اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شعر
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شعر؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل شعر انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 31 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل شعر:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل شعر آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل شعر با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شعر از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل شعر، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شعر :
تو ای سرچشمه پاکی و رادی
که فطرت را زجانت آب دادی
تو نوری، دیگران شام سیاهند
تو فریادی و دیگرها چو آهند
تو صبح روشنی، ما کلبه غم
تو شادی، ما ساهیهای ماتم
تو از نور خدایی، ما زخاکیم
تو دریایی و ما تیره مغاکیم
تو جان مطمینی، ما پریشیم
تو از خود رسته ما در بند خویشیم
مگر تو دیگری ما نیز دیگر
شگفتا از تو و الله اکبر
چه می گویم تو و ما این روا نیست
همانا جز قیاسی نابجا نیست
خرد خندد بر این ناپخته سنجش
دل افتد زین تو و مایی به رنجش
تو مرد هرچه ای ما خویش هیچیم
همان بهتر که با مردان نپیچیم
تو هر چندی تو هرگاهی تو بیشی
به جز حق و نبی از جمله پیشی
فلق خون تو را آب وضو کرد
رخت را قبله گاه آرزو کرد
سحر کز شام صبح روشن آرد
اشارت ها به چشمان تو دارد
اگر کوهی بلند استاده کوهی
سرافرازی شکوهی بی ستوهی
گر اقیانوس اقیانوس آرام
نه آغاز تو پیدا و نه انجام
شب تاریخ را مرغ شبی، شب
به جز حق حق نداری هیچ بر لب
سحر آیینه ای پیش نگاهت
سپیده تیره فرشی پیش راهت
تو چون موسیقی نور و وجودی
جهان را بر لب از نامت سرودی
تو آهنگ بلند کهکشانی
فراخود گوش کن، باری، زمانی
اگر گوشی فراداریم بر چنگ
چه حز نام تو می گوید به آهنگ
توانایی زنامت تاب گیرد
سخن از آبرویت آب گیرد
شرف بازوت گیرد تا که خیزد
محبت آب بر دست تو ریزد
چه گویم مهربانی مادر توست
بزرگی چون غلام قنبر توست
بهی، همسایه دیوار کویت
نگاه راستی در جستجویت
شجاعت بیم دارد از تو آری
که در دست تو بیند ذوالفقاری
چو شمشیر تو با جسمی ستیزد
چنان افتد که هرگز برنخیزد
علی را دشمنی جز تیرگی نیست
در عین عرصه امید چیرگی نیست
علی را دشمنی یک سر تباهی است
سیاهی در سیاهی در سیاهی ست
سیه بادا ستم را روی ناپاک
جهان را روزگاران را به سر خاک
زمین را تفته بادا دل که گاهی
در آن، آن تفته دل، می کرد آهی
زمان خاکت به سر بادا شب و روز
تو بودی و علی را دل پر از سور
فلک رقصان زآهنگ علی شد
علی در هرچه آمد منجلی شد
جهان موسیقی شیدایی اوست
زمان لبریز از مولایی اوست
بگو مهر علی مهری ست خاتم
نگردد نامه ات بی آن فراهم
علی گل، وین جهان چون شبنم اوست
خدا داند که دریا یک نم اوست
چراغ آفتاب عالم افروز
بود چون شعله ای زآن آتش و سوز
دل هر ذره از مهر علی پر
جهان چون یک صدف مهر علی در
به مهرش مهربانی وام دارد
زنامش گفته شیرین کام دارد
کجا داند کسی روح علی چیست
که می داند علی چون و علی کیست!
جهانی پیش رویش ذره ای نیست
خدا، تنها خدا، داند علی کیست
تو می دانی در این سینه چه غوغاست
علی جویی ما حق جویی ماست
علی گو تا خروش از جان برآید
فغان از طارم امکان برآید
بگو نامش گلستان کن جهان را
جهنم را قیامت را زمان را
علی گو دانه شو تا خود برویی
علی گو گام شو تا خود بپویی
علی گو رود شو بخروش در خویش
که تاگیری ره دریات در پیش
علی گوی و شکوفا شد سمن وار
سری از خاک ره چون لاله بردار
علی آیین من، آیینه من
علی شد محرم این سینه من
دلم از انفجار عشق خون است
علی جان مهرت از ظرفم فزون است
دلم را گر سر جنگ است از توست
اگر این بیشه دلتنگ اس از توست
گل لبخند مهرت کوکب من
چراغ افروز جان هر شب من
بیادت قایقی را مانم اکنون
روان بر موجهای عشق گلگون
به مهر آرامشم ده ای تو رهبر
سکانداری کن و تا ساحلم بر
دلم از چاه کمتر نیست گاهی
نواز این قعر ژرفا را به آهی
تو خود یاری کن و خود را نشان ده
چراغی در کف ما عاشقان نه
تو خود یاری کن و جان را برافروز
مرا از شب برآور ای رخت روز
تو خود بذر سخن را می دهی آب
سخن با معنی ات کی آورد تاب
همه در لکنتم بند از زبان گیر
تو خود وصف خودت را در میان گیر
تویی والاتر از اندیشه من
برآور شاخ و صف از ریشه من
ندارم پیش تو غیر زبونی
چه گویم از تو چون گویم که چونی
حباب از موج نامیرا چه گوید
کفی از لجه دریا چه گوید
منم موری به جان افتاده موری
تو آن جامی که از نور و بلوری
مرا پای سخن لغزنده در خویش
توام راهی گشا ای نور در پیش
چه گویم از تو و غوغای این جان
نه من آرام گیرم نی تو پایان
سیدعلی موسوی گرمارودی
مولا ویلا نداشت (۱)
علی رضا قزوه
گفتم: چیزی بخوان .
گفت: شرمنده ام .
یک سال است چیزی نگفته ام .
گفتم: برای عاطفه ای که در ما مرده است
رحم الله من یقرء الفاتحه مع الصلوات!
گفتم: چیزی بخوان .
گفت: رویم سیاه،
آخر می دانی که . . .
گفتم: می دانم، خشکسالی است
اما در کیف های سامسونت هم
یک خروار مضمون ناب خفته است . . . .
شاعران پروازی
هتل بازی
آدمهای از خود راضی
دکه های سکه سازی!
اصلا مردم حق دارند کاسه انوری را بر سرتان خرد کنند .
کارمندان هنر فقط گزارش کار پر می کنند .
وقتی تابوت عاطفه بر زمین مانده بود،
جمعی به جیغ بنفش می اندیشیدند
و برای کشف زوزه صورتی
هفت مرتبه الیوت و اکتاویوپاز را ورق می زدند
چقدر وقت ما صرف آ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
