خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شب قدر تجلی گاه اتحاد قرآن و عترت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شب قدر تجلی گاه اتحاد قرآن و عترت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل متن و ترجمه دعای جوشن صغیر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل متن و ترجمه دعای جوشن صغیر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
22دقیقه
17ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عطر کلام رهبری در جمع کارگزاران نظام

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل عطر کلام رهبری در جمع کارگزاران نظام شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل عطر کلام رهبری در جمع کارگزاران نظام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل عطر کلام رهبری در جمع کارگزاران نظام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل عطر کلام رهبری در جمع کارگزاران نظام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل عطر کلام رهبری در جمع کارگزاران نظام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل عطر کلام رهبری در جمع کارگزاران نظام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عطر کلام رهبری در جمع کارگزاران نظام :

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّهالله فی الارضین.

خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، مسئولین محترم. این جلسه یکی از جلسات مبارک دوران سال ما است. مسئولین محترم حضور دارند از بخشهای مختلف و گزارشهای خوبی را می شنوند؛ کمااینکه امروز هم آقای رئیس جمهور گزارش خوبی دادند. معمولاً این جور است که رؤسای جمهور در این جلسه، گزارش فعّالیّتهای مثبت خودشان را هرکدام بنحوی بیان میکنند. خب ذهن ها و فکرها، با اطّلاعات، با اخبار آشنا می شوند و حقایق را می شنوند؛ ازاین جهت هم بحمدالله جلسه مبارکی است.

لکن من آنچه در آغاز این عرایض می خواهم عرض بکنم، مربوط به ماه مبارک رمضان است که بیش از نیمی از این فرصت طلایی را ما گذراندیم و کمتر از نیمی از این ماه باقی است. این فرصت را باید برادران عزیز، خواهران عزیز، مسئولین محترم، بخصوص ماها، خیلی مغتنم بشماریم؛ فرصت انابه است، فرصت رجوع به خدای متعال است، فرصت نورانی کردن دل و طراوت دادن به دلها است و فرصت تضرّع است؛ پیش خدای متعال تضرّع کنیم. هرکدام از شماها در هر بخشی که مشغول کار هستید، مطمئنّاً مشکلاتی دارید، کمبودهایی دارید، نیاز دارید به عناصری، به عواملی؛ اینها را از خدا باید بخواهیم. در کنار تلاشِ شما مطمئنّاً دعای شما و تضرّع شما یک امر لازمی است؛ این تضرّع را بایستی ما فراموش نکنیم.

در چند دعا ازجمله دعای شریف ابی حمزه ثمالی [آمده]: وَ لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک،[۱]راه نجات ما تضرّع به نزد پروردگار متعال است. خب تضرّع پیش خدای متعال که مایه ی نجات ما است –می گوییم «لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک »- این تضرّع، چطور وسیله نجات است؟ انسان های ضعیف هم گاهی ممکن است تضرّع کنند نزد انسان های دیگر؛ فرق این )دو( چیست؟ فرق و تفاوت میان تضرّع عندالله و تضرّع عند «بندگان خدا» در چیست؟ مهم این است که به این نکته توجّه کنیم. تضرّع در مقابل بندگان خدا برای این است که شما دل آن کس را که پیش او تضرّع می کنید، نرم کنید؛ (امّا) تضرّع عندالله برای این است که دل خودمان را نرم کنیم؛ دل خودمان را نجات بدهیم از قساوت؛ این مایه ی نجات است. اگر دل از حالت قساوت خارج شد و نرم شد، نورانیّت پیدا خواهد کرد. این نورانیّت دل است که راه ها را به روی انسان باز می کند، به انسان امید میبخشد، به انسان تلاش میبخشد، انسان را در راه های صحیح و درست هدایت می کند. تقوا وقتی بود، خدای متعال هدایتش را به انسان عنایت می کند. این تقوا ناشی از همان نرمش دل و لطافت دل و نورانیّت دل است؛ اصل قضیّه این است.

