خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرائت پذیری دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرائت پذیری دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تنبیه از دیدگاه اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تنبیه از دیدگاه اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
48دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 51

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه :

چکیده: در این مقاله ابتدا اشاره شده است که کودک از نظر مفهومی به چه کسی
می گویند و مراحل کودکی چیست؟ در ادامه کودکی از دیدگاه قرآن، علما و فقها، قانون
مدنی ایران، فقه اسلامی، کنوانسیون حقوق کودک مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان
به مسئولیت والدین در قبال کودکان که به دوران قبل از ازدواج، قبل از تولد و بعد از
تولد فرزند تقسیم می شود، پرداخته شده است.

کلیدواژه: کودک، سن کودکی، حقوق کودک، بلوغ کودک، معیار پایان دوره کودکی.

مقدمه

انسان موجودی اجتماعی است و دارای ابعاد فیزیکی و روانی خاص خود که طبیعتاً همه
این قابلیتها در تربیت و رشد او مؤثر می باشد. کودک نیز تابع همین قاعده است و برای
شناخت درست مفهوم و معیار کودکی و حقوق متناسب با رشد و شخصیت وی می باید همه ابعاد
را در نظر گرفت، چنانچه ما معتقدیم که اسلام لحاظ نموده است.

اینکه کودک از نظر مفهومی به چه کسی اطلاق می شود و مراحل کودکی چیست تا سخن از
حقوق وی به میان آوریم از ابعاد مختلف قابل طرح و بررسی است.

در توضیح کلی معمولاً از آغاز تولد تا حدود ۱۲ –۱۳ سالگی را دوران کودکی می نامند و
به دوره قبل از دبستان و بعد از دبستان تقسیم می نمایند که فرد، در هر دوره شرایط
روحی و روانی و فیزیکی خاص خود را داراست و بر همین اساس نیز موضوع حق و تکلیف
می تواند قرار گیرد.

در یک تقسیم بندی دیگر کودک را طی دو دوره می توان مورد مطالعه قرار داد. دوره قبل
از تمییز و دوره بعد از تمییز و تشخیص. معمولاً فقهای اسلامی تمییز را نیز چنین
تعریف کرده اند که در این دوره فرد به طور اجمالی از مقتضای عقود و معاملات سردر
می آورد و پس از این دوره در آستانه بلوغ قرار می گیرد یا به تعبیر فقهای اسلامی
مراهق می شود و بعد که بالغ شد مسئولیت پذیری وی آغاز می گردد.

در یک رویکرد دیگر کودک را از نگاه قرآن کریم می توان مورد مطالعه قرار داد. قرآن
کریم درباره زمان شروع کودکی صراحتاً سخن خاصی به میان نیاورده اما در برخی آیات
لفظ «طفل» را صریحاً به کار برده است [حج:۵؛ مؤمنون:۷۱۲– ۷۱۴؛ مؤمن: ۶۷] و روند
خلقت انسان را مورد تأمل و توجه قرار داده تا انسانها در آن تعقل کنند. به نظر
می رسد از دیدگاه قرآن آغاز کودکی زمان انعقاد نطفه است و از همین زمان آثار حقوقی
و مدنی مربوط به کودک آغاز می شود.

مفهوم کودکی از دیدگاه علما و فقهای اسلامی نیز قابل بررسی است. علما و فقهای
اسلامی ادوار مرتبط با کودکی را به سه دوره تقسیم کرده اند: از ولادت تا هفت سالگی
( صبی غیر ممیز)، از هفت سالگی تا ظهور بلوغ (صبی ممیز)، از سن بلوغ به بعد که شخص
دارای مسئولیت کامل می باشد. دیدگاههای فقهای شیعه و سنی و هر یک از نحله های فکری
اهل تسنن جداگانه در این زمینه قابل بررسی است که در مقاله ذکر شده است.

مفهوم بررسی کودکی از دیدگاه قانون مدنی ایران نیز رویکرد دیگری است. در ماده ۹۵۶
قانون مدنی گفته شده: «اهلیت برای دارا بودن حقوق، با زنده متولد شدن انسان شروع و
با مرگ او تمام می شود » اما مطابق دیگر مقررات قانون مدنی، حمل یعنی کودکی که هنوز
متولد نشده از تاریخ انعقاد نطفه از کلیه حقوق برخوردار می گردد مشروط بر اینکه
زنده متولد شود اگرچه پس از تولد هم فوراً بمیرد.

اینکه معیار پایان دوره کودکی چیست نیز از دیدگاههای مختلف از قبیل قرآن و روایات
ائمه اسلامی، فقه اسلامی اعم از فقه شیعه و سنّی، کنوانسیون حقوق کودک و از دیدگاه
قانون مدنی ایران و برخی قوانین دیگر قابل بررسی است.

قرآن کریم در سوره های نور: ۵۹؛ نساء: ۶؛ انعام:۱۵۲؛ یوسف: ۲۲؛ اسراء: ۲۴؛ کهف: ۸۲
؛ حج: ۵؛ قصص: ۱۳؛ نمل: ۶۶؛ احقاف: ۱۵ به این موضوع اشاره نموده و در مجموع سه
معیار: بلوغ الحلم، بلوغ النکاح و بلوغ اشد را ذکر کرده است. با توجه به این
معیارها می توان گفت مسأله بلوغ در قرآن کریم با تعبیراتی مختلف آمده و سن مشخصی
را به عنوان سن بلوغ ذکر نکرده است. همچنین در امر بلوغ هم به رشد جسمی و هم به رشد
روحی و عقلانی توجه نموده است.

