خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موقعیت جغرافیایی غدیر خم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موقعیت جغرافیایی غدیر خم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خطبه غدیریه امام علی(ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خطبه غدیریه امام علی(ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
43دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 52

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع) شامل 106 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد مقاله خطبه غدیریه امام علی(ع) :

شماره هفتم فصلنامه علوم حدیث، اختصاص به مقالاتی در باره حدیث غدیر داشت.در صفحات ۱۸۰-۲۰۳ از این ویژه نامه، مقاله ای تحت عنوان خطبه غدیریه امام علی(ع)به قلم جناب محمد فاکر میبدی منتشر شده است که هدف اساسی آن، اثبات استناد یک خطبه به امام علی(ع) است. جناب فاکر، متن خطبه را از نسخه خطی کتاب مصباح المتهجد به طور کامل نقل می کند و بدون آنکه توضیح دهد چرا آن را از روی نسخه های منتشر شده و رایج برداشت نکرده، از آن به عنوان سند جهانی اسلام نام می برد. او در بخش سوم مقاله،بحثی را تحت عنوان خطبه غدیریه در منابع روایی پی ریزی می نماید و اظهارمی دارد که خطبه مذکور، در منابع ذیل، روایت شده است: ۱- مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، شیخ طوسی (م ۴۶۰ق) ۲- اقبال الاعمال، سید رضی الدین بن طاووس (م ۶۶۴ق) ۳- مصباح الزائر، همو ۴- جنه الامان الواقیه (معروف به مصباح کفعمی)، شیخ تقی الدین کفعمی (م ۹۰۴/۹۰۵ق) ۵- بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسی (م ۱۱۱۰/۱۱۱۱ق) ۶- مسند الامام الرضا(ع)، شیخ عزیز الله عطاردی(معاصر). از کیفیت گفتار جناب محمد فاکر در این بخش از مقاله، چنین برمی آید که ایشان،وجود روایت و خطبه در این منابع معتبر(!) را قرینه ای برای اثبات استناد خطبه به امام علی(ع) می داند لذا می گوید: این خطبه، اگرچه در کتب اربعه اول یافت نمی شود، اما در دیگر منابع معتبر وجوددارد که برخی از آنها را یادآور می شویم: …

در باره منابع این خطبه، تذکر نکاتی مهم را ضروری می دانم: ۱- مسند الامام الرضا(ع) که توسط استاد شیخ عزیر الله عطاردی خبوشانی جمع آوری شده و برای اولین بار در سال ۱۴۰۶هجری قمری و با نظارت خود وی به چاپ رسیده است، خطبه غدیریه منسوب به امام علی(ع) را از مصباح المتهجد شیخ طوسی ص ۵۲۴نقل کرده است ۱ ۲- مصباح کفعمی نیز این روایت را عینا از مصباح المتهجد نقل کرده است ۳- علامه مجلسی در بحار الانوار، خطبه را از مصباح الزائر نقل کرده ۴- سید رضی الدین بن طاووس نیز این خطبه را در مصباح الزائر و اقبال الاعمال،عینا از مصباح المتهجد نقل نموده است. بنابر چهار اثر مذکور، تنها ماخذ این خطبه، مصباح المتهجد شیخ طوسی است پس این سخن جناب فاکر که فرموده اند: این خطبه در دیگر منابع معتبر وجود دارد، فاقدوجاهت است زیرا دیدیم که ماخذ اصلی خطبه، یکی بیشتر نبوده لذا استفاده ازتعبیر منبع به جای منابع، وجیه تر می نماید.

نکته دیگری که به نظر می رسد رسیدگی به آن ضروری است، استعمال لفظ معتبر توسطنامبرده می باشد زیرا چنین استنباط می شود که ایشان قصد داشته با به کار بردن این لفظ، به خواننده القا نماید که استناد خطبه مذکور به علی(ع)، به دلیل وجودش در این منابع معتبر(!) مسلم است. اگر مقصود ایشان این مطلب بوده باشد،باید عرض کنم که مسیری نادرست را برگزیده اند زیرا اولا: کتابهایی که ایشان نام برده اند، مملو از احادیث ضعیف و غیر معتبر هستند و صرف وجود یک حدیث در آنها،اعتبار آن حدیث را به اثبات نمی رساند ثانیا: اعتبار یک حدیث، صرفا با وقوعش دریک یا چند کتاب به اثبات نمی رسد بلکه در صورتی که مؤلف کتاب، ثقه و مورداعتماد باشد، باید آن روایت از حیث سندش در آن کتاب نیز مورد بررسی علمی قرارگیرد تا اولا: اتصال سند و ثانیا: ثقه و مورد اعتماد بودن تک تک راویان موجوددر سند به اثبات برسد فقط، در این صورت است که صحت استناد یک حدیث به اثبات می رسد.

