خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیمای امام علی (ع) در حماسه های دینی و مذهبی ایران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیمای امام علی (ع) در حماسه های دینی و مذهبی ایران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیره امیرالمؤمنین(ع) در برخورد با مخالفان جنگ طلب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیره امیرالمؤمنین(ع) در برخورد با مخالفان جنگ طلب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
35دقیقه
48ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی :

تاریخِ ستایشگری شاعران نسبت به چهره های مورد علاقه شان، تاریخی است به طول تاریخ شعر و شاعری؛ و همچنان که اصل شعر در میان افراط و تفریط سرگردان بوده و به دشواری به حیّز اعتدال در می آمده، شعر مدح و ستایش هم به قیاس مخاطبان خود و تعبیرات و ترکیباتی که در آن به کار می رفته، دائما در فراز و نشیب بوده و هست.

در اسلام، شاعران صحابی از همان روزگار بعثت به این سو، به سرایش اشعاری در ستایش پیامبر صلی الله علیه و آله می پرداختند. اشعار ابوطالب علیه السلام نمونه روشنی از این قبیل ستایشهاست که بخش عمده ای از آن در دیوان ابوطالب به چاپ رسیده است.(۱) پس از آن در مدینه، شاعران فراوانی مانند حسّان بن ثابت، کعب بن مالک، عبدالله بن رواحه (هر سه انصاری خزرجی) در ستایش از اسلام و رسول خدا صلی الله علیه و آله و همچنین هجو دشمنان آن حضرت اشعاری می سرودند. این اشعار گاه با ابتکار خود اصحاب سروده می شد و گاه به عنوان جوابی برای اشعار مشرکان انشاد می گردید. بسیاری از این اشعار در سیره ابن اسحاق آمده است؛ گرچه ابن هشام برخی از آنها را که به مذاق مذهبی اش خوش نیامده یا از اساس آنها را نادرست می دانسته، در تهذیب خود از سیره ابن اسحاق حذف کرده است.

یکی از نقاط حساسی که شاعران صحابی در آن باره شعر ستایشی سرودند، اشعاری بود که در روز هیجدهم ذی حجّه سال دهم بعثت در غدیر سروده شد. این اشعار توسط کسانی مانند حسّان ابن ثابت، قیس بن سعد بن عباده و شمار دیگری از صحابه سروده شده و ضمن آنها از اینکه امام علی علیه السلام به عنوان «مولای مردم» معرفی شده، از آن حضرت ستایش شده است. این اشعار را علامه امینی در مجلد نخست الغدیر ارائه کرده و منابع آنها را از منابعی تاریخی و ادبی آورده است.(۲)

پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله اشعاری در مرثیه آن حضرت سروده شد. طبعا زمانی که دستگاه خلافت راهش را از راه امام علی و خاندان پیامبر جدا کرد، شیعیان گرفتار محدودیت شدند؛ محدودیتی که گرچه در فاصله چهار سال و نه ماه حکومت امام علی علیه السلام قدری از آن کاسته شد، اما بلافاصله با حکومت معاویه و شدت سختگیری وی بر آن افزوده گردید. در روزگار خلافت امام علی علیه السلام شاعران شیعی اشعار فراوانی در ستایش آن حضرت سرودند که نمونه هایی از آنها را در کتاب وقعه صفین، الوافدات من النساء علی معاویه و آثار دیگر ملاحظه می کنیم؛ اما از روزگار خلافت معاویه به بعد، شیعیان با سختی روزگار را می گذراندند و در بیشتر اوقات گرفتار بلایای فراوانی بوده، به شدت برای بیان احساس خود به طور آزاد با مشکل روبه رو بودند.

از این زمان به بعد، شیعیان بین دو احساس متفاوت که در درونشان شعله ور بود، زندگیشان را ادامه می دادند. یکی در سوگ شهیدان اهل بیت به ویژه شهیدان کربلا که آنان را به لحاظ روحی عمیقا تحت تأثیر قرار داده بود و سبب سرایش اشعاری در مرثیه اهل بیت، به ویژه شهدای کربلا می شد. نمونه این اشعار را تا قرن پنجم در کتاب پرارج دو جلدی زَفَرات الثقلین استاد محمد باقر محمودی ملاحظه می کنیم. احساس دوم شیعیان، شدّت حب و علاقه آنان به امام علی و اهل بیت علیهم السلام بود که آن هم در فضای فشار امویان و عباسیان و دشمنی و بدگویی آنان از امام علی علیه السلام ، شیعیان را به سرایش هرچه بیشتر اشعاری در ستایش اهل بیت علیهم السلام وامی داشت. ویژگیهای برتر امامان علیهم السلام خود عامل مهمی شد که نه تنها شیعیان بلکه شاعرانی چون فرزدق هم که دلبستگی به امویان داشت، اشعاری در ستایش امام سجاد علیه السلام بسراید و یکی از قلّه های منقبت خوانیِ عربی را با شعر معروف خود در این دوره فتح کند.

