اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیعت یا انتخابات / تأملی در مقاله (بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 56
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت یا انتخابات / تأملی در مقاله (بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی) شامل 101 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت یا انتخابات / تأملی در مقاله (بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل بیعت یا انتخابات / تأملی در مقاله (بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت یا انتخابات / تأملی در مقاله (بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت یا انتخابات / تأملی در مقاله (بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بیعت یا انتخابات / تأملی در مقاله (بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیعت یا انتخابات / تأملی در مقاله (بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی) :
در شماره سوم مجله(حکومت اسلامی) مقاله ای درباره(بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی) به چاپ رسیده است, به لحاظ اهمیت این بحث در زمان حاضر بر آن شدیم تا نکاتی را در مورد آن متذکر شویم.
قبل از پرداختن به مطالب آن مقاله لازم می دانم از نگارنده محترم, که در گرد آوری و تنظیم مطالب زحمت زیادی کشیده اند, تشکر کنم. وارد شدن در این گونه بحث ها به دلیل بی سابقه بودن و عدم دسترسی به الگو و مدل, مشکل تر از پرداختن به سایر مباحث است. بر همین اساس بحث هایی که ارائه می شود تا رسیدن به کمال مطلوب فاصله زیادی دارد, لذا نقد نظریات ارائه شده از ارزش کار نویسنده نمی کاهد; به ویژه این که نگارنده محترم در تبیین مفهوم بیعت و بیان اقسام آن تتبّع بسیاری کرده اند.
تعریف بیعت
نگارنده محترم پس از نقل نظرِ صاحب کتاب(دراسات فی ولایه الفقیه) که حقیقت بیعت و بیع(معامله تجاری) را یکسان می داند, می گوید:
(اگر واقعاً بیعت به تمام معنا و به تعبیر صاحب نظریه همانند بیع است, باید تمام احکام فسخ و خیارات نیز بر بیعت جاری باشد, در حالی که طبق روایات علوی بیعت قابل فسخ نیست.)۱
اشکال فوق بر این نظریه وارد نیست, زیرا منافاتی ندارد که بیعت و بیع در حقیقت و ماهیت با هم مشترک باشند و با این حال نزد شارع و عقلا هر کدام احکام مخصوص به خود را داشته باشند. همان گونه که بیع نیز دارای اقسام و اصناف مختلفی است و هر یک از آن ها احکام ویژه ای دارد و چنین نیست که تمام اصناف آن در همه احکام و آثار یکسان باشند; به عنوان مثال(خیار حیوان) اختصاص به معامله حیوان دارد و در سایر اقسام بیع جاری نیست یا(ربا) در معامله (معدود) اشکال ندارد و فقط در بیعِ(مکیل و موزون) حرام است و بیع(صرف و سلم) نیز دارای احکام مخصوصی است.
نویسنده مقاله پس از بیان چند نظریه درباره حقیقت بیعت می فرماید:
(آن چه همه این دانش مندان بدان توافق دارند این است که بیعت از مقوله(تعهد) است و طبعاً مشمول(اوفو بالعقود) و لازم الاجرا است. اما در این که به وسیله انشا, انعقاد ولایت و امامت می شود یا خیر, دو نظریه اول جواب مثبت می دهد و دو نظریه اخیر جواب منفی می دهد.)۲
باید گفت دو نظریه اخیر ایجاد ولایت و امامت را به وسیله(انشا) نفی نمی کنند و نسبت به طریق ایجاد آن در خارج ساکت هستند. بلکه می توان گفت آن ها نیز تلویحاً به نیاز بیعت به انشا اشاره دارند, زیرا بیعت نوعی تعهد است و ایجاد این تعهد بین دو طرف در خارج نیازمند وسیله ای است که به وسیله آن انشا و ایجاد شود. بنابر این دست دادن یا اخذ رأی وسیله ایجاد و انشای(تعهد) است.
