با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی، محتوای خود را در قالب 117 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 70
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی :
ذیلا پاسخ سه تن از دانشوران خارج از کشور، سیدحسین نصر، هیوستون اسمیت و ولفگانگ اسمیت به اقتراح علم دینی ارائه می شود.
این موارد از کتاب Can ScienceDispense With Religion Edited by Mehdi Golshani که توسط آقای مهدی گلشنی تهیه شده، گزینش و ترجمه شده است. (×)
سیدحسین نصر (۱)
ترجمان: احمد رضا جلیلی
۱. تعریف شما از علم و دین چیست؟
در مقام پاسخ به این سؤالها که از من خواسته اند تا معنای این اصطلاح علم را به علوم تجربی محدود و منحصر کنم (و مسلم می دانم که علوم ریاضی که بدون آن، علوم تجربی، به نحوی که امروزه از آن فهم می شود، امکان پذیر نیست) تعریف خود را در اینجا به علم نوین، یعنی علمی که در سده های شانزدهم و هفدهم در اروپای غربی بر اساس علم اسلامی و یونانی نشو و نما یافت محدود می کنم، اما با برداشتی بسیار متفاوت از ماهیت واقعیت طبیعی (مادی)، معرفت شناسی و ربط و نسبت میان عالم هستی و اصل الهی (۲) نسبت به آنچه در علوم طبیعی سنتی نظیر علوم طبیعی اسلامی می یابیم.
و اما درباره دین، تلقی من از دین وحی از سوی مبدا الهی (۳) است که به بنیانگذاری سنتهایی منجر شده که بیش از هزار سال بر حیات بخشهای گوناگونی از افراد بشر حکمفرما بوده است. بنابراین، این تعریف، احساسات دینی عمومی، «ادیان » به تازگی رسمیت یافته یا تعبیر و تفسیرهای متجددانه از دین را که از دنیازدگی (۴) روزافزون جهان هستی، حیات و اندیشه به ویژه در غرب جدید نشات گرفته است، دربرنمی گیرد. از این رو، اظهارنظرهای من متوجه دین به مفهوم سنتی آن است.
۲. آیا بین تعاریف خود از این دو مفهوم تعارضی می بینید؟
نه تنها بین تعاریف خود، بلکه بیش از هر چیز بین دو واقعیتی که متناظر با این دو مفهوم اند – به نحوی که در بالا تعریف شد – و آن حق انحصاری نسبت به طبیعت که به علم بخشیده شده است که در نتیجه آن هر معرفتی به طبیعت به معرفت علمی محدود و منحصر می شود، تعارضی قاطع می بینم، کما اینکه قضیه در جهان نوین از همین قرار است.
۳. به نظر شما تعارض بین این دو ممکن است در کجا باشد؟
اگر علم را به معنای نوع خاصی معرفت به جنبه ای از واقعیت بپذیریم، در اینصورت، علی القاعده، هیچ تعارضی در کار نخواهد بود، اما به مجرد اینکه علم را تنها معرفت موجه و معقول نسبت به جهان بدانیم و از این بدتر این که هر معرفتی را که علمی نیست، نفی کنیم یا به قلمرو شعر و شاعری، احساساتیگری، (۵) تخیلات، ذهنیت گرایی و مانند آنها تنزل دهیم، در این صورت، لزوما تعارضی در نگرش دینی به واقعیت در ساحتهای متعدد می توان یافت که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
الف) از نظرگاه دینی، مبدا جهان هستی، اصل الهی، یعنی خدای ادیان ابراهیمی، است که فراتر از حوزه و ساحت تطور و تغییر و صیرورت است. چنین اعتقادی شامل حال علم نمی شود; به همین سبب است که برخی دانشمندان خداپرست، (۶) برخی یگانه پرست، (۷) برخی ندانم گو، (۸) و با این همه برخی ملحداند. این موضعهای دینی به علم آنان ارتباطی ندارد.