سرایش شعر مدح و مرثیه برای اهل بیت، از نیمه دوم قرن اول هجری بالا گرفت و در قرن دوم و از آن پس در قرون بعد، در قالب شعر عربی، به طور بی امان ادامه یافت. در میان انبوه این قبیل اشعار، نام شاعران بنام و بصیری چون سید حمیری، کمیت بن زید اسدی و دعبل خزاعی درخشش ویژه ای دارد، اما به هیچ عنوان سرایش شعر منقبت اهل بیت، محدود به این دو نفر نیست. سید حمیری در سرایش اشعارش در مدح اهل بیت، تا آنجا پیش رفت که اعلام کرد: اگر کسی فضیلتی از علی بیابد که او شعری در باره آن نسروده باشد، می تواند از وی جایزه بگیرد.(۳)

در این میان، ائمه اطهار علیهم السلام با دست و دلبازی فراوان به حمایت از این شاعران برخاسته، با اعطای صله های فراوان، آنان را تشویق به سرایش این قبیل اشعار می کردند، همچنان که برپا کردن سوگواری و خواندن شعر در مرثیه امام حسین علیه السلام را تشویق می کردند. برخی از این حمایتها تشویق معنوی آنان بود که نمونه اش برخورد امام رضا علیه السلام با دعبل خزاعی است.(۴) به هر رو در این باره نصوص تاریخی فراوانی در دست است که اینجا محل بیانش نیست.

بدین ترتیب، شیعیان از یکی از مهم ترین ابزارهای احساسی و عاطفی یعنی ادبیات، آن هم قالبِ شعر که نقطه اوج بیان احساس است، برای نشر دیدگاه های مذهبی خود بهره بردند.

در این میان، فضائل امام علی علیه السلام مهم ترین دستمایه برای پر کردن محتوا و مضمون اشعار منقبت بود و از میان این فضائل، حدیث غدیر یکی از بهترین ها به شمار می آمد، به طوری که صدها غدیریه به عربی و بعدها به فارسی سروده شد که گزارش غدیریه های عربی را در الغدیر علامه امینی می توان یافت.(۵)

* * *

به هر رو، داستان سرایش شعر عربی در مدح و مرثیه اهل بیت، داستانی طولانی است؛ اما پرسش مهم در اینجا این است که نخستین بار چگونه این احساس و عاطفه پردامنه در زمینه سرایش شعر ستایش و مرثیه، به شیعیان و علاقه مندان به اهل بیت از میان عجمان و فارسی زبان انتقال یافت؟ بدون تردید، شعر فارسی از آغاز فعالیت خود در قالب فارسی نو کوشیده است تا مضامین اشعار عربی و از جمله همین موضوع ستایشگری را در خود جای دهد و به طور طبیعی شیعیان را که عمیقا به اهل بیت عشق می ورزیدند به سرایش شعر فارسی در باره اهل بیت وادارد.

در میان کهن ترین شاعران ایرانی از قرن پنجم به بعد، از این قبیل اشعار ستایش آمیز داریم. در این میان، نام چند نفر از این شاعران برجسته، درخشش ویژه ای دارد. اینها افرادی هستند که در میانه قرن ششم کاملاً برای عبدالجلیل قزوینی شناخته شده بوده و نامشان را بیان کرده است.

عبدالجلیل قزوینی رازی که بهترین اطلاعات را در باره شعرای پارسی زبان این دوره و همچنین رویه منقبت خوانی در قرن ششم در جوامع شیعی به دست داده، در باره شماری از شعرای شیعه می نویسد:

