خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تازه های نشر و تحقیق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تازه های نشر و تحقیق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمایه مقالات علوم حدیث
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمایه مقالات علوم حدیث قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
23دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مکتب لذت گرایی در چهره های گوناگون

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 77

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مکتب لذت گرایی در چهره های گوناگون، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مکتب لذت گرایی در چهره های گوناگون شامل 75 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مکتب لذت گرایی در چهره های گوناگون:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مکتب لذت گرایی در چهره های گوناگون را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مکتب لذت گرایی در چهره های گوناگون توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مکتب لذت گرایی در چهره های گوناگون را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مکتب لذت گرایی در چهره های گوناگون :

مکتب لذت گرایی که ملاک اخلاقی بودن فعل را «اصالت لذت » معرفی می کند، از دوره ی یونان باستان تا به امروز به صورت های گوناگونی تقریر شده و می توان از آنها به این نحو نام برد:

۱. لذت گرایی شخصی «اریستیپوس » ، ۲. لذت گرایی شخصی محدود اپیکوری، ۳. لذت گرایی در قالب نفع عمومی جرمی بنتا، ۴. لذت گرایی به صورت عاطفی آدام اسمیت، ۵. لذت گرایی شخصی در قالب عمل به قانون «راسل ».

اینک هر یک از مکاتب پنجگانه که بسیار به هم نزدیک می باشند و تحدید هر یک و جدا سازی آنها از دیگران، در گرو اعمال دقت است، در این جا مورد نقد و تحلیل قرار می دهیم.

با نظام اخلاقی اسلام و ویژگیهای آن به گونه ای آشنا شدیم، اکنون وقت آن رسیده است که به دیگر نظام های اخلاقی که در یونان باستان و یا در غرب پس از «رنسانس » مطرح شده است اشاره کنیم.

در آغاز کار می خواستیم نخست به مکاتب اخلاقی معروف در یونان باستان و روم اشاره کنیم، سپس، به مکاتب اخلاقی که درغرب امروز مطرح شده است،بپردازیم ولی نزدیک بودن برخی از مکاتب غربی در بیان «ملاک اخلاقی بودن فعل » با آنچه که قبلا در یونان باستان مطرح شده، سبب شده، که در این بخش از رعایت ترتیب صرف نظر کنیم:

۱.لذت گرایی شخصی

مکتب لذت گرایی، به دو صورت مطرح می شود، شخصی و جمعی و ما در این بخش به هر دو اشاره خواهیم کرد:

پایه گذار این مکتب، شخصی است به نام «اریستیپوس » که از شاگردان سقراط به شمار می رود، او در سال ۴۳۵ قبل از میلاد متولد، و در سال ۳۶۶ق.م. درگذشته است (۱) و از نظر طبقه، معاصر افلاطون (۴۲۸ – ۳۴۷) ق.م. می باشد.

نظریه او درباره نظام اخلاقی، درست بر خلاف چیزی است که از استادش سقراط نقل شده است زیرا بنیاد تعلیمات اخلاقی سقراط این است که انسان جویای خوشی وسعادت است، و جز این تکلیفی ندارد، اما خوشی به استیفای لذات و شهوات به دست نمی آید، بلکه به وسیله جلوگیری از خواهشهای نفسانی بشری میسر می گردد. (۲)

از پای کرسی تدریس چنین استادی، شخصی برخاسته، آنچه را که استاد آن را مایه سعادت نمی داند، او همان را محور سعادت و اساس نظام اخلاقی دانسته است.

