با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید، محتوای خود را در قالب 86 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 61
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دین و دنیای جدید :
طبرستان سبز، ش ۳۱ – ۳۴
چکیده: آقای سروش در این گفتار به مسائل مهمی که چندان هم جدید نیستند، اشاره می کند . وی توجه به ریشه های مدرنیته، به ویژه علم تجربی جدید، و نیز توجه به آشپزخانه علم را که ممکن است ما را از استفاده از محصول علم بیزار کند، لازم می شمارد . به نظر ایشان علم و تکنولوژی جدید، اهداف و غایات خود را بر جهان تحمیل می کنند و بی رنگ و بی طرف نیستند . از این رو حضور دین در این دنیای جدید، حضوری پارادوکسیکال است .
بر ما که از دل جامعه ای دینی بیرون آمده ایم – خواه اعتقادات دینی محکمی داشته باشیم; خواه نداشته باشیم – ذهنیتی دینی حاکم است که نمی توانیم آن را نادیده بگیریم . از طرف دیگر، آستین افشاندن و بی اعتنایی کردن به نزاع دنیای جدید و قدیم، بیش از آن که علامت پختگی باشد، علامت خامی است .
مردم معمولا از مدرنیته، به میوه های آن نظر دارند و ریشه های مدرنیته و جهان مدرن، کمتر مورد توجه قرار می گیرد . با نگاهی ژرف تر می توانیم بگوییم آنچه میان جهان جدید و جهان قدیم فاصله می افکند و بین آنها خطکشی دقیقی انجام می دهد، بودن و نبودن علم مدرن است .
اما چه شد که علم مدرن به چنگ گذشتگان نیفتاد; اما به چنگ امروزیان و ساکنان عالم جدید افتاد؟ آیا در جهان جدید، اتفاقات مبارک و میمونی رخ داد که در گذشته رخ نداده بود؟ اگر کسی به این سؤال پاسخ مثبت بدهد و علم مدرن را محصول اتفاقاتی مبارک بداند، خطا کرده است; زیرا اتفاقات همیشه در کارند . جواب این سؤال برای عموم دانشمندان و فلاسفه مشکل بوده است . این سؤال، سؤال بسیار مهیبی است .
من تا بدین جا بر علم طبیعی تاکید می کردم که تکلیف و تعریف آن معلوم است; اما از علوم اجتماعی سخنی نگفتم . اینک می افزایم که نه تنها علوم تجربی – طبیعی، بلکه علوم اجتماعی نیز از فهرست عناصر و موجودات جهان گذشته غایب بوده اند . در جهان گذشته، جامعه شناسی، روان شناسی، علم اقتصاد، مردم شناسی و چیزهایی از این قبیل وجود نداشتند و حتی مقوله ای که نزدیک به اینها باشد، نیز در آن جهان یافت نمی شد . ممکن است شنیده باشید که ابن خلدون، بنیان گذار جامعه شناسی اسلامی یا جامعه شناسی به طور کلی بوده است . ولی حقیقتا این تعبیرات، تعبیرات مسامحه آمیزی است و شاید بیش از آن که راهنمایی کند، گمراه کننده باشد .
حال باید ببینیم که علوم اجتماعی و علوم طبیعی – تجربی، روی هم چه چیزی را برای ما به ارمغان آورده اند . من این ثمرات را در چهار مقوله دسته بندی می کنم . به بیان دیگر، مجموعه دستاوردهای علوم تجربی، اعم از اجتماعی و طبیعی، زیر چهار عنوان قرار می گیرد . این چهار عنوان به طور خلاصه و فهرست وار، عبارتند از: وسایل; غایات; مفاهیم; پیش فرض ها . آدمی تنها موجودی است که عالمی متعلق به خود دارد . هر کدام از ما برای خودمان عالمی داریم . جهان بیرونی، جهانی است که حیوانات هم در آن زندگی می کنند . برای حیوانات، جهان، مدرن نشده است; ولو این که در جهانی زندگی می کنند که در و دیوارش نو و مدرن است و از کامپیوتر و راه آهن و الکتریسیته برخوردار است . هیچ کس نمی تواند بگوید که گوسفندها یا اسب ها مدرن شده اند; ولو این که در جهان مدرن زندگی می کنند . فقط آدمی است که جهان دارد و از این رو می تواند بگوید که جهان انسانی من، تازه و نو شده است; زیرا انسان در چهار چیزی که بر شمردم، با حیوانات تفاوت دارد .