از روایات ائمه شیعه در این زمینه نیز استفاده می شود که اولاً، معیار بلوغ چه در
مورد پسران و چه در مورد دختران برمبنای تکوین شخصیت فرد و قبول مسئولیت در
زمینه های مختلف می باشد. ثانیاً، معیار اصلی برای بلوغ کودک، رشد و تکامل جسمی و
جنسی و اندامهای تناسلی است که معیار آن در پسران احتلام و در دختران عادت ماهانه
است. ثالثاً، در روایات حدّ، سنّ بلوغ پسر از ۱۳ تا ۱۶ سال و دختر از ۹ تا۱۳ سال
است که می توان آن را اماره بلوغ نیز تلقی نمود.

در نظر مشهور فقهای شیعه، بلوغ کودک یعنی زمان رشد جسمی و روحی وی. برای اثبات بلوغ
کودک سه علامت فیزیکی وجود دارد که در مجموع علامت تکوینی به حساب می آید. فقهای
اهل سنت نظریات دیگری دارند و دیدگاههای متنوعی بین نحله های مختلف اهل سنّت دیده
شده است که در متن مقاله بدان اشاره می شود.

قانون مدنی ایران در ماده ۱۲۱۰ بلوغ را پایان دوره کودکی دانسته و در اصلاحاتی که
در چهارمین سال پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران در قانون مزبور صورت گرفت، گفته شد که ۹
سال در دختر و ۱۵ سال در پسر معیار بلوغ است. البته این مطلب با تبصره ۲ ماده مزبور
تعارضاتی دارد و اخیراً قانونگذار درصدد اصلاح این ماده برآمد که پس از اختلاف بین
مجلس و شورای نگهبان در مجمع تشخیص مصلحت به تصویب رسید.

در قوانین دیگر ایران سنین متنوعی برای پایان کودکی و بهره مندی از حقوق پیش بینی
شده که مواردی از قوانین مزبور درمتن مقاله مورد اشاره قرار گرفته و بعضاً
انتقاداتی بر قوانین مطرح گشته است.

از نظر کنوانسیون حقوق کودک، منظور از کودک افراد زیر ۱۸ سال است مگر اینکه طبق
قانون قابل اجرا در مورد کودک، سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود. بدین ترتیب با توجه به
کنوانسیون حقوق کودک تنها کسانی مشمول مقررات کنوانسیون می باشند که به ۱۸ سالگی
نرسیده باشند و دیگر اینکه سن بلوغ ارائه شده در این ماده یک سن مطلق نیست بلکه
برحسب قانون ملی کودک متغیر است، البته در صورتی که ۱۸ سال کنوانسیون، معیار بلوغ
قرار گیرد. ظاهراً از نظر سند مذکور این سن هم معیار بلوغ و هم رشد فرد است. شروع
کودکی در کنوانسیون حقوق کودک مشخص نیست و کاملاً به سکوت برگزار شده است.

با توجه به مفهوم و معیار کودکی، حقوق و تکالیف کودکان در دیدگاههای مختلف روشن
می شود. در تفکر اسلامی برای حمایت از کودک مسئولیتهای مشخصی قبل و بعد از تولد
کودک بر عهده والدین قرار گرفته است و جامعه نیز وظایف مشخصی در قبال کودک برعهده
دارد. جزئیات برخی از وظایف والدین و جامعه در قبال کودک در مقاله توضیح داده شده
است و در مجموع مشخص گردیده که در تفکر اسلامی چه خانواده و چه جامعه وظیفه دارند
که نهایت زمینه لازم برای رشد مادی و معنوی کودک را فراهم آورند وهرگونه کوتاهی در
این زمینه مردود می باشد. تلاش مجریان امور در ایران می باید معطوف به این حقیقت
باشد که اولاً، اسلام را درست درک کنند و سپس درست عمل نمایند و تعهدات بین المللی
ایران در زمینه حقوق کودک را نیز در اقدامات خود مدّ نظر قرار دهند تا روز به روز
جایگاه کودکان از حیث رعایت حقوق بشر ارتقا یابد.

کودکی

کودکی که به دنیا می آید به صورت بالقوه عالیترین و کاملترین امکانات لازم برای رشد
را داراست. وی آمادگی دارد که به شایسته ترین شکل پرورده شود و سیر تکاملی خویش را
طی کند. کافی است که سالم به دنیا آید و در شرایط خانوادگی، آموزشی و محیطی مناسب
قرار گیرد تا رشد و نمو یابد. اما متأسفانه گاه این شرایط به گونه ای است که برخی
از آنها نمی توانند ظرفیتها و تواناییهای خویش را شکوفا سازند و ممکن است حتی روندی
نامناسب را طی کنند و به انواع و اقسام مشکلات رفتاری مبتلا شوند.