فروغی آنگاه که در نظام اخلاقی «ابیقور» سخن می گوید، چنین می نویسد:

یکی از شاگردان سقراط «اریستیپوس » است، نظر به این که، استاد بزرگوار، سعادت و خوشی را غایت آمال می خواند در پیروی این عقیده بر خلاف سقراط که سعادت را در طلب دانش می دید، خوشی را در درک لذایذ پنداشت، وحکمت را برای تشخیص لذت حقیقی موضوع انگاشت. (۳)

و در این مورد نیز چنین می گوید:

هر یک از ما انسانها، باید به ندای طبیعت انسانی خود، گوش فرا دهیم، یعنی درباره ی هر کاری به طبیعت خود رجوع کنیم و دریابیم که آیا انجام آن کار، مورد خوشایند طبیعت ما است یا خوشایند آن نیست، آیا خوشی آور است یا رنج زا در صورت نخست باید آن کار را انجام، و در صورت دوم نباید انجام داد.

و به عبارت دیگر: هر کاری که ملایم طبع ماست و برای ما ایجاد «لذت » می کند، خوب و خیر است وهر کاری که با طبع ما منافر است و موجب الم ما می شود بد وشر است. در این مکتب «لذت فردی »خیر و «درد فردی » شر نامیده می شود. (۴) خلاصه لذت مثبت و حاضر، غایت زندگی است. (۵)

هرگاه این عبارات ترجمه صحیح از اندیشه شاگرد سقراط باشد باید بگوییم که او :

اولا: از لذتهای شخصی سخن گفته است نه لذتهای جمعی.

ثانیا: از میان لذایذ و آلام، جنبه دنیوی را مطرح کرده و از قسم اخروی سخن نگفته است.

ثالثا: از نظر زمان، لذت فعلی برای او مطرح می باشد، نه گذشته و نه آینده.

تحلیل و بررسی نظریه

آگاهی صحیح از نظر دانشمندی که بیست و چهار قرن پیش در یونان باستان می زیسته و کتاب و نوشته ای از او در دست نیست، بسیار کار پیچیده است، نظریات منقول از «اریستیپوس » را به آنچه که از افلاطون و ارسطو نقل می شود نمی توان قیاس کرد، زیرا از فرد نخست اثر ملموس در دست نیست، جز ترجمه های گسسته از زمان صاحب نظریه، در حالی که هنوز آثار دو حکیم دیگر در دسترس است، و عنایت آیندگان به آثار هر دو دانشمند مانع از آن بود که تحریف و تصرفی خارج از متعارف در آنها رخ دهد.

ولی اگر به ظاهر این ترجمه ها بسنده کنیم باید گفت این نظریه با اشکالات بسیار سخت و کوبنده ای روبه رو است:

۱. یک چنین تعریف از اخلاق حاکی است که پایه گذارش از انسان فقط به جنبه ی حیوانی او بسنده کرده و از روح ملکوتی و تمایلات علوی او چشم پوشیده، و سعادت را در لذات مادی و اعمال غرایز پایین انگاشته است، در حالی که انسان همان طور که از اعمال غرایز پایین لذت می برد از بهره گیری از کشش های ملکوتی و والا مانند عدالت گری، و ظلم ستیزی لذت بیشتری می برد، چرا از میان لذایذ فقط، به بخش محدودی توجه کرده و از بخش دیگر چشم پوشی شده است؟

۲. فرض کنیم: محور سعادت میل به لذت های شخصی و فردی می باشد، ولی ناگفته پیدا است اعمال غرایز حیوانی بدون حد و مرز، با مشکلاتی فراوان روبه رو می گردد و نظام زندگی از هم می گسلد، مسلما باید، لذت های مادی در قالب قوانین الهی ویا مردمی محدود شود، تا تزاحمی پیش نیاید و انسان به خاطر حفظ نظم و آرامش در جامعه، ازبسیاری لذت های نامشروع وکشش های حرام چشم بپوشد و این تحدید چیزی نیست که بر فردی مخفی بماند بنابراین، مکتب در عرضه خود ناقص بوده و به صورت درست مطرح نگردیده است.و در مکتب «لذت گرایی ابیقور» به این اشکال توجه شده و عقل را در مکتب، مدخلیت داده است.

