خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
14دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی شامل 94 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امکان و چگونگی علم دینی :

غلامرضا مصباحی / استاد حوزه و دانشگاه

فصلنامه: تعریف شما از علم Science و دین Religion چیست؟

مصباحی: اول لازم است توضیح بدهم که علم دو تا واژه معادل در زبان انگلیسی دارد – یکی واژه Science یکی واژه Knowledge که Science به معنای علم تجربی است و Knowledge به معنای هرگونه معرفت و شناخت. به یک معنا ما علم را می توانیم اعم از علومی که تجربه پذیرند و علومی که تجربه نمی پذیرند مطرح کنیم. اگر به این معنا علم را بگیریم خود این یک رابطه با دین می تواند پیدا کند. اگر علم را به معنای معادل Science یعنی علوم تجربی بگیریم این یک رابطه دیگری با دین می تواند پیدا کند. چون در سؤال آمده که تعریفش را از علم و معادلش را Science گذاشته ما محدود می کنیم بحث را به همین بخش.

پس، با توجه به تعریفی که از علم شده و واژه علم امروز در زبان دانشگاهیان خصوصا به معنای علوم تجربی و علومی که موضوعات آن تجربه پذیرند به کار برده می شود ما هم به همین معنا علم را به کار می بریم. البته باید توجه کنیم که علوم تجربی اگر موضاعاتشان مسائل طبیعی باشد تجربه در آنها یک معنا دارد و اگر موضوعاتشان مسائل اجتماعی باشد تجربه در آنها معنای دیگری پیدا می کند. در علم تجربی طبیعی ما با موضوعاتی روبرو هستیم که طبعا مشخصه آنها طبیعی بودن و غیرانسانی بودن به معنای بی جان بودن، بی اراده بودن، بی شعور بودن و بدون ادراک بودن است. در این علوم تجربه به معنای این است که یک پدیده ای را که ما می خواهیم مطالعه کنیم در آزمایشگاه ببریم و شرایط آزمایشگاهی را فراهم بکنیم. عوامل مؤثر بر روی این پدیده را در آزمایشگاه کم و زیاد کنیم تا بتوانیم عامل مؤثر را از بین مجموعه عوامل بدست بیاوریم یا درجه تاثیر هر عامل را بتوانیم بر روی پدیده کشف کنیم. اما تجربه در علوم اجتماعی به این معنا نیست; چون شرایط آزمایشگاهی که برای علوم طبیعی برقرار می شود در جامعه ممکن نیست برقرار شود یا به تعبیر دیگری بگوییم که این آزمایشگاه خود جامعه است و جامعه یک آزمایشگاهی که قابل کنترل باشد و بتوانیم پدیده ای را در شرایط مشابه دقیقا تکرار بکنیم نیست و پدیده های اجتماعی هم پدیده های بسیار پیچیده ای هستند برخلاف پدیده های علوم طبیعی که بیشتر پدیده هایی ساده هستند. این پیچیدگی موجب می شود که نتوانیم دقیقا سهم هر عامل را در پیدایش یا تغییر پدیده به درستی به دست آوریم. به علاوه، جامعه همانطور که اشاره کردم پیچیده است و در حال تغییر و تحول. ما ممکن است یک پدیده ای را در شرایطی مورد مشاهده و مطالعه قرار دهیم، ولی در مرحله بعد که می خواهیم این آزمایش را تکرار بکنیم ممکن است مجموعه شرایط به نحوی تغییر کرده باشد. چون قابل کنترل به وسیله محقق نیستند و تاثیر آن تغییرات به خوبی قابل درک نیست.

نکته دیگر این است که در روابط اجتماعی پدیده های اجتماعی تحت تاثیر عواملی قرار می گیرند اعم از عوامل قابل کمی شدن و عوامل غیرقابل کمی شدن و همین موجب می شود که ما تاثیر عوامل کیفی را به درستی نتوانیم بر روی پدیده تشخیص دهیم و یا سهم آنها را تعیین کنیم. البته این نکته را در همان پیچیده بودن شرایط اجتماعی و پدیده های اجتماعی هم می توانیم بگنجانیم.

اجمالا، اگر ما صحبت از علم می کنیم مرادمان علم تجربی است، ولی علم تجربی در عرصه اجتماعی تفاوتهایی دارد با علم تجربی در عرصه طبیعی.

