خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیوستگان و رهاکنندگان امام حسین علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیوستگان و رهاکنندگان امام حسین علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی نهضت جنگل
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی نهضت جنگل قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
38دقیقه
37ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 45

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جنگ های مدرن :

چکیده:

در طول تاریخ، از سوی مکاتب و متفکرین دو نوع نگرش کلان درباره سرشت آدمی ارائه شده است. بر اساس یکی از این دو نگاه، انسانها ذاتا بدسرشت و شَرور می باشند و در زندگی اجتماعی شان به مثابه گرگهایی علیه یکدیگر عمل می کنند و بر اساس نگاه دیگر، انسانها ذاتا نیک سرشت تلقی می شوند و ریشه شرور به عوامل درونی (سوء اختیار) و بیرونی (جامعه و محیط) بازگردانده می شود. هر دو دیدگاه، برای بروز درگیری و جنگهای تاریخی میان انسانها، استدلال هایی اقامه کرده اند. مهم این است که این استدلال ها و تعلیل ها هرگز نتوانسته است مانع بروز جنگهایی دیگر در بستر تاریخ شود. مطالعه سیر رشد جنگها در تاریخ، نشان می دهد که به هر میزان که روابط میان انسانها پیچیده و پیچیده تر شده است، و به عبارت دیگر، به هر میزان که ابزار و تکنولوژی پیشرفته تر در دسترس انسانها قرار گرفته است، جنگ میان آنها نیز پیچیده و پیچیده تر شده است و در اینجا نیز ساخت و تولید ابزار مهارکننده تر و کنترل کننده تر و راه حل های بشری برای جلوگیری از این پیچیدگی و شدّت طرفی نبسته است. این نوشتار در صدد اثبات این ادعا است که مدرنیته و تجدد با ابداع تکنولوژی های پیشرفته و پیشرفته تر، نه تنها آن گونه که ادعا می کند به آرامش و امنیت جامعه بشری ختم نشده است، بلکه بر اضطراب و ناامنی آن افزوده است.

مقدمه

در طول تاریخ، جنگها یکی از عوامل افزایش مرگ و میر بوده اند. تاریخ جوامع انسانی پر از جنگهای خانمان سوزی است که در فاصله ای کم، شمار بسیاری از افراد انسانی را به کام مرگ کشانده است. در عین حال، نوعی تفاوت چشمگیر میان جنگهای ماقبل مدرنیته و مابعد آن وجود دارد؛ به گونه ای که آمار تلفاتِ تنها یکی از جنگهای مابعد مدرنیته (مثلاً جنگ جهانی دوم با بیش از ۵۰ میلیون کشته)، می تواند با تلفات همه جنگهای ماقبل آن در طول تاریخ برابری کند. مهم ترین علت، این است که قبل از مدرنیته، این انسان بود که می جنگید و از سلاحهای جنگی به عنوان ابزار استفاده می کرد؛ اما پس از مدرنیته این سلاحها هستند که می جنگند و انسانها را به ابزاری در جهت کارایی خودشان تبدیل کرده اند. جنگیدن انسان (جنگهای سنتی) با جنگیدن سلاحها (جنگهای مدرن)، به لحاظ کمّیت و کیفیت تلفات ناشی از آنها، دارای تفاوت هایی به شرح ذیل می باشد:

۱) در جنگهای سنتی احتمال خسته شدن جنگجو بسیار بیشتر از جنگهای مدرن است؛ زیرا در جنگهای سنتی از آنجا که جنگجو، زره بر تن و کلاه خود بر سر و شمشیر و نیزه و سپر در دست دارد، نمی تواند بیش از چند ساعت مبارزه کند؛ او مجبور است تا ساعاتی را کنار بکشد و استراحت کند. این در حالی است که در جنگهای مدرن، جنگجو به جای نیزه و شمشیر و… تنها گلوله رها می کند و دگمه فشار می دهد. طبیعی است که هرچه زمان تعطیلی جنگ کاهش یابد، و نیز، هرچه به کارگیری ابزار جنگی سهل تر باشد، تلفات، بیشتر خواهد بود.

