خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارشی از پایان نامه ها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارشی از پایان نامه ها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوزه ; دین و دانش
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوزه ; دین و دانش قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
51دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 58

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طالبان ; ایران و پاکستان ؛ مطالعه سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان در باره افغانستان از سقوط مزار تاکنون :

در این گزارش تلاش بر آن است تا ابتدا سیاست خارجی کشورهای ایران، پاکستان و عربستان، مؤلفه های اساسی سیاست گذاری و دورنمایی از چشم انداز آینده دیپلماسی آنان در افغانستان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. از سوی دیگر، از آنجا که روابط دیپلماتیک کشورهای فوق به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی در سیاست گذاری آنان در قبال رخدادهای منطقه، بویژه تحولات سیاسی و نظامی افغانستان، مطرح است طبیعتا روابط خارجی این کشورها، مناسبات سیاسی و معادلات منطقه ای آنان نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

قبل از همه ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که روابط خارجی این کشورها در کنار سایر عوامل، بخصوص در عرصه دیپلماتیک، تابعی از جهت گیری آنان در قضیه افغانستان است. از دیدگاه پژوهشگران سیاسی و عالمان روابط بین الملل، دولت ها به عنوان بازیگران صحنه سیاسی تلقی می شوند که با توجه به مسائل اصلی سیاست خارجی خویش، اعم از عناصر ایدئولوژیکی، اقتصادی و سیاسی تلاش دارند تا با به حداقل رساندن ناکامی شان به حداکثر کامیابی دست یابند; امری که رویارویی و رقابت و گاه تعارض و تنش را اجتناب ناپذیر می سازد. بر این اساس، تعارض بین دولت ها که برخاسته از تعارض در منافع ملی بازیگران است، روابط دیپلماتیک کشورها را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد. قضیه افغانستان، به عنوان صحنه بازی دیپلماتیک کشورهای ایران، پاکستان و عربستان، یکی از محورهای جدی و تاثیر گذار در یاست خارجی این کشورها بوده و ممکن است در صورت عدم مدیریت مناسب، موجبات تنش منطقه ای را فراهم آورد و اخلال در روابط دیپلماتیک این کشورها را به همراه داشته باشد. از این رو، مطالعه جدی و عمیق این موضوع در شرایط کنونی از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار می باشد که لازم است سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان کشورهای فوق، با توجه به مقتضیات منطقه ای و ضرورت های جهانی که نیازمند همگرایی و همسویی است، با برخورد مناسب و منطقی در جلوگیری از بروز تعارض و تنش های سیاسی در روابط میان خود، اهتمام ورزند.

پس از این کلیات، در این نوشتار تلاش بر آن است تا ضمن جمع بندی و توصیف سیاست خارجی این کشورها در قبال تحولات افغانستان، روابط دیپلماتیک کشورهای مذکور مورد مطالعه و وارسی قرار گیرد. در پرتو چنین مطالعه توصیفی – تطبیقی چشم انداز آینده این روابط و سیاست این کشورها در افغانستان، تا اندازه ای روشن خواهد شد.

۱. پاکستان

پاکستان، در میان کشورهای درگیر در منازعه افغانستان دارای وضعیت و جایگاه خاصی است. حضور فیزیکی برخی از حلقات مذهبی پاکستان در افغانستان، تدوین راهکارها و استراتژی های نظامی، نظامیان پاکستان و تلاش پیگیر و همه جانبه سران اسلام آباد در تثبیت و اشاعه قدرت نظامی طالبان و بالاخره رفت و آمدهای مداوم و فعالیت های دیپلماتیک اسلام آباد در به رسمیت شناساندن طالبان پس از سقوط مزار، نمونه های آشکاری از سیاست فعال و دیپلماسی عریان پاکستان در قبال تحولات افغانستان محسوب می گردد. دیپلماسی پاکستان در افغانستان به دلایل مختلف داخلی و خارجی از موفقیت چشمگیری برخوردار بوده است. سیاست خارجی اسلام آباد از زمینه های جدی داخلی برای نفوذ و دستیابی به اهداف ملی خود بهره مند بوده است. علاوه بر این، امکانات سیاست خارجی پاکستان در مقایسه با دیگر کشورها، بویژه جمهوری اسلامی ایران، دارای برتری های چشمگیر و قابل ملاحظه ای بوده است. بویژه زمانی که مجموعه ای از علل و عوامل داخلی و خارجی زمینه های پویایی و تحرک این دیپلماسی در بستر جامعه افغانستان و مساعدت شرایط و امکانات بین المللی را توامان مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم، به ظرفیت بالای تاثیرگذاری، تحرک و پویایی این دیپلماسی در افغانستان بیشتر پی خواهیم برد. در اینجا ابتدا به اهداف این سیاست، و امکانات و فرصت های سیاست گذاری اسلام آباد اشاره نموده، آنگاه برتری ها و شرایط مساعد منطقه ای و بین المللی آن را در مقایسه با جمهوری اسلامی ایران مورد مطالعه قرار خواهیم داد.