مراتب و محدوده بیعت
محقق ارجمند تحت عنوان(مراتب بیعت) به اقسام بیعت از جهت حدود و شرایطی که در آن قرار داده می شود, اشاره می کند و اقسامی از بیعت را بر می شمارد که در آن ها بیعت کننده به اطاعت و فرمان برداری از بیعت شونده در محدوده خاص و طبق شرایط معینی متعهد شده است و به بیان دیگر بیعت کننده به اطاعت مشروط و مقید متعهد شده است.
آن گاه به سخن برخی از مفسران و فقها اشاره می کند که می فرماید:
(گاه در ضمن بیعت شرایط و حدودی برای آن قرار می دادند.)۳
این, سخنِ حقّی است که از آن استفاده می شود بیعت می تواند با شرایط و محدوده خاصی انجام گیرد. بنابراین اطاعت از ولی فقیه می تواند به حدودی مثل زمان معین یا اطاعت در محدوده قانون اساسی و یا… مقید و محدود گردد.
مؤید این مطلب, پیمان عقبه دوم است که در آن, انصار متعهد شدند که در مدینه در مقابل هجوم دشمنان اسلام از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) دفاع کنند و هیچ تعهدی در مورد حمایت پیامبر(ص) در حرکت های تهاجمی آن حضرت نداشتند. بر این اساس پیامبر(ص) قبل از جنگ بدر در هیچ حرکت نظامی از انصار استفاده نکرد و نیز قبل از شروع جنگ بدر برای جلب موافقت آنان در جنگ با قریش با اصحاب خویش به مشورت پرداخت.۴
شیوه های بیعت
(نگارنده بر این باور است که بیعت به گونه های مختلف قابل تحقق است, که یکی از آن شیوه ها اخذ رأی و انتخابات است.)۵(هرچند او از این نظر در صفحات آینده عدول خواهد کرد).
از سخنان آیهالله سبحانی چنین استفاده می شود که بیعت لزوماً به شیوه و طریق مخصوصی انجام می شود و هرگونه انتخاب و مراجعه به آرای عمومی برای تعیین رهبر را نمی توان بیعت نام نهاد ایشان می فرمایند:
(برخی در انعقاد امامت برای امام خصوص(بیعت) را شرط اساسی می دانند و علت گزینش این نظر دو چیز است… ولی هیچ کدام از این دو دلیل نمی تواند لزوم خصوصی(بیعت) را ثابت کند, جز این که بیعت یکی از طرق کشف رضایت عمومی است, بلکه تنها رضایت توده مردم, و گزینش امام از طریق مراجعه به آرای عمومی کافی است.)۶
ولی چنان چه نویسنده مقاله فرموده اند از شواهد تاریخی که به تعدای از آن ها در متن مقاله اشاره شده چنین بر می آید که حقیقت بیعت, انتخاب رهبر و حاکم از سوی مردم است, به هر شکل که انجام شود: خواه به شکل رأی گیری و انتخابات باشد چنان چه در زمان حاضر مرسوم است یا با دست دادن و غیر آن. به دلیل این که بیعت در زمان پیامبر(ص) و امامان(ع) به یک شکل خاص انجام نمی شده است. اما سخن امام رضا(ع) که در جریان بیعت با او در مسئله ولایت عهدی فرمودند:(همه کسانی که با ما بیعت کردند, به جای عقد بیعت آن را فسخ کردند, مگر این جوان که عقد بیعت نمود.)۷ این سخن به شکل خاصی از بیعت که در آن زمان مرسوم بود, اشاره دارد, نه این که بیعت باید لزوماً به شکل خاصی انجام شود.
بر فرض این که به شیوه خاصی از انتخاب حاکم, بیعت گفته شود, اثری در این بحث ندارد, زیرا ادله ای که نقش بیعت را در مشروعیت حکومت اسلامی اثبات می کند, دایر مدار لفظ بیعت نیست تا به بحث درباره آن نیاز باشد, بلکه مقتضای ادله, دخالت رأی مردم در مشروعیت حکومت اسلامی است که به آن ها اشاره خواهد گردید.