اما دین، مراد ما از دین می تواند صورتهای مختلفی داشته باشد، یک صورت بیانی است که بعضی از متفکرین غربی بعد از رنسانس ارائه کردند و دین را رابطه درونی شخص با خدا به شمار آورده اند و گفته اند دین متکفل تبیین این رابطه است که انسان موجودی است که علاقه مند به خداوند است و در جستجوی خداست و دارای عشق و پرستش -این رابطه را به عنوان رابطه دینی تفسیر کرده اند – و دین را در همین حد محدود کرده اند.

در بعضی از تعریفها دین را شامل تبیین رابطه انسان با خدا و تبیین رابطه اخلاقی انسان با انسانهای دیگر شمرده اند. به طور عمده برداشتهایی که از مسیحیت صورت گرفته چنین گستره ای را از مفاهیم و مسائل دینی بیان می کند و اعتقاد بر این است که دین در تعریف مسیحیت و موارد مشابه متکفل تفسیر و تبیین رابطه انسان با خداست و رابطه انسانها با انسانهای دیگر اما در چارچوب اخلاق.

تعریف دیگر از دین، این است که دین یک مکتب یا فلسفه ای است که رابطه انسان با خدا و رابطه انسانها با انسانهای دیگر را در همه روابط اجتماعی و حتی تا حدودی رابطه انسان با طبیعت تفسیر می کند. ما معتقدیم دین اسلام متکفل چنین گستره ای از تفسیر و تبیین روابط است. رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با انسانهای دیگر در عرصه های اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی، فرهنگی و رابطه انسان با طبیعت. اگر چنین تعریفی از دین کردیم به تعبیری می شود گفت تفسیر حداکثری است از دین. همچنان که آن تعریف نخست، تعریف حداقلی از دین است.

فصلنامه: دین تا چه حدی به شناخت واقعیتهای مربوط به رابطه انسانها با طبیعت، رابطه انسان با خود، رابطه انسان با خداوند متعال ناظر است؟ آیا دین بیشتر، آن ایده آلها را ترسیم می کند که رابطه انسان با طبیعت با انسانهای دیگر با خدا با خودش چگونه باید باشد؟ یا قبل از آن یک سری واقعیتها و آگاهیهایی راجع به هستی انسان، طبیعت، کیهان و خداوند در اختیار بشر گذاشته بعدا مبتنی بر اینها یا غیرمبتنی بر اینها یک سری باید و نبایدها را تعریف می کند؟ به طور خلاصه تا چه حدی ما می توانیم در شناخت واقعیتها از دین کمک بگیریم؟

مصباحی: ما از آیات قرآن خصوصا به دست می آوریم که دین علاوه بر بیان آرمانها و ایده آلها و شرایط مطلوب برای زندگی انسان علاوه بر این، حقایق وجود انسان را هم تبیین می کند. البته در این بیان می خواهیم بگوییم دین همه زوایا را توضیح داده و تفسیر کرده است، در عین حال به پاره ای از حقایق وجود انسان و شخصیت و حتی خصوصیات انسانهای دورمانده از آرمانها می پردازد. مزیت چنین تفسیری از حقایق جهان حقیقت انسان و تبیین شخصیت اقوام و ملتها این است که انسان را نسبت به واقعیت وجود خود، آگاه کرده فاصله او از آرمانها را هم بیان می کند. ما در آیاتی از قرآن شاهدیم که قرآن مثلا در مورد قوم یهود یک روانشناسی قومی و اجتماعی دارد، صحبت از این است که این قوم مثلا قومی هستند که میل به زندگی دارند و از مرگ می هراسند و جایی که احساس خطر بکنند عقب نشینی می کنند. اینها بیان واقعیت است. یا در جایی نقطه ضعفهایی از انسان درگیر غرائز را چنین بیان می کند.ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعا واذا مسه الخیر منوعا. در اینجا قرآن کریم نقاط ضعف انسانی را که در حضیض مانده بیان می کند، این تفسیر حقیقت وجود انسان است. پس این طور نیست که به بیان آرمانها بسنده کرده باشد.

فصلنامه: تعریف جنابعالی از علم دینی چیست؟

مصباحی: با توجه به این که گفتم دو واژه برای علم در نظر گرفته شده در یک واژه مراد از علم دینی در واقع Religious Knowledge یعنی معرفت دینی است، در این صورت همه آنچه که از دین پدید آمده و در چارچوبهای منظم و قاعده مند و ضابطه مند می گنجد، مصداق علم دینی خواهد بود. مانند علم کلام، علم فقه، فلسفه اسلامی، تاریخ اسلام، تفسیر قرآن، عرفان و اخلاق اسلامی اینها می شود علوم اسلامی.