«اما شعرای پارسیان که شیعی و معتقد و متعصب بوده اند، هم اشارتی برود به بعضی؛ اولاً فردوسی طوسی شیعی بوده است و در شاهنامه در مواضع به اعتقاد خود اشارت کرده است … و فخری جرجانی شیعی بوده است و در کسایی خود خلافی نیست که همه دیوان او مدایح و مناقب مصطفی و آل مصطفی است، علیه و علیهم السلام. و عبدالملک بنان رحمه الله علیه مؤیَّد بوده است به تأیید الهی … و ظفر همدانی اگرچه سنی بوده است، او را مناقب بسیار است در علی و آل علی علیهم السلام و در دیوانش مکتوب است تا تهمتش نهند به تشیع. و اسعدی قمی و خواجه علی متکلم رازی عالم و شاعر، و امیر اقبالی شاعر و ندیم سلطان محمد رحمه الله علیه شیعی و معتقد بوده است و قائمی قمی، و معینی و بدیعی و احمدچه رازی، و ظهیری و بردی و شمسی و فرقدی و عنصری و مستوفی و سمان و سید حمزه علوی و خواجه ناصحی و امیر قوامی و غیر اینان رحمه الله علیهم که همه توحید و زهد و موعظت و مناقب گفته اند بی حدّ و اندازه. و اگر به ذکر همه شعرای شیعی مشغول شویم، از مقصود بازمانیم. و خواجه سنایی غزنوی که عدیم النظیراست در نظم و نثر خاتم الشعرایش نویسند او را منقبت بسیار است، و اگر خود این یکی بیت است که در فخری نامه گوید کفایت است:

جانب هر که با علی نه نکوست هر که را خواه گیر، من ندارم دوست
هر که چون خاک نیست بر درِ او گر فرشته است خاک بر سرِ او(۶)

فردوسی معروف ترین شاعر دوره غزنویان، با همه ارتباطی که با این دولت سنی متعصب داشت، دارای گرایشهای شیعی و معتزلی بود. مضامینی که در اشعار او وجود دارد، حاکی از نوعی علائق شیعی عمیق است که آن را در میان بسیاری از معاصران وی هم می توان دید؛ علائقی که به راحتی سبب می شد فرد را متهم به رفض یا قرمطی گری کنند و او را حتی از حقوق انسانی اش محروم سازند. در میان اشعار، اعتقاد وی به وصایت امام علی علیه السلام دیده می شود که می تواند قرابت وی را با تشیع اعتقادی نشان دهد. اکنون بخشی از این اشعار را نقل می کنیم:

به گفتار پیغمبرت راه جوی دل از تیرگیها بدین آب شوی
چه گفت آن خداوند تنزیل وحی خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم علیّم دَر است دُرست این سخن قول پیغمبر است
منم بنده آل بیت نبی (ص) ستاینده خاک پای وصی (ع)
اگر چشم داری به دیگر سرای! به نزد نبیّ و وصی گیر جای
بدین زادم و هم بدین بگذرم چنان دان که خاک پیِ حیدرم
هر آن کس که در دلش بغض علی است از او خوارتر در جهان زار کی است
نباشد مگر بی پدر دشمنش که یزدان به نیران بسوزد تنش(۷)

و در جای دیگر چنین سروده:

به دل هر که بغض علی کرد جای ز مادر بود عیب آن تیره رای
که ناپاک زاده بود خصم شاه اگر چند باشد به ایوان و گاه(۸)

و در شروع شاهنامه می نویسد:

به نام نبیّ و علی گفته امگهرهای معنی بسی سفته ام

که فردوسی طوسی پاک جفت نه این نامه با نام محمود گفت(۹)

و در شعر دیگری می گوید:

نترسم که دارم ز روشن دلی به دل مهر آل نبیّ و ولیّ
شفیعم محمّد، امامم علی است به هر دو جهانم وفیّ و ملی است(۱۰)

این اشعار می تواند نوعی تشیع اعتقادی و امامتی را نیز در وی نشان دهد، گرچه باید توجه داشت که وی نمی توانست در فضای سنی گری که سلطان محمد غزنوی فراهم آورده بود، بیش از این شعری شیعی بسراید.

یکی دیگر از شعرای این دوره کسایی مروزی (متولد ۳۴۱) است که هم در مدح امام علی و هم در مرثیه شهدای کربلا از وی اشعاری برجای مانده است. از جمله در منقبت امام علی علیه السلام چنین سروده است:

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال و که بوده است وکه باشد جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار
این دین هدی را به مثل دایره ای دان پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار(۱۱)

وی در اشعار دیگری که در سال ۳۷۰ ق سروده، در مدح امام علی، امام سجاد و امام صادق علیهم السلام می گوید:

فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین فضل حیدر، شیر یزدان، مرتضای پاک دین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست فضل آن رکن مسلمانی، امام المتقین
فضل زین الاصفیاء، داماد فخر انبیا کآفریدش خالق خلق آفرین از آفرین
این نواصب، گر ندانی فضل سر ذوالجلال «آیت قربی» نگه کن و آن «اصحاب الیمین»
«قل تعالوا ندع» بر خوان، ور ندانی گوش دار لعنت یزدان ببین از «نبتهل» تا«کاذبین»
«لافتی الا علی» بر خوان و تفسیرش بدان یا که گفت و یا که داند گفت جز روح الامین…
گر نجات خویش خواهی در سفینه نوح شو چند باشی چون رهی تو بینوای دل رهین
دامن اولاد حیدر گیر و از طوفان مترس گرد کشتی گیر و بنشان این فزع اندر پسین…
سیصد و هفتاد سال از وقت پیغمبر گذشت سیر شد منبر ز نام و خوی تکسین و نگین
منبری کآلوده گشت از پای مروان و یزید حق صادق کی شناسد و آن زین العابدین
مرتضی و آل او با ما چه کردند از جفا یا چه خلعت یافتیم از معتصم یا مستعین
کان همه مقتول و مسمومند و مجروح از جهان وین همه میمون و منصورند امیر الفاسقین
ای کسایی، هیچ میندیش از نواصب و از عدو تا چنین گویی مناقب، دل چرا داری حزین؟(۱۲)

از کسایی سوگنامه ای در باره کربلا باقی مانده که دلیلی دیگر بر وجود تشیعی گسترده در ادب فارسی در قرن چهارم است. این شعر قصیده ای بسیار زیبا و به گفته امین ریاحی، نخستین قصیده سوگنامه کربلا در زبان فارسی است که شامل پنجاه بیت است:

کاین مشکْ بوی عالم وین نوبهار خرم بر ما چنان شد از غم چون گور تنگ و تنها
بیزارم از پیاله، وز ارغوان و لاله ما و خروش ناله کُنجی گرفته مأوا
دست از جهان بشویم، عز و شرف نجویم مدح و غزل نگویم، مقتل کنم تقاضا
میراث مصطفی را، فرزند مرتضی را مقتول کربلا را، تازه کنم تولا
آن نازش محمد، پیغمبر مؤیّد آن سید ممجد، شمع و چراغ دنیا
آن میر سربریده، در خاک خوابنیده از آب ناچشیده، گشته اسیر غوغا(۱۳)

یکی از نخستین نمونه شاعران شیعی که در ستایش اهل بیت شعر لطیف فارسی سروده و گویا تنها یک دوبیتی از وی برجای مانده ملک الکلام بندار رازی (م ۴۳۳) است. این دو بیت چنین است:

تا تاج ولایت علی بر سرمه هر روج مرا خوش تر و نیکوترمه
شکرانه اینکه میر دین حیدرمه از فضل خدا و منّت(۱۴) مادرمه(۱۵)

شعر ستایش نسبت به اهل بیت در قرون بعد جدی تر و بیشتر شد. حتی برخی از سنیان خراسان هم که متشیع بودند، در این کار سهیم شدند. از جمله این شاعران سنایی (م ۵۴۵) است که عبدالجلیل وی را شاعری شیعی معرفی کرده است. وی در ستایش و مدح امام علی علیه السلام چنین سروده است:

چون تو صاحب دولتی، هرگز نبودی در جهانهم نخواهد بود هرگز، چون تویی در هیچ فن

ای امیرالمؤمنین! ای شمع دین! ای بوالحسن! ای به یک ضربت ربوده جان دشمن در بدن
هر دلی کو مهرت اندر دل ندارد همچو جان هر دلی کو عشقت اندر جان ندارد مقترن
روی جنات العُلی هرگز نبیند بی خلاف لایزالی ماند اندر نار با کُم(۱۶) و حزن

و در جای دیگری گوید:

شو مدینه علم را در جوی، پس در وی خرام تا کی آخر خویشتن چون حلقه بر درداشتن!
چون همی دانی که شهر علم را حیدر دَر است خوب نبود غیر حیدر میر و مهتر داشتن
کی روا باشد به ناموس و حِیَل در راه دین دیو را بر مسند قاضی اکبر داشتن
مر مرا باری نکو ناید ز روی اعتقاد حق حیدر بُردن و دین پیمبر داشتن
چون درخت دین به باغ شرع هم حیدر نشاند باغبانی زشت باشد، جز که حیدر داشتن
جز کتاب الله و عترت، ز احمدِ مرسل نماند یادگاری کان توان تا روز محشر داشتن
از پس سلطان دین پس چون روا داری همی جز علی و عترتش، محراب و منبر داشتن
گر همی مؤمن شماری خویشتن را بایدت مُهر رزّ جعفری بر دین جعفر داشتن

شعر اخیر می تواند نشانی از تشیع جعفری در سنایی تلقی شود. قصیده ای نیز در ستایش امام رضا علیه السلام دارد که برخی از ابیات آن چنین است:

هم فرّ فرشته کرده جلوههم روح وصی در او به جولان

… از خاتم انبیا در او تناز سید اوصیا در او جان

آن بقعه شده به پیش فردوسآن تربه روضه کرده رضوان

از جمله شرطهای توحیداز حاصل اصلهای ایمان(۱۸)

دین را حرمی است در خراسان دشوار تو را به محشر آسان
چون کعبه پرآدمی ز هر جای چون عرش پر از فرشته هزمان(۱۷)

در باره عاشورا هم اشاراتی دارد:

حبَّذا کربلا و آن تعظیم کز بهشت آورد به خلق نسیم
تیغها لعل گون ز خون حسین چه بود در جهان بتر زین شَین
تاج بر سر نهاده بدکردار که از آن تاج خوب تر منشار(۱۹)

به هر رو، قرن پنجم و ششم قرن رواج تشیع در ایران است که به دنبال رفت و آمد طلاب شیعه از ایران به بغداد و نجف و بهره مندی از مکتب شیخ طوسی و رواج اندیشه های آن مکتب در شهرهای ری و مناطقی چون خراسان دامنه اش بالا گرفت. گسترش فرهنگ شیعه در مرکز ایران، آن هم در شهر کهنسال ری و شکل گیری یک جامعه منضبط در آن، سبب شد تا راه برای شاعران شیعه و مداحان اهل بیت علیهم السلام هموار شود. شاعران فارسی زبان در قرن ششم در ری فراوان بودند و قصاید زیادی در منقبت امامان می سرودند. دلیلش استقبال شیعیان از آنان در مراسم عمومی شان بود که سبب شکل گیری یک جریان گسترده منقبت خوانی در قرن ششم در ری و شهرهای سبزوار و ساری و آمل و جز آن شد.

یکی از کامل ترین دیوانهای شعر فارسی شیعی که برجای مانده، دیوان قوامی رازی است که به کوشش میرجلال الدین محدث در سال ۱۳۳۴ ش در تهران به چاپ رسیده است. همین نمونه برجای مانده، نشانه اوج شعر ستایشی و مدیحه سراگونه شاعران شیعه از پیامبر و امامان است که از قرن ششم برجا مانده است. قوامی از شعرای بنام نیمه اول قرن ششم بوده و چنان که گذشت، عبدالجلیل در عبارت پیشگفته در جمع شاعران شیعه، از وی یاد کرده است. آنچه در دیوان چاپ شده او آمده، بیشتر در توحید و موعظه و نصیحت است، و پیداست که وی اشعار دیگری هم داشته که در ستایش امامان بوده است. از آن جمله در همین دیوان در جایی این چنین فضائل روایت شده در باره امام علی علیه السلام را به شعر عرضه می کند:

به عِلْم همچو علی کس نبود در اسلام که بود مطّلعِ سِر، ز عالِم الأسرار
سرای شرع نبی را، علی ستون بناست دگر چه آید و خیزد، همی ز رنگ و نگار
به علم و عصمت و مردی، سؤالها کردیم علی چو آب همی آمد از در و دیوار
قصیده های قوامی قیامت سخن است که طیر باغ بهشت است، جعفر طیّار
قوامیا تو سراینده دار همچون گل فراز گلبن ارواح، بلبل اشعار
بر انتظار خروشِ خروس مهدی باش به عهد سیّد شاهین دلِ عقاب شکار(۲۰)

و در جای دیگر:

پیرایه مردان خدا حیدر کرّار آن هم نسب و هم نَفَس احمد مختار
آن حاجب بار درِ اسرار پیمبر آن میر دلیرِ سِپَه دین جهاندار
شاهی شده هَمْ گوهر او، احمد مُرْسل شیری شده همشیره او، جعفر طیّار
فتّاح درِ خیبر و مفتاح درِ علم جاندار شه ملّت و جانبخش شب غار(۲۱)

ابوالمفاخر رازی از جمله شاعران برجسته قرن ششم است که تمامی حوادث کربلا را به شعر درآورده که تنها چند ده بیت آن در کتاب روضه الشهداء ملاحسین کاشفی که با اشعار این مداحان و مناقبیان آشنا بوده، درج شده است. طبعا می توان تصور کرد که وی اشعار مدحی فراوانی هم داشته که به دست ما نرسیده است.

