خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چهارمین مراسم معارفه و تشویق پژوهشگران فعال حوزه دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چهارمین مراسم معارفه و تشویق پژوهشگران فعال حوزه دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با حضرت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با حضرت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
55دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با حضرت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 59

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

اشاره:

آقای دکتر حاضری مدیر گروه جامعه شناسی به اتفاق اعضای هیات علمی گروه جامعه شناسی انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(س) متشکل از آقایان دکتر عباس کشاورز، دکتر علی مرشدی زاد و دکتر محمد سالار کسرایی در تاریخ ۹/۹/۷۹ توفیق آن را داشتند تا در محضر حضرت حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی که از یاران دیرین امام و شخصیتهای مؤثر انقلاب بوده اند، مباحث مربوط به اهداف، عوامل و فرایند انقلاب را، بویژه با توجه به چالشها، ابهامات و شبهاتی که در این زمینه ها مطرح می شود، دنبال نمایند. این دیدار در فضایی صمیمی و صریح، به دور از تعارفات رسمی صورت گرفت و ایشان به عنوان صاحبنظر و تحلیلگری که خود در متن اکثر حوادث و جریانهای عمده انقلاب حضور داشته، صریح و شفاف ابهامات موجود را ردیابی و دیدگاههای خود را مطرح نمودند.

متین: یکی از مباحث انقلاب اسلامی، بحث اهداف انقلاب است و اینکه خواسته مردم در حرکت منتهی به انقلاب چه بود؟ مستحضرید که در این زمینه دیدگاههای مختلفی مطرح شده است. بعضی هدف اصلی مردم را آزادی و نجات از حاکمیت استبدادی رژیم شاه می دانند. گروهی دیگر نارساییها و نارضایتیهای اقتصادی، فقر و شکاف طبقاتی را عامل انقلاب می شمارند. وابستگی به بیگانه و نفوذ آمریکاییها، همسویی با دشمنان مسلمین یعنی اسرائیل و صهیونیستها نیز عامل دیگری است که بعضی بر آن تکیه می کنند. اما عاملی که بیشتر مورد وفاق و توجه است نارساییهای فرهنگی و دور شدن رژیم شاه از باورها و اعتقادات اسلامی مردم است. در این خصوص مساله مورد اختلاف این است که آیا اسلام خواهی مردم به خاطر این بود که در تفسیر و تلقی جدیدی که از اسلام مطرح شده بود، یعنی اسلام مورد نظر امام و روحانیت و روشنفکران همراه ایشان، اسلام خواهی تامین کننده همه آن آرمانها بود؟ یا اینکه، مردم صرفنظر از این آرمانها به حقیقت اسلام گرایش داشتند و به تحقق این آرمانها چندان اعتنایی نداشتند؟ به عبارت دیگر، آیا مردم اسلام را با فرض آنکه تامین کننده آزادی، استقلال و عدالت بود می خواستند یا اینکه اسلام فی نفسه برایشان مطلوب بود هر چند با قرائتی از آن مواجه باشند که فرضا تامین کننده آزادی نباشد؟

سؤال دوم این است که آیا معنی و مفهوم اسلامی که از سوی حضرت امام و شهیدان مطهری و بهشتی و امثال آنها در آن ایام مطرح می شد با اسلامی که امروز مطرح می شود، یکسان است؟

هاشمی رفسنجانی: اینکه در اصل، انگیزه های مردم از انقلاب چه بود؟ باید به صورت یک مجموعه ببینیم. نمی شود گفت که یک بعدی بود اما شاید بتوان گفت که یکی از این ابعاد سهم بیشتری داشت. بعد از مشروطه با توطئه های خارجی و مشکلات و شرایطی که بود، رضا خان آمد. مردم در دوره طولانی رژیم پهلوی واقعا از جهات مختلف به تنگ آمده بودند. در رژیم گذشته از جهات سیاست خارجی که سلطه بیگانه جدی بود، از لحاظ اقتصادی وضع مردم واقعا بد بود. تنها عده ای وضعشان بد نبود (اکثر کسانی که امکان اظهار نظر داشتند و از روزنامه و تریبونی برخوردار بودند و پولدار بودند وضعشان بد نبود) ولی توده مردم در روستاها بودند و اصلا روستا به حساب نمی آمد، خودمان در روستا زندگی می کردیم و هیچ توقعی هم نداشتیم که به ما برسند. راه، آب، برق، حمل و نقل، بهداشت، درمان و مدرسه هیچ یک از اینها نبود که ما توقع و انتظاری در خصوص آنها داشته باشیم. در شهرها هم طبقه ضعیف خیلی زیاد بود.