اگر علم به معنی Science باشد علم دینی یا Religious Science وقتی معنا دارد که ما بیاییم موضوعات مربوط به دین را که تحقق بیرونی و اجتماعی پیدا کرده است موضوع مطالعه قرار دهیم; یعنی در صحبت از تاریخ دین یا تاریخ معارف دین به تفسیر وقایعی که رخ داده بپردازیم. به این معنا می شود گفت که یک علم دینی Religious Science خواهیم داشت.

در این صورت صحبت از این نیست که رخدادها و وقایع منتسب به دین و متدینان، مطابق با دستور و تکلیف دینی بوده است یا نه بلکه دین به مثابه موضوع محقق مورد مطالعه قرار می گیرد. می شود گفت که جامعه شناسی دین به این معناست، معنای دیگر علم دینی این است که ما الگوها، آرمانها و خواسته های دین را به عنوان موضوع مفروض محقق در جامعه تلقی بکنیم; یعنی فرض کنیم جامعه ای پدیده آمده که خواسته های دین در آن جامعه تحقق یافته. حالا اگر موضوع مطالعه ما تفسیر روابط بین پدیده ها باشد. در چنین فضایی، باز هم علم دینی معنا می دهد و من می خواهم عرض کنم علوم انسانی در آغاز چنین وضعیتی را داشته اند; یعنی وقتی که علم اقتصاد، جامعه شناسی، روانشناسی و علوم سیاسی شکل گرفت ابتدا اندیشمندانی که در این علوم نظریه پردازی کردند. الگوها و مدلهای مطلوب خودشان را از یک مطالعه اجتماعی به صورت انتزاعی به دست آوردند. علوم انسانی بر اساس تفسیر آن الگوها شکل گرفت. در خصوص اقتصاد که آشنایی بیشتری دارم عرض می کنم. مدلهایی مانند بازار رقابت کامل، اشتغال کامل، تسهیل مبادلات به وسیله پول، چگونگی شکل گیری عرضه و تقاضا و قیمت، همه مدلهای انتزاعی و الگوهای مطلوب بوده اند که اندیشمندان ابتدا ارائه کردند و مبنای تحلیل وقایع اجتماعی را، حوادث اقتصادی قرار دادند.

حالا ما هم می توانیم با استفاده از آن روشها الگوهای دینی را که به نحوی با واقعیات هم نزدیک باشد تحقق یافته فرض کنیم و وقتی تحقق یافته فرض کردیم موضوع تحلیل و بررسی اجتماعی قرار دهیم. طبعا در جوامع اسلامی مردم کم و بیش به ارزشها و دستورهای اسلامی پایبند هستند. گرچه رفتارهای واقعی با الگوها یکسان نیستند، ولی اشکالی ندارد در تبیین و تفسیر روابط آنها، ما مبنا و ملاک را الگوهای مطلوب نزدیک به رفتار آنها قرار می دهیم; اگر الگوهای تجریدی مربوط به رفتار آنها را ملاک قرار دهیم، در این صورت، علم دینی معنا پیدا می کند; یعنی چون در علوم انسانی موضوع مطالعه رفتار انسانها است و رفتار انسانها منبعث از افکار و ارزشهای مورد اعتقاد آنهاست. بنابراین، اقتصاد جامعه اسلامی، جامعه شناسی جامعه اسلامی، علوم سیاسی جامعه اسلامی و امثال اینها معنا پیدا می کند. دیگر در اینجا نگاهمان نگاه تاریخی نبوده بلکه نگاه به الگوهاست و به همین دلیل مطالعه ما الگوهای مطلوب را مبنا قرار می دهد و تفسیر روابط اقتصادی جامعه بر اساس آن الگوهای مطلوب صورت می گیرد. اینجا هم علم دینی معنا پیدا می کند.

پس به طور خلاصه اگر اقتضاءات یا تاثیرات اعتقادات، اخلاقیات و مقررات دینی را در رفتار انسان، رفتار فردی، رفتار اجتماعی و رفتار جوامع انسانی بررسی کرده تحت آزمون قرار دهیم، محصولش می شود یک علم دینی تجربی. کاربرد دیگر علم دینی که بیرون ازعلوم تجربی است تفسیر پدیده هایی است که به نحوی با متدینین مرتبط است. مثل، جغرافیای جهان اسلام یا هنر اسلامی. در این موارد مسلمانها با الهام گرفتن از معارف دینی به خلق آثاری پرداخته اند هنر پدید آمده توسط آنها پسوند اسلامی به خود گرفته طبعا اینها علوم تجربی دینی نیستند، ولی باز اینها را هم در عرصه علوم دینی غیر تجربی مطرح می کنند. به عنوان مثال معماری اسلامی، معماری است که از ارزشهای اسلامی الهام گرفته و در آن یک نحوه آرامش، معنویت و حفظ حریم مشاهده می شود.

