خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و کارآمدی سیاست / نه شرقی و نه غربی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و کارآمدی سیاست / نه شرقی و نه غربی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیه اقلیت های مذهبی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیه اقلیت های مذهبی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
53دقیقه
21ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران :

چکیده

آینده، اساسا این است: دنیای بحران زی و بحران زا؛ و اگر بحران یا Crisisرا فرصت خطرناک معنا کنیم، دنیای آینده بیش از گذشته واجد وجوه «فرصت» و «تهدید» خواهد بود.

امروز عصر فیزیک کوانتوم پایان پذیرفته است و نظریه آشوب یا Chaosجای آن را گرفته است. گفتمان امنیت مثبت لایه های کمال را طی می کند؛ و باشلاریسم در حوزه معرفت شناسی جای نگرش های کانتیستی را تنگ کرده است. سخن گفتن از دنیای تک قطبی، دوقطبی، چندقطبی و تک چندقطبی به حوزه ادبیات کلاسیک نقل جایگاه نموده است؛ و آینده جهان انقلابی فراصنعتی و نظامی فراارگانیستی را پیش روی خود به نظاره آمده است.

انقلاب در آغاز «عصر فراجدید»ی که پیش رو است باید با باز تعریف خویش در بافت های موقعیتی پیش روی، به عنوان یک بازیگر فعال، نه منفعل، بتواند، شایستگی های ملّت ایران را در تاریخ آینده به اثبات برساند.

مقاله یا پرسه حاضر با عنوان «فایل پاورپوینت کامل آشوب در جهان، انقلاب اسلامی در ایران» در نگاهی به جهان دیروز، امروز و آینده، به بررسی نظام بین الملل در وجوه سه بعدی زمانه ی تاریخی پرداخته است؛ و بر این اعتقاد است که جریان امروز در مرحله ی گذار از نظام وستفالیایی با الگوی مکانیک اتمی نیوتون به نظام جدیدی است که از دریچه نگاه بازیگران مختلف نظام بین الملل بازتعریفی ویژه پذیرفته است.

نویسنده با تکیه بر نظریه آشوب Chaos Theory ، نظم آینده جهان را مملو از رفتارهای غیرتناوبی، پیچیده ارزیابی کرده و در سه سطح تحلیل هویتی، موقعیتی و ظرفیتی به نقد و بررسی پرداخته است.

به جای مقدمه:

آینده، اساسا این است: دنیای بحران زی و بحران زا؛ و اگر بحران یا Crisisرا فرصت خطرناک معنا کنیم، دنیای آینده بیش از گذشته واجد وجوه «فرصت» و «تهدید» خواهد بود. با تحولات و تغییرات شگرف و ژرف پیشاروی، بافت موقعیتی Context of situation، متنی texture را فراهم ساخت که دیگر سخن گفتن از نظام های تک قطبی، چندقطبی و تک چندقطبی در آن، نمایانگر استفاده از ادبیاتی کلاسیک و سنتی مفروض خواهد شد؛ و به تبع این تغییر و تحولات دنیایی بسیار پیچیده «ظهور» خواهد کرد که «حضور» فعال «انسان پیچیده» را در جوامع طلب خواهد نمود. دوران «ابرمردان» و «ابرقدرت!» رو به اضمحلال است، دنیای آینده به «ابرجامعه» و «ابر نظم جمعی» می اندیشد.

در نگاهی کلاسیک و با قرارگرفتن در حوزه ی ادبیات گفتمان امنیت منفی Negative Security Discursive ، دنیای آینده، دنیایی خارج از کنترل، خواهد بود. برژنسکی یکی از متخصصان حوزه ی نوکلاسیک های این گفتمان، در سال ۱۹۹۳ کتابی با همین عنوان یعنی Out of Control ، نگاشت. این دیدگاه در منظری معرفت شناختی Epistemological از ادبیات کانتی منشأ می پذیرد.کانت معتقد بود علم از مفاهیم ساده شروع می شود و به گزاره های ساده نیز می انجامد.نگرش در اینجا مکانیکی است و در حد اعلا به مکانیک اتمی نیوتن می رسد.از همین رو، تغییر و تحولات قابل پیش بینی در نگاه نوکلاسیکی چون برژنسکی در گفتمان امنیت مثبت در آینده ی نظام زندگی جمعی بشر، چشم اندازی «غیرقابل کنترل» را فراسوی دیدگان باز می گشاید.

