خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حامی و پشتیبان وفادار ولایت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حامی و پشتیبان وفادار ولایت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در کنار علی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در کنار علی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
17دقیقه
20ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیین حکومت داری از دیدگاه علی (ع) :

مقدمه

روی الدیلمی عن عمار و ابی ایوب عن النبی صلی الله علیه و آله انه قال: «یا عمار ان رایت علیا قد سلک و ادیا و سلک الناس وادیا غیره، فاسلک مع علی ودع الناس . انه لن یدلک علی ردی و لن یخرجک من الهدی » . (۱)

دیلمی از عمار بن یا سروابی ایوب انصاری روایت کرده است که رسول خدای صلی اله علیه و آله چنین فرمود:

«ای عمار اگر دیدی که علی از راهی رفت و همه مردم از راه دیگر تو با علی برو و سایر مردم را رها کن . یقین بدان علی هرگز ترا به راه هلاکت نمی برد و از شاهراه رستگاری خارج نمی سازد» .

این مقاله شامل مطالب ذیل است:

سیاست در عرف استعمار – تفرقه و نفاق نخستین جمهوری اسلامی – خلیفه الله وظایف مقام خلافت – حکومت عدل و مساوات – روش رهبری – اداره جهان اسلام – تقسیمات کشور – امور مالی – پلیس – امور دفتری – دستگاه دادگستری – ارتش – خطبه های سیاسی – تغییر مرکز خلافت – آموزش کارمندان دولت – فرمان مالک اشتر – اصالت این فرمان – ختم مقال

شرح آراء سیاسی و برنامه های اداری و روش کشورداری امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع)، هدفها و مقاصد او از قبول زمامداری و روابط سیاسی و بازرگانی و فرهنگی دولت او با سایر دولتها و ملل عالم و نیز بحث و اظهارنظر در علل عصیان ناکثین و مارقین و قاسطین که منجر به جنگهای داخلی و مهاجرت امام علی (ع) از مدینه به عراق و شهادت وی در کوفه و انتقال قدرت به معاویه . . . گردید در یک کتاب یا یک مقاله نمی گنجد و به قول مولوی:

گر بریزی بحر را در کوزه ای

چند گنجد قسمت یک روزه ای

مع ذلک اشارت بنیاد محترم نهج البلاغه را مغتنم شمرده مقاله حاضر را تقدیم می دارد، باین امید که فتح بابی شود و رمز آشنایان کلمات امیرمؤمنان نارسایی سخن این ضعیف را جبران فرمایند و در شرح روش کشورداری و ویژگیهای سیاست روحانی آن حضرت که محور تقوی و عدالت در جهان و اساس و محرک تداوم سازندگی و انقلاب در اسلام است کتب و مقالاتی بزبان فارسی مرقوم دارند .

سیاست در عرف استعمار

از قرن پانزدهم میلادی که آسیا و افریقا میدان تاخت و تاز استعمارگران حادثه جوی غربی شد، علاوه بر بدعتها و رسوم نوظهور در شؤون مختلف زندگی، واژه ها و اصطلاحات تازه یی نیز در بین مردم این کشورها رواج پیدا کرد که یکی از آنها کلمه «سیاست » است . این کلمه در احادیث و متون قدیم عربی به معنی فرماندهی و اداره و امر و نهی و تربیت به کار می رفت ولی در عصر استعمار و بر اثر رفتار ریاکارانه غربی ها با ملل شرق بخصوص عربها و ایرانیها اکنون غالبا در معنی نفاق و دورویی و فریب استعمال می شود .

درست از سال ۱۴۹۸ که دریانورد پرتغالی «واسکودو گاما» دماغه «امیدنیک » را در جنوب افریقا دور زد و راه دریائی اروپا را به هند کشف کرد و در بندر هوگلی (نزدیک کلکته) فرود آمد پای استعمار غربی هم به آسیا و افریقا باز شد . ابتدا پرتغالیها، اسپانیائیها و هلندیها، سپس انگلیسی ها، فرانسوی ها، روسها، آلمانی ها، ایتالیائیها و بلژیکی ها و . . . و سرانجام امریکائیها با بکار بردن تمام روش های استعماری نوین و سرانجام با نیروهای نظامی به آسیا و آفریقا پا گذاشته و شروع به جذب ثروتهای طبیعی و معدنی و تاسیس کمپانیهای یک ملیتی و چند ملیتی و در دست گرفتن بازارهای محلی و احداث خطوط مخابراتی و استراتژیکی زمینی و دریایی کردند . اما از همه خطرناکتر استعمار فکری بود . آنها نه تنها دولتمردان و سرداران و زمینداران و رؤسای عشایر و بازرگانان را مرعوب یا مجذوب کرده و دولتهای شرق را پایگاهی برای سلطه هر چه بیشتر خود در می آوردند بلکه بر مقدسات و فرهنگ اصیل این ملتها نیز هجوم برده و با نیرنگهای دقیق جوانان را به سوی کشور و ملت خود کشاندند و طبقه تحصیل کرده در مدارس جدید را به فرنگی مآبی سوق دادند تا جائی که این طبقه بر اثر خالی شدن از فرهنگ درونی خود به تحقیر دین و شعائر ملی و اخلاق و فرهنگی کشور خویش برخاسته و رسوم و سنن قدیم را که مانع خودباختگی و خودفراموشی بودند و سد محکمی را در برابر استعمار تشکیل می دادند تخطئه کرده و از اصل و بن بر می انداختند .

برنامه های استعمار، کهنه و نو، در آسیا و آفریقا، در کشورهای اسلامی و غیراسلامی، اگرچه در وسایل و ابزار و مقدمات اختلاف داشتند ولی همه آنها یک هدف را دنبال می نمودند: تفرقه و نفاق در بین ملل شرق بخصوص کشورهای اسلامی و به دنبال آن از بین بردن ریشه های مذهبی و حاکم کردن فرهنگ غربی و گشودن راه ستم و غارتگری .

