اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام :
تعریف عدالت
از عدالت تعاریف مختلفی ارائه شده; از آن جمله است: راغب اصفهانی در مفردات می گوید: عدل و عدالت به معنای مساوات است، تقسیم کردن به طور مساوی عدل است و در روایت آمده است: آسمان وزمین بر عدالت بنا شده اند، بدین معنا که اگر یک رکن از چهار رکن جهان بر دیگری زیادتر یا کمتر شود جهان نظم خود را از دست می دهد. (۱) ابن منظور نیز عدل را به معنای تساوی میان دو چیز تعریف کرده است. (۲)
شیخ طوسی در معنای آن چنین می گوید:
العداله فی اللغه ان یکون الانسان متعادل الاحوال متساویا; (۳) عدالت در لغت این است که انسان احوال متساوی و متعادلی داشته باشد.
علامه طباطبایی در معنای آن چنین گفته است:
هی اعطاء کل ذی حق من القوی حقه و وضعه فی موضعه الذی ینبغی له; (۴) عدالت این است هر نیرویی هر حقی دارد به حق خود برسد و در جایی که شایسته است قرار گیرد.
این تعاریف با وجود اختلاف در الفاظ به یک حقیقت اشاره دارند و آن تقسیم شایسته و رسیدن حق به حقدار است.
امیرالمؤمنین نیز عدالت را چنین تفسیر کرده است:
سئل علیه السلام، ایهما افضل العدل او الجود.فقال العدل یضع الامور مواضعها و الجود یخرجها عن جهتها و العدل سائس عام والجود عارض خاص فالعدل اشرفهما و افضلهما; (۵) از آن حضرت پرسیدند: عدالت بهتر است یا سخاوت.فرمود: عدالت هر چیزی را در جای خود قرار می دهد و سخاوت آن را از جهتی که دارد بیرون می آورد.عدالت رهبری همگانی است و سخاوت عارضه ای است محدود; پس عدالت شریف ترین و بهترین این دو صفت است.
حقیقت عدالت
عدالت رعایت تناسب هر چیز است و در جهان آفرینش، اعطای هر چه را که فراخور حال آن است به او دادن و چون جهان آفرینش دارای اصالت است، عدالت که وصفی از اوصاف آن است نیز دارای اصالت می باشد.برخی از اندیشمندان معتقدند عدالت اعتباری است و با قرارداد اجتماعی و عقلایی پدید می آید و برخی نیز بر این باورند که عدالت مساله ای اخلاقی است نه طبیعی و نهادی اجتماعی است که باید وضع شود; زمانی که نهادهای اجتماعی امکانات و توانمندیهای خود را بر حسب قواعد عادلانه توزیع کنند عدالت بر قرار می شود; مثلا عدالت سیاسی یعنی این که نهادهای سیاسی امکانات یا مناصب را بر حسب قواعد عادلانه توزیع کنند.بنابراین هیچ رابطه منطقی قانع کننده میان طبیعت و عدالت وجود ندارد و می توان عدالت را از اصولی که ساخته و پرداخته عقل انسان است استنتاج کرد. (۶)
این پندار علاوه بر عدم سازگاری آن با معنای عدالت، چون به دور (توقف توزیع عادلانه بر عدالت و برعکس) منتهی می شود، پذیرفته نیست.
عدالت همسان با پدیده های جهان که اصالت دارند و هستی ویژه خود را از جهان هستی گرفته اند وجود دارد و آن تناسب فیزیکی در آفریده های جهان است که هر پدیده ای اجزا و شرایط مناسب خود را دریافت کند و در جای مناسب خود قرار بگیرد و در حدیث آمده است: «بالعدل قامت السموات و الارض » (۷).
هر چند عدالت در انسان یکی از فضایل نفسانی و از صفات حقیقی اوست و در سیاست رعایت حقوق افراد و جامعه است، لیکن تفاوت عدالت در مواردی که ظهور می کند، سبب تفاوت در معنای کلی آن نیست، هر چند در مصادیق گوناگون، ظاهرا مختلف نشان می دهد.
