خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توحید و حکومت دینی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توحید و حکومت دینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توحیدیه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توحیدیه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
14دقیقه
31ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 44

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید شامل 79 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نکاتی چند در خصوص کلمه توحید :

چکیده: یکی از مسائل علم کلام که به طور استطرادی در علم اصول مورد بحث قرار می گیرد «کلمه توحید» یا «لا اله الا الله » است. در این مقاله، پس از توضیح کوتاهی در مورد مفهوم استثناء، در خصوص معانی مختلف حرف «لا» و همچنین امکان حذف خبر آن بحثی مطرح می شود تا محل نزاع و اشکال در مورد کلمه توحید مشخص گردد.

در وهله بعد، نگارنده دیدگاه علمای مختلف را در پاسخ به این اشکال مطرح ساخته و در پایان بهترین نظر را برمی گزیند. در این مقال برآنیم تا یکی از مباحث مطرح شده در علم اصول فقه را بازخوانی کنیم. قبل از شروع بحث اصلی و ضمن اعتراف به عجز علمی خویش لازم می دانم تا ابتدا نکاتی را در مورد موضوع این نوشتار یادآوری کنم:

الف) موضوع مورد بحث بیشتر به مباحث علم کلام شباهت دارد تا مباحث علم اصول. اما به مناسبت بحث «مفهوم استثناء» در کتابهای اصولی این موضوع نیز در این کتابها مورد بررسی و مناقشه قرار گرفته است. به طور کلی می توان گفت این موضوع از مباحث استطرادی علم اصول است.

ب) تعرض تقریبا جمیع اصولیین متاخر به این موضوع، بیشتر از باب آن است که این موضوع در متون اصلی علم اصول مطرح شده است و شرح و تعلیق این متون، بویژه کفایه الاصول مرحوم محقق خراسانی، می طلبیده است تا هر آن کس به این مهم مشغول می گردد این بحث را نیز مورد نظر قرار دهد. ج) در این نوشتار بیشتر تلاش شده است تا جنبه اصولی این موضوع مد نظر قرار گیرد، گرچه ناگزیر به حوزه های ادبیات و تفسیر نیز داخل شده ایم. درواقع، اگر این موضوع از زاویه ای دیگر بررسی می شد، طبعا شیوه استدلال دیگری را می طلبید و احتمالا نتایج به طریق دیگری حاصل می شد.

د) آنچه مورد بحث قرار می گیرد، صرفا مناقشه ای علمی است و ضمن آنکه نشانه دقت نظر اصولیین بزرگوار – علیهم الرحمه – می باشد، چون و چرایی است در دفتر درس و بحث. ظاهرا بحث مورد نظر کمتر ثمره علمی در پی داشته باشد، ولی بسیاری از اهل تحقیق معتقدند نداشتن ثمره علمی نه تنها از ارزش آن نمی کاهد، بلکه می تواند منشا جوشش و بینشی ژرف در ساخت اندیشه گردد و این ادعا دفتری گشاده می طلبد که درباره حدود و ثغور آن به بحث بنشینیم و امیدواریم که چنین مهمی حاصل آید. اینک به بررسی موضوع مورد بحث در این نوشتار می پردازیم.

۱- از جمله مباحث علم اصول، بحث مفاهیم و از جمله مفاهیم مورد بررسی در این علم «مفهوم استثناء» است. پرسشی که در مورد این مفهوم مطرح می شود این است که آیا از جمله ای که همراه استثناء واقع می شود، دو حکم استفاده می شود یا یک حکم؟ به بیان دیگر، آیا جمله حاوی استثناء، همان طور که حکم را در مستثنی منه ثابت می کند، حکم را از مستثنی سلب می نماید یا خیر؟ به عنوان مثال، آیا از جمله «اکرم القوم الا زیدا» علاوه بر آنکه وجوب اکرام قوم استفاده می شود، عدم وجوب اکرام زید نیز فهمیده می شود یا اینکه جمله مذکور نسبت به اکرام زید ساکت است و احتمال دارد جمله دیگری متعرض بیان حکم اکرام زید شود؟ تقریبا تمام اصولیین مفهوم استثناء را پذیرفته و تصریح کرده اند که استثناء از جمله سلبیه، حکم ایجابی را در مستثنی ثابت می کند و استثناء از جمله ایجابیه، حکم را به صورت سلبی در مستثنی برقرار می سازد. (۲) آنان برای اثبات این مدعای خود استدلالهایی نیز آورده اند. (البته از ابوحنیفه نقل شده که این مفهوم را قبول ندارد و استدلالهایی برای رد آن آورده که ارائه آنها از حوصله این مقال بیرون است (۳) ). از جمله استدلالها، استدلالی است که مرحوم شیخ انصاری و مرحوم صاحب فصول مطرح کرده اند. (۴) اقامه این استدلال سبب بحثها و مناقشاتی شده است که به بررسی آن می پردازیم.