این ماجرای تلخ و این جریان انحرافی از همان سالهای اول نشر اسلام آغاز شد . به همین جهت می بینیم که امام علی (ع) که نمونه عینی یک سیاستمدار بزرگ و درستکار است در خطبه ها و نامه های گرامیشان این جریان را معرفی و سردمداران آن را با شدیدترین عبارات مورد حمله قرار داده و آنها را منافق و حزب شیطان می خواند، ایشان در خطبه ای می فرمایند:

اینان هم خود گمراهند و هم دیگران را گمراه می کنند . خود خطاکارند و دیگران را نیز به راه خطا می برند . به رنگهای مختلف در می آیند و برای فریب، شیوه های بسیار بکار می گیرند . به هر وسیله در پی شما هستند و در هر کمین گاه در انتظار شما نشسته اند . دلهایشان بیمار است اما چهره هائی شسته و پاکیزه دارند . به آهستگی گام بر می دارند اما آرام آرام مثل مرض در تن شما می خزند . وصفشان به دوا و حرفشان به شفا می ماند اما کارشان درد بی درمانست . به آسایش دیگران حسد می برند و بند بلا را محکم می کنند و رشته امید را می گسلند . در هر راهی افتاده ای و بسوی هر دلی شفیعی و برای هر غصه ای اشکی آماده دارند . در میان خود به یکدیگر ثنا و ستایش وام می دهند و انتظار معامله به مثل و پاداش دارند . در سئوال اصرار می ورزند و ملامت کسان را بر سر جمع به رخ ایشان می کشند و در صدور حکم اسراف می ورزند . در برابر هر حقی باطلی و برای هر زنده ای کشته ای و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی آماده کرده اند . نومیدی را به آزمندی پیوند می دهند تا بازارهای خود را دایر بدارند و کالاهای پرزرق و برق خود را رواج دهند . باطل را در لباس حق بر زبان می آورند و ناسره را بشکل سره باز می نمایند و راه را آسان می نمایند اما گذرگاههای تنگ را پرپیچ و خم می سازند . پس ایشان یاران ابلیس و زبانه آتشند . آنان حزب شیطانند و حزب شیطان بی گمان زیانکار خواهند بود . (۲)

این بینش زنده حضرت علی (ع) است که در آن زمان در مورد سیاستمداران غیرخدایی بیان داشته و اکنون که استعمار با تمام چهره های نو و پیشرفته علمی به قید آمده، می بینیم بیان حال دولتمردان ظالم ستمگر جهان امروز است .

یک نگاه اجمالی به رهنمودهای سیاسی ماکیاولی در کتاب «امیر» یا خاطرات تالیران فرانسوی و مترنیخ اتریشی و پالمرستون و گلادستون و کرزن و دیسرائیلی و چرچیل نخست وزیر انگلستان و سایر سردمداران سیاست غرب در قرون اخیر روشن می سازد که همه آنها در لزوم فدا کردن وسیله در راه هدف، و عدم اعتقاد به مبداء ثابت، و بی اعتنائی به مشروعیت مبادی و مقدمات اهداف سیاسی متفقند، و سیاست آنها چه در رژیم های سرمایه داری و چه در رژیمهای سوسیالیستی، مذهبی و غیرمذهبی (سکولاریسم)، هرگز براساس معنویت و اخلاق استوار نبوده است; و این همان راه بدفرجامی است که در صدر اسلام بدست منافقان و بانیان مسجد ضرار و نویسندگان صحیفه مشؤومه و عمروعاص ها و معاویه ها و زیادها . . . و ناکثین و مارقین و قاسطین اجرا می شد و متاسفانه تاریخ اسلام بجز دوره ای کوتاه دستخوش فتنه انگیزی این نابکاران بوده و رژیم های سلطنتی و موروثی و سرمایه داری همه از دستاوردهای همین شدادتها و انحرافات بوده است .

بعد از حکومت خلفای راشدین، بر اثر درخواست شدید و هجوم مردم، حضرت علی (ع) خلافت و حکومت مسلمانان را بدست گرفت، نهج البلاغه داستان را چنین شرح می دهد:

«فما راعنی الا والناس کعرف الضبع الی، ینثالون علی من کل جانب . . .» . (۳)

انبوه مردم رنجیده به یکباره چون یال کفتار از هر سوی به خانه ام ریختند .

«. . . فاقبلتم الی اقبال العوذ المطافیل علی اولادها تقولون: البیعه! البیعه!» . (۴)

بسوی من روی آوردید مانند ماده شتران کره دار که بسوی بچه های خود شتاب گیرند و همه می گفتند: بیعت . بیعت .

«. . . ثم تداککتم علی تداک الابل الهیم علی حیاضها یوم وردها، حتی انقطعت النعل وسقط الرداء» . (۵)

مانند شتران تشنه که در کنار آبشخورهای خود روزی که نوبت آب خوردن آنهاست ازدحام می کنند و یکدیگر را تنه می زنند، دور مرا گرفتند و به قدری فشار آوردند که بند کفش پاره شد و رداء از دوشم بیفتاد .

علی (ع)، علاوه بر آنکه طبق نصوص متواتره از سوی پیامبر به جانشینی برگزیده شده بود، رای قاطبه صحابه را نیز همراه داشت علامه فقیه شیخ محمد اقبال لاهوری درین باره گوید:

«علی (ع) نمونه کامل مقام ولایت و خلیفه اللهی و جامع دو نیروی علمی و عملی بود و نفس عاقله او بر ملک ظاهر و باطن هر دو پادشاهی می کرد» (۶)

به عبارت درست تر، امام علی (ع) مقام خلافت را به امر خدا و رسول پذیرفت وگرنه شاهباز همتش از آن بلندپروازتر بود که خود را در عرض سایر صحابه قرار دهد یا نعوذبالله مانند ایشان شرف قربت و قرابت و صحبت با خالق را با شائبه جاه طلبی آلوده سازد . در خطبه «شقشقیه » می فرماید:

«فیالله وللشوری: متی اعترض الریب فی مع الاول منهم حتی صرت اقرن الی هذه النظائر؟» .