معنای کلی عدالت همان تناسب و شایستگی است که توضیح داده شد; اما این تناسب و شایستگی در صفات انسان، تعادل میان آنها و پرهیز از افراط و تفریط و میانه روی و صفت عدالت را در انسان ایجاد می کند.رعایت حقوق افراد و حق مناسب هر کس را به او دادن و او را در جای خود قرار دادن، عدالت سیاسی است و بر همین اساس، عدالت اقتصادی، اجتماعی و فردی است که هرگاه معنای کلی عدالت را بر افراد و مصادیق خارجی تطبیق کنیم، در هر مصداق وفردی، معنای ویژه ای به خود می گیرد; اما در کلی معنا تفاوتی ندارند.
امام علی علیه السلام مظهر عدالت هستی
خداوند در آفرینش هستی، عدالت تکوینی را بخشیده و هر پدیده ای را با اجزا و شرایط مناسب در جای شایسته خود آفریده است و نیازهای آن را به شایستگی و تناسب با حال وی اعطا کرده است.امام علی هستی خود را با هستی و عدالت تکوینی که در جهان آفرینش وجود دارد، هماهنگ کرد و دریافت که تمام اجزای جهان هستی با هم ارتباط دارند و هماهنگ هستند، گرمای طاقت فرسای تابستان و سرمای سوزان زمستان، برگ های سبز و شاداب درختان در بهاران و برگ های خشک و پلاسیده آنها در خزان و دیگر فراز و نشیب ها که در این جهان هستی برای پدیده های گوناگون به وجود آمده، تمام اینها قانون و ناموس ویژه ای دارند که از آن پیروی کرده و هیچ وقت از آن تخلف نمی کنند، و این قانون عدالت است که در سراسر جهان هستی و در تمام پدیده های آن استوار است.امیرالمؤمنین هستی خود را با هستی جهان هماهنگ کرد و عدالتی را که در آسمان و زمین و تمام پدیده های جهان وجود دارد; در زندگی شخصی خویش و خانواده و یاران و جامعه مسلمانان پیاده کرد و همه را با هم هماهنگ ساخت.او دریافت که آسمان و زمین بر پایه عدالت استوارند و فرمود:
و عدل حرکاتها بالراسیات من جلامیدها; (۸) و تناسب بخشید خداوند حرکت های زمین را با کوه های سر سخت و سر بلند.
امام با بینش ژرف خود دریافت که قانون حاکم در پدیده های هستی که به هم پیوسته و با هم ارتباط دارند، باید در میان افراد انسان نیز که در هستی خود نیاز به هماهنگی با دیگر پدیده ها دارند حاکم باشد، زیرا افراد انسان در واقع جزئی از اجزای این هستی بزرگ هستند و ناچارند این قانون را بپذیرند، همان طور که دیگر پدیده ها پذیرفته اند.
عدالت تکوینی، تشریعی و انسانی در علی بن ابی طالب به هم آمیخته شده بودند و او را وجودی کامل و انسانی والا قرار داده بود، به گونه ای که نمی توان علی و عدالت را از هم جدا ساخت.امام علی می خواست عدالت را چنان فراگیر کند که تمام ابعاد زندگی انسان را بگیرد و می فرمود:
فان فی العدل السعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق; (۹) همانا در عدالت گسترش و رهایی است و هر کس عدالت بر او سخت باشد، ستم بر او سخت تر خواهد بود.
یعنی کسانی که از عدالت گریزان هستند باید ازستم بیشتر گریزان باشند، زیرا عدالت در همه اجزای هستی و همه جا وجود دارد و ستم ضد و خلاف سیر و چرخش جهان هستی است.
در این مقال عدالت سیاسی امام علی را از چند بعد بررسی می کنیم:
عدالت امام علی
در حکومت به نمونه هایی از عدالت امام علی در حکومت اسلامی می پردازیم:
۱.عدالت راز بقای حکومت
امام علی عدالت را پایه بقا و استمرار حکومت می داند و حکومت مبتنی بر ظلم را متزلزل و ناپایدار معرفی می کند.در این باره می فرماید:
اتامرونی ان اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه…الاو ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و لم یضع امرؤ ماله فی غیر حقه و لا عند غیر اهله الا حرمه الله شکرهم و کان لغیرهم ودهم; (۱۰) (در زمانی که از او خواستند چون معاویه برای جذب بزرگان بخشش کند و بالطبع عده ای را از حقشان محروم گرداند فرمود:) آیا به من فرمان می دهید که پیروزی را با ستمگری به دست آورم در مورد آنانی که بر آنها حکومت دارم…بدانید پرداخت مال بی جا و بی مورد، زیاده روی و ریز و پاش است و هیچ مردی مال را بی جا مصرف نکرد وبی جا آن را به کس نداد مگر این که خدا او را از سپاس گزاری آنها محروم کرد و دوستی آنها را برای دیگران قرار داد.
