خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باره زبان قوم در قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باره زبان قوم در قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
16دقیقه
27ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 53

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) شامل 116 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعارض علم و دین! در خلقت آدم(۱) :

در نوشتار پیشین (۱) به مواردی اشاره داشتیم که دارای ابهاماتی بودند و وعده کردیم که به منظور رفع ابهام،آنها را مورد بحث قرار دهیم. نخستین موردی که مورد بحث و بررسی قرار می دهیم، آفریده شدن انسان از خاک است. گفته می شود یکی از مواردی که ظاهر قرآن کریم با علوم امروزی سازگاری ندارد موضوع آفرینش انسان است زیرا قرآن می گوید آدم علیه السلام بدون هر سابقه ای از خاک آفریده شده است (۲) و علم آن را قبول ندارد. اکنون به بحث در این مورد می پردازیم.
انسان پدیده ای است با جنسیت زن و مرد و با تفاوت های ظاهری سیاه و سفید و سرخ و زرد. و یا دارای زبانها و لغات مختلف و لهجه های متنوع، با تولد و زندگی و مرگ و خصوصیات متفاوت که در تمامی کره زمین پراکنده اند. این پدیده مانند بیشتر پدیده های دیگر در حال توسعه و گسترش است و هر چه به گذشته تاریخ برگردیم، از لحاظ آمار کمتر و کمتر می شود، تا به دوره هایی می رسیم که تعداد آن بسیار اندک بوده است.
در طول تاریخ گاه و بی گاه پس از گسترش انسان در برخی از مناطق و قاره ها در نتیجه تعارض علم و دین در خلقت آدم
حوادثی مانند جنگ، بیماری، زلزله، سیل و طوفان نسل بشر نابود شده یا به حداقل رسیده سپس از نو شروع به گسترش نموده است، چنانکه در قرآن نیز به بعضی از این حوادث اشارت رفته است، مانند طوفان نوح (۳) و سیل سبا (۴) و سرگذشت عاد و ثمود. (۵) آری:
این همان چشمه خورشید جهان افروز است
که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود
در اینجا پرسشهایی پیش می آید:
۱. اگر به همین ترتیب به گذشته برگردیم، آیا به دوره ای می رسیم که انسان فقط یک نفر (یک مرد) یا دو نفر (یک مرد و یک زن) بوده و همه انسانها از نسل آنها به وجود آمده و گسترش پیدا کرده باشند؟ یا هیچ وقت چنین نبوده، بلکه نخستین انسانها گروهی بوده اند تحول یافته از موجودات زنده ساده و پست تر و آنها اجداد پیشین و آغازین این نسلند؟
۲. نخستین انسان و یا انسانها چگونه به وجود آمده اند؟ یک مرتبه و بدون هرگونه پیش درآمدی از خاک یا از گل و لجن (۶) یا در هر صورت از جماد و ماده بی جان آنهم به طور ناخواسته و اتفاقی یا به خواست خدا و اعجاز آمیز پیدا شده اند؟ یا اینکه پیش از پیدایش انسان موجودی زنده اما ساده تر و پست تر وجود داشته است; موجودی که از جنبه بدنی و جسمی شبیه انسان بوده ولی از جنبه فکری و مغزی و قوای دماغی ضعیف تر و پست تر از آن بوده است، زندگی ساده و ابتدائی داشته، ابزار و وسایل را نمی شناخته، آهن و آتش و ابزارهای دیگر زندگی را کشف نکرده بوده و حتی زبان و سخن گفتن را هم نمی دانسته و با اصوات و اشارت خواسته خود را بیان می کرده است. و بدین گونه سالها و قرنها بر او گذشته تا به نخستین مرحله تعقل و تفکر رسیده و سخن گفتن را یاد گرفته و اسباب و آلات مورد نیاز خود را کشف نموده و یا ساخته است.
در قرآن آیاتی هست که شاید اشاره به همین دوره باشد مانند: «هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا» (دهر/ ۱) ; «روزگارانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود». (۷) در تفسیر این آیه روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: «کان شیئا و لم یکن مذکورا» (۸) «چیزی بود ولی قابل ذکر نبود».
و نیز در قرآن در داستان پسران آدم می فرماید: «فبعث الله غرابا یبحث فی الارض …قال یا ویلتی اعجزت ان اکون مثل هذا الغراب » (مائده/ ۳۱); «خداوند کلاغی را به کاوش زمین فرستاد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را در زیر خاک بپوشاند. او گفت وای بر من آنقدر درمانده ام که به اندازه این کلاغ هم نیستم که بتوانم جسد برادرم را مستور کنم ». این آیه شریفه شاید اشاره به این باشد که در آن مرحله انسان مرده را تشخیص نمی داده و دفن آن را هم نمی دانسته است.