ب) در نظر دین، هر معرفت اصیلی ریشه در عقل الهی (۹) دارد و سرانجام باید به اصل الهی رهمنون شود یا لزوما مرتبط با آن باشد، در حالی که علم جدید در پی تبیین کارکرد کل عالم هستی بدون توسل به اصل الهی است. دین به وحی و تعقل (۱۰) و نیز عقل (استدلال گر) (۱۱) دسترسی دارد و علم تنها به عقل و معرفت حسی ای که از راه تجربه بدست می آید. معرفت شناسی دین با معرفت علمی تفاوت دارد و تحت هیچ شرایطی به معرفت علمی ارجاع و تحویل نمی شود.
ج) بر طبق ادیان ابراهیمی و نیز آیین هندو و آیین زرتشت و ادیان منسوخ (گو اینکه برخی از آنها در باب مساله پیدایش جهان هستی ساکت اند) جهان آغاز و فرجامی دارد که هر دو از سلسله حوادث زمانی فراتراند. هرچند کیهان شناسان جدید از پیدایش و نابودی عالم سخن به میان می آورند، این امور همواره در قالب تعابیر صرفا طبیعت گرایانه و «مادی گرایانه » ملاحظه می شوند، نگرشی که با کیهان شناسیهای سنتی (۱۲) که در نظر آنها وقوع جهان هستی و هضم و جذب آن هر دو با مراتب عالی تر واقعیت در ارتباط هستند، تفاوت می کند.
د) مابعدالطبیعه های سنتی و نگرشهای دینی مبتنی بر سلسله مراتب هستی اند. جهان طبیعی فروترین مرتبه واقعیت است که بر فراز آن مراتب متعددی از عوالم روانی و معنوی قرار دارد، مراتبی که سرانجام به ساحت ذات الهی رهنمون می شوند. اندیشه نوین درنتیجه تاثیر علم جدیدبر آن باعث گردیده است که این مراتب به قلمرو روان-جسمانی واحدی فرو کاسته شوند و نوعی تحویل گرایی (۱۳) به وجود آورد که اگر مشخصه اندیشه خود دانشمندان بزرگ نباشد، در این صورت، مشخصه برداشت عامه مردم از علم است. در این روزگار در فرهنگ غربی فهم هر چیزی با ارجاع و تحویل آن به شالوده مادی اش برابر تلقی می شود. هنگامی که [وجود] خدا نفی می شود یا به کار علمی سترگی بی ارتباط دانسته می شود، روح به روان، روان به کارکردهای زیست شناختی، کارکردهای زیست شناختی به کارکردهای شیمیایی و شیمی به فیزیک ارجاع و تحویل می شوند. در حالی که در نظر ادیان، خود وجود و همه ارزشها از عالم بالا، یعنی از مبدا کل هر واقعیت، نشات می گیرد، در جهان بینی علمی غالب تلاش می شود تا هر چیزی را از عالم پایین اخذ کنند، یعنی از معجون ملکولی سوپ وار اولیه از رهگذر آن فرآیند سحرآمیزی که تکامل انواع نامیده می شود که در نتیجه آن بزرگترین پیامبران و اولیاءالله (۱۴) صرفا نتیجه تغییر و تبدلات تصادفی و تکامل اتمها و مولکولها تلقی می شوند که بدون طرح و تدبیر، (۱۵) بلکه در اثر صدفه محض به مظاهر بلندمرتبه ای از کمال انسانی منجر شده اند.