۲- ایشان با تمسک به کلمه توحید، یعنی «لا اله الا الله » مدعی هستند که استثناء مفهوم دارد. استدلال ایشان چنین است که – بنابر نقل تاریخ – اعراب فقط با گفتن کلمه توحید و شهادت به رسالت حضرت نبی اکرم(ص) به دین مبین اسلام مشرف می شدند. پس شهادت به این دو جمله در دیدگاه نبی مکرم اسلام(ص) برای ورود به اسلام کفایت می کرده است و این خود دلیل بر آن است که استثناء دارای مفهوم است. چرا که اگر استثناء فاقد مفهوم می بود، جمله مذکور صرفا نفی خدایان را بیان می کرد و اثبات خدای واحد – جل و اعلی – را متکفل نمی بود. پس همین که رسول گرامی اسلام، اعراب را به صرف گفتن این جمله داخل در اسلام می دانستند دلیل بر آن است که استثناء مفهوم دارد. برخی از بزرگان بر این استدلال خدشه هایی وارد کرده اند (۵) ،اما ما موضوع سخن خود را بیشتر به نکاتی اختصاص می دهیم که به واسطه این استدلال، در کلمات اصولیین رایج شده است.

۳- قبل از ورود به بحث، لازم است ابتدا نکاتی را از ادبیات عرب در مورد حرف «لا» متذکر شویم. حرف «لا» در ادبیات عرب سه معنای اصلی دارد: (۶) یک) «لا»ی نافیه که چندین معنا دارد و دو معنای آن مشهور و مورد ابتلاست:

الف: «لا»ی نفی جنس که «لا»ی تبرئه هم نامیده می شود (۷) و همانند «ان » عمل می کند، به این معنا که بر سر مبتدا و خبر وارد می شود و مبتدا را که همان اسم «لا»ست مبنی بر فتح می کند. (توجه شود که اسم «لا» منصوب نمی شود بلکه مبنی بر فتح می شود) و خبر را که خبر «لا» باشد بر اعراب قبل، یعنی رفع باقی می گذارد. از ویژگیهای این «لا» آن است که خبر آن در موارد بسیار زیادی بخصوص در نزد اهل حجاز محذوف واقع می شود; (۸) مثل «قالوا لاضیر» (۹) و «فلا فوت ». (۱۰) ب: «لا»ی شبیه لیس که همانند «لیس » عمل می کند، به این معنا که بر مبتدا و خبر وارد می شود و اسم آن را که همان مبتداست مرفوع و خبر آن را منصوب می کند. (۱۱) دو) «لا»ی ناهیه که بر سر فعل مضارع در می آید و معنای نهی ایجاد می کند. (۱۲) سه) «لا»ی زاید که برای تاکید می آید. همان طور که در آیه شریفه «لا اقسم بیوم القیامه » (۱۳) آمده است.

روشن است که «لا» در کلمه شریفه «لا اله الا الله » از سنخ «لا»ی نفی جنس است و خبر آن حذف شده است. از آنجا که بنابر نظر اکثر علمای نحو نمی توان جمله ای را بدون خبر در نظر گرفت مجبوریم خبر آن را در تقدیر گرفته و این جمله را با توجه به خبر محذوف معنا کنیم. (البته برخی در این مورد که همیشه لازم باشد برای «لا» خبری را در نظر گرفت تشکیک کرده اند که نظر این افراد را در ادامه مطرح خواهیم کرد).

