خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادبیات خدامحوری امام خمینی در دوران حاکمیت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادبیات خدامحوری امام خمینی در دوران حاکمیت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه های حسن صبّاح در باب امامت و حجّت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه های حسن صبّاح در باب امامت و حجّت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
09دقیقه
18ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر الدین طوسی و اسماعیلیان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر الدین طوسی و اسماعیلیان شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر الدین طوسی و اسماعیلیان در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر الدین طوسی و اسماعیلیان با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر الدین طوسی و اسماعیلیان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر الدین طوسی و اسماعیلیان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر الدین طوسی و اسماعیلیان اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خواجه نصیر الدین طوسی و اسماعیلیان :

اشاره

درباره خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف، متکلم و دانشمند قرن هفتم، بسیار گفته اند و نوشته اند، اما هنوز نقاط ابهامی در زندگی او وجود دارد; از جمله این ابهام ها مذهب وی است: با توجه به این که وی حدود سی سال با اسماعیلیان زیسته، و نیز تحقیقات و کتاب هایی بر طبق مشرب باطنیان نگاشته است، آیا در این مدت بر مذهب خود (شیعه امامی) باقی بوده یا به کیش اسماعیلی نزاری گرویده است؟

اگرچه کتاب ها و مقاله های بسیاری درباره خواجه نوشته شده است، ولی همچنان لازم است در این زمینه تحقیقات مفصل تری انجام گیرد. در این مقاله سعی شده تا جایی که ممکن است دیدگاه ها و نظریات مختلف درباره جنبه های مختلف زندگانی خواجه، از قبیل علت ورود به قلاع اسماعیلیه، آیین ومذهب وی در مدت اقامت در نزد باطنیان، کتاب ها و رساله های وی بر طبق مشرب تعلیمیان، و از همه مهم تر، تاثیرپذیری وی از اسماعیلیه و میزان انعکاس این تاثیر در نوشته های بعدی او، عرضه شود تا امکان جمع بندی نسبتا کاملی فراهم آید.

زندگانی خواجه

خواجه نصیرالدین ابوجعفر محمد بن محمد بن حسن طوسی، فقیه، محقق، منجم، ریاضیدان، متکلم وحکیم مشهور، در سال ۵۹۷ ق در خانواده ای اهل علم در طوس به دنیا آمد. اصل وی از جهرود ساوه است. خواجه پس از تحصیلات ابتدایی، در نیشابور در فقه، اصول و حکمت نزد پدر خود محمد بن حسن طوسی، و در کلام و فلسفه به ویژه اشارات ابن سینا در محضر فریدالدین داماد، و ریاضیات در حضور کمال الدین محمد حاسب، به تحصیل پرداخت. وی سپس به بغداد رفت و در آن جا طب و فلسفه را نزد قطب الدین، ریاضیات را نزد کمال الدین یونس، و فقه و اصول را نزد معین الدین سالم بن بدران مصری خواند و پس از مدت زمانی کوتاه، یکی از عالمان مشهور و برجسته قرن هفتم شد و سرانجام در ۱۸ ذی حجه ۶۷۲ در بغداد درگذشت و در کنار قبر امام موسی بن جعفر کاظم (ع) به خاک سپرده شد. (۱)

مذهب خواجه قبل از پیوستن به اسماعیلیان

بیشتر تاریخ نویسان و دانشمندان قائل اند خواجه طوسی در ابتدا شیعی امامی بوده است. (۲) درعین حال، عده ای از شرق شناسان احتمال داده اند که خواجه در یک خانواده شیعی اسماعیلی تولد و رشد یافته باشد.

