خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معنویت گرایی در هنر و آموزش هنر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معنویت گرایی در هنر و آموزش هنر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حکمت سینما (۸)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حکمت سینما (۸) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
21دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 72

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی شامل 69 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دیدگاه یک هنرمند معاصر در هنردینی :

جناب عبدالحمید قدیریان یکی از طراحان و نقاشان برجسته معاصر است که دیدگاه و نظرات خویش را درباره هنر دینی چنین بیان کرده است:
اصل قضیه این بود که بعد از انقلاب، تعدادی از جوان هایی که در انقلاب شعار می دادند و تظاهرات می کردند و نقاش هم بودند، در جریان انقلاب و در جریان جنگ تلاش کردند رسالت خود را انجام دهند؛ یعنی سعی کردند حرف ها و شعارها و ایده آل های مردم را به تصویر بکشند. کاری که هر نقاش متعهدی در جریان انقلاب مملکت خودش، جزو وظایف خودش می داند. در طول تاریخ که نگاه کنیم، در انقلاب های مختلف، نقاشان متعهد، نقاشانی که پابه پای مردم، در تظاهرات وانقلاب شرکت داشتند و احساس مسئوولیت می کردند سعی کرده اند با نقاشی وظیفه خود را انجام بدهند. گروهی هم در حوزه هنری جمع شدند. این گروه به صورت منسجم تر کار کردند. وقتی که جنگ شروع شد مسؤولیت نقاش ها به خاطر به تصویر کشیدن حماسه هایی که به طور مداوم به وقوع می پیوست بیشتر شد. خیلی ها با انگیزه بیشتری در این زمینه کار کردند. در این شرایط، که جنگ و انقلاب عواطف و احساسات را به دنبال خود می کشید، هنرمند هم به عنوان کسی که متعهد و با احساس است، طبیعتا درگیر این فضا شد.
دور شدن هنرمندان از جریان های نقاشی مفهومی انقلاب یا نقاشی جنگ، از دورانی آغاز شد که جنگ تمام شد. جنگ که تمام شد، سیاست دولت به آبادانی مملکت معطوف شد. بسیاری درگیر این سیاست شدند و نابسامانی هایی را هم دیدند. از آنجایی که آنها با احساس در جریان جنگ و انقلاب قرار گرفته بودند و نه با تعقل، با همان احساس هم بریده شدند؛ یعنی وقتی دیدند تعدادی آدم های نورسیده، به مال و منال رسیده اند احساس کردند که خودشان را به نحوی به این فضا نزدیک کنند. در این میان تفکر انقلابی مانع برخی از آنان بود که سعی کردند از این تفکر فاصله بگیرند تا بتوانند به خیال خود با وجدانی راحت به خواسته هایشان برسند.
برهمین اساس، خیلی از هنرمندان از این سبک و سیاق دور شدند. اول از نظر فکری جدا شدند و بعد از نظر هنری، اول سعی کردند وابستگی خودشان را به این نوع تفکر منفصل کنند که نمودهای این جدایی را در کارهایشان می بینیم.
فکر می کنم علت دور شدن بعضی هنرمندان از هنر انقلاب و هنر مفهومی و معناگرا به این جهت بود که کار هنر انقلاب را بانیت درست انجام نمی دادند، یعنی هنرشان به خاطر خدا نبوده است. واقعیت این است که به خاطر عواطف اجتماعی و یا انگیزه های درونی شخصی و نه تعقل ایدئولوژیک که پشتوانه معنوی و خدایی داشته باشد کار می کرده اند. به همین خاطر وقتی شما استواری کارتان را براساس فرد و یا جامعه قرار می دهید، زمانی که آن فرد و جامعه از هم جدا می شوند، شما نیز تفکرتان جابه جا خواهد شد. اما وقتی بر مبنای یک ایده آل خیلی برتر، پایه تفکر و هنرتان را بچینید، طبیعتا همیشه مستحکم و بادوام سرجایتان خواهید ایستاد.
این از نظر تفکر، اما از نظر هنری و این که آیا موفق بوده اند یا نه، نیازمند یک بحث طولانی و تکنیکی است که فکر می کنم زیر مجموعه بحث اصلی است و باید ببینیم آیا گرایش به مفهوم و گرایش به مباحث آرمانی، یک بحث اساسی تر و مهمتر به شمار می رود؟ ولی این که آیا بچه ها موفق بوده اند در این راستا حرکت کنند یا نه، خیلی از بچه ها هستند که دارند تلاش می کنند، چند نفری هم جدا شده اند که عده شان خیلی زیاد نیست.
