خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخبار دانشگاه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخبار دانشگاه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
21دقیقه
51ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شواهد معرفت شناختی(۱) :

تاریخ دریافت: ۲۵/۴/۸۱تاریخ تأیید: ۱۲/۶/۸۱  
چکیده:
کواین حوزه پیش بینی و آزمون را برای تحقیق برمی گزیند. در بحث شواهد (Evidence) می گوید: که تشکیل نظامهای نظری از تحریک حواس شروع می شود که آن، جملات مشاهده ای (observation sentences) را به ما القا می کند. از آنها گزارهای مطلقه مشاهده ای (observation categoricals) استنتاج می شود. آزمون بر اساس این گزاره هاست.
او می گوید که معتقد به یقین علمی دکارتی (Cartesian sceintific certainty) نیست، و بعد به نظریه معرفت شناسی با قرائت طبیعی (naturalized epistemology) خودش به عنوان راه جایگزین اشاره ای می کند. ۱ تحریک و پیش بینی
ما در طی نسلها با خلاقیت جمعی و رشد یابنده خود، نظریه نظاممند از دنیای خارج را، از طریق تأثیرات بر روی سطوح حسیمان، منعکس کرده ایم. نظام، در پیش بینی دریافتهای حسی آینده موفق بوده است. ما چگونه این کار را انجام داده ایم؟
علم عصب شناسی، نماهای جدید ناآشنایی را از آنچه که در فاصله بین تحریک و ادراک می گذرد بر ما عرضه می کند. برای گفتن چیزی درباره مسیر از ادراک تا پیش بینی، تعمیم و نظام مندی، ممکن است به روانشناسی، بویژه روانشناسی زبان رجوع شود. ژنتیک تکاملی، نور بیشتری بر موضوعهای اخیر تابانده است که برآوردی از معیارهای شباهت که مبنای تعمیم بخشی و در نتیجه انتظارات ما را تشکیل می دهند بدست می دهد. همچنین تأمل برانگیزی خلاقیت علمی، از طریق نقل حوادث جالب، با تاریخ علم جلوه می یابد.
در میان این کلاف سر درگم، روابط بین تحریک حسی و نظریه علمی مان درباره جهان، بخشی وجود دارد که با رضایت خاطر می توانیم آن را جدا کرده و بدون پرداختن به عصب شناسی، روانشناسی، روانشناسی زبان، ژنتیک و تاریخ توضیح دهیم. این، آن بخشی است که در آن، نظریه با پیش بینی آزموده می شود. این، نسبتِ پشتیبانی شواهد است، و چارچوب و محورهای آن را می توان از طریق کمّی، بیش از تحلیل منطقی ارائه نمود.
این گونه نیست که پیش بینی، هدف اصلی علم باشد. یکی از اهداف عمده، فهمیدن است. هدف عمده دیگر نظارت و تعدیل محیط است. پیش بینی هم می تواند یک هدف باشد، ولی نکته ای که اکنون می خواهم مطرح کنم این است که پیش بینی، آزمون نظریه است، هدف هر چه می خواهد باشد.
این که می گوییم شواهد علم و آنچه که پیش بینی می کنیم مشاهدات است، کاربردی معمولی است. اما مفهوم مشاهده برای تحلیل، مفهومی مشکلزا است، اگر چه وضوح بخشی، با تغییر جهتی به طرف اشیاء و حوادث قابل مشاهده، دنبال شده است. ولی بین آنها و اطلاعات دریافتی بی واسطه ما از دنیای خارج، که تقریباً بکاراندازی گیرنده های حسی ماست، شکافی برقرار است. من با پذیرش خود بکاراندازی یا تحریک، تمام اینها را میان بر زده ام، و به این ترتیب شاید به گونه ای شگفت انگیز از پیش بینی تحریک سخن گفته ام. منظور من از تحریکی که در یک موقعیت داده شده توسط فاعل شناسا تجربه می شود، فقط مجموعه منظمِ زمانیِ تمام تحریکهای دریافت کننده های خارجی اوست که در آن موقعیت بکار می افتد.
