اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام :
سیاست خارجی دولت ها، متغیر وابسته ای است که بر بنیان یک سری اصول و ارزش های ملی و ایدئولوژیکی استوار است.در سیاست گذاری خارجی کشورها دو بخش اصلی قابل شناسایی است:
۱.اصول و بنیادهای نظری;
۲.شیوه ها و راهکارهای اجرایی.
قسمت دوم عمدتا در حوزه تجربه بشری جای گرفته و شناور است در حالی که بخش نخست بر مجموعه ای از نگرش های فلسفی و انسان شناختی حاکم بر جامعه و یا دست کم ذهنیت نخبگان سیاسی استوار می باشد.
منظر فلسفی و انسان شناختی مذکور تاثیرات عمیقی را در جهت گیری خارجی کشورها و نحوه تعامل با سایر بازیگران بین المللی دارد.دو نگرش عام و فراگیر حاکم بر روابط بین الملل، رئالیسم و ایده آلیسم است که از دیرباز بر مباحث این حوزه مطالعاتی سایه افکنده اند.این دو نگرش از منظر فلسفی (وجودشناسی) و انسان شناسی متفاوتی به تحلیل مسائل بین المللی می پردازند.برای اساسی ترین و نخستین پرسش سیاست خارجی دولت در مورد ماهیت نظام بین المللی، هر یک از نگرش های فوق جواب های متفاوتی داده اند.نحوه تلقی هر یک از ماهیت نظام بین المللی، دیگر مسائل مربوط به سیاست خارجی را تحت تاثیر دارد; از این رو برای فهم واقعی و درک روشن جهت گیری خارجی کشورها، فهم ماهیت روابط خارجی از دید آنان حایز اهمیت است.این مقاله در پی آن است تا ماهیت روابط خارجی را در پرتو اندیشه دینی – الهی امام علی علیه السلام مطالعه کند.روشن است که ارائه جواب روشن برای این پرسش بنیادین، ماهیت سیاست گذاری خارجی و جهت گیری خارجی دولت اسلامی امام علی علیه السلام را تبیین خواهد کرد.چنین امری برای دولت اسلامی در عصر حاضر می تواند مفید و راهگشا باشد، زیرا دولت اسلامی در عصر غیبت خود را موظف می داند تا با الهام از سیره عملی و گفتاری پیشوایان معصوم علیه السلام (سنت) به سیاست گذاری و اجرا بپردازد.بدین منظور کشف و استخراج دیدگاه های رهبران دینی بسیار حایز اهمیت است.
قبل از ورود به بحث، برای تبیین و توجیه منطقی بحث، ذکر نکته ای لازم به نظر می رسد; شاید برخی تصور کنند که روابط بین الملل و مباحث مربوط به آن از محصولات قرون اخیر بوده و بنابراین، طرح آن از منظر زمانی عصر امام علی علیه السلام چندان موجه به نظر نمی رسد.نگارنده با قسمت اول گزاره فوق موافق است که حوزه مطالعات روابط بین الملل، حداقل به صورت یک رشته مطالعاتی آکادمیک قدمت چندانی ندارد و عمدتا به سال های پس از جنگ جهانی دوم باز می گردد; اما مسائل مورد مطالعه و موضوع آن را نمی توان به دوره تاریخی خاصی ارجاع داد.یکی از قدیمی ترین و در عین حال پر مناقشه ترین موضوع مورد مطالعه این حوزه، دو پدیده جنگ و صلح است; بنابراین از زمانی که روابط اجتماعی در حیات انسانی شکل گرفته، بشر با این دو پدیده روبه رو بوده است.دقیقا از همین زاویه است که برخی از پژوهشگران این رشته، قدمت و پیشینه تاریخی آن را در جنگ های پلوپونز قبل از میلاد جست و جو می کنند. (۱)
بنابراین دست کم می توان گفت، جنگ و صلح و مسائل مربوط بدان، یکی از مهم ترین مسائل و موضوعات این رشته پژوهشی است که با تاریخ روابط اجتماعی انسان همزاد است. از این منظر همان گونه که مطالعه ماهیت نظام بین المللی با تاکید بر دو پدیده جنگ و صلح از منظر اندیشمندانی نظیر افلاطون، ارسطو، سیسرون، اکوئیناس و دیگران می تواند موجه باشد، مطالعه ماهیت این نظام از دیدگاه امام علی نیز می تواند توجیه منطقی داشته باشد; از این رو در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا ماهیت روابط خارجی از دیدگاه امام علی به بحث گذاشته شود و نگاه حضرت به دو پدیده جنگ و صلح، ریشه ها و عوامل آن مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.آیا سیاست خارجی امام علی خصلت جنگ محوری دارد یا صلح طلبی؟ آیا جهت گیری حضرت عمدتا اصل را بر صلح می گذارد یا جنگ؟ اهداف و ابزارهای سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی کدامند؟