من هیچ اصالتی برای نقاشی قایل نیستم. یعنی اصلاً هدفم این نیست که نقاش خوبی باشم. چون می دانم که برای انسان شدن وسیر کردن در جهت تکامل روحی و فکری، یکی از عوامل، ایجاد اتمسفر و محیط مناسب است. یعنی شما باید محیط مناسبی را ایجاد کنید. به دلیل این که نقاشی در ذات خودش به گونه ای است که نقاش را درگیر درونش می کند که موضوع خیلی مهمی است. موضوع همان فضاست که می گویم برای ساخت خود انسان خوب است. وقتی راجع به تابلوهای مذهبی کار می کنم، خواه ناخواه درباره این موضوع می اندیشم و این فکر کردن و ممارست در این فکر کردن، کمک می کند من از لحاظ روحی و معرفتی به این فضای مذهبی نزدیک شوم.
به عبارت دیگر برای این که کمی شناخت و معرفتم را نسبت به خدا والوهیت او بیشتر کنم، سعی می کنم این راه را به وسیله نقاشی سیر کنم، ولی این که در این مسیر به چه تکنیک هایی دست پیدا کنم که تأثیرگذار هم باشد در مرحله دوم برایم مهم خواهد بود. اصلاً برایم مهم نیست تابلوهایم زیبا شود یا نه و یا اصلاً در چارچوب هنری قرار بگیرد یا نگیرد. آنچه برایم مهم است ایجاد فضایی است که بتوانم معرفتی نسبت به هستی پیدا کنم. بر همین اساس، مسیرم کمی با دیگران متفاوت است. بچه ها عموما علاقه مند یافتن هستند و در کنار این، آنقدر ظرفیت فکریشان بالا است که می توانند این دو مسیر را هم زمان جلو بروند ولی مبنای من بر این قضیه استوار است و در ادامه برای تکمیل تکنیکم تلاش می کنم.
من جنگ را به تنهایی یک معضل اجتماعی نمی دانم، جنگ برای من حکم تعریف شعارهای مذهبی را دارد. به زبان دیگر، اگر ما از خدای می خواستیم که قیام حسین علیه السلام را برای ما تعریف کند، طوری که ما بفهمیم؛ اگر می خواستیم حماسه رشادت های اصحاب حسین را برای ما تعریف کند و اگر خدا می خواست برای ما تعریفی کند من فکر می کنم بهترین راهش همین جنگ بود.
جنگ ما از دید من، به گونه ای بود که تمامی حماسه هایی که در تاریخ اسلام مطرح می شود؛ مثل قیام، شهادت، از خودگذشتگی و صبر، در آن دیده می شد. اگر من بازمانده شهدای گمنام جنگ را به تصویر می کشم، در اصل همان پیام حضرت زینب در بعد از عاشورا را می رسانم. دید من این است و این گونه فکر نمی کنم که خانواده ای بی سرپرست شد.
من نگاه بسیار مثبتی نسبت به جنگ دارم. البته نه نسبت به نفس جنگ، بلکه نسبت به جنگی که به قول حضرت امام(ره) «این جنگ یک دانشگاه است.» علت هم این است که ما به شکل واضحی تبلور حماسه ها را شاهد بودیم. صبری که مادران و همسران داشتند؛ شهادت طلبی هایی که جوان ها داشتند، ایمانشان و اتصالشان رابه وضوح می دیدیم. چون جنگ را از این زاویه می بینم، طبیعتا برایم فرقی نمی کند که جنگ را بکشم و یا یکی از موضوع های مذهبی را کار کنم.
یک وقت، موضوع مذهبی برای من، ثقیل و سنگین است، در آن زمان نمونه ای را که خودم در جبهه دیدم می کشم. در مواقعی هم بیشتر می توانم روی موضوع مذهبی کار کنم که همان کار را می کنم، در مجموع زیاد برای من تفاوتی ندارد.
مواقعی که می خواهم کار کنم ممکن است اتود کامل و دقیقی از تابلویی که می خواهم اجرا کنم نداشته باشم، چیزی که در ذهن من هست، یک شور درونی و یک نیاز به کشیدن تابلو است که به خاطر فهم موضوع و چارچوب خود موضوع در ذهنم وجود دارد. ممکن است یک حس حماسی به من دست بدهد و خود واقعه عاشورا را بکشم. یا ممکن است حس غریب به من دست بدهد و حضرت زهرا(س) را بکشم. یا این که از حس هایی که انسان ها در لحظات مختلف زندگیشان به دست می آورند و معرفتی که پیدا می کنند، سعی می کنم موضوعی انتخاب کنم و به تصویر بکشم.