ولادیمیر ایوانف (۱۸۸۶- ۱۹۷۰) (۳) در مقاله «یک اثر اسماعیلی به قلم خواجه نصیرالدین طوسی » و در مقدمه ای بر روضه التسلیم، حدس می زند که خواجه در یک خانواده اسماعیلی به دنیا آمده است. (۴)

البته ایوانف معتقد است که چون مدارس اثناعشری در تعلیم و تربیت کارآمدتر بوده اند، خواجه به آن جا رفته و در ابتدا خود را از روی تقیه دوازده امامی وانمود کرده و پس از مدتی واقعا امامی مذهب شده، ولی از ترس اسماعیلیان آن را مخفی کرده است. بنابراین، خواجه در باطن شیعی امامی بوده، ولی در ظاهر چون یک اسماعیلی رفتار می کرده است. (۵)

مصطفی غالب نیز می گوید که خواجه در سال ۵۹۷ در طوس تولد یافت، و چون مدارس اسماعیلی درآن زمان زیاد بودند، در این مدارس به کسب علوم دینی و فلسفی پرداخت و سپس به الموت رفت. (۶)

سال و علت ورود خواجه به قلاع اسماعیلیه

دقیقا معلوم نیست که خواجه نصیر در چه سالی به قلاع اسماعیلیان رفته یا برده شده است. محمدتقی دانش پژوه از زایجه ای که در نهم رجب ۶۳۲ برای کیخسرو و پسر علاءالدین و برادر رکن الدین خور شاه اسماعیلی کشیده شده و تاریخ رساله معینیه که در ۶۳۲ یا ۶۳۳ق در قهستان انجام گرفته است، چنین نتیجه می گیرد که خواجه طوسی میان سال های ۶۱۹ و ۶۳۳ق گرفتار اسماعیلیان بوده و تا روز جمعه ۲۸شوال ۶۵۴ در قلاع آنان می زیسته است. (۷)

اما فرهاد دفتری می نویسد خواجه طوسی حوالی سال ۶۲۴ق بر ناصرالدین عبدالرحیم بن ابی منصور، محتشم قهستان، وارد شد و به سبب دوستی و الفت خاصی که با وی پیدا کرد، در سال ۶۳۳ق تالیف مهم خود را درباره اخلاق، به نام اخلاق ناصری، که مقدمه ای اسماعیلی داشته است، به وی اهدا کرد. (۸)

دانستن سال و تاریخ ورود خواجه به نزد اسماعیلیان از آن جهت مهم است که اگر خواجه در حدود سال ۶۱۹ق به قلاع رفته باشد، می توان ورود وی را به سبب حمله مغولان به خراسان دانست، چون مغولان در حدود ۶۱۸ق به خراسان و از جمله نیشابور حمله کردند و در سال ۶۲۱ق خراسان را ترک گفتند. (۹)

آرای نویسندگان و تاریخ نگاران درباره علت ورود خواجه به قلاع مختلف است. عده ای برآنند که خواجه به اجبار نزد اسماعیلیان رفته است. در مقابل، گروهی قائل اند که خواجه با میل و اراده خود به قلاع اسماعیلیه رفته است و در عین حال، پس از این که تصمیم گرفت از پیش آنان برود، به وی اجازه ندادند و وی را محبوس کردند.

ظاهرا رشیدالدین فضل الله همدانی (۱۰) نخستین کسی است که گفته است خواجه طوسی را به اجبار به قلاع اسماعیلیان برده اند:

مولانای سعید خواجه نصیرالدین طوسی که اکمل و اعقل عالم بود و جماعتی اطبای بزرگوار رئیس الدوله و موفق الدوله و فرزندان ایشان که به غیراختیار به آن ملک افتاده بودند… و خاطر ایشان از ملازمت ملاحده ملول و متنفر شده بود و میل ایشان به هواخواهی هلاکو هرچه تمام تر [بود] . (۱۱)

در تاریخ وصاف الحضره آمده است که خواجه در قلاع اسماعیلیه سکونت داشت و برای رهایی از آن جا نامه ای همراه با قصیده ای در مدح خلیفه بغداد بدان جا فرستاد; ولی مؤیدالدین علقمی وزیر خلیفه بغداد صلاح ندید که خواجه به آن جا برود و لذا بر پشت همان نامه خواجه قضیه را برای عبدالرحیم بن ابی منصور محتشم، حاکم قهستان، نوشت و او نیز از کار خواجه طوسی ناراحت شد و وی را زندانی کرد تا زمان هلاکو، که پس از فروپاشی دولت نزاری اسماعیلی، خواجه آزاد و وزیر هلاکو خان مغول شد. (۱۲)