دیوان ناصرخسرو قبادیانی (۳۹۴ ۴۸۱ یا ۴۷۱) هم سرشار از اشعار مدیحه سرایی نسبت به اهل بیت است؛ گرچه گرایش وی، به طور غالب، یک گرایش فلسفی است که بر اشعار وی هم سایه فراوان افکنده است. نمونه ای از اشعار این شاعر در ستایش امام علی علیه السلام چنین است:

عرش این عرش کسی بود که در حربِ رسول چون همه عاجز گشتند بدو داد لِواش
آن که بیش از دگران بود به شمشیر و به علم وان که بگزید و وصیّ کرد نبیّ بر سرماش
آن که معروف بدو شد به جهان روز غدیر وز خداوند ظفر خواست پیمبر به دعاش
آن که با علم و شجاعت چو قوی داد عطاش به رکوع اندر بفزود سوم فضل: سخاش
هر خردمند بداند که بدین وصف علی است چون رسید این همه اوصاف به گوش شنواش
معدن علم علی بود به تأویل و به تیغ مایه جنگ و بلا بود و جدال و پرخاش
هر که از علم علی روی بتابد به جفا چو کر و کور بماند بکند جهل سزاش
مایه خوف و رجا را به علی داد خدای تیغ و تأویل علی بود همه خوف و رجاش
گر شما ناصبیان را بجز او هست امام نیستم من سپسِ آن کس و دادم به شماش(۲۲)

مع الاسف باید گفت: با توجه به اطلاعاتی که عبدالجلیل و فهرست منتجب الدین در اختیار ما گذاشته، می توانیم حدس بزنیم که دهها دیوان شعر فارسی شیعی دیگر هم در قرن ششم در ری و حواشی آن وجود داشته که از میان رفته است. منتجب الدین در الفهرست خود نام برخی از شاعران و مداحان اهل بیت را آورده است(۲۳) که ما هیچ خبر خاصی از آنان نداریم.

البته منقبت خوانی تنها در قالب نظم نبوده و بسیاری از مبلغان شیعه، اخبار و فضائل اهل بیت علیهم السلام را در قالب نثرهای دلنشین و حتی به سبکهای داستانی در مراکز عمومی و اجتماعات برای مردم نقل می کرده اند. مؤلف فضائح الروافض یک سنی متعصب که از این محافل برآشفته بوده است، در این باره می نویسد:

«… و در بازارهای مناقب خوانان گَنده دهن، فرا داشته اند که ما منقبت امیرالمؤمنین می خوانیم و همه قصیده های پسر بنانِ رافضی و امثال او می خوانند و جمهور روافض جمع می شوند؛ همه وقیعت صحابه پاک و خلفای اسلام و غازیان دین است و صفات تنزیه که خدای راست جلّ جلاله و صفت عصمت که رسولان خدای راست علیهم السلام و قصّه معجزات که الاّ پیغمبران خدای را نباشد، شعر کرده می خوانند و به علی ابوطالب می بندند».(۲۴)

وی همچنین می نویسد:

«… و مغازیها می خوانند که علی را به فرمان خدای تعالی در منجنیق نهاده و به ذات السّلاسل انداختند تا به تنهایی، آن قلعه را که پنج هزار مرد درو بود، تیغ زدن بِسِتَد و علی درِ خیبر، به یک دست برکند، دری که به صد مرد از جای خود بجنبانیدندی و به دستی می داشت تا لشکر، بدان گذر می کرد و دیگر صحابه از حَسَد بر علی بر آن در، آمد و شد می کردند تا علی خسته گردد و عجزش ظاهر گردد».(۲۵)

مؤلّف فضائح باز می نویسد:

«رافضیان، این همه مناقبها بدان خوانند تا عوام الناس و کودکان دگر طوایف را از راه ببرند و فرانمایند که آنچه علی کرد، مقدور آدمی نبوده و صحابه همه، دشمن علی بودند».

عبدالجلیل می نویسد: «…دروغی ظاهر و بهتانی عظیم است و دلیل بر این آن است که اگر غرض این بودی از خواندن مناقب، بایستی که به قم و کاشان و آبه و بلاد مازندران و سبزوار و دیگر بقاع که الاّ شیعه نباشند، نخواندندی و معلوم است که آنجا بیشتر خوانند».(۲۶)

این سخن نشانه ای بر آن است که این رسم در تمام مناطق شیعی نشین ایران رواج کامل داشته است. این یک حقیقت است که گسترش فضائل اهل بیت در مجموع، تمایل مردم را به سمت تشیّع گسترش می داد و بر نفوذ سادات و علویان که شیعیانی اصیل بودند، می افزود. زمانی که معتضد عبّاسی خواست تا صحیفه ای در فضائل اهل بیت خوانده شود از شورش سنّیها، هراسی به دل راه نداد؛ امّا وقتی به او گفته شد که علویان از آن بهره خواهند برد، وحشت کرد و نخواند.(۲۷)

