خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پروین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پروین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رمان و انقلاب اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رمان و انقلاب اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
24دقیقه
06ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق…

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 76

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… شامل 30 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بارقه عشق… :

علیهاالسلام در هنگامه ای که می رود تا صنعت و تکنولوژی، آخرین خاکریزهای انسانیت را به تصرّف خود درآورد، در زمانه ای که انسان ها لحظه ای را به پیدا کردن گوهرِ نفیس وجود خویش سپری نمی کنند، در عصری که هیچ گوشی فریادهای آخرِ بشریّت را در احتضار غم آلود، میان آهن و آتش و دود نمی شنود، در زمانی که بیخودی و بیهودگی چونان خوره ای به جان انسانیّت افتاده و از درون و برون آن را به طرف نابودی سوق می دهد، در عصری که سوغات تمدن، غرق ساختن آدمیان در گرداب های اضطراب و نگرانی است و بیماری های روحی و روانی، بخش جدایی ناپذیر زندگی صنعتی شده و از شریان های این تمدن دست ساخته ی بشری جز خون غفلت و چرک الحاد نمی جهد و از دشت تفتیده ی بیگانگی با خدا، جز سَموم گمراهی نمی وزد. این انسانِ بی انسانیّت است که تنها در گرداب دهشتناک غضب و سیل توفنده ی خشم الهی رو به دیار قهر پروردگار تبعید می شود و از زندگیِ به دور از خدای او، جز نکبت و پلیدی به چشم نمی خورد.
آیا این انسان به کدامین ارمغان این تمدّن دل خوش دارد؟! انسانی که یک زمان در کنار موسیقی روح نواز آبشارها و جویباران در پهن دشت جان خویش به سیر و سفر مشغول بود و یا در کنار تخته سنگی زانوی اندیشه و تفکر زده، از حرکت زلال آب، دریایی از عرفان به کام جان می ریخت و یا از آواز سحرگاهی پرنده ای، مستانه نعره می کشید و مدهوش بر زمین می افتاد؛ که سعدی شیرین سخن پرده ای از این نمایش را بی پرده چنین و صف کرده است:

«دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلص را مگر آواز من رسید به گوش
گفت: باور نداشتم که تو را بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم: این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح گوی و من خاموش»

اینک، در فضای غبارگرفته و غفلت زده، تنها حسرتی از آن زمانه به یادگار دارد.
راستی… دیگر امروز شمع ها را سر سوختن، کم تر است و پروانه ها را نیز بال به آتش زدن. صدای چکاوکان در تصادف آتش و فولاد، در قبرستان خاطرات به خاک فراموشی سپرده شده و انسان، این داعیه دارِ «جانشینی پروردگار» متحیّر از این سرگشتگی.
امّا…
تنها، کسانی سیل سرگشتگی به خانه ی دل، راه ندادند که هر روز آیینه ی فطرت به اشک بیداری، از غبار فراموشی پاک کردند، تا همواره بارقه ای از عشق حق در دل داشته باشند؛ کسانی که هر صبح گاه، پنجره ی دل به سوی سبزه های دود نخورده می گشایند؛ هر شب از ابر رحمت طلب باران می کنند، تا هرگز سبزه های زمزمه در دشت جانشان بی طراوت نماند؛ آنان که از گرمای سوزان قهر الهی، به سایه سار رحمت و عطوفت او پناه می برند.
امّا، امّا!…
ما پنجره ی جان به کدامین دشت گشوده ایم؟ دست نیاز به کدامین جهت کشیده ایم؟ گوش جان به کدامین آوا سپرده ایم؟ دل در آتش کدامین عشق سوزانده ایم؟ و چشم دل به کدامین افق دوخته ایم؟
آیا هرگز شده است سجاده ی دل به دوش کشیده، لحظه ای در عرفات حضور در کنار کوثر همیشه جاری زمزمه، سفره ی دل بگشاییم و در دشت فرمان الهی، گوش به آوای پر مهر حق دهیم؟ دل به ندای او خوش داریم، و دستان تمنّای خویش را با هزاران امید به سوی آسمان رحمت او بلند کنیم و دل در آتش عشق او بسوزانیم؟
آیا شده است ما هم قطره ی اشکی در چاه تنهایی خویش از دیدگان جاری سازیم؟ اگر چنین باشد، حتما آه گرم مولایِ شب بیداران، گوش جان مان را نوازش داده است.
بیاییم برا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.