ماهیت روابط خارجی از دیدگاه امام علی علیه السلام
برای فهم ماهیت نظام بین الملل در هر مکتب و نحله فکری، ابتدا لازم است که نگرش فلسفی آن مکتب به انسان، جامعه و سیاست مورد مطالعه و امعان نظر قرار گیرد، چون این نگرش فلسفی پایه های نظری آن مکتب را شکل می دهد.بر این اساس بحث ماهیت روابط خارجی از دیدگاه امام علی نیز از خاستگاه انسان شناسی سیاسی آغاز و با عزیمتگاه سیاست شناسی در حوزه بین المللی به انجام می رسد.این حث به دنبال پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که آیا از نگاه امام علی، اصل در روابط خارجی بر جنگ استوار است یا صلح؟
۲.انسان شناسی سیاسی
تلقی و شناختی که امام علی از انسان به صورت عام و انسان سیاسی به خصوص ارائه می دهد، کاملا با وحی الهی و تعالیم قرآنی و آموزه های پیامبر خاتم گره می خورد; بنابراین انسان شناسی امام علی همچنان که قرآن کریم مطرح می کند، بر دو بعدی انسان و ماهیت ترکیبی او استوار می باشد.در این تحلیل انسان دارای طبیعت دو بعدی است که بخشی ریشه در ملک داشته و بخش دیگر در ملکوت.بعد ملکی انسان بیانگر ماهیت حیوانی و غریزی اوست، در حالی که بعد ملکوتی او نشان از جنبه روحانی و الهی دارد که به قول قرآن کریم با «نفخت من روحی » توصیف می گردد; بنابراین در طبیعت انسان زمینه های تمایل به دو نیروی متضاد که یکی انسان را به اسفل السافلین کشانیده و از درندگان «درنده تر» می سازد و دیگری او را به اوج انسانیت و تعالی سوق داده و از فرشتگان «پران تر» می سازد، قابل شناسایی است. سرنوشت انسان در گیر و دار جدال و تنازع دایم این دو نیروی طبیعی رقم می خورد. این جدال را برخی از پژوهشگران دینی جدال و مبارزه دایم میان نیروی غریزی و فطری یا بعد حیوانی و انسانی عنوان کرده اند.در این مبارزه برتری هر یک از دو بعد انسان، ماهیت و سرنوشت او را رقم می زند. (۲) دو بعدی انسان علاوه بر قرآن کریم، در کلام معصومین علیهم السلام و به خصوص امام علی علیه السلام نیز به خوبی قابل ردیابی است.
امام علی ضمن تصریح بر دو بعدی بودن انسان، جدال دایمی میان آن دو را مورد تاکید قرار داده و در نهایت پیروزی هر یک از دو نیروی مزبور را رقم زننده سرنوشت فرد عنوان می کنند:
خداوند در فرشتگان (به هنگام آفرینش آنها) فقط عقل را قرار داد بدون شهوت و در حیوانات شهوت را قرار داد بدون عقل و در فرزندان آدم هر دو را قرار داد; پس هر کس عقلش بر شهوت او غلبه کند، برتر از ملایکه و هر کس شهوتش بر عقل او غلبه نماید فروتر از حیوانات است. (۳)
بنابراین انسان شناسی امام علی با توجه به دو نیروی عقل و شهوت که بیانگر دو نوع فعالیت التذاذی و تدبیری است، به انجام می رسد.فعالیت های التذاذی او به وسیله قوای شهوانی و غرایز رقم می خورد و فعالیت تدبیری از عقل او نشات می گیرد و بر اساس تدبیر و مصلحت انجام می شود.وجود هر دو نوع فعالیت با توجه به دو دسته از غرایز و اوصاف در انسان ضروری است; اما در این میان رابطه این دو و نحوه تنظیم این روابط در نهایت چهره انسان را شکل می دهد و جهت گیری های او را تحت تاثیر می گذارد:
عقل و شهوت دو دشمن یکدیگرند.پشتیبان عقل، علم و پشتیبان شهوت، هوای نفس است و نفس انسانی مورد نزاع این دو می باشد، به طوری که هر یک از این دو دیگری را مقهور سازد، نفس به سوی قاهر و مسلط کشیده می شود. (۴)
در مجموع جنبه عقلانی انسان با سعادت و کمال واقعی او پیوند می خورد و امام عقل را وسیله باشد نجات از گمراهی و رسیدن به سعادت معرفی می کند; بنابراین به هر اندازه از عقل بهره داشته از نظر امام به رستگاری و سعادت نزدیک تر و از شرور و بدی دور خواهد بود.در مقابل، کسانی که از عقل بهره ندارند با سرنوشت سیاه و تاریک رو به رو خواهند بود.از میان گفته ها و کلمات حکیمانه امام در این مورد تنها به ذکر دو نمونه روشن بسنده می شود: در مورد اهمیت عقل می فرماید:
خداوند عقل را در وجود انسان به ودیعت ننهاده مگر این که روزی به وسیله آن او را نجات خواهد داد. (۵)
در جای دیگر می فرماید:
هنگامی که خداوند نسبت به بنده ای اراده خیری نماید، به او عقل معتدل و عمل درست و صحیح عطا خواهد کرد. (۶)
از سوی دیگر از نظر امام کسانی که از نعمت عقل محرومند در چنبره هوا و هوس گرفتار و در گرداب گمراهی اسیرند.در این زمنیه امام تصویر انسان عاری از عقل و گرفتار غرایز شهوانی را چنین ترسیم می کند:
دنیا پرستان همچون سگانی هستند که بی صبرانه همواره صدا می کنند…یا همچون چارپایانی که گروهی از آنان پاهایشان بسته و گروهی دیگر رها شده اند، خردهای شان را گم کرده و در راه های نامعلوم گام گذارده اند. (۷)
از این رو گمراهی عقل، خواری بزرگ عنوان می گردد: «شدیدترین گمراهی ها، گمراهی عقل و بزرگ ترین خواری ها، خواری جهل است » .
۲.سیاست شناسی و روابط اجتماعی
نگرش مکاتب و دیدگاه های مختلف بر انسان به صورت مستقیم در سایر حوزه ها از جمله سیاست و اجتماع بازتاب می یابد.نظریه ای که با نگاه ترکیبی و دو بعدی بودن انسان، به انسان شناسی می رسد، به صورت طبیعی در حوزه سیاست نیز نوعی دوگانگی رفتاری را تعقیب می کند.سیاست از این منظر نه صرفا پدیده اخلاقی و هنجاری است و نه صرف یک واقعیت آکنده از شرور و تباهی، بلکه در این تلقی ماهیت دو بعدی انسان، سیاست و اجتماع را نیز با این دوگانگی تحلیل می کند.دوگانگی که در یک طرف آن عقلانیت، اندیشه و رفتار مبتنی بر مصلحت وجود دارد و در طرف دیگر آن قدرت طلبی، تمامیت طلبی و حسادت نمایان است.هر چند مسیر اصلی حرکت تاریخ، به سوی رفتار مبتنی بر عقلانیت و مصالح بشری است; اما این روند همواره با نیروی معارض خویش که در قدرت طلبی انسان نهفته است، رو به رو می باشد.
در دیدگاه هابزی، انسان موجودی است درنده خو و قدرت طلب، و شرور بودن انسان در حوزه سیاست و اجتماع نیز تجلی می یابد وبه سیاست نیز رنگ و بوی درندگی و قدرت طلبی ناشی از حسادت و صیانت ذات می بخشد.عرصه روابط بین الملل در این نگرش بر عرصه گرگان درنده ای مبدل می گردد که همگان حفظ خود را در نابودی دیگران جست و جو می کنند.چنین برداشتی به عنوان مکتب جنگ محور، بعدها مبنای فلسفی مکتب اصالت قدرت را تشکیل داد.در مقابل، بر اساس دیدگاه کانتی و عقلانی بودن مطلق انسان، انسان موجودی است کاملا اخلاقی و عقلانی که جز به سود و خیر خود و دیگران نمی اندیشد.در این تلقی اصل حکم بر روابط اجتماعی انسان ها صلح و زندگی مسالمت آمیز است که گاه به دلیل خوی برتری جویی انسان تهدید و تبدیل به روابط خصمانه می گردد; بنابراین توجه دادن انسان به خیر و امور اخلاقی زمینه های برقراری روابط صلح آمیز را در جامعه فراهم می سازد.