سنیان در برابر مبلغان شیعه دست به کار مشابهی زدند. درست همان طور که سنیان بغداد در برابر مراسم شیعیان برای عاشورا، دسته عزاداری برای جمل و عایشه و مصعب بن زبیر به راه انداختند،(۲۸) در ری هم «فضائل خوانانی» را به راه انداختند تا به مقابله با شیعیان پرداخته فضائل مخالفان اهل بیت را منتشر کنند. عبدالجلیل در پاسخ نویسنده فضائح الروافض می نویسد:

«عجب است که این خواجه بر بازارها، مناقب خوانان را می بیند که مناقب می خوانند و فضایل خوانان را نمی بیند که بیکار و خاموش نباشند و هر کجا قمّاری خمّاری باشد که در جهانش بهره ای نباشد و به حقیقت نه فضل بوبکر داند، نه درجه علیّ شناسد، برای دام نان، بیتی چند در دشنام رافضیان از بر بکرده و در سرمایه گرفته و مسلمانان را دشنام می دهد و لعنت نا وجه، می کند و آنچه می ستاند، به خرابات می برد و به غنا و زنا می دهد و بر سبلت قدریان و مجبّران می خندد و این قاعده نو نیست که فضایلی و مناقبی در بازارها فضایل و مناقب خوانند؛ امّا ایشان همه، توحید و عدل و نبوّت و امامت و شریعت خوانند و اینان همه جبر و تشبیه و لعنت».(۲۹)

او همچنین در جای دیگری در باره محتوای فضائل خوانی اهل سنّت می نویسد:

«… و چنان است که متعصّبان بنی امیّه و مروانیان، بعد از قتل حسین با فضیلت و منقبت علیّ طاقت نمی داشتند. جماعتی خارجیان از بقیّت سیف علی و گروهی بددینان را به هم جمع کردند تا مغازیهای دروغ و حکایات بی اصل، وضع کردند در حق رستم و سرخاب [سهراب] و اسفندیار و کاووس و زال و غیر ایشان و خوانندگان را بر مربّعات اسواق [ چهارسوها [مُمَکَّن(۳۰) کردند تا می خوانند تا ردّ باشد بر شجاعت و فضل امیرالمؤمنین و هنوز این بدعت باقی مانده است که به اتفاقِ امّتِ مصطفی، مدح گبرکان خواندن بدعت و ضلالت است. خواجه اگر منقبت علیّ از مناقب خوانان نمی تواند شنید، باید بدان هنگامه ها می رود به زیر طاق باجگر و صحرای درِ غایش».(۳۱)

نویسنده فضائح الروافض گویا از منقبت خوانان، دل پری داشته است. وی در ادامه باز هم می نویسد:

«در بَیرانه ها(۳۲)، جمع شوند و مناقب خوانند.» رازی به دفاع آورده که: «پنداری ندیده و نشنیده است که مناقب خوانان در قطب روده و به رشته نرصه و سر بلیسان و مسجد عتیق، همان خوانند که به درِ زاد مهران و مصلحگاه».(۳۳)

اما در قرن هفتم و هشتم و نهم، شعر مدح و ستایش نسبت به ائمه در میان شیعیان ایران، بسیار اوج گرفت. به یقین بسیاری از این اشعار از میان رفته است، اما همین اندازه که باقی مانده، نشانه گستردگی آن است. مع الاسف هنوز در باره شعر فارسی شیعه در میان سالهای ۶۰۰ تا ۹۰۰ تحقیق جدی صورت نگرفته و دیوانهای برجا مانده یا چاپ نشده و یا تحلیل درستی در باره آنها ارائه نشده است. با این حال در سالهای اخیر شاهد تلاشهایی برای معرفی شاعران این دوره و نشر دیوانهای آنان بوده ایم. از برخی از این شاعران یا هیچ گونه شعری برجا نمانده و یا تنها ابیاتی در تذکره ها، جُنگها و کشکولها درج شده است.