اهداف سیاست خارجی پاکستان

اهداف سیاست خارجی پاکستان تحت تاثیر عنصر تاریخی (منازعه با افغانستان بر سر مسئله پشتونستان) و منافع اقتصادی و نفوذ این کشور در آسیای میانه شکل می گیرد. به لحاظ تاریخی، منطقه پشتونستان به عنوان جغرافیای مورد منازعه دو کشور، همواره در روابط پاکستان و افغانستان نقش جدی داشته است. پشتونستان، که بر اساس معاهده دیورند، تحت فشار انگلیسی ها به دولت پاکستان واگذار گردید، همواره مورد دعاوی ارضی دولت های افغانستان قرار داشته است. روابط خارجی دو دولت همواره تحت تاثیر این عامل با فراز و فرودهای جدی و گاه معارضات و تنش های سیاسی همراه بوده است. دولت داوودخان (۱۳۵۴) با داعیه ناسیونالیسم – پشتونیزم با شدتی بیشتر از گذشته قضیه دعاوی مرزی افغانستان در مورد پشتونستان را طرح و دنبال نمود ; امری که همواره خصومت و منازعه میان افغانستان و پاکستان را به همراه داشته است. (۱) دولت پاکستان برای خنثی نمودن سیاست های دولت داوود در مورد پشتونستان، از مخالفان آن دولت که در قالب جنبش اسلام گرا به مبارزه برخاسته بودند، استقبال نمود; به طوری که پاکستان به مرکز فعالیت احزاب و جنبش های اسلام گرای ضد رژیم داوود تبدیل گردید. با سقوط جمهوری داوودخان و روی کارآمدن حکومت کودتایی ترکی و شکل گیری رسمی و وسیع جنبش آزادی خواهی و اسلام گرایی در افغانستان (۱۳۵۷) پاکستان به عنوان دولت میزبان، به پذیرش، حمایت و اکمال نیروها و احزاب جهادی مبادرت ورزید. هر چند مسئله پشتونستان به عنوان نقطه حساس در سیاست خارجی پاکستان، همواره به مثابه عنصری تاثیر گذار بر روی حساسیت و اهتمام سیاست گذاران اسلام آباد در مورد افغانستان، مطرح بوده است، اما اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ که زنگ خطر جدی کمونیسم را در مرزهای شمالی پاکستان به صدا درآورد، دولت پاکستان را به حساسیت بیشتر در قبال تحولات افغانستان وادار نمود. حساسیت سران اسلام آباد در قبال قضیه افغانستان، بویژه پس از اشغال نظامی آن توسط ارتش سرخ، موجب شد تا شبکه های مختلف دولت پاکستان با بحران افغانستان درگیر شوند. افسران نظامی به دلیل ایفای نقش رابط میان منابع تسلیحاتی مجاهدین افغانستان و احزاب دریافت کننده این امکانات در این صحنه گام نهادند، سیاستمداران پاکستانی با عنایت به منافع ملی کشورشان و به مقتضای حرفه اصلی شان درگیر و دار افغانستان دخیل بودند، و بالاخره احزاب و جریان های دینی و مذهبی نیز به دلیل احساس مسئولیت دینی در حمایت از برادران مسلمان و مجاهدشان به جهاد افغانستان کشانده شدند. اما در این میان به دلیل ماهیت حکومت نظامی دولت پاکستان و به مقتضای دوره جنگی و جهاد احزاب علیه اشغالگران، این افسران و نظامیان پاکستانی و بویژه سازمان اطلاعاتی پ.ث.پ بودند که عملا و با تمام امکانات در صحنه افغانستان درگیر بودند. دولت پاکستان علاوه بر این که احزاب جهادی اهل سنت را به دلیل رویارویی با کمونیسم و سدسازی در برابر ارتش مهاجم شوروی تجهیز می کرد، از سوی دیگر در صدد بود تا با روی کارآمدن یک دولت اسلام گرای سنی و مذهبی در افغانستان، قضیه پشتونستان را برای همیشه از اذهان دور سازد. بر اساس این نظریه، دولت پاکستان از روی کار آمدن یک دولت ملی شدیدا نگران بود و تنها روی کار آمدن دولت اسلام گرای مذهبی را که قضیه پشتونستان را برای همیشه کنار بگذارد در سر می پرورانید و بر این اساس، از حکمتیار به عنوان یک رهبر اسلام گرای رادیکال شدیدا حمایت می کرد. با سقوط دولت نجیب الله در بهار ۱۳۷۱ و روی کار آمدن دولت مجاهدین که بر اثر برخی تدابیر، آقای حکمتیار نتوانست حکومت انحصاری مورد نظرش را تاسیس نماید، دولت پاکستان سیاست تضعیف گام به گام دولت نوپای اسلامی و بویژه دولت برهان الدین ربانی را در پیش گرفت. جنگ حکمتیار علیه دولت ربانی کاملا در ارتباط با سیاست پاکستان بود. زیرا دولت پاکستان، نسبت به دولت ربانی به دلیل رابطه نزدیک آن با شیعیان و جمهوری اسلامی ایران نظر مساعدی نداشت. از سوی دیگر، در این دولت اهداف و منویات دولت پاکستان آنچنان که مورد نظر اسلام آباد بود برآورده نگردید. بدین ترتیب اسلام آباد سیاست تضعیف دولت ربانی را در پیش گرفت و ابتدا با قطع روابط دیپلماتیک و بعدها با تجهیز نیرو و راه اندازی جریان طالبان برای امحای آن، یاست براندازانه را دنبال نمود.