۴- حال با توجه به اینکه خبر «لا» حذف شده باشد به تبیین محل نزاع می پردازیم. سؤال این است که خبر محذوف در جمله شریفه «لا اله الا الله » چیست؟ در پاسخ دو احتمال به ذهن می آید. خبر یا می تواند «موجود» باشد یا «ممکن ». مطابق قواعد ادبیات عرب هر جا مطلبی حذف شده باشد و قرینه بخصوصی نیز در کار نباشد باید به سراغ مشتقات افعال عموم از قبیل «موجود»، «کائن » و… رفت. حال، اگر خبر محذوف «موجود» باشد، در جمله یاد شده – با توجه به آنچه در بند ۱ آوردیم – یک حکم سلبی و یک حکم ایجابی داریم: «لا اله موجود» و «الله موجود» و اگر خبر محذوف «ممکن » باشد دو حکم ما به این صورت در می آید: «لا اله ممکن » و «الله ممکن ».

توحید، یعنی اثبات وجود حق تعالی و نفی امکان الوهیت از غیر او (۱۴).انسان برای آنکه موحد شناخته شود باید به این هر دو شهادت دهد; یعنی هم باید به وجود حق تعالی شهادت دهد و هم شهادت دهد که خدایی غیر از او ممکن نیست. اکنون با توجه به معنای توحید، اگر خبر محذوف در کلمه توحید را «ممکن » فرض کنیم، نفی امکان الوهیت از غیر می شود ولی وجود حق تعالی مورد شهادت قرار نمی گیرد، بلکه امکان وجود حق تعالی مورد شهادت قرار می گیرد و هستند ممکن الوجودهایی که موجود نیستند، مانند عنقا که ممکن است اما موجود نیست. اگر خبر محذوف را «موجود» در نظر بگیریم وجود حق تعالی مورد شهادت واقع شده است ولی آنچه از خدایان دیگر سلب شده، وجود آنهاست و نه امکان آنها. در حالی که پیشتر دانستیم آنچه در توحید لازم است شهادت به ممکن نبودن خدایان دیگر است و نه صرفا موجود نبودن آنها. (۱۵) 5- مرحوم آخوند خراسانی (۱۶) و به تبع ایشان ،مرحوم آیت الله بجنوردی – علیهم الرحمه – (۲۰) هرکدام با تفاوتهای اندکی که در تقریر مطلب دارند، تلاش کرده اند تا اشکال مطرح شده را پاسخ گویند. پاسخ مرحوم آخوند(ره) این است که لفظ «اله » که در مستثنی منه ذکر شد، به معنای واجب الوجود است و آنچه در جمله شریفه خبر واقع شده «امکان عام » است، زیرا فقط می توان امکان عام را بر خدا حمل کرد و حمل امکان خاص بر واجب الوجود به تناقض می انجامد. چون قسیم یک شی ء را نمی توان محمول آن شی ء قرار داد. (۲۱) بنابراین اگر خبر محذوف را «ممکن » در نظر بگیریم جمله شریفه چنین می شود: «لا واجب الوجود ممکن بامکان عام و الله ممکن بامکان عام ». همین که واجب الوجودی ممکن نبود معلوم می شود ممتنع است و همین که الله – تبارک و تعالی – ممکن است معلوم می شود موجود است، چرا که واجب اگر ممکن باشد موجود است و اگر موجود نباشد ممتنع است.

اگر خبر محذوف را «موجود» در نظر بگیریم جمله شریفه چنین می شود: «لا واجب الوجود موجود و الله موجود» و همین که نفی وجود از واجب الوجودی شد معلوم می شود که ممتنع است. به عبارت دیگر، در واجب الوجود امکان باوجود، مساوق است و لذا هر کدام از دو کلمه «ممکن » و «موجود» خبر واقع شوند، نقش دیگری را نیز ایفا می کنند; یعنی هم امکان و هم موجود را از خدایان نفی می کنند و هم امکان و هم وجود را در ذات باریتعالی اثبات می کنند. بزرگانی از جمله مرحوم امام، مرحوم محقق اصفهانی و مرحوم آیت الله بروجردی و همچنین شهید آیت الله سید مصطفی خمینی – علیهم الرحمه – بر این استدلال مرحوم آخوند(ره) اشکال کرده اند:

الف) کلمه «اله » در عرف عرب نه تنها به معنای واجب الوجود استعمال نشده و در کتابهای لغت آن را «معبود» معنا کرده اند (۲۲) ، بلکه در استعمال مجازی هم از «اله » به معنای واجب الوجود استفاده نشده است. (۲۳) شاید در اصطلاحات علوم فقهی چنین وضع و یا چنین استعمالی مرسوم باشد، اما در محاورات یومیه اعراب چنین نیست. پیامبر اکرم(ص) در حالی این جمله شریفه را به عنوان شهادت از عرب و غیرعرب می پذیرفتند که بسیاری از آنها کمترین اطلاعی از اصطلاحات فلسفی نداشتند. (۲۴) به بیان دقیقتر، اصلا در آن زمان علوم فلسفی چنین اصطلاحی به این معنا نداشتند. از اخبار منقول از ائمه می توان استفاده کرد که کلمه «اله » یا به معنای خلق (۲۵) «اذا لذهب کل اله بما خلق » بوده یا معبود. (۲۶) ب) اساسا ممکن نیست «اله » در موضوع مورد بحث ما به معنای واجب الوجود باشد، چرا که پیامبر اکرم(ص) وقتی این جمله را از کفار عرب می پذیرفتند که آنان بتها را می پرستیدند، اما ۶- در جواب اشکال بر کلمه توحید گروهی، از جمله شهید ثانی(ره)، چنین پاسخ داده اند (۲۸) که همان طور که در ادبیات عرب «کان »ی تامه داریم، «لا» هم در این جمله، اسمیه و تامه است و به این دلیل اصلا محتاج خبر نیست تا مشکلی پدید آید. همچنین، بعضی از بزرگان اضافه کرده اند که در تمام مواردی که عرب از «لا» بدون خبر استفاده کرده است، «لا» تامه بوده و اصلا محتاج خبر نیست. (۲۹) این پاسخ مورد مناقشه گروهی از بزرگان از جمله مرحوم مشکینی و مرحوم آیت الله حائری یزدی – علیهما الرحمه – قرار گرفته است. چرا که اولا، بر فرض که «لا» تامه باشد و محتاج خبر نباشد، باز مشکلی حل نمی شود، زیرا معنا کماکان نفی وجود از خدایان است و نه نفی امکان از ایشان. (۳۰) به عبارت دیگر (این تعبیر مرحوم مشکینی در تقریر مطلب است)، هر قضیه محتاج جهت است و جهت به معنای کیفیت نسبت میان موضوع و محمول (۳۱) می باشد. در این صورت اگر جهت قضیه «ضرورت » باشد معنا چنین می شود: «اله معدوم است بالضروره جز الله » و این جمله جز امکان حق تعالی مدلولی را بیان نمی کند و از اثبات وجود حق تعالی قاصر است و اگر جهت قضیه «فعلیه » باشد معنا چنین می شود: «اله معدوم است بالفعل جز الله » و این جمله نفی وجود از خدایان می کند و نه نفی امکان. (۳۲) شاید بتوان به تقریر مرحوم مشکینی اشکالی به این صورت متوجه ساخت که آنچه باعث پیدایش قضایای موجهه می شود جهت است. در قضایای ثلاثیه که مفاد «کان »ی ناقصه می باشند این جهت قابل تصور است، ولی در قضایای ثنائیه که مفاد «کان »ی تامه هستند این جهت قابل تصور نیست، چرا که جهت نسبت ثبوت محمول برای موضوع است در حالی که در قضایای ثنائیه، ثبوت موضوع محل بررسی است و بس. به هر حال، در هر صورت ملاک موجود در قضایا موجهه در موضوع مورد بحث ما قابل تصور است. در نتیجه راه حلی که «لا»ی تامه را مطرح می سازد با بیان مرحوم محقق حائری قابل تامل و تخریب است. ثانیا، هرچند نقل است که «لا» به صورت تامه نیز استعمال شده است (۳۳) ولی حمل جمله شریفه بر استعمالات نادر چندان پسندیده نیست.

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.