۲) پایان جنگهای سنتی بسیار زودتر و راحت تر از جنگهای مدرن است؛ زیرا سنخ جنگهای سنتی که مقتضی جنگ تن به تن و رودررو می باشد در روحیه و روان طرفین درگیر، تأثیر بیشتری می گذارد. در جنگهای سنتی، بسیار اتفاق می افتد که اهل یک خانواده یا یک فامیل، در دو طرف جنگ قرار گرفته باشند؛ در این صورت، اتفاق می افتد که دو برادر، دو پسر عمو، دو دوست نزدیک و… در مقابل یکدیگر قرار گیرند. این نحوه تقابل، در آنها این سؤال را ایجاد می کند که به راستی چرا باید به دست خود، برادرم را بکشم و… و در نهایت، تأمل منطقی در این سؤال، باعث دلسردی طرفین از ادامه جنگ می شود. اما در جنگهای مدرن، هرچند ممکن است اتفاق بیفتد که دو برادر، دو پسر عمو، دو دوست نزدیک و… در دو طرف جنگ باشند؛ اما سنخ جنگهای مدرن به گونه ای است که طرفین درگیر، کمتر با یکدیگر روبرو می شوند و از همین رو، کمتر تحت تأثرات روحی روانی قرار می گیرند.

۳) در جنگهای سنتی، جنگجو آثار جنایات خود را لحظه به لحظه می بیند و لمس می کند. او زنان و کودکانی را که در نهایت مظلومیت در گوشه ای کز کرده و یا در حال فرارند، مجروحانی را که بر روی خاک می غلتند و ناله می کنند، خون هایی را که هر لحظه جاری می شوند و… همه و همه را می بیند و اینها همه باعث می شود تا در ادامه جنگ تردید کند و آن را به تعطیلی بکشاند؛ اما در جنگهای مدرن، شخصی که توپ می اندازد، موشک رها می کند، بمباران می کند و… کمتر از این احوال خبر دارد؛ به همین علّت، برای اندیشیدن در اصل جنگ، کمتر فرصت پیدا می کند؛ او تنها، سالها پس از پایان جنگ وقتی که اخبار سوخته جنگ پخش می شود متوجه می شود که چه جنایاتی مرتکب شده است.

د) آمار تلفات جنگهای سنتی هرگز به میزان آمار تلفات جنگهای مدرن نمی رسد. جنگهای پر تلفات و طولانی سنتی مثل جنگ ۱۸ ماهه صفین، تنها، تلفاتی قریب به ۱۰۰ هزار نفر داشته است(۲)؛ اما در جنگهای مدرن، علاوه بر تلفات انسانی بسیار زیاد، حیوانات، گیاهان، محیط زیست، شهرها و… هم آسیبهای جدّی ای پیدا می کنند. به عنوان مثال، وقتی در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، بمب اتمی آمریکا در هیروشیما انداخته شد، علاوه بر این که تمامی ساکنین این شهر کشته و مجروح شدند، حیوانات، گیاهان و ساختمان ها نیز آسیب دیدند، و حتی از این هم فراتر، تا ۳۰۰ سال پس از این فاجعه، کودکان آسیب دیدگان در این فاجعه نیز دارای نقص عضو، اختلال روانی و… خواهند بود. این در حالی است که این جنایت بزرگ علیه بشریت، تنها در ظرف زمانی چند دقیقه صورت گرفته است! جرمی ریفکین(۳) آمریکایی مخاطرات استفاده از چنین بمب هایی را این گونه هشدار می دهد:

یک بمب فقط لازم نیست که باعث مرگ و میر و نقص عضو بسیاری از مردم شود؛ بلکه اگر پلوتونیوم در هوای یک شهر پراکنده گردد، وسعتی معادل ۶۰ کیلومتر را به مدت ۱۰۰ هزار سال آلوده خواهد ساخت.(۴)

رابطه تکنولوژی و جنگهای مدرن

با اندکی تأمل درمی یابیم که علت اساسی تمایزها و تفاوت های جنگهای سنتی و جنگهای مدرن، تا حدّ زیادی به نوع تکنولوژی مورد استفاده در آنها بستگی دارد. از این رو، می توان تکنولوژی مدرن را به خشونت علیه بشریت متهم کرد. چه، سیر تحول و تطور تکنولوژی نشان می دهد که چگونه این ابزارِ انسان ساخته، در خدمت خشونت و مرگ آفرینی علیه خود انسان قرار گرفته است. تکنولوژی مدرن محصول مدرنیته می باشد و خود، در سیر رشد و تطورش سبب بروز و گسترش بسیاری از جنگها شده است. اگر تکنولوژی را در معنایی عام، مجموعه روشها و ابزارهایی تعریف کنیم که برای رسیدن به اهداف خاصی به کار می آیند، مشاهده خواهیم کرد که تاریخ جنگهای خونین، به صورت تفکیک ناپذیری با تاریخ تحول تکنولوژیکی سلاحها پیوند خورده است. هر پیشرفت تکنولوژیکی به فاصله کوتاهی به دگرگونی کوچک یا بزرگی در شکل و محتوای جنگها انجامیده است. به طور خلاصه، دگرگونی تکنولوژیکیِ سلاحها، به طرق مختلف باعث تشدید جنگها شده است که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:

الف) تسهیل در انتقال فیزیکی سلاحها (رفع مانع جغرافیایی جنگها)

نخستین دگرگونی تکنولوژیک که منجر به افزایش پیوسته قدرت جنگی شده است، اختراعاتی از سنخ «چرخ» می باشد که شکل مدرن آنها، ماشین و قطار است. این اختراع، معضل جابجایی و انتقال فیزیکی سلاحها را تا حدّ زیادی تسهیل کرده است. از زمان اختراع چرخ (در تمدن سومری در هزاره سوم پیش از میلاد مسیح) تا امروز، از ورود اسب به میدان بخار گرفته تا اختراع و توسعه ماشین های پرنده، انسان همواره در پی آن بوده است که بتواند نه فقط بُعد عملیات خشونت آمیز خود را گسترده تر سازد، بلکه تلاش کرده است تا مدت زمان لازم برای وارد آوردن ضربات خشونت آمیز خود را نیز در نقاط مورد نظر خویش، به کوتاه ترین حدّ ممکن برساند. بسیاری از اختراعاتی که در طول چندین هزار سالْ تاریخ بشری انجام شده اند، تمایل به پراکنش جغرافیایی و افزایش سرعت و کاهش زمان میان لحظه تصمیم گیری و لحظه اعمال خشونت را نشان می دهند. وجود بُعد جغرافیایی در مراحل آغازین تحول جنگها، یکی از موانعی بود که می توانست این خشونت را کاهش دهد یا آن را غیرکارآ سازد؛ اما در عصر حاضر، به برکت(!) تکنولوژی های مدرن، افزایش امکان جابجایی فیزیکی، عملاً باعث شده است تا این مانع جغرافیایی تا حدّ زیادی تقلیل یابد.

ب) تشدید و تقویت قدرت کشتار و تخریب سلاحها

دومین دگرگونی اساسی تکنولوژیک که تشدیدکننده جنگها شده است، در «قدرت کُشندگی و تخریب سلاحهای مدرن» نهفته است. منطق توسعه تکنولوژیک در ساخت سلاحها به گونه ای بوده است که به تدریج از سلاحهای کشتار فردی و تخریب محدود، مانند تیر و کمان، تبر، نیزه، تفنگ و… به سوی سلاحهای کشتار جمعی و تخریب گسترده مانند مسلسل، نارنجک، بمب، موشک و… حرکت شده است. منطق تخریب گسترده و عمومی تا جایی پیش رفت که انسانیت برای اولین بار در طول حیات خود، توانسته است شرایط بالقوه نابودی همیشگی خود را در اثر واکنش های هسته ای ناشی از استفاده سلاحهای اتمی فراهم کند. نخستین بمب اتمی که آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی فروانداخت، قدرت تخریبی معادل بیست هزار تُن ماده منفجره تی.ان.تی را داشت؛ در حالی که امروزه کوچک ترین بمب هیدروژنی، قدرتی معادل یک میلیون تُن تی.ان.تی دارد.

ج) امکان دادن به جنگها و برخوردهای غیرمستقیم

سومین تحول تکنولوژیکی در سلاحهای مدرن، آن بوده است که برخورد مستقیم و فیزیکی میان دو سوی یک مبارزه خشونت آمیز را به برخورد غیرمستقیم تبدیل کرده است؛ به گونه ای که این دو، رفته رفته از یکدیگر فاصله بیشتری گرفته اند. جنگهای باستانی و قرون وسطایی، جنگهایی تن به تن بودند که در آنها عمل کشتن به صورت یک حرکت فیزیکی محسوس در هر دو سو، درک می شد؛ اما با نزدیک شدن به قرن حاضر، با روی کار آمدن سلاحهای آتشین، نیروهای سواره نظام، نیروی دریایی، نیروی هوایی و سرانجام، تجهیزات پیشرفته الکترونیک، جنگهای تن به تن که در ابتدای قرن بیستم و از جمله در جنگ جهانی اول هنوز رایج بودند به تدریج به حاشیه رانده شد و جنگِ ابزارها جانشین جنگِ انسان ها گشت. در این حالت، عمل کشتن هرچه بیشتر به عملی انتزاعی تبدیل شد که میان دو یا چند عامل که به لزوم با یکدیگر برخوردی ندارند، انجام می گرفت. سرباز قرون وسطایی در سالها نبرد، ممکن بود تنها چند ده نفر را به دست خود بکشد در حالی که خلبان نظامی مدرن، با فروانداختن بمبی بر روی یک شهر، صدها هزار نفر را در چند لحظه به کشتن می داد.