موفقیت های دیپلماتیک ایران در سال ۱۳۷۱ در روی کارآمدن دولت آقای ربانی، آمریکا را متوجه منطقه نمود و آن را وادار ساخت تا با هم پیمانان منطقه ای خود ترتیباتی را اتخاذ نمایند که از نفوذ چشمگیر ایران در منطقه و بویژه آسیای میانه جلوگیری کند و در همین راستا آمریکا با همیاری پاکستان و عربستان، پس از ناکامی اپوزیسیون حکمتیار – دوستم علیه دولت آقای ربانی، هر کدام با اهداف ویژه ای در راه اندازی، تجهیز و حمایت طالبان در ابعاد سیاسی، نظامی و دینی مبادرت ورزیدند.

به طور خلاصه، مهم ترین اهداف سیاست خارجی پاکستان در افغانستان را می توان در محورهای زیر مطالعه کرد.

۱) اهداف اقتصادی

دستیابی به بازار آسیای میانه، و انتقال نفت و گاز این کشورها یکی از فاکتورهای مهم اقتصادی و تاثیر گذار در سیاست گذاری پاکستان محسوب می گردد. کشورهای آسیای میانه انتقال نفت و گازشان را از طریق خط لوله ای که باید از یکی از دو کشور ایران و افغانستان عبور کند، همواره به عنوان یک مسئله اصلی و اساسی نگریسته اند. از طرف دیگر، عبور خط لوله نفت و گاز این کشورها از هر سرزمینی که انجام گیرد، بدون شک امتیازات سیاسی و اقتصادی چندی را برای آن کشور به همراه خواهد داشت. نگاه اقتصادی پاکستان به این امر از دو زاویه قبل تحلیل و بررسی است ; از دیدگاه منافع اقتصادی حاصل از عبور این خط نفتی، و از رهگذر رقابت اقتصادی با ایران و نفوذ در کشورهای آسیای میانه. نمونه دوم را زمانی شاهد بودیم که پاکستان، پس از تحرکات اقتصادی ایران در آسیای میانه، در صدد برآمد تا با احیای راه ترانزیتی آسیای مرکزی – افغانستان – پاکستان، خط ارتباطی آسیای میانه با دریای عمان و اقیانوس هند را از طریق جاده ابریشم منحرف سازد. به هر حال از آنجا که ایجاد و شکل گیری یک حکومت طرفدار پاکستان در کابل، منافع اقتصادی پاکستان در منطقه و آسیای میانه را تامین خواهد کرد، موضع دیپلماتیک پاکستان در قبال طالبان از سطح موضع حمایتی تا دخالت عریان برای تثبیت حاکمیت آنان ارتقا می یابد.

۲) اهداف سیاسی

در محور اهداف سیاسی پاکستان در افغانستان، چند پدیده بیش از سایرین از اهمیت برخوردار است ; اختلافات مرزی با افغانستان و مسائل مربوط به پشتونستان، رقابت با هند، همسویی با غرب و بویژه آمریکا، و مقابله با نفوذ ایران.