به این ترتیب، مشاهده به عنوان یک مفهوم فنی، کنار می رود. شواهد هم، اگر مشاهدات باشند، همین وضع را دارند. ما می توانیم به مسأله شواهد برای علم بپردازیم بدون این که از آنها به عنوان یک واژه فنی کمک بگیریم. در عوض می توانیم با مفهوم جملات مشاهده ای، کارمان را ادامه دهیم. ۲ جملات مشاهده ای
پیش از این در صدد بررسی تکیه گاه شواهد علم بودیم. اکنون آن تکیه گاه با هر اسمی به عنوان ارتباط بین تحریک و نظریه علمی لحاظ می گردد. نظریه از جملات تشکیل می شود، یا این که در قالب آنها ارائه می شود؛ و منطق ، جملات را به جملات مرتبط می کند. پس آنچه ما به عنوان حلقه های اولیه در آن زنجیره های متصل شونده نیاز داریم، جملاتی است که مستقیماً و مستحکم با تحریکهایمان مرتبطند . هر کدام از این جملات باید بطور ایجابی با سلسله ای از تحریکات ما و بطور سلبی با سلسله ای دیگر مرتبط باشند. جمله، باید اثبات یا نفی فاعل را، در موقعیت تحریک در سلسله مناسب، بدون تحقیق بیشتر و مستقل از آنچه که ممکن است، او در آن زمان با آن درگیر باشد، با وضوح حکم کند. لازمه دیگر، وضعیت بین الاذهانی است: برخلاف گزارشی از احساس، جمله باید از طرف همه شاهدان صلاحیتدار زبانی موقعیت حکم یکسانی را بدهد.
من آنها را جملات مشاهده ای می نامم. به عنوان مثال جمله های: «باران می آید»، «هوا دارد سرد می شود» و «آن یک خرگوش است» برخلافِ «انسانها جاودانند»، جملات موقعیتی هستند که در بعضی مواقع صادقند، و در بعضی مواقع کاذب. بعضی وقتها باران می آید، بعضی وقتها نمی آید. پس بطور خلاصه، جمله مشاهده ای جمله ای موقعیتی است که در آن متکلمین زبان می توانند بلافاصله در شهادت به موقعیت، موافقت کنند. برای آگاهی بیشتر به فصل ۱۵ مراجعه شود.
مشاهده ای بودن در مرزهایش مبهم است. در آمادگی فردی برای اثبات درجاتی هست. آنچه که برای یک جمله مشاهده ای، مانند: «آن یک غاز است» در نظر بوده است، ممکن است در کمال تعجب در نظر خود فاعل شناسا، هنگام برخورد به نوعی سیاه، او را مردد باقی بگذارد. او ممکن است، مجبور باشد به عرف متشبث شود که در مورد کاربرد لغتش به توافقی برسد. بنابراین ما نیاز خواهیم داشت که هر از چندگاه، ناهمگونی رفتار انسانی را به خودمان یادآوری کنیم، ولی در ضمن، وضوح را با گرایش به مرزها تشویق می کنیم.
طیف تحریکات مرتبط با یک جمله مشاهده ای، بطور اثباتی یا سلبی را، من «معنای محرکِ» اثباتی یا سلبی آن برای گوینده خاص می نامم. هر کدام از تحریکات، با این تعریف، فراگیر است: آن، مجموعه تمام گیرنده های خارجی تحریک شده است، نه فقط آنهایی که باعث آشکار شدن رفتار شدند. به این دلیل، تحریکات واقع شده در یک معنای محرک بطور وسیعی در تأثیرات غیر مؤثّرشان متفاوت خواهند بود، ولی در حوزه تأثیرات مؤثّرشان باید، توسط روشناییهای فاعل شناسا، از بعضی جهات، با هم مشابه باشند؛(۴) مشابه، یعنی، در بروز دادنِ رفتارِ مشابه. این که او، به همه آنها عنوان جمله مشاهده ای یکسان می دهد، خودش موردی از رفتار بروز داده مشابه است.