و همچنین در قرآن آمده است:«و بدت لهما سوءاتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه » (اعراف/ ۲۲); «…وقتی شرمگاهشان آشکار شد و بر آن شدند که از برگهای بهشت برخود بپوشانند». از این آیه هم فهمیده می شود که انسان در آن مرحله لختی و عریانی را هم نمی شناخته و اولین بار که به لخت بودن خود پی برده بدن خود را با علف پوشانده است.
پیش از آن دوره چه بوده؟ لابد ظاهر انسان و اعضای او هم نبوده است. یک حیوان پست و ساده بوده است و همین طور پیش از آن تا برسد به یک ماده حیاتی کاملا ساده مثلا موجود تک سلولی و پس از پیمودن این همه مراحل به مرحله انسانی گام نهاده است.
۳. بنابراین دو فرضیه، آیا این که پیش از این واقع شده قابل تکرار است یا نه؟ بدین معنا که تنها یک مرتبه به حکم خدا یا مقتضای طبیعت، شرایطی به وجود آمده و این پدیده به طور ناگهانی یا با تحول و تکامل به وجود آمده است و دیگر هیچ گاه چنین تحولی به وجود نیامده و نخواهد آمد؟ یا ممکن است تاکنون این پدیده تکرار شده باشد و ما نمی دانیم. مثلا آنهایی که در اطراف اسوان در کشور مصر یا در جنگل های استرالیا یا در جاهای دیگر به شکل زندگی انسانهای اولیه زندگی می کنند از نسلی هستند که همه بشر از آن نسل است و همه از یک شاخه و یک تبارند; دیگران متحول و متکامل شده اند و آنها در همان وضع و حال باقی مانده اند؟ یا ربطی به نسل بشر فعلی ندارند و از نسل دیگر و تبار دیگرند، خیلی بعد از نسل نخستین از حیوانات دیگر به وجود آمده اند تا به این مرحله رسیده اند و بعدا یا مانند نسل دیگر متحول و متکامل خواهند شد یا در نتیجه شرایط نامساعد از بین خواهند رفت؟
هنگامی مساله پیچیده تر می شود که سؤال از انسان فراتر رفته در موجودات زنده دیگر هم مانند خزندگان، پرندگان، چهارپایان و حشرات و غیر اینها بلکه در درختان و نباتات هم مطرح شود. اکنون باید دید که آیا دانش بشری برای همه این پرسشها جواب قطعی و علمی و اماره دارد؟ و اگر نه باید دید تا چه اندازه مطلب تاکنون کشف شده است.
در خصوص این گفته که زمین در ادوار گذشته به یک دوره ای رسیده است که شرایطش برای زندگی حیوانات زنده و بقای آن مساعد شده است و پیش از آن چنین نبوده است، باید دید نخستین ماده حیات از کجا به زمین رسیده است؟ آیا آن هم در نتیجه تکامل اجزاء و شرایط زمین به وجود آمده یا از کرات دیگر به زمین رسیده است؟
سؤالات فراوانی مطرح است و تا آنجا که ما می دانیم دانش بشری برای هیچ کدام از آنها پاسخ قطعی، علمی و استدلالی ندارد. از جمله زمان پدید آمدن ماده حیاتی و جدول قطعی تحول در انسان و سایر جانداران به درستی روشن نیست. چگونه بعضی انسان شده و بعضی دیگر تمساح یا آهو و برخی اسب و جاندار دیگر و در باره هر یک از این جانداران سؤالهایی مانند سؤالهایی که در مورد انسان ذکر شد مطرح می شود، مثلا همه تمساحها به یک تمساح برمی گردند و یا به چند تمساح؟ و در مورد فیل و کرگدن و غیره چطور؟ کوتاه سخن این که این مساله ای پیچیده و مبهم است. علم و تجربه با قدمهای آهسته و کند پیش می رود یا به تعبیر صحیح تر درجا می زند و حرکت و پیشرفت محسوس و قابل توجهی ندارد. اگر قدمی به جلو بر می دارد چند قدم به عقب بر می گردد. از دوران فرضیه لامارک (۹) و داروین (۱۰) پیشرفت مهمی نکرده است جز کشف فسیلهای قدیمتر و کهنه تر، آن هم فقط جدولی را که قبلا فرض می شد به هم زده و بی اعتبار کرده است. تنها چیزی که می شود گفت این است که نظریه تحول و تکامل از نظریه فیکسیسم (۱۱) به ذهن نزدیکتر است که آن هم سؤالاتی را پیش می آورد که ظاهرا قابل پاسخ نیست. بنابراین هر چه گفته می شود مانند قدم زدن در تاریکی است که رونده زیر پای خود را نمی بیند و راه را از چاه و دره را از صخره و کوه تشخیص نمی دهد. پس دانش بشری مطلب محصل و معلومی ندارد تا گفته قرآن با او در تعارض باشد. اکنون ببینیم قرآن کریم در این باره چه گفته است. دیدگاه قرآن در مورد خلقت انسان
قرآن کریم در هفت سوره در این باره سخن گفته است. سوره ها به ترتیب نزول بنابه رای مشهور از قرار زیر هستند: (۱۲)
۱. سوره ص (۳۸)، ترتیب نزول (۳۷)، آیات ۸۵-۶۹;
۲. سوره اعراف (۷)، ترتیب نزول (۳۸)، آیات ۲۵-۱۱;
۳. سوره طه (۲۰)، ترتیب نزول (۴۴)، آیات ۱۲۳-۱۱۵;
۴. سوره اسراء (۱۷)، ترتیب نزول (۴۹)، آیات ۶۵-۶۱;
۵. سوره حجر (۱۵)، ترتیب نزول (۵۳)، آیات ۴۳-۲۶;
۶. سوره کهف (۱۸)، ترتیب نزول (۶۸)، آیه ۵۰;
۷. سوره بقره (۲)، ترتیب نزول (۸۶)، آیات ۳۸-۳۰، این سوره اولین سوره نازل شده در مدینه است.
قبل از هر چیز باید توجه داشت که قرآن به این مطلب نه به عنوان گزارش یک مساله تاریخی نگریسته و نه به عنوان کشف یک مشکل علمی و طبیعی و زیست شناسی. بلکه چون قرآن کتاب هدایت است به اندازه ای که از این موضوع می توان برای هدایت بهره برد، آن را مورد توجه قرار داده است. از این روست که می بینیم در این ۷ سوره به یک روش و مقدار سخن گفته نشده، بلکه در هر مورد به تناسب موضوع مطلب آورده شده است.
البته این سخن مفهومش این نیست که قرآن چون از نظر علمی و از زاویه دید حل مشکل علمی به مساله ننگریسته پس در صدد کشف صدق و کذب نبوده بلکه خواسته به مقداری که ادیان پیشین گفته و مردم نیز قبول داشتند از آن استفاده هدایتی کند، زیرا مطلب غیر واقعی و غیر حقیقی کاربرد هدایتی هم ندارد. بلکه برعکس وقتی که دروغ بودن مطلب کشف گردد اثر هدایتی هم نه تنها از بین می رود بلکه به انهدام بنیان ایمان و اعتقاد هم منجر می شود، زیرا معلوم می شود این سخن خدا نیست; خداوند که حقیقت را می داند چه لزومی دارد بر مبنای عقاید باطل مردم حرف بزند و اساس وحی را فرو بریزد؟
بلکه مفهوم این سخن این است که قرآن کلام و سخن خدا و حق و صدق است. چون خداوند از زاویه هدایت نگریسته این کلام حق و راست را به مقداری که کاربرد هدایتی داشته آورده و بقیه را نیاورده است. اگر می خواست از زاویه حل یک مشکل علمی بنگرد، چیزهای دیگر را که به حل مشکل کمک می کرد و شاید بدون آن مساله لا ینحل می ماند بیان می کرد، اما چون در این صدد نبوده، بیان نکرده است.