اختلافات مرزی افغانستان و پاکستان همواره به عنوان یک عامل تاریخی بحران زا در تاریخ روابط دیپلماتیک دو کشور مطرح بوده است. آنچه بر اساس قرارداد معروف دیورند در دوران حکومت عبدالرحمن خان توسط نماینده انگلیس به پاکستان واگذار شد، هیچ گاه از حافظه تاریخی افغانان و بویژه طیف ملی گرای حاکمیت سیاسی محو نشده و همواره نقطه جنجال برانگیزی در روابط خارجی این دو کشور بوده است. بر این اساس، می توان این گمانه را به صورت جدی مطرح ساخت که پاکستان با عنایت به این امر در صدد است تا از روی کارآمدن حکومتی که با طرح ادعای ارضی مجدد در آینده، ضمن در مخاطره قرار دادن اسلام آباد به تعارض فیمابین دامن زند، جلوگیری به عمل آورد. این امر برای اسلام آباد در حاکمیت سیاسی آینده افغانستان از اهمیت جدی برخوردار است، حتی برخی این نظریه را طرح می کنند که قتل دکتر نجیب الله، رئیس جمهور مقتول افغانستان، به دست سازمان .پ.ث.پ پاکستان صورت گرفته است، آن هم بدین دلیل که وی از تمدید معاهده دیورند که بر اساس آن پشتونستان به پاکستان واگذار می گردد، سر باز زده است و نه به دست طالبان. البته این اظهار نظر قدری مبالغه آمیز به نظر می رسد، اما در هر حال حساسیت فوق العاده پاکستان را در این زمینه نمی توان از نظر دور داشت.

بر این اساس، موضع حمایتی پاکستان از طالبان چنین توجیه می گردد که، اسلام آباد تلاش دارد تا با روی کار آوردن یک دولت مذهبی و سنتی که بیشتر در مایه های مذهبی سیاست گذاری نماید تا محورهای مربوط به منافع ملی، از طرح مجدد دعاوی ارضی علیه پاکستان در حاکمیت سیاسی افغانستان جلوگیری به عمل آورد و طالبان که با دیدگاه های مذهبی غیر منعطف تلاش دارد تا به حاکمیت و سیاستش رنگ و بوی فراملی دهد، یکی از بهترین انتخاب های دولت اسلام آباد محسوب می گردد. از سوی دیگر، با توجه به شرایط اجتماعی و بین المللی نامساعد نسبت به طالبان که آنان را برای تبدیل شدن به حاکمیت رسمی افغانستان در چالش جدی قرار داده است، پاکستان تلاش دارد تا با کسب شناسایی رسمی برای این گروه از محافل جهانی، خواسته ها و منافع استراتژیک خود را به طالبان بقبولاند و بالطبع طالبان در موقعیت کنونی، هر نوع امتیاز سیاسی و اقتصادی ای به پاکستان خواهد داد.