یک جمله مشاهده ای ممکن است از یک اسم یا صفت تنها، که به عنوان یک جمله در نظر گرفته شده است، تشکیل شده باشد؛ به این ترتیب «باران»، «سرد»، «خرگوش» به جای «دارد باران می آید»، «هوا سرد است»، «آن یک خرگوش است» می آید. همچنین جملات مشاهده ای ممکن است ترکیب شوند تا جملات مشاهده ای بیشتری تشکیل دهند. یک راه ترکیب، حرف ربط ساده است به عنوان مثال: «خورشید در حال طلوع است و پرندگان می خوانند.» راه دیگر ترکیب آنها، اسناد دادن است: «این سنگ آبی است» به عنوان ترکیب دو جمله «نگاه کن، یک سنگ» و «نگاه کن، آبی». یک تعبیر معادل به سادگی «سنگ آبی» است؛ آنها همان معنای محرک را دارند. ولی آنها معادل عطف صرف «نگاه کن یک سنگ، و نگاه کن آبی» نیستند. ارتباط آنها نزدیک تر است. عطف، تا وقتی انجام می شود که تحریک نشان دهد، هر کدام از جملات مشاهده ای عضو، در جایی در صحنه واقع می شوند، به این ترتیب یک سنگ سفید در این جا، یک گل آبی در آن جا. به تعبیر دیگر، اسناد، بر روی دو عمل متمرکز می شود، و مستلزم این است که آنها با هم واقع شوند یا بقدر کفایت همپوشانی داشته باشند. آبی باید شامل سنگ شود. همچنین ممکن است فراتر رود؛ ساختار، متقارن نیست.
آنچه ما را به بررسی جملات مشاهده ای سوق داد جستجوی ما برای ارتباط بین مشاهده و نظریه بود. جمله مشاهده ای وسیله بیان پیش بینی است که یک نظریه را بازبینی می کند. این شرط، که آن یک حکم صریح بدهد، چیزی است که آن را آخرین ایستگاه بازرسی می کند. لازمه بین الاذهانی بودن، چیزی است که علم را عینی می کند.
به این ترتیب ممکن است، بگوییم، جملات مشاهده ای وسیله انتقال شواهد علمی است اگر چه بدون خطر کردن تعریفی از خود «شواهد» دادن – ولی آنها همچنین وسایط ورودی(۵) آموختن زبان هستند. نخستین دستآوردهای طفل در زبان معرفتی، جملات مشاهده ای ساده شامل «ماما»، «شیر» و نظیر آن به عنوان جملات مشاهده ای تکواژه ای هستند. آنها از طریق شرطی کردن پاسخها با تحریکات، مرتبط می شوند. ارتباط مستقیم آنها با تحریکِ همزمان، اگر بناست که بچه بدون زبان قبلی آنها را کسب کند ضروری است، و لازمه بین الاذهانی بودن، برای این که او عباراتی را از سخن گویان دیگر در موقعیت های مشترک مناسب بیاموزد هم ضروری است.
این که جملات مشاهده ای در هر دو طریق نقش دارند به عنوان وسیله انتقال شواهد علمی و واسطه ورودی به زبان هیچ باعث تعجب نیست. جملات مشاهده ای باید بین زبان، علمی یا غیر علمی، و زندگی واقعی که زبان تماماً درباره آن است ارتباط ایجاد کنند.
