خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(۱) :
تاریخ دریافت: ۲۷/۶/۸۰
تاریخ تأیید: ۴/۱۱/۸۰
چکیده:
هر نظریه معنایی جامعی که متکفل تحلیل و تبیین توصیفات معرفه، مانند «نویسنده بوستان» و «رئیس جمهور ایران»، در جمله های زبان طبیعی است، علاوه بر این که باید بتواند تحلیل معنایی درستی از جمله هایی مانند «نویسنده بوستان شاعر است» و «رئیس جمهور ایران عاقل است» ارائه دهد، باید بتواند به شایستگی نیز از عهده مشکل مربوط به این گونه جمله ها، یعنی مشکل جمله های مشتمل بر توصیفات معدوم، نظیر «پادشاه فرانسه طاس است» و «مربع مستدیر مستدیر است»، بر آید.
همچنین علاوه بر این که آن نظریه باید از کفایت لازم برای تبیین و تحلیل توصیفات معرفه، در جمله های گرایش های قضیه ای، نظیر «حسن اعتقاد دارد که نویسنده بوستان شاعر است» و «درباره رییس جمهور ایران، حسن اعتقاد دارد که او عاقل است»، برخوردار باشد، باید بتواند به نحو رضایت بخشی نیز مشکل مربوط به آنها، یعنی «مشکل جانشینی» عبارات هم ارزش را در آن جمله ها نظیر سلسله جمله های: الف – «حسن اعتقاد دارد نویسنده بوستان شاعر است»، ب – «نویسنده بوستان نویسنده گلستان است»، ج – «حسن اعتقاد دارد نویسنده گلستان شاعر است»، حل نماید.
راسل مدعی است، نظریه تسویری او از توصیفات معرفه کفایت و توانایی لازم را برای تحلیل و تبیین درست همه آن جمله ها، و همچنین حل دو مشکل پیرامون آنها، دارا می باشد. در این مقاله خواهیم دید که ادعای راسل در مورد جمله های گرایشی و مشکل مربوط به آنها، یعنی «مشکل جانشینی»، ادعایی نادرست است.
واژگان کلیدی: توصیفات معرفه، گرایش های قضیه ای de dicto/de re، مشکل جانشینی، قضیه – شی ء وابسته / مستقل، نظریه تسویری توصیفات. ۱- نظریه توصیفات راسل ۱-۱- اشاره ای مقدماتی
در سال ۱۹۰۵ برتراند راسل، در مقاله ای با عنوان «پیرامون وصف عنوانی»(۳) (OnDenoting) برای نخستین بار نظریه معروف خود را پیرامون توصیفات ارائه داد. این نظریه، که پس از آن نیز، در ضمن آثار دیگر راسل به جنبه های گوناگون آن پرداخته شد، به «نظریه توصیفات» (Theory of Descriptions) مشهور گردید. این نظریه از همان آغاز به تدریج محور بحث و مشاجره زبان شناسان، منطقدانان و فیلسوفان دیگر واقع شد. نظریه توصیفات، آن گونه که خود راسل در «پیرامون وصف عنوانی» توضیح داده است، برای حل معماها و مشکلاتی – که باعث تشویش و نگرانی برخی فیلسوفان، نظیر ماینونگ و فرگه گردیده است -؛ مشکلاتی چون «مشکل جانشینی» و «مشکل معدومات.»
نظریه راسل دارای ابعاد و مبادی مختلف فلسفی، منطقی، روانشناختی و معنایی است. قبل از این که به بیان و ارزیابی راه حل راسل، برای «مشکل جانشینی» بپردازیم ضروری است، به پاره ای از این ابعاد و مبادی اشاره ای، داشته باشیم. ۱-۲- راسل و معنای عبارات ۱-۲-۱- راسل و معنای «عبارات اشاره ای» (Referring expressions)
به اعتقاد راسل بسیاری زبان طبیعی حاکی و دال بر ماهیاتی غیر زبانی هستند. این ماهیات معنای آن عبارات هستند و عبارات تعبیرکننده آنها.
«اسم خاص محض» (strictly proper names) و «جمله» (sentence) در زمره عباراتی هستند که به تنهایی و مستقلاً دارای معنا هستند. معنای هر اسم خاص محض، نظیر «آن مرد» و «من»، شی ء یا شخص معینی است که آن اسم به ازای آن وضع گردیده است و مستقیما عنوان و حاکی از آن می باشد. راسل این عبارات را «عبارات اشاره ای» نامیده است. بنابراین «اسکات»، را اگر بتوان اسم خاص محض نامید،(۴) تنها نماد و قالبی خواهد بود که برای حکایت و اشاره بر یک شخص معین که معنای آن اسم می باشد، یعنی شخص اسکات، وضع شده است و به کار برده می شود (راسل؛ ۱۹۱۰-۱۹۱۱: ۲۱، ۲۶-۲۸؛ ۱۹۱۹: ۵۱).
بر این اساس هر گاه، عبارتی فاقد شخص یا شی ء معینی، به عنوان معنای مشارالیه باشد، نمی توان آن عبارت را «اسم خاص محض»، یا «عبارت اشاره ای»، نامید، بلکه باید آن را «عبارت وصفی عنوانی»، یا «عبارت مسوّر». قلمداد نمود. (راسل؛ ۱۹۱۹: ۵۴؛ نیل؛ ۱۹۹۰: ۱۹). ۱-۲-۲- راسل و معنای جمله ها
هنگامی که عبارتی اشاره ای، مانند «b» که عنوان برای شخص یا شیئی معین می باشد ، با عبارتی محمولی، مانند «…G است»، به گونه ای خاص ترکیب شود، جمله ای تألیف می شود، مانند «G b است»، که در هنگام ادای آن به وسیله متکلم، «قضیه»ای به عنوان معنای آن جمله تعبیر می شود (راسل: ۱۹۰۵، ۴۳-۴۵؛ ۱۹۱۰-۱۹۱۱: ۲۶-۳۰).
قضیه در دیدگاه راسل، دارای ویژگیهایی است:
۱- قضیه ماهیتی است که در هنگام ادای جمله، از آن گفتگو می شود. هنگامی که شخصی فارسی زبان جمله «برف سفید است» را به زبان جاری کند و شخص انگلیسی زبان نیز، جمله «Snow is white» را ادا نماید، هر چند که آن دو شخص الفاظ و عبارت متفاوتی را به کار برده اند، اما به مفهومی هر دو یک چیز را اظهار کرده اند. آن چیز واحد قضیه می باشد؛ یعنی این قضیه که برف سفید است.(۵)
۲- قضیه محتوای معنایی جمله های اخباری است. به بیانی دیگر قضیه معنای تعبیر شده در ادای جمله های اخباری است. قضیه دارای اجزایی است و اجزای آن معنای اجزاء جمله ادا شده می باشند.(۶)
۳- قضیه آن چیزی است که در واقع به صدق و کذب متصف می شود و جمله های معبر نیز به واسطه آن صادق یا کاذب خواهند شد.(۷)
۴- قضیه محتوی (content)، یا «شئ موضوع گرایشهای قضیه ای» the object of) (propositional attitudes است. به بیانی دیگر، قضیه، امری است که ما نسبت به آن گرایشهای مختلف، نظیر آرزو، شک، فکر و اعتقاد، پیدا می کنیم. بنابراین، هنگامی که گفته می شود «من آرزو دارم که P»، یا «حسین اعتقاد دارد که P» P قضیه ای است که متعلق گرایشی از من یا حسین قرار گرفته است.(۸) (راسل، ۱۹۱۰-۱۹۱۱: ۲۳-۲۴، ۳۱؛ ۱۹۱۲: ۷۳-۷۴؛ سینز بوری، ۱۹۸۵: ۳۰، ۶۰). ۱-۲-۳- راسل و معنا در «عبارات وصفی عنوانی»
راسل عبارتهای مسوّر، نظیر «برخی مردان» و «هر مردی»، و همچنین توصیفات نکره، نظیر «یک مرد» و نیز توصیفات معرفه، مانند «ملکه انگلیس» و «پادشاه فرانسه»، را «عبارات وصفی عنوانی» می نامد که به تنهایی و مستقلاً دارای معنا نمی باشند، هر چند که می توانند دارای «موصوف» (denotation) باشند.(راسل، ۱۹۰۵: ۴۱-۴۳).
از نظر راسل توصیفات نکره در زبان انگلیسی عبارتهایی به شکل «a so-and-so» و توصیفات معرفه هم عبارتهایی به شکل «the so-and-so» می باشند. توصیفات نکره عبارتهایی هستند که یک شخص، برای شخص یا شیئی نامعین را وصف می کنند، مانند «یک مرد». اما توصیفات معرفه به لحاظ موصوف بر دو قسمند: ۱- توصیفات معرفه ای که تنها یک شخص یا شی ء معین را وصف می کند، مانند «ملکه انگلیس»، ۲- توصیفات معرفه ای که فاقد موصوفند، مانند «پادشاه فرانسه» (همان، ۴۱).
به اعتقاد راسل، توصیفات معرفه، مانند سایر عبارات وصفی عنوانی (عبارات مسوّر) به تنهایی و مستقلاً دارای معنا نمی باشند، هر چند دارای اجزایی هستند که آن اجزاء دارای معنا هستند و معنای آن اجزاء نیز، جزء قضیه ای می باشد که با ادای جمله مشتمل بر آن توصیفات تعبیر می گردد. بنابراین هر چند توصیف معرفه «ملکه انگلیس» خود به تنهایی دارای معنا نیست، اما اجزاء آن، که در تحلیل منطقی به آنها تبدیل می شود، دارای معنا هستند.
به بیان دیگر، اگر چه توصیفات معرفه گاهی دارای موصوف هستند، ولی موصوف جزء قضیه تعبیر شده با ادای جمله مشتمل بر آن توصیفات نمی باشد، بلکه تنها معانی اجزاء آن توصیفات است که جزء قضیه می باشد (راسل، ۱۹۰۵:۴۳، ۴۵؛ ۱۹۱۰-۱۹۱۱: ۲۹؛ ۱۹۱۹: ۴۶، ۴۸).
بنابراین هنگامی که توصیفی معرفه، مانند «the F» با عبارتی محمولی، مانند «G… است»، به نحوی خاص ترکیب شود، جمله ای تألیف می شود، مانند «G ,the F است»،(۹) که در هنگام ادای آن بوسیله متکلم قضیه ای به عنوان معنای آن جمله تعبیر می شود. این قضیه داری ویژگیهای چهارگانه گفته شده در قسمت ۱-۲-۲ می باشد. به دلیل این که توصیفات معرفه به تنهایی دارای معنا نیستند که آن معنا، جزء قضیه تعبیر شده در ادای جمله مشتمل بر آن توصیف باشد، نمی توان قضیه تعبیر شده را در این گونه موارد درباره و وابسته به آن معنا دانست.
بطور کلی، می توان گفت، قضیه ای که در هنگام ادای جمله های مشتمل بر عبارات وصفی عنوانی، تعبیر می شود مشتمل، درباره و وابسته به موصوف آن عبارات نمی باشد. در حالی که قضیه تعبیر شده با ادای جمله های مشتمل بر عبارات اشاره ای، مانند «b»، مشتمل، درباره و وابسته به معنای آن عبارت، یعنی b، می باشد.(راسل، ۱۹۰۵: ۴۹-۵۱؛ ۱۹۱۰-۱۹۱۱: ۲۱-۲۴؛ ۱۹۱۹: ۴۸-۴۹؛ ۵۱-۵۲).(۱۰) 1-۳- قضیه شی ء – وابسته / مستقل (object – dependent / independent proposition)
راسل، مانند بسیاری دیگر از فیلسوفان، بر این باور است که در هنگام ادای جمله های اخباری از سوی گویندگان، از ماهیاتی معنایی به نام «قضیه» تعبیر می شود. هر چند قضایای تعبیر شده، دارای ویژگیهایی مشترک با یکدیگر می باشند، اما در عین حال از جهاتی نیز با یکدیگر اختلاف دارند. به اعتقاد راسل هر چند قضیه ای که با ادای هر یک از جمله های زیر تعبیر می شود، واجد چهار ویژگی مذکور در قسمت ۱-۲-۲ می باشد، اما قضیه ای است که مشتمل، درباره و وابسته به معنای عبارتی است که در محل موضوع آن جمله ها واقع شده است.
