اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وظیفه انسان در برابر هستی (۳)، محتوای خود را در قالب 44 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وظیفه انسان در برابر هستی (۳)، محتوای خود را در قالب 44 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل وظیفه انسان در برابر هستی (۳) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل وظیفه انسان در برابر هستی (۳)، کیفیت تضمینشده دارد.
زیبایی و حقانیت جهان هستی
اگر جهان هستی را خوب بشناسیم، جز زیبایی و جمال در آن نمی بینیم و تصدیق می کنیم که بطلان و عبث و بیهودگی در آن راه ندارد; زیرا که خالق آن مظهر جمال است و از بطلان و عبث به دور!
تا جهان را نشناسیم، چگونه می توانیم به وظائف خود در برابر آن آشنا شویم؟! آنکه جهان را به بدی و زشتی و ناهنجاری می شناسد، چگونه می تواند وظیفه خود را در برابر آن، شناسایی کند؟! .
تجلی زیبایی خالق، در زیبایی جهان
جهان، زیباست، چراکه خالق آن، زیباست و جز زیبائی مطلق چیزی دوست ندارد و اگر چیز دیگری محبوب اوست، بالتبع و بالعرض است، نه بالاصاله و بالذات . زیبائی تابع نظم و تناسب تمام اجزاء است . همان طوری که در بدن انسان، اجزاء و اعضاء، متناسب و منتظم می باشند، جهان نیز چنین است . آری:
جهان چون چشم و خال و خط و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکوست در برخی از دعاهای معصومین علیهم السلام آمده است:
«یا جمیل السماوات و الارض » (۱) . «ای خدایی که آسمانها و زمینت همه زیباست » .
امیرالمؤمنین علیه السلام در ضمن تعلیم چهارصد نکته که برای دین و دنیای مؤمن شایسته است، فرمود:
«ان الله جمیل یحب الجمال و یحب ان یری اثر نعمته علی عبده …» (۲) .
«خداوند، زیباست . زیبایی را دوست می دارد و هم دوست می دارد که اثر نعمت خود را (که از مظاهر زیبائی اوست) بر بنده اش ببیند» .
خداوندی که حقیقت مطلق زیبایی است، جز اظهار زیبائی و پوشیدن زشتی، کاری از او سر نزند . از اینرو به تعلیم معصوم، در نیایشهای خود، او را چنین می خوانیم:
«یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح » (۳) . «ای خدایی که زیبا را آشکار و زشت را می پوشانی » .
و این ماییم که باید به تعلیم پیشوایان معصوم، او را چنین بخوانیم:
«اجد جمیع فعلک عندی جمیلا» (۴) . «همه کارهای تو در نزد من زیباست » .
بزرگترین عیب انسان این است که زیبا را زشت و زشت را زیبا ببیند . اگر انسان به درجه ای از کمال معرفت برسد که فعل خداوند را زیبا ببیند، باید بر حسن نظر خویش درود بفرستد .
انسان عارف به آنجا می رسد که جز زیبایی نمی بیند . چنانکه حافظ می گوید:
نیست بر دایره یک نقطه خطا از کم و بیش
که من این مساله بی چون و چرا می بینم او مجموعه گل است . معلمان واقعی به ما اینگونه تعلیم داده اند:
«هو جماع کل جمیل » (۵) . «او جامع همه زیباییهاست » .
چه کسانی می توانند وصف زیباییهای بی منتهای او را به زبان یا به قلم آورند؟ اگر چنین کسانی باشند، همانا کسانی اند که مرغ استغفار سحر باشند . همان کسانی که خداوند در وصف آنها فرموده است: «المستغفرین بالاسحار» (۶) . آری:
وصف مجموعه گل مرغ سحر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست البته هیچ کس مدعی نیست که به کنه معرفت ذات و صفات او راه یافته است .
عارف وارسته و بنده مؤمن فرزانه، به جز زیبائی نمی بیند . برای او بلاها و مصیبتها و همه حوادثی که در کام بشری او تلخ و ناگوار است، در کام «من » ملکوتی او شیرین و زیبا و گواراست . به همین جهت است که با الهام از مکتب پرفیض پیشوایان معصوم می گوید:
«یا من لم یزل فعله بی حسنا جمیلا» (۷) . «ای خدایی که فعل او نسبت به من همواره نیکو و زیباست » .
به همین جهت است که انسان از عهده شکر نعمتهای او بر نمی آید و باید همواره به زبان سر و زبان دل بگوید:
«ای نعمه نشکر؟ اجمیل ما ینتشر ام قبیح ما یستر» (۸) .
«کدام نعمت را سپاس گوییم؟ آن زیبایی که انتشار می یابد یا آن زشتی که پوشیده می شود؟» .