پناه می برم به خدا ازین شوری (که به وصیت عمر تشکیل شده بود و امام (ع) با طلحه و زبیر و سعد و عبدالرحمن و عثمان در آن شرکت فرمود) چه کس گمان می کرد که من همطراز نخستین ایشان (ابوبکر) باشم که حالا با این گونه اشخاص همردیف شوم؟

وظایف مقام خلافت

حضرت علی (ع) در تمامی دوره بیست و پنج ساله زمامداری خلفای قبل، با اینکه یقین داشت ازیشان برای زمامداری شایسته تر است اما برای پیشرفت اسلام و بهبود وضع مسلمانان از همکاری فکری و ارائه پیشنهادهای مفید و مشاوره مضایقه نمی فرمود . خلفا مقام سیاسی و روحانی را در خود جمع داشتند و رئیس دولت و کشور و بالاترین مقام نظامی بشمار می آمدند . در دوران سی ساله خلفای راشدین مقامی بنام وزارت وجود نداشت ولی پیوسته جمعی از مهاجرین و انصار بخصوص جنگجویان بدر و عشره بشره خلیفه را در گرفتن تصمیم های مهم کمک می کردند و در حقیقت اعضای شورای رهبری حکومت اسلامی بودند . بعض این مشاوران وظائف خاص را به عهده می گرفتند چنانکه علی علیه السلام در عهد ابوبکر سرپرستی اسیران جنگی و اداره روابط عمومی و مراسلات را پذیرفته بود و عمر عامل صدقات و اجرائیات بود .

بعض صحابه امور فرماندهی و تجهیز دسته های ارتش و بعض دیگر سرپرستی غنائم جنگی را به عهده داشتند و عده ای هم عامل خراج و قاضی و استاندار و فرماندار . . . می شدند . مقر خلافت تا وقتی امام (ع) به کوفه رفت در مدینه بود و از آن پس مدینه اهمیت سیاسی خود را از دست داد . دفتر کار امیر مؤمنان و محل ملاقات ها و مشاورات و رسیدگی به حسابها ابتدا مسجد مدینه و بعد مسجد کوفه بود، در آنجا با مردم نماز می گزارد و بدون هیچ گارد یا پاسداری در دسترس همه مراجعه کنندگان بود و با اینکه دو خلیفه قبل از او را کشته بودند و او در یک شهر غریب و بین المللی بسر می برد همیشه تنها حرکت می کرد .

حکومت عدل و مساوات

سیاست اسلامی در عهد خلافت حضرت علی (ع) این بود که تعصبات قبیله یی و نژادی ذوب شود و بدون توجه به میهن و رنگ و زبان مسلمانان، یک ملت و امت هم کیش و متحدالهدف و هم زبان بوجود آید . (چنانکه با وضع قواعد نحو، زبان عربی را از فساد حفظ فرمود و آنرا برای اینکه زبان مشترک مسلمانان شود آماده نمود) این وحدت و برابری حتی غیرمسلمانان را که به قوانین و رژیم حکومت اسلامی گردن نهاده بودند شامل می شد و فی المثل در دادگاه قضا بین یک مسلمان و یک ذمی برابری کامل وجود داشت .

در عهد سه خلیفه پیش به قومیت عربی توجه خاص مبذول می شد و بین عرب و موالی فرق می گذاشتند . مثلا عمر توصیه می کرد عربها در بلاد مفتوحه خصوصیات نژادی خود را حفظ کنند و با غیرعرب نیامیزند . وی دستور داد در شبه جزیره عربستان غیر از عربهای مسلمان کسی باقی نماند تا افکار تازه در بین عربها پیدا نشود، به خواندن و نوشتن و کسب علم (حتی علوم اسلامی) و حفظ و جمع حدیث و تفسیر قرآن مایل نبود و برای حفظ وحدت و اصالت قومیت عرب حتی نمی خواست دامنه فتوحات گسترده شود . به موجب روایات اهل سنت، عمر در تقسیم عطا بین مجاهدین بدر با سایر مجاهدین فرق می گذاشت و سهم قرشی را بیش از غیر قرشی می داد . همچنین مسلمانان عرب را بر مسلمان غیرعرب در غنیمت برتر می شمرد، و بدینطریق اساس آریستوکراسی عربی را علی رغم زهد و تقوای شخصی بنیان نهاد . حتی او اجازه نمی داد عامه مردم با زنان قریش و غیرعربها با عربها ازدواج کنند . حتی به روایت ابن قتیبه در عیون الاخبار اگر یک عرب به پول محتاج بود و همسایه نبطی (قومی از عرب ساکن شام) داشت می توانست او را به غلامی بفروشد . (۷)

نمونه دیگر از احیای آریستوکراسی جاهلی در عهد عمر روایت ذیل است:

«عباده بن الصامت » صحابی در بیت المقدس یک مرد نبطی را آنچنان زد که از پای در آمد . عمر آن وقت در بیت المقدس بود . خواست او را قصاص کند . عباده گفت: آیا تو برادر خود را در قصاص یک نبطی می کشی؟ . خلیفه وقتی این سخن را شنید از کشتن عباده صرفنظر کرد . (۸)

در عهد عثمان نیز احیای روح آریستوکراسی ادامه داشت . بخصوص مروان بن حکم مشاور او و معاویه بن ابی سفیان استاندار شام در تقویت عنصر عربی (خاصه اموی) و متمرکز نمودن ثروت و قدرت در بین رجال بنی امیه و تصاحب اراضی مزروعی و دادن تیول به اعوان و اتباع خویش و تضعیف فکر مساوات اسلامی، وقلع و قمع آن دسته از صحابه که روش فئودالیزم و کنز سرمایه را مخالف اسلام می دانستند . . . از هیچ اقدامی فروگذار نکردند .

ولی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) پیشوای آن دسته از صحابه بود که رعایت حال طبقه نادار و کارگر و کشاورز را وظیفه اول خلیفه مسلمانان می دانستند . پیوسته مانند نادارترین افراد غذا می خورد و لباس می پوشید . بهای پیراهنش هنگام خلافت از سه درهم نمی گذشت . جمع اموال او بعد از مرگ هفتصد درهم بود (روایت احمدبن حنبل) در تمام ایام خلافت فرقی بین ضعیف و قوی و عربی و عجمی و ذمی و مسلمان در برابر شرع و قانون قائل نمی شد . ماموران دولت در درجه اول موظف به برقراری عدل و رفع تبعیض و سلطه زورمندان بودند . از غنائم جنگی و درآمدهای گوناگون هرگز چیزی در بیت المال جمع نمی شد و در هر استان و شهرستان فورا به مصارف معینه می رسید . کنزالمعال این روایت را از احمدبن حنبل و حافظ ابونعیم آورده است:

«ان علیا کان یکنس بیت المال ثم یصلی فیه رجاء ان یشهد له یوم القیامه انه لم یحبس فیه المال عن المسلمین » . (۹)

علی (ع) را رسم چنین بود که خود زمین بیت المال را جارو می کرد و سپس در آن نماز می گزارد . باشد که روز رستاخیز گواهی دهد که ذره ای از اموال مسلمانان را در آن محبوس نداشته است .