اندیشمندان علوم اجتماعی، روان شناسی، روان پزشکی، آموزش و پرورش و جرم شناسی در
راستای شناسایی علل و یافتن راه حلی جهت پیشگیری از انحرافات کودکان و نوجوانان به
پژوهش پرداخته اند. دانشمندانی که آگاهی چندانی از شخصیت اجتماعی انسان نداشتند،
علل کجرویهای افراد را به تفاوتهای بدنی و جغرافیایی نسبت می دادند و بر این باور
بودند که یا عناصر شخصیت هرکس در سرشت، ساختمان بدنی بویژه در اعصاب یا غده های او
نهفته است و یا به تأثیر عوامل طبیعی و جغرافیایی اعتقاد داشتند. اما این
اندیشمندان به نقش رفتار گروهی و بخصوص یادگیری در تسهیل حیات انسانی توجهی
نداشتند. به عقیده جامعه شناسان، انسان از هنگام تولد در شبکه ای از روابط متقابل
اجتماعی قرار می گیرد و از میان کنشهای متقابلی که با دیگران دارد، میراث جامعه را
به خود جذب کرده، هیأتی اجتماعی می یابد و در تمام مدت حیات خود در این شبکه روابط
متقابل، به فراخور دگرگونی این روابط، دگرگون می شود و همواره از جامعه سرمشق
می پذیرد. به طوری که بدون تأثیر محیط بیرونی تأمین نیازمندیهای مادی و معنوی برای
انسان امکان پذیر نیست.

آنچه موجب می شود انسان شبکه گسترده روابط اجتماعی را بپذیرد، نیازهای وی برای بهتر
زیستن است و کوششهای گروهی و جمعی برای به خدمت گرفتن پدیده های طبیعی در راستای
منافع خود اوست. از این رو بررسی انگیزه ها و محرکهایی که انسان را به سوی تلاش
برای تأمین نیازمندیها می راند، امری ضروری است که مستلزم رسیدگی و یافتن دیدگاهی
منطقی برای پرداختن به آن است.

محیط بیرونی خود مشتمل بر دو بخش است: طبیعت و جامعه، بی گمان عوامل طبیعی مانند آب
و هوا، انسانها را به سوی برخی نیازها می راند، اما در این زمینه عوامل اجتماعی،
بسیار نیرومندترند.

عوامل اجتماعی خود دربردارنده عوامل اقتصادی، سیاسی و تربیتی هستند که هر یک از
اینها نیز به نوبه خود عوامل دیگری را دربردارند. عامل اقتصادی خود در بردارنده
عوامل فقر (بیکاری، محرومیت، نداشتن تفریحات سالم و …)، بحران اقتصادی (تورم،
گرسنگی، درماندگی و…) و عوامل مهاجرت (آوارگی، تعارض فرهنگ و…) نمود عامل سیاسی و
فشار اجتماعی شدید است.

عوامل تربیتی عبارتند از: خانواده (محدودیت اقتصادی، خشونت، ناسازگاریهای داخلی،
ازهم گسیختگی خانواده، دور افتادن اعضای خانواده از یکدیگر، طلاق، یتیمی و…)، مدرسه
(فشار بر افراد، نادیده گرفتن نیازهای آموزندگان، تحمیل ارزشهای غیر اجتماعی و غیر
دینی و…)، گروههای همسالان (تقلید از همبازیها، همسایگان، هم محله ایها و…)،
رسانه های گروهی (تبلیغ، تلقین، ترویج تفکرات نامناسب و…) و جز اینها. اگر کودک در
معرض سختگیری زیاد و اعمال سلطه خارج از اندازه اولیا و مربیان، محیط و… قرار
گیرد؛ موجودی سرکش، طاغی، مخلّ، خرابکار و یا موجودی ضعیف النفس، متزلزل، زبون و
خودکم بین بار می آید و نهایتاً مبدل به فردی خرابکار و قانون شکن می شود. با توجه
به وضع موجود، اولین سؤالی که مطرح می شود این است که آیا اقدامات کشورهای مختلف در
زمینه مبارزه با جرایم اطفال و نوجوانان بزهکار، مبتنی بر اصول صحیح و درستی استوار
گردیده است یا خیر؟

در شریعت اسلام، تا کسی مسئولیت نداشته باشد قابل تعقیب و مجازات نیست. بدین نحو که
مرتکب به جرم و بزه باید عاقل، بالغ، مختار و آگاه به حرمت عمل ارتکابی باشد.
بنابراین اگر یکی از ارکان اربعه مسئولیت و از جمله بلوغ موجود نباشد حاکم شرع
اجازه ندارد که حکم حد و یا قصاص را جاری سازد. مثلاً یکی از شروط اجرای حد و کیفر
سرقت آن است که دزد باید عاقل باشد. پس اگر طفلی مرتکب جرم سرقت شود، اشهر آن است
که او را تأدیب و تعزیر کنند چون تکلیف از او برداشته شده است.

از نظر فقه اسلام صغیر از محجورین است و به محض رسیدن به سن بلوغ، حجر از او زایل
می گردد و اگر پیش از بلوغ به حدی برسد که دارای تمییز نفع از ضرر خویش باشد او را
صغیر ممیز می نامند.

در قانون مجازات اسلامی (نیز که از صغیر، رفع مسئولیت کیفری شده) در ماده ۴۹ صغیر
را کسی دانسته که به سن بلوغ شرعی نرسیده باشد. آنچه که دارای اهمیت فراوان برای
کودک و حقوق مالی و کیفری اوست، تعیین و تشخیص سن بلوغ می باشد.