بنابراین ستم در حکومت نمی تواند دوستی مردم را جذب کند و یاری آنها را در دمت خود داشته باشد.ستم در بخشش سبب می گردد آنهایی که از آن بخشش بهره مند شدند روزی دشمن شوند و یا به یاری بر نخیزند و یا سپاس آن بخشش را حرمت ندارند و در نتیجه حکومتی که بر پایه این بخشش ها قرار گرفته فرو می ریزد و از میان می رود و پیروزی و قدرتی که از آن کسب شده است به ضعف و ناتوانی می گراید و به شکست می انجامد.در مقابل حکومتی که بر پایه عدالت استوار باشد، حقوق مردم را رعایت کند و مال را در موارد شایسته صرف کند، استمرار می یابد تا زمانی که ستارگان آسمان که بر پایه عدالت تکوینی چرخش دارند استمرار دارند; بر این اساس حضرت می فرماید:
والله لا اطور به ما سمر سمیر و ما ام نجم فی السماء نجما; (۱۱) به خدا سوگند هرگز ستم نکنم و به ستم نزدیک نشوم تا روزگار هست و تا ستاره ای به دنبال ستاره ای دیگر روان است.
ثبات و استمرار روزگار و حرکت ستارگان بر پایه عدالت تکوینی استوار بوده و راز بقای جهان و استمرار آن، بر قراری عدالت فیزیکی در آنهاست، حکومت نیز اگر بخواهد بقا و استمرار داشته باشد باید بر پایه عدالت سیاسی استوار باشد.امام علی می خواهد عدالتی را که در میان ستارگان برپاست و با همان برنامه دقیقی در مدار خاص خود در حرکت هستند و از آن تجاوز نمی کنند را در مورد حکومت نیز پیاده کنند.
از دیدگاه ایشان اصلی که می تواند تعادل حکومت را حفظ کند و مردم را خشنود نماید و به پیکر اجتماع سلامت و آرامش دهد، عدالت است; عدالت صراط مستقیم است که روشنگر مسیر زندگی افراد جامعه می شود.
۲.عدالت، هدف حکومت
از دیدگاه نهج البلاغه حکومتی دارای ارزش است که هدف آن گسترش عدالت و گرفتن حق بر باد رفته ستمدیدگان و انتقام گرفتن از ستمگران باشد.هدف در حکومت نباید جاه طلبی، سودجویی، کسب قدرت و پیروی از خواسته های شخصی باشد.حکومت وظیفه اش احیای اسلام و احکام فراموش شده اش و نیز احقاق حق ستمدیدگان و کیفر ستمگران است.امام علی درباره هدف از حکومت خویش می فرماید:
اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسه فی سلطان و لا التماس شی ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک; (۱۲) خدایا، تو می دانی تلاش ما در حکومت برای رسیدن به قدرت نیست و برای به دست آوردن کالای بی ارزش دنیا نیست، بلکه برای آن است که نشانه ها و پرچم های هدایت دین را بر افرازیم و در شهرهای تو اصلاح کنیم تا بندگان ستمدیده تو در امان و آرامش قرار گیرند و حدود فراموش تو بر پا گردد و اجرا شود.
در جای دیگر می فرماید:
لم تکن بیعتکم ایای فلته و لیس امری و امرکم واحدا انی اریدکم لله و انتم تریدوننی لانفسکم ایهاالناس اعینونی علی انفسکم و ایم الله لانصفن المظلوم من ظالمه و لاقودن الظالم بخزامته حتی اورده منهل الحق و ان کان کارها; (۱۳) بیعت من با شما بدون اندیشه نبود، کار من و کار شما یکسان نیست ; من شما را برای خدا می خواهم که در راه او کار زار کنید و شما مرا برای خود می خواهید.ای مردم، مرا به خاطر خودتان یاری دهید.به خدا سوگند حق ستمدیده را از ستمگر از روی عدل و انصاف بستانم و دماغ ستمگر را بر زمین بمالم تا او را به سرچشمه حق برسانم هر چند ناخشنود باشد.
