خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انگیزه های هنری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انگیزه های هنری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظری به اصول و فلسفه هنر اسلامی(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظری به اصول و فلسفه هنر اسلامی(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
25دقیقه
18ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هنر از دیدگاه افلاطون

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 66

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هنر از دیدگاه افلاطون، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل هنر از دیدگاه افلاطون شامل 46 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل هنر از دیدگاه افلاطون:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل هنر از دیدگاه افلاطون را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل هنر از دیدگاه افلاطون توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هنر از دیدگاه افلاطون را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.

افلاطون یک فیلسوف شاعر است و آثار وی قبل از آنکه خردمندانه باشد، شاعرانه است. امّا در اندیشه او شعر تنها وسیله ای برای بیان زیبایی حقیقت است. افلاطون از این جنون الهی (شعر) بهره می برد تا حالات، صحنه ها و شخصیتها را در مکالمات خود به زیباترین صورت بیافریند و تجسم بخشد.
بنابر گزارش دیوگنس لائرتیوس، افلاطون در ابتدا، خود را به مطالعه نقاشی و گفتن شعر، نخست شعر ثنائی و سپس شعر غنایی و نوشتن تراژدی مشغول می داشته است.(۱) ولی زمانی که با سقراط آشنا شد سیاهه های شعری خود را از بین برد و شعر و احساس و عاطفه را به نفع خرد و فلسفه کنار گذاشت. با این وجود، تلفیق شعر و فلسفه در آثار افلاطون به ویژه در رساله های «مهمانی» و «یون» به روشن ترین و زیباترین وجه متجلّی است. زیرا حقیقت فلسفی بدون حقیقت شعری و هنری چیزی جز جملات خشک و بی روح منطقی نیست، و در مقابل شعر و یا هنری که از ژرفای اندیشه و فلسفه خالی باشد چیزی جز الفاظ و تشبیهات زیبا ولی سطحی و تو خالی نیست.
هیچ فیلسوف و نابغه ای به اندازه افلاطون به طرد و رد هنرها به خصوص شعر نپرداخته است. و شدت و تندی که در نبرد و ستیز با شعر به مثابه دشمن خرد از خود نشان داده بی سابقه است، در حالی که او، خود یکی از هنرمندان بزرگ جهان و از بزرگان عالم شعر است و به تأثیر ژرف و عمیق آثار هنری در زندگی انسانها واقف بوده است. ولی آنجا که پای حقیقت و معرفت در میان باشد، سرودن شعر را نوعی بیهوده گویی می داند بطوری که سراینده آن حتی اطلاع از شخص خویش ندارد؛ و از زبان سقراط می گوید:
«از اشعار آنان قطعاتی برگزیدم که در نتیجه کار و زحمت فراوان به وجود آمده بودند و از آنان پرسیدم که منظورشان از سرودن این اشعار چیست؟ تا من نیز چیزی یاد بگیرم مردم آتن از گفتن اینکه چه جوابی شنیدم شرم دارم و همین قدر می گویم که تقریبا همه کسانی که در آنجا حاضر بودند بهتر از خود آن شعرا درباره اشعار آنان سخن گفتند، بنابراین در مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که شعر سرودن شعرا نیز، در سایه معرفتی نیست، بلکه یک استعداد طبیعی به آنان یاری می رساند. درست مانند پیشگویان و سرودخوانان معبد که سخنان زیبا می گویند ولی از معنای گفته خود خبر ندارند، وضع شعرا را تا آنجا که توانسته ام بفهمم به همین منوال بود. در عین حال، دریافتم که اینان (شعرا) چون شعر می سرایند گمان می کنند که همه چیز را هم می دانند در حالی که چنین نبود …»(۲)
افلاطون در حمله خود به شاعران حتی از هومر که بزرگترین شاعر و سلطان تراژدی نویسان است نیز فروگذاری نمی کند، هومری که در تربیت یونانیان نقشی عظیم داشته و دیوان اشعارش در میان مردم به منزله کتاب مقدس تلقی می شده است، اما افلاطون با همه احترامی که برای وی قائل بود، تاجی بر سرش می گذارد و او را از مدینه فاضله خویش تبعید می کند.