اما قاضی نورالله شوشتری نحوه ارتباط خواجه طوسی با قلاع اسماعیلیه را به گونه ای دیگر بیان می کند:

در ابتدا خواجه برای خلیفه بغداد نامه ای نوشت، ولی از سوی او جوابی نیامد. در آن زمان، هم اذیت و آزار سنیان متعصب بود و هم بیم فتنه قوم تاتار و چنگیز وجود داشت و از سوی دیگر، حاکم قهستان، ناصرالدین محتشم، که از افاضل زمان و نزدیکان علاءالدین محمد، پادشاه اسماعیلیان الموت وقهستان بود، خواجه را با لطایف الحیل، نزد خویش برد، به او احترام فراوان گذاشت و از او استفاده شایان برد. اگرچه خواجه در اصل مذهب با آنان شریک بود و برایش اسباب فراغت و مطالعه فراهم کردند ولی خواجه تا زمان فتح قلاع اسماعیلیه به دست هلاکوخان در نزد آنان در رنج و عذاب بود. (۱۳)

البته نظریه وی جای تامل دارد; چرا که اگر حاکم قهستان از افاضل زمان و انسانی علم دوست بود و به خواجه احترام فراوان می گذاشت و حتی اسباب فراغت و مطالعه اش را فراهم کرد، پس علت ناراحتی خواجه چه بود؟

از تاریخ سرجان ملکم نقل شده است که فداییان اسماعیلی خواجه را برای نجات پادشاه اسماعیلی از مریضی و به عبارت دیگر، نجات دولت نزاری از هرج و مرج و جنگ و خونریزی به اجبار به قلاع اسماعیلیه بردند. عبارت وی چنین است:

علاءالدین محمد پس از پدرش جلال الدین در سن ده سالگی وارث مسند پدر گشت و چون بر سریر فرمانروایی متمکن گشت جمعی از رؤسای ملت را که از امنای حضرت بودند، به بهانه مسموم ساختن پدر، معدوم ساخت واین عملش موجب شد که پیروان از او روگردان شوند. به این سبب، مالیخولیای صعب بر وی طاری گشت. لذا وزرا چنان مصلحت دیدند که به جهت استخلاص وی از آن حالت، خواجه نصیرالدین طوسی را که از معاریف حکمای عصر بود و در حکمت و ریاضی و سیاست سرآمد ابنای روزگار بود به صحبت وی طلب دارند و خواجه در آن اوان در بخارا می زیست. آنچه کردند به این امر راضی نشد; لاجرم حکمی از علاءالدین به حاکم قهستان صادر شد که این کار را به انجام رساند. روزی خواجه در باغ های قریب شهر تفرج می نمود; چند نفر با اسب دور او را گرفته، اشارت کردند که بر اسب سوار شود و پیش از آن که کسی مطلع شود از نیمه راه به طرف قهستان گذشته بود. (۱۴)

سید حسن صدر در تاسیس الشیعه گفته است که خواجه در قلعه دیلم به دستور خورشاه قرمطی حبس شده بود. وقتی قوم تاتار به آن جا حمله کردند خواجه را آزاد کردند و او را به سبب علم نجومش مورد تکریم واحترام قرار داده، وزیرش کردند.

با توجه به این که خورشاه آخرین حاکم اسماعیلی بوده، بنابراین نظریه، محتملا ارتباط خواجه با اسماعیلیان قبل از وی با میل و رغبت همراه بوده است.