د) تغییر در مفهوم «دشمن» (تغییر در هدف نظامی)

چهارمین تحول مهم تکنولوژیک در ابزارهای جنگی، تغییر اهداف آنها بود. سلاحهای کشتار جمعی تا قرن بیستم، بیشتر دشمنان نظامی را هدف قرار می دادند؛ اما در این قرن، بتدریج تکنولوژی تسلیحاتی به سویی رفت که کل جمعیت دشمن، اعم از نظامی و غیرنظامی را هدف قرار داده است. سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی دقیقا این هدف را دنبال می کند که یورش نظامی نه صرفا علیه یک ارتش، بلکه علیه کل یک جامعه باید صورت بگیرد. به عنوان مثال می توان به نمونه های ذیل اشاره کرد:

در طول جنگ ویتنام از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۰، ارتش آمریکا بیش از ۱۹ میلیون گالن از ماده ای سمّی به نام AGENT ORANGEرا بر مزارع ویتنام فرو ریخت تا مخفی گاه های ویت کنگی ها را نابود کند. این سمّ مهلک، نه فقط گیاهان و منابع غذایی روستاییان را از میان می برد، بلکه اثر مسموم کننده درازْ مدتی بر آبها و ماهی ها باقی گذاشت.

سلاحهای شیمیایی مانند «گاز خردل» (MUSTARD GAS) که به محض برخورد با پوست و بویژه استنشاق، سبب سوختگی های عمیق می شود در جنگهایی مانند ایتالیا علیه اتیوپی (۱۹۳۵ ۱۹۳۶)، ژاپن علیه چین (۱۹۳۵ ۱۹۴۲)، عراق علیه ایران (۱۹۸۰ ۱۹۸۸) و… برای کشتن غیرنظامیان به کار گرفته شدند.

بمب های آتش زای ناپالم و بخصوص ناپالم ب، به صورت گسترده ای به وسیله ارتش های آمریکا در ویتنام، شوروی در افغانستان و صرب در کرواسی علیه مردم غیرنظامی به کار رفتند.

و سرانجام باید اشاره ای نیز به سلاحهای بیولوژیکی، آخرین ثمره تحولات تکنولوژیکی کرد. این سلاحها هولناک ترین ابزارهای کشتار جمعی هستند که به رغم ممنوعیت های متعدد آنها در کنوانسیون های جهانی، از سوی قدرت های بزرگ بویژه آمریکا و همچنین دیکتاتوری های کوچک نظامی، در کشورهای در حال توسعه تولید و انبار می شوند. در میان این سلاحها می توان بمب های میکروبی یا ویروسی (سیاه زخم، طاعون و…) و همچنین ویروس های مصنوعی را یافت که به کمک مهندسی ژنیتیک ساخته شده اند و مبارزه با آنها جز برای سازندگان شان ممکن نیست.

ه) ابداع انواع جدید جنگها

پنجمین تحول تکنولوژیکی در ساخت سلاحها، ورود گسترده تکنولوژی سیستم های رایانه ای و شبکه های اطلاعاتی (انفورماتیک) در ساخت و کاربرد سلاحهای جدید است. انواع موشک های هدایت شونده از راه دور و هدف یاب، هواپیماهای با سیستم ردیابی اتوماتیک و بمباران اهداف با استفاده از داده های ماهواره ای، و انواع روشهای تخریب انفورماتیک از طریق وارد کردن ویروس های اطلاعاتی در سیستم های دفاعی دشمن و… از این جمله اند. در جنگ آمریکا و متحدینش علیه عراق در ابتدای دهه ۹۰ در قرن گذشته، همگان شاهد بودند که عراق حتی یک تیر ضد هوایی به سوی بمب افکن های آمریکایی و اروپایی شلیک نکرد. دلیل این امر، فعال شدن ویروس های اطلاعاتی در سیستم های ضد هوایی این کشور بود؛ ویروس هایی که احتمالاً از مدتها قبل، وارد آن سیستم شده بودند. استراتژی کشورهای صنعتی در ایجاد یک شبکه گسترده جهانی (اینترنت و شبکه های مشابه)، جهان را به مجموعه ای از خطوط الکترونیک متصل به هم تبدیل کرده است که در هر لحظه میلیاردها میلیارد داده های اطلاعاتی و از جمله ویروس های مخرّب در آن جریان دارند. کنترل بر این سیستم های گسترده نیاز به یک تکنولوژی خیلی پیشرفته و بسیار پرهزینه دارد که تنها در اختیار کشورهای صنعتی است. زمانی که به این نکته بیندیشیم که امروزه در اکثر کشورهای جهان تمام سیستم های حیاتی از جمله سیستم های تولید و توزیع سوخت و برق، سیستم آبرسانی و فاضلاب شهری، سیستم های حمل و نقل زمینی و هوایی، سیستم های رسانه ای و مخابراتی و سیستم های پولی و بانکی و… وابسته به تکنولوژی رایانه و متصل به شبکه جهانی هستند، آنگاه می توانیم متوجه خطری بشویم که هر آن به وسیله حرکت دادن ویروس ها در این شبکه جهانی می تواند کشورهای ضعیف را تهدید کند.(۵)