ما انسان ها همان جهانی را می بینیم که حیوانات می بینند; اما آن را زیرمفاهیم مختلف می بریم و این از همه مهم تر است . دنیا، به تعبیر فیزیک دان ها، تنها آن چیزی نیست که به چشم آدمی می آید . ما باید مقوله و مفهومی را بر دنیا بیفکنیم تا آن را قابل فهم کنیم . اینها تفاوت هایی است که ما با جانوران دیگر داریم و از این جاست که دنیای ما از دنیای آنها جدا می شود .
گفتیم که دنیای جدید چهار مقوله تازه با خود آورده است . ملموس ترین این مقولات، تفاوتی است که در وسایل رخ داده است . این تفاوت در وسایل، همان است که هر کسی برای اشاره به نو شدن جهان، نخست به آن اشاره می کند و بر آن انگشت می نهد . در جهان گذشته به کمک حیوانات سفر می کردیم و اکنون به وسیله اتوبوس، هواپیما یا راه آهن سفر می کنیم .
میان هدف و وسیله رابطه ای وجود دارد و دست کم باید بپذیریم که با هر وسیله ای به هر هدفی نمی توان رسید . گمان می کنم در این نکته با هم اشتراک نظر داشته باشیم . قدر متیقنی که در این جا وجود دارد، این است که هر وسیله ای، آدمی را به هر هدف نمی رساند . با قبول این سخن، اینک به جهان جدید نظر می کنیم .
جهان جدید، وسیله های بسیار متنوعی را پدید آورده است . اصلا کار تکنولوژی، وسیله اندیشی است . اما و هزار اما این وسایل، غایاتی را هم با خود به همراه می آورند . در این وضعیت، شما نمی توانید بگویید که هدف ما از زندگی معلوم است; لذا برای این که به اهدافمان در زندگی برسیم، این وسیله ها را به کار می گیریم . این طور نیست . این وسیله ها به خودی خود هدف ساز نیز هستند . از این وسایل، کارهای خاصی بر می آید . آنها توانایی های معینی دارند و شما را با انتخاب های بسیار عجیب و عظیمی روبه رو می کنند و از این رو، خود به خود، بر هدف گیری حیاتی شما هم تاثیر می گذارند و معنی و هدف زندگی را برای شما عوض می کنند .
این همان نکته ای است که بسیاری بر آن انگشت گذاشته اند و گفته اند که نباید تصور کرد که تکنولوژی موضع گیری ندارد و به طور خام و خنثی و بی طرف، بره وار و آرام و ساکت در اختیار شما قرار می گیرد و این شما هستید که به آن موضع گیری می دهید; چنین نیست . مارکس جمله بسیار هوشمندانه ای دارد . او درباره بورژوازی می گوید: «بورژوازی، همه جهان را بر صورت خویش ساخت » . او این سخن را در قرن نوزدهم بیان کرده بود . اگر این سخن در باب بورژوازی صادق باشد، قطعا در باب تکنولوژی صادق تر است .
من در حال حاضر، فقط به یک شاخصه تکنولوژی نظر دارم که همان غایت آفرینی است . ماشین و تکنولوژی، هدف ما را از زندگی عوض کرده اند . ما در عالم جدید، هدف های تازه ای را برای زندگی بر گرفته ایم . این هدف های تازه، برای ما بسیار طبیعی شده اند; به طوری که گمان می کنیم همیشه باید همین هدف ها را داشته باشیم . بدون آن که قصد داوری ارزشی داشته باشیم، باید بگویم گرایش ما عموما این است که در هر وضعیتی که زندگی می کنیم، آن را بدیهی می پنداریم .