بیعت زنان
محقق گرامی در بحثِ(بیعت در قرآن) پس از نقل آیه:
(یا ایها النبی اذا جاءک المؤمنات یبایعنک علی ان لایشرکن بالله شیئاً ولایسرقن و لایزنین و لایقتلن اولادهنّ ولایأتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن وارجلهن ولایعصینک فی معروف فبایعهن;۸ ای پیامبر, هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند, دزدی نکنند, آلوده به زنا نشوند, فرزندان خود را نکشند, تهمت و افتراء نیاورند و در هیچ کار شایسته ای با تو مخالفت نکنند با آن ها بیعت کن.)
می فرماید:
(از این بیعت به خوبی روشن می شود که اسلام همان گونه که برای مردان حقوق و شخصیت قائل است برای زنان نیز به عنوان نیمی از جامعه انسانی ارزش قائل است و این بدان معنا است که در جامعه اسلامی زنان دوشادوش مردان در امور سیاسی, اجتماعی و … نقش دارند.)۹
نکته ای که تذکر آن لازم است این که آیه فوق, فقط متذکّرِ تعهد زنانِ مؤمن بر ترک کارهای ناپسندی است که در آن زمان, بین زنان مرسوم بوده است. و از آن استفاده نمی شود که زنان دوشادوش مردان در امور سیاسی, اجتماعی و… نقش دارند و صرف شرکت در بیعت نیز گویای نقش آن ها در امور سیاسی و اجتماعی و… نیست. چه این که به اعتراف نگارنده, این بیعت از نوع بیعت اطاعت است و اموری از قبیل اعتقادات و اخلاق و حقوق را در بر می گیرد.
بیعت, برای کارآمدی یا مشروعیت
نگارنده محترم در این قسمت به تناقض و تهافت گرفتار شده است. او در ابتدای این بحث می فرماید:
(آن ها نمی خواستند با این بیعت ها به ریاست و زعامت پیامبر(ص) اعتراف کنند…).
آن گاه پس از حدود یک سطر می گوید:
(تنها نقشی که این بیعت ها می تواند داشته باشد, اظهار علامت و نشانه اعتراف به زعامت آن حضرت و تأکید عملی به التزام به لوازم ایمان است.)
و سرانجام در پایان چنین می گوید:
(از این رو هر کسی که به وی ایمان می آورد به همه مسئولیت ها و مقامات وی نیز معترف می شود و هیچ نیازی به بیعت ندارد)۱۰
روشن نیست که آیا مقصود نویسنده این است که بیعت با پیامبر(ص) هیچ اثری ندارد, چنان چه جمله سوم و اول گویای آن است, یا این که بیعت اعتراف به زعامت حضرت است, که از جمله دوم استفاده می شود.
باید گفت که هرچند یکی از لوازم ایمان به پیامبر(ص) ایمان و اعتراف به واجب بودن اطاعت او است, زیرا ایمان به او یعنی ایمان به این که او از طرف خدا است, آن چه از طرف خدا برای هدایت مردم بیان می کند حق است و اطاعات آن حضرت بر همه مسلمانان لازم و واجب است. ولی باید توجه داشت که تصدیق و اعتراف به وجوب اطاعت او غیر از اطاعت از آن حضرت در مرحله عمل است. چه این که عصیان و مخالفت با آن حضرت در مرحله عمل با اعتراف به لزوم اطاعت او موجب کفر نیست در صورتی که انکار لزوم اطاعت او که بازگشت به انکار رسالت دارد مستلزم کفر است.
بیعت, اعتراف به لزوم اطاعت حضرت نیست تا از لوازم ایمان به پیامبراکرم(ص) باشد و با وجود ایمان به او نیازی به آن نباشد, بلکه بیعت تعهد به اطاعت و پیروی از او در مرحله عمل است. شاهد آن هم این که هیچ یک از فقها نقضِ بیعت را موجب کفر و ارتداد ندانسته اند در حالی که اگر بیعت همان اعتراف به لزوم اطاعت بود باید نقضِ بیعت مستلزم کفر باشد. هرگز شنیده نشده که فقیهی مسلمانانی را که در جنگ احد فرار کردند, مرّتد به حساب آورد.