۱) «سعدی شاعر است»
۲) «اصفهان خوش آب و هواست»
۳) «من معلم هستم»
۴) «آن مرد چاق است»
شکل کلی جمله های فوق، اگر بتوان آنها را «شخصیّه» نامید، به صورت «G b است»(۱۱) می باشد. «b» عباراتی اشاره ای است که به شخص یا شیئی خاص، که معنای «b» است، اشاره می کند، و «G… است» نیز عبارت محمولی یک موضعی است که وصفی را بر «b» حمل کرده است. بنابراین می توان گفت از نظر راسل قضیه ای که توسط جمله «G b است» تعبیر می شود، قضیه ای است که مشتمل و درباره (about) شی ء یا شخص معینی است که مدلول و مشارالیه عبارت اشاره ای است که در محل موضوع جمله شخصیه معبّر واقع گردیده است؛ قضیه ای که اگر مشارالیه «b» وجود نمی داشت، نمی توانست، تعبیر شود و یا این که مورد اذعان و اعتقاد قرار گیرد. به بیان دیگر، می توان گفت تعیّن و تشخّص قضیه ای که با ادای «G b است» تعبیر می شود، کاملاً به تعیّن و تشخّص شخص یا شیئی وابسته است که توسط «b» به آن اشاره می شود. ما این قضیه را، به تبعیت از حکمای اسلامی و کاپلان (۱۹۷۸: ۳۱۹)، قضیه شخصیّه و یا مانند نیل (۱۹۹۰: ۳-۵، ۱۹۰۵) قضیه شی ء – وابسته می نامیم.
با توجه به اصطلاح اخیر، می توان گفت، از دیدگاه راسل، قضایایی که با ادای جمله های مشتمل بر عبارات اشاره ای، نظیر جمله های ۱ تا ۴، تعبیر می شوند، قضایایی شی ء – وابسته است.
بر خلاف جمله های فوق، به اعتقاد راسل، قضیه ای که با ادای جمله های زیر، از آن تعبیر می شود مشتمل، درباره و وابسته به موصوف عبارتی که در محل موضوع آن جمله ها واقع شده، نمی باشد.
۵) «برخی دانشجویان کوشا هستند»
۶) «همه انسانها فانی هستند»
۷) «یک مرد را دیدم»
به اعتقاد راسل، در هر یک از جمله های ۵-۷، وصفی عنوانی (عبارتی مسوّر)، یعنی «برخی دانشجویان»، «همه انسانها» و «یک مرد»، موضوع دستوری واقع شده است. با توجه به این که عبارات وصفی عنوانی به تنهایی دارای معنا نمی باشند، که آن معنا نیز جزء قضیه ای باشد که با ادای جمله مشتمل بر آن عبارت از آن تعبیر شود، نمی توان قضیه تعبیر شده در ادای جمله های فوق را درباره و وابسته به آن معنا دانست. به بیان دیگر، هر چند عبارات وصفی عنوانی، مانند عبارات فوق، گاهی دارای موصوف هستند اما به لحاظ این که موصوف جزء قضیه تعبیر شده در ادای جمله مشتمل بر آن عبارات نمی باشد، نمی توان قضیه تعبیر شده را وابسته و درباره شی ء یا شخصی (موصوف) دانست که متصف به وصف موضوع (و یا محمول) می شود. در این گونه موارد چون تعیّن قضیه ای که در هنگام ادای جمله های مشتمل بر عبارات وصفی عنوانی تعبیر می شود، وابسته به تعیّن وجود شیئی که وصف عنوانی موضوع را ارضا می کند نیست، می توان قضیه تعبیر شده را قضیه کلیه یا شی ء – مستقل نامید. بنابراین، بنابر اعتقاد راسل، قضایایی که با ادای جمله های مشتمل بر عبارات وصفی عنوانی (مسوّر) تعبیر می شوند قضایایی شی ء – مستقل می باشند.
اما وضعیت جمله های مشتمل بر توصیفات معرفه، نظیر جمله های زیر، به چه صورتی است؟
۸) «پادشاه انگلیس عاقل است»
۹) «نویسنده ویورلی چیره دست است»
در دیدگاه راسل توصیفات معرفه، نظیر «پادشاه انگلیس» و «نویسنده ویورلی»، نیز از جمله عبارات وصفی عنوانی «مسوّر» هستند که هر چند می توانند در محل موضوع دستوری جمله ها قرار گیرند، اما چون فاقد معنا هستند، قضیه ای که در هنگام ادای جمله های مشتمل بر آنها تعبیر می شود، وابسته و درباره شخص یا شیئی نمی باشد که احیانا متصف به وصف موضوع و محمول می شود. به موجب تحلیل راسلی از توصیفات معرفه اگر «the F» توصیفی معرفه باشد و «G… است» عبارت محمولی یک موضعی، قضیه تعبیر شده با ادایی از جمله «G, the F است» معادل و هم ارز با قضیه ای است که توسط جمله وجودیه مرکب زیر تعبیر شود:
«تنها و تنها یک F وجود دارد، و هر چیزی که F است G است.»
بنابراین، هر چند ممکن است، توصیفات معرفه، در شکل دستوری جمله ها، در محل موضوع قرار گرفته باشند، اما در هنگام تحلیل منطقی آنها، معلوم می شود که «صورت منطقی» (Logical form) آن جمله ها در محل موضوع خود، دارای این توصیفات نیست، بلکه در این هنگام توصیفات تنها سور خواهند بود. بر طبق این بیان صورت منطقی جمله «the F, G, است» چنین است:
بنابراین، از نظر راسل، قضیه ای که با ادای جمله های مشتمل بر توصیفات معرفه نیز تعبیر می شود قضیه ای شی ء – مستقل می باشد. ۲- مشکل جانشینی
به اعتقاد راسل، توانایی و کفایت هر نظریه منطقی، وابسته به قابلیت و استعداد آن در شناسایی و حل معماها و مشکلات می باشد. بنابراین، به هر میزان که نظریه ای بتواند به کشف و غلبه بر مشکلات و معماهای موجود، نایل شود، به همان میزان نیز، از کفایت و قابلیت برخوردار خواهد بود. در زمینه توصیفات نیز دو معما و مشکل اساسی وجود دارد که هر نظریه ای پیرامون توصیفات، باید بتواند به نحو رضایت بخشی، آنها را حل کند. راسل مدعی است که نظریه توصیفات او می تواند، بطور کامل بر این دو مشکل آزار دهنده فایق آید (راسل، ۱۹۰۵: ۴۷).
یکی از این مشکلات، که ما آن را «مشکل معدومات» نامیده ایم، مربوط به جمله هایی است که در محل موضوع دستوری خود واجد عباراتی هستند، که فاقد مدلول یا شی ء موصوف می باشند. مانند جمله های زیر:
۱۰) «پادشاه فرانسه عاقل است»
۱۱) «کوه طلایی سنگین تر از تپه ای طلایی است»
۱۲) «رستم افراسیاب را کشت»
چون این مشکل، موضوع بحث نوشتار حاضر نیست، از تقریر و توضیح آن خودداری می کنیم.
اما مشکل اساسی دیگر، که مورد بحث این مقاله نیز قرار گرفته است، مربوط به اعمال «اصل جانشینی» (principleof substitutivity) در جمله هایی است که علاوه بر توصیفات معرفه، بر عباراتی نظیر «او اعتقاد دارد»، «من فکر می کنم» و «جرج پنجم می خواست بداند»، نیز مشتمل هستند، مانند:
۱۳) الف. «جرج پنجم می خواست بداند آیا اسکات، نویسنده ویورلی است»
ب. «اسکات نویسنده ویورلی است»
ج. «جرج پنجم می خواست بداند آیا اسکات اسکات است»
اجمالاً می توان، مفاد اصل جانشینی را بدین گونه بیان کرد: اگر الف) «a=b» جمله این همانی صادقی باشد، ب) a هم جمله ای صادق و مشتمل بر a باشد، و ج) B هم جمله ای باشد که از جایگزینی B به جای a در جمله a حاصل شود، بنابراین د) B نیز جمله ای صادق خواهد بود. بر طبق این اصل باید بتوان عبارتهای هم ارزش، یا هم معنا، را در جمله های مشتمل بر آنها، جایگزین یکدیگر نمود، بدون این که در ارزش صدق کل جمله، یا معنی آن، تغییری به وجود آید. حال، بر مبنای اینکه جمله (این همانی) (۱۳ ب) جمله ای صادق است، اصل جانشینی به ما اجازه می دهد، با جایگزین کردن «اسکات» به جای عبارت هم معنا (هم ارزش) آن، یعنی «نویسنده ویورلی»، در جمله صادق (۱۳ الف)، جمله صادق دیگری را نتیجه بگیریم.
توضیح این که، اگر جمله (۱۳ الف) و (۱۳ ب) را در مثال اخیر جمله هایی صادق فرض کنیم تا بتوانیم، با اعمال اصل جانشینی در آنها جمله (۱۳ ج) را نتیجه بگیریم. در حالی که می بینیم جمله حاصل شده، یعنی جمله (۱۳ ج)، بر خلاف دو جمله (۱۳ الف) و (۱۳ ب)، جمله ای کاذب می باشد. زیرا جرج پنجم، مانند هر فرد عادی دیگری، پیشاپیش می دانسته است، که اسکات، اسکات است، نه این که بعدا بخواهد بداند، آیا اسکات، اسکات است. به بیان دیگر، به فرض این که اسکات همان نویسنده ویورلی باشد، یعنی این که «اسکات» با «نویسنده ویورلی» هم ارزش (هم مدلول یا هم معنا) باشد، باید بتوان با اعمال اصل جانشینی، در جمله (۱۳ الف) «اسکات» را جایگزین «نویسنده ویورلی» نمود بدون این که در ارزش صدق جمله تغییری بوجود آید. در حالی که برخلاف انتظار، می بینیم پس از این جایگزینی، در ارزش جمله تغییر حاصل می شود، و جمله ای که قبلاً صادق بود کاذب می گردد. (راسل، ۱۹۰۵: ۴۷-۴۸).
ما در این مقاله، این مشکل را «مشکل جانشینی» نامیده ایم. ۲-۱- راه حل راسل برای مشکل جانشینی
همانطور که بیان شد، مطابق نظریه توصیفات راسل، توصیف معرفه «نویسنده ویورلی»، برخلاف اسم خاص «اسکات» (اگر بتوان واقعا آن را اسم خاص محض نامید)، سور وجودی مرکب می باشد، که در زمره عبارات وصفی عنوانی است. این عبارت، مانند دیگر عبارات وصفی عنوانی، چون به تنهایی دارای معنایی نیست که جزء قضیه تعبیر شده باشد، نمی توان آن را با «اسکات»، که مطابق فرض، اسم خاص محض می باشد، جانشین کرد.
به بیان دیگر از نظر راسل جمله ها، به اعتباری، بر دو قسمند: الف) جمله های مشتمل بر عبارات اشاره ای، ب) جمله های مشتمل بر عبارات وصفی عنوانی.
در هنگام ادای جمله هایی که در محل موضوع دستوری خود، واجد اسم خاص محض (عبارات اشاره ای) هستند، توسط متکلم، قضیه ای شی ء – وابسته تعبیر می شود که آن قضیه مشتمل، درباره و وابسته به معنای (مدلول و مشارالیه) آن اسم خاص می باشد. به اعتبار این که این گونه قضایا مشتمل، درباره و وابسته به شی ء مشارالیه (معنای) اسم خاص می باشند، می توان در آنها اصل جانشینی را اعمال نمود، بدون این که در ارزش صدق قضیه یا جمله تغییری حاصل شود.
برخلاف هنگامی که قضیه ای، توسط جمله های مشتمل بر عبارات وصفی عنوانی، نظیر جمله های مشتمل بر توصیفات معرفه، مانند جمله بالا، تعبیر شود. در این هنگام چون قضیه ای که تعبیر می شود مشتمل، درباره و وابسته به مدلول یا موصوف (احتمالی) عبارت وصفی عنوانی نمی باشد (قضیه شی ء – مستقل می باشد) اصل جانشینی مورد پیدا نمی کند و نمی توان آن را اعمال نمود.
به بیان دیگر، چون توصیفات معرفه مستقلاً فاقد معنا هستند، قضیه تعبیر شده با ادای جمله های مشتمل بر آنها نیز فاقد جزیی معنایی، به عنوان معنای آن توصیفات، می باشد. در این صورت دیگر در قضیه، چیزی باقی نیست که معادل اسکات باشد و ما بتوانیم به جای آن اسکات قرار دهیم.
توضیح این که، از نظر راسل جمله «اسکات نویسنده ویورلی است» در تحلیل، به جمله مرکب و مسوّر «تنها و تنها یک فرد ویورلی را نوشته است و اسکات آن فرد است» تبدیل می شود. عبارت مسوّر «تنها و تنها یک فرد، ویورلی را نوشته است»، نیز در ضمن جمله ها، و از جمله در ضمن جمله مرکب بالا، می تواند دارای دو گونه دامنه باشد: ۱- دامنه تنگ (narrow scope)، ۲- دامنه فراخ (wide scope). مطابق قرائت تنگ از عبارت، جمله (۱۳ ج) به این صورت در می آید: «جرج پنجم می خواست بداند آیا تنها و تنها یک فرد، ویورلی را نوشته است و اسکات آن فرد است.»