در مقابل دیدگاه مذکور، چنان که پیش تر گفته شد، عده ای برآنند که خواجه با میل و اراده خویش بر اسماعیلیان وارد شد. یکی از معتقدان به این نظریه مجتبی مینوی است. وی به شدت منکر این است که خواجه را به اجبار به نزد اسماعیلیان برده باشند. (۱۵) وی دلیل پیوستن خواجه به اسماعیلیان را علم دوستی آنان دانسته است; زیرا اهل فضل و علم در نظر آنان محترم و معزز بودند و اینان برای وی امکانات لازم را فراهم آوردند و فقط تقاضا می کردند که به تدریج و باحوصله برای ایشان کتاب بنویسد. ولی بعدها، از قرار معلوم میل و هوس دیگری به سرش زده و خواسته است آنان را ترک کند که نگذاشتند. (۱۶)

مدرس رضوی هم در احوال و آثار خواجه در همین زمینه، با اندکی تغییر و در واقع با تصحیح دیدگاه مجالس المؤمنین، قائل است که خواجه طوسی به میل و اراده خویش نزد اسماعیلیان رفته است، ولی از عبارات خواجه در آخر شرح اشارات نتیجه می گیرد که خواجه در نزد اسماعیلیان در رنج و زحمت بوده و از خود اختیاری نداشته است و لذا از خداوند می خواهد که هرچه زودتر از آن حال نجات پیدا کند و از حبس اسماعیلیه آزاد شود. (۱۷)

ترجمه عبارت خواجه در آخر شرح اشارات چنین است:

بیشتر مطالب آن را در چنان وضع سختی نوشته ام که مشکل تر از آن ممکن نیست و بیشتر آنها را در دورانی همراه با کدورت و تشویش خاطر به رشته تحریر درآورده ام که هر جزئی از آن زمان حاوی غصه و عذاب دردناکی بود و پشیمانی و حسرت بزرگی همراه داشت. در جاهایی بودم که آتش جهنم در هر لحظه، در آنها زبانه می کشید و آتش گداخته به سرم می ریخت، و زمانی بر من نگذشت که چشم هایم پر از اشک و خیالم ناراحت و مشوش نباشد و زمانی پیش نمی آمد که دردم در آن مضاعف نشود و غم و غصه ام فزونی نیابد. نمی دانم چرا در دوره زندگانی ام به زمانی برنخوردم که پر از حادثه هایی نباشد که مستلزم پشیمانی دائم است و زندگانی من در بین سپاه غم و عساکر می گذشت. خداوندا، مرا از تزاحم امواج بلا و توفان های مشقت و سختی نجات بده، به حق رسول برگزیده ات و وصی پسندیده او; درود خداوند بر رسول تو و بر وصی او و خانواده آنان باد و مرا به حرمت آن که خدایی نیست جز تو از آنچه در آن افتاده ام فرجی عنایت فرما، و تو ارحم الراحمینی.

هانی نعمان فرحات، انزجار و ناراحتی خواجه را در آخر شرح اشارات، یک حالت طبیعی و معمولی قلمداد می کند و می گوید اگر هم خواجه ناراحت بوده به سبب حمله مغول و آن قتل و غارت هاست. مخصوصا آن موقعی که خواجه دید که اسماعیلیه در مقابل مغول شکست خوردند، برای نجات خود به حیله جدیدی متمسک شد. (۱۸)

محمدتقی دانش پژوه منشا ارتباط خواجه و اسماعیلیان را سرگذشت علمی و دانش اندوزی خود خواجه می داند که وی به دنبال حق بود – چنان که در سیر و سلوک آمده است – و لذا نخست از شهاب الدین باطنی پرسش می کند و جوابی می شنود و در فرصتی دیگر هنگام سفر از عراق به خراسان در گرد کوه دو سه روزی نزد او ماند و از زبان او سخن دعوت شنید و نوشت و پس از خواندن فصول مقدس به مجلس ناصرالدین محتشم وارد شد. (۱۹)

فرهاد دفتری نیز دراین باره چنین می نگارد:

هیچ شاهد و مدرکی در دست نیست که نشان دهد این دانشمندان را علی رغم میل واراده خودشان در جامعه اسماعیلی نگه داشته یا مجبور به قبول کیش اسماعیلی در طی اقامتشان در میان نزاریان کرده بودند. اگرچه هنگام حمله مغول خواجه نصیرالدین طوسی و چند تن دیگر که موقعیتی چون شیخ طوسی داشتند برخلاف این ادعا کردند، برعکس این ادعاها، گمان می رود که این میهمانان دانشمند به میل و رضای خود میهمان نوازی نزاریان را پذیرفته بودند و در دوره ستر آزاد بودند که معتقدات دینی پیشین خود را حفظ کنند. (۲۰)