از لحاظ فرهنگی هم خیلی روشن بود که زمان پهلوی همان سیاست لائیک دنبال می شد و مردم که واقعا روح دینی داشتند هیچ امیدی به آن رژیم نداشتند. رژیم به مرور سیاست ایجاد مراکز فساد، ترویج سیاست بی بند و باری به صورت فرهنگ غرب را دنبال می کرد، مشروب فروشیها، کاباره ها، شرایط اخلاقی کنار دریا، وضع خیابانها و ادارات که لابد این را شما می دانید و مردم از هر جهت ناراحت بودند. اینطور نبود که اکثر مردم از یک بعد قضیه راضی باشند.

اینها همه بود ولی آن چیزی که توده مردم را به صحنه آورد، دین بود. حول محور دین توده مردم به صحنه آمدند. روشنفکرهای اهل مبارزه قبلا هم بودند. بعد از شهریور ۲۰ جبهه ملی و گروههای ملی گرای دیگر، کم کم گروهی از مسلمانها دور و بر آیت الله کاشانی، فداییان اسلام و یا به شکل دیگری در دانشگاه مثل مهندس بازرگان و انجمن اسلامی مهندسان و پزشکان که حرکتی در دانشگاهها داشتند و حزب توده و گروههای سوسیالیست دیگر جمع شدند. از پیش هم این جریان بود اما از سال ۴۰ به بعد حوزه در سطح مرجعیت وارد شد. آیت الله کاشانی به عنوان یک مرجع، اعلام مبارزه نکرده بود بلکه به عنوان یک روحانی آگاه و مبارز وارد صحنه شده بود و وقتی مرجعیت وارد شد حوزه هم وارد مبارزه شد و حقیقتا آن اعتمادی که لازم بود برای کسانی که انگیزه های مذهبی داشتند، فراهم شد و آنها به تدریج وارد صحنه شدند.

البته توده مردم یکبار در ۱۵ خرداد مرعوب شدند و عقب نشینی کردند ولی دوباره عمق پیدا کرد بعد از ۱۵ خرداد (که خیلی دوره مهمی است و کم از آن گفته شده) دوباره به میدان آمدند. من فکر می کنم یکی از کارهایی که شما در پژوهشکده باید انجام دهید شناخت دوره بعد از ۱۵ خرداد و ضربه هایی است که در این مقطع به رژیم وارد شد.

رژیم با جریان وسیع و شبکه افشاگری که سربازانش طلبه ها و وعاظ و افراد متدین دیگر در سراسر ایران در مناسبتهای مخلتف بودند، مواجه شد. آن دوره همه این محورها که اشاره کردم مطرح بود و ما خود جزء هدایتگرهای جریان بودیم. کمک می دادیم، تجهیز می کردیم، موضوع می دادیم، در ایام محرم محورهای وعظ را مشخص می کردیم. وعظ منحصر به کلیات دینی نبود، وضع اقتصادی را هم می گفتیم، هزار فامیل، خودش یک سوژه ای برای تبلیغ بر ضد رژیم بود، تبعیضها سوژه جدی بود، وضع روستاها مسائل فرهنگی و اخلاقی و سیاست خارجی مفلوک و ضد منافع ملی و تسلیم در برابر استعمارگران مطرح بود. وقتی که شاه، انقلاب سفید را (به تعبیر خودش) انجام داد عوارضی را که برای کشاورزی داشت، آنها را مطرح می کردیم. حضور بیگانه را خیلی خوب نشان می دادیم که علایم زیادی نیز داشت. مسائل فرهنگی شاید بیشتر نمایان بود. بی بند و باری و حضور فرهنگ غرب را که با ما آسانتر و متناسبتر بود ولی همه موارد دخیل بود. از لحاظ خارجی مثلا وضعی که رژیم ما علیه فلسطین داشت یا سیاستهایی که تابع انگلیس و آمریکا بود و در همه مجامع سیاسی این دنباله روی محسوس بود.