از طرف دیگر، با توجه به رقابت پاکستان با هند، ایجاد شبکه ای قوی از هم پیمانان منطقه ای در برابر هند از دیگر محورهای جدی در سیاست خارجی پاکستان محسوب می گردد. تلاش برای به وجود آوردن دولتی همسو در افغانستان، همان قدر برای پاکستان در رقابت با هندوستان اهمیت دارد، که براندازی دولت آقای ربانی به دلیل همسویی و داشتن روابط دیپلماتیک نزدیک با هندوستان. بر این اساس، دولتی که با رقیب و یا دشمنان پاکستان در موضع روابط دوستانه قرار داشته باشد، بی تردید از سوی پاکستان با مشکل مواجه خواهد شد; این امر را در مورد دولت آقای ربانی به عنوان تجربه ای تاریخی به یاد داریم.

همسویی پاکستان و عربستان با آمریکا در جلوگیری از نفوذ ایران

سیاست پاکستان و عربستان در قبال افغانستان، صرف نظر از سایر اهداف و عوامل تاثیرگذار بر آن، فصل مشترکی از همسویی منطقه ای آنان با غرب و بویژه آمریکاست. بر این اساس، می توان این فرضیه را طرح کرد که با چشم پوشی از اهداف و منافع سیاسی و اقتصادی این کشورها در افغانستان، هم آوایی و همگرایی آنان با آمریکا از شاخصه های اصلی سیاست گذاری منطقه ای آنان و از جمله در مورد افغانستان محسوب می گردد. بنابراین، سیاست مهار ایران و به وجود آوردن وضعیت بحران زایی مداوم در مجاور مرزهای جمهوری اسلامی ایران، به عنوان سیاست استراتژیک آمریکا در منطقه، از سوی هم پیمانان منطقه ای اش نیز دنبال می شود. در حالی که جمهوری اسلامی ایران به دلیل پیوندهای تاریخی و فرهنگی با ملت افغانستان و کشورهای آسیای میانه، از زمینه ها و امکانات وسیعی برای نفوذ و اشاعه «تمدن فرهنگی منطقه ای » برخوردار است، کشورهای پاکستان و عربستان با همیاری آمریکا، با تمام توان در مسیر راه اندازی این پروژه سدسازی نموده و با روی کار آوردن دولتی سنتی و متعصب و ناسازگار با ایران در افغانستان، تلاش دارند تا نه تنها ایران اسلامی را از تعقیب این فرآیند انسانی و تاریخی دور نگه دارند، که همواره با ایجاد کانونی بحران زا در مرزهای شرقی اش امنیت ملی ایران را مورد تهدید دائم قرار دهند. دقیقا در همین راستاست که کمترین موفقیت دیپلماتیک ایران در افغانستان با حساسیت و واکنش جدی این کشورها مواجه می گردد ; به طوری که به نظر یکی از پژوهشگران مسائل سیاسی منطقه، «موفقیت های دیپلماتیک ایران در صحنه افغانستان » یکی از دلایل اصلی علاقمندی مجدد آمریکا به مسایل افغانستان است!» (۲) در واقع، سیاست امریکا در قبال طالبان که علی رغم نقض قوانین بین المللی مورد حمایت قرار می گیرد تحت دو فاکتور مهم انتقال انرژی از آسیای میانه و محدودسازی ایران تنظیم می گردد. (۳)