به نظر می رسد علل مختلفی که در این بحث مطرح شده است همه درست و قابل جمع اند. از یک طرف، حمله مغول و قتل و غارت و خونریزی وجود داشته و اذیت و آزار سنیان متعصب هم به آن اضافه شده است، (۲۱) و از سوی دیگر، علم دوستی طایفه اسماعیلیه و به ویژه ناصرالدین محتشم، حاکم قهستان، معروف بوده است، (۲۲) و لذا از خواجه دعوت کردند تا نزد آنان برود; خواجه در آن زمان کم تر از سی سال داشته و در پی علم اندوزی بوده است و چنان که از سیر و سلوک (۲۳) به دست می آید، به دنبال حق بوده و برای رسیدن به حق به نزد باطنیان رفته و به این نتیجه رسیده است که هرچند در مسائلی حق با تعلیمیان است، ولی در این مدت – حدود سی سال – همیشه اوضاع و احوال موافق طبع وی نبوده است ولذا با ناهمواری ها و مشکلات و احیانا نواقصی هم روبه رو بوده است که از آنها اظهار ناراحتی و انزجار می کند.

مذهب خواجه طوسی در طی اقامت در قلاع اسماعیلیه

یکی از مباحثی که درباره خواجه مطرح است، مذهب وی در مدت اقامت در نزد اسماعیلیان است که باعث دیدگاه های مختلفی در نوشته های محققان و دانشمندان شده است. در این بخش، که مهم ترین قسمت مقاله است، باید تحقیق و بررسی بیشتری کرد که آیا خواجه طوسی در مدت حدود سی سال سکونت در نزد اسماعیلیان به آیین آنان گرویده یا شیعی امامی باقی مانده است. مسلم است که خواجه عالمی محقق و متفکری برجسته و حتی در مسائل سیاسی – اجتماعی، شخصیتی با کیاست و سرآمد روزگار خود بود; لذا درجهان اسلام، به طور عام، و درتاریخ تشیع، به طور خاص، سهم عمده ای دارد.

فعالیت های علمی متعدد، کتاب ها و رساله هایی که وی در زمینه های مختلف نوشته، و نیز مدت طولانی ای که با اسماعیلیان زندگی کرده و با آنان حشر و نشر داشته است، عامل مهمی در اختلاف آرا و اقوال دانشمندان و نویسندگان درباره وی شده است. اینک به گوشه هایی از فعالیت علمی وی می پردازیم.

اولا، اگرچه خواجه نصیر در حدود سال ۶۱۹ق اجازه روایت در علوم فقهی و شرعی را از ابومعین الدین سالم بن بدران مصری گرفته است (۲۴) ولی در زمینه فقه و حدیث، جز شرح اصول کافی تالیف دیگری ندارد، و بیشتر فعالیت های وی در زمینه علوم معقول، اعم از مسائل فلسفی و حکمت و کلام، و مسائل ریاضی و نجوم و هیئت بوده است. ثانیا فعالیت های علمی وی در مدت اقامت در نزد اسماعیلیان، در جهت ترویج مذهب شیعی اسماعیلی – بنابراین فرض که این کتاب ها و رساله ها را نوشته خود خواجه بدانیم – و یا در موضوعات عمومی، بدون ارتباط با مذهبی خاص، بوده است، چون شرح اشارات در فلسفه، تحریر اقلیدس در ریاضیات، اخلاق ناصری و اخلاق محتشمی در زمینه مسائل اخلاقی; بنابراین، خواجه در این مدت در زمینه مذهب امامیه تالیفی ندارد. ثالثا پس از فروپاشی دولت نزاری اسماعیلی، خواجه نیز – دست کم در زمینه فعالیت علمی – دچار تغییر و تحول فکری و علمی شد و در این زمان، کلیه آثار کلامی و عقلی – مذهبی خواجه رنگ شیعی امامی به خود گرفت، و برخی از آنها چون تجرید الاعتقاد، قواعد العقائد، اعتقادات و رساله امامت صرفا درباره اثبات عقیده شیعه اثناعشری نوشته شده است.