جملات مشاهده ای، آن گونه که من آنها را تعریف کرده ام از جملات اولیه ای که واسطه ورودی کودکند، بسیار فراتر می رود. خیلی از آنها، نه با شرطی کردن ساده یا تقلید، بلکه با ساختارهای حاصل از واژه های پیچیده و توسعه یافته آموخته می شوند. شرط مطابقت مستقیم با سلسله های تحریک می تواند به هر یک از دو طریق حاصل شود. این که کدام مستقیماً با شرطی کردن آموخته می شود و کدام بطور غیر مستقیم از طریق زبان بالاتر، از شخصی به شخصی متفاوت است. ولی دو شرط بین الاذهانی بودن و مطابقت با تحریک، ما را مطمئن می کند که هر جمله مشاهده ای می تواند بطور مستقیم آموخته شود. ما می شنویم که همزبانهای ما جمله ای را درست در همان موقعیتهایی که ما به راههای خاص تحریک می شویم، تأیید یا تکذیب می کنند، و ما در این کار با آنها مشارکت می جوییم. ۳ جملات با بار نظری
تعریف من از جمله مشاهده ای، طرح خود من است، ولی اصطلاح آن متعلق به من نیست. فلاسفه دیر زمانی در طرق متعددشان چیزی را که واژه های مشاهده ای یا جملات مشاهده ای می نامیدند، مورد بحث قرار داده اند. ولی امروزه رسم شده است که تصورات را مورد سؤال قرار دهند، و چنین ادعا شود که اشیاء قابل رؤیتِ ادعائی، به درجات مختلف با بار نظری هستند . خاطرنشان می شود هنگامی که دانشمندان یافته های خودشان یا یافته های یکدیگر را گردآوری و بازبینی می کنند، بیش از آنچه نیاز است پافشاری نمی کنند که از توافق بین شاهدان آشنا با موضوع مطمئن شوند؛ زیرا آنها انسانهایی اهل استدلال هستند. «مخلوط در ۱۸۰ درجه سانتیگراد است» و«سولفید هیدروژن آزاد می شود» به قدر کافی برای هر یک از آنها قابل مشاهده است، و گزارشهای ناشناخته تر، توسط بعضی از آنها بقدر کفایت مشاهده پذیر است. به این ترتیب من موافقم که مفهوم عملی مشاهده، نسبت به یک جماعت محدود یا جماعت محدود دیگر نسبی است، تا این که نسبت به تمام جماعت اهل آن زبان . یک جمله مشاهده ای برای یک جماعت، جمله موقعیتی ای است که تمام اعضای آن جماعت بر اساس آن می توانند به صراحت در شهادت بر آن موقعیت توافق داشته باشند.
با این وجود برای اهداف فلسفی می توانیم عمیق تر تحقیق کنیم، و به یک معیار واحد برای تمام جماعت اهل آن زبان برسیم. مشاهده شدنی به این معنا هر چیزی است که بطور بی واسطه توسط هر شاهدی که زبان و حواس پنجگانه اش را در اختیار داشته باشد مورد گواهی قرار گیرد. اگر دانشمندان قرار بود با لجاجت در طلب شواهد بیشتر، فراتر از آنچه برای وفاق کافی است اصرار ورزند، مشاهده شدنیهای آنها اکثرا، به مشاهده شدنیهای همه جماعت متکلم به آن زبان کاهش می یافت. تنها چند تایی، مثل بوی غیر قابل توصیف یک گاز غیر معمولی، در مقابل کاهش مقاومت می کرد.
ولی تمام اینها چه ارتباطی دارند با این که یک جمله با بار نظری یا آزاد از نظر باشد؟ تعریف من، جملات مشاهده ای را از غیر آن، چه با جماعت های خاص در ارتباط باشند یا با جماعت عام، بدون ارجاع به آزادی از نظر، متمایز می سازد. همان گونه که حالا خواهیم دید، معنایی وجود دارد که به آن معنا تمام جملات، حتی ابتدایی ترینشان، با بار نظری هستند و معنایی هست که به آن معنا هیچ کدام، حتی حرفه ای ترینشان، با بار نظری نیستند.
ابتدا به جملات مشاهده ای ابتدایی، واسطه ورودی به زبان آموزی بیندیشید. آنها به عنوان کلها، از طریق شرطی شدن، با سلسله های تحریکات مربوطه مرتبطند. واژه های تشکیل دهنده در آن جا، تنها به عنوان بخشهای (syllables) تشکیل دهنده، آزاد از نظریه هستند. ولی این واژه ها در زمان مناسب در زمینه های نظری تکرار می شوند. دقیقاً این اشتراک واژه ها، در جملات مشاهده ای و جملات نظری است که ارتباط منطقی بین دو نوع جملات را برقرار می کند و مشاهده را متناسب با نظریه علمی می سازد. به نحو گذشته نگر، آن جملاتی که زمانی جملات مشاهده ای ساده بودند، حالا براستی با بار نظری هستند. یک جمله مشاهده ای که شامل واژه ای فنی تر از واژه «آب» نیست به نیروهایی همراه با جملات نظری ملحق می شود که شامل واژه هایی به فنی بودن «O2H» هستند. اگر جمله به صورت تکواژه ای، شرطی شده به موقعیتهای تحریکی، نگریسته شود، بدون بار نظری است و اگر به صورت تحلیلی کلمه به کلمه دیده شود، با بار نظری است، تا آن جا که جملات مشاهده ای اصلاً در ارتباط با علم هستند، و شواهد و آزمایشات را تمهید می کنند، این بار کردن بنحو گذشته نگر نظری باید همراه با آزادی تکواژه ای اولیه از نظر باشد. شک کردنِ در مشاهده ای بودن آنها، به این شکل گذشته نگر، ارتکاب آن چیزی است که فیرْث(Firth, P.100) مغالطه عقب افکنی مفهومی می نامید.
