خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 71
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان شامل 111 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به پلورالیسم یا تکثرگرایی ادیان :
از عوامل مؤثر در شکوفایی علم و اندیشه در یک جامعه، گسترش بستر گفتگوها و مناظره های علمی است و رشد کمی و کیفی هر دانشی زاییده تضارب آرای و تبادل اندیشه ها می باشد. تکامل علم کلام نیز از این اصل مستثنا نیست و این زمینه به لطف الهی بعد از انقلاب در جامعه ما پدید آمده است و با طرح دیدگاهها و عقاید مختلف در باب دین شناسی و کلام اسلامی نیز بسط بیشتری پیدا کرده و از خمودی و خموشی بیرون آمده است. این گونه جریانهای علمی باعث شد تا نسبت به دلایل و براهین خداشناسی تعمق بیشتری شود و مسائل جدیدی چون وحی و ایمان، مساله تحقیق پذیری و معنا داری گزاره های دینی، مسایل زبان دین، تکثرگرایی ادیان و غیر آنها به عرصه کلام اسلامی نیز پا نهد.
این نوشتار به طور اختصار در صدد توضیح، تبیین و نقد رویکردهای مختلف در باب وحدت و کثرت گرایی ادیان است; گرچه تفصیل آن فرصت و مقالات دیگری را می طلبد. پلورالیسم مکتبی است که اصل و مبنای خود را تعدد و تکثرگرایی می داند و پلورالیست شخصیتی است که به کثرت گرایی گرایش دارد، در مقابل کسانیکه به وحدت و یگانگی و نوعی انحصارگری دین رو می آورند. این مکتب به زیر بخشهای پلورالیسم اخلاقی، پلورالیسم سیاسی و پلورالیسم دینی دسته بندی شده است. پلورالیسم اخلاقی مکتبی است که مبدا و معیار خوبی و بدی را بیش از یکی بداند که لازمه آن، نسبیت اخلاق خواهد بود و نتیجه آن التزام به تساهل و مدارا در صحنه عمل فردی و جمعی است. پلورالیسم اجتماعی یکی از مباحث فلسفه علوم اجتماعی است که اعتقادش بر این است که جامعه بر اساس گروههای قومی یا نژادی پیدایش یافته است. پلورالیسم سیاسی یکی از اصول بنیادین دمکراسی لیبرالیسم است که به توزیع قدرت سیاسی میان گروهها و سازمانهای مستقل از دولت برای مشارکت آنها در صحنه سیاست و سیاستگذاری اعتقاد دارد.
در روزگار گذشته ادیان و مذاهب نسبت به یکدیگر هیچگونه آشنایی نداشتند و اگر کنش و واکنشی بین آنها برقرار می شد عمدتا مبتنی بر نوعی تعارض و کشمکش دینی و مذهبی بود و کمتر به بحث و گفتگو برای نیل به شناخت عمیق و یا رسیدن به تفاهم می پرداختند. ولی در یک قرن اخیر پژوهشهای علمی در جهت درک و شناسایی دقیق تر ادیان به وجود آمد و اولین ارمغان این پژوهشها، نشان دادن وجود دعاوی متعارض در میان ادیان بود و در نتیجه ورود مساله ای جدید در قلمرو فلسفه دین.
اگر بخواهیم ملموستر سخن بگوییم، در واقع، ما الان با این پرسش مواجهیم که با وجود پیشفرض انحصارگرایی که در ادیان آسمانی و غیر آنها وجود دارد، چگونه می توان راه رستگاری را به سایر ادیان سرایت داد؟ بدیهی است هر شخصی در هر مملکتی پا به عرصه گیتی نهد، آیین و مذهب آن سرزمین را انتخاب و پیروی می کند و همه این ادیان در باب غایت و سعادت آدمیان و بیان حقایق مربوط به خدا و انسان اختلاف نظر دارند. به گفته جان هیک «برخی بر این پندارند که هر دینی برای باور داشتن به حقیقی بودن خود به دلیل یا دلایلی استدلال می کند و در ضمن به نادرستی دین مخالف فتوا می دهد. نتیجه اینکه برای هر دین خاص، همواره دلایل بسیار بیشتری برای اثبات نادرستی آن دین وجود خواهد داشت. » (جان هیک، فلسفه دین; مترجم بهرام راد، ص ۲۲۶.)