در سوره مبارکه زمر [آمده]: فَوَیلٌ لِلقسِیَهِ قُلوبُهُم مِن ذِکرِ اللهِ اُولئِکَ فی ضَللٍ مُبین؛[۲]دلِ سخت، دلِ دچار قساوت، این جوری است. گمراهی آشکار برای اینها در این آیه ذکر شده. در سوره مبارکه مائده درباره بنی اسرائیل می فرماید: فَبِما نَقضِهِم میثاقَهُم لَعَنّـهُم وَ جَعَلنا قُلُوبَهُم قاسِیَه؛[۳] مظهر لعنت الهی، قساوت قلب آنها است که بر اثر عمل خود آنها است: فَبِما نَقضِهِم میثاقَهُم؛ معاهده خودشان با خدای متعال را فراموش کردند، نقض کردند. اینها چیزهایی است که در جامعه مؤمن ما باید مورد توجّه باشد؛ بخصوص برای ما مسئولین که هرکدام در یک بخشی، باری بر دوش داریم. در سوره ی مبارکه ی بقره، باز درباره ی بنی اسرائیل [می فرماید]: ثُمَّ قَسَت قُلوبُکُم مِن بَعدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالحِجارَهِ اَو اَشَدَّ قَسوَهً وَ اِنَّ مِنَ الحِجارَهِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنهُ الاَنهار؛[۴] از سنگ سخت تر شد دل هایتان؛ این را پیغمبر اکرم از قول پروردگار در مقام مجادله و محاجّه با یهودی های مدینه بیان می فرماید و گذشته آنها را به یادشان می آورد. همه اینها برای ما وسیله درس و آگاهی و عبرت و موعظه است، باید سعی کنیم. در یک روایتی در کافی شریف است: وَ القاسِی القَلبِ مِنّی بَعید؛[۵] بُعد از خدای متعال، بدترین آفت برای انسان است؛ که انسان از خدای متعال دور بشود و قساوت قلب این خصوصیّت را دارد که انسان را دور می کند. یا در یک روایت دیگر: ما ضُرِبَ عَبدٌ بِعُقوبَهٍ اَعظَمَ مِن قَسوَهِ القَلب.[۶]

خب از این ایّام باید استفاده کرد. فرصت خوبی است ماه مبارک رمضان؛ هم [به واسطه] دعاها در این ماه -چه آنچه مربوط به سحرها است، چه آنچه مربوط به روزها یا شب ها است- که دعاهایی است که مضامین آنها دل ما را نرم می کند، و هم خود نفْس روزه داری و توجّه به وظیفه؛ ما به این احتیاج داریم. جامعه اسلامی و انقلابی ما اگرچنانچه از ذکر الهی و یاد الهی و خشوع در مقابل پروردگار و تضرّع در مقابل پروردگار غافل بشود، مطمئنّاً ضربه خواهد خورد، سیلی خواهد خورد؛ مطمئنّاً ناکام خواهد شد. ما به آن اهداف والا، به آن خواسته های مطلوب، در صورتی میرسیم که بتوانیم یک تلاش مؤمنانه و صادقانه ای را دنبال بکنیم؛ و آن جز با توجّه به خدای متعال و افزایش نورانیّت دل و ارتباط دل با خدای متعال ممکن نیست؛ این آن عرض ما در مورد اغتنام فرصت ماه رمضان که به نظر من از همه آنچه عرض خواهیم کرد مهم تر است. اساس حرف ما این است؛ باید مراقب باشیم. البتّه من خودم اوّلین مخاطب این حرف ها هستم؛ بنده بیشتر از شما مسئولیّت دارم و بار سنگین تری از بارهای شما دارم، خود من به این حرف ها بیشتر احتیاج دارم؛ برای من، برای شما، لازم است که توجّه کنیم، استفاده کنیم از این ماه، از این فرصت؛ شبهای قدر هم که در پیش است.

خب این جلسه، فرصتی است برای پرداختن به برخی از مسائل کلّی و کلان و مهمّ کشور تا برخی از مسائلی که گاهی ممکن است مورد گفتگو و بحث و اختلاف نظر باشد، در اینجا مطرح بشود، بحث بشود؛ بعضی از مسائلی که ممکن است مورد غفلت قرار داشته باشد از طرف ماها، اینجا مورد تذکّر قرار بگیرد؛ از این جهت جلسه مفیدی است؛[چون] مسئولان هستند، صاحب نظران هستند.