من سعی می کنم با کارم ارتباط زیادی داشته باشم. یعنی سعی می کنم ابعاد مختلفش را پیدا کنم. مثلاً همین تابلو، در این تابلو بدن تیرخورده ای را کشیده ام. سؤالم اینجاست که آیا این تابلو واقعا آن بار معنوی را دارد؟ چه چیزی را من نکشیده ام که این بار معنوی را دارد؟ چه چیزی را من نکشیده ام که این بار معنوی را القا نمی کند یعنی آن الوهیتی را که من می خواهم ندارد این ممارست ذهنی، بحث هایی پیش می آورد که باعث می شود من خود موضوع را بفهمم. روی همین حساب با اتود مشخص وارد کار نمی شوم ولی وقتی کار را شروع می کنم آنقدر می کوشم تا تکمیل شود، البته در مسیر آن موضوعی که در ذهن دارم.
این مبحث به نوع نگاه ما به بزرگان مذهبی برمی گردد. دو نگاه هست: یکی این که بزرگان مذهبی به قدری بزرگند که دستی نیافتنی اند، یکی هم این که این بزرگان دست یافتنی اند. همان طور که خداوند می فرماید: اگر به حضرت رسول که بزرگ بزرگان است رسالت دادیم، نه به خاطر خویشاوندی، بلکه به خاطر طینت و به خاطر حرکتی که خود حضرت داشته است، یعنی لایق رسالت بوده واعمالی انجام داده که این لیاقت را ثابت کرده است و این در مورد تمام بزرگان مذهبی صدق می کند. هم این بزرگان لیاقتشان را برای بزرگ بودن به اثبات رسانده اند و هم این که خداوند به آنها مقامی اعطا کرده است.
من فکر می کنم سؤال شما به نوع نگاه ما به این بزرگان برمی گردد. واقعیت این است که این بزرگان به قدری مقدسند که ما همه اصول و پایه های مذهبمان را برآنها بنا می کنیم ولی دست نیافتنی نیستند.
باید این بزرگان و شعایر مذهبی در زندگی ما جاری باشند وبرای جاری بودنشان هم، ما نیازمند نمونه های عینی هستیم. وقتی شما می بینید یک بسیجی شهید می شود و احیانا آن بسیجی با حضرت ابوالفضل مقایسه می شود (از نظر معنا، نه از نظر تکنیک) آیا می شود یک سقای جنگ را با حضرت ابوالفضل مقایسه کرد؟ من فکر می کنم می شود. چون وقتی نقاش این دو را کنار هم قرار می دهد، منظورش بسیجی نیست. منظور آن حماسه و یا آن مفهومی است که آن بسیجی به پا کرده است.
واقعیت این است که ما با آدمی که در تابلو هست کاری نداریم، آن آدم به وجودآورنده یک حماسه بوده، آن حماسه مهم است که به آن می گوییم حماسه حسینی و یا حماسه زینبی.
من فکر می کنم قرار دادن اینها کنار همدیگر، حداقل در مرحله کلام اشکالی ندارد. ولی در تصویر، قداست را نباید آن قدر بالا ببریم که به الوهیت خداوند نزدیک شود و نشود به هیچ عنوان به طرف این بزرگان رفت. می شود با این بزرگان زندگی کرد، دم خور بود و گفت وگو کرد و فکر می کنم خود ایشان هم هیچ ابایی ندارند، یعنی هستند و ناظرند وبه ما کمک می کنند. حالا چرا این ارتباط در تابلو پیش نیاید؟ می تواند پیش بیاید ولی عموما ناتوانی نقاش باعث مطرح شدن این پرسش می شود. نقاش نمی تواند این مطلب را خوب بیان کند یا به تصویر بکشد. برای همین سؤال پیش می آید که آیا این کار رخنه ای در عقاید مذهبی به وجود نمی آورد؟
در مورد بخش دیگر پرسش شما نیز بگویم در نمایشگاهی که در ماه رمضان داشتم، دانشجوها و جوان ها نیز همین سؤال را از من پرسیدند که با این همه دغدغه های اجتماعی، شما مضامین مذهبی و امام حسین علیه السلام را به تصویر می کشید. گفتم که من بچه جنوب شهر هستم، یعنی با مشکلات طبقه پایین آشنا هستم، خیلی از معضلات اجتماعی را می دانم و برای من هم دردناک است. نقاش، اگر بنا باشد مباحث روز را به همان شکلی که هست مطرح کند، در

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.