از همه مهمتر برای هر متکلمی این واقعیت محرز است که غیر از دین او ادیان و مذاهب دیگری نیز وجود دارد. در نتیجه باید نسبت به آن ادیان نیز اظهار نظر کند، ویژگیهای مشترک و مختص آنها را بشناسد و با روش تشخیص صدق و کذب، به داوری میان آنها بپردازد و با شیوه های خرد پسندانه از گزاره های دینی و معتقدات موجود در متون مقدس دین خود دفاع عقلانی کند، و به شبهات و اعتراضات پیروان سایر ادیان و مذاهب جواب منطقی ارائه دهد و نیز باید به این پرسشها پاسخ دهد که آیا راه رستگاری، سعادت و نیل به حقیقت برای سایر ادیان امکان پذیر است یا خیر؟ آیا برای همه ادیان می توان گوهر واحدی فرض کرد و آیا با گفتگوی بین الادیان و یا نسبیت گرایی ومانند آن می توان به حل دعاوی متعارض در ادیان پرداخت؟ نکته قابل توجه این است که پلورالیسم ومکتب تکثر گرایی را به دو بخش درون دینی وبرون دینی تقسیم کرده اند; پلورالیسم درون دینی یامذهبی بر این اعتقاد است که همه تفسیرهای مختلف از دین واحد، که به پیدایش مذاهب و فرقه های مختلف منجر شده است، صاحب حقیقت و سعادت می باشند. همانند این سخن در نظریه تصویب اشاعره و معتزله – که به نوعی به جمع نقیضین منجرمی شود – وجود دارد.پلورالیسم برون دینی این است که همه ادیان متفاوت، واجد حقیقت و سعادت می باشند.
تقسیم دیگر پلورالیسم، این است که برخی از آنها هدف و حقیقت را متعدد می دانند و گروهی دیگر هدف را واحد ولی راههای رسیدن به آن حقیقت و هدف را متعدد می شمارند. در مقابل پلورالیسم، بنیادگرایی مذهبی قرار داردکه نه تنها حقیقت را واحد می داند بلکه همه راهها را مسیر درستی به طرف هدف قلمداد می کند.
بعد از طرح و باز شدن مساله، اینک به توضیح رویکردها و رهیافتهای مختلف که توسط متکلمان و فیلسوفان دین ارائه شده است می پردازیم. بسیاری از این رویکردها را آقای پروفسور ریچاردز گلین رئیس دپارتمان تحقیقات دینی در دانشگاه استرلینگ در کتاب به سوی یک الهیات چند دینی نگاشته است. این کتاب در مقاله ای توسط یکی از اساتید حوزه و دانشگاه در شماره اول فصلنامه حوزه و دانشگاه معرفی گردید و این نوشتار بیشتر ناظر به همان مقاله است، گرچه به دیدگاههای برخی از اندیشمندان داخلی نیز توجه شده است.
رویکرد اول:
رویکرد گفتگوی بین الادیان; این دیدگاه نمایندگانی چون جان هیک، نینیان سمارت، ویلفرد کنت ول سمیت، رایموند و پانیکار دارد. این گروه بر آنند که به سود هیچ دین تاریخی خاصی نباید دعاوی انحصارگرانه داشت، بلکه محقق در مقام مطالعه و تحقیق در ادیان و مذاهب گونه گون بیش از هر چیز، باید نوعی شرح صدر و احساس همدلی داشته باشد. باید توجه داشت که احساس همدلی درگفتگوها نه تنها باعث زوال خلوص عقیدتی پیروان ادیان نمی شود، بلکه بر غنا و عمق فرهنگ دینی آنها می افزاید. (فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال اول شماره ۱ ص ۶۲ و نیز همان مجله سال دوم شماره ۶ ص ۸۳ به بعد.)
به نظر می رسد این رویکرد به تساهل و مسامحه نزدیکتر است تا به یک بحث فلسفی و کلامی. به عبارت دیگر، این دیدگاه یک نوع رویکرد اخلاقی وروانشناختی است نه یک رهیافت فلسفی، کلامی. مشکل ما این است که آیا همه متدینان و مؤمنان می توانند به سعادت و حقیقت برسند یا سعادت وحقیقت منحصرا از آن دین و یا مذهب خاصی است. رویکرد گفتگوی بین الادیان، گرچه به حال برخی از متدینان مفید است و باعث غنای معرفت دینی و حتی تقریب بین ادیان و مذاهب می شود ونوعی همدلی و شرح صدر برای مباحثه کنندگان وزوال تشنج اجتماعی برای متدینان به ارمغان می آورد، ولی هیچگاه اختلافات را از صحنه معرفت دینی بر نمی چیند و در نهایت، سؤال بی پاسخ باقی می ماند.