مراحل کودکی

معمولاً از آغاز تولد تا حدود ۱۲-۱۳ سالگی را، که پایان دوره دبستان است، دوران
کودکی می نامند. این دوره از دو بخش عمده تشکیل می شود: دوره قبل از دبستان و دوره
دبستان. در تعالیم اسلامی نیز مراحل به سه دوره مشخص هفت ساله تقسیم شده است: هفت
سال اول را که تقریباً مطابق با دوره قبل از دبستان است، دوره سیادت نامیده اند؛
هفت سال دوم را دوره اطاعت نامگذاری کرده اند و بالاخره هفت سال سوم را دوره وزارت
نام نهاده اند. کودکی را به گونه ای دیگر نیز تقسیم بندی نموده اند:

الف. دوران کودکی و عدم تمییز مطلق که در این دوره کودک اصولاً دارای شعور و تشخیص
خوب از بد نبوده و قدرت درک اعمال خود را ندارد و اعمال وی در صورتی که مجرمانه
باشد، قابل انتساب به او نیست.

ب. دوران کودکی و تمییز نسبی که در این دوره کودک هنوز به مرحله رشد و کبر قانونی
نرسیده ولی به طور نسبی می تواند بد و خوب را از هم تشخیص دهد و تا حدودی نتیجه
اعمال خود را پیش بینی کند. در این مرحله تمییز و تشخیص نقش مهمی را ایفا می کند.

یکی دیگر از تقسیم بندیهای دوره کودکی بدین شرح است: دوره قبل از دبستان که در این
دوره، کودک پس از تولد خود را با دنیایی ناشناخته روبه رو می بیند. از همان ماههای
اولیه، اشیای اطراف وی نظرش را جلب می کند و کنجکاوی او را برمی انگیزد. او
می خواهد با محیط اطراف خود آشنا شود. از این رو پیوسته به دستکاری اشیاء
می پردازد. در این مرحله برخی خانواده ها، از همان ابتدا با پرخاش و تنبیه، کودک را
از کارهای کودکانه باز می دارند که آنان را دچار انواع مشکلات رفتاری می نماید.

دوره دوم مرحله پرگویی است که از ۳ تا ۷ سالگی را شامل می شود. بهتر است اطرافیان
کودک وقت بیشتری را برای صحبت با وی صرف کنند و هنگام سخن گفتن آهسته و شمرده حرف
بزنند و از کلمات ساده برای او استفاده نمایند. خانواده بویژه مادر باید در برابر
پرسشهای مداوم کودک حوصله و بردباری از خود نشان دهند و به زبانی که کودک قادر به
فهم آن باشد به پرسشهای او پاسخ دهند.

به تدریج که کودک به دنیای اطراف خود چشم می گشاید، خود را با بزرگسالانی روبه رو
می بیند که تواناییهای بیشتری دارند و ناچار شروع به تقلید می کند.

هفت سال اول زندگی دوره ای است که در آن کودک از آموزش جدّی و رسمی معاف است. در
این دوره وی از آزادی عمل بیشتری برخوردار است و نباید تکلیف سختی را بر او تحمیل
کرد. از این رو گفته می شود که کودک در این دوره تکلیف پذیر نیست. در این دوران
باید بیشتر از تشویق استفاده کرد و کاربرد تنبیه جز در موارد استثنائی مجاز نیست،
بویژه تنبیه بدنی که در این دوره روش تربیتی نادرستی است. دوره دبستان از جهت تعلیم
و تربیت، بهترین دوران است. در این دوره از یکسو کودک از آرامش و ثبات برخوردار است
و از سوی دیگر، ویژگیهای روانی، آمادگی کاملی برای تربیت پذیری و ادب آموزی در وی
به وجود می آورد.

پیامبر اسلام(ص) از کودک در این دوره با خصوصیت «عبد» که بیان کننده اطاعت است،
یاد فرموده و حضرت علی(ع) او را به عنوان فرد «خادم» که آن نیز بیان کننده
فرمانبرداری است، معرفی کرده اند. در روایتی دیگر از پیامبر(ص)، این دوره سنی، سن
«تأدیب» یعنی تربیت و ادب آموزی نامیده شده است. امام صادق(ع) نیز در حدیثی این
دوره را دوره «تعلیم» یا علم آموزی و آموزش نامگذاری فرموده اند.

گفته شد که اولین دوره از ادوار عمر آدمی دوره کودکی است که از آغاز تولد تا دوران
بلوغ را شامل می شود. با توجه به اینکه کودکان در طول این مدت از نظر رشد قوه ممیزه
و قوای عقلانی و جسمانی در شرایط یکسان نیستند لذا دوران کودکی نیز خود دارای مراحل
و ادواری است.

دوران کودکی به دو دوره قبل از تمییز و تمییز تقسیم می شود. در دوره اول کودک خوب و
بد اعمالش را تشخیص نمی دهد و او را کودک غیرممیز می نامند. دوره دوم بعد از پیدایش
قوه ممیزه است که در این دوره کودک از نظر عقلانی و درک رشد یافته و خوب و بد
اعمالش را تشخیص می دهد و در آستانه بلوغ قرار می گیرد. کودک را در این دوره، کودک
ممیز می نامند.