این در حالی است که امروز، عصر فیزیک کوانتوم نیز پایان پذیرفته است و نظریه «آشوب یا chaos» جای آنرا گرفته است. گفتان امنیت مثبت Positive Security Discursiveمطرح است. نظریه گاستون باشلار که می گفت: علم از مفاهیم پیچیده آغاز و به گزاره های پیچیده نیز منتهی می شود؛ در ادبیات مدرن حضور جدی دارد.(۲) دیگر تبیین نظام بین الملل در چارچوبه ی الگوهای ارگانیستی ساده و مکانیک اتمی نیوتن امکان پذیر نیست؛ اگر چه اراده معطوف به حفظ وضع موجود در برابر انقلاب عظیم پیشاروی وجود دارد و کلاسیک ها تلاش دارند تا با استفاده از هر دستاویز ممکن، حتی بهره مندی از امکانات حاصل از تحرکات مدرن، وقوع آنرا سد نمایند؛ امّا فراموش نکنیم که محافظه کاران ناب در برابر هویت هستی می ایستند؛ تاریخ نشان داده است که در هر مقطعی، گفتمان خاص خود را داراست و در برابر گفتمان های قدیم به صورت یک گفتمان رقیب بروز پیدا می کند و به واسطه هم پویشی و هم پوششی با فضا و زمانه ی تاریخی خود برتری پیدا می کند.

انقلاب اسلامی ایران، در فضا و زمانه ی تاریخی ای رخ داد که جهان در آستانه تغییر و تحولات شگرف قرار داشت؛ و امروز در آغاز«عصر فرا جدید» باید با باز تعریف خویش در بافت موقعیتی حاضر و قابل پیش بینی در عرصه ی فرا جدید نظام بین الملل، به عنوان یک بازیگر فعال، نه منفعل بتواند، شایستگی های ملّت ایران را در تاریخ آینده به اثبات برساند.

ما در آستانه انقلاب فرا صنعتی هستیم. اگر وارد کردن ماشین افزار در روند تولید، دگرگونی های خاص فنی، اقتصادی و اجتماعی را در غرب حاصل نمود؛ و با تأثیرپذیری از مسافرت های دریایی قرون ۱۵ و ۱۶، پیدایش سرمایه داری در قرن ۱۷، اختراع ماشین بخار و ماشین آلات نساجی و همچنین بهره برداری از ذغال سنگ و فولاد به میزان فوق العاده، کارخانه ها و شهرهای صنعتی به وجود آمد و توسعه یافت. این عصر را که در اواخر قرن ۱۸ آغاز و در قرن ۱۹ شکوفا گشت ؛ انقلاب صنعتی Industrial Revolution نام گرفت. امروز که جهان عصر کامپیوتر را پشت سر می گذارد، انقلاب در فن آوری زیستی را به منصه ی ظهور می رساند، ریز حسگرها را به وجود آورده است. انقلاب دیگری در راه است. در آن ایّام، درخواست ملتهای اسلامی گریز از استبداد و مبارزه با استعمار بود و بزرگانی چون سید جمال الدین اسد آبادی،« وحدت جهان اسلام» را در مقابله با حجم گسترده و عمیق شکاف موجود میان غرب و شرق جهان اسلام مطرح نمودند. این در حالی است که هنوز با گذشت نزدیک به سه قرن از تولّد انقلاب صنعتی، شاهد این هستیم که جهان اسلام، هنوز با چالش های کهن خود دست به گریبان است ؛ و جهان در مرحله ی تّولد یک انقلاب فرا صنعتی قرار دارد که پیامدها و آثار Impacts بسیار عمیق تر و وسیع تری را به دنبال خواهد داشت؛ حال ؛ انقلاب اسلامی در برابر این حجم وسیع دگرگونی ها چه باز تعریفی از خود باید عرضه دارد و چه الگویی یا الگوهایی را ناظر بر کنش سیاسی خود نماید که بتواند در عین حفظ هویت خود؛ استمرار خویش را شاهد باشد؟ تأخر Lagموجود را به تعادل برساند و شکاف gap موجود را رفع نماید؟