شاید جای انکار نباشد که شکل گیری حکومت چهار ساله آقای برهان الدین ربانی نقطه خاصی در دیپلماسی ایران در قبال قضیه افغانستان بود. دولت ربانی که دارای روابط دوستانه ای با تهران بود، هیچ گاه از سوی رقیبان منطقه ای و دشمنان جهانی جمهوری اسلامی ایران قابل تحمل نبود ; تا جایی که برخی از صاحب نظران، نزدیکی بیش از حد دولت اسلامی افغانستان با ایران و روابط ناچندان مساعد آن با سایر کشورها و بویژه پاکستان را یکی از اشتباهات جبران ناپذیر در سیاست خارجی این دولت عنوان نموده اند. که البته حضور چشمگیر احزاب شیعی در کابینه آقای ربانی را نیز باید در نظر گرفت که هیچ گاه برای غرب، عربستان و پاکستان قابل تحمل نبوده است. کشورهایی که نسبت به دولت آقای ربانی نظر مساعدی نداشتند، ابتدا با تجهیز احزاب و گروه های مخالف در صدد تضعیف و براندازی آن برآمدند و پس از دو سال جنگ ویرانگر در کابل با ناامید شدن از نیروهای مخالف دولت، این کشورها در صدد برآمدند تا گروه طالبان را تشکیل و سازمان دهی نمایند. بدین ترتیب، طالبان با بهره برداری از شرایط و زمینه های داخلی و برخورداری از حمایت های اقتصادی، سیاسی و لجستیکی کشورهای خارجی با تعقیب استراتژی نظامی به موقعیت برتر نظامی دست می یابد. بی نظیر بوتو، نخست وزیر بر کنار شده پاکستان، به صورت رسمی در مصاحبه ای با رادیو لندن اعلام نمود که «در راه اندازی و تشکیل گروه طالبان علاوه بر پاکستان، کشورهای انگلیس، امریکا و عربستان نیز نقش داشته اند». بنابراین، تمامی کشورهایی که نسبت به دولت آقای ربانی، به دلیل نزدیکی با ایران و حضور چشمگیر شیعیان در دولت، نظر مساعدی نداشتند با همیاری یکدیگر طرح راه اندازی گروه طالبان، و تجهیز و اکمال مالی و نظامی این گروه تااستیلای نظامی کامل را ریختند. قاضی حسین احمد، رهبر جماعت اسلامی پاکستان در این زمینه می گوید: «حرکت طالبان یک نقطه بین المللی بود و حامی گروه طالبان، امریکا و انگلستان می باشند. پاکستان با واگذار نمودن یک دیپوی بزرگ نظامی در حواشی «سپین بولدک » که قبلا مربوط به حکمتیار بود ولی توسط محافظان پاکستانی مربوط به وزارت داخله آن کشور محافظت می شد، به طالبان کمک بزرگی را برای این گروه انجام داد.» (۴)

امکانات سیاست خارجی پاکستان

دولت اسلام آباد با توجه به فرصت ها و امکانات مناسبی که در اختیار داشته، همواره از استراتژی پویا و تعیین کننده ای در قبال تحولات افغانستان برخوردار بوده است. دولتمردان اسلام آباد همواره بر روابط دیپلماتیک خود با تهران اهتمام نشان می دادند و به ظاهر، تلاش داشتند تا در سیاست گذاری های خود در افغانستان جانب تهران را از خود راضی نگهدارند و از این رو همواره همگام با ایران بر حل مسالمت آمیز قضیه افغانستان و تشکیل یک حکومت فراگیر و با قاعده وسیع، که تمامی احزاب و اقوام در آن مشارکت داشته باشند، تاکید می نمودند ; این سیاست به صورت رسمی، در دیدار نواز شریف نخست وزیر این کشور با آقای هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۱۶/۶/۱۹۹۷ مورد تاکید قرار گرفت، اما دولتمردان اسلام آباد با استفاده از فرصت و امکانات مناسبی که در اختیار داشتند در یک تلاش دیپلماتیک عریان، تهران را در برابر عمل انجام شده چالش آور قرار دادند و با تجهیز و تقویت سیاسی و نظامی گروه طالبان روابط سیاسی اسلام آباد – تهران را متشنج ساختند. آنچه زمینه های موفقیت سیاسی پاکستان را در انزوای سیاسی ایران به وجود آورد، در واقع امکانات و فرصت های سیاست گذاری این کشور در قبال افغانستان بود که جمهوری اسلامی ایران از آن محروم بود.