بدیهی است که بشر از بدو تولد در سنین اولیه عمر که رشد قوای بدنی و روحی او به حد
کمال نرسیده است نمی تواند حسن و قبح اعمال خود را تشخیص دهد. قوه تمییز به نسبتی
که قوای مختلف حیاتی در بشر توسعه می یابد، تولید و به تدریج کامل می شود. فقها در
تعریف تمییز می گویند که کودک در این دوره به طور اجمال از مقتضای عقود و معاملات
سر درمی آورد، مثلاً می فهمد که در یک معامله خرید و فروش، فروشنده کیست. کودک ممیز
در کودکی همچنان باقی است، منتها هنگامی که به بلوغ نزدیک می شود و در آستانه آن
قرار می گیرد او را «مراهق» می نامند و با رسیدن به بلوغ دوران مسئولیت و تکلیف
آغاز می شود.

جامعه شناسان نیز تعریفی برای کودک دارند. آنها معتقدند که کودک فردی است که دوره
تکوین اجتماعی خاصی را می گذراند تا به مرحله رشد و ادراک صحیح اجتماعی برسد.

کودکی از دیدگاه قرآن

کودک محصول زندگی مشترک پدر و مادر است. پدر و مادری که بر اساس پیوندی در کنار هم
قرار گرفته و کانون پر مهر و محبتی به نام خانواده را تشکیل داده اند که از نگاه
اسلام محبوبترین بنیاد و بنیان اجتماعی محسوب می شود. فرزندان حق حیات، رشد، کمال و
… را دارند. در کلام وحی الهی و کلام معصومین علیهم السلام و دستورات دینی راه و
روش رعایت حقوق کودکان بارها تکرار شده است.

درباره زمان شروع کودکی در روایات، احادیث و آیات تصریح خاصی به عمل نیامده است
بلکه این مطلب را باید با تأمل استنباط نمود. در برخی از آیات قرآن لفظ طفل صریحاً
به کار برده شده است. مانند:

یا ایُّها الناسُ اِنْ کُنتُمْ فی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَاِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ
تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهً ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَهٍ مُخَلقهٍ و
غَیرِ مُخَلَّقَه لِنُبَیِنَ لَکُمْ وَ نُقِرُ فِی الارْحامِ مانَشاءُ اِلی اَجلٍ
مُّسَمّیً ثُمّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا اَشُدَّکُمْ [حج: ۵].

«ای مردم اگر در رستاخیز شک دارید، پس بدانید که بدرستی ما شما را از خاک آفریدیم،
سپس از نطفه، سپس از خون بسته شده، سپس از مضغه (گوشت جویده شده) که بعضی دارای شکل
و خلقت و بعضی بدون شکل، تا اینکه بر شما روشن سازیم که تواناییم بر هر چیز؛ و
جنینها را که بخواهیم تا مدت معینی در شکم مادر قرار می دهیم، بعد شما را به صورت
طفل خارج می سازیم تا اینکه به حد بلوغ برسد.»

خداوند در این آیه مبارکه، نوزادی را که روح در کالبدش دمیده شده و از شکم مادر
خارج و متولد گردیده طفل (خرد و صغیر) نامیده است، تا زمانی که به حد بلوغ و رشد و
شدت برسد. اصولاً اسلام از زمان انعقاد نطفه برای او اعتبار قائل شده و حتی در این
زمینه احکام جزایی ذوالمراتبی را مقرر داشته و بدین ترتیب از لحظه انعقاد نطفه در
رحم مادر، حمایت شده است. این حمایتها، همان طور که در کتب فقهی آمده است عیناً در
قوانین موضوعه ایران از جمله قانون مجازات اسلامی که از فقه امامیه نشأت گرفته،
منعکس شده است مانند ماده ۴۸۷ ق. م. که برای سقط جنین از نطفه تا مراحل دیگر، دیه
خاص در نظر گرفته شده است.

این توجه خاص اسلام به مراحل تکامل نطفه در رحم نشان دهنده آن است که درواقع از
زمان انعقاد نطفه، کودکی آغاز شده است، هرچند قبل از دمیدن روح باشد. چرا که نطفه
از زمان انعقاد قابلیت دمیدن روح را یافته و به اصطلاح یک انسان بالقوه شده است و
وضع مقررات وضعی و تکلیفی بر حمایت از وی در مراحل گوناگون، تنها از این نظر قابل
توجیه می باشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید:

وَ لَقَدْ خَلَقْنا الْانْسانَ مِن سُلالهٍ مِنْ طینٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَهً فی
قَرارٍ مَّکینٍ ثُمَّ خَلَقْنا النُّطْفَهَ عَلَقهً فَخَلَقْناهُ اْلعَلَقَهَ
مُضْغَهً فَخَلَقْنا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکَسَوْنا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ
انْشَاناهُ خَلَقاً اخَرَ فَتبَارَکَ اللهُ اَحْسَنُ اْلخالِقینَ [مؤمنون: ۱۲ –
14].

خداوند بعد از ذکر مراحل خلقت انسان و دمیدن روح که آفرینشی دیگر است، بر خود آفرین
گفته است و این نشانه بزرگی و منزلت انسان است اگر بداند.

علاوه بر دلایل فوق، مؤیدات دیگری نیز می توان بر صحت اطلاق نام کودک بر نطفه منعقد
شده، برشمرد. مثلاً در باب ارث و وصیت در زمان انعقاد نطفه، اثرات بسیاری مترتب شده
است. اگر بعد از زمان انعقاد نطفه، مورث فوت کند، حملی که در زمان فوت، نطفه اش
منعقد شده است، جزء وراث است و نیز در باب وصیت آمده که وصیت بر حمل صحیح است، اگر
چه روح در آن دمیده نشده باشد به شرط آنکه زنده متولد گردد ولی اگر مرده بیرون آید،
وصیت باطل است.