با توجه به این مقدمه می گوییم گفته های قرآن درباره خلقت انسان که در هفت سوره آمده است در سه موضوع خلاصه می شود: ۱. طراحی خلقت انسان; ۲. آفرینش انسان; ۳. پی آمدهای آن. (۱۳) ۱. طراحی خلقت انسان
خداوند در دو سوره از هفت سوره به طرح و نقشه خلقت انسانها و گفتگوی خدا با فرشته ها در این مورد و پاسخ فرشته ها و عکس العمل خداوند در برابر آنان اشاره کرده است. در سوره «ص » برای نخستین بار این مطلب آمده است. در این سوره پس از آنکه مطالبی درباره انسانهای صالح و سالم از پیامبران و غیر آنان و عملکرد آنها با تعریف و تمجید ذکر می شود، مطالبی در وصف انسانهای بد و شرور و فاسد ذکر می گردد، و سپس می فرماید:
«ما کان لی من علم بالملاء الاعلی اذ یختصمون ان یوحی الی الا انما انا نذیر مبین اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من طین فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین » (ص/ ۷۲-۶۹); «هنگامیکه با یکدیگر جدال می کردند من خبری از ساکنان عالم بالا نداشتم تنها از آن روی به من وحی می شود که بیم دهنده ای روشنگر هستم پروردگارت به فرشتگان گفت من بشری را از گل می آفرینم چون تمامش کردم و در آن از روح خود دمیدم همه سجده اش کنید».
از این آیات شریفه دانسته می شود که پیش از خلقت بشر از خاک و گل درباره آن در «ملاء اعلی » گفتگو و مخاصمه ای بوده است و نتیجه نهایی آن گفتگو این شده که بشری مستوی الخلقه و برخوردار از روح خداوند آفریده شود و فرشته ها به او سجده کنند.
در کنار این دانسته ها چند نکته مبهم وجود دارد: ۱. مخاصمه بین چه کسانی بوده است؟ ۲. سخن دو طرف گفتگو چه بوده است؟ ۳. ملاء اعلی کجاست؟ ۴. چگونه نتیجه مخاصمه این شده که بشر از گل آفریده شود؟ ۵. بشر چگونه از گل آفریده شده؟ اینها جهاتی است که در این آیات شریفه به آنها اشاره نشده است.
در سوره بقره مطالبی آمده که پاسخ قسمتی از این سؤالات در آنجا داده شده و در عین حال سؤالات دیگری را پیش آورده است. آیات سوره بقره چنین است:
«و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یفسک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه فقال انبئونی باسماء هؤلاء ان کنتم صادقین قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم قال یا آدم انبئهم باسمائهم فلما انباهم باسمائهم قال الم اقل لکم انی اعلم غیب السموات و الارض واعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون » (بقره/۳۳-۳۰); «آنگاه که پروردگارت به فرشتگان فرمود من در روی زمین جانشینی می گمارم. فرشتگان گفتند آیا در زمین کسی را می گماری که در آن فساد و خونریزی کند؟ در حالی که ما به ستایش تو تسبیح گوییم و تقدیست می کنیم. خداوند فرمود من چیزی را می دانم که شما نمی دانید. آنگاه تمام اسمها را به آدم آموخت سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و فرمود اگر راست می گویید اسامی اینها را به من بگویید. فرشتگان گفتند تو منزهی. ما چیزی جز آنچه به ما آموختی نمی دانیم تو دانای فرزانه ای. خداوند فرمود ای آدم فرشتگان را به اسامی اینها آگاه کن. چون آدم فرشتگان را بدان آگاه ساخت. خداوند فرمود نگفتم من نادیده های آسمانها و زمین و آنچه را که آشکار و نهان می دارید می دانم ».
از این آیات معلوم می شود که طرفین گفتگو خدا و فرشتگان بوده اند و موضوع گفتگو نیز قرار دادن خلیفه در زمین بوده است. سخن و گفتگویی که در میان آنها رد و بدل شده بدین قرار بوده که خداوند به فرشته ها فرموده من در روی زمین خلیفه قرار می دهم; فرشته ها اعتراض نموده اند که چرا مفسد و خونریز را خلیفه می کنی، خداوند پاسخ داده که در این کار راز و سری نهفته است که من می دانم همچنان که غیب آسمانها و زمین و آشکار و پنهان شما را نیز می دانم.