فصلنامه: تفاوت علم دینی با علوم متعارف چیست؟ در روش گردآوری و روش داوری تفاوت در اهداف و اصول موضوعه، موضوعات، کاربردها؟

مصباحی: البته، مراد از علوم متعارف علومی است که صبغه دینی ندارند. از این جهت تفاوت علم دینی با علوم متعارف را ذکر کردیم. در مورد اینکه علوم متعارف آیا بدون پشتوانه هنجاری و اعتقادی هستند من ابتدا بگویم که تردید دارم و در مرحله بعد بگویم معتقدم این چنین نیست.

تردید از این جهت که مدعیان این علوم، اولا، موضوع مطالعه خودشان را از جوامعی خاص گرفته اند; یعنی مطالعه آنها مطالعه عام بشری نبوده بلکه چون که خودشان در جوامعی خاص به دنیا آمدند رشد کردند و اندیشمند شدند، همان جوامع خاص را واقعیت جامعه بشری تلقی کردند و موضوع مطالعه خودشان را اقتصاد جوامع خودشان قرار دادند و جوامع آنها جامعه هایی خارج از ارزشها، هنجارها، فرهنگها و باورها نبوده است. پس یا این اندیشمندان توجهی به این پشتوانه های فکری و باورها و زمینه های ذهنی نکرده اند یا اگر توجه کرده اند صرفا مدعی بی طرفی علم شده اند، ولی واقعیت این است که چنین علومی علوم بی طرف نیستند بلکه علومی هستند که دقیقا در بستر فرهنگ خاص پدید آمده اند و متفکرین این علوم با ذهنیت خاص خود به مطالعه این علوم پرداخته اند. ما در علوم طبیعی مشاهده می کنیم که محقق خود خارج از موضوع مطالعه خودش بوده، ولی در علوم انسانی محقق خود بازیگر صحنه است. بنابراین تحت تاثیر شرایط ذهنی، فکری، اعتقادی خودش مطالعه می کند طبعا آن باورها در کیفیت و شکل گیری نظریه ها مؤثر است، و در اینکه چه چیزی را فروض مسلم مطالعه خودشان قرار بدهند و چه چیزی را مطلقا جزء فروض به حساب نیاورند تاثیر دارد. پس چنین نیست که علوم رایج بدون پشتوانه های فکری و اعتقادی شکل گرفته اند خصوصا با توجه به اینکه می بینیم اندیشمندانی از جهان سوم با تعمیم حاصل دستاوردهای علوم انسانی در جوامع غربی مقابله و مبارزه کرده دست روی نقاطی گذاشته اند که این مبانی فکری یا این فروض رفتاری اینها در یک جامعه خاصی شکل گرفته و شما نمی توانید به جوامع دیگر تعمیم بدهید و ما سیاست های استعماری را هم می بینیم که این سیاستهای استعماری درصدد یک دست کردن جهان از نظر اعتقادات باورها، هنجارها و ارزشها و رفتارهاهستند، این نشان می دهد که واقعیت اجتماعی جوامع بشری این چنین نیست که یک دست و یکسان باشد. از این رو، تفاوت در مبانی، مفروضات، اصول موضوعه و اهداف امر مسلمی است.

به عنوان مثال، یکی از اهداف علوم متعارف این است که رفتارهای انسانها را فرموله کند و در مقابل، هدف در علم دینی آن است که حقیقت انسان را بر اساس آنچه که دین تعلیم می دهد بشناسیم.

ثانیا، انسان را با هدایت ها به سمت غایات دینی و الگوهای مطلوب دینی جهت دهیم با توجه به اینکه انسان را موجودی فرهنگی و تاثیرپذیر می دانیم و معتقدیم که اگر برای او اهداف خوبی تبیین شود و سیاستهای تبلیغی مناسبی برای نیل به این اهداف همراه با ابزارهای لازم برای هدایت و جهت دهی به کار برده شود، انسان خودش را سازگار می کند. بر این اساس، مهمترین

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.