اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت شامل 49 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیانگذاران عقائد وهابیت :
عقائد ابن تیمیه
اعتقاد ابن تیمیه در توحید خداوند و اثبات صفات که اساس عقائد دینی او است، مبتنی بر دو اصل است:
۱ – آنچه «سلف » یعنی صحابه و تابعین و تابعین تابعین گفته اند، صحیح است و باید از آن پیروی کرد ابن تیمیه از آن به «طریق سلف » تعبیر می کند .
۲ – توافق ظواهر قرآن و حدیث با عقل و تاءویل آیات به معنی اصطلاحی متاخر آن صحیح نیست و آنچه درباره «تاویل » در قرآن و حدیث و کلمات سلف آمده است، معنی دیگری دارد .
به عقیده او تمام صفاتی که در قرآن برای خداوند ذکر شده است، همگی صحیح است و تاءویل بردار نیست، منتهی برای اجتناب از تشبیه و تجسیم باید گفت که کیفیت این صفات به دلیل خود قرآن که فرموده است: (لیس کمثله شی) مجهول است (۱) .
۱ – اعتقاد به رویت خدا
اهل سنت و حدیث معتقدند که خداوند در روز رستاخیز دیده خواهد شد ولی در این دنیا قابل رویت نیست . در برابر آنها معتزله و شیعه معتقدند که خداوند به هیچ وجه قابل رویت نیست زیرا مرئی بودن را از صفات و خواص اجسام می دانند و چون خداوند جسم نیست، پس قابل رویت نیست . ابن تیمیه از طرفداران سرسخت مرئی بودن خداوند در آخرت است . در «منهاج السنه » پس از نقل این سخن علامه که خدای تعالی دیده نمی شود، و با هیچ یک از حواس درک نمی گردد زیرا خود فرموده است: (لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار) و نیز بعد از نقل این سخن علامه که خداوند در جهت و مکانی نیست، گفته است که تمام مسلمانان اعم از پیروان مذاهب اربعه و غیر آنها اتفاق دارند و اجماع سلف امت بر این است که ذات احدیت را در آخرت با چشم می توان دید ولی در دنیا قابل رویت نیست و درباره پیامبر (ص) اختلاف است (که آیا او خدا را در دنیا دیده یا نه؟) و درباره آیه مبارکه می گوید که ممکن است رویت باشد بدون ادراک (۲) .
استدلال عقلی که ابن تیمیه بر مرئی بودن خدا می کند، این است که شرائط مرئی بودن اشیا، امور وجودی است نه عدمی، و در برابر آن، شرائط نامرئی بودن اشیا، امور عدمی است، مثلا هراندازه اشیا، ضعیف تر و کوچکتر باشد، امکان دیده شدن آنها کمتر است و هر اندازه قوی تر و بزرگتر و به قول او کامل تر باشد، امکان رویت آن بیشتر است به همین جهت امور جامد برای دیده شدن از «نور» سزاوارترند و نور برای دیده شدن از ظلمت و تاریکی سزاوارتر است .
حال چون خداوند بزرگتر و کاملتر از هر چیز است، پس امکان دیده شدن او بیشتر است . اما این که در این دنیا قابل رویت یست برای آن است که دیدگان ما ضعیف است و به همین جهت است که موسی (ع) به هنگام تجلی خداوند بر کوه نتوانست او را ببیند . اما در روز قیامت دیدگان انسانها قوی تر خواهد شد و بنابراین خواهند توانست خدای خود را ببینند . او آیه (لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار . . .) را دلیل بر عدم رویت خدا نمی داند و می گوید: «درک » به معنی احاطه و دریافت است نه به معنی دیدن، یعنی دیدگان او را درنمی یابند و به او احاطه ندارند، اما دیده شدن غیر از درک شدن است (۳) .
استدلالی که ابن تیمیه برای مرئی بودن خدا ذکر کرده است در حقیقت استدلالی است بر جسم بودن خدا، ابن تیمیه در حقیقت در این جهان چیزی جز امور جسمانی و مادی قائل نیست و می گوید: اثبات موجود قائم بنفسه لا یشار الیه و لا یکون داخل العالم و لا خارجه فهذا مما یعلم العقل استحالته . اثبات موجودی که به خود قائم باشد، اما قابل اشاره نباشد و در درون و بیرون جهان نباشد، چیزی است که محال بودن آن بر عقل معلوم است (۴) . معلوم است که قابل رویت و مرئی بودن از شرائط جسم است و استدلالی هم که ابن تیمیه کرده است، دلیل بر این مطلب است ولی ابن تیمیه صریحا به جسم بودن خداوند اعتراف نمی کند و می خواهد به هر نحوی که باشد از اقرار صریح سرباز زند .
۲ – مکان خدا
ابن تیمیه در منهاج السنه در مساءله رویت صریحا اظهار کرده است که خداوند در فوق عالم است (۵) .