همان گونه که ملاحظه می گردد، هر یک از دو نگرش فوق از نگاه بدبینی مطلق تا خوشبینی مطلق در نوسان است; در حالی که نگرش نخست، زندگی انسان را سراسر ناامن و در معرض تجاوز و درندگی دیگران دانسته و در نهایت روابط خصمانه و جنگ مداوم را بر روابط بین المللی حاکم می داند، در نگرش دوم با تاکید بر روحیه همزیستی و اخلاق صلح جویانه انسان، یک جامعه کاملا اتوپیایی و آرمانی به دور از ظلم و تجاوز تصویر می گردد; اما در این میان به نظر می رسد دیدگاه دو بعدی انسان که طبیعت بشر را با نیک و بد همراه می سازد، از مطلق گرایی تام دوری کرده و شخصیت انسانی را در تعامل میان دو نیروی متضاد عقل و شهوت جست و جو می کند; بنابراین بعد عقلانی انسان جهت گیری اخلاقی و صلح جویانه او را رقم می زند، در حالی که در مقابل قوه شهوت که در امیال قدرت طلبی و تمامت خواهی و حسادت انسان نمود می یابد، زمینه های روابط تعارضی و جدال انگیز را موجب می گردد; اما همان گونه که اشارت رفت، هر چند انسان شناسی اسلام بر وجود دو نیروی خیر و شر در انسان اذعان می کند، لیکن از طرف دیگر به دلیل کمال جویی و حرکت تکاملی تاریخ، جهت گیری اصلی انسان و روابط اجتماعی او را با ماهیت خیرخواهانه و صلح جویانه تبیین می کند; اما از طرف دیگر به دلیل وجود نیروی مخالف، همواره مانعی بر سر راه رسیدن به این هدف وجود دارد.
با توجه به انسان شناسی فوق، ماهیت روابط بین الملل از منظر اسلام، هر چند در واقع تمایل به صلح و همزیستی دارد; اما به دلیل موانع و نیروی شهوانی که در قدرت طلبی و برتری جویی برخی ملل و انسان ها وجود دارد، با نوعی حالت جنگ و صلح توام با هم توصیف می گردد; بنابراین نه جنگ در ذات انسان ریشه دارد، آن گونه که در تلقی هابز و ماکیاول مطرح است و نه صلح به تنهایی، بلکه به دلیل وجود هر دو نیروی عقل و شهوت، زمینه های هر دو امر در طبیعت انسان وجود دارد.هر چند در نهایت تقدم و برتری جانب عقل که در حوزه روابط اجتماعی و سیاسی به صلح و همزیستی بشر می اندیشد، به عنوان غایت حرکت تاریخ، مورد توجه قرار می گیرد:
بنابراین اگر بعد حیات طبیعی محض را در نظر بگیریم، باید جامعه انسانی را مجموعه ای افرادی بدانیم که فلسفه موجودیت آنان از توماس هابز شروع و در چنگیز قداره بند به بار می نشیند و فلسفه سیاسی آنان از ماکیاولی آغاز و در هم مکتبان نرون و آتیلا به نتیجه می رسد.علت این که بعد حیات طبیعی محض، جنگ و کینه توزی ها با هدف منفعت گیری به عنوان یک خاصیت اساسی زندگی به رسمیت می شناسد، انحراف بسیار ویرانگر و دردناک بشر در جریان صیانت ذات است که ما آن را اصل الاصول می نامیم. (۸)
اصل همزیستی در روابط خارجی از دیدگاه امام علی علیه السلام دیدگاه امام علی در مورد ماهیت روابط اجتماعی با یکی از دو گمانه رایج در مطالعات بین المللی معاصر، قابل ردیابی است.گمانه اول آن است که ماهیت این روابط بر محوریت جنگ استوار است و صلح حالت استثنایی است.در گمانه دیگر، ماهیت روابط بین المللی صلح محور بوده و جنگ به عنوان یک استثنا از قاعده مورد بررسی قرار می گیرد.در این نوشتار این فرضیه را تعقیب خواهیم کرد:
امام علی اصل در روابط سیاسی و اجتماعی را صلح می داند و جنگ را جز در موارد ضرورت جایز نمی داند.برای اثبات و تایید این فرضیه بحث را در چند محور زیر دنبال می کنیم:
۱.اهمیت صلح و همزیستی از منظر امام علیه السلام;
۲.سیاست صلح جویانه امام علیه السلام;
۳.نشانه های صلح خواهی امام علیه السلام;
۱.اهمیت صلح و همزیستی از دیدگاه امام علی علیه السلام
رویکرد امام علیه السلام به صلح و همزیستی مسالمت آمیز اجتماعی، عمدتا در چارچوب رویکرد قرآن به این پدیده مطرح می گردد.از دیدگاه قرآن هر چند منازعات اجتماعی و حالت تخاصم همواره در کنار نوعی «صلح و سلم » با زندگی اجتماعی انسان همراه است; اما از آن جایی که این تخاصم عمدتا برخاسته از غرایز و خواسته های منفی آدمی است که در چهره حسادت، تنگ نظری و انحصارگرایی نمود می یابد، قرآن کریم در موارد متعدد رسالت انبیای الهی به خصوص نبی خاتم صلی الله علیه وآله را به نفی این پدیده ها گوشزد می کند.