امروزه سرنوشت جنگها تا آن اندازه به تکنولوژی نظامی وابسته شده است که «اساسا میلیتاریسم(۶) و توسعه تکنولوژی را نمی توان از یکدیگر جدا کرد و حتی به عبارت بهتر، باید گفت که میلیتاریسم روح نظام توسعه تکنولوژی و حافظ قواعد و قوانین آن است.»(۷) و به قول کی. ورث دوم مشاور علمی اسبق کاخ سفید تحولات تکنولوژی و ساختار اقتصادی، در جنگ نیز بازتاب می یابد.(۸)

البته برخی از مدافعین تکنولوژی در صدد برآمده اند تا از اشکالات وارده بر نقش تکنولوژی در تشدید جنگها دفاع کنند. شایع ترین دفاعیه آنها ناظر به سوء استفاده از تکنولوژی و عدم به کارگیری صحیح آن است. هرچند این نوشتار در صدد تبیین و نقد این ادعا نیست؛(۹) اما درباره نوع نیاز انسان به تکنولوژی اجمالاً به نکات ذیل اشاره می شود:

۱) بشر به ابزار تکنولوژی نیاز ذاتی ندارد. در اینجا سخن از ذات بشر به معنای حقیقت وجود است. ما معتقدیم که وجود بشر حقیقت ثابتی دارد و فقط آنچه که مقتضای وجود این حقیقت ثابت باشد، از زمره نیازهای ذاتی بشر محسوب می شود. از آب و غذا و خواب و مسکن و مأوا گذشته، روح مجرد انسان محتاج به «ذکر» است و همان سان که جسم بشر بی آب و غذا می میرد، روح او نیز بی ذکرْ میّتی بیش نیست. مُراد از «ذکر»، کلماتی که زاهدان بی حضور قلبی بر زبان می رانند نیست. معنای ذکر، «یاد» است و یاد، عین حضور قلبی است.

۲) تلقی «ابزار» از محصولات تکنولوژیک خطاست؛ زیرا این تصور و تصدیق را پیش می آورد که هرگونه بخواهند امکان استفاده از این اشیا وجود دارد، حال آن که چنین نیست؛ هر چیزی را تنها در حدود ماهیت آن می توان مورد استفاده قرار داد و خواه ناخواه هیچ شیئی در جهت انکار ماهیت خویش قرار نمی گیرد. اتوماسیون خودکارسازی واقعیتی است که احاطه اختیار و اراده بشر را بر تکنولوژی از بین برده و او را اسیر ماشینِ اتوماتیک ساخته است. بشر جدید خود از این معنا غافل است و تن به اقتضائاتی سپرد که لازمه وجود و گسترش تکنولوژی است.

۳) ما انسانهای به اصطلاحْ جهان سومی در پذیرش این لوازم و محصولات تکنولوژی، بر اختیار خویش عمل نکرده ایم و این تمدن، خواه ناخواه، فضای زندگی و مناسبات اجتماعی حیات ما را تصمیم گرفته است. نمی توان ماهیت این اشیا را انکار کرد و محتوای متافیزیکی یا فرهنگیِ این ابزار را نادیده گرفت. هر شیئی متناسب با علت غایی وجودش و دعوتی که در آن نهفته است، دارای محتوایی فرهنگی است که آن را در اطراف خویش تسرّی می دهد. ابزاری که تمثل انانیّت بشریِ طغیان کرده، باشد، جز در راه طغیان قابل استفاده نخواهد بود و به راحتی مهار و کنترل نمی شود.(۱۰)

آثار و لوازم جنگهای مدرن

الف) مخارج بالای نظامی

امروزه، کشورهای مدرن ناگزیرند برای حداقل بقای خودشان، بیش از هر مورد دیگر، به جنگ و ابزار جنگی دفاعی بیندیشند و هزینه کنند؛ تا جایی که امروزه، محور ائتلاف ها و اتحادها جنگ است؛ هرچند این جنگ، خود را در شکل صلح بنمایاند. قضیه اینجاست که «صلح و سِلْم دنیاپرستان، به آرامش صوری و زودگذرِ گرگانِ هار و گرسنه ای می مانَد که در سرمای سخت زمستان گرد هم حلقه زده و همگی منتظرند که یکی را، در آن میانه، چرتی در رسد تا همگروه بر او بتازند و هرچه دارد به غارت برند».(۱۱) شاید بهترین نام برای چنین صلحی، صلح مسلح باشد!