بیعت با پیامبر اکرم(ص) هیچ نقشی در مشروعیت زعامت و رهبری آن حضرت ندارد. چه این که مشروعیت زعامت پیامبر(ص) از جانب خداست, بلکه صرفاً نقش کارآمدی و زمینه سازی تحقق خارجی حکومت آن حضرت را عهده دار است.
بیعت خلفا
در ذیل عنوان بیعتِ خلفا آمده است:
(اما حقیقت این است که بیعت نمی تواند تنها دلیل تعیین و نصب رهبر و امام باشد, زیرا اگر چنین بود می بایست در احادیث نبوی بدان تصریح و یا دست کم بدان اشاره می شد; یعنی به فرض که پیامبر(ص) امامان بعد از خود را معرفی نکرده بود می بایست می فرمود که خلیفه بعد از من به وسیله بیعت مردم معین می شود.)۱۱
بر فرض این که پیامبر بزرگوار اسلام(ص) شخصی را برای رهبری پس از خود معرفی نکرده باشد و به روش تعیین حاکم در اسلام در احادیث نبوی(ص) نیز هیچ اشاره ای نشده باشد; از سکوت پیامبر(ص) استفاده می شود که تعیین رهبری در اسلام, هیچ حکم الزامی ندارد و این مسئله از اموری است که خداوند متعال مسلمانان را در آن آزاد گذاشته است که به هر طریق که خواستند برای خود حاکم و رهبر تعیین کنند, که یکی از آن راه ها بیعت خواهد بود. بنابر این مشروعیت آن نیازی به دلیل ندارد, به بیان دیگر, بنا و سیره عملیِ عقلا قبل از اسلام, تعیین حاکم از طریق بیعت بوده است و پیامبر اکرم(ص) بر فرض سکوت, با سکوت خود این بنا و سیره را امضا نموده است. پس عدم ارائه راه جدید در مسئله تعیین رهبری در اسلام به منزله تأیید و امضای روش عقلا در این مورد است.
و به بیان سوم, بر فرض عدم تعیین امام در اسلام, بیعت تعهد و عقدی است که بین مسلمانان و خلیفه منعقد می شود و به مقتضای(افوا بالعقود) التزام و عمل به آن لازم و واجب است. زیرا, بنابراین فرض, هیچ دلیلی بر خلاف شرع بودن آن نیست.
نقش بیعت در حکومت معصومان(ع)
در بخشی از مقاله, پس از اشاره به نظریات مختلف درباره نقش بیعت در حکومت معصومان(ع) آمده است:
(حضور مردم و بیعت با آن حضرت زمینه را فراهم کرد تا حضرت بتواند امامتی که حق اوست و ولایتی که دارد اعمال نماید.)۱۲
لازم به یادآوری است که بر طبق عقیده شیعه و آن چه بر اساس تاریخ و روایات متواتر, قطعی و مسلم است, جانشینان پیامبر اکرم(ص) به وسیله خدا برای رهبری و هدایت جامعه اسلامی در همه زمینه ها انتخاب شده اند و پیامبراسلام(ص) در موارد متعدد فرمان خدا را در زمینه ولایت و خلافت حضرت علی(ع) به مسلمانان ابلاغ فرمود, که از همه مهم تر در روز غدیرخم بود. بنابر این, بیعت و انتخاب مردم هیچ نقشی در مشروعیت امامت و ولایت امامان معصوم(ع) ندارد. آن ها رهبر و زعیم واقعی و برحق مسلمانان اند, چه مردم آن ها را بپذیرند یا نپذیرند. ولی همان گونه که خداوند متعال در احکام و تکالیف شرعی, کسی را تکویناً به انجام آن ها مجبور نمی کند و فقط در مقام تشریع و قانون گذاری چیزهایی را واجب و کارهایی را حرام می کند و مردم با اختیار کامل موظف به انجام آن ها هستند; حکومت نیز چنین است. خداوند متعال فقط به بیانِ وظیفه مسلمانان در امر حکومت اکتفا کرده است و آن ها هستند که باید با اختیار کامل به اطاعت رهبر منصوب از طرف خدا گردن نهند.
بنابر این در صورت نپذیرفتن رهبری او, حکومت شرعی تحقق نمی یابد. از این رو مهم ترین نقش بیعت در مورد امامان معصوم(ع) کارآمدی و تحقق حکومت آن بزرگان است.
