که از علـی(ع) ناامیـد شـده بود، کوشید برای فرزندانش در خفت ابوبکر مناصبی دست وپا کنـد و درعـوض از آنـان حمایت کند. یزید و معاویه ــ فرزندان ابوسفیان ــ در آغاز فتوح به منصب فرماندهی سپاه و پس از فتح شامات به حکومت آن ناحیه دست یافتند. درواقع زیاده خواهیهای قریش که در سیادت افراد این قبیله قبل از اسم ریشه داشت و عدالت علی(ع) و اعتقـاد ایشـان بـه ارزش های اصیل دینی و نقش ایشان در کشته شـدن بزرگـانی از قـریش در بـدر و احـد و خندق باعث میشد قریشیان با امام(ع) هماهنگ نشوند و در هماهنگی با رقبای وی پیشتاز شوند و این مسئله در سرتاسر دوران خلفا و خفت علی(ع) کامً مشهود است.
۶.اتحاد تاکتیکی قریش برضد علی(ع) در دوران خلفای نخستین
با توجه به عملکرد امام علی(ع) در دوران پیغمبر(ص) و کشـته شـدن پهلوانـانی از قـریش به دست آن حضرت(ع)، قریشیان دل خوشی از آن حضرت(ع) نداشتند. به این موضوع در سخنان عبیدا بن عمر به امام حسن(ع) اشاره شده است. او بـه حسـن بـن علـی(ع) گفـت:«پدرت قریش را از سر تا بن گوشمال داده و آزرده است؛ از ایـن رو، آنـان وی را دشـمن می دارند»(ابنمزاحم منقری، ۴ ۰ ۴ ۱: ۷ ۹ ۲ ). از سوی دیگر، قریشیان پرتوقع بودند و انتظاراتی فراتر از دیگران داشتند و این موضوع با عدالت امام علی(ع) سازگار نبود. مسلمانان باسابقه قریشی نیز بهخوبی میدانستند که اگر خفت به بنیهاشم برسد، از آن طایفه بیرون نخواهد رفت و در آن صورت آنان برای دستیابی به خفت امیدی نداشتند. عمـر بـرای دورکـردن علی(ع) از خفت، حدیثی از رسول خدا(ص) نقل کرد که باب میل عمده قریشـیان بـود:«نبوت و خفت در یک خاندان جمع نمی شود»(طبرسی، ۳ ۰ ۴ ۱: ۱ / ۴ ۸). این سخن خلیفه دوم، باب میل بزرگان قریش اعم از مسلمانان با سابقه و کسانی که بعد از فتح مکه مسـلمان شدند، بود. خلیفه دوم خود به این سخن اعتقاد نداشت؛ زیرا زمانی که ابولؤلؤ او را زخمـی کرد، علی(ع) را هم جزو اعضای شورای ششنفره خفت قرار داد. بنا بـه نقـل برخـی از اخبار، در راستای هماهنگی قریش، طرح قتل علی(ع) طراحی شد و قرار بود خالدبنولیـد این طرح را عملی سازد و امام(ع) را غافلگیرانه بکشد که ابوبکر وی را از این کـار برحـذر داشت(ابنابیالحدید، ۱ ۴ ۳ ۱: ۳ ۱ / ۱ ۰ ۳؛طبرسی، ۳ ۰ ۴ ۱: ۱ / ۹ ۸ و ۴ ۹؛ محدث عاملی، ۲ ۲ ۴ ۱: ۳ / ۷ ۸ ۳). عمر در دوران خفت خود، در توجیه دورنگه داشتن علی(ع) از خفت، بیشـتر روی این سخن تأکید می کرد که قریش با علی(ع) هماهنگ نیستند. وی در ایـن زمینـه بـه ابنعباس میگوید: «سوگند به خدای این خانه! قریش هرگز گرد علی جمـع نمـیشـدند و اگــر علــی خلیفــه مــیشــد، عــرب از هــر ســو بــر او هجــوم مــیآورد و پیمــان می گسست»(ابن ابی الحدید، ۱ ۴ ۳ ۱: ۲ ۱ / ۰ ۲). امام علی(ع) درباره تأثیر قریش در میـان سـایر عرب و درنتیجه دورکردن خود از خفت می فرماید: «مردم به قریش می نگرند و قریش به همدیگر، و می گویند اگر بنی هاشم بر شما خفت یابند، خفت هرگز از میانشـان بیـرون نرود و اگر دیگر کسـان از قـریش خلیفـه شـوند، آن را میـان خودتـان دسـت بـه دسـت میبرید»(طبری، ۷ ۸ ۳ ۱: ۴ / ۳ ۳ ۲). قریش سروری و سیادت و تأثیرگذاری خـود بـر تمـامی عرب را پس از اسم و بعد از رحلت پیامبر(ص) نیز تا حدودی حفـظ کـرده بـود. بنـا بـه برخی روایات، امام علی(ع) تا شش ماه با خلیفـه اول بیعـت نکـرد و پـس از آنکـه مـردم به سمت وی نیامدند و از وی دوری جستند، ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