مختصر تأملی در گزارش های پراکنده مربوط به امور جنگی در دنیای امروزی نشان می دهد که بشر مدرن، تا چه اندازه در این گردابْ غرق شده است:

مخارج نظامی در سراسر جهان کنونی، در هر دقیقه، بالغ بر دو میلیون دلار آمریکایی است؛ در حالی که بیشتر از دو میلیارد نفر از جمعیت کره زمین در بینوایی و فقر زندگی می کنند و پانصد میلیون نفر از این عدّه، غذای کافی ندارند و همیشه گرسنه هستند!

خرج تنها یک زیردریایی اتمی آمریکا، برابر با بودجه سالانه آموزش و پرورش دوازده کشورِ در حال توسعه است. با بهای یک زیردریایی اتمی، نیز می توان هزاران مدرسه در جهان سوم ساخت.(۱۲)

امروزه با بهای یک تانک زره پوش می توان ۱۰۰ هزار تُن برنج که مصرف سالانه نیم میلیون نفر در کشورهای جهان سوم است فراهم، و یا ۱۰۰۰ کلاس درس برای ۳۰ هزار دانش آموز بنا نمود.

بهای یک هواپیمای نوع جدید آمریکایی، مساوی است با مخارج تأسیس ۴۰ هزار داروخانه کوچک در روستاها.

با نیم درصد مخارج نظامی، می توان سالانه به اندازه ای وسایل و ابزار کشاورزی برای کشورهای عقب نگاه داشته شده، فراهم کرد که ظرف چند سال در زمینه تولید مواد غذایی خودکفا شوند.(۱۳)

از هر دلاری که ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۸۷ خرج کرده است، ۵۳ سِنْت آن را برای جنگها گذشته، حال و آینده پرداخته است.

در سال ۱۹۸۸ نیروهای مسلح آمریکا شامل دست کم ۰۰۰/۲۵ سلاح هسته ای، دو میلیون سرباز، ۵۰۰ ناو جنگی عظیم، ۰۰۰/۸ هواپیماهای جنگی و ۸۷۱ عدد تأسیسات داخلی بوده است.

تمام ملل جهان با هم، ۴۰۰ میلیارد دلار برای تهیه جنگ افزار خرج می کنند، که دقیقه ای ۱ میلیون دلار می شود. جنگ و آماده بودن برای آن، تقریبا ۱۰ درصد تولید کل جهان از کالا و خدمات را به خود می گیرد. این مقدار، معادل کل تولید ناخالص ملی متجاوز از نیمی از جمعیت جهان است.

۰۰۰/۲۰ پیمانکار ارتش آمریکا برای تولید ده ها هزار سیستم سلاحهای مختلف کار می کنند. انرژی ای که ارتش از جامعه می برد، اختلالات عظیم اجتماعی به بار می آورد. این اختلال در هیچ جا چشمگیرتر از ارقام مربوط به بیکاران نیست. افسانه شایع این است که هزینه دفاع، کار تولید می کند؛ اما واقع امر این است که بر اساس بررسی گروه پژوهش مصلحت مردم میشیگان، به ازای هر میلیارد دلاری که بر بودجه ارتش افزوده می شود، ملت ۶۰۰/۱۱ شغل را از دست می دهند. انجمن بین المللی ماشینیست ها در بررسی خود نشان داده اند که «یک بودجه ۱۲۴ میلیاردی پنتاگون، به بهای بیکار شدن ۰۰۰/۱۱۸ شهروند ماشینیست تمام می شود. گزارش ماریوس اندرسن آمریکایی نیز حاکی است که تجهیز ارتش آمریکا از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۵ به بهای بیکار شدن ۰۰۰/۱۴۶/۱ نفر آمریکایی تمام شده است.

به گفته ایرل راونال تحلیل گر پیشین دپارتمان دفاع آمریکا، کمتر از ۳۰ درصد تمامی بودجه دفاعی آمریکا در راه دفاع مستقیم از کشور آمریکا و منافع اساسی آن خرج می شود و بقیه آن در جهت تلاش ملّی آمریکاییان در حفظ حضور نظامی در سراسر جهان صرف می گردد.