هُوَ الّذی خَلَقَکُمْ منْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقهٍ ثُمَّ
یُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا اَشُدّکُمْ ثُمَّ لِتکُونُواً شُیُوخاً
وَّ مِنْکُمْ مَنْ یُّتوَفی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا اَجَلاً مُّسمّیً وَ
لَعَلّکُمْ تَعْقِلونَ [غافر: ۶۷].

«او خدایی است که شما را از خاک و سپس از نطفه و آنگاه از علقه بیافرید و آنگاه به
صورت طفل شما را بیرون می کند تا به حد بلوغ برسید و بعد از آن پیر سالخورده گردید
ولی بعضی از شما قبل از رسیدن به پیری می میرید و نیز بیرون می کند تا به اجل معین
خود برسید و شاید تعقل کنید.»

ممکن است گفته شود که از زمانی نام جنین و کودک بر حمل اطلاق می شود که روح در او
دمیده شده باشد و قبل از این زمان، اطلاق جنین و کودک بر وی درست نیست، اما با دقت
در مباحث گذشته خلاف این قول ثابت می گردد چرا که در کتب فقهی از زمان انعقاد نطفه
به آن حمل اطلاق می شود.

بنابراین از نظر حقوق اسلام زمان شروع کودکی همان زمان انعقاد نطفه است. البته
تشخیص و تعیین آغاز کودکی از نظر مدنی و حقوقی برای کودک حائز اهمیت است وگرنه از
نظر کیفری، انجام خطا و بزه در این مرحله متصور نیست. اما اگر کسی نسبت به او به
عمد یا شبه عمد در همین مرحله نیز مرتکب جرمی همچون سقط جنین گردد، مجازات خواهد
شد.

اسلام برای حفظ حقوق طفل بعد از تولد نیز احکام و دستوراتی را دارد که در آیات و
روایات آمده است. یک دسته از احکام مربوط به مسائل اخلاقی و عبادی است و در عین حال
ضامن سلامت جسمانی، معنوی و رشد و ارتقای فکری و فیزیکی طفل است و دسته دوم از
دستوراتی که مربوط به حقوق و آزادیهای طفل است دارای بار حقوقی بوده و ضمانت اجرای
کیفری یا مدنی دارد.

کودکی از دیدگاه علما و فقها

قریب به اتفاق فقها، طفل را کسی دانسته اند که به حد بلوغ شرعی نرسیده است. علما و
فقهای اسلام برای طفولیت ادواری را ذکر کرده اند و آن را به سه دوره تقسیم
نموده اند.

الف. از ولادت تاهفت سالگی

طفل در این دوره «صبی غیر ممیز» نامیده می شود که مرحله قبل از سن تمییز است و
اکثر قریب به اتفاق فقها و علما در مورد این دوره و تعیین سن آن، توافق دارند و
معتقدند که طفل در این دوره تحت هیچ عنوان، مسئولیت جزایی و کیفری ندارد و نمی توان
او را به هیچ وجه تحت عنوان تأدیب و اصلاح و به مفهوم خاص آن مجازات نمود و صبی غیر
ممیز در این دوره مانند مجنون هیچ اهلیتی ندارد و گفته شده که صغر از عوارض است و
لازمه ماهیت انسان نیست و صغر با اهلیت، منافات دارد و اگر مرتکب جرایم مستوجب حدّ
یا تعزیر شود مسئولیت و مجازات ندارد البته از نظر مدنی مسئول در اموال خودش
می باشد، اگر ضرری به کسی برساند.

ب. از هفت سالگی تا ظهور بلوغ

این دوره گاهی با رسیدن سن و گاهی با علایم آن و گاهی با هر دو شروع و پایان
می پذیرد. طفل در این دوره «صبی ممیز» خوانده می شود ولی فقها در تعیین سن آن دوره
و سن بلوغ اختلاف دارند. صبی ممیز کسی است که بتواند اجمالاً بین نفع و ضرر خود فرق
گذارد و معاملات سودآور را از زیانبار تشخیص دهد.

حنفیه تصرفات صبی ممیز را بدون اذن ولی اگر منجر به نفع او گردد، جایز دانسته اما
تصرفاتی که احتمال ضرر و سود هر دو را دارند تنها با اذن ولی صحیح دانسته اند.
حنابله تصرف ممیز را با اذن ولی صحیح دانسته و بدون اذن ولی در چیزهای کوچک و کم
خطر مانند خرید یک گنجشک جایز می دانند. امامیه و شافعیه معامله صبی را غیر شرعی و
ناصحیح می دانند و شیخ انصاری بر این مطلب اجماع نموده و قانون مدنی هم در صورتی که
ولی معامله را اجازه کند، آن را صحیح دانسته است.

ج. از سن بلوغ به بعد

در این دوره شخص دارای مسئولیت کامل می باشد و در صورت ارتکاب جرم و نبود موانع،
مجازات می شود.

