اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابن اشعث۱
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ابن اشعث۱، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل ابن اشعث۱ شامل 99 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل ابن اشعث۱:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل ابن اشعث۱ را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ابن اشعث۱ توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ابن اشعث۱ :
تحقیق درباره ی شخصیت های قرن نخستین هجری، مخصوصا افرادی که خود و خاندانشان در حوادث آن دوره نقش مؤثری داشته اند، برای بررسی اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن روزگار ضروری است. یکی از این شخصیت ها عبدالرحمن بن محمد بن اشعث می باشد که مهم ترین حادثه ی زندگی وی قیام او علیه حجاج بوده که این قیام یکی از حوادث مهم دوره ی مهم حکومت بنی امیه محسوب می شود. در این مقاله سعی شده است علل این شورش، چگونگی گسترش آن، روند اوج گیری مخالفت ها و قیام بر ضد بنی امیه، ماهیت و اهداف قیام کنندگان، موضع گیری های ابن اشعث در سراسر آن ماجرا (که نزدیک بود خلافت اموی را سرنگون سازد)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
واژه های کلیدی: امویان، عبدالملک، حجاج، ابن اشعث، سیستان، دیر الجماجم.
عبدالرحمن بن محمد بن اشعث کندی، از خانواده های اشرافی حضرموت می باشد که به دلیل شورش علیه حجاج (که در بین سال های ۸۰ ۸۳ ق / ۶۹۹ ۷۰۲م) به وقوع پیوست، مشهور شد. او نوه ی اشعث معروف بود.۲ پسرش محمد به اندازه ی پدر معروف نبود ولی در حوادث عصر خویش نقش مهمی را ایفا کرد. نام مادر عبدالرحمن بن محمد بن اشعث، ام عمرو دختر سعید بن قیس همدانی بود.۳ منابع می نویسند عبدالرحمن فعالیت های سیاسی پدرش را ادامه داد. هم چنین او بود که محل پنهان شدن مسلم بن عقیل را برای عبیداللّه بن زیاد فاش ساخت (۶۰ق / ۶۸۰م)، هر چند این افشا فقط در نتیجه ی یک اقدام ناشیانه صورت گرفت.۴ در سال ۶۷ قمری/ ۶۸۶ میلادی او همراه مصعب بر ضد مختار جنگید.۵ احتمال دارد که وی به تلافی قتل پدرش، مصعب را تشویق به کشتن اسیران از یاران مختار نموده باشد و یا خودش اقدام به این کار کرده باشد.۶ منابع پس از آن از وی تا سال (۷۲ ق / ۲ ۶۹۱م) که در آن سال حوادث خیلی مهمی رخ داد ، یادی ننموده اند. یعنی زمانی که عبدالملک، مصعب را بر سواحل دجله نزدیک کلیسای کاتولیک ها شکست داد و کشت.۷ و از قرار معلوم حجاج در جمادی الثانی همان سال به جنگ ابن زبیر در مکه فرستاده شد. آن چنان که مشهور است مهلب بن ابی صفره به خدمت خلیفه ی اموی که مصعب را شکست داده بود در آمد و عبدالرحمن ظاهرا به همین روش عمل نمود؛ زیرا ما می بینیم بصیر برادر عبدالملک، عبدالرحمن را در راس سپاهی ۵ هزار نفری از مردم کوفه قرار داد که آنها را برای جنگ با خوارج آماده کرده بود. این نیروها به همراهی نیروهای دیگر، تحت فرماندهی سردار اموی، خالد بن عبداللّه بن خالد بن اسد قرار داشتند (سال ۷۲ ظاهرا نخستین ماه های سال ۶۹۲م). خوارج که به شهر اهواز نزدیک بودند بعد از حدود بیست روز و قبل از این که نیروهای حکومتی برسند، عقب نشینی نمودند و عبدالرحمن به سوی ری رفت. وی به عنوان حاکم این شهر از سوی بصیر تعیین شده بود.