جهان: دیروز، امروز، آینده

یکی از بارزترین آموزه های تاریخ آن است که در دوره های گوناگون تحولات، به ویژه تغییرات و تحولات سیاسی بشر، آن دسته از بازیگران سیاسی موفق بوده اند که توانسته اند متغیرهای محیطی را به سرعت درک کنند و ضمن درونی کردن تحولات ناشی از آن در وجوه مختلف به آماده سازی خود بپردازند. تحولات نیم قرن پایانی قرن ۲۰ میلادی به اوج رسیده است. انقلابی در سامان بخشی به زندگی انسان در حال شکل گیری است ؛ که از لحاظ تأثیرگذاری در نظام بین الملل همانند انقلاب وستفالیایی ۱۶۴۸، یا حق فراتر از آن، خواهد بود.

در مدل الهام بخش به سازمان اجتماعی بار دیگر تحولی بنیادی در حال وقوع است. در زمان باستان و قرون وسطی، «ارگانیسم Organism» معیار سازمان دهی به اجتماع بود. الگوی سازواره ای که اجتماع را به مثابه یک اندامگان، سامان پذیر می دانست. در نظم پیش گفته، جامعه همچون حیات یا ترکیب موجود زنده، چیزی مرموز می نمود. ساختار فیزیکی وجود آن به مقتضای مثلی اعلا صرفا توسط عقلا و در زمان تسلط کلیسای کاتولیک توسط ارباب کلیسا قابل شناسایی بود؛ افراد عادی جامعه در شناخت آن عاجز بودند؛ و به جای آن که در آن اندیشه نمایند باید از آن تبعیت می کردند. مدل برخاسته از این الگو «نظام امپراتوری» بود.در دوران نوزایی مکانیک اتمی نیوتن جایگزین الگوی ارگانیستی شد. الگوی جدید، به مدل الهام بخش نوع سامان بخشی اجتماعی در دوره ی جدید، تبدیل شد. هنگامی که بشر توانست با گرد آوردن مؤلفه های مختلف، مصنوعات مکانیکی متفاوتی بسازد؛ در سامان بخشی اجتماعی نیز به این اندیشه رسید که انسان ها به طور فردی به دنیا می آیند و جامعه از تجمع جبری و یا داوطلبانه افراد ایجاد می شود؛ سامان اجتماعی به مقتضای مکانیک اتمی نیوتنی پایه گذاری شد. در چارچوبه ی چنین الگویی مدل «نظام وستفالیایی» شکل گرفت.

در اوائل قرن ۲۰، به تبع اندیشه های کانت، هگل و مارکس، تلاش شد تا سامان بخشی اجتماعی متحول شود. در این نظم جدید، هدف آن بود که آزادی های فردی و ملزومات ناشی از همکاری های جمعی با هم تلفیق شوند. بشر گام های جدیدی به سوی تزکیه و تنقیح افکار و اندیشه های قرار دادهای اجتماعی هابز، روسو، لاک و مونتسکیو برداشت. پایه های جدیدی برای نظم نوین ساخته شد که در آن بشر نظمی کورپوراتیو Corporative حاصل نماید.(۳) نظمی که در آن، اصالت آزادی های فردی رعایت شود؛ و در پرتو همکاری جمعی، نیازهای فرد انسانی در زندگی جمعی حاصل آید ؛ به نحوی که ملزومات ناشی از همکاری جمعی با اصالت آزادی های فردی تلفیق شود؛ امّا نظام دو قطبی حاکم بر جهان، نظمی حاصل از رقابت دو کشور امریکا و شوروی را درنظام «کلام محورگونه Logocentrism» در قلب نظم وستفالیایی شکل بخشید. نظمی که باید شاخصه های اساسی آنرا در «دو انگاری متضاد»، «سلسله مراتب ستیزش گر»، «تک گفتاری»، «مرکزیت و هیمنه طلبی» و «جهانشمولی» نهفته در بنیان آن جستجو نمود. این شاخصه ها در قطب های دو گانه نمود بارز پیدا کرد و در زمهریر دو انگاری متضاد ناشی از ارتباط بلوک غرب با شرق، آزادی فردی و استلزامات همکاری جمعی را منجمد نمود.