هر دورانی بدیهیاتی دارد که در آنها چون و چرا و پرسش نمی کند و اصلا به همین دلیل هم آنها را بدیهی می پندارد . به تعبیر دیگر، هر دوران، عقلانیت خاص خود را داراست که آن را مسلم، پذیرفته شده و غیر قابل چون و چرا می انگارد .
در عصر ما یک رشته مسائل حقوقی درباره انسان، اعم از زن و مرد، به قدری بدیهی پنداشته می شود که آدمیان دوران ما تعجب می کنند که چرا گذشتگان به این حقوق بی توجه بوده اند . اما این شیوه درستی در تحلیل تاریخ نیست . اگر ما بخواهیم تمام تاریخ را از دیدگاه زمان خود بررسی کنیم، کاملا گمراه خواهیم شد و به هیچ وجه به درک ذهنیت گذشتگان نایل نخواهیم آمد . شما برای آن که حوادث گذشته را بهتر بشناسید، باید عینک گذشتگان را داشته باشید; در غیر این صورت مجبورید به گذشتگان تهمت و برچسب بزنید و بگویید همه آنان در دوران طفولیت به سر می بردند; ولی امروز بشر بالغ و رشید شده و همه حرف هایش درست و بدیهی است .
در جهان جدید، هدف زندگی معنای دیگری پیدا کرده است و مردم، دل در گرو غایات دیگری دارند . غایاتی که ظواهر و رسانه های گروهی به مردم تلقین و در میان آنان ترویج می کنند، لذت جویی و خوش باشی است . خلاصه آنچه به عنوان هدف تبلیغ می شود، این است که خوش باشیم و بیشتر بخریم، بیشتر مصرف کنیم، بیشتر بپوشیم، بیشتر خوش بگذرانیم و بیشتر به فلت بگذرانیم . یکی از عجایب جهان جدید این است که غفلت، از اصول زندگی شده است . این غفلت، امروزه یکی از محورهای زندگی است . اگر به عموم تفریحاتی که در جهان جدید پدید آمده است، توجه کنید، خواهید دید که تمامی آنها در پی این هستند که توجه ذهن ما را، ولو برای دمی، از چهره جدی و عبوس زندگی به چیز دیگری معطوف کنند . در جهان جدید، غفلت اندیشی به یکی از اساسی ترین عناصر غایت اندیشی تبدیل شده است . در جهان جدید، بسیاری از سرگرمی های آدمیان، کار کردن ها، سخن گفتن ها، و ورزش ها نیز از جنس غفلتند و برای غفلت زایی به کار می آیند .
علم، امری بسیار عالی، شریف و نزیه است; اما آیا شما فکر می کنید هر وقت که علم بیاید، با خود خیر و برکت به دنبال می آورد؟ خیر! این مطلب از جمله هشدارهایی است که عرفا و اخلاقیون به ما داده اند:
علم های اهل دل، حمالشان
علم های اهل تن، احمالشان
علم چون بر دل زند، یاری شود
علم چون بر تن زند، باری شود . (۱)
این هشدارها به این خاطر بوده است که علم، امری بی اثر نیست و هنگامی که آمد، علی رغم قداست و نزاهتی که دارد، آدمی را به کلی تغییر می دهد و بسا در بیشتر افراد، آثاری سوء به وجود آورد . حداقل اثر سوء آن، این است که ممکن است صاحب خود را خودپسند و متکبر سازد . تکنولوژی هم می تواند این طور باشد . نباید به تکنولوژی، به عنوان یک موجود خنثی نگاه کرد .
هر عصری پاره ای نظریات را به عنوان بدیهیات مختص به خود دارد . آیا ممکن نیست بدیهیاتی وجود داشته باشد که فراتر از زمان و مکان باشد؟
البته من نمی خواهم بگویم که هیچ گونه بدیهی فوق زمان وجود ندارد . من خواستم بگویم که دست کم یک دسته از گزاره ها وجود دارند که در یک دوران، بدیهی به نظر می رسند و در دوران دیگر، غیر بدیهی به نظر می آیند . لااقل بخشی و مجموعه ای از افکار ما این گونه اند . با قوت گرفتن مکتب های پست مدرن، این پرسش هم درباره بدیهیات فوق مکان و زمان به این صورت مطرح می شود که آیا حقیقتا میان دوران های مختلف فکر و عقلانیت بشری، گسست وجود دارد یا پیوستگی؟ همان طور که می دانید، علی الاصول دو مکتب در باستان شناسی علم وجود دارد . یکی از این مکاتب، مبتنی بر نظریه گسست است که کسانی مثل فوکو و دیگران آورده اند . مطابق این نظریه، هنگامی که از یک دوران به دوران دیگر می رویم، گویی از روی خندقی می پریم .