خواجه طوسی، علاوه بر تالیف کتب متعدد، شاگردان مشهور و نام آوری را چون ابومنصور حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی معروف به علامه حلی، ابوالمظفر عبدالکریم بن جمال الدین احمد بن طاووس، ابوالثناء محمود بن مسعود بن مصلح الدین کازرونی مشهور به قطب الدین شیرازی، و ابوالفضائل حسن بن محمد بن شرفشاه علوی استرابادی معروف به سید رکن الدین تربیت کرد.

در این جا به نقل اقوال درباره مذهب وی در مدت اقامت در نزد اسماعیلیان می پردازیم. فرهاد دفتری درباره مذهب خواجه می گوید:

علمای اثناعشری که خواجه را امامی می دانند مصرانه منکرند خواجه به کیش اسماعیلی درآمده بوده و صحت انتساب رسالات اسماعیلی بدو را که در میان اسماعیلیان محفوظ مانده است، انکار می کنند. عده ای دیگر، چون سرگذشت نامه نویسان ایرانی و معاصر وی، بر این باورند که طوسی به عنوان یک شیعه امامی، تقیه به کار بسته و برای حفظ جان خود در دوره اسارت خود در قلاع نزاری به تالیف آن کتب و رسالات پرداخته است. (۲۵)

به گفته مدرس رضوی، ظاهرا علامه حلی اولین شخصیتی است که خواجه نصیرالدین طوسی را شیعی امامی می داند. (۲۶) مدرسی زنجانی به نقل از مسامره الاخبار ومسایره الاخیار درباره مذهب محقق طوسی چنین نگاشته است: «او [خواجه طوسی ] امامی کامل و بقیه سلف و سرآمد خلف علمای جهان بود» . (۲۷)

ادامه این عبارت تصریح دارد که منظور وی پس از سال ۶۵۴ق است، یعنی زمانی که در مراغه بوده است; و این مورد اتفاق علمای امامیه است. مصطفی حسینی تفرشی درباره خواجه طوسی می نویسد:

طوسی، نصیرالمله والدین، سرآمد محققان، سرور حکما و متکلمان است. در روزگار خویش ریاست امامیه را عهده دار بود. (۲۸)

اگرچه نقدالرجال تعبیر «انتهت ریاسه الامامیه فی زمانه الیه » را دارد، ولی عبارت حاکی از آن است که این امر مربوط به اواخر عمر وی و زمانی است که خواجه از قلاع اسماعیلیه خارج شده بود. عبارت «تبحره فی العلوم العقلیه والنقلیه » ظاهرا از کلام علامه حلی گرفته شده است.

قاضی نورالله شوشتری نیز خواجه را شیعی امامی می داند و چنان که پیش تر ذکر شد، بی آن که دلیلی ذکر کند می گوید که وی در مدت اقامت در نزد اسماعیلیان در رنج و عذاب بوده است. (۲۹)

درعین حال، نویسندگان جدید با استناد به عبارات متقدمان معتقدند که خواجه مردی شیعی مذهب، پیرو و مروج آیین جعفری است و دراین باره جای حرف و تردیدی وجود ندارد. مدرس رضوی می گوید:

در این که خواجه طوسی – علیه الرحمه – مسلمانی معتقد و مردی شیعه مذهب و پیرو آیین جعفری و از مروجین این طریقه بوده، جای حرف و محل تردید نیست، جز عده ای از علمای اهل تسنن، خصوصا حنبلی های متعصب مانند ابن تیمیه، ابن القیم الجوزی، عبدالحی حنبلی، مؤلف شذرات الذهب و سبکی که وی را کافر و ملحد و بی دین دانسته اند… اما علمای شیعه همگی او را به دیانت و ترویج مذهب و وثاقت در نقل حدیث توصیف کرده و با تجلیل بسیار از او نام برده و رئیس اسلام و مسلمینش خوانده اند و هیچ کس از اسماعیلی بودن او و یا تایید او از آیین باطنی در تالیفاتش سخنی نرانده و همه او را امامی مذهب و از زعمای شیعه اثنی عشریه دانسته و به تعبیرات مختلف، مانند حجه الفرقه الناجیه، من انتهت الیه ریاسه الامامیه، شیخ الثقات والاجلاء، مؤسس اساس دین، او را ستوده اند. (۳۰)

وی در قسمتی دیگر، دیدگاه خواجه را نسبت به مذهب خویش، که در رساله امامت خود نوشته، ذکر و از آن چنین نتیجه گیری می کند:

بنابراین، کسانی که خواجه را باطنی یا اسماعیلی دانسته یا ادعا کرده اند که او آیین این گروه را در کتب خویش تایید کرده، گفته آنها خالی از دلیل و تهمتی صرف است که به آن بزرگ بسته اند و با توجه به تالیفاتش در مورد مذهب خویش اظهارنظر کردن و اسماعیلی خواندن و یا متمایل به این طایفه دانستن، اجتهاد در مقابل نص و بی ارزش است و کتبی هم که به روش باطنیه ساخته شده و در مقدمه آن نام نصیرالدین طوسی و محمد طوسی ذکر گردیده و بعضی هم از روی غفلت بدو نسبت داده اند به طور قطع و یقین از او نیست. (۳۱)

به هرحال، از عبارات این دسته از دانشمندان، امامی بودن خواجه برنمی آید و اگر هم دلالتی بر این مطلب هست، مربوط به بعد از سال ۶۵۴ق است. کسانی که می گویند خواجه در مدت حضور در نزد اسماعیلیان برای آنان کتاب نوشته است، علت این امر را تقیه می دانند. در مقابل این دیدگاه، مجتبی مینوی معتقد است خواجه در قلاع اسماعیلیه محبوس نبوده و بدون تقیه برای آنان کتاب و رساله نوشته است. وی در روزهای آخر عمر خویش یادداشتی درباره خواجه نصیر نوشته که در مقدمه اخلاق ناصری به چاپ رسیده است:

این را که خواجه نصیرالدین گفته باشد که مرا در دستگاه اسماعیلیه مانند محبوس و برخلاف میلش نگاه داشته باشند، بنده درست نمی دانم، و ناروا می دانم که چنین گفته ای را به او نسبت دهم. نویسندگان پیرو مذهب شیعه اثناعشری برای این که او را از تهمت باطنی گری تبرئه کنند، این سخن را ساخته اند تا قلمداد کنند که به اجبار چندی از آنان پیروی کرده و سخن ایشان را بازگو کرده است. (۳۲)

باز در قسمتی دیگر، در طعن کسانی که می گویند خواجه در نزد اسماعیلیان با تقیه عمل می کرده، می نویسد اگر کتابی که در همین اواخر به نام مطلوب المؤمنین در هندوستان منتشر شده از خواجه طوسی باشد باید گفت که وی اسیر دست آنان بوده و چاره ای جز تقیه نداشته است، بنابراین سرزنشی متوجه او نیست. (۳۳)

از این نظریه برنمی آید که خواجه در مدت حضور در نزد اسماعیلیان به کیش ایشان روی خوش نشان داده یا مذهب آنان را پذیرفته باشد، چنان که دفتری چنین تصور کرده است. (۳۴)

ویلفرد مادلونگ نیز قائل است خواجه طوسی به طور موقت آیین اسماعیلیه را پذیرفت و نقش اساسی را دراین باره تعالیم اسماعیلی شهرستانی داشته است، چرا که خود شهرستانی نیز در سده قبل از آن پنهانی به مذهب اسماعیلیه نزاری جذب شده بود. بنابراین، او بود که باعث شد خواجه طوسی به مذهب اسماعیلیه بپیوندد. (۳۵)