یکی از شاعران این عهد، سیف فرغانی است که در مرثیه امام حسین علیه السلام چنین سروده است:

ای قوم در این عزا بگریید بر کشته کربلا بگریید
با این دل مرده خنده تا چند امروز در این عزا بگریید
فرزند رسول را بکشتند از بهر خدای را بگریید
از خون جگر سرشک سازید بهر دل مصطفا بگریید
در گریه سخن نکو نیاید من می گویم، شما بگریید(۳۴)

زمینه دیگر سرایش شعر در خراسان آن روز، ستایش از امام رضا علیه السلام است که در ایران مدفون بوده و به ویژه از همان عهد به این سو، خراسانیان به وی عشقی تمام می ورزیده اند. کتیبه ای از سال ۶۱۲ بر حرم حضرت رضا علیه السلام بر جا مانده است که این دو بیت شعر بر آن دیده می شود:(۳۵)

بادا هزار بار فزون تر سلام حق بر تو اَیا غریب خراسان امام حق
مشتاق حضرت توام ای سید شهید حقا که هستم از دل و از جان غلام حق

یکی دیگر از شاعران قرن هفتم سید ذوالفقار شروانی (م پس از ۶۹۰)است. بخشی از یکی از ترکیب بندهای وی که آن را در ستایش امام رضا سروده، چنین است:

ای ز خاک آستانت قدسیان را آبروی وز نسیم روضه ات دارالجنان را رنگ و بوی
برده چون خاک بهشت از باد جان افزای تو جاهِ آبِ خضر و نار موسوی را آبروی
سقف مرفوعت پناه بیت معمورست از آن طاق چوگان شکلت از میدان گردون برد گوی
در جوار خاک پاکت هر زمان روح الامین به خضِر گویدکه دست از چشمه حیوان بشوی(۳۶)

چهره درخشان شعر ستایش، شیخ حسن کاشی (م بعد از ۷۰۸) است که میرزا عبدالله افندی نقش وی را در رواج تشیع در ایران در ردیف علامه حلی و محقق کرکی یاد کرده است.(۳۷) از وی اشعار زیادی برجا مانده و بسیاری از این اشعار نه در ایران بلکه در میان شیعیان افغانستان بیش از ایرانیان محبوب واقع شده و مورد استفاده قرار گرفته است. نویسنده این سطور کتاب تاریخ محمدی او را که مشتمل بر اشعار وی در شرح حال امامان معصوم علیهم السلام است به چاپ رسانده و در مقدمه آن به تفصیل در باره شرح حال او سخن گفته است. همچنین دیوان وی در مجموعه شماره ۷۵۹۴ کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می شود که مع الاسف تاکنون به چاپ نرسیده و بخشی از اشعارش در همین گزیده حاضر آمده است.

از مشهورترین اشعار کاشی، هفت بند اوست که سرمنشأ سرایش بسیاری از اشعار ستایش اهل بیت علیهم السلام پس از وی بوده و خود از اشعار بسیار رایج در محافل شیعی تا دوره صفوی بوده است. تنها به ارائه بند اول این قصیده که محتوای آن فضائل مسلّم روایت شده در حق امیرمؤمنان علیه السلام است بسنده می کنیم:

معنی هر چهار دفتر، خواجه هر هشت خلدداور هر شش جهت اعظم امیرالمؤمنین

عالم علم لدنّی(۳۹)، شهسوار(۴۰) لَوْ کُشِفناصر حق، نفس پیغمبر، امام راستین

مقصد تنزیلِ بلّغ، مرکز اسرار غیبمقطع یتلوه شاهد، مطلع حبل المتین

صورت معنیِ فطرت، منبع(۴۱) ایجاد حقسرّ نسل آل آدم(۴۲)، نفس خیرالمرسلین

صاحب یوفون بالنذر، آفتاب انّماقرّه العین لعمرک نازش روح الامین

درجهان از روی(۴۳) حشمت(۴۴) چون جهانی درجهاندر زمین از روی رفعت آسمانی بر زمین

حاجب(۴۵) دیوان امرت، موسی دریا شکافپرده دار بام خضرت، عیسی گردون نشین

از عطای دست فیّاض تو دریا مستفیضوز ریاض نزهت طبع تو رضوان خوشه چین

ناشنیده از زمان مهد تا باقی عمربی رضای حق ز تو حرفی کرام الکاتبین

نقشبند کاف و نون از روز فطرت تاکنونناکشیده چون مه رخسار تو نقش نگین

مثل تو چون شبه(۴۶) ایزد در همه حالی محالور بود ممکن نه الاّ رحمه للعالمین

هر که مدّاحش خدا همدم رسول الله بودگر کسی همتاش باشد(۴۷) هم رسول الله بود

السلام ای سایه ات خورشید رب العالمین آفتاب عزّ و تمکین، آسمان(۳۸) داد و دین

شعر وی در ستایش امام رضا علیه السلام هم از اشعار بی مانند اوست:

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.

دوش چون دور شب تیره به پایان آمد نوبت زمزمه مرغ سحر خوان آمد
چشم جان از دم مشکین صبا روشن شد گویی از مصر، نسیمی سوی کنعان آمد