ه) از نظر ادیان آنچه به صورت «قوانین طبیعت » نمایان می شود، بازتابهایی از حکمت الهی و در شریعت های توحیدی ابراهیمی، مشیت الهی (۱۶) نیز هستند. گذشته از این، جهان نه تنها آفریده خداست، بلکه لحظه به لحظه قائم به ذات اوست. قدرت خلاقه الهی وجود جهان هستی را در این زمان و در هر لحظه ای از تاریخ جهان هستی امکان پذیر می سازد و مشیت او و نیز نیروها و موجودات در قلمرو عالی تری از وجود نظیر فرشتگان، به تعبیر قرآن، در عالم هستی نافذ و فعال اند. این نگرش به کلی با موجبیت علی (۱۷) ذاتی (از درون)، یعنی موجبیت علی کمی، که بر دیدگاه علمی در مقیاس کلان حاکمیت دارد، در تضاد و تعارض است، فرقی نمی کند که از احتمالات ماشینی کوانتوم چه تعبیر و تفسیری داشته باشیم.
و) در همه ادیان، قوانینی که در عالم هستی سیطره دارند به قوانین اخلاقی و دین که لزوما بر اعمال انسانی حاکم اند، و نوموس (nomos) یا ناموس در آیین هندوی خاور دور و اسلام و نیز فلسفه سنتی، همه به واقعیت واحدی اشاره دارند. مراد از همه آنها هم «قوانین طبیعت » و هم اصول یا عمل اخلاقی انسانی است. در مقایسه ای کلی، «قوانین طبیعت »، آنگونه که علم نوین از آنها تصور می کند، به هیچ روی ارتباطی با اخلاق ندارند، هرچند بسیاری از دانشمندان شخصا افرادی بسیار اخلاقی باشند.
ز) در نظر علم نوین، «واقعیات » طبیعی پدیده هایی هستند که باید فی حدنفسه از نظر ریاضی یا به نحوی توصیفی مورد مطالعه قرار گیرند. واقعیات حاکی از یک نظام واقعیت برین نیستند. در نظر دین، پدیده های طبیعت، نمادها، نشانه های خدا (آیات الله، vestigiaDei )، یعنی نمادهایی از نظام واقعیت برین و دری به آن نظام هستند.
۴. دلایل گسترش تعارض بین این دو کدامند؟
همه نکاتی که پیشتر گفته آمد، ادله ای بر این تعارض اند، اما دلیل اساسی بر این تعارض از این حقیقت ناشی می شود که با [ظهور] انقلاب علمی، علم جدیدی زاده شد که مدعی است تنها علم طبیعی بر حق است و نه تنها با برداشت دینی و کلامی از طبیعت، بلکه با علوم طبیعی از انواع دیگر نظیر علم کیمیا و جادوگری، که تا عهد رنسانس به حیات خود ادامه داده بودند اما دیری نگذشت که به قلمرو «علوم خفیه » (۱۸) و خرافه فرو کاسته شدند، سر ستیز دارد.
از ناحیه دین در اروپای عهد رنسانس حادثه بسیار مهم فقدان ابعاد حکمی مسیحیت در جریان اصلی تفکر دینی روی داد، با این پیامد و نتیجه که تنها نوعی ظاهر فهمی (۱۹) و گرایش ضد عقلانی برجای ماند که در مقابل تحدی های علم نوین بی دفاع بودند. هیچ مکتب حکمی و مابعدالطبیعی مورد قبول و موافق با روند کلی دستگاههای دینی که بتواند علم نوین را در چارچوب مابعدالطبیعی جهانشمولی بگنجاند، باقی نماند. آن کسانی که به چنین اموری ابراز علاقه می کردند، به به غیب باور (۲۰) شهرت یافتند، اما حتی این عده معدود به نحوی مؤثر با دین نهادی غرب پیوند و ارتباط نداشتند.