امیرالمؤمنین اجرای عدالت را برای حکومت وظیفه الهی می داند و آن را پیمانی الهی قلمداد می کند و اجازه نمی دهد فرد مسلمانی که به تعلیمات اسلام آگاهی دارد ساکت نشیند و تماشاگر بی عدالتی در جامعه باشد تا چه رسد به حکومت اسلامی که عهده دار اجرای این وظیفه است.طبقه بندی افراد جامعه به ستمگر و ستمدیده، سیر و گرسنه، توانا و ناتوان و دیگر طبقاتی که با روح عدالت سازگار نیست، نباید در جامعه باشد و در این راستا یکی از وظایف اصلی حکومت، مبارزه با این طبقات غیر عادلانه است; حضرت در این باره می فرماید:
لو لا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لایقاروا علی کظه ظالم و لاسغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها و سقیت کاس آخرها بکاس اولها; (۱۴) اگر آن اجتماع بزرگ نبود و اگر تمام شدن حجت و بسته شدن راه عذر بر من نبود و اگر پیمان خدا از دانشمندان نبود که در برابر پرخوری و سیری ستمگر و گرسنگی ستمکش ساکت ننشینند و دست روی دست نگذارند، همانا افسار خلافت را بر دوش او می افکندم و مانند روزهای نخست در خانه می نشستم.
۳.زیبایی حکومت در عدالت است
در دیدگاه علی بن ابی طالب علیه السلام زیبایی و جمال حکومت به عدالت است و حکومت غیر عادلانه زشت چهره می نماید:
و العدل منها علی اربع شعب علی غائص الفهم و غورالعلم و زهره الحکم و رساخه الحلم; (۱۵) و عدل بر چهار شعبه است: فهمی ژرف نگر و دانش به حقیقت رسیده و حکومتی زیبا و بردباری استوار.
۴.بی عدالتی و فساد در حکومت
در اندیشه امام، اگر درحکومت عدالت نباشد.چنین حکومتی منجر به فساد و تباهی می شد و صلاح و شایستگی از جامعه رخت بر می بندد.عدالت شرط مشروعیت حکومت است و حکومت غیر عادل مشروعیت ندارد و باید علیه آن مبارزه کرد، زیرا چنین حکومتی جز گسترش فساد و تباهی وآلودگی چیزی به ارمغان نمی آورد.امام در نامه ای به اهل مصر دلیل پذیرش حکومت را چنین بیان می کند:
و انی الی لقاء الله لمشتاق و حسن جواره لمنتظر راج ولکننی آسی ان یلی امر هذه الامه سفهائها و فجارها فیتخذوا مال الله دولا و عباده خولا و الصالحین حربا و الفاسقین حزبا; (۱۶) همانا من به دیدار خدا اشتیاق فراوان دارم و زیبایی همسایگی او را در انتظارم و امیدوارم ولیکن بیم آن دارم که حکومت این مت به دست ابلهان و ستمگران بیفتد و آنها مال خدا را میان خود دست به ست بگردانند و بندگان خدا را به بردگی گیرند و با صالحان به ستیز برخیزند و تبهکاران را حزب خود و یاران خویش قرار دهند.