همه مردان سالم بدون رعایت شرط سنی در عهد خلفا سرباز اسلام بودند و از غنائم جنگی سهم می بردند . بعدها معاش جنگاوران بصورت حقوق ثابت در آمد . همه افراد ملت به نسبت خدمتی که انجام می دادند و بقدر کفاف حقوق می گرفتند (حتی اهل ذمه) خلیفه هم بقدر احتیاج از بیت المال عطا می گرفت و هیچ امتیازی ازین بابت بر سایر مسلمانان نداشت و برای مقام خود هیچ اضافه و مزیتی دریافت نمی کرد .

اراضی مفتوح العنوه به دولت اسلامی تعلق داشت و تقسیم نمی گشت، فقط در عهد عثمان عاملان او چون مروان و معاویه در آنها دست درازی و تصرفات ناروا کردند و آنها را بعضی فروخته و بعضی را به تیول واگذار نمودند .

وقتی حضرت علی (ع) به خلافت پرداخت عاملان خطا کار عثمان را عزل کرد و عوائد و حقوقهای گزاف غیرمستحقان را قطع نمود که موجب طغیان طلحه و زبیر و مروان و معاویه . . . گردید . بعضی به او توصیه کردند برای استحکام پایه های قدرت خود کمی با آنها سازش کاری کند ولی او روی احکام و فرائض و حقوق مردم اهل سازش نبود .

مداینی روایت کرده است که:

جمعی از اصحاب نزد امام علیه السلام رفتند و گفتند: ای امیرالمؤمنین در تقسیم اموال اشراف عرب را بر دیگران برتری ده و قریش را از موالی و عجم سهم بیشتری عطا فرما و کسانیرا که از مخالفت و فرار ایشان بیم داری استمالت کن – این سخن را

از آن گفتند که معاویه در تقسیم اموال این ملاحظات را بکار می بست – امام در جواب آنان فرمود: آیا بمن پیشنهاد می کنید پیروزی را در بهای ظلم و بی عدالتی بدست آورم؟ نه بخدا تا آفتاب می تابد و تا ستاره می درخشد چنین نخواهم کرد . والله اگر این اموال متعلق به شخص من و ملک من بود به تساوی قسمت می کردم . چه رسد به اینکه مال مردمست .

و در روایت دیگر چنین آمده است:

به یک زن عرب و یک زن ذمیه به تساوی عطا داد . زن عرب گفت: ای امیرالمؤمنین من از عربم، فرمود: ازین مال همه یکسان بهره می برند . من بنی اسماعیل را بر بنی اسحاق برتری نمی دهم . (۱۰)

بهترین نمونه مساوات عدل و امانت امام (ع)، رفتاریست که با برادر نابینا و عیالمند خویش، که از او هم بزرگتر بود کرده است:

«والله لقد رایت عقیلا وقد املق حتی آستماحنی من برکم صاعا ورایت صبیانه شعث الشعور غبرالالوان من فقرهم . کانما سودت وجوههم بالعظلم . و عاودنی مؤکدا و کرر علی القول مرددا . فاصغیت الیه سمعی فظن انی ابیعه دینی واتبع قیاده مفارقا طریقتی فاحمیت له حدیده ثم ادنیتها من جسمه لیعتبربها . فضج ذی دنف من المها وکاد ان یحترق من میسمها، فقلت له: ثکلتک الثواکل یا عقیل اتئن من حدیده احماها انسانها للعبه وتجرنی الی نار سجرها جبارها لغضبه؟ اتئن من الاذی ولا ائن من لظی؟» . (۱۱)

به خدا سوگند عقیل را دیدم به اندازه ای بی چیز شده بود که نزد من آمد و از این گندم شما یک پیمانه تقاضا نمود . دیدم که موی کودکان او ژولیده و چرکین و رنگشان از زور فقر خاک آلود شده است . گویی چهره آنها را با نیل سیاه کرده بودند . او چند بار این تقاضا را با اصرار و تاکید مکرر نمود و من گوش می دادم . او گمان برد که دینم را به او می فروشم و از راه خود جدا شده هر جا مرا بکشد به دنبال او می روم . پس آهنی را برای او داغ کردم و به بدنش نزدیک نمودم تا عبرت گیرد . عقیل چون کسی که دچار بیماری ناگهانی شده باشد از درد فریاد برآورد . نزدیک بود تنش از آن آهن داغ بسوزد . پس باو گفتم: مادران فرزند مرده بر تو بگریند! ! آیا از آهنی که انسانی برای بازی خود داغ کرده چنین مینالی اما می خواهی مرا بسوی آتشی بکشی که خدای آن را از خشم خویش برافروخته است؟ آیا تو ازین رنج مینالی و من از جهنم ننالم؟

در جنگهای جمل و صفین و نهروان هرگز پیشدستی در حمله نکرد و به لشکریان خود می فرمود:

«لا تقاتلوهم حتی یبدؤوکم » . (۱۲)

تا آنها آغاز به جنگ نکرده اند با ایشان نجنگید .

و به فرزندش امام حسن (ع) سفارش می نموده:

«لاتدعون الی مبارزه وان دعیت الیها فاجب . فان الداعی الیها باغ والباغی مصروع » . (۱۳)

هرگز به جنگ دعوت مکن زیرا جنگ طلب ستمکار است و هر ستمکاری به زمین خواهد خورد .

هدف آن حضرت از قول زمامداری و شرکت در جنگها فقط خدمت به خلق و رفع ظلم و احیای معالم اسلام بود و می فرمود:

«اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منامنافسه فی سلطان ولاالتماس شی ء من فضول الحطام ولکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک » . (۱۴)

خدایا تو می دانی که اگر خلافت را پذیرفتم نخواستم در قدرت بر کسی پیشی گیرم یا از اموال دنیا چیزی برای خود بیندوزم . این خدمت را بدان امید پذیرفتم تا معالم دین ترا بازسازی کنم و نظم و صلاح را در بلاد تو آشکار سازم تا بندگان مظلوم تو آسوده شوند و احکام و حدود ترا که تعطیل کرده بودند دوباره بر پای دارم .