بنابراین دنیا بر آن بود تا، بر خلاف شکل امپراتوری سنتی که در آن مبنای اقدام سیاسی بر اطاعت یکپارچه ساز متکی و کلیه عناصر هستی و بشری به یک وجود انسانی به نام امپراتور استوار بود؛ به نظمی حاصل از برابری دولتها در نظام بین الملل دست یابد، که در آن هر فرد انسانی در قالب شخصیت حقوقی خود در پیکره ی دولت کشور نماینده ی خویش؛ بتواند به همکاری جمعی دست یابد. امّا با ظهور نظام دو قطبی، به ناگاه با یک «امپراتوری دو چهره» رو به رو شد که به سان چهره ی ژانوس دو نیم رخ از یک چهره بودند؛ باز نظم سیاسی به عنوان پیامد اقدام سیاسی مبتنی بر اطاعت یکپارچه ساز از یکی از قطب ها و نیم رخ های امپراتوری، جلوه کرد؛ و کلیه عناصر فعال در این حوزه، به یکی از وجوه این امپراتوری دو چهره استوار بودند. هر چند تلاشهایی صورت گرفت تا کشورهایی که خواهان استقلال کنش در نظمی تلفیقی بودند، بتوانند فضای مناسبی را برای عمل آماده سازند؛ امّا در واقع، چندان موفق نبودند؛ و گفتمان رقیب به سان پارادایم جلوه گر شد و ناهمخوانی های موجود را در خود مستحیل ساخت.

این امپراتوری دو چهره، تا پایان دوران جنگ سرد ادامه داشت. سپری شدن دوران جنگ سرد Cold war، پس از تحولات ۱۹۸۹ در بلوک شرق، آمریکائیان به ویژه جهوریخواهان ایالات متحده آمریکا را از انگیزه ای که برای مدت چهار دهه، آنها را متحد کرد؛ و در عین حال جاذبه سیاسی قدرتمندی یعنی مخالفت با شوروی سابق و مخالفت با کمونیسم را ارائه می نمود، محروم کرد.

با فروپاشی شوروی «دوران گذار» با دو اراده خود را به نمایش گذاشت. اراده ی معطوف به ایجاد هژمونی که ازرستنگاه ابر قدرت به جای مانده از متن گذشته برمی خاست و اراده ی معطوف به حصول شرایط مناسب برای ایجاد نظم مبتنی بر «همکاری بین المللی» با الگوی کوروپوراتیو که بقیه ی کشورها با برجسته بودن اراده ی کشورهای اروپایی در شاکله ی «اروپای متحد» دنبال می کردند. این الگو مدل جامعه مدنی Civil society را در سطح گسترده ی بین المللی تجویز و آنرا مدلی آرمانی برای نظم نوین جهانی دانست.

طرح آموزه Doctrine برخورد تمدن ها و نظم نوین جهانی از سوی آمریکایی ها، زمینه ذهنی مناسبی را برای تحرک هژمونیک آمریکا در این دوران فراهم می ساخت؛ واقعه ۱۱ سپتامبر شرایط عینی را برای عملیاتی کردن نظم نوین جهانی به تعبیر آمریکایی آن فراهم ساخت. آمریکایی ها با طرح «تروریسم» با تعریفی مبهم از آن در فضای گفتمانی غیر شفاف، به عنوان دشمن استراتژیک آمریکا، به تلاش فزاینده برای جایگزینی «الگوی ارگانیستی با مدل امپراتوری مدرن» در صحنه بین الملل دست یازیدند.