مکتب دیگر، قائل به تداوم معرفت شناختی است . بر مبنای این نظریه، میان دوران های معرفت بشری چنان گسستی نیست; بلکه ما با گذشتگان، خطوط مشترکی داریم و کم و بیش در یک جاده حرکت می کنیم .
بنده شخصا از قائلین به تداوم معرفت شناختی می باشم و نمی توانم یک گسست مطلق و کامل معرفت شناختی را بپذیرم; زیرا این نظر، مشکلات بسیاری پدید می آورد که آدمی از عهده حل آنها بر نمی آید . یکی از آن مشکلات، همین سؤالی است که شما مطرح می کنید; یعنی یونیورسال ها را به طور کامل از دست ما می گیرد و برای هر دوره، قائل به یونیورسال های خاصی می شود که در دوران های بعد، از یونیورسال بودن می افتند و لغو و باطل می شوند و در خاک گذشته مدفون می مانند . این امر باعث پدید آمدن مشکلاتی در بسیاری از مسائل، از جمله در مسائل مربوط به انسان و حقوق انسان می شود .
قائلان به گسست معرفت شناختی، این بحث را منحصر به دوره های تاریخی نمی کنند; بلکه آن را به فرهنگ ها هم تعمیم می دهند . به عنوان مثال، از دیدگاه آنها، فرهنگ ما مسلمان ها و به طور کلی شرقی ها بدیهیات و کلیاتی دارد و فرهنگ غربی، از بدیهیات و کلیات دیگری برخوردار است و میان این دو فرهنگ، گسست مطلق برقرار است . در چنین دیدگاهی تقریبا هیچ جای دفاعی از حقوق انسان باقی نمی ماند; یعنی هر کسی می تواند هر کاری را می تواند در فرهنگ خود انجام دهد و قائل باشد که آن کار در آن فرهنگ، خوب و پسندیده است; هرچند در فرهنگی دیگر بد تلقی شود .
هیک می گوید: وقتی که به تاریخ مسیحیت مراجعه می کنیم، می بینیم بدعت های یک دوران، بعدها تبدیل به امور مقدس شده اند . یعنی ابتدا کسی را به نام بدعت گذار مورد حمله و تهدید و تکفیر قرار داده اند; ولی بعدها او را تجلیل کرده اند . اگر این پدیده را از دید فرهنگ شناسی نگاه کنیم، تقریبا نتیجه، همان است . آنچه روزگاری برای عده ای بدیهی بود که بدعت و کفر و ضد دین است، در دوران دیگری بدیهی شد که عین ایمان و دیانت و دین ورزی است . از این قبیل اتفاق ها در تاریخ ادیان بسیار رخ داده است و همین است که ما را وا می دارد در بدیهیات دوران خود تامل بیشتری کنیم و به محض آن که نکته ای به نظرمان روشن، بدیهی و بی چون و چرا رسید، دیگران را متهم نکنیم; بلکه بیندیشیم که شاید ریشه های عمیق تری در آن وجود داشته باشد .
طبق اطلاعاتی که من دارم و با توجه به بحث هایی که در تاریخ علم مطرح بوده و هست، مورخان و فیلسوفان علم تقریبا به این نتیجه رسیده اند که هیچ عقلانیت و روند منطقی در رشد تاریخ علم وجود نداشته است . من همیشه به شاگردانی که نزد من تاریخ و فلسفه علم می خواندند، می گفتم که وضعیت شما در این درس هایی که در دانشگاه می خوانید، مثل وضعیت و حالت یک مشتری است که به یک رستوران رفته است . شما به رستوران می روید و غذا سفارش می دهید . یک گارسون تمی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