زشتی، عدم است و زیبایی، وجود است . آنچه را زشت می یابیم، منشا عدمی دارد و آنچه را نیکو و زیبا می شناسیم، منشا وجودی دارد . وجود، خیر و عدم، شر است . بدیها و زشتیها به ما بر می گردد و خوبیها و زیباییها به او . به همین جهت است که بازهم در نیایشهای خود، آن هم با الهام از پیشوایان معصوم، می گوییم:
«تجاوز یا رب عن قبیح ما عندنا بجمیل ما عندک » (۹) .
«پروردگارا، از آنچه پیش ماست و زشت است، به آنچه پیش توست و زیباست، درگذر» .
آری ما مجمع اعدامیم . معاصی ما افعالی است که با دستورات او مطابقت ندارد و همین عدم مطابقت، موجب زشتی و بدی آن شده است . اما آنچه نزد خداست، لطف و احسان و انعام و تفضل است و همه، زیبایی است .
اگر موجودی به بدی و زشتی اتصاف یابد، به طور نسبی است . ما بد مطلق و بد حقیقی نداریم . همان بد نسبی هم خیر حقیقی است و بالنسبه هم صدها حسن و زیبایی دارد .
پس بد مطلق نباشد در جهان
بد به نسبت باشد این را هم بدان
زهرمار آن مار را باشد حیات
لیک آن مر آدمی را شد ممات آری در نظر سطحی برخی، بدترین چیزها سم مهلک و کشنده مار است . ولی همین هم نسبت به ما مهلک و نسبت به مار وسیله حیات و در ذات خود خیر است . پس خیر حقیقی و بد نسبی است .
ملازمه زیبایی و حقانیت
حال که زیبایی را در سیما و کنه عالم و در ظاهر و باطن آن، ملاحظه کردیم و بدان عبرتها گرفتیم، به سادگی می توانیم به حقانیت آن، حکم کنیم .
عقل انسان بر چهره شوم زشتی خط بطلان می کشد . جهان بازیچه و بیهوده نیست . اگر چنین بود، تسلیم هوا و هوس کسانی می شد که به پوچی و بیهودگی و لاابالیگری خو گرفته اند .
پیامبران خدا در این مقوله داد سخن داده اند . آخرین آنها پیامبر اسلام است که پیام آور حق است و خود را ناطق به هوا و هوس نمی داند، بلکه سخن خود را وحی آسمانی می شمارد . این آیات را از سوره «النجم » مرور کنیم:
«والنجم اذا هوی ما ضل صاحبکم و ما غوی و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی » (۱۰) .
«سوگند به ستاره، هنگامی که فرونشیند . صاحب و سالار شما گمراه نشد و به راه باطل نرفت . او از روی هوای نفس سخن نگوید . سخنش جز آنچه به او وحی می شود، نیست » .
در تفسیر «کشف الاسرار و عده الابرار» درباره سوره نجم، چنین می خوانیم:
«بدان که حق – جل جلاله و تقدست اسماؤه – اندرین سوره، از معراج مهتر عالم … خبر داد، تا امت وی به دانستن این قصه، روح را روح دهند و دل را نور و سرور افزایند . در ابتداء سوره بنی اسرائیل قصه رفتن وی یاد کرد … و اندرین سوره، بازگشت وی از حضرت، بیان کرد تشریف او را به شخص قسم یاد کرد و گفت: «والنجم اذا هوی » به آن ستاره روشن، به آن ماه دو هفته، به آن چراغ افروخته، آنگه که از حضرت، عیان بازگشت . شخص او مقام قربت دیده، دل او روح مشاهدت یافته، سر او به دولت مواصلت رسیده، در خلوت «او ادنی » (۱۱) بر بساط انبساط، راز شنیده » (۱۲) .
جهان بازیچه نیست . اگر بازیچه بود، باطل بود و اگر بازیچه و باطل بود، در برابر بازیگران بطلان گرای، رام و منقاد بود . آفریننده این جهان فرمود:
و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعبین× لو اردنا ان نتخذ لهوا لاتخذناه من لدنا ان کنا فاعلین× بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لکم الویل مما تصفون » (۱۳) .
«ما نه آسمان و زمین را به بازی آفریدیم و نه آنچه در میان آنهاست . ما اگر فاعل لهو و بیهودگی بودیم و اراده می کردیم که بازیچه ای بگیریم، از جانب خویش می گرفتیم . بلکه ما حق را بر سر باطل می کوبیم، تا درهم شکند و نابود شود . وای بر شما، از آنچه وصف می کنید» .
در این آیات کریمه به چهار نکته مهم توجه شده است:
۱ . لهو و لعب در آفرینش زمین و آسمان و مخلوقاتی که مابین آنها قرار دارند، راه ندارد .
۲ . قدرت مطلقه خداوند ایجاب می کند که کسی یا چیزی نتواند در برابر او دهن کجی کند و نظام هستی را به سوی لهو و لعب، سوق دهد . اگر این کار شدنی بود، خودش انجام می داد .
۳ . خداوند، حق را بر سر باطل می کوبد و به نیروی کوبنده و فرساینده حق، باطل را درهم می کوبد
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری