خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخبار دانشگاه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخبار دانشگاه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زمان چیست؟
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زمان چیست؟ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
43دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر :

چکیده
مارتین هایدگر از جمله معدود فیلسوفانی است که درباب تکنولوژی تامل فلسفی نموده و از ظواهر امر فراتر رفته و سعی در کشف «روح حاکم بر تکنولوژی جدید» و بنیادهای وجودی آن می نماید. او در درس – گفتار خود تحت عنوان «پرسش از تکنولوژی » به این مهم پرداخته و سعی می کند تا با نقد دیدگاه رایج از تکنولوژی، تکنولوژی به عنوان یک ابزار انسانی، به سوی ماهیت تکنولوژی گام بر دارد. او با گفتن این سخن که «ماهیت تکنولوژی هم، به هیچ وجه، امری تکنولوژیک نیست » سعی می کند تا ماهیت تکنولوژی را از مصادیق و ظواهر آن تفکیک نماید او در این درس – گفتار خود – به تبیین رابطه تکنولوژی با حقیقت پرداخته و آن را «نحوه ای از انکشاف حقیقت » می شمارد، انکشافی تعرض آمیز که به موجب آن نگاه انسان به عالم و آدم عوض شده و همه چیز برای او در قالب یک «منبع ذخیره » آشکار می شود، منبع ذخیره ای که آماده تصرف و ذخیره شدن است. به گفته هایدگر:
«اکنون هوا مورد تعرض قرار می گیرد تا نیترژن خود را عرضه کند، زمین مورد تعرض قرار می گیرد تا مواد معدنی خود را عرضه کند، مواد معدنی هم به عنوان منبع اورانیم مورد تعرض قرار می گیرند و اورانیم هم به عنوان منبع انرژی…..»
در نزد هایدگر پیدایش تکنولوژی، نحوه ای از انکشاف حقیقت بر انسان مدرن است که به موجب آن، نگاه انسان مدرن به عالم و آدم عوض می شود.
۱) بر اساس دیدگاه رایج، هایدگر متقدم (هایدگر وجود و زمان) به پدیدارشناسی تعلق خاطر داشت و با این روش به بررسی مسائل فلسفی می پرداخت و کتاب «وجود و زمان » به همین خاطر دارای ارج و اعتبارگردید، در حالی که هایدگر متاخر (هایدگر دوم) به تفکری از نوعی دیگر (با ساختی هنری – شعری)، که هیچ نقطه اشتراکی با پدیدارشناسی نداشت، تعلق داشت.
در مقابل «والتر بیمیل » می گوید:
«…ولی هیچ سخنی نمی تواند نادرست تر از چنین طبقه بندی به ظاهر موجهی باشد. «هایدگر» متاخر در پدیدارشناسی کمتر از «هایدگر» متقدم نبود….» (۲) او معتقد است که این توهم از آن جا ناشی شده است که «هایدگر» متاخر اموری را در پیش روی خود به عنوان محور تحقیقات قرار داده است که از معنای متعارف پدیدارشناسی فراتر می روند.
بهترین شاهد براین امر، بسیاری ازعناوین مجموعه درس – گفتارهای ارائه شده او در Berman-club است که ازآن جمله می توان به درس – گفتار “، “(Einblick in das, was is|t) یا «بصیرت درباره آنچه که هست » اشاره نمود.
«ازمیان چهاردرس – گفتار ” “Die keure”,”Die Gefahr”,”DasGe.stell”,”DasDing اجازه دهید تا در این جا درس – گفتار دوم را بحث کنیم. متن این درس – گفتار دوباره اصلاح و در ۱۸ نوامبر ۱۹۵۵ به صورت درس – گفتاری با عنوان «پرسش از تکنولوژی » در کنفرانس هنرها در عهد تکنولوژی … ارائه گردید. (۳)
۲) «مارتین هایدگر» یکی از معدود فیلسوفانی است که به مساله تکنولوژی به عنوان یک مساله فلسفی نگریسته و نگاهی عمیقا فیلسوفانه به موضوعی به ظاهر غیر فلسفی افکنده و آن را موضوع تفکر عمیق فلسفی (وجودی) قرار داده است. او یکی از نخستین متفکرانی است که در تکنولوژی (و روح حاکم بر آن) مساله ای وجودی یافت و به بررسی شان وجودی تکنولوژی، روح حاکم بر آن، ارتباط آن با حقیقت، ربط و نسبت آن با علم جدید و ماهیت و ذاتیات آن و … همت گماشت.
«هایدگر» با بررسی بنیادهای انتولوژیک تکنولوژی تلاش کرد تا ما را از تفسیر و تعبیرهای ساده و پیش پاافتاده ابزارانگارانه و انسان مدار، نجات داده و به نقد تعابیر و تفاسیر ذهنی گرایانه از آن بپردازد. او با تاکید بر این امر که «تکنولوژی جدید هم نوعی انکشاف است » و این که «انکشاف حاکم بر تکنولوژی جدید نوعی تعرض است »افقهای تازه ای از ابعاد فلسفی ماهیت تکنولوژی را به روی ما گشود. او در سخنرانی بسیار معروفش (در ۱۹۵۵) تحت عنوان «پرسش از تکنولوژی » (۴) و در اثر بنیادیش «وجود و زمان » (۱۹۲۷) به تحلیل فلسفی – وجودی ماهیت تکنولوژی می پردازد. در این مقاله، ما بیشتر به تحلیل و تفسیر«پرسش تکنولوژی » می پردازیم و در این راستا از فصل هشتم کتاب «والتر بیمیل » درباره «هایدگر» و نیز از مقاله «دن آیدی » درباره «هنر و تکنولوژی » (۵) استفاده خواهیم کرد. فایل پاورپوینت کامل ماهیت تکنولوژی از دیدگاه هایدگر
۳) «هایدگر» در آغاز بحث «پرسش از تکنولوژی » یادآوری می کند که سؤال اساسی او در این بحث «سؤال از ذات یا ماهیت تکنولوژی » است. آن امری که گاهی در طول این بحث از آن به عنوان «روح حاکم بر تکنولوژی » یاد می شود. پس اصلی ترین سؤال این است که «ذات یا ماهیت تکنولوژی » چیست؟ یا به تعبیری بهتر «ماهیت تکنولوژی جدید چیست؟» (البته «هایدگر» هر چند به تفاوتهای تکنولوژی قدیم و جدید توجه دارد و برخی از آنها را نیز قبول دارد ولی این تفاوت را ماهوی و بنیادی نمی شمارد….)
«هایدگر» برای تدقیق در سؤال بین «تکنولوژی » و «ماهیت تکنولوژی » تفکیک می نماید و می گوید: «تکنولوژی با ماهیت تکنولوژی معادل نیست، وقتی که ما در جستجوی ماهیت «درخت » هستیم باید دریابیم که آنچه در هر درختی، از جهت درخت، حضور همه جانبه دارد، خود درختی نیست که در میان همه دیگر درختان یافت شود… .به همین منوال، ماهیت تکنولوژی هم، به هیچ وجه امری تکنولوژیک نیست » (۶) تمثیل به ماهیت درخت و درختان خارجی از جهتی شبیه به تفکیکی است که فلاسفه و منطق دانان مسلمان بین مفهوم و مصداق (ماهیت و مصادیق ماهوی آن در خارج) انجام می دهند ولی «هایدگر» با این بیان و تمثیل می خواهد ما را از سطحی نگری نسبت به ماهیت تکنولوژی نجات داده و ذهن ما را به آن امری که چون یک روح در همه جلوه های تکنولوژی حضور دارد، معطوف نماید.
۴) برداشت رایج از تکنولوژی: «تکنولوژی به عنوان یک ابزار»، نقطه آغاز بحث، با برداشت رایج و عام از تکنولوژی، فراهم می شود هایدگر» در ابتدای درس – گفتار «پرسش از تکنولوژی » می گوید: «یکی می گوید تکنولوژی وسیله ای است برای (وصول به) هدفی، )ث حح خذردخ ش چژ چذ پ ذژژزس ذحذژ( (۷) « دیگری می گوید: تکنولوژی فعالیتی انسانی است. این دو تعریف با یکدیگر مرتبطند، زیرا وضع هدف و تامین و کاربرد وسائل مناسب برای رسیدن به آن، فعالیتی انسانی است….» (۸) «هایدگر» این تعریف رایج از تکنولوژی را «تعریف ابزاری و انسان مدار تکنولوژی » می نامد.اساس این تعریف خام از تکنولوژی به این برمی گردد که «تکنولوژی » ساخته و پرداخته دست انسان است که آن را برای رسیدن به اهدافش بوجود آورده است، وسیله ای است در دست انسان و در خدمت او برای نیل به اهدافی که دنبال می کند به همین جهت «هایدگر» این تعریف را «انسان مدار و سوبژکتیو» می داند.
عناصر اصلی این تعریف از تکنولوژی عبارتند از:
۱- انسانی بودن آن یا بهتر بگوئیم ساخته و پرداخته انسان بودن آن .
۲- ابزارین بودن آن .
همان گونه که خواهیم دید «هایدگر» در طول بحث نارسایی و سطحی بودن، این تعریف را برملا خواهد ساخت و به تعبیر «دن ۵) آیا این تعریف از تکنولوژی، تکنولوژی به عنوان یک ابزار، تعریفی درست و وافی به مقصود است؟ (۹)
«هایدگر» این تعریف از تکنولوژی را نه تنها «درست » بلکه قابل اطلاق بر تکنولوژی جدید نیز می شمارد:
«چه کسی منکر درستی و صحت این تعریف خواهد بود؟… تعریف ابزاری تکنولوژی چنان صحیح و درست است که حتی درمورد تکنولوژی جدید هم صادق است… حتی تکنولوژی جدید هم وسیله ای است برای رسیدن به هدفی…. (۱۰) «هایدگر» نیروگاه برق، هواپیمای جت، دستگاههای الکترونیک و… مشمول را همین تعریف شمرده و آنها را ابزارهایی مصنوع دست بشر برای رسیدن به اهداف خاص خود می داند. «هایدگر» با این که این تعریف را درست (به تعبیر خودش: بطور وحشتناکی درست) و شامل می داند ولی آن را تعریفی نارسا و ناکافی از تکنولوژی می داند. (۱۱)
فهم این سخن منوط به فهم تمایزی است که «هایدگر» بین «صحیح » یا «راست » و «حقیقی » (بین امر صحیح و امر حقیقی) ترسیم می نماید (۱۲) .او معتقد است که هر امر حقیقیی الزاما صحیح و درست هست ولی هر امر صحیح و درستی الزاما حقیقی نیست. او این تعریف از تکنولوژی را تعریفی صحیح (درست) می شمارد که از طریق آن باید به سوی تعریف حقیقی تکنولوژی رهنمون گردید.
۶) چه تفاوت یا تفاوتهایی بین صحیح (امر صحیح) و حقیقی (امر حقیقی) وجود دارد؟ آن تفاوت یا تفاوتها کدامند؟ «هایدگر» می گوید:
«… به هنگام بررسی هر موضوع، امر صحیح همیشه امور مربوط به آن موضوع را مشخص می کنند، لیکن این تشخیص برای آن که صحیح باشد،لزومی ندارد که از ماهیت موضوع مورد بررسی پرده برگیرد اما حقیقت یا امر حقیقی فقط وقتی رخ می نماید که چنین کشف حجابی رخ بدهد….» (۱۳)
در این عبارت «هایدگر» بین «مشخص کردن امور مربوط به یک موضوع » و «کشف حجاب از آن موضوع » تفکیک نموده است: امر صحیح (تعریف صحیح و درست از یک موضوع) به امور مربوط به آن که مقوم ذات و داخل در ذات نیستند، می پردازد و درباره آنها سخن گفته و آنها را مشخص و معین می کند در حالی که «امر حقیقی » به خود آن موضوع (و نه امور پیرامونی آن) پرداخته و از خود آن موضوع و مقومات ذاتی آن کشف حجاب می نماید.بعدا خواهیم دید که «هایدگر» معتقد است تعریف ابزاری از تکنولوژی از ماهیت این پدیدار کشف حجاب ننموده و صرفا درباره امور مرتبط با آن سخن می گوید.به گفته «دن آیدی »: «امر صحیح تنها به معنایی بس محدود (حقیقت) دارد یعنی تنها نسبت به جنبه ای یا جزئی از کلی بزرگتر….» (۱۴) از این سخن معلوم می گردد که «امر صحیح » جزءنگر است و تنها به جزء خاصی یا جنبه خاصی از آن موضوع پرداخته و از سایر اجزاء وجهات غفلت می نماید، در حالی که «امر حقیقی » کل نگر بوده و به تمام اجزاء و شرایط و حیثیات موضوع مورد بحث می پردازد. «دن آیدی » سخن «هایدگر» را که اکنون نقل کردیم، چنین تفسیر می کند: «شکل پدیدار شناختی این استدلال به این صورت است که امر صحیح فی نفسه غیر حقیقی نیست بلکه محدود و نارساست و می توان آن را حقیقتی جزئی قلمداد کرد. اما نکته مهم این است که اگر به آن دقیقا به این صورت نگریسته نشود، ممکن است چیزی بیشتر از یک حقیقت جزئی تلقی شود که در آن صورت بر روی حقیقت گسترده تری که بنیاد آن است، پرده افکند». (۱۵) او در این جا از مغالطه ای نام می برد که در «اخذ امر صحیح به جای امر حقیقی » رخ می دهد و آن مغالطه معروف «اخذ جزء به جای کل » است. بنابراین اگر امر صحیح را به جای امر حقیقی بگیریم مرتکب خطایی شده ایم. بنابراین می توان گفت که از دیدگاه «هایدگر»:
۱- امر صحیح (درست) به امور مربوط با موضوع می پردازد در حالی که امر حقیقی از ماهیت موضوع کشف حجاب می کند.
۲- امر صحیح به جنبه ای خاص از موضوع می پردازد و از سایر جنبه ها غفلت می کند در حالی که امر حقیقی به همه جهات و ابعاد موضوع مورد مطالعه می پردازد.
۳- امر صحیح جزءنگر است (می توان آن را حقیقتی جزیی قلمداد کرد) در حالی که امر حقیقی کل نگر بوده و به تمام اجزاء و شرایط حیثیات موضوع توجه نموده و از آنها کشف حجاب می نماید.
۴- امر صحیح سطحی نگر و نارساست در حالی که امر حقیقی باطن نگر و بطور کافی رساست در حالی که امر حقیقی از چهره حقیقت کشف حجاب می نماید ولی امر صحیح ممکن است خود حجاب گردیده و بر روی حقیقت بنیادین پرده بیفکند.
۷) «هایدگر» پس از طرح دیدگاه رایج و عام درباره تکنولوژی، و پس از تفکیک امر صحیح از امر حقیقی و توجه به نارسایی دیدگاه رایج، این سؤال را مطرح می کند که: خود امر ابزاری چیست؟ اموری چون وسیله و هدف به کجا تعلق دارند؟ (۱۶)
«والتر «بیمیل »» می گوید:
اکنون «هایدگر» پذیرفته است که برداشت از تکنولوژی، به عنوان ابزار، بطور وحشتناکی درست است ولی او نیز تمایزی بین صحیح (راست) و حقیقی ترسیم می نماید و سپس اشاره می کند که جریان تفکری که روبه سوی تکامل دارد، از ارائه صحیح آغاز گشته و به ادراک امر حقیقی نائل می آید. به منظور توانایی بر طی این طریق، که از امر صحیح شروع شده و به امر حقیقی ختم می گردد، ما باید تصویر روشنی از آنچه که آن را «ابزاری » می نامیم، داشته باشیم. این یک ابزار است یک ابزار بواسطه (به سبب) آنچه که پدید می آورد، آنچه که بوسیله این ابزار قادر به انجام آن هستیم، ابزار می گردد. این امر ما را به مساله علیت رهنمون می شود. (۱۷) «هایدگر» وسیله یا ابزار را چیزی می داند که «با آن (بواسطه آن) سبب پدید آوردن چیزی یا انجام فعلی » می شویم. به عبارت بهتر ابزار سبب حصول نتیجه ای یا وقوع فعلی است. او صریحا می گوید: «وسیله امری است که با آن سبب چیزی می شویم و در نتیجه به آن دست می یابیم » (۱۸) این جاست که ما به مساله علیت کشیده می شویم و بحث از تکنولوژی به بحث از علیت می انجامد «زیرا هر جا هدفی دنبال شود و وسیله ای بکار رود، هر جا که ابزاری حاکم باشد علیت هم حاکم است » (۱۹)
حال باید پرسید که علیت چیست؟
«هایدگر» می گوید: «فلسفه قرنهاست که تعلیم می دهد علت بر چهار نوع است: ۱- علت مادی، (causa materialis) 2- علت صوری، (causa formalis) ….. 3- علت غایی finalis) (causa …. 4- علت فاعلی، (causa effciens) ….. قرنهاست وانمود می کنیم نظریه علل اربع حقیقتی است، به روشنی روز که از آسمان افتاده است ولی شاید وقتش رسیده باشد که بپرسیم؟ چرا فقط چهار نوع علت وجود دارد؟اصلا معنای واقعی «علت » در ارتباط با انواع چهارگانه چیست؟ (۲۰)
۸) «هایدگر» معتقد است که ما مادام که از ظواهر عبور ننموده و به اعماق پرسشها سیر نکنیم حتی تعریف متعارف از تکنولوژی هم نا روشن و بی اساس خواهد ماند. لذا او از سطح روئین امر ابزاری عبور نموده و به پرسش از علیت نائل می شود. زیرا ما معمولا ابزار را به معنای «امری سبب شونده، تفسیر می کنیم. پس باید ماهیت سببیت و علیت را تبیین نمود.در این جا هم درست است که «هایدگر» به ارسطو باز می گردد و به تبع او علتهای چهارگانه مادی و صوری و فاعلی و غائی را با ذکر مثال تبیین می نماید. ولی او در ارسطو متوقف نشده و به یونان باستان مراجعه. «او به ما یادآوری می کند که در تفکر یونانی علیت هیچ ربطی به سببیت و موثریت (ارسطویی)ندارد» (۲۱) او چنین می گوید: «آنچه ما علت می نامیم و رومیان، (causa) می نامیدند، یونانیان، (aition) می خواندند که به معنای چیزی است که چیز دیگری بدان مدیون است. علل اربعه شکلهای انحاء مدیون بودن به چیزی یا مسؤول چیزی بودن هستند، انحایی که به یکدیگر تعلق دارند» بنابراین:
۱- علیت به معنای «مدیون بودن یا مسؤول بودن » است .
۲- علت، آن چیزی است که چیز دیگری بدان مدیون است و معلول آن چیزی است که به دیگری مدیون است و این رابطه «مسؤول بودن برای و مدیون بودن به » حقیقت علیت را نشان می دهد.
۳- انواع علل اربعه در حقیقت، شیوه های گوناگون مدیون بودن چیزی به چیز دیگری هستند. «هایدگر» انحاء مختلف مدیون بودن یا مسؤول بودن را در قالب مثال جام نقره ای بیان می کند:
الف) «نقره به عنوان ماده یا هیولی »، (hyle) ،مسؤولیت مادی جام را بر عهده دارد و جام از این جهت بدان مدیون است .
ب) این جام مقدس در عین حال به «هیات یا شکل، (eidos) جامی خود نیز مدیون است.
ج) این جام برای غایت یا هدفی خاص، (telos) ساخته شده است، غایتی که آن را به قلمرو اشیاء مقدس سوق می دهد و آن را ظرفی مقدس می گرداند.
د) و بالاخره «سازنده این ظرف مقدس یعنی شخص نقره ساز نیز از جمله مسؤولین این جام نقره ای به شمار می رود. (۲۲)
«هایدگر» علت فاعلی را به گونه ای متفاوت با ارسطو تفسیر می کند:
«نقره ساز با تامل کردن این سه نحوه مذکور مسؤول بودن و مدیون بودن را گردهم می آورد، تامل کردن به زبان یونانی، ( Legein) لوگوس، (logos) خوانده می شود. گلین در، (apophainesthai) ریشه دارد; یعنی در «به ظهور در آوردن ». (۲۳) پس علت فاعلی ، نقره ساز، با تامل امری را به عرصه ظهور می رساند و با این کار انحاء مدیون بودن را با هم گرد می آورد.
۹) سؤال بعدی «هایدگر» این است که «معنای این مسؤول بودن برای یا مدیون بودن به چیست »؟ چه عامل اشتراک و وحدتی بین این چهارگونه مدیون بودن وجود دارد؟ و اینها مدیون در مقابل چه چیزی هستند؟ (۲۴) به تعبیر خود او:
«در این ظرف مقدس پیش روی ما، چهار نحوه مدیون بودن حاکم است، آنها با یکدیگر فرق دارند ولی مرتبط با یکدیگر هستند. اما چه امری…. عامل وحدت آنهاست؟ منشا وحدت چهار علت چیست؟…. معنای این مسؤول بودن و مدیون بودن چیست؟ (۲۵) به نظر «هایدگر» آن چیزی که عامل وحدت این چهار نحوه مسؤول بودن است، این است که همه آنها»«در به حضور در آوردن امری که حاضر نیست » شریک و سهیم هستند، یعنی این چهار نحوه علت دست به دست هم می دهند تا جام نقره ای به قلمرو حضور در آید و آنها مسؤول «به حضور در آمدن این جام نقره ای » هستند.
«هایدگر» مشخصه اصلی مسؤول بودن را «راهی کردن چیزی برای رسیدن به حضور» می داند. (۲۶) «هایدگر» در پاسخ به سؤالات فوق، نقش علل را کمک به «پدید آوردن »، به راه آوردن به حضور در آوردن و پدیدار نمودن چیزی که قبلا مستور بوده و حاضر نبوده است »، می داند. «اما این هماوایی چهار نحوه ره – آوردن در کجا نقش دارد؟ آنها امکان می دهند تا آنچه حضور ندارد حضور یابد» (۲۷) همانطور که ««بیمیل »» از «هایدگر» نقل می کند: «این مسئولیت، مسئولیت برای آماده بودن و دم دست بودن جام نقره ای همچون چیزی مقدس است ». از طریق این «مسؤول بودن برای »، است که این ظرف قادر به ظهور شده و حاضر می شود به تعبیر دیگر، این «مسؤول بودن برای » است که این جام را پدید می آورد، که «چیزی که تاکنون حاضر نبوده است حضور را بدست می آورد این سبب شدن به معنای فر آوردن (پدیدآوردن) است که در نزد یونانیان aitia ] »نامیده شده است. (۲۸)
بنابراین می توان گفت که از دیدگاه «هایدگر»:
الف – چهار نحوه علیت به معنای چهار نحوه مدیون بودن «یا مسؤول بودن برای » هستند.
ب – این علل چهار گانه علی رغم اختلاف در نحوه علیت با یکدیگر مرتبط بوده و در یک امر با هم وحدت دارند.
ج – همه این چهار نحوه علیت مسؤول پدیدآوردن جام نقره ای هستند.
د – مقصود از مسؤول بودن برای پدیدآوردن جام نقره ای، مسؤول بودن برای به حضور در آوردن امر مستور و آماده و دم دست قراردادن آن است. همه آنها مسؤولند تا چیزی را به قلمرو حضور برسانند و به آن امکان حضور در این قلمرو را ببخشند.
ه- شاید بتوان گفت که علیت در وجود در نزد حکمای اسلامی، با توجه به مساوقت وجود و حضور، به همان علیت در حضور هم قابل تاویل است.
۱۰) «هایدگر» با نقل یکی از عبارات رساله میهمانی افلاطون، سعی می کند تا از طریق مفهوم پوئیسیس، (poiesis) ماهیت این «به حضور رساندن امر غایب » یا این «به – ره – آوردن چیزی » را تبیین نماید:افلاطون در یکی از عبارتهای رساله مهمانی به ما می گوید…: «هرگونه به – ره – آوردن آنچه از عدم حضور در می گذرد و به سوی حضور یافتن پیش می رود، نوعی پوئیسیس، ( حال باید دید که مقصود از پوئیسیس چیست، آیا هرگونه فراآوردنی، (bringing,foth) پوئیسیس مقصود یونانیان از این واژه چه بوده است؟ همانطور که ««بیمیل »» هم می گوید:
«این سبب شدن به معنای پدیدآوردن (فراآوردن) در یونانی پوئیسیس نامیده می شود. ولی پوئیسیس به هیچ وجه به عاملیت (فاعلیت) انسان محدود نشده است. فوزیس، (physis) یا طبیعت نیز پوئیسیس است. همواره طبیعت بخودی خود (بدون دخالت انسان)، اشیاء را به حضور می رسانده است ». (۳۱) «هایدگر» در «پرسش از تکنولوژی » با صراحت، این وسعت معنایی پوئیسیس را در نزد یونانیان بیان می کند: «فرآوردن یا پوئیسیس فقط به تولید دست افزاری یا به ظهور آوردن و به تصویر در آوردن هنری و شعری اطلاق نمی شود; بلکه فوزیس، (phsis) یعنی از خود – بر – آمدن هم نوعی فرآوردن یا پوئیسیس است. در حقیقت، فوزیس همان پوئیسیس به والاترین مفهوم کلمه است.» (۳۲) «هایدگر» در این جهت هیچ تفاوتی بین «غنچه ای که می شکفد» و «جام نقره ای که به قلمرو حضور و ظهور می رسد» قائل نمی شود. در هر دو به حضور رسیدن امر مستور، پدید آمدن یا پدیدار شدن آنچه که نبوده است یا پدیدار نبوده، وجود دارد. مگر این که در طبیعت بر آمدن و رشد و شکوفایی بدون دخالت انسان محقق می شود; در حالی که در مورد جام نقره ای، به ظهور رسیدن او نیازمند دخالت عامل انسانی است تا با تامل کردن، آن را به عرصه حضور و ظهور برساند. «به این ترتیب هر چهار نحوه ره – آوردن یا علل اربعه در فرآوردن نقش دارند. موجودات تامی طبیعت و ساخته های صنعتگر، هر دو، هر زمان از همین طریق ظهور می یابند» (۳۳)
۱۱) نکته مهم درباره فرآوردن، (bringing forth) یا پدید آوردن چیست؟ در این جا (و در این فرایند) چه چیزی رخ می دهد؟ پوئیسیس یا فراآوردن (چه در طبیعت و چه در صنایع دستی و….) چگونه بوقوع می پیوندد؟ «هایدگر» معتقد است که این امر هنگامی رخ می دهد که از امر مستور و نامکشوف، پرده برداشته شده و «کشف حجاب » می گردد، هنگامی که امری مستور مکشوف شده و به ظهور در می آید نکته مهم و اساسی درباره این فراآوردن، همین «کشف حجاب » و به ظهور در آمدن امر مستور است و آنچه که رخ می دهد همین است که امر مستور و پنهان، مکشوف و آشکار گردیده و به قلمرو حضور و ظهور می رسد.
به تعبیر «بیمیل » این فرآوردن از، (bringing forth from) «رسانیدن از مستوریت به نامستوریت » فراآوردن از (پدید آوردن از) فقط در آن جا رخ می دهد که امر مستور (غایب) امری نامستور گردد.
این جاست که ما به قلمرو آلتیا، (aletheia) می رسیم، قلمرو حقیقت. (۳۴) «هایدگر» درباره حقیقت دیدگاه خاصی دارد که با دیدگاه مدرسی درباره حقیقت به عنوان مطابقت ذهن با واقع (مفهوم با خارج) متفاوت است. حقیقت در نزد او همان، ( Aletheia) التیااست که به معنای «عدم استتار» است. حقیقت، نه به معنای داشتن یک سلسله مفاهیم ذهنی مطابق با واقع، بلکه به معنای ظهور و انکشاف و کنار نهاده شدن حجابها و زدودن موانع و غبارهاست. البته این بروز و ظهور بطور تصادفی و بدون حساب و کتاب رخ نداده و منطق خاص خود را دارد پس بطور اجمال می توان به پاسخ سه سؤال طرح شده رسید:
الف – نکته مهم و اساسی در فرآوردن، به ظهور و حضور رسیدن امر مستور و غایب است همین «کشف حجاب »، «رفع استتار» و ظهور و نامستوریت اصلی ترین نکته است.
ب – در این فرایند فرآوردن (پدیدآوردن یا تولید)، چیزی امکان حضور در قلمرو حضور و ظهور را پیدا می کند. به وجود می آید یعنی به مرحله ظهور یافتن و یافت شدن می رسد.
ج – پوئیسیس چگونه به وقوع می پیوندد؟ بیان تفصیلی این چگونگی محتاج بیان نظریه پیچیده میدانی «هایدگر» درباره حقیقت است. در این جا فقط به ذکر این نکته اکتفا می کنیم که به گفته دن آیدی:
«…به این ترتیب موجودات تنها در متن یا از درون یا در قالب زمینه یا چارچوبی خاص ظاهر می شوند; اما این فضا یا محوطه باز که موجودات در آن شکل نهایی خود را می گیرند خود دارای ساختاری است; در مجموع این ساختار همواره و در هر حال از یک نسبت استتار – انکشاف برخوردار است…» (۳۵)
۱۲) شاید به ذهن برسد که ما از کجا شروع کردیم و اکنون به کجا رسیده ایم؟
پرسش آغازین ما پرسش از تکنولوژی بود ولی اکنون به بحث از حقیقت (آلتیا) و انکشاف رسیده ایم! چه رابطه ای بین ماهیت تکنولوژی و بحث از حقیقت و انکشاف وجود دارد؟ «هایدگر» در «پرسش از تکنولوژی » این سؤال را مطرح کرده است: «ولی ما کجا به بیراهه رفتیم؟ ما به پرسش از تکنولوژی پرداختیم، اما اکنون به «آلتیا»، به کشف حجاب، به انکشاف رسیده ایم. ولی ماهیت تکنولوژی چه ربطی به انکشاف دارد؟ (۳۶) «هایدگر» در پاسخ به این سؤال می گوید: ربطی تام (وثیق).
«والتر «بیمیل »» نیز می گوید: «آن امری که در ابتدا عجیب به نظر می آمد…(در ارتباط قرار دادن تکنولوژی با التیا)، اکنون خودش را، به عکس، چونان رشته متصل غیر قابل تفکیکی می نمایاند. اگر ما به التیا، (aletheia) به عنوان انکشاف نظر کنیم (و آن را به مثابه انکشاف بشماریم) انکشافی که امری را نامستور می نماید، به معنای این که چیزی اجازه و امکان ظهور و واجد حضور می شود، آنگاه ما می توانیم مشاهده کنیم که در هر پدید آوردنی، آن چیزی که ایجاد می شود، در واقع، یک حضور است » (۳۷)
از این مرحله به بعد است که «هایدگر» از تفسیر تکنولوژی به عنوان یک ابزار عبور نموده و به تعریف کامل تری از آن می رسد یعنی «تکنولوژی به عنوان نحوه ای از انکشاف و حضور» او همان گونه که بعد هم خواهیم دید «تکنولوژی جدید را هم نحوه ای انکشاف می شمارد» او در این مورد می گوید: «تکنولوژی جدید چیست؟ آن هم نوعی انکشاف است .اما جنبه نو تکنولوژی جدید تنها پس از آن که توجه مان را به این خصلت اساسی آن معطوف کردیم، خود را بر ما آشکار می سازد. (۳۸) «دن آیدی » با تفکیک امر انتیک از امر انتولوژیک در تعریف تکنولوژی می گوید:
«تعریف ابزاری – انسان مداری از تکنولوژی نقش انتیک دارد، این تعریف صحیح ولی جزئی است…. «هایدگر» این تعریف را با پرسشی که به سنت استعلایی فلسفه تعلق دارد، معکوس می کند مجموعه شروطی که تکنولوژی را ممکن می سازد، کدام است؟ تکنولوژی، آن گونه که «هایدگر» آن را می بیند تنها امر انتیک نیست، بلکه در عین حال امری انتولوژیک است… تکنولوژی در معنای انتولوژیک خود مجموعه ای از امور و فعالیتها نیست، بلکه وجهی از حقیقت است یا (به سخن دیگر) میدانی است که امور و فعالیتها می توانند در درون آن به صورتی که می بینیم ظهور یابند.» (۳۹)
۱۳) «هایدگر» برای تبیین این دیدگاه (تکنولوژی به عنوان نحوه ای از انکشاف)، پیش از هر چیز به ریشه شناسی واژه تکنولوژی در یونان باستان می پردازد:
«نام تکنولوژی چه چیزی را بیان می کند؟ منشا این کلمه زبان یونانی است تکنیکون، (technikon) ،عبارت است از امری که به «تخنه،»، (techne) تعلق دارد…» (۴۰)
او در مورد معنای تخنه، دو نکته را یادآوری می کند:
۱- تخنه، هر نوع پدید آوردنی (فرا آوردنی) را شامل می شود (اعم از صنعتی و فکری و هنری…).
۲- همان گونه که «بیمیل » می گوید: «در اندیشه یونانی، تا آن جا که ما می دانیم، این مفهوم، (techne) از آن گرفته شده است، تخنه، و اپیستمه با یکدیگر مرتبطند. هر دو نحوه دانستن و آگاه شدن هستند. ارتباط بین تخنه، و التیا بطور قراردادیی بوسیله «هایدگر» ایجاد و تعبیر نشده است; چرا که ما شاهد غیر قابل تاویل و ابهامی – در اخلاق نیکوماخوس ارسطو کتاب ششم، فصول سوم و چهارم،- داریم که در آن جا تخنه، و اپیستمه بطور آ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.