روش رهبری

حضرت علی (ع) بعد از قبول زمامداری در خطبه ای با کمال صراحت فرمود:

«واعلموا انی ان اجبتکم رکبت بکم ما اعلم، ولم اصغ الی قول القائل و عتب العاتب وان ترکتمونی فانا کاحدکم ولعلی اسمعکم واطوعکم لمن ولیتموه امرکم . و انالکم وزیرا خیر لکم منی امیرا» . (۱۵)

بدانید که اگر دعوت شما را برای قبول خلافت اجابت کنم بر شما به مقتضای علم خود حکومت خواهم کرد و به سخن هیچ گوینده و گله هیچ گله گزاری اعتنا نخواهم نمود . اما اگر مرا رها کنید مانند یکی از شما خواهم بود و شاید برای کسی که او را بر می گزینید از دیگران مطیع تر و شنواتر باشم . اگر بگذارید (مثل گذشته) برای شما وزیر و مشاور باشم از آن بهتر است که امیر باشم .

پیوسته در ادای وظایف الهی و اجرای احکام و اوامر رسول الله و اداره کشور و فرماندهی ارتش با قدرت عمل می کرد تا آنجا که او را به خشونت منسوب می داشتند . رسول الله نیز او را «اخیشن فی الله » یعنی «کمی خشن در اجرای احکام خدا» خوانده بود . احمدبن حنبل و حاکم نیشابوری و ضیا مقدسی و نیز حافظ ابونعیم اصفهانی از ابوسعید خدری روایت کرده اند که پیغمبر فرمود:

«ایها الناس لا تشکو علیا فوالله انه لاخیشن فی ذات الله عزوجل و فی سبیل الله او: لاخیشن فی دین الله » . (۱۶)

ای مردم از علی شکایت نداشته باشید . قسم بخدا که او در اجرای امر خدای عزوجل و در راه او و دین او از بقیه سختگیرتر است .

معذلک شخصا از متواضع ترین و خوش مشرب ترین افراد بود تا آنجا که این خنده رویی و بی تکلفی و طنزگویی را بر او خرده می گرفتند . عمر می گفت در علی (ع) «دعابه » یعنی خاصیت مزاح و طنز است و عمروعاص او را «تلعابه » می گفت یعنی جدی نیست و مزاح بسیار می کند . بی تکلفی او تا آنجا بود که شخصا در بازارها و بین مردم می گشت و با طبقات مردم سخن می گفت و همه حق داشتند مستقیما با او تماس بگیرند و یادآوری های لازم را (امر

به معروف و نهی از منکر یا نصیحت) حتی با بدوی ترین روش و سخت ترین کلمات با او در میان گذارند، اینکه سرداری با آن همه شجاعت و زمامداری با آن همه گرفتای زاهدی چنان وارسته باشد و رفتارش با افراد خلق تا آن اندازه صمیمی و پیوسته باشد معجزه ایست که جز در حضرت علی (ع) در هیچ زمامدار دیگری دیده نشده است .

اداره جهان اسلام

با اینکه جنگهای داخلی که از سودجوئی و جاه طلبی بعض صحابه و بازگشت فئودالیزم و آریستوکراسی در عهد خلفا و کینه های کهن و رقابتهای خانوادگی و قبیله ای و مبارزات طبقاتی بین رجال درجه اول اسلام و عامه مردم سرچشمه می گرفت، تقریبا تمام دوران خلافت علی را به خود مشغول می داشت معذلک در همان فرصت های کوتاه نظمی چنان استوار به سازمانهای اداری و مالی و ارتشی و قضائی جهان اسلام داده شد که حتی رژیم های غیرروحانی ششصد ساله اموی و عباسی هم نتوانست قالب های آن را بشکند و از آن زمان تاکنون هر مسلمان انقلابی به دنبال آن رفته و ذره ای از روح سازندگی و جان بخشی آن کاسته نشده است .

تقسیمات کشور

بعد از فتح مکه و استقرار قدرت اسلام در جزیره العرب، از طرف پیامبر اکرم (ص) حکمرانانی به عنوان «امیر» به شهرهای عربستان فرستاده شد . بعد که در عهد خلفا دامنه فتوحات در آسیا و افریقا وسعت یافت تقسیمات اداری که تابع وضع جغرافیائی و سوابق اداری محل بود در متصرفات امپراطوریهای ایران و روم بعمل آمد و اداره بلاد مفتوحه به عهده والیانی از صحابه رسول الله و سرداران و فاتحان سپرده شد و برای هر یک از آنها نایبی جهت جمع زکوه و صدقات و حفظ نظم در شهرستان تعیین گردید .

استانداریهای مهم عبارت بود از: اهواز و بحرین – طبرستان – خراسان – سجستان مکران – آذربایجان – کوفه و بصره – دمشق و حمص و فلسطین – مصر علیا – مصر خاص ماورای صحرای لیبی – عربستان نیز به پنج استان تقسیم شده بود که مکه و مدینه از آن جمله بودند .

هر امیری به تناسب وسعت استان، نوابی به شهرستانهای خود می فرستاد، امراء و نواب آنها علاوه بر وظائف سیاسی و اداری، امام جمعه و جماعت نیز بودند و گاه غیر از جمعه ها و عیدین در مواقع فوق العاده مردم را به مسجد دعوت کرده برای ایشان ایراد خطبه می کردند و طی آن اوامر رسمی را ابلاغ یا مردم را به جهاد دعوت می نمودند . قدرت کلام و فصاحت و بلاغت در خطبه ها از شرایط توفیق هر امیر بود . وظائف امرا در قرآن و سنت رسول معلوم بود و گاهگاه از سوی خلیفه هم دستورهائی دریافت می نمودند . دفتر و بایگانی وجود نداشت و تعیین مبد تاریخ و تاریخ زدن روی بعضی نامه ها و . . . از زمان عمر مرسوم گردید . همچنین عمر برای اولین بار برای فلسطین و قنسرین و حمص قاضی تعیین کرد و او را به سمت امامت جمعه و جماعت انتصاب نمود .