کودکی از دیدگاه قانون مدنی ایران

کودک یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی
لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد، چون حیات واقعی با تولد شروع می شود بنابراین
دوران کودکی هم با تولد آغاز می گردد. ماده ۹۵۶ قانون مدنی مقرر می دارد: «اهلیت
برای دارای بودن حقوق، با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود». اما
نبایستی فراموش کرد که کودک قبل از آنکه متولد شود، یعنی در حالی که جنین است، نیز
دارای حیات است و بدین جهت شایسته است که مورد حمایت قرار گیرد. بدین اعتبار شاید
بتوان ادعا کرد که شروع کودکی درواقع از تاریخ انعقاد نطفه می باشد، زیرا از این
زمان است که کودک به عنوان موجودی زنده و مستقل از پدر و مادر مورد توجه مقنن قرار
گرفته و برای او حقوقی مقرر می گردد.

مطابق مقررات قانون مدنی، حمل یعنی کودکی که هنوز متولد نشده، از تاریخ انعقاد نطفه
عیناً مانند کودکی که به دنیا آمده از کلیه حقوق مدنی برخوردار می گردد، مشروط بر
آنکه زنده متولد شود، اگرچه پس از تولد هم فوراً بمیرد.

علامتی که نوعاً برای زنده متولد شدن نوزاد در نظر گرفته می شود، گریه کردن و حرکت
بعضی از اعضای بدن نوزاد است و این امور از علایم معمولی حیات است، اما اگر علایم
دیگری دائر بر زنده متولد شدن موجود باشد مانند آنکه در اثر کالبد شکافی معلوم گردد
که ریه های کودک تنفس نموده، برای اثبات وراثت او کافی است. از نظر مناسبات و روابط
حقوقی، حمل یعنی کودکی که هنوز متولد نشده است به عنوان موجودی زنده و مستقل از پدر
و مادر خود مورد نظر مقنن قرار گرفته و از این جهت می توان شروع کودکی را از زمان
انعقاد نطفه دانست.

کودکی از دیدگاه فقه اسلامی

در فقه اسلامی ابتدای دوره بلوغ، پایان دوره کودکی است. یعنی بلوغ مرز بین کودکی و
نوجوانی را مشخص می کند. به تعبیری سن کودکی از ولادت تا بلوغ است ومنظور از کودک
کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد. بدین جهت به منظور تشخیص سن کودکی از
دیدگاه فقه اسلامی باید سن بلوغ را از این نظر مورد بررسی قرار دهیم.

الف. سن بلوغ از دیدگاه قرآن

قرآن کریم سنی را برای بلوغ تعیین نکرده ولی به اصل این پدیده در موارد متعددی
اشاره نموده است که می توان به سه دسته تقسیم کرد:

1 بلوغ الحلم: قرآن کریم در سوره نور پس از طرح وظیفه اخلاقی کودکان در زمینه لزوم
کسب اجازه از والدین قبل از ورود به اتاق خواب آنان می فرماید: «وَّ اِذا بَلَغَ
الاطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتاذِنُوا» [نور: ۵۹] یعنی هنگامی که کودکان
به دوران حلم می رسند باید به هنگام ورود به جایگاه استراحت پدران و مادران اجازه
بگیرند. در این آیه تعبیر «بلوغ الحلم» مطرح شده است، «الحلم» به معنی عقل است، به
این مناسبت که دوران بلوغ با جهش عقلی و فکری توأم است.

2 بلوغ النکاح: قرآن درباره تکلیف جامعه درباره یتیمان می فرماید: «وَّابْتَلوُا
الْیَتامی حَتّی اِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَانْ انَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشداً
فَادْفَعُوا اِلَیهُم اَمْوالَهُمْ» [نساء: ۶]. «یتیمان را مورد آزمایش و امتحان
قرار دهید تا اینکه به سن ازدواج برسند (در پسر توان تولید مثل و در دختر توان
باروری) در صورتی که علایم رشد را دریافتید اموال و داراییهایشان را به ایشان باز
دهید.» این آیه درباره بلوغ مالی و زمان اجازه تصرف در اموال است که بر دو مسأله
مبتنی است: یکی «بلوغ النکاح» یعنی رسیدن کودک به سن ازدواج یا داشتن قدرت و توان
جنسی و دیگری «ایناس رشد» یعنی مشهود بودن کمال عقلانی. تا زمانی که این دو علامت
در کودک پیدا نشود مجاز به تصرف در اموال خویش نیست.

3 بلوغ اشد: این تعبیر در موارد متعددی از قرآن به کار رفته است از جمله در آیات
152 انعام، ۲۲ یوسف، ۲۴ اسراء، ۸۲ کهف، ۵ حج، ۱۳ قصص، ۶۶ نمل و ۱۵ احقاف. اکنون به
ذکر و ترجمه برخی از آنها می پردازیم: «وَ نِقُّر فیِ الاَرْحامِ ما نَشاءُ اِلی
اَجَلٍ مُّسَمّیَ ثُمَ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا اَشُدَّکُمْ»[حج:
5]. «از میان نطفه ها آنچه که مشیت ما تعلق می گیرد در رحمها قرار می دهیم تا به
وقت معین طفلی از رحم بیرون آوریم تا زیست کند و به حد بلوغ و کمال برسد.»

در جای دیگر آمده است: «وَلاتَقْرَبوُا مالَ الْیَتیمِ اِلّا بِالَّتی هِیَ
اَحْسَنُ حَتّی یَبْلُغَ اَشُدَّه» [اسراء: ۳۴] «به مال یتیم نزدیک نشوید مگر از
طریق صحیح و درست تا زمانی که او به حد رشد و قوت برسد.»