در حالی که به موجب قرائت فراخ، جمله مذکور به این صورت در می آید: «تنها و تنها یک فرد، ویورلی را نوشته است، و جرج پنجم می خواست، بداند، آیا اسکات آن فرد است.»
به بیان دیگر بر اساس قرائت تنگ، جمله (۱۳ الف) با جمله «جرج پنجم می خواست بداند، آیا تنها و تنها یک فرد، ویورلی را نوشته است و اسکات آن فرد است» هم ارز و معادل است، در حالی که بر طبق قرائت فراخ، با جمله «تنها و تنها یک فرد ویورلی را نوشته است، و جرج پنجم می خواست بداند، آیا اسکات آن فرد است» معادل و هم ارز می باشد.
بنابراین، به اعتقاد راسل، قضیه تعبیر شده با ادای جمله مشتمل بر توصیفات معرفه، هم در دامنه تنگ و هم در دامنه فراخ، مانند دو جمله بالا، قضیه ای شی ء – مستقل است که مشتمل و درباره جزیی معنای، به عنوان معنای آن توصیفات، نمی باشد.
به موجب این تحلیل راسل، توصیف معرفه «نویسنده ویورلی»، در قرائتهای دو گانه، از جمله حذف گردیده و به عبارتی مسوّر تبدیل شده است. در این حالت دیگر نه خود عبارت جزء جمله تعبیرکننده می باشد و نه این که معنای آن جزء قضیه تعبیر شده. بنابراین، با توجه به این که در جمله ادا شده (۱۳ الف) و همچنین در قضیه تعبیر شده، از «نویسنده ویورلی» و معنای آن دیگر اثری باقی نیست، «اصل جانشینی» در آنها موضوعا منتفی خواهد بود (راسل، ۱۹۰۵: ۵۱-۵۲؛ ۱۹۱۰-۱۹۱۱: ۲۰-۳۰؛ ۱۹۱۹: ۵۲-۵۴). و بدین طریق راسل مدعی است، بر مشکل جانشینی فایق آمده و توانسته است با موفقیت آن را برطرف نماید.
اما به نظر نگارنده، علی رغم ادعای راسل، او نتوانسته، مشکل جانشینی را، در متونی مانند متن بالا، که از این پس متون «گرایش های قضیه ای» خوانده می شود، حل نماید؛ نه در قرائت تنگ از توصیف معرفه و نه در دامنه فراخ از آن. به تعبیر دیگر، به نظر ما، نظریه توصیفات راسل، برای توجیه و تحلیل متون گرایشهای قضیه ای de dicto/de re فاقد کفایت و توانایی است.
قبل از این که به دلایل این بی کفایتی و ناتوانی بپردازیم لازم است، ابتدا توضیحی، هر چند مختصر، از متون گرایشهای قضیه ای ارائه دهیم. ۳- گرایشهای قضیه ای
قبلاً، در ضمن ویژگی چهارم قضیه، گفتیم که: قضیه محتوی، یا شی ء موضوع، گرایشهای قضیه ای است. به بیان دیگر، قضیه، امری است که شخص نسبت به آن گرایشهایی متعدد، مانند، شک، فکر و اعتقاد پیدا می کند. بنابراین هنگامی که گفته می شود «حسن اعتقاد دارد که احمد جاسوس است»، این قضیه که احمد جاسوس است قضیه ای است که متعلّق گرایشی خاص از حسن واقع شده است. عبارتهای مشتمل بر «اعتقاد»، «علم»، «شک»، «فکر» و مانند آنها، تعبیر کننده اموری می باشند که به «گرایشهای» قضیه ای مشهور شده اند؛ به دلیل این که آنها تعابیر گرایشهایی هستند که ممکن است، یک شخص نسبت به یک قضیه داشته باشد. بنابراین، این قضیه که ستاره صبح همان زهره است، می تواند متعلق علم، شک، فکر یا اعتقاد کسی قرار بگیرد (مارتینیچ، ۱۹۹۰: ۳۴۹-۳۵۰؛ نیوتن اسمیت، ۱۹۹۱: ۲۰۸). ۳-۱- گرایشهای قضیه ای de re/de dicto
جمله مسوَّری که مشتمل بر عبارت گرایش قضیه ای است، de dicto خوانده می شود، اگر عامل
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