امور مالی

در عهد عمر که فتوحات اسلام توسعه یافت و غنائم جنگی و جزیه و خراج رو به افزایش نهاد ضرورت تاسیس دیوان خراج برای ایجاد نظم در دخل و خرج و رسیدگی به حسابها بشدت احساس شد . بیت المال در مدینه و سایر بلاد اسلام تاسیس شد . هزینه های اداری و نظامی هر استان از درآمد همان استان پرداخت می شد . اگر برای جنگ هزینه های فوق العاده ای پیش می آمد که از بنیه مالیه محل بیشتر بود از بیت المال مرکزی پرداخت می گشت .

در عهد عمر اراضی قابل کشت مصر و شام و عراق و جنوب ایران را زمین پیمانی و مساحتی کردند و مساحت هر مزرعه و نوع خاک و نوع محصول و وضع آبیاری هر زمین را معلوم و به تناسب این اطلاعات خراج هر مزرعه را مشخص نمودند . در حوزه دجله و فرات شبکه آب رسانی براساس تاسیسات عهد ساسانی ادامه یافت، مالیاتها تقریبا براساس عصر ساسانی و بیزانس جمع آوری می گشت منتهی از مالیات غلات کاسته می شد .

تجارت را تشویق می کردند و برای تسهیل تجارت دریائی بین مصر و عربستان کانال قدیمی بین نیل و دریای سرخ توسعه داده شد و محصولات مصر با کشتی مستقیما به بندر ینبع (نزدیک مدینه) حمل می گشت و موجب تخفیف در بهای خواربار و غلات می شد .

در عهد خلفا در آمد دولت اسلام از چهار راه عمده ذیل تامین می شد:

– خمس غنائم جنگی که مخصوصا در عهد عمر و عثمان یعنی در عصر فتوحات بسیار بود .

– زکات و صدقات طبق موازین شرعی .

– جزیه (معرب کلمه گزیت فارسی) مالیاتی که از ذمیان گرفته می شد .

– خراج (معرب کلمه فارسی خراگ) که از اراضی مزروعی گرفته می شد .

جزیه و خراج که دولتهای ساسانی و بیزانس نیز از اتباع خود می گرفتند برای اهالی ایران و عراق و شام و مصر شناخته شده بود لیکن خمس و زکات و صدقات بکلی تازگی داشت . اهل ذمه جزیه را با تشریفات حقارت آمیزی می پرداختند و بعضی شهرها گاهی به دلائلی از پاره ای مالیاتها معاف می شدند . (۱۷)

مندرجات نهج البلاغه صراحت دارد که در عصر خلفای پیشین (بخصوص عثمان) بی نظمی ها و خلاصه خرجی ها و تصرفات نابجا در اموال و اراضی عمومی زیاد بوده است . ازینرو امام علی علیه السلام از روز اول زمامداری به جبران و ترمیم خرابیهای گذشته پرداخت، در استرداد اموال بیت المال و عزل و تبدیل کارگزاران نادرست اقدام فوری نمود – گرچه به یورش و عصیان منتهی گشت – در کار انتخاب ماموران و اصلاح جمع و خرج اموال و تقسیم غنائم نهایت مراقبت را بعمل آورد و در کار ماموران جمع آوری خراج بازرسی دقیق می فرمود . از اقدامات مهم و بی سابقه آن حضرت در این زمینه آموزشهای فنی و رفتاری به تحصیلداران و کارگزاران بود . در این زمینه ده ها دستور فردی و بخشنامه ای در نهج البلاغه آمده است . از آن جمله تعلیماتی است که ضمن فرمانی به شرح ذیل برای مالک اشتر نخعی نامزد استانداری مصر نوشته است:

در کارگزاران خود بنگر و آنانرا بعد از دقت و آزمایش به خدمت منصوب دار، کسی را به دلخواه خود و بدون مشورت به شغلی مگمار زیرا خود رای و کوتاه نظری در این باره همه گونه ستم و خیانت را در خود جمع دارد . در میان خانواده های درستکار و پیشقدم در اسلام جستجو کن و افراد با حیا و آزموده و لایق را پیدا کن . زیرا اخلاق این گونه اشخاص از دیگران کریمتر و دامانشان پاکیزه تر است و طمع کمتر دارند و نظرشان درباره پایان کارها بهتر و عمیق تر است .

وقتی چنین ماموریتی را پیدا کردی باید که حقوق و مواجب کافی بایشان بدهی زیرا وقتی حقوق کافی داشتند خاطر آسوده می شوند، نیرو می یابند تا خویشتن را اصلاح کنند و از دستبرد زدن به اموالی که در اختیارشان قرار می گیرد بی نیاز می گردند و اگر در امر تو مخالفت یا در امانت تو خیانت ورزند حجت را بر ایشان تمام کرده ای .

پس کار ماموران را زیر نظر داشته باش و ماموران مخفی که راستگو و وفادار باشند برایشان بگمار زیرا مراقبت محرمانه وادارشان می کند با رعیت به امانت و مهربانی رفتار کنند پیوسته مواظب دستیاران خود باش تا اگر یکی از آنان خیانتی کرد و گزارشهای ماموران مخفی علیه او نزد تو جمع آمد بدان شاهدان اکتفا کنی و او را به سزای کار زشتش برسانی و خوار و بی مقدارش گردانی و داغ خیانت بر پیشانی او زنی و قلاده ننگ و تهمت بر گردنش آویزی .

در کار خراج و خراج گزاران توجه مخصوص مبذول دار، زیرا اگر امر خراج و خراج گزار سروسامان و نظم داشته باشد همه در آسایش و راحت زندگی می کنند چون زندگی همه مردم به خراج و خراج گزاران بستگی دارد .

و باید که برای آبادانی زمین بیش از گرفتن خراج اهتمام ورزی زیرا مالیات جز با عمران و آبادانی اراضی بدست نمی آید . هر کس بدون توجه به عمران خراج بستاند کشور را ویران و خلق خدای را هلاک کرده و خود او جز مدتی کوتاه بر سر کار نمی ماند، اگر کشاورزان از سنگینی خراج یا آفات آسمانی یا قطع آب رودخانه ها و انهار و قنوات یا خشک سالی یا بایر شدن یا با تلافی شدن زمین بر اثر غرق نزد تو شکایت آورند شایسته است بارشان را سبک و کارشان را اصلاح کنی .