خوشبختانه امسال ما پدیده انتخابات را داشتیم؛ انتخابات کار بزرگی بود؛ عظمت انتخابات، قدرت انقلاب را نشان داد، قدرت نظام اسلامی را نشان داد؛ ما از این نباید غفلت کنیم. در تبلیغات جهانی، در حرف هایی که درباره انتخاب ما در رادیوها و رسانه های جهانی زده می شود -که خب مشاهده می کنید دیگر که راجع به انتخابات ما مرتّب دارند حرف می زنند- به این نکته اصلاً اشاره ای نمی کنند و نمی پردازند که این انتخابات نشان دهنده قدرت نظام بود؛ نشان دهنده توانایی ها و عمق نفوذ نظام در دل ها بود. معمولاً این را نمی گویند امّا واقعیّتی است که وجود دارد. مردمی که در روز جمعه انتخابات پای صندوق های رأی آمدند، به هر کسی رأی دادند، همه شان یک کار مشترک انجام دادند؛ این کار مشترک، خیلی با ارزش است. این کار مشترک را باید دید و باید به دنیا نشان داد؛ این کار مشترک، اعتماد به نظام بود، اظهار اعتماد به نظام اسلامی بود. بله، بعضی ها به زید رأی دادند، بعضی ها به عمرو، بعضی ها به بکر، بعضی ها به خالد، لکن همه اینها یک کار مشترک کردند. آن کار مشترک همین بود که به این صندوقی که نظام جمهوری اسلامی آنجا گذاشته بود اعتماد کردند و به این حرکت عظیمی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی مقرّر شده است اعتماد کردند و برای انتخاب مسئول اجرائی کشور وارد عرصه و صحنه شدند؛ این خیلی مهم است.

این کار مشترک را ما خرابش نکنیم. ما از لابه لای این کار مشترک، حرف ها و ملاحظات درنیاوریم جوری که اصل این حرکت مشترک را خرابش کنیم، ضایعش کنیم؛ این کار مشترک، خیلی مهم بود.[امّا] اینکه ما بیاییم ملّت ایران را تقسیم کنیم بگوییم «بعضی ها به این موضوع آره گفتند یا[خیر]»؛ نه، مردم فقط آمدند اشخاص را معیّن کردند. چرا تقسیم می کنیم افراد را؟ مراقب باشیم این تقسیم کردن ها، این بگو مگوها، از دل یک کار بزرگ و مشترک ملّت ایران بیرون نیاید. همه ملّت ایران، با دشمنان این ملّت و با دشمنان پیشرفت این ملّت، مخالفند. بله، ممکن است کسانی هم باشند که خائنند؛ در همه کشورها، در همه ی ملّت ها، در همه زمان ها آدم های خائنی هستند، امّا قاطبه ملّت ایران کسانی اند که با دشمنی که سختی ها را بر ملّت تحمیل می کند، تحریم را تحمیل می کند، جنگ را تحمیل می کند، ناامنی را تحمیل می کند، مخالفند، بدند؛ همه ملّت این جورند.

امروز هم که مشاهده می کنید بعد از انتخابات ما، آمریکایی ها، با وقاحت تمام، هم تحریم را افزایش دادند، هم بیشتر از همیشه بر طبل مخالفت و مبارزه و عناد و مانند اینها دارند می کوبند؛ این جوری است دیگر. با توجّه به دشمنی ها، با توجّه به وضعیّت، با توجّه به نیازها، با توجّه به اهداف بلندی که در مقابل ما است، باید یک فضای جدید ایجاد بشود. در ایجاد این فضای جدید -فضای همکاری، فضای کار و فضای تلاش برای هدف مشترک که آن عبارت است از پیشرفت کشور و اعتلاء نظام جمهوری اسلامی- همه سهیمند، همه شریکند. باید بتوانیم خودمان را به مقاصد نظام مقدّس جمهوری اسلامی، قدم­ به­ قدم نزدیک کنیم. اینها مقاصدی است که در شعارهای جمهوری اسلامی از اوّل وجود داشته، امروز هم هست؛ باید خودمان را نزدیک کنیم به آنها. این[هدف] تلاشِ همه را می خواهد. اگر همه تلاش کردیم، می توانیم بِایستیم، می توانیم استقامت کنیم، می توانیم دشمنمان را به زانو دربیاوریم؛ اگر همه با هم باشیم؛ این توصیه همیشگی ما است. امروز هم من مجدّداً توصیه می کنم؛ همه بایستی مسئولین کشور را کمک کنند، همکاری کنند که بتوانند کار کنند؛ مسئولین کشور هم بایستی جانب مردم را به­ معنای واقعی کلمه رعایت کنند؛ مسئولان بخش های مختلف هم باید با هم همکاری کنند. دأب(شیوه، روش) بنده هم این است که همیشه از همه دولت ها که بر سر کار هستند حمایت می کنم؛ امروز هم همین جور است، بعد از این­ هم ان شاءالله تا زنده هستیم همین جور خواهد بود.