هرچه سلاحهای آمریکایی انرژی بیشتری به کار برند، پیچیده تر و گران تر خواهند شد و مسائل اجرایی دشوارتر افزایش خواهند یافت. هزینه افراط آمیز، صورت مبتذلی پیدا می کند. زیردریایی تریدنت، ۴۰۰ میلیون دلار بیش از آنچه بر آورد شده هزینه برمی دارد. هرچه سیستم سلاحهای ما پیچیده تر می شود و حضور نظامی ما در جهان گسترده تر می گردد، انرژی هرچه بیشتر باید مصرف شود تا تشریفات فزاینده اداری ارتش بر پا نگهداشته شود.(۱۴)

بودجه تولید سلاحهای میکروبی در آمریکا در فاصله سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ میلادی، چهار برابر شده و به ۶۰ میلیون دلار بالغ شده است. در آلمان نیز این بودجه تقریبا چهار برابر شده و از شش میلیون در سال ۱۹۸۷ به ۵/۲۳ میلیون مارک در سال ۱۹۹۰ رسیده است.(۱۵)

آنچه درباره این آمار و ارقام باید ذکر شود این است که بیشتر آنها به حدّ قابل توجهی از آنچه واقعیت است، کمتر می باشد؛ زیرا از آنجا که نقل و ذکر آمار و ارقام حقیقی باعث شورش و اعتراض عمومی می شود، کشورهای مسبب، تلاش می کنند تا با اطلاع رسانی کاذب به مردم، همچنان بتوانند به تولید هرچه بیشتر سلاحهای جنگی مشغول باشند.

ب) ایجاد انگیزه قوی برای جنگ

در عصر مدرن، بیشترین سرمایه گذاری کشورهای صنعتی برای تولید سلاحهای جنگی می باشد. این امر باعث می شود تا هم دولت ها و هم مهندسین سازنده سلاحها به دنبال فرصتی بگردند تا آنچه را که تولید کرده اند به محک آزمایش درآورند. طبیعی است که اگر به طور طبیعی این فرصت به وجود نیاید، آنان ناگزیرند که خود، چنین فرصتی را به وجود آورند. به عنوان مثال، ملت آمریکا که وطنش را در پی تجاوز و تخریب و کشتار گروهی پدید آورده است در زوایای مغز خود و در ژرفای وجودش، عشق به تجاوز و تعدّی و تخریب را، حتی اگر شده با نغمه های رقیق موسیقی در آمیخته است.

از سوی دیگر، هزینه تولید سلاحهای مدرن، بسیار بالاست و یکی از بهترین راه ها برای تحصیل چنین بودجه ای، فروش سلاحهای از قبل ساخته، می باشد. از این رو، باید جنگی بپا شود (و یا به عبارت دیگر، جنگی بپا کنند) تا همچنان فرایند تولید سلاحهای مدرن و انبوه، ادامه یابد. در چنین شرایطی، گو این که همه دارند تنها به جنگ فکر می کنند. درصد چاپ کتاب ها، مجلات و ویژه نامه ها، و نیز درصد آگهی های مزایده و مناقصه ای تولید و فروش سلاح و… در دنیای امروز نشان دهنده این واقعیت اسفبار است که بشر مدرن، در پس این ناگزیری از جنگ، گویی راه خود را چنین جسته و پذیرفته است که باید تنها به جنگ فکر کرد و بس! سالها قبل، یک ژنرال آمریکایی در خلال یک سخنرانی چنین اعتراف کرد:

جنگ برای ما خیلی آشناتر از صلح است. ما با شیوه های کشتن بیش از هنرهای زندگی کردن آشنایی داریم. برای ما بمب، راز سر به مهری نیست؛ ولی موعظه مسیح در شمار اسرار است.(۱۶)

ج) به وجود آمدن اقتصاد جنگی

آنچه در برخی کشورهای مدرن، جالب توجه است این است که اقتصاد این کشورها همواره بر پایه اقتصاد جنگی است و این اقتصاد در عین حال، در دست بخش خصوصی است. به عنوان مثال، مهمترین ارتباط میان بخش خصوصی و دولت در آمریکا، توافق و هماهنگی میان مصالح نظامیان و شرکتهای بزرگی مانند ژنرال موتورز است. ژنرال های ارتش آمریکا و مدیران شرکت های بزرگ در این کشور، طرح اقتصاد جامعه را می ریزند و برای هرگونه امور اقتصادی سیاسی تصمیم می گیرند و آنگاه، به سیاست مداران کشور اطلاع می دهند و آنان هم، جز پذیرش آن طرح ها و تصمیم ها چاره ای ندارند؛ و گرنه در صورت کمترین انتقاد یا ایرادی، از کار بر کنار می شوند. در این میان، آنان که کمترین تأثیر و دخالتی در این امور ندارند، مردم اند که همه کارها در این دموکراسی، ظاهرا به نام آنان و برای آنان انجام می شود. در آمریکا حتی کشیشان و مؤسسات رسمی و مذهبی نیز در خدمت ماشین جنگی قرار گرفته اند.