جملات مشاهده ای پیچیده تر، شامل جملات جوامع علمی تخصصی، بطور مشابه دو وجهی هستند، اگر چه از طریق ترکیب آموخته می شوند تا شرطی کردن مستقیم آنچه آنها را جملات مشاهده ای می کند همچنان ارتباط تکواژه ای آنها با سلسله های ثابت تحریک حسی است، به هر شکلی که آن ارتباط حاصل شود. بنحو تکواژه ای، آنها همچنان به عنوان جملات آزاد از بار نظری عمل می کنند، مثل جملات «تبیین گر» س. ی. لویس (C.I.Lewis, P.179)، اگر چه وقتی بنحو گذشته نگرانه، لغت به لغت در نظر گرفته شوند، همان جملات خودشان با بار نظری هستند، مانند جملات «عینی» او.
هنگامی که معرفت شناسی مرحله زبان شناسی را طی کرد، سخن از اشیاء مشاهده شدنی به سخن از واژه های مشاهده ای راه داد. این حرکت خوبی بود، ولی بقدر کافی خوب نبود. جملات مشاهده ای از جملات نظری، تنها اشتقاقاً متمایز بودند، زیرا جملات مشاهده ای، واژه های مشاهده ای را با نادیده گرفتن واژه های نظری یا با بار نظری در برمی گرفت. در نهایت رایشنباخ (Reichenbach) و دیگران احساس کردند که به «اصول پل زننده» نیاز هست تا دو نوع جملات را با هم ارتباط دهند. ما اکنون دریافته ایم که نیاز به پلی نیست، و پل زدن شکل قیاسی غلطی است. با شروع کردن از جملات، همان گونه که ما از جملات شروع کرده ایم، تا شروع کردن از واژه ها، هیچ مانعی برای اشتراک لغات به وسیله دو نوع جمله نمی بینیم؛ و این لغات مشترک است که آنها را ارتباط می دهد.
شروع کردن با جملات، فایده بیشترِ آزاد کردنِ تعریف جمله مشاهده ای از هر تکیه ای بر تمایز بین آزاد از بار نظری و با بار نظری را افاده کرده است. افزون بر آن، امتیاز سوم این حرکت این است که ما می توانیم آنگاه دستاورد و کاربرد جملات مشاهده ای را بدون قضاوت پیشین این که کلمات تشکیل دهنده به چه اشیایی – اگر قرار بر دلالت به شیئی بوده قرار بوده دلالت کنند، مطالعه کنیم. به این ترتیب ما آزادیم که روی طبیعت شی ء انگاری و فایده اش برای نظریه علمی موضوع بحث فصل دوم نظریه پردازی کنیم. انتخاب واژه ها به عنوان نقطه شروع به معنای بدست آوردن زیرکانه شی ء انگاری و دست برداشتن بدون چون و چرا از دلالت عینی بدون توجه به این که شی ء انگاری برای چیست یا این که چه چیزی به آن مربوط می شود بوده است. ۴ گزاره مطلقه مشاهده ای
پشتیبانی نظریه توسط مشاهده، به وضوحِ تمام در آزمون واقع می شود، بنابراین بیایید آن را بررسی کنیم. دانشمند ذخیره نظریه پذیرفته شده ای دارد و فرضیه ای برای الحاق احتمالی به آن لحاظ می کند. نظریه به او می گوید که اگر فرضیه مورد بررسی صادق است، آنگاه هر زمانی که یک موقعیت مشاهده ای خاص مهیا شود، معلول خاصی باید مشاهده شود. بنابراین او موقعیت مورد نظر را مهیا می کند. اگر معلول پیش بینی شده ظاهر نشود، او فرضیه اش را ترک می کند. اگر معلول ظاهر شود: فرضیه او ممکن است صادق باشد و بنابراین می تواند بطور موقت به نظریه ذخیره او اضافه شود.