مبادا این تخفیف و سبک ساختن بارآلام مردم بر تو سنگینی کند . این کمکها در آبادانی کشور و آراستن ولایت تو کوشش کنند; بعلاوه بر اثر عدل و دادی که به

خرد و بزرگ ایشان روا داشته ای به تو و حکومت تو خوشبین و ثناخوان می شوند و بر قوت و توانائیشان می افزاید و موجب می شود که برای خود تکیه گاهی استوار بنا کنی و از آن پس چه بسا کارهای دشوار که اگر حل و رفع آنها را به عهده ایشان واگذاری با طیب خاطر و شور و عشق بسیار انجام دهند . عمران و آبادانی هر چه بهتر شود باز بکوش تا آن را بیشتر کنی; خرابی زمین مزروعی نتیجه تهی دستی صاحبان آنست . کشاورزان بر اثر آزمندی و مال دوستی والیان تهی دست می شوند و والیان به سبب بدگمانی به دوام قدرت و پند نگرفتن از حوادث روزگار، ستم بیش از حد روا می دارند .

این دستور مانند سایر فرامین اداری حضرت علی (ع) در درجه اول جنبه معنوی و اخلاقی دارد زیرا در نظر او تا قصد قربت به خداوند و خدمت به خلق در شغلی نباشد فاقد هر گونه ارزش و موجب وبال خواهد بود .

از عهد عمر برای حفاظت شهر مدینه از راهزنان و دزدان و برای شبگردی، تعدادی پلیس استخدام شدند، و خود او نیز شبها در شهر می گشت و امنیت و نظم را از نزدیک زیرنظر داشت . اما حضرت علی (ع) نخستین خلیفه ایست که اداره پلیس در مدینه تاسیس کرد و نخستین رئیس پلیس (صاحب الشرطه) را برگزید (بروایت امیر علی از ابن خلدون و فن هامر) . همچنین او کسانی را به عنوان پلیس مخفی (عین) برگزید و به نقاط مختلف کشور پهناور اسلام فرستاد تا مرتبا گزارش کار ماموران و مردم را به او برسانند (نهج البلاغه، ص ۴۰۶، چ بیروت) .

به والیان نیز دستور داده بود که ماموران اطلاعاتی استخدام کنند و آنانرا از جزئیات امور باخبر سازند . ولی خود او با اینکه در کوی و برزن و بازار و مسجد در شهری غریب پیوسته در میان مردم بود همیشه تنها حرکت می کرد و هرگز از محافظ و سلاحدار استفاده ننموده حتی شبها هم تنها به بازرسی می رفت .

امور دفتری

نخستین دفتر ثبت و ضبط اسناد و بایگان نامه های دولتی نیز در زمان امیرالمؤمنین تاسیس گردید و پیش از او چنین نظمی وجود نداشت .

نامه های رسمی مهم را غالبا خود او می نوشت و بعضی را هم منشیان وی می نوشتند . سجع مهر او «لله الملک » و «نعم القادرالله » بود که برنگنیهایی از آهن، چینی، فیروزه، عقیق و یاقوت حکاکی کرده بودند . انگشتری را در دست راست می کرد و همه اسناد را خود مهر می نمود . چهار منشی به نامهای: عبدالله بن ابی رافع و سعید بن همدانی و عبدالله بن جعفربن ابی طالب و عبیدالله بن عبدالله بن مسعود داشت . سلمان فارسی نیز وظیفه حجابت و دربانی او را عهده دار بود .

علاوه بر تاسیس دبیرخانه، سبک نامه نگاری نیز به دستور علی اصلاح شد . در این باره به دبیر خود عبیدالله بن ابی رافع دستور داد:

«الق دواتک واطل جلفه قلمک و فرج بین السطور و قرمط بین الحروف فان ذلک اجدر بصباحه الخط » . (۱۸)

در دوات خود لیقه بگذار و زبانه قلم را بلند بتراش و بین سطرها فاصله بده و حروف را نزدیک هم بنویس که موجب زیبایی خط خواهد بود .

نیز طی بخشنامه ای به کارگزاران خود دستور داد از اتلاف کاغذ و وقت، پرگویی و نوشتن مطالب غیرلازم در نامه های اداری اجتناب نمایند:

«ادقوا اقلامکم وقاربوا بین سطورکم واحذفوا من فضولکم واقصد واقصدالمعانی و ایاکم والاکثار فان اموال المسلمین لایحتمل الاضرار» . (۱۹)

بعلاوه زبان عربی را که با درهم شدن ملیت ها و لهجه های گوناگون در صدر اسلام و رواج لحن و غلط در آن، بوسیله نومسلمانان غیرعرب راه تباهی و اضمحلال می پیمود با وضع علم نحو به شکل یکی از زبانهای کامل و با قاعده دنیا، نظیر زبان سانسکریت در آورد و با سبک شیوا و خاص نظم و نثر خود و بکار بردن واژه ها و اصطلاحات ابداعی آنرا صورت کمال بخشید تا جائیکه زبان مشترک همه مسلمانان عالم شد (لااقل در دوره ششصد ساله اموی و عباسی) و امروز بیش از صد میلیون نفر بدان سخن می گویند و با اسلوب واحدی با آن چیز می نویسند و یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل متحد شده است . (پنج زبان دیگر: انگلیسی، فرانسه، اسپانیائی، روسی، و چینی است) .

درباره شرایط انتخاب دبیران و وظایف و اهمیت شغل ایشان نیز او امری به والیان صادر فرموده که اهم آنها در فرمان مالک اشتر بشرح ذیل است:

پس به امور دفتری بپرداز و کارهای خود ر ا به بهترین دبیران بسپار . ثبت و ضبط نامه هائی را که حاوی نقشه ها و اسرار پنهانی تست به کسی بسپار که همه صلاحیت های اخلاقی را در خود جمع داشته باشد، کسی که مقام، او را سرکش و مغرور نسازد و به ستیزگی و مخالفت با تو در حضور جمع گستاخ نکند; و از عرض مکاتبات عاملان به تو و نوشتن پاسخهایی که دستور می دهی غفلت نورزد و در آنچه برای تو می گیرد یا آنچه از سوی تو می دهد امانت را رعایت کند، پیمانی که از سوی تو منعقد می کند و هر قراردادی را که به سود تست سست و ضعیف نکند و از گشودن گره هر پیمان که به زیان تو بسته شده عاجز نباشد و وظیفه و اندازه نفس خود را در کارها خوب بداند، که هر کس در شناخت خود جاهل باشد در شناخت دیگران نادان تر است . و نباید که دبیران را تنها به اتکای هوس و فراست و اطمینان و حسن ظن خود برگزینی، زیرا بعض مردان با ظاهرسازی و خوش خدمتی و تملق بر هوش والیان سبقت می گیرند و در پس ظاهر آراسته خود فاقد هر گونه صداقت و امانت و درستکاری می باشند .