۸ بین سال های ۷۲ تا ۷۶ قمری خبری از فعالیت های عبدالرحمن در منابع نیست. در سال ۷۵ قمری / ۶۹۴ ۶۹۵ میلادی، حجاج از جزیره العرب فرا خوانده شد و به عنوان حاکم عراق منصوب گشته و به کوفه وارد شد. از این پس برای عبدالرحمن خیلی سخت بود که با حجاج که مافوقش محسوب می شد، رفتاری متناسب داشته باشد. جنگ به ضد ازارقه هنوز تمام نشده بود که گروه دیگری از خوارج که اکثریت ایشان متعلق به طایفه ی بنی شیبان بودند، ترور و وحشت را در نواحی مرزی عراق و خود آن ناحیه گسترش دادند. این گروه که مرکب از تعداد کمی مردان جنگی بودند، در برخورد با نیروهای حکومتی شکست بسیار سختی را بر آنها وارد ساختند.۹ در این زمان حجاج یک سپاه ۶ هزار نفری از سواران تعلیم دیده را در اختیار ابن اشعث قرار داد تا شبیب خارجی را تعقیب نماید. ابن اشعث از توصیه های سردار بجیلی عثمان بن سعید، پیروی نمود که مهارت تاکتیکیِ دردناکی را از شبیب تجربه کرده بود.۱۰ وی در تعقیب خوارج شتاب می نمود و در عین حال همه نوع احتیاط را برای اجتناب از مواجه شدن با حمله ی ناگهانی آنها انجام می داد. چون جنگ طولانی شد حاکم مدائن، عثمان بن قطن، در نامه ای به حجاج از تاکتیک جنگی ابن اشعث انتقاد نمود. عثمان از سوی حجاج برای در دست گرفتن ابتکار عمل جنگ دعوت شد. او به شبیب حمله کرد ولی در مقابله با ضد حمله ی خوارج نتوانست ایستادگی کند؛ بنابراین خودش همراه با ۱۱۲۰ و یا ۷۲۰ تن از سربازانش کشته شدند و باقی مانده ی سپاه شکست خورده و گریختند.۱۱ عبدالرحمن در طی نبرد از اسب پرت شد و با کمک یکی از رفقایش (ابن ابی صبره) گریخت و بعد از ماجراجویی های بسیار به کوفه رسید. وی در این شهر پنهان شد تا این که حجاج به او امان داد.۱۲
رابطه ی بین حجاج و ابن اشعث ابتدا دوستانه بود و محمد پسر حجاج، با دختر ابن اشعث ازدواج کرد اما این روابط به زودی به سردی گرایید. در شرح شورش ابن اشعث همه ی منابع به این تغییر اوضاع اشاره دارند. علتش نیز این بود که ابن اشعث متکبرانه متوجه موقعیت اشرافی خویش بود و به همین دلیل به طور قابل ملاحظه ای خود را از همه ی امیران حکومتی شایسته تر می دانست. بر اساس گزارش مسعودی او عنوان نصیرالمؤمنین (یعنی کمک کننده به مؤمنان) را به خودش داده بود.۱۳ ظاهرا خود را در جایگاه دفاع کننده از مؤمنان واقعی قرار می داد و در مقابل، امویان و حجاج را مسلمانان بد دین معرفی می نمود. او هم چنین ادعا می کرد که قحطان است، (شخصی که یمنی ها انتظار آمدنش را داشتند تا باعث تلسط دوباره ی آنها گردد).۱۴ این چنین تکبری حجاج را سخت آزار می داد و به همین جهت وی شدیدا رفتار ابن اشعث را محکوم می کرد (ببینید چگونه قدم می زند؟ چگونه! من دوست دارم گردنش را بزنم!) وقتی این اظهارات به ابن اشعث گزارش شد، وی عکس العمل شدیدی از خود نشان داد. گفته شده که او فریاد زد، به او فرصت نخواهم داد و او را از قدرت بر کنار خواهم ساخت.۱۵ به نظر می رسید یک تنفر متقابل بین آنها به وجود آمده بود.۱۶ ابن کثیر و دیگر نویسندگان نیز از شدت این تنفر سخن گفته اند. ناگهان در آن زمان حوادثی در کوفه اتفاق افتاد که مایه ی تعجب شد. حکومت سیستان که در آن دوران جزء خراسان بود، به وسیله ی حجاج تعیین می شد.۱۷ وظیفه ی حاکم محلی آن سامان بود که حاکم قلمرو مرزی کابلستان را که در منابع تحت عنوان رتبیل به آن اشاره شده است تحت فرمان خویش درآورد. رتبیل از مردم آن سامان تقاضا کرد در برابر مسلمین مقاومت کنند. در برخوردی که بین رتبیل و حاکم انتصابی عبیداللّه بن ابی بکره در سال ۷۹ قمری / ۶۹۸ ۶۹۹ میلادی به وقوع پیوست، حاکم به سختی شکست خورد. حجاج از این شکست نگران شد و سپاهی آماده نمود که به دلیل تجهیزات باشکوهش، سپاه طاووس (جیش الطواویس) نامیده شد. این سپاه بایستی تحت فرمان شخصی قرار می گرفت که دو سردار زیر فرمان وی قرار گیرند در نهایت عبدالرحمن بن محمد بن اشعث انتخاب شد. این انتصاب در کوفه مایه ی شگفتی شد. یکی از عموهای پدری عبدالرحمن بن حجاج در مورد احتمال شورش برادرزاده اش هشدار داد. اما حجاج از لغو تصمیمش امتناع ورزید. بر اساس روایت طبری مشخص نیست که عبدالرحمن در آن زمان در کجا بود.