خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشارکت سیاسی در امریکا: آمار و آمال
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشارکت سیاسی در امریکا: آمار و آمال قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه کانت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه کانت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
17دقیقه
49ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چیستی و گونه های فلسفه سیاسی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و گونه های فلسفه سیاسی شامل 105 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و گونه های فلسفه سیاسی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل چیستی و گونه های فلسفه سیاسی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و گونه های فلسفه سیاسی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و گونه های فلسفه سیاسی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل چیستی و گونه های فلسفه سیاسی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!

تاریخ دریافت: ۲۵/۱۱/۷۹
تاریخ تایید: ۱۵/۲/۸۰
چکیده:
در این مقاله به دو سوال پاسخ داده شده است:
۱- فلسفه سیاسی چیست؟ فلسفه سیاسی شاخه ای از فلسفه است که با روشهای انتزاعی، پدیده های سیاسی مانند: حکومت، قدرت، حاکمیت، مشروعیت و عدالت را تحلیل می کند . کلام سیاسی، بر خلاف فلسفه سیاسی، متکی به وحی است و درصدد اثبات گزاره های وحیانی به روشهای عقلی، نقلی و تجربی می باشد .
۲- گونه های فلسفه سیاسی چیست؟ فلسفه سیاسی به دو قسم کلاسیک و مدرن تقسیم می شود، و بر حسب تنوع گونه های مکاتب فلسفی (پدیدارشناسی، ساختار گرایی، مارکسیسم و) . . . می تواند متنوع گردد . سؤال فلسفه سیاسی قدیم سعادت انسان و سؤال فلسفه سیاسی جدید، اهداف مدینه یا شهر (و نهادسازی) است . فلسفه سیاسی تحلیلی با رهیافت تحلیلی و درجه دوم، به تحلیل زبان و مفاهیم مربوط به فلسفه سیاسی می پردازد . فلسفه سیاسی اگر بی بهره از امداد وحی تصور شود، متصف به وصف «اسلامی » نمی گردد; اما به چهار اعتبار دیگر (که در متن مقاله بیان شده) می توان از «فلسفه سیاسی اسلامی » سخن گفت .
واژگان کلیدی: فلسفه سیاسی، کلام سیاسی، فلسفه سیاسی تحلیلی، فلسفه سیاسی اسلامی مقدمه
در زبان فارسی اصطلاحات «فلسفه سیاسی، فلسفه سیاست، فلسفه علم سیاست و فلسفه علوم سیاسی » به درستی از هم تفکیک نشده اند، و هر کس از به کار بردن آنها ممکن است معنای خاصی را اراده کند .
همان گونه که خواهیم دید، «فلسفه سیاسی » نزد لئواشتراوس (۲) آنتونی کوئینتن (۳) نیز دقیقا به یک معنا به کار نرفته است .
هدف این مقاله آن است که اصطلاحات چهار گانه فوق را از هم تفکیک نماید، تفاوت فلسفه سیاسی از «نظریه سیاسی » و «اندیشه سیاسی » را باز شناساند و نشان دهد که چه گونه هایی از فلسفه سیاسی وجود دارند . در بحث گونه شناسی فلسفه سیاسی این سؤال به وجود می آید که آیا نوعی از فلسفه سیاسی، می تواند «فلسفه سیاسی » هم باشد یا خیر؟ فایل پاورپوینت کامل چیستی و گونه های فلسفه سیاسی ۱- ۱ چیستی فلسفه سیاسی
ابتدا فلسفه سیاسی را از زبان لئواشتراوس، فیلسوف سیاسی افلاطونی که به فلسفه سیاسی قدیم و ضرورت احیای آن اعتقاد دارد، تعریف می کنیم:
«تمام اعمال سیاسی ذاتا جهتی به سوی معرفت به ماهیت خیر دارند . اگر این جهت گیری به سوی معرفت به خیر تصحیح شود، و اگر انسانها هدف صریح خود را کسب معرفت نسبت به زندگی خوب و جامعه خوب قرار دهند، فلسفه سیاسی پدیدار می شود . در اصطلاح «فلسفه سیاسی » ، کلمه «فلسفه » بیانگر روش بحث از مقوله سیاسی است، هم به ریشه مساله توجه دارد . کلمه «سیاسی » هم بیانگر موضوع بحث است، و هم کار ویژه این مشغله را نشان می دهد . فلسفه سیاسی شاخه ای از فلسفه است که با زندگی سیاسی، یعنی زندگی غیر فلسفی و زندگی بشری، بیشترین نزدیکی را دارد . (۴) »
از دیدگاه اشتراوس، فلسفه کوششی برای نشاندن معرفت به کل، به جای گمان نسبت به کل است، و بنابراین فلسفه سیاسی کوششی است برای نشاندن معرفت به ماهیت امور سیاسی، به جای گمان درباره آنها . فلسفه سیاسی بر خلاف اندیشه سیاسی، در زمانی خاص در تاریخ مکتوب ظهور کرد . به تعبیر دیگر می توان گفت فلسفه سیاسی بخشی از فلسفه است که به تحلیل هستی شناسانه پدیده ها و موضوعات سیاسی می پردازد . جورج ساباین نیز تمایز فلسفه سیاسی و علم سیاست را همان تفاوت علم و فلسفه می داند .
تعریف رودی در کتاب مقدمه ای بر علوم سیاسی نیز با تعریف فوق قابل جمع است:
«هر عمل سیاسی، مستلزم ارزشهای سیاسی اساسی می باشد . پس بدیهی است که اندیشمندان سیاسی از افلاطون تاکنون به ارزش هایی که مبنای جامعه خوب و عادلانه اند، بیاندیشند . فلسفه سیاسی از جامعه خوب، عدالت و مسایلی از این قبیل بحث می کند . علوم سیاسی زیر رشته های مختلفی دارد، و فلسفه سیاسی یکی از زیر رشته های کمتر علمی آن است، و با استلزمات هنجاری و رفتاری نظام سیاسی – راهی که دولت و جامعه «باید» سازمان داده شوند، و شهروند «باید» رفتار کند – و همچنین ارزشهای اولیه بشری، در ارتباط می باشد . اندیشمندان جدید سیاست هر چند می خواهند علومی سیاسی را تا حد ممکن علمی تر کنند، اما این مساله به معنای کم شدن ارزش فلسفه سیاسی نیست .» (۵)
ظاهرا نزد رودی «علوم سیاسی » به معنای «دانشهای (۶) سیاسی » است، و مجموعه ای از علوم هنجاری و غیر هنجاری در زمینه سیاست را در بر می گیرد، و از علم سیاست به معنای تجربی آن اعم می باشد . البته کاربرد رودی از «علوم سیاسی » به عنوان رشته ای که در دانشگاهها تدریس می شود، به جاست; چون رشته علوم سیاسی، شامل اندیشه سیاسی کلاسیک و مدرن، سیاست تطبیقی، نظریه سیاسی، اقتصاد سیاسی و حتی روابط بین الملل می شود . (۷)
حسین بشیریه نیز در تعریف خود از «فلسفه سیاسی » ، به موضوعات آن نیز اشاره می کند:
«فلسفه سیاسی اغلب به شیوه های انتزاعی با غایات حکومت و ابزارهای مناسب دستیابی به آنها و مآلا با بهترین شکل حکومت سر و کار دارد . موضوعات اصلی فلسفه سیاسی را مباحثی چون چگونگی . احراز حقیقت، عدالت، مبانی خیر و صلاح عمومی، لوازم آزادی و برابری، استوار کردن زندگی سیاسی بر اصول اخلاقی، دلیل و ضرورت وجود حکومت، دلایل اطاعت اتباع از قدرت و جز آن تشکیل می دهد» . (۸)
از نظر هابرماس فلسفه سیاسی بخشی از فلسفه عملی است . فلسفه سیاسی کلاسیک (ارسطویی) اخلاق و سیاست را در چارچوب اجتماعی سیاسی، (Polis) قابل تحقق می دانست . اما با سوژه گرایی مدرن دکارتی و ذره گرایی طبیعت انگارانه هابزی، فرآیند جداسازی فلسفه اخلاق از اجتماعات آغاز شد، و هگل نتوانست از این روند جلوگیری کند . با طرح نظریات کارکردگرایانه و سیستمی، حذف کامل عقل عملی از عرصه اجتماعیات محقق شد و نهایتا در عصر پیش از نیچه اساسا هر گونه اعتقادی به حجیت عقل در حیات انسانی مورد سؤال و نفی واقع شد . (۹) بر این اساس می توان از سه پارادایم سنتی، مدرن و پسامدرن در فلسفه سیاسی سخن گفت .
هرچند تعاریف مختلفی از اصطلاحاتی همچون «فلسفه سیاسی » و «اندیشه سیاسی » ارایه شده است، اما براساس تعاریف مشهور اصطلاحات و واژگان ممکن است بتوان نسبت آنها را مشخص نمود . فرهنگ رجایی در مقدمه خود بر کتاب فلسفه سیاسی چیست؟ تعریف بسیار اعمی از اندیشه سیاسی، (Political Thought) کرده، که بر آن اساس هر گونه تفکر حرفه ای و غیرحرفه ای نسبت به سیاست را شامل می شود . طبق این تعریف، اگر شاعری نیز به شکل پراکنده به سیاست پرداخته باشد، او دارای «اندیشه سیاسی » خواهد بود . اگر قید «تفکر نظام مند» را به تعریف فوق بیافزاییم، به تعریفی خاص تر می رسیم، چرا که فقط تفکرات نظام مند، منسجم و حرفه ای راجع به سیاست را دربرمی گیرد .
بر این اساس نسبت بین «اندیشه سیاسی » و «فلسفه سیاسی » ، عموم و خصوص مطلق است; چرا که هر فلسفه سیاسی نوعی اندیشه سیاسی تلقی می شود، ولی اندیشه سیاسی ممکن است شکل فلسفی نداشته باشد و در قالب علم سیاست با گرایش تجربی ظاهر گردد . حسین بشیریه که از اندیشه سیاسی معنایی اعم از اصطلاحات مشابه ارائه نمی کند، می گوید:
«اندیشه سیاسی گرچه ممکن است تا اندازه ای توصیفی یا تبیینی باشد، لیکن اصولا هنجاری است، یعنی با چگونگی سازمان دادن به زندگی سیاسی برحسب اصول نظری یا اخلاقی ویژه ای سروکار دارد . اندیشه سیاسی اخلاقا دل نگران وضعیت بشری است، و از این رو به ایدئولوژی سیاسی بسیار نزدیک تر است تا به نظریه سیاسی . (۱۰) »
همان گونه که گفته شد، اصطلاحات فوق گاه به جای هم نیز ممکن است به کار روند . ظاهرا مقصود ساباین (و بهاءالدین پازارگاد) از عنوان کتاب تاریخ فلسفه سیاسی (۱۱) ، تاریخ اندیشه سیاسی به معنای اعم است; چرا که تفکرات غیرفلسفی و علمی نیز در این کتاب به چشم می خورد . شاهد این ادعا آن است که خود وی می گوید:
«فلسفه سیاسی » را می توان به شرح زیر تلخیص نمود: تحلیل انعکاس وقایع سیاسی و سیستمهای سیاسی، تحلیل عادات و هدفهای علمیات سیاسی، تحلیل وسایل نیل به هدفها، تحلیل لوازم عملیات سیاسی و فرصت ها و موقعیت های سیاسی، بحث در مقاصد سیاسی و الزامات سیاسی، بحث در مؤسسات اجتماعی و روابط آنها با حکومت و با یکدیگر، بحث در مراقبت های (کنترلهای) دولتی و فشارهای اخلاقی و بدنی (فیزیکی) (یعنی فشارهای محلی به قدرت نظامی پلیس) موجود در هر جامعه (۱۲) .
«نظریه سیاسی » هر چند معمولا به وجه عملی اندیشه های سیاسی اطلاق می شود ولی نزد اسپریگنز می تواند شکل فلسفی یا غیر فلسفی داشته باشد . او می گوید: «نظریه سیاسی جستاری است برای فهم عناصر تشکیل دهنده جامعه خوب . هدف نظریات سیاسی این است که جهان سیاست را برای ما قابل فهم کنند . واقعیت این است که نظریات سیاسی بینش هایی – یعنی تصویرهایی نمادین از یک کلیت نظام یافته – از سیاست را ارائه می دهند .» (۱۳)
وی فلسفه «نظریه » سیاسی را در قالب چند بحران شناسایی می کند: بحران ثبات «نظریه ماکیاولی در باب سامان سیاسی)، بحران آمریت (نظریه هابز در لویاتان)، بحران مشروعیت (نظریه لاک در باب دولت لیبرالی)، بحران رژیم کهن (اندیشمندان روشنگری)، بحران جامعه مدنی (برک)، بحران نظام سرمایه داری (مارکس)، بحران برابری اخلاقی (روسو) و بحران عدالت آتنی (افلاطون .)» (۱۴)
دایره المعارف بلکول نیز می گوید:
«نظریه سیاسی عبارت است از عکس العمل نظام مند بر طبیعت و اهداف حکومت، پرداختن و فهم نهادهای سیاسی و اینکه چگونه آنها باید تغییر کنند . این فعالیت ذهنی از وقتی که بشر راجع به حکومت و نهادهای آن اندیشیده، وجود داشته است قبل از دهه ۱۹۷۰، نظریه سیاسی عمدتا متون سیاسی از افالطون تا مارکس راجع به فلسفه، علوم سیاسی و تاریخ را شامل می شد .» (۱۵)
بدین سبب است که رافائل: «نظریه سیاسی » را اعم از نظریه فلسفی و نظریه علمی می داند . (۱۶)
بلوم نیز «نظریه سیاسی » را به معنای فوق به کار می برد . نظریه سیاسی از دیدگاه او صیقل خورده تر، شفاف تر، با انسجام درونی بیشتر، فاضلانه تر و دارای درجه ای از حقیقت اند . هدف «نظریه سیاسی » ، از دیدگاه او فهم سیاست به جامع ترین شیوه ممکن می باشد . (۱۷) در زبان فارسی «نظریه سیاسی » گاه به معنای نظریه پردازی سیاسی به کار می رود . (۱۸) در حالی ک کاربرد علمی و جدید این اصطلاح مجموعه منسجمی است که در آن متغیرهای معینی تحت شرایط مشخصی در ارتباط هستند و اثباتی و فارغ از گرایش های ایدئولوژیک و فلسفی و خالی از عنصر تجویز می باشند . دیوید میلر نیز در
دایره المعارف علوم اجتماعی نظریه سیاسی، را به سه قسم نظریه سیاسی تجربی، (۱۹) نظریه سیاسی رسمی (۲۰) و نظریه سیاسی هنجاری (۲۱) تقسیم می کند (۲۲) . نظریه سیاسی به این معنا قسمی از اندیشه سیاسی به معنای اعم است و (بنابراین بین آنها نسبت عموم و خصوص مطلق وجود دارد)، اما هم عرض (و در مقابل) فلسفه سیاسی قرار می گیرد . به بیان دیگر اندیشه سیاسی شامل فلسفه سیاسی و نظریه سیاسی می شود .
در این جا ذکر این نکته ضروری است که کلیه تعاریف فوق انواع مثالی (۲۳) هستند و آنچه در عمل وجود دارد، همواره ترکیبی از آنها می باشد . فلسفه سیاسی و نظریه سیاسی به شکل ناب وجود ندارد . (۲۴) ۲- ۱ فلسفه سیاسی و فلسفه علم سیاست (۲۵)
قدما، دانش یا حکمت را به دو قسم نظری و عملی تقسیم می کردند، و سیاست را قسمی از حکمت عملی قرار می دادند . آنها از فلسفه های مضاف سخن نمی گفتند، و عنوانی به نام «فلسفه حکمت عملی » نداشتند . فلسفه علوم، اعم است از فلسفه علومی که با ارزش ها سر و کار دارند . (۲۶) و فلسفه علوم توصیفی (که اعم از علوم عقلی، تجربی، شهودی، تاریخی و نقلی است .)
علومی که با ارزشها منطبق هستند، لااقل شامل چهار قسم می شوند: اخلاق، سیاست، زیبایی شناسی و فقه ادیان .
سیاست، همانند تاریخ و اخلاق یک واقعیت در جهان خارج دارد، و همان گونه که علم تاریخ و اخلاق به عنوان علوم درجه اول بر اساس آن واقعیت خارجی ایجاد شده اند . برای سیاست نیز علم خاصی وجود دارد . هر علمی که موضوعش واقعیت (Fact) باشد درجه اول است، و هر علمی که موضوعش رشته علمی (دیسیپلین) باشد، درجه دوم می باشد . موضوع شیمی، مواد است; بنابراین درجه اول می باشد . به همین میزان علم تاریخ و علم اخلاق و سیاست نیز درجه اول هستند . فلسفه مضاف همیشه درجه دوم نیست . فلسفه دین، فلسفه نظری تاریخ و فلسفه نفس درجه اولند، چرا که مثلا رشته علمی (دیسیپلینی) به نام دین وجود ندارد . سیاست Politics ، و علوم مربوط به سیاست را Political science یا علوم سیاسی می گویند . Science اسم جمع است، که البته می تواند جمع بسته شود و واژه Politics حداقل سه کاربرد دارد: یکی سیاست، دوم سیاست روزمره و سوم به معنای خط مشی . وقتی می گویند: «او اهل سیاست است » معنای دوم، و وقتی می گویند «سیاست ایران در مساله صلح اعراب و اسراییل » ، معنای سوم را اراده می کنند . واژه تاریخ، (History) نیز مشترک لفظی است . وقتی می گوییم در «تاریخ بشر دو جنگ جهانی اتفاق افتاده است » ، به «واقعیت تاریخ » نظر داریم ; اما وقتی می گوییم «در تاریخ از فلان سلسله و واقعه بحث می شود» ، مقصود «عمل تاریخ » است . علم اخلاق را Morals یا Morality می گویند . تا اینجا راجع به دو ستون اول از جدول زیر بحث کردیم:
واقعیت ٍ علم (درجه اول) ٍ علم (درجه اول) ٍ علم (درجه دوم)
تاریخ ٍ علم تاریخ ٍ فلسفه (نظری) تاریخ ٍ فلسفه علم تاریخ
اخلاق ٍ علم اخلاق ٍ فلسفه اخلاق ٍ فلسفه علم اخلاق
سیاست ٍ علم سیاست ٍ فلسفه سیاسی ٍ فلسفه علم سیاست
در ارتباط با تاریخ، سیاست و مانند آنها، علوم درجه اول و دومی (ستون سوم و چهارم) نیز وجود دارند . فلسفه تاریخ، فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی درجه اول، و فلسفه علوم آنها درجه دومند . علم تاریخ و فلسفه تاریخ هر دو درجه اولند، اما قضایای علمی تاریخ، شخصیه; ولی قضایای فلسفه تاریخ کلی است . اگر در علم تاریخ از «واقعه » انقلاب مشروطه بحث می شود، در فلسفه تاریخ از سیر تاریخ به سمت کمال یا زوال و قواعد حاکم بر آن، سخن به میان می آید .
همان طور که دیده می شود هر چند فلسفه تاریخ، فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی در یک ستون قرار دارند ; اما دو مورد اول بدون «یا» ی نسبت (فلسفه تاریخ و فلسفه اخلاق) و مورد آخر با «یا» ی نسبت (فلسفه سیاسی) به کار می رود . علت این امر را احتمالا باید در ترجمه فارسی این لغات جستجو نمود . ازآنجا که Political Philosophy به صورت صفت و موصوف به کار رفته، در زبان فارسی به «فلسفه سیاسی » ترجمه شده است، نه «فلسفه سیاست » . (۲۷)
فلسفه علم سیاست همانند فلسفه هر علم دیگری، درجه دوم است; چرا که فلسفه هر علمی (و از آن جمله فلسفه علم سیاست)، رشته علمی (دیسیپلین) است . در فلسفه هر علمی از سه دسته مباحث سخن به میان می آید:
الف – پیش فرضها (یا مبادی تصوری و تصدیقی که قدما آن را در مقدمه علم جای می دادند .)
ب – متدلوژی (به معنای روش نه روش شناسی .)
ج – تاریخ تطور آن علم (قبلا تاریخ هر علمی در خود آن علم بحث می شد، ولی الان به دلیل رشد و توسعه آن بحث، بخشی از فلسفه آن علم محسوب می شود .)
بنابراین در فلسفه علمی سیاست، از پیش فرضها (مبادی تصوری و تصدیقی)، متدلوژی (روش) و تاریخ تطور علم سیاست بحث می شود .
اوکانر نیز در کتاب مقدمه ای بر نظریه شناخت (۲۸) می گوید: «فلسفه هر علمی از دو دسته مسایل بحث می کند: معرفت شناسی آن دانش و روش شناسی آن . معرفت شناسی یا نظریه دانش از راههای متعدد به ارزیابی دانش می پردازد: تهیه گزارش جامع درباره ماهیت دانش، تمرکز بر منابع دانش از مجرای تحقیق در ماهیت و شیوه های کسب دانش، و قلمرو دانش، ملاک و معیارهای دانش در مقابل هجوم شکاکیت .» دایره المعارف علوم اجتماعی نیز فلسفه علوم اجتماعی را مطالعه درباره اهداف و روشهای علومی همچون جامعه شناسی، انسان شناسی، علوم سیاسی، روانشناسی می داند . (۲۹)
بر اساس تعریف مزبور، فلسفه سیاسی را از فلسفه علم سیاست به خوبی می توان تمییز داد . فلسفه سیاسی علمی است درجه اول که مجموعه مباحث انتزاعی راجع به پدیده های سیاسی را در بر می گیرد، در