در یک تصویر کلی می توان گفت: هر نوع تخاصم، جدال و جنگ در جوامع انسانی نمودی است از زندگی اهل جهنم که مردان الهی وظیفه خود می دانند تا این جوامع را به زندگی اهل بهشت که همان صلح و سلم و همزیستی است حرکت دهند. (۹)
بنابراین در تصویر قرآنی، هر چند زندگی اجتماعی مشحون از جنگ و صلح می تواند باشد، اما در نهایت صلح و همزیستی به عنوان غایت حرکت اجتماع و هدفی که انبیای الهی برای استقرار آن آمده اند عنوان می شود، زیرا مهم ترین هدف ارسال رسل همانا استقرار عدالت اجتماعی است (۱۰) و این مهم در معنای واقعی خود صلح و امنیت اجتماعی را به همراه خواهد داشت، چه این که جنگ و تخاصم وضعیتی است ناشی از تعدی، برتری جویی و تمامت خواهی انسان و در شرایطی که این غرایز تعدیل و تحت کنترل در آید، جامعه با صلح و همزیستی مسالمت آمیز قرین خواهد بودو عدالت اجتماعی جز در سایه جلوگیری از این امور منفی تحقق نخواهد یافت; بنابراین رسیدن به زندگی و جامعه بهشتی گونه، غایتی است که نه تنها انسان مسلمان که در اندیشه اسلامی، نظام آفرینش بدان سو حرکت می کند.به صورت طبیعی به هر اندازه که جامعه در چنبره وحشتناک و ناامن جنگ قرار گیرد به وضعیت زندگی جهنمیان نزدیک تر می شود; پدیده ای که همه ما از آن گریزانیم و نفرت داریم. (۱۱)
در برخی آیات قرآن به صراحت، وظیفه پیامبران الهی با حل نزاع و اختلافات امت گره می خورد; بدین معنا که حالت تخاصم و جدال – که می تواند ریشه در داخل امت داشته باشد یا ناشی از خارج باشد – می باید با صلح و سلم جایگزین گردد.در این تقریر آغاز و انجام خلقت و نظام هستی به دور از هر گونه اختلاف و کشمکش ترسیم می گردد; اما در میان این دو مبدا و غایت همراه با صلح و سلم، مقاطع تاریخی وجود دارد که همواره با نزاع و جدال انسان ها همراه است.انبیای الهی برای حل معقول اختلافات و جلوگیری از تخاصم تلاش کرده اند.قرآن این مهم را چنین بازگو می کند:
مردم امت واحده بودند; پس خداوند پیامبران را برای بشارت و انذار فرستاد وبا آنان کتاب را به حق نازل کرد تا در آنچه مردم در آن اختلاف کرده بودند حکم کند; اما اختلاف کنندگان درونی، اختلاف شان به سبب بغی بود، آن هم پس از آمدن دلایل روشن. (۱۲)
آنچه در کلام امام علی علیه السلام تجلی می یابد، از نظر سیاسی و جامعه شناختی نیز یک رفتار عقلانی است.امام علی در شرایطی این مقوله را مطرح می کند که جامعه آن روز جز به انتقام نمی اندیشد و گذشت را معادل ناتوانی و ضعف ارزیابی می کنند.امام در وصیت خود به فرزندانش چنین می فرمایند:
من دیروز با شما همدم بودم و امروز عبرتی برای شما هستم و فردا از شما جدا می شوم.اگر من زنده بمانم، اختیار خونم در دست خودم می باشد و اگر از این دنیا رخت بربندم، کوچ از این دنیا وعدگاه من است و اگر قاتل را ببخشم بخشش برای من وسیله تقرب به خداست و پاداش نیکی برای شما دارد; پس قاتل را ببخشید، آیا دوست نمی دارید خداوند شما را عفو کند. (۱۳)
این نگرش امام دقیقا ریشه در وحی دارد آن جا که می فرماید:
…و اگر کیفر دادید همان گونه کیفر بدهید که به شما وارد شده و ا گر صبر و تحمل نمایید قطعا برای شکیبایان بهتر است. (۱۴)