۱۸ بر اساس روایت دیگر او برای خواباندن شورش یکی از فرماندهان نظامی که از کمک به حاکمان سیستان و سند در وقت ضرورت دریغ کرده بود، به آن جا فرستاده شده بود.۱۹ جزئیات این روایت قابل اعتمادتر است. البته در روایت دیگری آمده است که عبدالرحمن در این زمان سپاه طاووس را همراهی می کرد.۲۰ در کتاب زندگی حجاج، شرح گزارش شورش ارائه شده است. در این کتاب حوادث همراه جزئیات مفصل که به وسیله ی نقل قول ها، نطق ها، نامه ها و اشعار تایید می شود، آورده شده است. ما در این مختصر در مورد این قیام با تاکید بر جزئیات مشخصی که به بیان چگونگی و علل و توسعه ی این شورش اشاره دارد پرداخته ایم؛ شورشی که نزدیک بود به سرنگونی خلافت اموی منجر شود.
ابن اشعث در سال ۸۰ قمری / ۶۹۹ ۷۰۰ میلادی به سیستان رسید (مراجعه کنید به ترتیب زمانی وقایع صفحات بعدی همین مقاله). اولین اقدام وی این بود که سپاهیانی را که در پادگان ها بودند وادار کرد تا به سپاه طاووس بپیوندند. او بعد از رد تقاضای صلح پیشنهاد شده از سوی رتبیل، با تاکتیک های کاملاً متفاوت از روش ابن ابی بکره، به کابلستان تاخت. وی روستاها و دژهای زیادی را تصرف نمود و ارتباطش را با کاخ هایی که تصرف کرده بود از طریق چاپارهای خدماتی حفظ کرد. وقتی او به سرزمین های مرزی و به کوه های بلند مسلط شد به بست برگشت و نفوذ و پیشرفت بیش تر را تا بهار سال ۸۱ قمری / ۷۰۰ میلادی به تعویق انداخت. وقتی حجاج از این قصد ابن اشعث آگاه شد، در نامه ای که برای او فرستاد ضمن ابلاغ پیام های متکبرانه و اهانت آمیز به او دستور داد که به سوی مرکز کابلستان حرکت کند و در آن جا تا سرحد مرگ با دشمن بجنگند. در مقابل ابن اشعث از سپاهیان خواست تا زمین را شخم بزنند، آن گونه که از پیام دومش بر می آید وی سکوتی مبنی بر رضایت از درنگ و به تاخیر انداختن جنگ را مد نظر داشته است.۲۱ می توان از این طرز برخورد نوعی تهدید را نیز برداشت نمود. یعنی او به گونه ای طعنه آمیز اظهار داشته است که سربازان ممکن است به خوبی از عهده کاشتن غلات برآیند و وی در خلال این مدت (کاشت تا برداشت محصول) آنها را برای رسیدن به یک پیروزی نهایی احضار نخواهد کرد. مطمئنا عبدالرحمن از اتهاماتی هم چون ترسو بودن و بی کفایتی که حجاج بر ضد وی به راه انداخته بود، رنجیده بود. او اکنون آماده بود که نشان دهد نسبت به این اتهامات حساس است. اما اقدامی بدون مشورت با یارانش انجام نداد.۲۲ ابن اشعث به مشاورانش فهماند که قصد ندارد از این دستورات اطاعت کند. هم چنین در خطبه ای که برای سپاهیان خواند با سیاستی بیش تر اظهار داشت که علاقه مند است آینده ی خوبی برای ایشان فراهم سازد. در مورد جنگ نیز گفت او با تایید و نظر مردان با تجربه رفتار نموده است. بعد از آن، ابن اشعث آنها را از دستورات و تهمت های حجاج آگاه نمود. وی اعلام کرد که آن ها برای اخذ یک تصمیم مناسب آزاد هستند. او هم چنین در مورد خودش گفت:
من نیز مثل یکی از شما هستم، اگر به دستورات حجاج عمل کنید من نیز عمل می کنم و اگر امتناع کنید من هم امتناع خواهم کرد.