باید به این نکته تأکید داشت که آمریکایی ها مبدع نظم نوین جهانی نیستند. در صورت قبول این القائات که «غرب آمریکایی» باز آفرین نظم نوین جهانی است، نخبگان رسمی و غیر رسمی و شهروندان این کشورها روند حاصل را نتیجه ی تدبیر آگاهانه ی غرب برای توطئه بر علیه خود تفسیر خواهند کرد.«البته طبیعی است که توان مادی برتر و خصلت خود محورانه فرهنگ سیاسی لیبرال دموکراسی غرب، کشورهای داخل در این مجموعه، به ویژه آمریکا را در سوء استفاده فرصت طلبانه از این موقعیت برتر خود مدد خواهد داد. با وجود این، باید توجه داشت که به رغم برتری های نسبی غرب به لحاظ قدرت انطباق دهی با تحول جدید جهانی کردن بازی های سیاسی این نظم خود یک واقعیت جدیدی است که غرب نیز باید خود را با آن هماهنگ کند. لذا شناختن آن برای تنظیم رفتار فردی و کشوری در آن خطه از جهان نیز لازم است. یکی دانستن اشتباه آمیز واقعیت پیدایش جماعت جهانی و لزوم رعایت حقوق بشر با توطئه غرب جهت بهره گیری فرصت طلبانه از این موقعیت، موجب خواهد شد که در شناخت و تجزیه و تحلیل خود «تصوری نادرست از واقعیت» را به جای خود «واقعیت» بنشانیم.»(۴)

در گفتمان آمریکایی، تفاوت بارزی میان سیاست های اعلانی و اعمالی کشورها وجود دارد.شعار نظم نوین داده می شود، ولی به خود محوری امپریالیستی و یا استیلاجویی ملی گرایانه عمل می شود؛ حتی در گفتار و کردار راهبران آمریکا که خود را منادی این نظم می خوانند، این تعارض به خوبی مشهود است. جورج بوش در جلسه مشترک کنگره ی آمریکا در اوت ۱۹۹۲، نظم نوین جهانی را به نحوی تعریف کرد که در آن دنیای سیاست در دو صحنه داخلی و خارجی، حاوی ویژگی هایی چون «آزادی از ترور، تواناتر در تعقیب عدالت، و مطمئن تر در جستجوی صلح» و همچنین آکنده از خوشبختی و «هماهنگی» خواهد بود. حکومت قانون جای حکومت جنگل را خواهد گرفت و مسئولیت تمامی کشورها لحاظ خواهد شد.(۵)امّادر فضایی دیگر، نقیض این مطلب را در عمل و گفتار به نمایش گذارد. در عمل تخریب بی امان عراق و کویت، تغییر حکومت در پاناما؛ و ورود نابهنگام به سوی سومالی نشان داد که بوش درصدد تأمین منافع آمریکا تحت شعار نظم نوین جهانی است. این نیت را وی در موقعیتی دیگر کتمان هم نمی کند و اعلان می دارد که: «من می گویم که یک قرن آمریکایی را در پیش داریم و نظم نوین جهانی منوط و وابسته به رهبری، قدرت و ارزش های آمریکاست.»(۶) این در حالی است که نظم نوین جهانی به تعبیر اروپایی و بر داشت دیگر ملل جهان د رمقام «مقاومت» «و» «ناهمخوانی» در برابر نظم نوین آمریکایی با شاکله ی «پارادایم» گونه ظهور پیدا می کند. نظم نوین در منظر غیر آمریکایی؛ ناشی از بافت متن Co_text و بافت موقعیتی Context of situation خاصّی است. در این دیدگاه، نظم نوین جهانی از پیدایش همزمان دو حرکت متناقض به سوی کلیت جامعه جهانی به عنوان بافت موقعیتی و اهمیت یافتن فردیت انسانی در مقام بافت متن حکایت دارد. از یک سو، نظم نوین جهانی تجّلی افزایش خود مختاری و افزایش توانمندی مستقلانه فرد انسانی در تأثیرگذاری بر تحولات جهانی است. بدین لحاظ، با گسترش نفوذ، کفایت و توانمندی فرد انسانی در مقابل فشارهای، محیطی ناشی از قدرت حکومت های توتالیتر در دولتهای امپراتوری، مسئولیت گریزی رژیم های لیبرال دموکراسی در دولت ملّی، و اثرات ناشی از ملغمه نا هماهنگ رژیم های اقتدارگرا و توتالیتر؛ نقش دولت ها در کنترل و هدایت اجباری فرد در حال فرو ریختن است. در رژیم های لیبرال دموکراسی، دولت ملّی با قبول کم ترین حق دخالت در زندگی فرد و جمع انسانی، صرفا حوزه رفتاری فرد را به صحنه مبادلات اجتماعی در داخل محدود می کرد و تعامل مستقلانه فرد با صحنه خارجی را اجازه نمی داد. در نظم نوین جهانی، فرد انسانی، مسیر قدرت کنترل حکومتهای توتالیتر و اقتدارگرا را معکوس کرده و لجام گسیختگی آن را با همکاری دیگر شهروندان به مهمیز هدایت و کنترل خود در آورده است. انسانهابرای گذار تأثیر خود از سطح محدود دولتهای ملّی، توانمندی لازم را کسب کرده اند.(۷)