علل حملات او به هنر و به خصوص به شعر کدامند؟ آیا به خاطر این است که او شعر و فلسفه را در مقابل هم گذاشته است و دست به انتخابی به نفع فلسفه زده است؟ و یا به خاطر حضور فعال شاعری چون ملوتوس بوده است؟ که در محاکمه سقراط نقش اساسی داشت و به نمایندگی از طرف همه سخن می گفت و عاقبت سقراط را محکوم به نوشیدن شوکران کرد؟ و یا به واسطه حملات نمایشنامه نویسی چون آریستوفانس بوده که در نمایشنامه ابرها سقراط را به باد استهزا گرفت و به نظر افلاطون او مسؤول اتّهاماتی بوده که به سقراط زدند؟ و یا دشمنی او با شعر و شاعران به واسطه مسایل اخلاقی مانند مدیحه سرایی های شاعران برای مستبدان تاریخ بوده است. افلاطون در این باره می گوید:
«آری این شاعر (اوری پید) فرمانروایان مستبد را می ستاید و آنان را شبیه خدایان می داند.»(۳)
لئواشتراوس نیز در این باره می گوید:
«خصیصه نظامهای ستمگر و دمکراسی تسلیم امیال حسی، از جمله بی قاعده ترین امیال است ستمگر عشق مجسم است و شاعر در ستایش عشق (شعر) می سراید، آنها پدیده ای را ستایش می کنند و به آنان می پردازند که سقراط در «جمهوری» با تمام توان از آن پرهیز می کند.»(۴)
پس جای تعجب نیست که در تاریخ، دربارهای خلفای مستبد مملو از شاعران متملّق و ستایشگر بوده است، در حالی که در نظامهای مردم سالاری، از قدر و منزلتی برخوردار نیستند. و یا علّت حمله او به هنر و شعر به خاطر تراژدی پرداز و شاعری چون سیراکوس حاکم بوده است فردی خودکامه به شدت مورد نفرت افلاطون بود.
هر چند ممکن است همه اینها تأثیری در ردّ هنر و شعر از دیدگاه افلاطون داشته باشد، اما ریشه های مخالفت او بسی بنیانی تر و پایدارتر از مطالب فوق الذکر است و نمی توان به عمق آن پی برد، مگر اینکه به بررسی و تحلیل مبانی هستی شناسی، شناخت شناسی و روان شناسی او بپردازیم که دیدگاه هنری او مانند هر متفکر دیگری، ارتباطی تنگاتنگ و لاینفک با این مبانی دارد و سخن گفتن از دیدگاه هنری او به صورتی جدا و مجرّد از دیدگاههای روان شناسی، شناخت شناسی و هستی شناسی او، به مثابه نوعی مثله کردن اندیشه های اوست. زیرا تنزّل مقام شعر و هنرهای دیگر نسبت به فلسفه تنها در ارتباط با وجودشناسی و معرفت شناسی و چگونگی ارتباط آنها معنی پیدا می کند.
به عقیده گادامر، «باید پرسید چرا افلاطون هومر را محکوم می کند؟ اول: برای تصویری که او از خدایان ترسیم می کند و ظاهری انسانی به خدایان می بخشد و آن همه برای ما شناخته شده است خدایانی که در اوج زندگی المپی خود مشاجره و مخاصمه می کنند و طرح می ریزند و توطئه می کنند و بسان آدمیانی که همواره چنین کرده اند و … دوم: او تصویر ترسیم شده هومر از «هادس» را نمی پسندد. جایی که ضرورتا باید موجب ترس از مرگ شود، او به سوگواری اغراق آمیز مردگان، خوار شماری و تسخر زنی اغراق آمیز و شهوات و خواسته های غیرمسؤولانه خدایان و قهرمانان هومر معترض است.»(۵)
تأثیر هومر در تربیت یونانیان به قدری عمیق بود که کسنوفانس با وجود نکوهش او می گفت: هومر سرچشمه ای است که همه مردم در آغاز، معرفت خود را از وی گرفته اند. پس جای تعجب نیست که افلاطون وقتی می خواهد شعر را بکوبد از بزرگترین نماینده آن که هومر می باشد شروع می کند. هستی شناسی و معرفت شناسی و جایگاه هنر در آن
پارمیندوس می گوید: «ما نمی توانیم دنیای محسوسات را بشناسیم، زیرا به قول هراکلیتوس دنیای محسوس در تغییر و تحول دایمی است، و تا در پی شناخت آن بر می آییم موضوع شناخت ما تغییر پیدا می کند. پس به عبارتی چون هر لحظه در تحول هستند، نمی توان آن را موجود تلقی کرد، زیرا آنها هیچ هستند و علم انسان به هیچ تعلّق نمی گیرد و به عبارتی دیگر، موضوع شناخت وجود ندارد.»
در قدم بعدی پارمیندس می گوید: «تنها موجودات نامحسوس و ثابت را می توان موجودات حقیقی دانست، که متعلّق علم انسان قرار می گیرند، علمی که تنها بر پایه تعقل و تفکر استوار است و حواس در آن دخالتی نداشته باشد.»
افلاطون در این مورد تا حدودی عقیده پارمیندس را می پذیرد ولی این نظریه را که دنیای محسوسات، هیچ و فاقد وجودند را رد می کند و می گوید: دنیای محسوسات هر چند وجود حقیقی ندارند. اما فاقد وجود کامل و هیچ هم نیستند بلکه در مقایسه با وجود حقیقی که او آن را جهان ایده می نام