سربازان فریاد برآوردند که از حجاج اطاعت نمی کنند. ابوطفیل عامر بن واثله ی کنانی، شاعر، ناطق و محدث مشهور، خلع حجاج را اعلام نمود و دیگر خطیبان سپاه را به حرکت به سمت عراق و بیرون راندن دشمن خدا از آن جا دعوت نمود. آنها سوگند خوردند که به ابن اشعث وفادار باشند. بنابراین، شورش قطعی شده بود. ابن اشعث به رتبیل پیشنهاد موافقت نامه را داد که وی پذیرفت. بر اساس این توافق نامه اگر ابن اشعث پیروز می شد برای رتبیل موقعیت مشخصی را در نظر می گرفت و اگر شکست می خورد رتبیل به او پناه می داد. در طی راهپیمایی نظامی به سمت عراق، شاعرانی که همراه سپاه شورشی بودند، پیروزی هایشان را در پیشروی ها جشن گرفتند. یکی از آنها، اعشی همدان که مهم تر از سایرین بود حجاج را متهم نمود که پرهیزگاری را برای ستمگری رها نموده و مرتد شده است. این شاعر حجاج را دوست شیطان نامید و اضافه نمود که ابن اشعث فرمانده ی قحطانی ها و همدانی ها بر ضد معدی ها و ثقفی هاست. بنابراین، اظهاراتش شامل محکومیت مذهبی و تنفر قبیله ای می شد.
با رسیدن شورشیان به فارس یک واقعیت مهم و جدید مشخص گردید، شورشیان ناگهان دریافتند که مخالفت با حجاج، آنها را با خلیفه نیز درگیر ساخته است و آنها ناخواسته علیه او نیز اقدام نموده اند. از این رو شورشیان توسط قراء مذهبیون مورد تشویق قرار گرفتند. اکثریت شورشیان سوگند یاد نمودند که امامان جور را طرد نمایند و وفاداریشان را به ابن اشعث تجدید کردند. وی نیز برای آنها در اجرای شرایط بیعت سوگند یاد کرد. حجاج وقتی از توسعه و کیفیت قیام آگاه شد، به بصره رفت و از عبدالملک خواست تا برای وی سپاهی شامی بفرستد. خلیفه برای او دسته هایی از نظامیان یکی پس از دیگری فرستاد. نزدیک شوشتر نیروهای جلودار ابن اشعث با نیروهای حجاج درگیر شدند و آنها را شکست دادند و تلفات سنگینی بر آنها وارد ساختند (۹ تا ۱۰ ذی الحجه ۸۱ / ۲۴ یا ۲۵ ژانویه ۷۰۱). پس از این شکست حجاج به سرعت به بصره عقب نشینی کرد. این چنین احتیاطی ضروری بود؛ زیرا گفته می شد ابن اشعث حدود ۳۳ هزار سواره نظام و صدوبیست هزار نفر پیاده نظام دارد. از آن جا که حجاج نمی توانست در بصره مقاومت کند در زاویه سنگر گرفت. عبدالرحمن در ۲۹ ذی الحجه وارد بصره شد و موقعیتش را در آن جا مستحکم نمود. بعد از یک ماه برخورد شدید، در وضعیتی که وضع عمومی سربازان حجاج روز به روز بدتر می شد، نبرد نهایی به وقوع پیوست (پایان محرم ۸۲ / اوایل مارس ۷۰۱). ابن اشعث به پیروزی نزدیک بود که دلیری و مهارت سفیان بن ابرد شامی وضع را عوض کرد و تعدادی از قراء که بنابر توضیحات ابن کثیر از علما بودند کشته شدند.۲۳ بعد از این شکست ابن اشعث با سربازان کوفی و نخبگان سواره نظام بصری به کوفه رفت. نایب او در بصره که یک هاشمی به نام عبدالرحمن بن عباس بود، تلاش هایی را برای حفظ موقعیتش در شهر انجام داد اما بصری ها فرصت را برای پذیرش امان که از سوی حجاج پیشنهاد شد از دست ندادند.