پس پاسخ بعضی سؤالات مربوط به سوره «ص » دانسته شد در عین حال سؤالات دیگری مطرح می شود که بعضی از آنها بدین قرار است:
۱. فرشته چیست؟ موجودی مجرد است یا مادی؟ (۱۴)
۲. سخن خداوند و گفتگوی او با فرشته ها یقینا به طریق گفتگوی معمولی نبوده چون سخن گفتن معمولی و شنیدن آن ابزاری می خواهد که خداوند و فرشته ها از آن منزهند. پس آیا با ایجاد صدا و صوت بوده مانند سخن گفتن خدا با موسی «کلم الله موسی تکلیما» (نساء/ ۱۶۴) یا با القاء معانی بدون واسطه الفاظ یا با ایجاد علم در فرشته ها یا از راه دیگر؟ (۱۵)
۳. مخاطب خداوند همه فرشتگان بوده اند یا گروهی از آنها; مثلا فقط فرشتگان مقرب یا ملائکه زمین؟ (۱۶)
۴. خداوند چرا این مساله را با فرشتگان در میان گذاشت؟ از باب مشورت بود یا دلیل دیگری داشت؟ و اگر علت دیگری داشت آن علت چه بود؟ (۱۷)
۵. فرشته ها از کجا فهمیدند آنهایی که خداوند می خواهد بیافریند و خلیفه در روی زمین قرار دهد مفسد و خونریزند؟ برای سؤال اخیر دستکم چهار پاسخ به ذهن خطور می کند:
الف – از اخبار خداوند فهمیدند، یعنی خداوند خودش گفته بود که اینها خون خواهند ریخت و فساد خواهند کرد.
ب – از آنجا که قبل از بشر طایفه های دیگری در روی زمین بودند و مرتکب فساد شده بودند و خداوند آنها را نابود ساخته بود، فرشته ها فهمیدند آنها که جایگزین پیشینیان می شوند نیز خونخوار خواهند بود.
ج – از طرز خلقت بشر (آفریده شدن از خاک) و اینکه جهان طبیعت عالم تزاحم و تعارض و برخورد است پی به این مطلب بردند.
د – از کلمه خلیفه موضوع را فهمیدند زیرا خلیفه برای رفع تخاصم ها و برخوردها است. (۱۸)
۶. آیا فرشته ها از خداوند سؤال کردند یا اعتراض نمودند؟ اگر اعتراض بود آیا این کار با معصوم بودن فرشته ها منافات ندارد؟
۷. مقصود از اسماء که خداوند به آدم آموخت چیست؟ آیا خداوند لغات و نامهای هر چیز یا بعضی چیزها را به آدم آموخت؟ یا اینکه منظور خود اشیاء است یعنی ذوات اشیاء و خاصیتهای فیزیکی و شیمیایی آنها و چون همه آنها نام دارند لذا خداوند اسماء تعبیر کرده است؟ (۱۹)
۸. در هر صورت خداوند به آدم تعلیم داد و به فرشته ها یاد نداد. اگر یاد می داد آنها هم عالم می شدند؟ این چگونه موجب برتری آدم بر فرشتگان می شود؟ آیا آدم استعداد داشت و آنها نداشتند و اگر به آنها تعلیم هم می داد آنها فرانمی گرفتند؟ اگر اینطور باشد پس وقتی که آدم گفت آنها چگونه فهمیدند؟ (۲۰)
۹. آنچه که فرشته ها کتمان کرده بودند چه بود که خداوند می فرماید: من ظاهر و باطن و آشکار و پنهان شما را می دانم؟ خود بزرگ بینی آنها بود یا حسدورزی آنها یا چیز دیگر؟ (۲۱)
۱۰. منظور از خلیفه چیست؟ منظور جانشین خداوند در روی زمین است یا جانشین گذشتگان؟ فقط آدم از این مقام برخوردار بود یا کل بشر نیز حایز این مقام بوده و هستند؟ (۲۲)
این ده سؤال و شاید سؤال های دیگری از این آیات شریفه بر می آید. مفسرین بزرگوار رضوان الله علیهم زحمات فراوانی کشیده اند تا بتوانند با قرائن خارجی و داخلی پاسخ آنها را پیدا کنند. ولی آنان نیز خود به دیدگاههای مختلف و متفاوت رسیده اند; هر کسی چیزی گفته یا نوشته و کلمه فصل و جواب قطعی که همه را قانع سازد و مورد پذیرش همگان واقع شود بیان نگردیده است. در هر صورت برای رفع اشکال و یافتن جواب باید به کتابهای مفصل تفسیری مراجعه کرد. دوستان ما هم در این باره در جمع آوری اقوال مفسرین زحمت فراوان کشیده اند که برخی از آنها در پی نوشت آمده است.
اکنون می گوییم چون قرآن شریف منظورش روشن کردن این جهات نبوده به آنها نپرداخته; بلکه هدف اصلی از آیات هدایت مردم بوده و این هدف به طور روشن از آیات شریفه به دست می آید.
توضیح این است که این آیات شریفه به خوبی و وضوح دلالت دارند که پیدایش انسان در روی زمین به طور صدفه و اتفاق نبوده بلکه نتیجه طرح و برنامه و فکر پیشین بوده است. پیش

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.