۵. نقش دین در نشو و نمای علم در غرب چه بوده است؟
قبل از انقلاب علمی، علم غربی در صومعه ها و دانشگاهها که غالب آنها مراکز دینی بودند، پرورش یافت. با ظهور انقلاب علمی بسیاری از این دانشگاهها به مراکزی برای تبلیغ علم تبدیل یافتند، در حالی که فرهنگستان های تازه تاسیسی نظیر فرهنگستان لینسی (۲۱) در ایتالیا و انجمن سلطنتی انگلستان که پشتیبانان عمده علم بودند، اعضای بسیاری را از جامعه دینی در اختیار داشتند. همچنین فرقه های کاتولیک مذهبی نظیر یسوعیان (۲۲) (ژوزوئیت ها) وجود داشتند که به تبلیغ و ترویج علم نوین می پرداختند. با این همه، محرکه رشد علم از دستگاه دینی مسیحیت نشات نمی گرفت، اما پس از محاکمه گالیله، مسیحیت با گسترش علم مخالفتی نورزید، بجز در پاره ای موارد که پای امور کلامی خاص یا امور اخلاقی به میان می آمد. از قرن هفدهم به این سو دین در غرب در بسیاری از موارد در مقابل مدعیات علمی رو به گسترش عقب نشست و جهان هستی را به علم واگذاشت تا بدون هیچ گونه ضدیت دینی درخور توجهی به کندوکاو بپردازد. بلکه در بسیاری از موارد ترغیب و تشویق هایی از محافل دینی نیز می رسید و برخی از دانشمندان پیش کسوت نه تنها دیانت پیشه بودند، بلکه به فرق دینی کشیشان و کاهنان نیز متعلق بودند.
۶. آیا می توانیم علم دینی داشته باشیم؟
البته می توان نوعی علم دینی داشت به شرطی که این اصطلاح دربرگیرنده آن مابعدالطبیعه ای که شالوده نگرش دینی به واقعیت را تشکیل می دهد، باشد. جهان شناسی های سنتی، اعم از اسلامی، هندی یا چینی، علم بودند و در عین حال علوم دینی نیز بودند به همان معنایی که – چنانکه در بالا تعریف شد – علوم بابلی و مصری علوم دینی بودند. حتی علم در یونان باستان، پیش از آنکه دین، علم و فلسفه در دوره کلاسیک اندیشه یونان از یکدیگر جدا شوند، علم دینی بود. اما مایه هایی از علم دینی در روزگار باستان وجود دارد – همان گونه که در مکتب فیثاغورث (۲۳) یافت می شود – که از تفکیک بین جنبه کیفی اعداد و ارقام و جنبه صرفا کمی آن ها امتناع می ورزید. حتی فلسفه طبیعی ارسطو واجد بعد دینی بود. سهولت راهیابی این فلسفه به جهان بینی اسلامی و سپس به جهان بینی های یهودیت و مسیحیت از همینجاست.
و اما در مورد علم نوین، تا بدان حد که علم نوین با جنبه ای از واقعیت سر و کار دارد، اهمیت و ارزشی فراتر از قلمرو طبیعی دارد و واجد بعدی دینی است. اما، علم نوین، برای خود حدود و ثغوری وضع کرده است که آن را از کند و کاو و در اهمیت و ارزش دینی یافته هایش بازمی دارد و در حقیقت هیچ حقی برای انجام دادن این کار ندارد. اما، عالمان مابعدالطبیعه و الهیدانان (که ممکن است دانشمند (علوم طبیعی) نیز باشند) می توانند توجه را به اهمیت و ارزش دینی آنچه علم نوین – و البته، نه علوم ناظر به مفروضات فلسفی مادیگرایانه که ابتدا به عنوان فرضیه پذیرفته می شوند و سرانجام واقعیات تلقی می شوند – محقق ساخته است، جلب کنند.