اندیشه صلح خواهی امام صرفا به یک ایده انسانی در بعد نظری محدود نمی ماند، بلکه همانند انبیای الهی که رسالت هدایت بشر و استقرار عدالت ضامن صلح و امنیت را عهده دارند، امام علی در حوزه عملی نیز در این راستا تلاش می کند.امام برقراری صلح در جامعه را از حد یک وظیفه در کنار سایر وظایف فراتر برده و در مرتبه هدف حکومت و سیاست خویش مطرح می کند:
خداوندا، تو می دانی که کوشش ما در موضع خلافت برای رقابت در سلطه گری و به دست آوردن چیزی از متاع محقر دنیا نبوده، بلکه برای آن بود که به نشانه ها و حقایق دین تو وارد شویم و در شهرهای تو اصلاح نماییم تا ستمدیدگان از بندگانت در امن و آسای باشند و قوانین متروک تو بار دیگر به جریان بیفتد. (۱۵)
امام علی که خود در دامن وحی تربیت یافته و از سفره معنوی رسالت حضرت خاتم ارتزاق کرده، در این راستا رسالت حضرت خاتم صلی الله علیه وآله را با ایجاد فضای اخوت و برادری در میان بشر پیوند زده می فرمایند:
خداوند پیامبرصلی الله علیه وآله را زمانی مبعوث کرد که شما مردمان عرب در بدترین شرایط زندگی می کردید و تشنه به خون همدیگر بودید. (۱۶)
و در جای دیگر با ترسیم وحشتناک از زندگی اجتماعی بشر عصر پیش از بعثت می فرمایند:
خداوند پیامبرش ر ابا دلایل روشن و نور روشنایی بخش فرستاد…در وقتی که مردم مبتلا به فتنه های بسیار بودند، و راه نجات از آن را نداشتند; فتنه هایی که مردم را پایمال و لگدکوب کرد و همگی در میان آن سرگردان و وامانده بودند، خواب آنان را بی خوابی و چشم شان گریه بود. (۱۷)
در شرایط و روزگاری که روحیه انتقام گیری از دشمنان در درون جوامع بشری آتشی را بر می افروخت که حیات جمعی را به جهنم سوزان مبدل می ساخت، این امام علی بود که واژه زیبای گذشت و عفو را جایگزین آن نمود.شاید در این نکته نتوان تردید کرد که برخورد ناشیانه و غرورآمیز با دشمن شکست خورده ریشه های یک خصومت و عداوت فراموش نشدنی را در خمیره جان او می کارد که در هر فرصتی حقارت درونی خویش را از طریق شعله ور ساختن آتش دوباره جنگ جبران کند.تجربه تاریخی به خوبی این نکته را تایید می کند که تحقیر دشمن شکست خورده و انتقام گیری غیر منصفانه با پیامدهای ناگوار نفاق و جنگ دایمی همراه خواهد بود.جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹- ۱۹۴۵ م) که علاوه بر خسارت های مادی جبران ناپذیر بر بشر، انسان های زیادی را به کام خود فرو برد، بنا بر برخی دیدگاه ها معلول برخورد ناشیانه فاتحان جنگ اول جهانی با مغلوبین (آلمان) بود; بنابراین عفو و گذشت و مدارا با دشمن غیر از بعد اخلاقی و انسانی است.
تا این جا با ذکر چند نمونه از معارف قرآن کریم و کلمات حکیمانه امام علی به خوبی این نکته را می توان استظهار کرد که صلح از مبانی اصلی زندگی اجتماعی است و اندیشه اسلامی استقرار صلح و ثبات اجتماعی را با هدف خلقت و سیر تکوینی نظام آفرینش گره می زند.به تعبیر علامه محمدتقی جعفری از نظر عقلی نیز مبنا بودن صلح برای حیات اجتماعی بشر قابل اثبات است، زیرا اسلام هدف زندگی را کمال و سعادت انسان می داند و این هدف جز با برقراری صلح نمی تواند قابل تامین باشد; (۱۸) بنابراین اندیشه ای که برای کمال انسان و سعادت او (در بعد دنیوی و اخروی) جهت گیری دارد، چگونه می تواند جنگ محور باشد و یا به صلح نیندیشد.