رابرت ماندل در کتاب چهره متغیر امنیت ملّی Thechanging face of National security ماهیت دگرگونی موجود در نظام بین الملل از سال ۱۹۸۹ را مورد بررسی قرار داده است. در سطح تحلیل کلان وی به سه مؤلفه ی: ۱)کاهش حاکمیت ملّی ۲)بالا رفتن وابستگی متقابل بین المللی ۳)افزایش کشمکش های پراکنده و بدون نظم، اشاره کرد و سپس در سطح تحلیل خرد شاخصه های تکمیلی برای هر یک از مؤلفه های سه گانه را معین می سازد.(۸) (شکل شماره ۲) به هر تقدیر امروز جهان در عرصه ی گذار قرار دارد.

شکل شماره ۲

دگرگونی چارچوب امنیت ملّی در دوران پس از جنگ سرد

کاهش حاکمیت ملّی

ظهور بازیگران غیر دولتی

نفوذ پذیری مرزهای ملّی

تجزیه ملّت ها

خود اتکایی کمتر در سطح ملّی

گسترش تکنولوژی

پخش قدرت

بالا رفتن وابستگی متقابل بین المللی

حرکت از نظام دو قطبی به چند قطبی

افزایش موج منطقه گرایی

یکسان شدن سلیقه ها و فن آوری

استاندارد شدن سیستم های تسلیحاتی

افزایش مهاجرت

گسترش دموکراسی و سرمایه داری

افزایش کشمکش های پراکنده و بدون نظم

وقوع کمتر جنگ های سازمان یافته در سطح کلان

کاهش برخوردهای ایدئولوژیکی و ارضی

شکست باز دارندگی

افزایش منازعات قومی

افزایش کشمکش های غیر سنتی کم شدت

افزایش تنش های مشهود فروملّی و فراملّی

یک سوی این جغرافیای دگرگونی، مشخص است. نظام دو قطبی فرو ریخته است. الگوی ارگانیستی با مدل امپراتوری و الگوی مکانیک اتمی نیوتنی با مدل نظم وستفالیایی بر هم پاشیده است. دیگر سطوح فعالیت، تنها در سه سطح کلاسیک فروملّی، ملّی و فراملّی قرار نداده دو سطح میان فروملّی و میان فراملّی در پرتو ظهور، گسترش و قدرت گیری بازیگران غیر دولتی به محیط بازی افزوده شده و بازیگران دیگری را با شخصیت حقوقی متفاوت و بستر گفتمانی دیگری به جهان معرفی نموده است. رابرت ماندل معتقد است: «اشکال جدید، پیچیده و مبهم نفوذ متقابل، باعث آشفتگی هر چه بیشتر توده ها و حتی گاهی بروز احساس آسیب پذیری ترسناک، در آنها، شده است .(۹)این در حالی است که سوی دیگر این جغرافیای دگرگونی تا حدود قابل توجهی مبهم و غیر شفاف ولی قابل پیش بینی است.

نظریه آشوب و آینده نظام بین الملل:

هزیود Hesiod در منظومه ی پیدایش خدایان Theogony را سرود، در این اثر که مجموعه ای است کیهان شناختی، می سراید: «نخست آشوب به وجود آمد» و سپس زمین و هر آنچه پایدار است. به نظر می رسد در این دیدگاه آشوب مقدم بر نظم است و به بیان دیگر نظم از درون بی نظمی بر می خیزد.

اکنون نیز، بی نظمی موجود در انتظار نظم است. اما نظمی که در پرتو پذیرش «آشوب» قابل حصول خواهد بود؛ نظمی که با الگوها و مدل های دیگر متفاوت است. چرایی این موضوع را باید در ابعاد گوناگون جستجوگر شد. نخستین حوزه ای که باید به آن توجّه نمود، نوآوری های آینده، در سه مقوله ی پایه و ترکیباتی از آنهاست. این سه مقوله عبارتند از: فناوری اطلاعات، فناوری زیستی و میکرو الکترومکانیک (MEM) .