در یک نگاه کلان به مسائل کشور، شماها که مسئول هستید، از مسئولین درجه یک تا مدیران بخش های مختلف، اگر بخواهید کشور را درست اداره کنید، اگر بخواهید فرصت ها و تهدیدها را به­ معنای واقعی کلمه مدیریّت بکنید -چون هم فرصت هایی هست، هم تهدیدهایی هست؛ باید بتوان این فرصت ها و تهدیدها را درست مدیریّت کرد- اگر بخواهید سرمایه های ملّی را درست به کار بگیرید، اگر بخواهید ظرفیّتهای کشور را که بسیاری از این ظرفیّت ها هم هنوز ناشناخته اند به فعلیّت برسانید و از آنها بهره برداری بکنید، اگر بخواهیم راه را از بیراهه تشخیص بدهیم -چون انسان، مسئولین کشور، دولت ها و بخش های مختلف، در مقابل خودشان گاهی راه هایی را مشاهده می کنند که بعضی از این راه ها بیراهه است؛ ما را به سرمنزل مقصود نمی رساند- و این کارهای بزرگ را انجام بدهیم، احتیاج داریم که اوّلاً ملاک های تصمیم گیری مان را مشخّص کنیم و آنها را درست انتخاب کنیم، ثانیاً از تجربه هایمان استفاده کنیم؛ این عرض امروز من است. باید بتوانیم ملاک های تصمیم گیری را درست انتخاب بکنیم؛ غالباً در اینجا لغزش هایی وجود دارد؛ در طول زمان، در طول دوران های مختلف، نه امروز؛ حالا عرض خواهم کرد.

خب، ملاک تصمیم گیری چیست؟ طبعاً آن حرف کلّی که در اینجا وجود دارد، منافع ملّی است؛ یعنی ملاک تصمیم گیری برای دولت ها، تأمین منافع ملّی است؛ حالا چه منافع کوتاه مدّت، چه منافع بلندمدّت. مسئله اینجا است که منافع ملّی را چه جوری تعریف کنیم، چه جوری شناسایی کنیم؛ چه چیزی را واقعاً منافع ملّی بدانیم و چه چیزی را نه. آن نکته اساسی که مورد نظر بنده است و می خواهم عرض بکنم، این است که منافع ملّی آن وقتی منافع ملّی هستند که با هویّت ملّی ملّت ایران، با هویّت انقلابیِ ملّت ایران در تعارض نباشند. آن وقتی منافع واقعاً منافع ملّی هستند که با هویّت ملّت در تعارض نباشند، وَالّا آنجایی که ما چیزی را به عنوان منافع ملّی در نظر می گیریم لکن هویّت ملّی را پایمال می کنیم، قطعاً اشتباه کرده ایم، این منافع ملّی نیست؛ این چیزی است که از دوران مشروطه تا قبل از انقلاب، متأسّفانه سرنوشت همیشگی کشور ما بوده؛ هویّت ملّی را زیر پا لگدمال کردند. البتّه از قبل از دوران پهلوی، از اواخر دوران قاجار، این حالت پیش آمده. هویّت ملّی همیشه پامال چیزهایی شده است که به عنوان منافع ملّت ایران به نظر مدیران و تصمیم گیران و تصمیم سازان می رسیده و اجرا می کردند؛ این یعنی معکوس کردن نسبت. منافع ملّی بایستی با هویّت ملّی تطبیق داده بشود، نه اینکه هویّت ملّی تابع منافع ملّی قرار بگیرد، که قهراً منافع تخیّلی است. اینکه یک نفری بیاید بگوید که «ما از فرق سَر تا ناخن پا باید فرنگی بشویم تا اینکه بتوانیم پیشرفت کنیم، ترقّی کنیم»، این همان پامال کردن هویّت ملّی است. یعنی به یک ملّتی با سابقه تاریخی، با فرهنگ غنی و قوی، با این همه اعتقادات، با این همه سرمایه های گوناگون معنوی می گویند «شما بیایید همه چیزتان را رها کنید، بریزید دور، از فرق سَر تا ناخن پا بشوید غربی، تا آن وقت بتوانید پیشرفت کنید». یعنی یک منافعی را تصویر میکنند و ترسیم میکنند برای ملّت که لازمه اش جدا شدن از هویّت ملّی است؛ این همان بی هویّت کردن ملّت و بی موجودیّت کردن ملّت است؛ که در دوران پهلوی، به حدّ اعلی رسید؛ البتّه عرض کردم، از اواخر دوران قاجار شروع شده بود. انقلاب آمد، این نگاه را عوض کرد، تغییر داد.