۲۴ بنابراین عبدالرحمن بن عباس با یک گروه از بصری ها به مافوقش در کوفه پیوست. در هنگام ورود او به کوفه ابن اشعث توسط یک افسر مدائنی به نام مذار بن ناجیه از دارالحکومه بیرون رانده شده بود. این افسر از گرفتاری های ابن اشعث استفاده نموده و دارالحکومه را تصرف کرده بود. ابن اشعث بعد از حملات همه جانبه همراه با دیگر تهدیدها توانست خود را بر آن جا مسلط سازد. در کوفه نیروهای او به واسطه ی پیوستن تعداد زیادی از مردم که از حکومت اموی ناخوشنود بودند، افزایش یافت. از طرف دیگر حجاج بصره را به پسر عمویش ایوب بن حکم بن ابی عقیل سپرد و عازم کوفه شد (اواسط صفر ۸۲ / آوریل ۷۰۱). در راه از برخورد با دسته های سواره نظام هوادار ابن اشعث به ستوه آمد او با رسیدن به جلگه ی وسیعی نزدیک کوفه، جایگاهش را در دیر قره مستقر ساخت. عبدالرحمن نیز شهر را ترک کرد و در دیر جماجم با نیروهایش که اکنون بالغ بر ۲۰۰ هزار نفر می شد (۱۰۰ هزار نفر حقوق بگیر و ۱۰۰ هزار نفر موالی)، اردو زد. سپاه حجاج نسبت به سپاه ابن اشعث کوچک تر بود و موقعیت ناشیانه ای داشت و پیش بینی می شد که با مشکل مواجه شود. علی رغم این وضع، نیروهای امدادی شامی موفق شدند به سپاه حجاج بپیوندند. هر دو سپاه خندق هایی حفر کردند و برای مدتی در زاویه مشغول زد و خورد شدند. در خلال این مدت اعیان شام در دمشق مایل بودند بحران به صورتی مسالمت آمیز حل شود. عبدالملک نیز سعی کرد بر خلاف توصیه ی حجاج مذاکراتی را با شورشیان انجام دهد. از میان نمایندگان اعزامی برادرش محمد و پسرش عبداللّه از سوی او به شورشیان پیشنهاد کردند که عبدالملک حجاج را برکنار سازد و حقوق عراقیان را برابر با شامیان پرداخت نماید، هم چنین به عبدالرحمن پیشنهاد کردند که حکومت هر شهری از عراق را که مایل است، انتخاب نماید. در جلسه ی شورای شورشیان این پیشنهادات علی رغم سخنانی که ابن اشعث بر زبان راند و از مشاوران و همپیمانانش خواست تا آن را بپذیرند، رد شد. یاران ابن اشعث تصور می کردند که دشمنان فقط به این دلیل وارد مذاکره شده اند که وضع اسفناکی دارند (در واقع از شیوع قحطی در اردوگاه حجاج با خبر بودند) و فکر می کردند که پیروزی نهایی با ایشان است. درگیری بار دیگر از سر گرفته شد و دو سپاه برای مدتی طولانی رویاروی هم قرار گرفتند. گفته می شود جنگ خندق صد روز و یا چهار ماه به طول انجامیده و در آن چهل و هشت درگیری به وقوع پیوسته است.
سرسخت ترین مخالفان حکومت بنی امیه، قراء بودند که با شور مذهبی فراوان متقاعد شده بودند که برای دفاع از دین که به وسیله ی بی دینی امویان تهدید می شد، باید بجنگند. آنها خود را به صورت یک گردان تحت فرماندهی جبله بن زحربن قیس جعفی قرار داده بودند و فقط پس از مرگ این فرمانده بود که دلیری آنها کم شد و متفرق شدند. بالاخره در شعبان ۸۲ / سپتامبر ۷۱۰ نبرد اصلی به وقوع پیوست. در ابتدا پیشروی از آن نیروهای ابن اشعث بود
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