۳. اگر طراح این نظریه یک انسان مادی باشد، و به زندگی اخروی، مؤمن نباشد جا دارد که به لذات دنیوی بسنده کند، و در غیر این صورت باید، محور را لذاید شخصی اعم از دنیوی و اخروی قرار دهد، در این صورت مکتب رنگ مادی خود را از دست داده و رنگ معنوی به خود می گیرد.

۴. چرا باید از میان لذایذ و آلام، به وضع فعلی اکتفا کند، درحالی که آینده بسان گذشته در زندگی سعادتمندانه ی او مؤثر است.

۲. لذت گرایی محدود یا مکتب ابیقور

ابیقور که امروز آن را «اپیکور» نیز می نامند در سال ۳۴۱ پیش از میلاد متولد شده و پس از هفتاد سال زندگی چشم از زندگی پوشید، می گویند او در فلسفه پیرو ذیمقراطیس فیلسوف حس گرا بود، و دانش را نتیجه حس می دانست و جهان را مرکب از «اجزای لا یتجزی » می انگاشت، شاگرد این مکتب نظریه ای در نظام اخلاقی دارد که احتمالا بسان نظریه ی «اریستیپوس » دستخوش تحریف شده است.

فروغی در تبیین نظریه «ابیقور» در اخلاق چنین می نویسد: در این عقیده (لذت گرایی شخصی) اشخاص بسیاری، شریک شدند از جمله «ابیقور» نیز این مشرب را پسندیده و تکلیف انسان را تنها درک لذت فهمیده است ازاین رو «ابیقور» وپیروانش نزد مردم به خوش گذرانی و عشرت رانی معروف شدند. و هم اکنون اروپاییان عیاشی وکامرانی زندگی را ابیقوری می خوانند.

آنگاه در رد این نسبت یادآور می شود، عقیده عامه درباره «ابیقوریان » ناشی از عدم غور در فلسفه ایشان بوده وحقیقت این است که ابیقور از مرتاضان به شمار می رود، چه، خوشی که «ابیقور» دنبال می کرد، آسایش نفس و خرسندی خاطر بود، که دوام دارد نه شهوات و لذاتی که گذراست، و انسان پس از ادراک آن گرفتار درد و رنج می شود. و می گفت حکیم لذایذ معنوی را بر تمتعات مادی برتری می دهد، زیرا ادراک آنها آسانتر و در همه وقت و همه حال میسر است، وسایل بسیار نمی خواهد و اسباب آن در وجود انسان فراهم می باشد. (۶) غربیان نیز به این حقیقت اعتراف کرده اند و مؤلفان (۷) کتاب «کلیات فلسفه » می نویسند: نظریه ی «اپیکور» که گاهی آن را «لذت انگاری » (مذهب اصالت لذت یا لذت طلبی) نامیده اند این است که تنها چیزی که خوب است، لذت است. تاثیر فلسفه ی او را از این جا می توان دریافت که هنوز «اپیکور»در انگلیسی به آدم خوشگذران اطلاق می شود. اما لفظ «اپیکور» مانند بسیاری از کلماتی که اکنون به کار می رود، دقیقا بر همان نوع فلسفه هایی که خود اپیکور معتقد بود، دلالت نمی کند. اکنون کسی را «اپیکوری » می نامند که شکمباره، شرابخواره باشد و شادکامی وخوشحالی او جز از راه برخورداری از غذاهای مرغوب و شرابهای کمیاب تامین نمی شود، در حالی که خود اپیکور چنین نبود وی کم و ساده غذا می خورد، گویا فقط آب می نوشید و به طور کلی با روش پرهیز و امساک می زیست. (۸)

بنابراین نمی توان به سادگی از کنار نظریه ی منسوب به ایشان گذشت، آنچه که اخیرا محققان به آن رسیده اند آن است که او بر خلاف نظریه ی اریستیپوس عقل و خرد را در محدود کردن لذات گرایی مدخلیت داده، و آن را در چهارچوب تجویز عقل منحصر می کند.