یکی از کارهای بزرگ انقلاب اسلامی همین است که یک هویّتی برای ملّت تعریف کرد و بر آن پافشاری کرد؛ منافع ملّی را براساس آن استخراج کرد و استنباط کرد و ترسیم کرد و تصدیق کرد و دنبال کرد. ما در آن شکل قبلی به منافع ملّی هم واقعاً نمی رسیم؛ کمااینکه شما ملاحظه کنید کشور ما با این همه سرمایه، با این همه امکانات، به خاطر از دست دادنِ همین هویّت، از دوران مشروطه تا قبل از انقلاب هیچ پیشرفتِ متناسب با شأنش و متناسب با آن سِیلی که در دنیا بود نداشت. در دنیای پیشرفته و فعّال و زنده، حرکت به سمت جلو ازلحاظ علمی، ازلحاظ فنّاوری، ازلحاظ بخش های مختلف زندگی جور دیگری پیش رفت؛ (امّا) در کشور ما نه، توقّف و رکود حاکم بود؛ امّا از انقلاب به این طرف با تغییر این نگاه، وضعیّت عوض شده. ما از بعد از انقلاب احساس می کنیم پیشرفت داریم، احساس می کنیم داریم به جلو حرکت می کنیم؛ البتّه عقب افتادگی ها زیاد است، امّا پیشرفت محسوس است.

من در صحبت اوّل سال، شاید مجملاً یک فهرستی از دستاوردهای کشور در زمینه های مختلف -در زمینه های زیرساختی، در زمینه های نیروی انسانی؛ در زمینه های گوناگون- گفتم؛ چون بعضی حاضر نیستند اینها را اقرار کنند، اعتراف کنند؛[حتّی] بعضی از خود مسئولین هم غفلت می کنند از آنچه دستاورد انقلاب است.[اینکه] با این مسائلی که برای کشور پیش آمد، با این همه مشکلات، با تحمیل جنگ، با تحمیل تحریم های کذائی، با دشمنیِ صریح و واضحِ قدرتهای مسلّط دنیا، کشور توانسته است این دستاوردها را به دست بیاورد، اینها نیست جز اینکه کشور احساس هویّت کرد؛ ملّت ایران هویّت خودش را فهمید، شناخت، احساس موجودیّت کرد، با قوّت و قدرت حرکت کرد؛ این احساس هویّت چنین حالتی را به انسان می دهد؛ این اعتماد به نفس را به انسان می دهد.

خب میگوییم «هویّت ملّت ایران»؛ این هویّت چیست؟ هویّت ملّی ما چه جوری تعریف می شود؟ ما ملّتی هستیم مسلمان، ریشه دار در تاریخ، و انقلابی؛ این هویّت ما است. مسلمانی ما، عمق تاریخی ما، و انقلابی بودن ما سه عنصر اصلی است که هویّت ملّت ما را تشکیل می دهد. این سه را نباید از نظر دور بداریم.