حکومتی که در آن عدالت نباشد فتنه و شر است که باید از آن در حذر بود.امام از حکومت بنی امیه به فتنه یاد می کند و از آن بیم می دهد و نتایج سوء آن را این گونه بر می شمرد:
الا ان اخوف الفتن عندی علیکم فتنه بنی امیه فانها فتنه عمیاء مظلمه عمت خطتها و حضت بلیتها و اصاب البلاء من ابصر فیها و اخطا البلاء من عمی عنها و ایم الله لتجدن بنی امیه لکم ارباب سوء بعدی کالناب الضروس تعذم بفیها و تخبط بیدها و تزبن برحلها و تمنع درها…; (۱۷) آگاه باشید ترسناک ترین فتنه ای که گرفتار آن خواهید شد فتنه بنی امیه است که فتنه ای کور و تاریک است و به خدا قسم بنی امیه را می بینم که پس از من زمامدار شما خواهند شد که چون شتری پیر و بد خوی گاز می گیرند و با دستشان می کوبند و با پایشان لگد می اندازند و نمی گذارند شیرشان را بدوشند.آنها همچنان بر شما فرمان خواهند راند و هیچ کس از شما را باقی نخواهند گذاشت مگر آن که برایشان سودی داشته باشد و ستمکاری شان همچنان ادامه خواهد داشت چنانچه توان انتقام نیابید و مبارزه تان همچون پیکار برده ای با ارباب نیرومند و فرمانبردار ناتوان با فرمانده توانا باشد فتنه آنها با چهره ای زشت و هراسناک به شما روی خواهد آورد و بخشی از دوران جاهلیت را پدید خواهند آورد.
حکومت بنی امیه را که بر پایه بی عدالتی استوار بود، امام پیش بینی کرد و آنچه را امام به آن گوشزد می کند نیمی از جنایات زاییده از بی عدالتی در حکومت آنهاست.روابط خانوادگی، حسب و نسب، پول ها و رشوه هایی که برای بیت حکومت خود خرج می کردند، نگاه برده وار به توده های مردم و اعمال شکنجه و زور، جنایاتی بود که حکومت شان بر آنها قرار داشت، به عبارتی مصداق بارز حکومت غیر عادلی و جور بودند.
۵.حق حکومت بر مردم
در اجرای عدالت در دیدگاه امام علیه السلام اجرای عدالت از وظایف حکومت است; لیکن مردم نیز وظیفه ای در قبال حکومت دارندکه باید آن را انجام دهند و زمینه اجرای عدالت را برای حکومت فراهم کنند; بنابراین، حکومت حقی بر مردم دارد که باید آن را ادا کنند و مردم نیز بر حکومت حقی دارند که باید آن را ادا کند; از جمله مردم از حکومت حق عدالت گستری دارند که حکومت باید آن را ادا کند و حکومت نیز حقی بر مردم دارد که باید آن را ادا کنند.
امام در این باره می فرماید:
و اعظم ما افترض الله سبحانه من تلک الحقوق حق الوالی علی الرعیته و حق الرعیه علی الوالی فریضه فرضها الله سبحانه لکل علی کل فجعلها نظاما لالفتهم و عزا لدینهم فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه و لاتصلح الولاه الا باستقامه الرعیه فاذا ادت الرعیه الی الوالی حقه و ادی الوالی الی الرعیه حقها عزالحق بینهم و قامت منهاج الدین و اعتدلت معالم الدین و جرت علی اذلالها السنن فصلح بذلک الزمان و طمع فی تبار الدوله و یئست مطامع الاعداء; (۱۸) بزرگ ترین این حقوق متقابل، حق حکومت بر مردم و حق مردم بر حکومت است.فریضه الهی است که برای هر کدام بر دیگری حقوق مقرر فرموده.این حقوق را مایه انتظام روابط مردم و عزت دین آنان قرار داده است; مردم هرگز روی صلاح و شایستگی نخواهند دید جز آن که حکومت صالح و شایسته باشد و حکومت به صلاح نخواهد رسید مگر آن که ملت استوار و با استقامت باشد و هرگاه ملت به حقوق حکومت وفادار باشد و حکومت حقوق مردم را ادا کند همگان به صلاح خواهند رسید، ارکان دین برپا خواهد شد و سنت ها در مجرای خود قرار می گیرد، محبت و یگانگی در درون امت حاکم می شود و دشمن از طمع داشتن به آن ملت مایوس می شود.