بهترین راه ارزشیابی دبیران وضع خدمت و رفتاریست که با والیان صالح پیش از تو داشته اند . آنگاه کسانی را که در میان مردم اثر بهتری گذاشته و او را بیشتر به امانت داری می شناسند برگزین . این حسن انتخاب تو دلیل بر آنست که در پیشگاه خدا و نزد کسی که ترا به ولایت گماشته فرمانبرداری شایسته هستی . برای هر قسمت از کارهایت یکی از این دبیران مجرب را مامور کن که قدرت و شجاعت کار داشته باشد و در برابر شغل های بزرگ از میدان

بدر نرود و تراکم و کثرت کارها موجب پریشانی حواس او نشود . اینرا نیز بدان که هر عیبی در دبیران تو باشد و تو خود را از آن به غفلت و نادانی بزنی به حساب تو گذاشته می شود .

دستگاه عدالت

از عهد خلافت عمر، قضات برای شهرهای بزرگ غالبا از سوی خلیفه انتخاب می شدند و از بیت المال حقوق دریافت می کردند . قوه قضائیه از قوه مجریه مجزا و مستقل بود و حرمت مقام دادرسان تا آنجا می رسید که شخص خلیفه را در دادگاه احضار می کردند و با خصم او برابر می نشاندند . برابری مطلق قانونی بین همه شهروندان بلاد اسلام اعم از قریش و غیرقریشی و عرب و عجم و سیاه و سفید و مسلم و ذمی در زمان خلافت حضرت علی (ع) به طور کامل مشهود بوده و با دقت اجرا می گشته است .

امام علی (ع) راه نجات و بقای اسلام را اصلاح دستگاه عدالت تشخیص داده بود، باین جهت در تدوین قوانین شرع و قدرت بخشیدن به قضات عادل و تعلیم و تربیت دادرسان همت گماشت . در عهد خلافت او عصر جدیدی در تاریخ دادرسی آغاز شد و برای تشکیل محاکم ضوابط و اصولی وضع نمود که قبل از او سابقه نداشت .

در عهد او برای نخستین بار قوانین محاکمات (علم فقه) مدون گردید و احکام در همه محاکم یکنواخت اجرا شد . و آن همه علم و قوانین قضایی امروز سرمشق قضات و وکلا و . . . می باشد .

اقدام اصلاحی و بی سابقه دیگر او تعلیم و امتحان قضات و جمع آوری آنان در کوفه برای تشکیل «سمینار» زیرنظر مستقیم خود بود .

حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب حلیه الاولیاء روایت کرده است که امام علی (ع) قضات را در کوفه جمع آورد و از آنان امتحان نمود و هر کدام را برای شغل دادرسی شایسته دید اجازه داد به کار خود ادامه دهد و هر پرسشی داشته باشد مستقیما از آن حضرت سئوال کند . (۲۰)

وقتی امام علی (ع) به خلافت رسید یکی از اعلامیه های نخستین او درباره رسیدگی به بی عدالتی ها و تجاوزهای عمال عثمان به اموال عمومی بود:

«والله لووجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماءلرددته فان فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق » . (۲۱)

به خدا سوگند اگر مالی از وجوه بیت المال پیدا کنم که در کابین زنان داده یا در بهای خرید کنیزکان صرف نموده باشند آنرا پس می گیرم و به بیت المال بر می گردانم . همانا دامنه عدالت وسیع است و هر که دادگری بر او تنگی کند ستم بیشتر او را تحت فشار قرار خواهد داد .

امیر مؤمنان شخصا به محاکم دادرسی سر می زد و به بازارها می رفت و سنگها و پیمانه ها و قیمت ها ر ا بازرسی می فرمود، بکار قضات و سایر ماموران دادگستری شخصا رسیدگی می کرد و در انتخاب ایشان اهتمام و دقت بخصوص مبذول می فرمود و کتبا و شفاها ایشان را ارشاد و هدایت می کرد، در طبقه بندی مشاغل کار قضات را از جمله مشاغل بنیادی و زیربنایی جامعه شمرده و در فرمان مالک اشتر اهمیت و صفات و شرایط انتخاب قاضی را بصورت ذیل بیان فرموده است:

برای داوری بین مردم کسی را انتخاب کن که شخصا او را از سایر افراد مسلمین برتر تشخیص داده ای . کسی که کارهای دشوار او را در تنگنا نگذارد و دادخواهان و اصحاب دعوی او را بر سر لجاجت نیاورند و مرتکب لغزش نگردد و چون حق را باز شناخت، از بازگشت به آن دلتنگ نشود و نفس او به طمع نگراید و به اندک اندیشه اکتفا نکند و هنگام پیدا شدن شبهه، درنگ و حوصله و تاملش از دیگران بیشتر باشد و بیش از دیگران اهل حجت و استدلال باشد . و به هنگام مراجعه دادخواه کمتر دلتنگ شود و در پژوهش امور شکیبایی بیشتری بکار بندد و در وقت صدور حکم قاطعیت بیشتری داشته باشد .

و باید که قاضی را از بین کسانی برگزینی که ستودن بسیار او را به خودپسندی نکشد و فریفته نسازد و تحت تاثیر قرار ندهد که البته چنین داوران اندکند .

سپس شایسته است که شخصا کار این قاضی را زیرنظر داشته باشی و با دستی گشاده بدو عطا بخشی تا هیچ کمبود و بهانه ای نداشته باشد و نیازش به مردم اندک گردد . و باید که چنان منزلت و مقامی نزد خود باو بدهی که سایر ویژگان و نزدیکانت در او طمع نبرند و او را تحت تاثیر قرار ندهند و در پناه این نزدیکی از کارشکنی رجال دولت نزد تو ایمن گردد .

درین کار عمیقا نظر کن و درست بیندیش . زیرا این دین در دست اشرار اسیر بوده و در آن به هوای نفس خود کار می کرده اند و آنرا وسیله دنیاجویی خود ساخته بودند .

حضرت علی (ع) در این دستورالعمل

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.