با توجه به مجموع آیات فوق نظر قرآن درباره حد بلوغ به شرح زیر قابل برداشت
می باشد:

1 اصل بلوغ تا حد تکوین شخصیت انسانی انسان از نظر قرآن پذیرفته شده است و انجام
برخی تکالیف یا داشتن برخی امتیازات منوط به بلوغ شده است.

2 در قرآن کریم سن مشخصی به عنوان سن بلوغ ذکر نگردیده است.

3 مسأله بلوغ در قرآن، با تعبیرات مختلف بیان شده است که از مجموع آن استفاده
می شود. رسیدن کودک به این مرحله امری واضح و قابل فهم برای عموم بوده است، به طوری
که رسیدن به حد رشد یا سن ازدواج، قوت و قدرت مفاهیم واضح و روشن، برای مخاطبین
تلقی شده است.

4 قرآن در امر بلوغ هم به رشد جسمی و هم به رشد روحی و عقلانی توجه نموده است.

ب. سن بلوغ از دیدگاه احادیث

از امام صادق در مورد حد بلوغ روایات متعددی وجود دارد از جمله:

روایت اول: قال الصادق(ع): «علی الصبی اذا احتلم الصیام و علی الجاریه اذا حاضت
الصیام و الخمار». [حر عاملی ج ۴: ۴۰۱؛ شیخ طوسی ج ۴: ۳۲۶]. «وقتی پسر محتلم شد،
باید روزه بگیرد و دختر وقتی که حیض شد، روزه و پوشش بر او واجب است.»

روایت دوم: از امام صادق پرسیدند: «پسر و دختر چه موقع باید نماز را ادا کنند.»
ایشان فرمودند: «اذا اتی علیه ثلاث عشره سنه فان احتلم قبل ذلک فقد وجبت علیه
الصلاه و جری علیه القلم و الجاریه مثل ذلک ان اتی لها ثلاث عشره سنه او حاضت قبل
ذلک فقد وجبت علیها الصلاه و جری علیها القلم» [حر عاملی ج ۱: ۴۵؛ شیخ طوسی ج ۲:
380]. «هرگاه پسر بچه ای سیزده ساله شود، یا پیش از سیزده سالگی محتلم شود نماز بر
او واجب است و قلم تکلیف بر او جاری می شود، دختر هم همین طور، هرگاه سیزده ساله
شد، یا پیش از آن حیض شد، نماز بر او واجب می شود و قلم تکلیف بر او جاری می گردد.»

از امام باقر نقل شده است که ایشان فرموده اند: «لایصلح لجاریه اذا حاضت الا ان
تختمر…»[حر عاملی ج ۲: ۲۳۸]. «دختر از هنگامی که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد.»

حضرت علی امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «اذا حاضت الجاریه فلا تصلی الا بخمار» [حر
عاملی ج ۴: ۴۰۸]. «از هنگامی که دختر حیض می شود، نباید بدون پوشش نماز بخواند.»

از روایات و احادیث مربوط به سن بلوغ و یا سن تکلیف می توان چنین نتیجه گرفت که:
اولا،ً مسأله بلوغ چه در مورد پسران و چه در مورد دختران مبنای تکوین شخصیت فرد و
قبول مسئولیت و تکلیف در زمینه های مختلف می باشد. ثانیاً، معیار اصلی برای بلوغ
کودک، رشد وتکامل جسمی و جنسی و اندامهای تناسلی است که معیار آن در پسران احتلام و
در دختران عادت ماهانه است. ثالثاً، در روایات حد سنی نیز برای بلوغ ذکر شده است که
در مورد پسر از ۱۳ تا ۱۶ سال و در مورد دختر از ۹ تا ۱۳ سال مطرح است که می توان آن
را اماره بلوغ تلقی نمود [حر عاملی ج ۲۸: ۲۹۵].

ج. سن بلوغ از دیدگاه فقها

1 نظریه مشهور بین فقها و علما: طبق نظر مشهور فقهای امامیه از جمله امام خمینی
رضوان الله تعالی علیه منظور از بلوغ کودک زمان رشد جسمی اوست و از زمان اثبات
بلوغ، کودک مخاطب خطابه های شرع و موضوع تکلیف ومسئولیت قرار می گیرد. طبق این نظر
وجود و بروز یکی از سه چیز برای اثبات بلوغ کودک کافی است که عبارتند از:

الف. روییده شدن موی خشن در عانه (زیر ناف)، موهای ریز و ضعیف اعتباری ندارد.

ب. بیرون آمدن منی در بیداری یا در خواب به جماع یا محتلم شدن یا غیر اینها.

ج. سن کودک که در پسران پانزده سال تمام و در دختران نه سال قمری تمام است.

فقهای امامیه و اهل سنت بر این مطلب اتفاق دارند که حیض و حامله شدن دلیل بر بلوغ
در دختر می باشد. حیض در دختران نیز همانند منی در پسران نشانه بلوغ است.

امامیه، شافعیه، مالکیه و حنابله قائلند که ظاهر شدن و روییدن موی خشن و زبر بر
عانه و شرمگاه، دلیل بر بلوغ می باشد، ولی حنفیه می گویند روییدن مو در این مواضع،
دلالت بر بلوغ ندارد؛ زیرا مانند موهای سایر مواضع بدن می باشد.

شافعیه و حنابله در مورد سن نیز معتقدند، ب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.