۱. هماهنگی جریان های مذهبی با دولت پاکستان

حلقات مذهبی پاکستان و بویژه حزب اسلام گرای سنتی جمعیت علمای اسلام مولانا فضل الرحمن و جماعت اسلامی قاضی حسین احمد که از نفوذ جدی بر روی طالبان برخوردار بوده اند، به موازات سیاست خارجی پاکستان عامل مؤثری در موفقیت های سیاسی و نظامی طالبان محسوب می گردند. قاضی حسین احمد، رهبر جماعت اسلامی، در سال ۱۹۹۶ در سفری به افغانستان تلاش نمود تا نوعی حکومت ائتلافی میان ربانی و حکمتیار به وجود آورد. جمعیت علمای اسلام که بیشتر مولوی های وابسته به گروه طالبان تحت تعالیم مذهبی آنان قرار داشته اند در ائتلاف با حزب مردم بی نظیربوتو در سال ۱۹۹۳، عملا به عنوان یکی از حلقه های تاثیر گذار در سیاست خارجی دولت پاکستان مطرح گردید. با ائتلاف جمعیت علمای اسلام با حزب مردم بی نظیربوتو و حضور آنان در قدرت سیاسی، این حزب با برقراری رابطه نزدیک با .پ.ث.پ اردو ونصیراله بابر وزیر کشور قادر شد تا حمایت دولت پاکستان از طالبان را جلب نماید. پس از آن، فضل الرحمن سفرهای متعددی به کشورهای عربی و غربی در راستای جلب حمایت و کمک های آنان از طالبان انجام داد. (۵)

جماعت اسلامی نیز که همواره از بنیادگرایی اسلامی حمایت می کرد، در دوره جهاد تمام توجه خود را به حمایت از حزب حکمتیار معطوف نموده بود. با شکل گیری دولت آقای ربانی، این حزب نیز در صدد برآمد تا حکمتیار را به قدرت رساند. ناکامی تلاش های نظامی حکمتیار زمینه ای بود تا این حزب نیز همگام با دولت و وزارت کشور پاکستان به راه اندازی، تجهیز و اکمال گروه طالبان مبادرت نماید. بدین ترتیب، طالبان با شرکت فعال وزارت کشور پاکستان تشکیل شد و حزب رادیکال راست گرای اسلامی جماعت اسلامی در تشکیل آن نقش فعالی داشت. (۶) طبعا پیروزی های طالبان، دولت اسلام آباد را قادر می ساخت تا تنظیم و کنترل حوادث افغانستان را به دست گیرد.

۲. شناخت کامل از نقاط استراتژیک افغانستان

شناخت کامل از نقاط استراتژیک افغانستان، از دیگر امکانات این دیپلماسی بود. دولتمردان اسلام آباد، بویژه افسران نظامی آن کشور، بارها در افغانستان مسافرت های رسمی و غیر رسمی انجام دادند. این امر بویژه زمانی که فقدان مرز رسمی بین دو کشور را پس از دوره اشغال افغانستان تاکنون در نظر بگیریم، از اهمیت خاصی برخودار می گردد. دولت پاکستان با شناخت نقاط استراتژیک از برنامه ریزی های مناسب و کارآمدی که در اختیار میلیشیای طالبان می گذاشتند سیطره نظامی این گروه را پیش بینی کرده بودند. گوهر ایوب خان چند روز قبل از برکناری خود، در مصاحبه ای با «الشرق الاوسط » از سقوط قریب الوقوع شهر مزار و شمال افغانستان به دست طالبان خبر داد ; امری که با تحولات بعدی کاملا تایید گردید. (۷) در حالی که جمهوری اسلامی ایران، حتی تا آخرین لحظه سقوط مزار، از وقوع چنین رخداد غیر مترقبه ای بی اطلاع بود.

۳. شناخت کامل از رهبران جهادی

پاکستان در طول دوره جهاد افغانستان میزبان چند میلیون مهاجر افغانی و تمامی احزاب اهل سنت افغانستان بود. احزاب جهادی اهل سنت افغانستان از پاکستان به عنوان مرکز اصلی مبارزات ضد روسی شان استفاده می کردند. روابط چندین ساله سران اسلام با رهبران احزاب، شناخت کاملی از شخصیت های سیاسی اسلام گرا، ملی گرا و سلطنت طلب را در اختیار آنان گذاشته بود. این امر دولت اسلام آباد را قادر می ساخت تا مطابق با واقعیات جامعه افغانستان سیاست گذاری نماید.