بدین معنی برخی از لذات آشکارا با درد و رنج همراه است، او میان لذاتی که ملازم با درد و رنج است، و لذاتی که چنین نیست فرق می نهد، فقط لذات اخیر را برمی گزیند، مثلا: ارضای شهوات جنسی به صورت غیر محدود بد است زیرا ملازم با خستگی و پشیمانی و سستی و افسردگی است، همچنان که پرخوری و شراب خواری وشهرت طلبی نیز چنین است.

نتیجه این که: اپیکور طرفدار نوعی زندگانی است ، که در آن خرد مدخلیت داشته باشد.

اصولا ما باید بین لذت گرایی روانشناسی ولذت گرایی اخلاقی فرق قایل بشویم، لذت گرایی از نظر اول نظریه ای است که بر حسب آن مردم در زندگی خود واقعا به دنبال لذت هستند، مطابق این نظریه تمام فعالیت ها، متوجه کسب لذت و اجتناب از الم است.

اما اپیکوری با در نظر گرفتن پاره ای از قیود وشروط خواهان لذت گرایی به معنی اخلاقی است.

بدیهی است لذت انگاری از نظر روانشناسی مستلزم لذت انگاری اخلاقی نیست.

و در نتیجه عقیده ی وی را می توان به عنوان صورت اصلاح شده و اعتدال یافته نظریه اریستیپوس دانست. (۹)

مؤلف کتاب تاریخ فلسفه یونان و روم فرق دو مکتب را چنین بیان می کند:

«لذت از نظر «اریستیپوس » غایت زندگی است اما چه نوع لذتی؟ بعدها برای «اپیکور» بیشتر فقدان درد، یعنی لذت منفی، غایت زندگی است لیکن برای «اریستیپوس » لذت مثبت و حاضر، غایت زندگی بود». (۱۰)

معنی این جمله ها این است که ابیقور در لذت گرایی از عنصر عقل غافل نبوده و لذاتی را لذت می دانست که به دنبال آن دردی پدید نیاید در حالی که در مکتب «اریستیپوس » مقیاس لذت حاضر است.

گویا شاگردان حوزه ی فلسفی «کورنائیان » که اریستیپوس پایه گذار آن بوده از نظریه ی استاد پیروی نکرده، و لذت گرایی را به عدم مجازات از جانب دولت و یا محکومیت عمومی محدود ساخته اند.

می گوید: «گورنائیان » که بدون تردید عناصر لذت جویانه را در زمینه ی نظریه ی سقراط اقتباس کردند، اعلام نمودند که مرد خردمند، در انتخاب خود از لذت، آگاهی و شناخت آینده را در نظر می گیرد، بنابراین وی از افراط و تفریط و زیاده روی مطلق که به درد و رنج منجر می شود، و نیز از ولنگاری که باعث مجازات از جانب دولت و محکومیت عمومی خواهد شد، خودداری خواهد کرد. (۱۱)

تحلیل و بررسی

این مکتب در مقایسه به مکتب منسوب به «اریستیپوس » معتدل تر به نظر می رسد، مع الوصف خالی از اشکال نیست.

اولا: در این مکتب «خودخواهی » و«خودگرایی » محور اخلاق قرار گرفته و اخلاق در لذت شخصی خلاصه شده است که به دنبال آن دردی نباشد، ولی از خدمات اجتماعی و انسان دوستانه که مایه لذت گیری، افتادگان و بیچارگان است چیزی به چشم نمی خورد، در حالی که بخشی از اخلاق مربوط به دیگران است، کارهایی که مایه لذت و شادی دیگران می شود.

ثانیا: هرگاه «ابیقور» آینده را نیز در نظر می گیرد وبه لذت آنی و زودگذر، اهمیت نمی دهد و لذتی را که

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.