شایان ذکر است که پیشوایان دین اسلام، بالاخص مذهب تشیع به مناظره توجه فراوانی داشتند و با مخالفان خود با کمال سعه صدر به بحث و گفتگو می نشستند و اگر یکی از اصحاب با مخالفان خود با تندی برخورد می کرد مورد سرزنش امام قرار می گرفت و بر همین اساس دانشی بنام علم المناظره در تاریخ کلامی شیعه پدید آمد که در آن آداب اخلاقی و منطقی گفتگوها و مناظرات درج شده است. خلاصه سخن اینکه بین پلورالیسم و تسامح دینی نباید خلط کرد. تسامح یک راه حل عملی برای زندگی مشترک ومسالمت آمیز اجتماعی است و به عبارت دیگر نوعی آزادی و احترام به حقوق پیروان سایر ادیان است و این راه حل غیر از پلورالیسم می باشد البته، به جهت ارتباط روانشناختی که بین عقیده و عمل برقرار است انسان پلورالیست در مقام عمل به نوعی تسامح نیز کشیده می شود.
رویکرد دوم:
از طریق نسبیت گرایی پاسخ خود را به نمایش می گذارد. این گروه، از یکسو، با اطلاق گرایی و طرد گرایی مخالفند و از سوی دیگر، به جهت آشنایی با دگرگونیهای تاریخی معتقدند همه چیز، از جمله پدیدارهای فرهنگی، آرا و نظرات دینی و اخلاقی، در معرض تحولی تاریخی هستند و به عبارت دیگر، همه ادیان با راههای مختلف، وسیله نجات و فلاح را در اختیار آدمیان می نهند. بنابراین، نباید به اختلافها و راههای متفاوت یکدیگر بیندیشند، بلکه باید به ما به الاشتراک خود توجه نمایند و از ما به الاختلاف پرهیز کنند.
این پاسخ که از سوی افرادی چون ارنست ترولچ متکلم و فیلسوف آلمانی (۱۹۲۳ – ۱۸۶۵) و آرنولد تواین بی مورخ و فیلسوف تاریخ انگلیسی (۱۹۷۵ – ۱۸۸۹) ارائه شده است دچار اشکالات معرفت شناسی و کلامی است. اشکال اول این است که اگر این گروه به تحول تاریخی همه پدیده ها و همچنین نسبیت واقعی و خارجی گرایش دارند، پس نباید به مقوله ای به نام نجات و رستگاری باور داشته باشند، در حالیکه این عناصر، هدف نهائی همه متدینان است; زیرا در مفهوم هدف نهایی تصور ثابتی تعبیه شده است که با تحول همه جانبه نسبی گرایان سازگار نیست. دوم آنکه مستلزم ناسازگاری بین تحول همه جانبه و پذیرش ما به الاشتراک میان ادیان است. توضیح اینکه اگر همه پدیده های عالم، متحول و متغیر باشند، پس چگونه ممکن است یک یا چند امر مشترک و ثابت در همه ادیان پیدا کرد، آنگاه به متدینان توصیه کرد تا توجه خود را به آنها جلب کنند.
سوم، اشکال مبنائی است و آن این که تحول عمومی میان پدیده ها مورد پذیرش هیچ اندیشمند رئالیستی واقع نمی شود; زیرا در غیر اینصورت، اولین پدیده ای که با این نظریه ذبح می شود، نظریه نسبی گرایی صاحب این رویکرد است که تحول عمومی آن را به ثبات تبدیل می کند. و چهارم این که وجود یک امر مشترک میان همه ادیان هنوز ثابت نشده است; گرچه بعضی از ادیان وجوه مشترکی دارند مانند اعتقاد به یگانگی حق تعالی که دین یهود و اسلام نسبت به آن اشتراک دارند، ولی این برداشت از یگانگی با اندیشه مسیحیت هماهنگی ندارد زیرا تفسیری که مسیحیان از یگانگی خداوند دارند با تثلیث سازگاری دارد.