به این ترتیب فرض کنید که گروهی از کانی شناسهای معدنی، جسم معدنی بلوری ناآشنایی از نوع صورتی متمایزی را از زیر زمین بیرون آورده اند. آنها موقتاً از آن با عنوان «سنگ سنگ»(۶) یاد می کنند. به خاطر نیاز به نامی بهتر یکی از آنها ترکیب شیمیایی آن را حدس می زند. این فرضیه ای است که وارد جزئیات آن نمی شوم. او از روی دانستنیهای شیمی خود استدلال می کند که اگر این فرضیه شیمیایی صادق باشد، آنگاه هر قطعه ای از سنگ سنگ باید وقتی بیش از ۱۸۰ درجه سانتیگراد حرارت داده شود، سولفید هیدروژن آزاد کند. این اطلاعات اخیر مشاهده ای اند؛ زیرا کانی شناس ما و همکارانش وقتی سنگ سنگ را می بیند آن را می شناسد و وقتی سولفید هیدروژن را استشمام می کنند آن را می شناسند، و می توانند حرارت سنج را بخوانند.
به این ترتیب، بازپژوهی فرضیه، بستگی به یک رابطه منطقی استلزام دارد. در یک طرف، طرف نظری، ما ذخیره نظری پذیرفته شده به علاوه فرضیه را داریم. این ترکیب، استلزام را ایجاب می کند. در طرف دیگر، طرف مشاهده ای، یک کلیّت لازم را داریم که آزمایش کننده می تواند مستقیماً آزمایش کند، مستقیماً به مقابله بطلبد در این مورد با حرارت دادن قدری از ماده صورتی و بو کردن آن.
کلیّتی که از امور مشاهده ای به این طریق تشکیل می شود «هر گاه این، آن» آن چیزی است که من گزاره مطلقه مشاهده ای می نامم. گزاره مطلقه مشاهده ای از جملات مشاهده ای تشکیل شده است. این «هر گاه» با این قصد نیست که زمانها را تجسم دهد و آنها را مسور گرداند. آنچه مورد نظر است کلیّتی غیر قابل کاهش، پیشینی نسبت به هر دلالت عینی است. این کلیّتی است با این معنا که کیفیاتی که در یک جمله مشاهده ای توصیف شده است بطور غیر قابل تغییری همراه با کیفیاتی است که در جمله دیگر توصیف شده است.(۷)
اگر چه گزاره مطلقه مشاهده ای از دو جمله موقعیتی تشکیل شده است، خودش یک جمله «دائمی» است، و بنابراین مورد خوبی برای مشمول نظریه علمی شدن است. به این ترتیب علاوه بر نمونه کاملی برای موقعیت آزمایشی بودن، مسأله ارتباط دادن منطقی نظریه به مشاهده را حل می کند.
آن موقعیت، آن جایی است که فرضیه ای با آزمایش محک زده می شود. موقعیت مقابل هم به همان اندازه آشناست: یک مشاهده اتفاقی ممکن است حدس گزاره مطلقه مشاهده ایِ جدیدی را برای ما پیش آورد، و ممکن است ما فرضیه نظریی برای توضیح آن ابداع کنیم. به عنوان مثال، ممکن است ما متوجه شویم که نی ها به طرف رودخانه خم شده اند. این، گزاره مطلقه مشاهده ای زیر را مطرح می کند:
(۱) وقتی یک نی در کنار آبی می روید، «آن» به طرف آن آب خم می شود.