اگر هزاره ای را که در آستانه پیوستن به تاریخ است، به عنوان دورانی می شناسیم که بشر در آن برای نخستین بار به فضای سیاره ای خود پی برد، سده ایی که در آغاز آن قرار گرفته ایم یعنی قرن ۲۱ میلادی را می توان قرنی دانست که در آن انسانیت بالقوه به ارتباط کامل در زمان حقیقی دست خواهد یافت. ما شاهد آن چیزی خواهیم بود که آنرا فرانسیس کایرانکراس «مرگ فاصله» خوانده اند.(۱۰) فناوری اطلاعات گسترده ای از پیرامون ما را، هم از لحاظ وسایل و هم از لحاظ ارتباط با سایر افراد، تعاملی خواهد ساخت.

این در حالی است که پیش بینی های موجود نشان می دهد تحولات پیشاروی ما در عرصه ی فناورهای زیستی در دهه ی آینده حتی از نوآوری های اطلاعاتی، شگفت انگیزتر خواهند بود. توانمندی های آینده، بنابر ملاک ها و معیارهای امروزی، تکاندهنده خواهند بود، چنانکه اگر امروز خود را در پنجاه سال قبل قرار دهیم و به فن آوری های امروزی بنگریم، مبهوت خواهیم بود. مهندسی ژنتیک، در صورت جلوگیری نکردن دولت ها و یا عدم موفقیت تلاشهای آنها، گزینش جنسیت و صفات خاص را در نوزادان امکان پذیر خواهد ساخت. همانندسازی اندام های انسان ممکن و در مواردی رایج خواهد شد. شبیه سازی انسان ها شکل جدی تری خواهد پذیرفت و فناوری کشت سلولی می تواند امکان درمان بسیاری از بیماری های مزمن و حاد عصبی را فراهم سازد.

در آینده ی نه چندان دور با وسایل میکروالکترومکانیکی آشنا خواهیم شد؛ که در آن حسگرها، فرستنده ها، گیرنده ها یا فعال کننده هایی که وسایل مکانیکی را به کار می اندازند، به اندازه ی یک ترانزیستور کوچک شده اند. اکنون زیست تقلیدی Bio_Mimicry در انقلاب نانوتکنولوژی یا فناوری های حساس آشکار گشته است و ابزار و وسایل با بهره گیری از روش های ساخت مولکولی مشابه با آنچه در اندام انسان انجام می پذیرد، تولید می شوند. به گفته اریک درکسلر از بنیانگذاران نانوتکنولوژی در این فرایند دستگاه و ابزار آفرینش برای تغییر دادن ابزار و وسایلی که از آنها استفاده می کنیم به کار گرفته خواهد شد.(۱۱)

آنچه در اینجا اهمیت دارد، تأثیرات اجتماعی و سیاسی ابزار ابداعی است و نه خود آن وسایل و در اینجاست که آینده مبهم می شوند. به نظر می آید که اگر معادله اصلی قدرت را Hp یعنی انسان به عنوان «پایه ی قدرت» و ابزار و وسایل و فن آوری های گوناگون در حوزه های مختلف را در مقام «نمای قدرت» در نظر آوریم.(۱۲) فن آوری های زیستی، «پایه ی قدرت» را تقویت خواهد نمود، و فن آوری های اطلاعاتی و میکروالکترومکانیک در افزایش توانایی او و ایجاد انقلاب در ابزار و وسایلی که از آن استفاده می کنند، «نمای قدرت» را افزایش خواهند بخشید.