بر این عقیده اعتراض شده است که «در فوق بودن » به این معنی است که «در تحت » نیست و این به معنی امتیاز یا جدائی جانب بالا از جانب زیر است . پس اگر موجودی باشد که جوانب آن از هم ممتاز باشد، اما خود جسم نباشد، سخنی بیهوده است و بنابراین قول، خداوند باید جسم باشد، جواب ابن تیمیه به این اعتراض جواب نقضی است نه حلی، زیرا می گوید: شما می گوئید که خداوند موجودی قائم به ذات است، اما قابل اشاره حسی نیست و نه در درون جهان است و نه بیرون آن . اما این سخن شما مخالف عقل است زیرا هیچ چیز نمی تواند دارای دو صفت متباین یا متناقض باشد (در این مورد: نه در درون جهان باشد و نه در بیرون جهان) این پاسخ نقضی مساءله را حل نمی کند و علاوه بر این، آیه (هو الاول والاخر والظاهر والباطن . .). آن را نقض می کند، زیرا ظاهر و باطن باهم متباینند و شی نمی تواند هم ظاهر باشد و هم باطن، هر پاسخی که ابن تیمیه به این اعتراض بدهد، علیه او خواهد بود (۶) .
ابن تیمیه «رساله حمویه » را برای اثبات همین معنی نوشته است . او در همین رساله می گوید: آیات و روایات بر این دلالت دارد که خداوند بالای عرش و بالای آسمان است و با انگشتان می توان به سوی او اشاره کرد . به گفته او کسانی که صفاتی مانند بودن خداوند برفراز آسمان و بر بالای عرش و قابل اشاره و قابل رویت بودن او و صفات دیگر را از او نفی کنند در حقیقت به «تعطیل ذات از صفات » قائلند، اینان این عقائد را از طریق جهمیه از یهود و نصاری و صابئین گرفته اند به عقیده او فلاسفه یا از صابئه هستند و یا از مشرکین، یعنی یونانیان که به خدایان متعدد قائل بودند . می گوید: اگر کسی معتقد باشد که خداوند در بالای آسمانها و بر روی عرش قرار دارد و از خلق خود جداست، این معنی، حق است . خواه آن را مکان بنامند یا ننامند (۷) .
می گوید: اگر کسی معتقد به بودن خدا در روی عرش و بالای آسمانها نباشد، باید او را توبه داد و در صورتی که توبه نکند، باید گردنش را زد (۸) .
همچنین می گوید: که به موجب ظاهر آیات، خداوند دارای اعضا و جوارح است اما فوقیت خدا و صفات و اعضا و جوارح او را نمی توان با فوقیت و اعضا و جوارح مخلوقین مقایسه کرد (۹) .
او می گوید: هیچ یک از صحابه و تابعین و ائمه اسلام در نص و ظاهر این آیات اختلاف ندارند و هیچ یک از ایشان نگفته است که خدا در آسمان بر عرش نیست .
او می گوید: همه سلف خدا را در آسمان می دانستند و مانند متکلمان و متاءخران نگفته اند که: «خداوند در همه جا هست و سبت به مکانها یکی است » و نگفته اند که «خداوند در داخل عالم است و نه در خارج آن » و یا «خداوند قابل اشاره حسی نیست » او بر این معنی اخیر (قابل اشاره حسی بودن خدا) استدلال می کند که حضرت رسول (ص) در حجه الوداع انگشت خود را به سوی آسمان، یعنی به سوی خدا، بلند کرد و فرمود: «اللهم اشهد …» بنابراین خداوند در آسمان است و قابل اشاره حسی است (۱۰) .
بنابراین قول، همه سلف و اصحاب و تابعان خداوند را در آسمان و فوق عرش و قابل اشاره حسی و به عبارت دیگر او را دارای مکان می دانند، چنین چیزی جز جسم نتواند بود و اگرچه ابن تیمیه از نام آن پرهیز کند نظیر این قول است مساءله آمدن خدا که در آیاتی از قرآن ذکر شده است، مانند: (هل ینظرون الا اءن یاءتیهم الله فی ظلل من الغمام . .). (بقره: ۲۱۰) (و جا ربک و الملک صفا صفا) (فجر: ۲۲) (هل ینظرون الا اءن تاءتیهم الملائکه اءو یاءتی ربک اءو یاءتی بعض آیات ربک . .). (انعام: ۱۵۸) و یا حدیث «ینزل ربنا کل لیله الی السماء الدنیا حین یبقی ثلث اللیل الاخر» .
ابن تیمیه می گوید: حدیث فرود آمدن خداوند به آسمان پائین در هر شب، از احادیث معروفی است که در نزد اهل حدیث ثابت است و نیز مسلم در صحیح خود حدیث نزدیک شدن خداوند در شبانگاه عرفه را نقل کرده است او می گوید: همه اهل سنت متفقند بر این که خداوند فرود می آید . اما با این فرود آمدن او عرش از خداوند خالی نمی ماند (۱۱) .
ابن تیمیه در این باره کتابی با عنوان «شرح حدیث النزول » نوشته است، خلاصه قول ابن تیمیه است که: خداوند همواره بر روی عرش است و با آن که به آسمان پائین فرود می آید و نزدیک می شود، عرش از او خالی نمی ماند و عرش در این صورت در فوق او قرار نمی گیرد، فرود آمدن او مانند فرود آمدن بنی آدم از
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
