خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شرایط متعادل و نامتعادل در ساخت درام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 43
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل شرایط متعادل و نامتعادل در ساخت درام شامل 39 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل شرایط متعادل و نامتعادل در ساخت درام در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل شرایط متعادل و نامتعادل در ساخت درام با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل شرایط متعادل و نامتعادل در ساخت درام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل شرایط متعادل و نامتعادل در ساخت درام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل شرایط متعادل و نامتعادل در ساخت درام اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
اصطلاحات «شرایط متعادل» و «شرایط غیر متعادل» فارغ از ریشه یابی در موضوع «درام»، جهت مقایسه دو کیفیت متفاوت از زندگی فرض گردیده است که دارای رابطه تداومی هستند و نه تقابلی.
آدمی هنگامی که چیزی را ندارد وطالب آن است، میل به وصول یعنی شوق رسیدن به آن را دارد و هنگامی که چیزی را دارد که آن را نمی خواهد، کراهت یعنی میل به جدا شدن از آن را دارد. میل به داشتن ولی نداشتن یک چیز و کراهت از داشتن چیزی و نخواستن آن، باعث رنج می گردد که برای رفع این رنج برای به دست آوردن مطلوب و برای طرد نامطلوب دست به تلاش و عمل می زند و با از میان برداشتن رنج، به شرایط آرام می رسد.
اوضاع کاملاً آرام و نیاشفته در زندگی بشر وجود ندارد؛ گذشته از آن که در رنجی ابدی ناشی از دور افتادن از اصل خویش به سر می برد، از یک سلسله رنج های دنیوی دائمی چون ترس از گرسنگی، سرما، و… نیز رنج می برد که به واسطه استمرار و مداومت آنها، به نوعی یکنواختی و تکرار مبدّل گردیده که به صورت آرامشی نسبی درآمده است و «شرایط متعادل»، به این وضعیت اطلاق می گردد.
در «شرایط متعادل» به واسطه آن که زندگی تکرار شونده است، فرد به موقعیت خود اشراف داشته، بر اعمال خود احاطه دارد و به لحاظ استقرار در وضعیت مشخص، به راحتی برای آینده برنامه ریزی می کند و به طور کلی، فاعل است. در این شرایط به لحاظ آن که نگرانی نسبت به زمانی که در آن بسر برده می شود وجود ندارد، لذا زمان حال در شکل فیزیکی خود مفهوم می یابد و صرفا «لحظه» و «آن» است که به صورت حلقه اتصال گذشته به آینده عمل می کند و در نتیجه زمان فقط در گذشته و آینده معنی می یابد و رجوع به گذشته و سیر در آینده توسط «شاکله انسان» یعنی حقیقت واقعی و پنهان فرد، میسر می گردد. و چون شاکله انسان در زمان گذشته و آینده بسر می برد، لذا فرد فقط از نظر فیزیکی در مکان قرار دارد و شاکله او در مکانی مربوط به زمان گذشته و یا آینده ای که بسر می برد، حضور دارد. به همین خاطر در این شرایط، نه محیط اطراف دیده می شود و نه این که چیزی در خاطره و یاد می ماند. به طور کلی روند زندگی در این شرایط به مانند یک گوی است که در وضعیتی کاملاً مشخص، با سرعتی معیّن و در مداری معلوم در گردش می باشد.
این شرایط زمانی تغییر می کند و تبدیل به «شرایط نامتعادل» می شود که عنصری خارجی وضعیت آن را بهم بریزد و به نوعی، عنصری خارجی بر «گویِ» مثال ذکر شده ضربه ای وارد سازد و نظم حرکت آنرا در هم ریزد؛ هر قدر که ضربه وارد شده شدیدتر باشد، شرایط حرکتی «گوی»، بهم ریخته تر و زمان شکل گیری منظم آن در وضعیت جدید نسبت به وضعیت قبل، طولانی تر خواهد بود.