۷. آیا علم می تواند بی نیاز از دین باشد؟
علم نوین، و نه ضرورتا یکایک دانشمندان، تا به حال بی نیاز از دین بوده است، و حقایق دین به کارکرد آن ربطی ندارند. در حقیقت، به همین سبب است که آثار و پیامدهای شیوع جهان بینی علمی از جمله علم باوری (علم زدگی) نوین، اگر در شکل عالی تری از معرفت تلفیق نشوند، سر و کارشان به از بین بردن ارزشهای معنوی و اخلاقی بشری و سرانجام به نابودی وجود فیزیکی خود جامعه خواهد کشید. هیچ راه و روشی برای اخذ یک اخلاق کارآمد از علم برای اکثریت مردم وجود ندارد، در حالی که علم باوری، خود همین ساختارهای واقعیات، هم واقعیت الهی و هم واقعیت انسانی، را که اخلاق دینی همواره بر پایه آنها استوار بوده است، به صورت ساختارهای غیرواقعی درمی آورد. بسیاری از دانشمندان خوش دارند که علوم خود را در بستری اخلاقی پیگیری کنند در عین اینکه نسبت به آثار نگرش به واقعیت، از جمله واقعیت انسانی، که به نابودی همین شالوده اخلاق دینی مدد می رساند، بی اعتنا باشند، شالوده ای که تا به حال هر جامعه انسانی بر پایه آن استوار بوده است، اما بعید است که چنین دانشمندانی بتوانند این کار را در آینده ای نزدیک به انجام برسانند.
۸. آیا می توان قلمرو فعالیت علم و دین را به طور کامل از هم تفکیک کرد؟
مدتی در غرب بسیاری در پی آن بوده اند که این قلمروها را به منزله راهی برای ایجاد وفاق و آشتی میان علم و دین از هم تفکیک کنند. اما در واقع چنین تفکیکی امکان پذیر نیست، چرا که علم دعوی حق انحصاری علم به قلمرو طبیعی از جمله جسم انسان و هم اینک بیش از پیش علم به روان انسان را برای خود قائل است، در حالی که دین کامل نیز باید از حق خود در شناخت جهان طبیعت به نحوی بنیادین حفظ و حراست کند. بنابراین، فعالیتهای علم و دین و مدعیات آنها به طور قطع با هم تصادم و تزاحم می کنند و نمی توانند به طور کامل از هم جدا شوند الا اینکه شان و رتبه دین بیش از پیش به یک امر ذهنی و شخصی که سر و کار چندان با جهان عینی ندارد، فروکاسته شود. این امر، در حقیقت، دقیقا همان چیزی است که در سده های اخیر در غرب روی داده است و معرفت دینی در اکثر موارد در روند کلی فرهنگ شان و رتبه عینی خود را از دست داده است. اما این رویداد در دوران ما به جریانات غیرشایع دین طلبی برای بازیابی اهمیت و ارزش طبیعت، از جمله جسم انسان، انجامیده است.
وضع مطلوب (آرمانی) این خواهد بود که معرفت مابعدالطبیعی اصیلی، از جمله معرفت به اصل الهی و همه مراتب تجلی آن به منزله چارچوبی هم برای علم و هم برای دین، به معنای متعارف این اصطلاح، در اختیار داشته باشیم، به گونه ای که هر دو در اصول مشترکی سهیم باشند. چنین وضعی در اسلام سنتی و سنتهای دیگر وجود داشته است. بدون این اصول، هیچ راهی برای ایجاد هماهنگی و وفاق بین یک جهان شناسی بی اعتنا نسبت به مبدا الهی جهان هستی، حضور خداوند در عالم مخلوقات، مراتب عالی تر وجود، تقدس حیات و واقعیات فرجام (آخرت)شناختی (۲۴) و دین که دقیقا بر پایه این واقعیات استوار است، وجود ندارد. در چنین اوضاع و احوالی تفکیک ساحتها صرفا به معنای هرچه بیشتر جداسازی دین و بیرون راندن آن از قلمرو طبیعت و جهانی است که انسان را در زندگی روزمره اش در چنبره خود دارد. نتیجه این کار برای بیشتر مردم تبدیل واقعیاتی که دین با آنها سر و کار دارد، به خیالپروری، خیالپردازی و واقعیت گریزی (۲۵) است که به گونه ای بسیار روشن در جهان نوین مشاهده می کنیم.