اسلامی بودن ما یعنی ارزشها و اصول اسلام، تشکیل دهنده ی هویّت ما است. ریشه داریِ ما در تاریخ یعنی نیروهای انسانی ما در طول تاریخ، دارای افکار بلندی بوده اند -در بخش های مختلف: در فلسفه، در علم، در فنّاوری- و در طول تاریخ به حسب موقعیّت زمانی، کارهای بزرگی را انجام داده اند و به بشریّت حرکت داده اند؛ این را توجّه داشته باشید. اینکه ما خیال کنیم «فنّاوریِ نو و ابتکار، متعلّق به غرب و اروپا و مربوط به آنها است و از اوّل این­جور بوده»، نخیر، این خطا است. ما در دوران هایی پیشرو و پیشتاز در فنّاوری بودیم؛ فنّاوری های متناسب روز. البتّه طبیعت علم و فنّاوری این است که هرچه جلوتر برود، سرعت بیشتر می شود؛ مثال زده­ایم بارها و تکرار نمی خواهم بکنم. هرچه پیشرفت انجام بگیرد، سرعت هم پیوسته بیشتر می شود. علّت اینکه فاصله کشورهای پیشرفته علمی با کشورهای عقب افتاده دائماً زیاد می شود، همین است؛ پیشرفت های علمی، سرعت را هم زیاد می کند. ما آن روز البتّه به تناسب زمانه خودمان پیشرو در مسائل فنّاوری بودیم؛ نه­فقط ما به­عنوان ایران، خیلی از کشورهای شرقی این حالت را داشتند، از جمله ما ایرانی ها. بنابراین، مسلمانی و ریشه داری در تاریخ؛ و بعد انقلاب؛ انقلاب بخش مهمّی از هویّت ما است. انقلاب یعنی آن حرکت تحوّلیِ عمیقی که با تکیه به اسلام توانست وضعیّت کشور را عوض کند و یک قلم مهمّ آن، این بود که ملّت را از حاشیه بیرون آورد، وارد متن اداره کشور کرد. ملّت در کشور، هیچ کاره بود؛ ملّت ایران، در طول قرن های متمادی، اصلاً در ذیل حکومتها تعریف می شد، نقشی در ایجاد [حکومت ها نداشت]. بله، وقتی پادشاهی جنگی داشت، عدّه ای از ملّت را می گرفت، زیر سلاح می برد و آنها را به جنگ می برد؛ نقش ملّت همین بود. امّا اینکه ملّت بتوانند در تعیین یک سیاستی، در تعیین یک مسئولی -چه برسد مسئولین درجه یک کشور- نقش داشته باشند، چنین چیزی وجود نداشت. ملّت منتظر نشسته بود تا این سلسله برود، آن سلسله بعدیِ حکومت بیاید؛ همچنان­که این حکومت می کرد، حالا آن[دیگری] بیاید حکومت کند؛ آن قبلی زور می گفت، حالا بعدی بیاید زور بگوید! ملّت ایران نقشی نداشتند. اوّلین بار در طول تاریخ ما -تاریخ چندین­ قرنی، تاریخ از دوران باستان به این طرف- ملّت ایران بعد از انقلاب، نقش پیدا کردند، از حاشیه وارد متن شدند و تعیین میکنند. همچنان­که معلوم است، از بالاترین مسئول کشور، از رهبری، ریاست جمهوری، مسئولین گوناگون دیگر، با انتخاب ملّت مسئولیّت پیدا میکنند و سرِ کار می آیند و به ملّت باید جواب بدهند؛ باید به ملّت جواب بدهند. این یک قلم از مهم­ترین حوادثی بود، تغییراتی بود، تحوّلاتی بود که انقلاب ایجاد کرد. بنابراین، بعد از انقلاب، منافع ملّی تغییر پیدا کرد؛ یعنی معیارها برای منافع ملّی طبعاً تغییر پیدا کرد. بعد از آنکه انقلاب شد، همین طور که عرض کردیم، دیکتاتوری ها به مردم سالاری تبدیل شد، وابستگی ها به استقلال سیاسی تبدیل شد، عقب­ماندگی به پیشرفت های قابل توجّه تبدیل شد؛ در زیرساخت­ها، در نیروی انسانی، در صنایع مهمّی مثل نانو، زیست فنّاوری؛ صنایع بزرگی که ماها امروز جزو درجه های بالای آنها در دنیا و در بین دویست­ و خرده­ای کشور هستیم؛ در علم، در آموزش عالی و غیره. خب اینها حوادثی بوده که هویّت انقلابی ما اینها را به وجود آورده.