امام حاکم را در ادای حقوق با دیگر مردم یکسان می داند و برای او امتیازی قائل نیست و برای هر کدام بر دیگری حقی قرار داده که باید ادا کند، نظم و شایستگی جامعه و صلاح حاکم و عدالت گستری او وابسته به رعایت این حقوق است.استمرار و بقای حکومت و پیدایش روح اتحاد و نومید شدن دشمنان از نفوذ به درون ملت، در گرو ادای این حقوق است و رعایت نکردن این حقوق سبب رواج ستم، پراکندگی، تباهی در دین، پیروی از هوس ها، تعطیل شدن احکام دین، بروز بیماری روانی، پایمال شدن حقوق مردم، گسترش باطل و پیروزی تبهکاری خواهد شد.
عدالت و حاکم در اندیشه امام علی حاکم اسلامی باید عادل و عدالت گستر باشد و گرنه مشروعیت خود را از دست می دهد.اینک نمونه هایی از دیدگاه های امام در مورد عدالت حاکم را ارائه می کنیم:
۱.شرکت در رنج و غم مردم
با نهایت شگفتی باید گفت علی بن ابی طالب علیه السلام در اندیشه سیاسی خود برای حاکم چیزی را فراتر از عدالت می خواهد.او می خواهد حاکم برای رعایت حال مردم باید از حق خویش نیز چشم پوشی کند و آنچه برای او مباح است خود را از آن محروم سازد.خوردن نان گندم، عسل و پوشیدن لباس خوب حرام نیست و خلاف عدالت نمی باشد به ویژه اگر از دست رنج خود آن را خریده باشد، ولی حاکم باید از این حق مباح چشم پوشی کند.او در نامه ای به عثمان بن حنیف فرماندار بصره می نویسد:
و لو شئت لاهتدیت الطریق الی مصفی هذا العسل و لباب هذا القمح و نسائج هذا القز ولکن هیهات ان یغلبنی هوای و یقودنی جشعی الی تخیر الاطعمه و لعل بالحجاز او الیمامه من لاطمع له فی القرص و لا عهد له بالشبع او ابیت مبطانا و حولی بطون غرثی و اکباد حری…ااقنع من نفسی بان یقال هذا امیرالمؤمنین و لا اشارکم فی مکاره الدهر او اکون اسوه لهم فی جشوبه العیش; (۱۹) اگر بخواهم از عسل تصفیه شده و مغز گندم و بافته ابریشمی بهره گیرم، راه آن را می دانم، ولیکن دور است که هوس بر من چیره شود و مرا به خوردن و غذای لذیذ وادار کند و شاید در حجاز ویمامه کسی باشد که به گرده نانی دست نیابد و شکمی سیر نتواند کند.آیا من شب ها را در سیری سپری کنم و در اطراف من شکم های گرسنه و جگرهای تفیده باشد.آیا به این دل خود را خوش دارم که مردم مرا امیرمؤمنان گویند و در ناگواری روزگار با آنها شریک نباشم و در سخت ترین شرایط زندگی با آنها سهیم نباشم و در زندگی سخت نمونه ای برای آنها نباشم.
بر اساس احساس شرکت در غم و رنج مردم بود که در سالمندی نان جو خشکیده را با زانو می شکست و آن را در انبانی قرار داده و بر آن مهر زده بود که دخترانش به آنها دسترسی پیدا نکنند و به روغن مالیده نسازند و یا در زمستان سوزان شهر کوفه به یک جامه قناعت می کرد و می فرمود:
خداوند فرض کرده است بر پیشوایان عادل که زندگی خود را در سطح زندگانی مستمندان قرار دهند تا درد فقر آنها را از پای در نیاورد. (۲۰)
۲.صفات حاکم
در اندیشه امام، حاکم باید این صفات را داشته باشد: زنده کننده احکام دین، دادخواهی ستمدیدگان، داد گرفتن از ستمگران، عدالت گستری در کشور اسلام، مفهوم بخشیدن به تمدن و فرهنگ اسلام و ایجاد صلاح و شایستگی در ملت اسلام.در این باره می گوید:
و قد علمتم انه لاینبغی ان یکون الوالی علی الفروج و الدماء و المغانم و الاحکام و امامه المسلمین البخیل فیکون فی اموالهم نهمته و لا الجاهل فیضلهم بجهله و لا الجافی فیقطعهم بجفائه و لاالخائف للدول فیتخذ قوما دون قوم و لا المرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق و یقف بها دون المقاطع و لا المعطل للسنه فتهلک الامه; (۲۱) قطعا می دانید آن کس که حاکم بر جامعه مسلمانان می شود و بر ناموس و خون و مال مردم سرپرستی می کند، نباید بخیل باشد تا مردم را پریشان و آواره نکند و نباید نادان باشد تا مردم را گمراه نکند و نباید ستمگر باشد تا با ستم خود رشته جامعه را نبرد و نباید از دگرگونی روزگار هراس داشته باشد تا گروهی را بر گرده دیگر برتر نداند و در حکمرانی رشوه نگیرد تا حقوق مردم را پایمال نکند و یا آنها را تعطیل ننماید و سنت پیامبر را نباید رها کند تا امت اسلامی را به هلاکت نرساند.