رویکرد سوم:
افرادی چون شلایر ماخر، کارل گوستاو یونگ آن را ارائه کرده اند و پاسخی گوهر گرایانه است. اینها ضرورت دین را در وجود گوهر دین پذیرفته اند. شلایر ماخر می گوید: تکثر ادیان برای پدیدار گشتن جامع و کامل وحدت متعالی دین ضرورت دارد، چرا که هر دین خاصی بخشی از ذات و گوهر دین ازلی و ابدی را تجسم می بخشد. برخی دیگر چون هاکینگ بدون تاکید بر خصایص ادیان، مشترکات ادیان را گوهر دین می دانند. یونگ نیز که بر خلاف فروید موضع مثبتی در قبال دین اتخاذ می کند، گوهر دین را بهداشت روانی انسان دانسته و از عناصر طبیعی زندگی بشر بشمار آورده است.
رویکرد سوم نیز گرفتار اشکالاتی است. اولین اشکال این است که به چه ضمانتی ادیان گوهر واحدی دارند و از چه طریقی گوهر واحد تمامی ادیان را می توان کشف کرد؟ اشکال دوم این است که اگر وجود صدف برای ادیان ضرورت و تاکید نداشته باشد، گوهر ادیان نیز نمی تواند تداوم داشته باشد. به عبارت دیگر، گرچه تمایز صدف و گوهر ادیان را بپذیریم، نمی توان ضرورت وجود صدف را انکار کرد; زیرا هر انسان متدینی اگر قرار باشد به گوهر دین خود نایل آید، به ناچار از طریق صدف به آن می رسد ولذااین رویکردبه خواسته پلورالیسم تحقق نمی بخشد. زیرا هر دینی به انحصار صدف خود فتوی می دهد.
برخی چنین پنداشته اند که معنای نفی ضرورت وجود صدف این است که هر کدام از صدفهای ادیان، انسان متدین را به گوهر مشترک می رساند; مثلا با اعمال عشای ربانی، نماز خواندن و سیر و سلوک بودائی و برهمائی و سایر رفتارهای دینی رسیدن به گوهر مشترک، امکان پذیر است. بنابراین، تاکید بر این صدفها نادرست و حتی لغو و بیهوده است.
ولی این پندار نه تنها با خاتمیت که جزو ضروریات دین اسلام است منافات دارد، بلکه با نسخ شرایع که مورد پذیرش بیشتر ادیان است نیز ناسازگار است. زیرا یکی از معانی نسخ شرایع، نسخ صدفهاست نه نسخ گوهر مشترک و این نسخ صدفها از مقتضیات زمان سرچشمه گرفته است. و لذا، گرچه رهبران مذهب کاتولیک برای نجات ادیان غیر مسیحیت جایگاه و شانیتی قائل شدند، ولی لطف وافر ونجات کامل را منحصر در جستجوی در سنت مسیحی می دانند.
اشکال دیگر این که تفسیر برخی از معتقدان این رویکرد که مبتنی بر فرض وحدت گوهری ادیان بود، مبتنی بر یک مبنای معرفت شناسی می باشد و آن تمایز بین واقعیت فی نفسه و واقعیت پدیداری است. به این معنا که واقعیت فی نفسه واحد است، ولی واقعیت آن چنان که به ذهن پدیدار می شود تکثر دارد; پس بر این مبنا می توان گوهر دین را واحد و مشترک دانست،گرچه صدفها یعنی راههای رسیدن به آن، به دلیل سنتها، فرهنگها و زمینه های مختلف معرفتی،متفاوت باشند.
بر اساس این مبنای معرفت شناسی، مکتب پلورالیسم که مبتنی بر فرض وحدت گوهری ادیان است گرایش ایدئالیستی و نسبی گرایی پیدا می کند; زیرا مکتب رئالیسم دو شرط، لازم دارد: اول: تمایز بین ذهن و عین; دوم: تطابق فی الجمله ذهن با عین. در نتیجه، تمایز عمومی و کلی میان واقعیت فی نفسه و واقعیت پدیداری جز نسبی گرایی چیز دیگری را به ارمغان نمی آورد.
رویکرد چهارم:
رویکرد تجربه وحیانی و دینی است. تفسیر این رویکرد را افرادی چون پل تیلیش فیلسوف و متکلم پروتستان آلمانی (۱۹۵۶ – ۱۸۸۶) ارائه کرده اند. این رهیافت از تجارب و حیانی همگانی که مختص یک شخص یا یک دین نیست بهره می گیرد. به عقیده وی، در تجارب دینی بشر سه عنصر عمده در کار است که عبارتند از عنصر رازگونه، عنصر عرفانی و عنصر پیامبرانه که اگر این سه عنصر هماهنگ و متحد شوند چیزی بنام «دین روح عینی » فراهم می آورند واین همان مطلوبی است که ادیان در طلب اویند و در هر دین تاریخی فقط بخشی از آن به ظهور رسیده است. پس، حجیت مطلق و منحصر به فرد در هیچ دین خاصی وجود ندارد. (حوزه و دانشگاه، ش ۱، ص ۶۲.)