این عنصر را «عنصر اصلی ایجاد کننده درام» می نامیم و اهمیتش فقط در حد ایجاد ضربه به وضعیت «شرایط متعادل» است و موقعیت بحرانی را برای بروز شاکله انسان ایجاد می کند و به نوعی، برای چیزهایی که در پرده حجاب بوده و ما نمی دیدیم، مظاهری را نمودار می سازد.
«عنصر اصلی ایجاد کننده درام» جزو عناصر «شرایط متعادل» محسوب نمی شود، بلکه از خارج و در لحظه ورودش به صورت یک عنصر دراماتیک وارد می شود و بنا به نسبتی که با «شرایط متعادل» برقرار می کند، عمل می نماید. «عنصر اصلی ایجاد کننده درام» باید با استحکام حیات و شرایط متعادل، تناسب داشته باشد و در واقع بتواند آن را از هم بپاشد. به بیانی دیگر، موقعیت متعادل بر ستونهایی استوار است که زور و قدرت «عنصر اصلی ایجاد کننده درام» باید بیش تر از قدرت این ستون ها باشد تا بتواند وضعیت آن ها را ناپایدار سازد.
به لحاظ آن که در شرایط متعادل، زمان حال مفهومی ندارد و عناصر شرایط متعادل توجهی در زمان حال و در مکان فیزیکی ندارند، لذا نسبت به «عناصر اصلی خارجی ایجاد کننده درام» غافل هستند، به مجرد آنکه «عنصر اصلی ایجاد کننده درام» عمل نمود و ضربه خود را وارد ساخت «شرایط متعادل» به «شرایط نامتعادل» تبدیل شده و شاکله انسان که تا آن زمان پشت فیزیک انسان مخفی بود، هویدا می شود و هیچ فیزیکی نیز، نمی تواند جلودار این موقعیت باشد.
در «شرایط نامتعادل»، دیگر فرد بر موقعیت و وضعیت دائمی زمان و مکان اشراف ندارد و لذا نمی تواند از لحظه های زندگی خود اطلاعی داشته باشد و وضعیت آینده برایش مجهول گردیده، دیگر تصمیم گیرنده و فاعل نیست. بلکه در این شرایط به لحاظ آشفتگی و عدم آرامش و این که یک لحظه بعد نیز غیرقابل پیش بینی می باشد از حالت فاعلی خارج شده و منفعل می گردد.
در این شرایط بنا به میزان شدت درام، احساس خستگی در فرد ایجاد می شود؛ به لحاظ همین فشار در شرایط دراماتیک است که همواره سعی دارد از شرایط نامتعادل به سمت شرایط متعادل فرار کند و هر قدر که به انتهای شرایط نامتعادل نزدیک می شویم، تعدیل ایجاد شده و به تدریج، شرایط نامتعادل مجددا تبدیل به شرایط متعادل می گردد تا اینکه فرد در شرایط جدیدی از «شرایط متعادل» قرار می گیرد. به همین دلیل می توان «شرایط نامتعادل» را دوران گذرای حد فاصل دو «شرایط متعادل» نسبت به یکدیگر دانست.
به دلیل رنجی که از میل به وصول (عشق) و کراهت از داشتن (نفرت) در شرایط نامتعادل بر انسان وارد می شود، لذا تلخ ترین و شیرین ترین لحظات زندگی در زمره این شرایط می باشد و چون در «شرایط متعادل»، انسان در شاکله بخشی از زمان گذشته را مرور می کند و این گذشته که در یاد مانده، در شرایط نامتعادل حاصل گردیده است، لذا در شرایط متعادل به نوعی در شرایط نامتعادل نیز به سر می بریم ولیکن کیفیتی از علم حصولی نسبت به شرایط نامتعادل داریم و لذا کیفیت آن از جنس آن در شرایط نامتعادل نمی باشد. زیرا شاکله ای که در «شرایط نامتعادل» بر ما واقع می شود، شاکله واقعی ماست ولیکن در خاطرات ما، شاکله ای که در «شرایط متعادل» بر ما واقع می شود شاکله واقعی ماست امّا در خاطرات ما شاکله ای حضور پیدا می کند که دوست داریم و می پسندیم؛ چرا که در مرور خاطرات، سعی بر این است که