امام لزوم عدالت را در حاکم چنان روشن و بدیهی می داند که در آغاز سخن می فرماید: «قطعا می دانید…» ، بااین که بسیاری از یاران وی به این موضوع آگاهی نداشتند، و مقصود این است که اگر به فطرت خود رجوع کنید و عقل خود را حکم فرما نمایید این موضوع را درک خواهید کرد و این کنایه از این است که منزه بودن حاکم از صفات زشت امری فطری است.
۳.پیشوای عادل
امام برترین بندگان خدا و بهترین آنها را پیشوای عادل می داند و پست ترین بندگان خدا را پیشوای ستمکار معرفی کرده و می فرماید:
فاعلم ان افضل عبادالله امام عادل هدی وهدی فاقام سنه معلومه و امات بدعه مجهوله و ان السنن لنیره لها اعلام و ان البدع لظاهره لها اعلام و ان شرالناس عندالله امام جائر ضل و ضل به فامات سنه ماخوذه و احیا بدعه متروکه; (۲۲) بدان برترین بندگان خدا در نزد خدا پیشوای عادلی است که خود هدایت یافته و دیگران را هدایت می کند.سنت را بر پا می دارد و بدعت های ناشناخته را می میراند و همانا سنت ها روشن است و نشانه هایی دارد و بدعت ها نمودار است و نشانه هایی دارد و بدترین بندگان خدا در نزد خدا پیشوای ستمکار است که خود گمراه است و دیگران را نیز گمراه می کند.سنتی را که مردم با آن خو کرده اند بر می دارد و بدعتی را که مردم از آن دوری جسته اند احیا می کند.
برتری حاکم عادل از آن روست که خود هدایت یافته و راه سعادت و نیک بختی را می داند و دیگران را به دنبال خود می کشاند و مردم را به خوبی ها دعوت می کند و از زشتی ها بر حذر می دارد و سنت پیامبر را که ضامن سعادت و سرفرازی در دنیا و آخرت است، در جامعه رواج می دهد و بدعت هایی که ناشناخته و از عقل مردم به دور است و باگمراه کردن شیاطین رواج پیدا کرده بر می دارد.
حاکم عادل یک فرد بیش نیست; اما با درایت و اندیشه ای که دارد، می تواند سعادت یک جامعه را تضمین کند و حاکم ستمگر خود گمراه است و دیگران را نیز گمراه می کند; پس بدترین بندگان خداست.
۴.حاکم و مال مردم
حاکم در جامعه اسلام نباید به مال مردم چشم داشته باشد و به آنها طمع ورزد.
چشم داشتن به مال مردم، پرتگاهی خطرناک است برای حاکم که باید خود را از آن دور نگهدارد.او نباید در طول حکومت خود به یک نفر نیز ستم کند و باید دارای پرونده ای عاری از هر ستمی باشد:
و الله لان ابیت علی حسک السعدان مسهدا او اجر فی الاغلال مصفدا احب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامه ظالما لبعض العباد و غاصبا لشی ء من الحطام و کیف اظلم احدا لنفس یسرع الی البلا قفولها و یطول فی الثری حلولها; (۲۳) به خدا سوگند، اگر شب ها مرا بر روی خارهای درشت بگذراند، و با غل و زنجیر بکشانند، برای من بهتر از آن است که خدا وپیامبرش را در حالی دیدار کنم که بر برخی از بندگان خدا ستمی کرده و یا به مال آنها چشمی دوخته باشد و چگونه به کسی ستم کنم برای جانی که به سوی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