این نمونه ها می تواند نشان دهنده انگیزه های وسیع مردم برای وارد شدن به صحنه مبارزه باشد. دین همه اینها را در پوشش خود داشت. اینطور نبود که مردم ناآگاهانه، بدون توجه به محتوا، به اسلام روی آورده باشند. واقعا اینجوری نبود و طلبه ها به اطلاعاتی مجهز بودند و به مردم آموزش می دادند. یک نمونه را که می توانم ذکر کنم مقدمه ای که بر کتاب سرگذشت فلسطین نوشتم آن را مطالعه کنید و ببینید طرز تفکر ما در مسائل فرهنگی و سیاست خارجی چه بود. این موضوعات بود که کم کم در جامعه پخش می شد. این انگیزه ها حقیقتا با آن آموزشها به صورت طبیعی در سه شعار خلاصه شد. در شعار استقلال که سیاست خارجی مان است، آزادی که نفی همین فشارها و اختناقهای رژیم شاه بود، جمهوری اسلامی نیز قالبی بود که بر اساس آن نظام موروثی و شاهنشاهی را نفی کرده بودیم. در این مدت امام جلوی شاه ایستادند و مردم هم ایشان را همراهی کردند و مردم برداشتشان از اسلام یک مجموعه این چنینی بود.

در ادامه بحثی که با شما خواهیم داشت امیدوارم بتوانم اثبات کنم که ما همان تفکری را که از اول داشتیم همان را همراه مردم از اول انقلاب و تا امروز ادامه داده ایم و می دهیم. فاصله از آن خواسته های اولی زیاد نیست ولی البته تکامل پیدا کرده گاهی اصلاح شده ولی حقیقتا یک روندی است که از شروعش تا حالا تکامل پیدا کرده است.

متین: جناب آقای هاشمی شما تلقی خودتان از اسلام را مطرح می فرمایید در حالی که بحث این است که اسلامی که بر اساس آن انقلاب شد سردمدارش، امام راحل بود. اما ما در همان زمان، اسلامی هم داشتیم که در بخش دیگری از روحانیت جاری بود و آنها با طرز تلقی امام موافق و همراه نبودند. در تهران کانون اسلام انقلاب آفرین، مسجد هدایت، مسجد قبا، مسجد همت، حسینیه ارشاد و نظایر آن بود و در همان حال مثلا اسلام حاکم بر مهدیه و جاهایی شبیه آن با اسلام انقلاب آفرین مخالف بود. به عنوان مثال وقتی برگزاری مراسم نماز عید فطر قیطریه از کانون اسلام حاکم بر مسجد قبا مطرح شده بود، برخی محافل اسلامی طرف مقابل، این حرکتها را تحریم می کردند. مثال دیگر اینکه، وقتی امام در اعتراض به کشتارهای رژیم شاه، جشنهای نیمه شعبان سال ۵۷ را منع فرمودند، شاهد بودیم که ولایتیها، با امام مخالفت کرده بر برگزاری جشنها تاکید می کردند. حال سؤال این است که آیا اسلام گراییهای فعلی بیشتر از کدام مشرب سرچشمه می گیرد؟ اسلامی که از مهدیه ها، جمکرانها و نظایر آن در حال حاضر هدایت می شود یا اشاعه می یابد و صدا و سیما هم به عنوان دستگاه رسانه ای رسمی نظام آن را تبلیغ می کند، از کدام نوع است؟