۲.سیاست صلح گرایانه امام علی علیه السلام
همه انسان ها و اغلب مکاتب به دلیل جذابیت صلح و انطباق آن با فطرت و خواست های درونی انسان، شعار صلح طلبی را سر داده و حتی برای رسیدن به امیال و غرایز نفسانی، برتری طلبی و تمامت خواهی شان که نوعی جهت گیری ضد صلح و ماجراجویانه را به همراه دارد، از پوشش صلح خواهی بهره می گیرند.مکاتب و اندیشه های سیاسی «سود محور» که جز به «منافع » نمی اندیشند، موقف شان در قبال دو پدیده جنگ و صلح بر اساس منافع و سود و ضرر شخصی یا احیانا ملی تنظیم می گردد; بنابراین «منافع ملی » در بیشتر موارد تعیین کننده جهت گیری خارجی کشورها در مورد جنگ و صلح است.اگر جنگ می کنند با منافع توجیه می شود و اگر صلح می نمایند نیز با منافع توجیه می گردد. (۱۹) در چنین وضعیتی استقبال یا استدبار به صلح و جنگ نمی تواند معیار انسانی و بشری داشته باشد، زیرا بر اساس منافع انسانیت صورت نمی گیرد، بلکه منافع مردمانی خاص تعیین کننده است; بنابراین در تلقی سودگرایانه معاصر، اتخاذ موضع صلح طلبی یا حمایت از آن به دلیل آن که «با منافع ملی » کشورها گره می خورد، نمی تواند هویت واقعی کشورها یا مکاتب را بنمایاند.تنها زمانی می توان اندیشه یا مکتبی را «صلح محور» یا طرفدار صلح دانست که نه تنها اعتقاد واقعی به صلح داشته باشد، بلکه برای استقرار آن در همه شرایط برنامه ریزی و تلاش کند.
صلح خواهی امام علی با آنچه که دیگر سیاستمداران تظاهر می کنند، تفاوت جدی دارد. اگر معاویه در شرایط خاصی دم از صلح می زند و به حکمیت قرآن تن در می دهد نه بدان دلیل است که به صلح ایمان دارد، زیرا صلح و استقرار ثبات در حکومت امام علی او را به شدت متضرر خواهد ساخت; اما صلح خواهی امام از آن رو اهمیت دارد که نه به عنوان یک تاکتیک بلکه در قالب یک استراتژی کلان تدوین می گردد.در چنین وضعیتی استراتژی کلان امام علی در حوزه سیاست خارجی با مراوده و همزیستی مسالمت آمیز هویت می یابد.یک سیاست راهبردی و استراتژیکی مبتنی بر مجموعه ای از باورها و ارزش های ذهنی است که به سادگی قابل چشم پوشی نیست و نمی تواند با ملاحظات سطحی و غیر مهم جایگزین کرد.صلح طلبی امام علی نه از روی ظاهر سازی است و نه از سر درماندگی، بلکه به دلیل باور عمیق امام بدان است.نمونه ای از این سیاست انسانی را در واقعه صفین چنین می خوانیم:
حجر بن عدی و عمرو بن الحمق (دو تن از یاران حضرت) از لشکریان معاویه اظهار برائت می کردند و ناسزا می گفتند.امام علیه السلام سر رسید و فرمود: آنچه می گویید لایق به شان شما دو نفر نیست.پرسیدند یا امیرالمؤمنین آیا ما بر حق نیستیم؟ فرمود: بلی.عرض کردند: آیا آنها بر باطل نیستند؟ فرمود: بلی.پرسیدند: پس چرا ما را از دشنام دادن به آنها باز می داری؟ فرمود: از این که آنها را لعن کنید و دشنام دهید بیزارم و اگر آنها را با کردار و رفتارشان وصف کنید بهتر است، ولی اگر به جای برائت از آنها دعا کنید که خدایا خون های ما و آنها را حفظ کن و میان ما و آنان صلح برقرار کن و آنها را از گمراهی به هدایت و از جهل به شناخت حق رهنمون شو، برای من دوست داشتنی تر و برای شما خیر خواهد بود. (۲۰)
این داستان به خوبی سیاست صلح جویانه امام را بازگو می کند، زیرا امام در شرایطی این نیت خیرخواهانه را در مقابل دشمنانش اظهار می کند و از خداوند طلب صلح و حفظ دمای طرفین را می نمایند، که نه با شکستی رو به رو گشته تا حمل بر درماندگی گردد و نه غیر از دو تن از یارانش کسی حضور دارد تا حالت تبلیغاتی و ظاهرسازی داشته باشد.در جای دیگر امام به یکی از کارگزاران و فرماندهانش دستور می دهد که پیشنهاد صلح از سوی دشمن را بپذیرد هر چند این پیشنهاد از سر درماندگی دشمن و تجهیز مجدد او باشد.