ولی با دقت در روایات شاید بتوان گفت: نقش بیعت در مورد امامان معصوم(ع) به نقش کارآمدی و تحقق حکومت خلاصه نمی شود و بیعت حتی در مورد امامان معصوم(ع) نقش مهم تری ایفا می کند.
توضیح این که: در مرحله ثبوت محال نیست که تصور کنیم خداوند متعال امامان معصوم(ع) را برای رهبری جامعه منصوب کرده باشد و مردم موظف به اطاعت و حمایت از آنان باشند. ولی با همه این اوصاف اِعمال ولایت از طرف امام(ع) منوط به خواست و رضایت اکثریت جامعه اسلامی باشد و برای او اعمال ولایت با زور و جبر جایز نباشد. بر این اساس اگر مردم با امام(ع) بیعت نکنند و رهبری او را نپذیرند هر چند ضرری به ولایت او نمی زند و مردم نیز گناه کار هستند ولی امام(ع) نیز موظف به اعمال ولایت با جبر نیست و فقط وظیفه دارد که مردم را ارشاد و راهنمایی و تبلیغ کند, تا مردم به او روی آورند و زمینه تشکیل حکومت فراهم آید.
بنابر این احتمال, بیعت نقشی فراتر از کارآمدی در حکومت معصوم(ع) ایفا می کند و حکومت اسلامی شرعاً مشروط به خواست مردم می شود, هر چند مشروعیت رهبر از جانب خداست نه از سوی مردم.
امیرمؤمنان علی(ع) نامه ای نوشته بود و فرمان داران خود را موظف کرده بود که در هر جمعه آن را بر مردم بخوانند, قسمتی از آن نامه این است:
(وقد کان رسول اللّه عهد الی عهداً فقال یابن ابی طالب لک ولاء امتی فان ولّوک فی عافیه و اجمعوا علیک بالرضا فقم فی امرهم و ان اختلفوا علیک فدعهم و ما هم فیه فان الله سیجعل لک مخرجاً;پیامبر خدا با من پیمانی بست و فرمود: ای پسر ابوطالب, پیشوایی و رهبری امت من در حقیقت از آن توست[زیرا از همه افراد سزاوارتری] اگر مردم بدون نزاع ولایت تو را پذیرفتند در امر حکومت قیام کن و اگر درباره تو اختلاف کردند, آنان را به حال خود واگذار, خدا هم برای تو راه نجاتی قرار می دهد.)۱۳
نقضِ بیعت
نگارنده محترم بر این باور است که فسخ و نقضِ بیعت جایز نیست, ظاهر سخن ایشان این است که فسخ بیعت از هر دو طرف بیعت کننده و بیعت شونده جایز نیست.
کلام ایشان در ص۱۸۲ نیز چنین ظهوری دارد و شاید به همین جهت باشد که وقتی برداشتن بیعت امام حسین(ع) در شب عاشورا را نقل می کند می گوید:
(البته بیعت جهاد را از آن ها برداشت نه بیعت امامت و اطاعت را.)۱۴
مسلم است که نقضِ بیعت از طرف بیعت کنندگان جایز نیست; به بیان دیگر, بیعت از طرف بیعت کنندگان, عقدِ لازم است, ولی در مورد فسخ بیعت از طرف بیعت شونده, با مراجعه به تاریخ می توان گفت فسخ بیعت از طرف او اشکال ندارد. در روایتی از امام صادق آمده که پیامبر(ص) در جنگ احد به(ابودجانه) فرمود: (بیعت خود را از تو برداشتم).۱۵
و نیز همان گونه که در متن آمده امام حسین(ع) شب عاشورا بیعت خود را از یاران خود برداشت و این که به بیعت جهاد تفسیر شود, دلیلی بر آن نیست, زیرا بیعتی که امام حسین(ع) از یاران خود گرفته بود بیعت رهبری و امامت بود, که وقتی شرایط تغییر کرد و امکان تشکیل حکومت از بین رفت حضرت بیعت خود را از آنان برداشت.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