توضیح رویکرد مذکور این است که تجربه دینی به معنای ارتباط انسان با خداوند یا به بیان کلی تر، مواجهه انسان با امر قدسی است. این نوع از تجربه، دقیقا، همانند تجربه های حسی، سه رکن تجربه گر، متعلق تجربه و تفسیر تجربه گر از مورد تجربه را داراست. قبل از ارزیابی این رویکرد لازم است به تفاوت میان تجربه دینی و تجربه حسی بپردازیم.
تجربه دینی دیریاب است و بیشتر مواقع برای نوادری از انسانها پدیدار می شود یا بهتر است بگویم، کمتر کسانی آن را احساس می کنند ولی در تجربه حسی عموم انسانها توان دریافت آن را دارند. دیگر اینکه تفسیرهای تجربه حسی متفاوتند و از طرفی ابزار مشترک و مورد اتفاقی در میان همه ادیان وجود ندارد تا با آن صحت و سقم تفاسیر را بدست آورد. سر و راز این نکته در این است که مفسران تجربه های دینی در فرهنگها و سنتهای مخصوص سرزمین خود به سر می برند و آن عوامل اجتماعی و محیطی به گونه ای خاص در تفسیر آن مفسران اثر می گذارد و به همین دلیل به تفاوت و اختلاف در تفاسیر کشیده می شود.
سوم اینکه تجربه های حسی از نوع علوم حصولی هستند. بر اساس برخی نظریه های پذیرفته شده در فلسفه علم، علوم تجربی جز گمان، چیزی برای تجربه گران به ارمغان نمی آورند ولی تجربه های دینی معلوم حضوری بوده و عالم بطور مستقیم با آن ارتباط دارد و یقین واقعی به تجربه گر عطا می کند. البته، تفسیر و تبیین این دو نوع تجربه از سنخ علم حصولی هستند و از این جهت هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.
چهارم: بسیاری از تجربه های دینی مشکل وصف ناپذیری دارند. یعنی در قالب زبان عادی نمی گنجند و سر وجود شطحیات در عرفان نیز همین نکته می باشد ولی تجربه های حسی چنین معضله ای ندارند.
پنجم: آرامش، خشنودی، صفا و بسیاری از اوصاف مثبت روحی ثمرات تجربه های دینی است که به تجربه گر هدیه می کنند ولی هیچکدام از این ویژگیها از طریق تجربه های حسی بدست نمی آید.
ششم: برخی از تجربه های دینی از امور عقل گریزند. یعنی عقل توان درک، تفسیر و توجیه آنها را ندارد و اگر عقل در آن قلمرو وارد شود، به تعبیر عرفاءعقل بوالفضول نامیده می شود. ولی تجربه های حسی معمولا یا از نوع گزاره های عقل ستیزند یا ازنوع عقل پذیر.
با لحاظ وجوه اشتراک و تفاوت تجربه دینی با تجربه حسی آیا می توان به تجربه واحد و مشترک بین ادیان رسید و نوعی پلورالیسم دینی یا وحدت گوهری ادیان را پذیرفت؟به نظر می رسد این راه نیز کامیاب نیست. زیرا همانگونه که تفاسیر مختلف تجربه دینی از فرهنگ، سنت، اوضاع اجتماعی و اوضاع روحی افراد متاثر است، حقیقت تجربه دینی که برای تجربه گر پدید می آید نیز از عوامل فوق تاثر می یابد و در نتیجه تجربه های دینی همانند تفاسیر آنها متفاوت و مختلف خواهند بود.
اگر، به گفته پل تیلیش، هر دینی فقط به بخشی از روح عینی نائل می آید، چگونه و با چه روشی وجود آن حقیقت اثبات می شود و می توان گفت هر دینی به بخشی از آن رسیده است؟ شاید در واقع هر یک از ادیان به واقعیتی مستقل از دین دیگر نائل شده باشد. پس این ادعا که همه ادیان به بخشهای مختلف یک حقیقت رسیده اند ادعای بدون دلیلی می باشد.
رویکرد پنجم:
راهنمای خرید:
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