د) تکثیر قابلیت امحای عموم بشر

سهم عمده و کار برجسته علم و تکنولوژی نوین در ساخت و پرداخت جهان امروز، تولید گسترده سلاحهای کشنده تر و ویران کننده تر است که روز به روز وحشتناک تر می شود. این در حالی است که شلیک شدن این سلاحها، حتی می تواند با انگشتان یک بچه در حال بازی و یا دیوانه ای که دوست دارد به همه چیز دست زند، صورت بگیرد. جهان تکمه ای امروز، تبدیل به جهانی شده است که با فشار بر یک تکمه می تواند نیست و نابود شود. یک دیوانه می تواند همه قاره ها، شمال و جنوب، شرق و غرب و… را با فشار بر یک تکمه در یک یا چند لحظه زیرورو کند و بشر و بشریت را یکسره منهدم گرداند.(۱۷) این در حالی است که بسیاری از شلیک کنندگان مانند بسیاری از افرادی که در کارخانه های تولید سلاحهای مدرن کار می کنند خود نخواهند دانست که در حال به وجود آوردن فاجعه ای هستند؛ همچنان که خلبان آمریکایی که در سال ۱۹۴۵ بر سر مردم هیروشیمای ژاپن بمب اتمی انداخت، پس از آنکه متوجه جنایت به وجود آمده شد، دیوانه شد و خودکشی کرد. اما در جهان تکمه ای امروز، در صورت شلیک شدن یکی از بمب های هسته ای، به هیچ کس (نه به سازنده خود و نه به شلیک کننده خود و نه به مردمی که بر سر آنها فرود می آید) فرصت ندامت و فریاد و حتی خودکشی نخواهد داد؛ بلکه همه هستی کره خاک، در عرض چند ثانیه از بین خواهد رفت! آنچه مضحک جلوه می نماید این است که در افکار عمومی مردم روزگار مدرن، هر دولتی که از چنین سلاحهایی بیشتر داشته باشد، پیشرفته تر تلقی می شود. با این حساب، کشورهای توسعه یافته و پیشرفته؛ یعنی کشورهایی که قابلیت امحای عمومی بشر را بیشتر از دیگران دارند و کشورهای در حال توسعه؛ یعنی کشورهایی که شب و روز در تلاشند تا زودتر از دیگر کشورها چنین قابلیتی را پیدا کنند. به عبارت دیگر، همه کشورها تلاش می کنند تا قابلیت امحای عموم بشریت را تکثیر کنند! سیر عمومی شدنِ این قابلیت را ایوا اتزیونی هالوی چنین بیان می کند:

«اکنون ما در وضعیتی هستیم که در آن، نه تنها شمار بیشتری از افراد، بلکه مجموعه های اجتماعی غیرقابل اطمینانی به تدریج، قابلیت نابودی همه ما را به دست می آورند. در اولین مرحله، تنها ابرقدرت ها این قابلیت را داشتند. در آن مرحله، مردم هنوز می توانستند خود را متقاعد و آرام کنند که این قدرت ها توسط گروهی از مردم نسبتا عاقل اداره می شوند. مرحله بعدی که اکنون ما شاهد آنیم، مرحله ای است که قابلیت امحای عمومی، به سرعت در حال گسترش به شمار کثیری از کشورهای کوچکتر می باشد و در نهایت، به دست کشورهایی می افتد که یا تحت فشارند یا مورد تهدید قرار دارند و یا به دست حکامی می افتد که از لحاظ ذهنی بی ثباتند و این احتمالات به گونه ای غیرقابل مهار در حال افزایش است. مرحله سوم که ما هنوز بدان نرسیده ایم؛ اما توالی منطقی دو مرحله قبلی است، مرحله ای است که طی آن، سلاحهای اتمیِ واجد قدرت تخریبی جهانی، به دست تروریست های غیردولتی یا دیگر گروه های غیرقابل پیش بینی یا سازمان ها می افتد.»(۱۸)

استدلال ایوا اتزیونی هالوی، القا کننده این امر است که اگر چنین سلاحهایی تنها در دست ابرقدرت ها می بود، به دلیل عاقل (!) بودن حاکمان چنین کشورهایی و نیز به علت ثبات (!) داشتن آنها، برای بشریت مشکلی به وجود نمی آمد و مشکل تنها زمانی به وجود آمده است که این سلاحها به کشورهای «به لحاظ ذهنی بی ثبات» جهان سوم (!) و تروریست های غیردولتی راه یافته است. اما حقیقت این است که این استدلال از این حیث مسخره می نماید؛ چه، به لحاظ تاریخی، تا کنون این کشورهای جهان اول بوده اند که از چنین سلاحهایی استفاده کرده اند و بدتر این که، همین کشورها، بسیاری از تروریست

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.