البته وی معتقد است که خواجه نصیر بعدها فرقه اسماعیلیه را رها کرد و دوباره به فرقه اثناعشری برگشت. (۳۶)

محمدتقی دانش پژوه در مقدمه اخلاق محتشمی چنین می نگارد:

اگر هم سیر و سلوک را از خواجه ندانیم، خود اخلاق ناصری و رساله جبر و قدر که در آن از فصول مقدس یاد شده، و آغاز و انجام، و اخلاق محتشمی، و ترجمه ادب وجیز به خوبی می رساند که خواجه در این مدت دستخوش تحولی فکری شده بود، و دور هم نیست; چه، او نزدیک به سی سالگی یا اندکی کم تر یا بیشتر دچار باطنیان شده و در اصول شیعی امامی هم به ویژه عصمت و اصل تعلیم و قاعده تسلیم که از نشانه های آیین شیعی و در کافی و کتب دیگر به آنها برمی خوریم و روش تاویل باطنی که در بصائر صفار و مرئاه الانوار و مشکاه الاسرار ابوالحسن شریف عاملی می بینیم بسیار به آیین اسماعیلی نزدیک بوده است، به خصوص این که او فلسفه آموخته بود و با رای افضل الدین کاشانی که شاید خود از اهل تاویل اسماعیلی یا باطنی صوفی بوده آشنایی داشته است و او بود که مدارج الکمال الی معارج الوصال کاشانی را خوانده و دوبیتی در ستایش آن بر نسخه ای از کتاب نوشته بود و آیین اسماعیلی هم با فلسفه آمیختگی داشته است. پس هیچ دور نمی نماید که طوسی به این آیین روی خوش نشان داده باشد; آن هم خواجه به دربار باطنیان آن گاه رفته بود که آنها درسیاست دینی تجدید کردند وخود را متعبد و پای بند مناسک مرسوم نشان دادند و در ماه رمضان نماز تراویح خواندند و مادر جلال الدین هم به حج رفته بود. (۳۷)

دانش پژوه در قسمتی دیگر، کمال الدین حاسب، حکیم و ریاضی دان، شاگرد افضل الدین کاشی، را اولین کسی می داند که طوسی را به تعالیم اسماعیلیان متوجه کرد; ولی چون ورق برگشت و حقایقی از تعالیم آنان و نقص این آیین برای خواجه روشن شد، از آلودگی های الحاد و باطنی گری کناره گرفت و آشکارا به مذهب اثناعشری روی آورد، تا جایی که اسماعیلیان را خارج از دین معرفی کرد و نوشته هایی را که به سود آنان نوشته بود، چون مقدمه ها وخاتمه های اخلاق ناصری، معینیه و حل مشکلات آن، تغییر داد. بنابراین، وی یک دوره «مهله النظر» را گذرانیده و با یک جست وجوی علمی و تحری به گمان خود به مذهب حق که آیین خانوادگی او نیز بود، یعنی مذهب امامی روی آورد و بهترین کتاب های کلامی خود چون تجرید، قواعد العقائد، فصول، امامت را به سود اثناعشریان نگاشت; به همین دلیل بود که دانشمندان شیعی چون علامه حلی، تفرشی، شیخ بهایی، مجلسی، مامقانی، و نوری از وی تجلیل کردند. (۳۸)

اگرچه ممکن است این دیدگاه نیز اشکالاتی داشته باشد، با این همه، از دیدگاه های دیگر محققانه تر است و در آن دقت و بررسی بیشتری شده است. وی در مقدمه اخلاق محتشمی نحوه ارتباط خواجه با اسماعیلیان را بررسی کرده و به فعالیت های علمی وی در آن جا و پس از فروپاشی اسماعیلیه اشاره کرده است و مطالبی نسبت به نقد و بررسی کتاب های خواجه بیان داشته و از همه مهم تر، به تاثیرپذیری خواجه از اسماعیلیه ونحوه ارتباط دوباره خواجه با امامیه اشاره کرده است.

فرهاد دفتری هم قائل است که خواجه طوسی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.