در آینده بیش از اکنون و بیش از هر مسئله ای، روند همگرایی نظام اقتصادی جهان اهمیت خواهد یافت. زیرا این همگرایی بر توزیع جهانی قدرت اقتصادی و سیاسی و در نهایت نظامی تأثیر گذار خواهد بود. اهمیت اقتصاد تا جایی پیش رفته است که امروز مفهوم ژئواکونومیک در صدر مفاهیم استراتژیک قرار گرفته است. فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی آینده نیز در پرتو پویایی پیشاروی ما ، توفانی به نظر می رسد. چنین وضعیتی، آینده ایی غیرقابل کنترل را به نمایش می گذارد. جهانی که در عین تعین پذیر deterministic بودن، بی نظم، پیچیده و غیرقابل پیش بینی به نظر می رسد؛ و این همان چیزی است که تئوری آشوب Chaos theory به آن تأکید دارد. آشوب جهانی را می نمایاند که، در عین تعین پذیر بودن و پیروی از قوانین اساسی فیزیک ممکن است بی نظم، پیچیده و غیرقابل پیش بینی نیز باشد. آشوب نشان می دهد که قابل پیش بینی بودن Predictability پدیده ی نادری است که تنها در محدوده ی قیودی که علم از دل چندگانگی پر بار جهان، پیچیده ی ما بیرون کشیده است، عمل می کند. آشوب نشان می دهد که برای درک ما از آینده و پیش بینی آن، در همه سطوح و در کلیه درجات پیچیدگی، محدودیتهای ذاتی وجود دارد.

آشوب زمانی رخ می دهد که چیزی تغییر می کند و با توجّه به اینکه آینده «مهندسی تغییر تغییرات »است؛ «آشوب» امری دائمی خواهد بود.«دوره های تناوب» در آینده بسیار کم رنگ خواهند بود. یک دوره تناوب، فاصله زمانی ای است که با بروز شرایط یا رخدادی خاص مشخص می گردد. در یک سیستم تناوبی، یک متغیر، پس از سپری شدن یک فاصله ی زمانی ثابت، رفتار گذشته خود را عینا تکرار می کند. این در حالی است که رفتار غیرتناوبی، هنگامی بروز می کندکه بر وضعیت سیستم اثر می گذارند؛ و به طور منظم تکرار نمی شوند. زمانی که رفتار غیر تناوبی پیچیده جلوه نماید. هرگز تکرار نشود و اثر هر اختلال کوچک سیستم در آن نمایان شود؛ پیش بینی های دقیق را نا ممکن سازد و باعث شود که هر مقدار اندازه گیری شده، تصادفی به نظر آید؛ «رفتار غیر تناوبی ناپایدار» به وجود می آید. دنیای آینده مملو از چنین رفتارهایی می نماید.

به این ترتیب، به بیان ساده، آشوب عبارت است از بروز رخدادهای غیر تناوبی و به ظاهر تصادفی در یک سیستم تعین پذیر. در آشوب نظم هست و در نظم آشوب نهفته است. نظم در آشوب ناشی از تناوب رویدادها نیست، بلکه مبین تقارن رویدادهاست. خصیصه بارز سیستم آشوبی، وابستگی حساس آنها به شرایط اولیه است. در این سیستم ها، تغییرات بی نهایت کوچک اولیه به تغییرات بزرگتر بعدی می انجامد، این رفتار را «امضای آشوب» می نامند.

آنچه که در آغاز به آن اشاره شد، در آستانه قرن ۲۱ میلادی، «امضای آشوب» است.

به همین جهت نظمی کورپوراتیو یا تلفیقی راطلب می کند که نه با مدل «جامعه مدنی» بلکه با مدل «جامعه ی آشوبی» عمل نماید. سرعت تغییر و تحولات و عوامل ساده ولی در عین حال پیچیده ی ناظر بر دنیای فردا، در امروز، نمایانگر تغییرات بزرگ در آینده است. حال در آستانه ی چنین تغییر و تحول بزرگی، ایران اسلامی چه آینده ایی را فراسوی خویش ترسیم نموده است؟

پاسخ به این پرسش مشکل به نظر می رسد؛ امّا در عین غامض بودن، گزاره هایی نه چندان پیچیده را فرا روی ما باز می گشاید. اجازه می خواهم در اینجا تا از یک گزاره ی نقلی از امامان معصوم (ع) آغاز کنم: معصوم (ع) می فرمایند: خدا رحمت کند آنکه خود را شناخت. دانست در کجا قرار دارد و به کجا می خواهد برود. از منظر بُنوا ماندِ لبُرت متولد ۱۹۲۴ که یک فیزیکدان و ریاضی دان فرانسوی و لهستانی الاصل است: «… آنچه مشاهده می کنیم، بستگی به این دارد که

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.