هرگز دعوت دشمن را به صلح در حالی که رضای خدا در آن است رد مکن، زیرا در هنگام صلح است که راحتی برای لشکریانت حاصل آید و از غصه و تشویش خاطر آسوده می شوی و امنیت برای جامعه توجه وجود می آید.با این حال از دشمن و حیله گری های او پس از صلح، شدیدا بر حذر باش، چه بسا دشمن خود را به انسان نزدیک می کند تا او را غافلگیر سازد; پس همواره بر حذر باش و خودش گمانی در این مورد را متهم بساز. (۲۱)
این کلام و توصیه امام علیه السلام بیانگر آن است که صلح در همه حال مطلوب است حتی اگر از سوی دشمن و بااهداف فریبکارانه پیشنهاد شود، منتها انسان مؤمن و هوشمند در عین قبول صلح بر رفتار و حرکات دشمن نظارت دارد و راه های فریبکاری او را مسدود می کند.حضرت در این جا نمی فرمایند که اگر دشمن پیشنهاد صلح داد، زمانی که در موضع برتر بودی قبول نکن، یا اگر قبول کردی با در نظر داشت فلان منافع قبول کن، بلکه می فرماید پیشنهاد صلح با هر عنوان و هدفی که باشد قبول کن و به نفع تو است، منتها نباید جانب حزم و احتیاط را از دست دهی.این دقیقا بیانگر همان نگرش وحیانی است که فرمود «و الصلح خیر» (۲۲).صلح بدون در نظر داشت پیامد آن خوب است و جنگ بد است هر چند پیامد آن خوب باشد. (۲۳)
۳.نشانه های صلح خواهی امام علی علیه السلام
از آنچه گذشت به دست می آید که «صلح » به عنوان مبنای حیات جمعی انسان در اندیشه دینی امام علی، از نگاه او به ماهیت انسان و حقیقت سیاست نشات می گیرد; بنابراین چه در حوزه داخلی و چه خارجی اصل صلح به عنوان یک هدف دنبال می شود و امام از رو آوردن به سیاست تخاصم و جنگ به شدت اعلام انزجار می کند.این امر را در فرمانش به مالک اشتر به خوبی بازگو کند، آن جا که به او دستور می دهد تا سیاست نظامی اش را به گونه ای سامان بخشد که کمتر به جنگ و بیشتر به صلح بیندیشد: «و از سپاهیان کسی را به کار بگمار که آزار و شکنجه مردم و جنگ را دوست نمی دارد» . (۲۴) جهت تبیین و توضیح بهتر جهت گیری صلح جویانه امام، اندیشه صلح خواهی امام را در محورهای زیر دنبال می کنیم:
۱) اهتمام به صلح و توصیه مکرر بدان
با وجود فضای تنش زای صدر اسلام، گفتار پیشوایان معصوم علیهم السلام بیش از آن که در صدد تدوین استراتژی جنگی برآید، بیشتر به اشاعه اندیشه صلح خواهی و تبیین راهکارهای عملی تحقق و ایجاد صلح در جامعه اسلامی اهتمام نشان می دهد. توصیه های مکرر امام علی به اصحاب، یاران و فرماندهانش به خوبی این نکته را بازگو می کند که سیاست صلح خواهی امام نه یک سیاست مقطعی و گذرا و نه یک تاکتیک سیاسی برای غلبه یافتن بر رقیب، بلکه همان گونه که اشارت رفت، این سیاست یک جهت گیری بنیادین و یک سیاست استراتژیکی در خط مشی سیاسی امام است که جز در مواقع ضرورت، نمی توان آن را نادیده گرفت; بنابراین مشرب سیاسی امام علی بر صلح استوار بوده و «امام صلح را دوست می دارد و به آن امر می کند و از جنگ بیزار است و از آن نهی می کند و به آن روی نمی آورد مگر آن که جنگ به سراغ او آید و اصرار بورزد و مهربانی و نیکی در جلوگیری از آن کارگر نشود» . (۲۵) امام علیه ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