اگر امیدی به صلح و سازگاری میان علم و دین وجود داشته باشد، همانا در استقرار علم در جایگاهی است که بدان متعلق است، به منزله علم طبیعی ای که می تواند نسبت به بعد خاصی از واقعیت طبیعی شناخت پیدا کند و واجد این صلاحیت هست که به انسان امکان دهد تا بر آن تسلط یابد، اما نه تنها به منزله حتی یگانه علم به قلمرو طبیعی، چه برسد به علم به مراتب عالی تر واقعیت که علی القاعده خارج از دسترس آن است.
هیچ امکانی برای سازگاری بین علم و دین وجود ندارد مگر آنکه تحویلگرایی علمی به کلی از گردونه خارج شود. قدرت پیوسته رو به کاهش دین و محدودیتهایی که بر حوزه معرفت و فعالیت عارض شده است، به جای آن که هماهنگی و وفاقی ایجاد کند، سرانجام به نابودی جامعه انسانی خواهد انجامید. این عملی است که طرفداران و اصحاب علم تمامیت خواه (۲۶) ، که دعوی تمامیت خواهی اش، به رغم موفقیت های بسیارش، ویرانگر آن چیزی است که حیات انسان را امکان پذیر می سازد، تا حدود زیادی باعث و بانی آن هستند، همان گونه که مردان و زنان متدینی که از درک تعارضات علم نوین با نگرش دینی به حیات عاجزند و از این رو نمی توانند پاسخ مناسبی برای آنها فراهم سازند، باعث و بانی آن هستند.
هیوستون اسمیت (۲۷) .
تعریف شما از علم و دین چیست؟
علم به مطالعه جهان تجربی می پردازد و دین بر آن است که به ما شاکله کلی [هستی] را که در آن خدا شاخص است، بفهماند و بین ما و این شاکله پیوند برقرار کند.
۲. آیا تعارضی بین تعاریف خودتان از این دو مفهوم می بینید؟
اگر هر کدام پای بند وظیفه خاص خود باشند، خیر.
۳. به عقیده شما در کجا ممکن است تعارضی بین این دو پیش آید؟
هنگامی که هر کدام از چارچوب اختیارات خود پافراتر گذارد. دین هنگامی از محدوده خود پا فراتر می گذارد که کارش با تلاشهای علم برای فهم جهان تجربی، یعنی جهان طبیعت مادی، تداخل کند. علم نیز زمانی مرزشکنی می کند که مدعی باشد می تواند بدون یاری دین به مسائل غایی دسترسی یابد و پاسخهای بی چون و چرایی ارائه دهد، سؤالاتی نظیر اینکه ما که هستیم، چگونه به این جهان پا گذاشته ایم، معنا و مفهوم حیات چیست و آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟
۴. دلایل گسترش تعارض بین این دو چه بوده اند؟
چون که در طول تاریخ هر دو از حدود و ثغور خاص خود تجاوز کرده اند. در غرب متکلمان در این قضیه مقصر بودند هنگامی که (در سده های شانزده و هفده) در فعالیتهای علمی دخالت کردند. اکنون اوضاع و احوال برعکس سابق است. امروزه بیشتر مرزشکنی ها از علم نشات می گیرد.
۵. نقش دین در توسعه و تکامل علم در غرب چه بوده است؟
این یک موضوع بغرنجی است که در حوصله پاسخی کوتاه نیست.
۶. آیا می توانیم یک علم دینی داشته باشیم؟
خیر. اما می توان علمی داشت که با دین سازگار باشد.
۷. آیا علم بی نیاز از دین است؟
بله، اما آدمیان خیر.