هاشمی رفسنجانی: پیش از انقلاب اوایل مبارزه در مسئله انجمنهای ایالتی و ولایتی تقریبا همه حوزه همراه آمدند، پیروز هم شدند و دولت عقب نشینی کرد. موج دوم که شاه مطرح کرد، مساله انقلاب سفید بود. در مورد آن اجماع نبود و به تدریج ریزش کرد، ولی بیشتر طلبه ها، مدرسین و شخصیتهای آگاهتر همراه بودند بعضیها فعال و بعضیها غیرفعال بودند و کم کم رژیم موفق شد جریانی را در داخل حوزه علمیه به وجود آورد. از قبیل دارالتبلیغ آقای شریعتمداری، افراد و گروههای دیگری مخالفت می کردند و عده ای هم تحت عنوان ولایتی بودند که همین طرز تفکر حجتیها بود البته با شاخ و برگهای مختلف و همان بحثهایی که مثلا در زمان غیبت امام زمان(عج) حکومت اسلامی نخواهد بود و بحث اینکه آیا امام حسین(ع) برای حکومت قیام کرد یا نه؟ و آن موجی که علیه کتاب شهید جاوید مطرح شد. آنها بیشتر به مسائل ظاهری و سطحی می پرداختند ولی جریان عمده و اصیل روحانیت دید دیگری داشت.

در این نگاه، اصل، حکومت است و حکومت اسلامی و ولایت فقیه که امام در نجف تدریس کردند، به خاطر همین بود که مساله را حل کنند و حل هم شد.

البته همزمان با روشنفکرها هم در چند بعد اختلاف بود. یک بعد با منافقین اختلاف بود که آنها هم تحت عنوان حرکت اسلامی آمده بودند و می خواستند یک تفسیری از دین برای جمع بین مارکسیسم و اسلام داشته باشند. قدری با جبهه ملی و ملی گراها اختلاف داشتیم که آنها در شعارها می گفتند بعضی از اصلاحات شاه آری ولی دیکتاتوری نه. با نهضت آزادی اختلاف کمتر بود ولی امام نگران بودند و نظریاتی داشتند و به مهندس بازرگان گهگاه در جلسات تعرض می کردند و می گفتند اینها اسلام ناب را نمی گویند. مرحوم شهید مطهری که خودش و افکارش موج نسبتا نیرومندی به وجود آورده بود با دکتر شریعتی حرف داشتند.

جمع ما که در مجموع به اسلام مبارز اعتقاد داشتیم یعنی شهید بهشتی، شهید دکتر باهنر، آیت الله خامنه ای و آقای گلزاده غفوری برای اینکه مسائل را حل کنیم با آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان و افرادی دیگر جلساتی داشتیم و قرار شد که مسائل مورد اتفاق را برای مبارزه تبیین کنیم.

ماموریت داده شد به دکتر پیمان و من و آقای باهنر و نشستیم و کار کردیم، موادی هم تهیه کردیم که قرار بود تنظیم نهایی کنیم ولی من دستگیر شدم و نمی دانستم دیگران چه کردند. بعدها در زندان که بودم کتابی از سوی آقای دکتر پیمان منتشر شد. کتاب را که دیدم فهمیدم نتیجه همان مباحث است ولی ایشان بیشتر نظریات و مواضع خودش را تدوین کرده بود و طبیعی بود که با دیدگاههای جمع ما یکی نبود. در زندان کتاب را مطالعه کردم و ۴۰ ایراد گرفتم و توسط آقای مهدوی کنی فرستادم بیرون که از طریق آقای باهنر با آقای دکتر پیمان صحبت کنند و بگویند قرار ما غیر این بود. گرایش ایشان هم بیشتر به طرف ایدئولوژیهای سوسیالیستی و چپ بود. منظور این است که این بحثها و اختلاف نظرها به طور جدی پیش از انقلاب هم مطرح بوده است.

متین: ببخشید، اینکه اختلاف نظرهایی بوده، محل بحث نیست. مسلما جمع شما هم دیدگاههای

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.