پس نتیجه: هر آن چیزی که با این هویّت در تعارض باشد، منافع ملّی نیست، ولو ما تصوّر کنیم که این یک سودی است برای ملّت یا منفعتی است برای ملّت؛ نه، هرچه با اسلام ما، با انقلاب ما، با گذشته و سابقه ی تاریخی دیرینه ما، معارضه داشته باشد، جزو منافع ملّی به حساب نمی آید.

البتّه از این حرف، برداشت اشتباه نشود؛ این معنایش این نیست که ما خودمان را از پیشرفت های علمی دنیا یا پیشرفت های گوناگون بشری محروم کنیم؛ نه، چون این روزها معمول شده، هر یک کلمه حرفی که از دهان مسئولین صادر می شود، در یک سطح وسیعی -از رادیوی انگلیسی گرفته تا نمی دانم فلان پایگاه اینترنتی- مرتّب به میل خودشان تفسیر می کنند، تأویل می کنند؛ باز تأویل نکنند این حرف را که ما گفتیم چون انقلاب کردیم، چون مسلمان هستیم، چون سابقه تاریخی داریم، بنابراین باب استفاده از پیشرفت های بشری را به روی خودمان می بندیم! نخیر، پیشرفت های بشری مال همه است، مال کَس خاصّی نیست؛ همه بشریّت حق دارند از این پیشرفت ها استفاده کنند. هر کسی عاقل تر باشد، زرنگ تر باشد، بلدتر باشد، بیشتر استفاده میکند؛ ما مایلیم که عاقل تر و بلدتر باشیم، ان شاءالله بیشتر هم استفاده خواهیم کرد. این حرف معنایش این است که منافع ملّی ما ذیل تلقین سیاست های خارجی نباید قرار بگیرد. ما باید خودمان منافع ملّی را تعریف کنیم؛ تحمیل نباید وجود داشته باشد.

البتّه قدرت های استکباری آرام نمی نشینند؛ آنها برای تحمیل خواست های خودشان شیوه های مختلفی دارند. می نشینند یک چیزهایی را به عنوان هنجارهای بین المللی تعریف می کنند. امروز مثلاً آمریکا یک چیزی را به عنوان هنجار بین المللی تعریف می کند؛ فرض کنید «منافع آمریکا در همه نقاط عالم باید رعایت بشود»؛ این شد یک هنجار بین المللی. اگر کسی در فلان نقطه دوردست عالم -که از آمریکا هزاران کیلومتر یا فرسنگ[ها] فاصله دارد- منافعش با منافع آمریکا در تعارض بود و خواست منفعت خودش را تأمین بکند، میگویند برخلاف هنجار بین المللی عمل کرده. اوّل یک چیزی را به عنوان یک هنجار تعریف می کنند،[بعد] براساس آن، ملّتها و کشورها و دولت ها را به ناهنجاری متهّم می کنند وقتی که با هنجار تعریف شده ی آنها معارضه ای داشته باشد! این غلط است؛ کاری است که آنها امروز انجام[می دهند]