۸. آیا می توان حوزه های فعالیت علم و دین را از هم جدا کرد؟
قلمروهای بر حق آنها را می توان از هم بازشناخت. اما این دو باید مکمل یکدیگر باشند و – در مقام ارائه نگرش جامعی به کل واقعیت، تا آنجا که چنین نگرشی از نظر انسانی دست یافتنی باشد – مانند قطعات یک چهل تکه (پازل) باید با هم جفت و جور شوند.
ولفگانگ اسمیت (۲۸) .
تعریف شما از علم و دین چیست؟
ممکن است بپذیریم که هدف علم طبیعی درک کارکردهای طبیعت از رهگذر کشف قوانین طبیعی است. اما هر علم خاصی از روی روش شناسی خاص خودش تعریف می شود و از این رو نه تنها با طبیعت یا واقعیت، از این حیث که واقعیت است، بلکه با لایه یا مرتبه خاصی از واقعیت سر و کار دارد که با آنچه از آن می توان به طور کلی به ابزار مشاهده تعبیر کرد، مشخص می شود.
از سوی دیگر، دین با خیر فرجامین (۲۹) انسان سر و کار دارد، و درنتیجه، بیش از هر چیز به ارتباط انسان و خدا مربوط است. ازاین گذشته، دین امری ساخته و پرداخته دست بشر نیست، یعنی نهادی که به دلیلی سیر تکاملی داشته است، به گونه ای که امروزه از آن تصور می کنیم، بلکه مبتنی بر وحی الهی است. خداوند خود را بر انسان مکشوف ساخت و جوهر این وحی یا مکاشفه از طریق کتب آسمانی و احادیث شفاهی سینه به سینه به دست ما رسیده است. ازاین گذشته، این میراث مقدس از دو جنبه تشکیل شده است و آن دو عبارتند از حقیقت و طریق; و این دو مکمل یکدیگرند به این معنا که یکی متضمن یا مستلزم آن دیگری است. بنابراین، به تعبیر دقیق تر، حقیقت دین را تنها کسانی می توانند بسنجند که در راه تقدس بخشیدن به آن پیشرفت کرده باشند. هیچ دینی را نمی توان هرگز «از بیرون » آنچنانکه باید و شاید، درک کرد.
۲. آیا بین تعاریف خود از این دو مفهوم تعارضی می بینید؟
از آنجایی که هیچ گونه ضدیتی بین علم و دین به معنای تباین و مغایرت یا ناسازگاری ذاتی در میان نیست، تعارض به سبب پاه ای از محدودیت های ذهنی و آرا و نظرهای دروغین گوناگون پیش می آید. دانشمندان، به سهم خود، در اثر عجز از ادراک این که روشهای پژوهش آنان نه تنها به واقعیت، فی حد نفسه، بلکه به مراتب یا وجوهی خاص – که قبلا ذکر آن رفت – دست می یابند، عموما دچار لغزش می شوند، و از این رو غالبا از جهان بینی تحویل گرا جانبداری می کنند. در حقیقت، یک دانشمند بر این اعتقاد است که آنچه را نتوان با ابزار و وسایل علمی درک کرد، به حکم همین واقعیت، لابد فاقد شان و مرتبه عینی است و درنتیجه به حوزه امور ذهنی تعلق دارد. دیگری به دلایلی محکم و موجه می پذیرد که چنین «خیالپردازیهایی » (۳۰) برای زندگی انسان حقیقتا مفید یا حتی نیاز است; و با این همه، نفی هستی شناختی آن به قوت خود باقی می ماند. نگرش علمی غالب به پدیده دین اساسا از این دست است; همانگونه که انشتین زمانی مطرح کرد: «علم با آنچه هست و دین با آنچه باید باشد، سر و کار دارد». اما روشن است که این موضوع به نفی صریح حقیقت دینی به نحوی که «از درون » برداشت می شود، می انجامد. و پاسخ الهیدان در غرب غالبا ناموفق از کار درآمده است. بسیاری در اثر تسلیم ناشی از حیرت به جد در پی تعبیر و تفسیر مجدد د
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