این به نوبه خود یک فرضیه نظری را مطرح می کند: «یک ریشه نی عمده طرف خودش از درخت را تغذیه می کند.» همراه با پاره های پیشین نظریه که گرفته شود، مثل این که ریشه ها از زمین مرطوب تر بیشتر غذا می گیرند، و این که غذا رشد شاخه ها را تقویت می کند، این فرضیه را مستلزم گزاره مطلقه مشاهده ای می یابیم. گزاره های مطلقه مشاهده ای دیگری هم پیآمد منطقی آن خواهند بود، و محک زدن مستمر فرضیه با محک زدن انواعی از آنها، همراه با محک زدن گزاره مطلقه مشاهده ایی که فرضیه را پیش می آورد ادامه می یابد.
گزاره مطلقه مشاهده ای(۱) از تعریف من بنحو ظریفی فراتر می رود: آن از دو جمله مشاهده ای خودکفا تشکیل نشده است. نمی تواند این طور خوانده شود که «وقتی نی ای در کنار آب می روید، نی ای روی آب خم می شود.» جملات مشاهده ای مؤلّفه، این دفعه نه تنها باید مربوط به صحنه واحدی باشند، بلکه باید مربوط به همان قسمت از صحنه، همان نی باشند. اثر «آن» در گزاره شماره(۱) این گونه بود. ما آن چیزی را داریم که ممکن است گزاره مطلقه مشاهده ای متمرکز نامیده شود، متمایز از گزاره مطلقه مشاهده ای «آزاد».
در بخش دوم ، تقابلی بین ربط و حمل دیدیم. حال، گزاره مطلقه مشاهده ای آزاد تنها با یک ربط کلیّت می یابد، و اقتضا می کند که هر موقعیتی که یک جهت را نشان دهد، جهت دیگر را هم در جایی نشان دهد. قضیه مطلقه مشاهده ای متمرکز تقریباً بر اساس جمله مشاهده ای حملی کلیّت می یابد. گزاره مطلقه مشاهده ایِ(۱) بر اساس حمل «این نی رودخانه ای روی آب خم می شود» کلیت می یابد که بیان کند همه نی ها چنین اند.
«این کلاغ سیاه است» یا «کلاغ سیاه» جمله مشاهده ای حملیِ خلاصه تر و واضح تر است. این به گزاره مطلقه مشاهده ای متمرکز «هر گاه کلاغی هست، آن سیاه است» یا خلاصه و واضح، «تمام کلاغها سیاهند» کلیت می یابد. ۵ آزمون و ابطال
گزاره مطلقه مشاهده ای با زوجهای مشاهده ها محک زده می شود. این قضیه بطور تعیین کننده با مشاهده هایی که نسبت به آن سازگارند، قابل تحقیق نیست، ولی با زوجی از مشاهده ها ابطال می شود، یکی مثبت و یکی منفی به این طریق: مشاهده سنگ سنگ در ۱۸۰ درجه سانتیگراد ولی عدم حضور سولفید هیدروژن، یا مشاهده نی های رودخانه ای که در جهت خلاف آب خم شده اند. قضیه مطلقه مشاهده ای آزادِ «وقتی خورشید بالا بیاید پرندگان می خوانند» با مشاهده طلوع خورشید در میان پرندگان ساکت ابطال می شود.
محک زدن مشاهده ای فرضیه های علمی، به نوبه خود، و در واقع محک زدن جملات بطور کلّی، از محک زدن قضایای مطلقه مشاهده ایی که در بر دارند، تشکیل می شود. در این جا هم [یعنی در مورد فرضیه های علمی]، همان گونه که در حالت گزاره مطلقه مشاهده ای، خودش بود، هیچ تحقیق تعیین کننده ای وجود ندارد، و فقط ابطال هست. یک گزاره مطلقه مشاهده ای را با یک مشاهده مثبت و یک مشاهده منفی ابطال کنید، همه آنچه را که مستلزم آن بوده اند ابطال کرده اید.
معرفت شناسی سنتی زمینه هایی را در تجربه حسی که [آن زمینه ها] مستعد در برداشتن نظریه های ما درباره دنیا، یا حداقل مستعد فراهم کردن قدری افزایش احتمال برای آن نظریه هاست، جستجو می کرد. در مقابل، سِرکارِل پوپر،(sir karl

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.