مثلاً اخیراً بین حرف های آمریکایی ها علیه ما، مسئله «بی ثبات سازی منطقه»[گفته می شود]؛ این شد حالا یک عنوانی: بی ثبات سازی منطقه! اوّلاً این منطقه به شما چه ربطی دارد؟ ثانیاً بی ثبات کننده این منطقه شما هستید؛ آمریکا و عُمّال آمریکا هستند که این منطقه را بی ثبات کرده اند؛ شمال آفریقا آن جور، منطقه غرب آسیا این جور، سوریه یک جور، عراق یک جور. اینکه فلان گروهکی را پول بدهند تولید کنند، سلاح بدهند، برنامه نظامی برایش تعریف کنند، پشتیبانی بکنند، در بیمارستان ها مجروحشان را مداوا بکنند، اینها بی ثبات کردن منطقه است. داعش را چه کسی به وجود آورد؟ داعش را چه کسی تقویت کرد؟ امروز همین هم که ادّعا میکنند «ائتلاف علیه داعش»، دروغ است؛ همین هم دروغ است. بله، اینها با کنترل نشدگی داعش مخالفند؛ امّا داعشِ کنترل شده را که توی دست خودشان باشد می خواهند و اگر کسی بخواهد این پدیده را نابود کند و از بین ببرد، جدّاً جلویش می ایستند. می بینید، امروز هواپیماهای آمریکایی می آیند نیروهای نظامی سوریه را که با داعش یا چیزی شبیه داعش مواجهند، بمباران می کنند. عین همین قضیّه در عراق هم اتّفاق افتاد. نفت عراق را داعش می فروخت؛ اینجا یک مسئول دولتیِ مهمان -که اینجا مهمان ما بود؛ شخصیّت معروف بین المللی- به من گفت که تصویر کامیون های داعشی که نفت را از منابع عراقی می دزدیدند و می بردند به فلان کشور می فروختند، زیر چشم آمریکایی ها بود،[امّا] هیچ وقت آمریکایی ها یک دانه بمب روی سر اینها نینداختند، هیچ وقت ممانعت نکردند! جلوی چشم آنها این کار انجام میگرفت، ادّعا هم میکردند که با داعش مخالفند؛ درحالی که اگرچنانچه با کسی مخالف باشند، با این جور پشتیبانی او مخالفت خواهند کرد؛[اینها] نه، کمک هم میکردند! خب اینها هستند که بی ثباتی را در این منطقه به وجود آورده اند، ایران بی ثباتی به وجود نیاورده؛ همین حرفهایی که[درباره ی ایران] می زنند.

حالا این حرف اخیر این رئیس جمهور آمریکا(ترامپ) هم از همین قبیل است که به مناسبت این حوادث اخیر تروریستی، ایران را متّهم می کنند به «پشتیبانی تروریسم»، درحالی که ریشه تروریسم در این منطقه، آمریکایی است. مسئله «حقوق بشر» هم همین جور است. مسئله حقوق بشر را باز مجدّداً آمریکایی ها دارند مطرح می کنند که واقعاً مضحک و تعجّب آور است! یعنی کسانی که میروند آنجا می نشینند با رؤسایِ نظامِ قرونِ وسطاییِ قبیله ایِ عربستان سعودی -دیگر واقعاً این رسوایی ای است که به نظر من این لکّه ننگ، از دامن آمریکایی ها هیچ وقت پاک نخواهد شد؛ مثل یک داغی در پیشانی اینها همیشه خواهد بود- و راجع به حقوق بشر حرف بزنند، آن هم علیه کشوری مثل جمهوری اسلامی! در کشوری که بویی از دموکراسی و انتخابات و مانند اینها نشنیده، بروند بنشینند و به کشوری مثل ایران که مرکز مردم سالاری و مظهر مردم سالاری است، طعنه بزنند و حرف بزنند و تهمت بزنند! اینها چیزهایی است که خواهد ماند. حالا امروز در غوغاهای گوناگون سیاسی ممکن است به نظر نرسد لکن اینها در تاریخ بلاشک خواهد ماند.

بنابراین حرف اصلی ما در مورد بحث تصمیم سازی و تصمیم گیری شد این؛ منافع ملّی، ملاک صحّت تصمیم گیری ها است و منفعت ملّی آن چیزی است که با هویّت ملّت ایران هیچ گونه معارضه ای نداشته باشد و از آن برکنار هم نباشد؛ یعنی برخاسته ی از این هویّت باشد؛ این می شود منفعت ملّت ایران. این را مسئولین کشور، دولت محترم، قوّه قضائیّه، قوّه مقنّنه، این کسانی که تصمیم های کلان را برای کشور می گیرند، باید همواره در نظر داشته باشند؛ هر چیزی که شائبه ضدّیّت با اسلام یا بیگانگی از اسلام، ضدّیّت با انقلاب یا بیگانگی از انقلاب، ضدّیّت با ریشه ی تاریخی ملّت ایران یا بیگانه ی از آن، یا هر چیزی ازاین قبیل[داشته] باشد، جزو منافع ملّی نیست و مورد تصمیم نم یتواند قرار بگیرد.

و امّا تجربه ها؛ گفتیم باید از تجربه ها استفاده کنیم. چند مورد را من اینجا ذکر کرده ام. یک مسئله، مسئله تأثیر انسجام و اتّحاد ملّی است در موفقیّت؛ این بسی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.