نکته بعدی در باره این جمله جناب فاکر میبدی، به بخش اول آن باز می گردد که فرموده اند: این خطبه اگرچه در کتب اربعه اول یافت نمی شود، اما در دیگر منابع معتبر. از این عبارت، چنان استفاده می شود که ایشان، وجودیک حدیث در کتب اربعه اولیه را یکی از قرائن صحت و اعتبار می داند در حالی که این اعتقاد نیز باطل ونادرست است. ما در بخش دیگری از این مقاله، در این باره سخن خواهیم گفت.

نقد گفتار نویسنده در بخش چهارم مقاله

همان طور که ملاحظه کردید، جناب فاکر میبدی تا به این قسمت از مقاله،نتوانسته اند صحت و اعتبار خطبه را اثبات کنند و لذا در بخش چهارم مقاله، تحت عنوان پژوهشی در سند خطبه، کاری بس مهم را در پیش دارند. خوانندگان عزیز درقسمت های قبل نوشته ما دانستند که این خطبه فقط به یک سند در مصباح المتهجدشیخ طوسی نقل شده است. پس اگر جناب فاکر بتوانند در این بخش از مقاله شان صحت این سند را اثبات نمایند، در این صورت می توان با تسامح و اغماض از شذوذ خبر،سند خطبه مذکور را معتبر قلمداد نمود. بنابر این، گفتگو در باره سند خطبه، بحث مهمی است که باید به صورت روشمند و بر اساس قواعد علوم حدیث صورت پذیرد. متاسفانه، جناب فاکر میبدی نتوانسته اند از عهده این کار مهم، بر اساس قواعد پیش گفته، برآیند!

قبل از آن که گفته های جناب فاکر را در باره این سند مورد توجه قرار دهیم سندمذکور را مورد بررسی قرار می دهیم. در طریق خطبه مورد بحث، اشخاص ذیل وجوددارند: ۱- جماعه، که یکی از آنها به قرینه اسناد قبل از این خطبه در مصباح المتهجد،شناخته شده و او حسین بن عبید الله غضائری ثقه و مورد اعتماد می باشد ۲- ابو محمد هارون بن موسی تلعکبری (م ۳۸۵ق) که او نیز، ثقه و مورد اعتماد است ۳- ابو الحسن علی بن احمد خراسانی حاجب، ناشناخته است و نام او در هیچ کتاب رجالی شیعه و غیر شیعه دیده نمی شود ۴- ابو عمرو سعید بن هارون مروزی که ناشناخته است ۵- فیاض بن محمد بن عمر طوسی که ناشناخته است و در بین اصحاب امام رضا(ع)ذکری از او نشده است. روش اهل حدیث چنین است که اگر در یک سند، فقط یک راوی ناشناخته وجود داشته باشد، آن سند را غیر قابل اعتماد می دانند. حال آن که در این سند، سه راوی ناشناخته وجود دارد. بنابر این، سند خطبه، ضعیف تر از آن است که بتوان به وسیله آن، سخنی را به کسی منتسب نمود. پس نتیجه می گیریم که هیچ راهی، از نظر علمی،برای تصحیح سند خطبه وجود ندارد و شهرتی نیز در کار نیست که اگر به جابر بودن آن قائل بودیم، بتواند ضعف موجود در سند را جبران نماید. البته، اگر چنین شهرتی هم در میان بود، شهرت روایی تلقی می شد که آن هم، فاقد حجیت می باشد. پس با توجه به این که تنها سند این خطبه، از ضعف غیر قابل جبرانی برخوردار است،لذا اظهار نظر قطعی ما در باره خطبه مذکور، آن است که: این خطبه، قابل اعتمادنمی باشد و انتساب آن به امام علی(ع) کاری غیر علمی و ناشیانه است مگر این که اسناد دیگری یافت شود که با توجه به صحت آنها بتوان این خطبه را از علی(ع)دانست.

اما نتیجه ای که ما گرفتیم، با نتیجه ای که جناب فاکر میبدی گرفته اند، کاملامتفاوت است. نتیجه گیری ایشان به شرح زیر می باشد: درنتیجه باید گفت: از آنجا که نسبت به رجال روایت مهمل تصریحی بر جهل و قدح نشده است و میان دانشمندان نیز سخن یکسانی در بی ارزشی روایت مهمل وجود ندارد،و از سوی دیگر، علامه مجلسی با فرض بی اعتباری و ضعف روایت مهمل، این خطبه رادر بحارالانوار نقل کرده است، می توان آن را تلقی به قبول کرد به ویژه این که بزرگانی چون شیخ طوسی، ابن طاووس، کفعمی، حر عاملی و امینی، این خطبه را نقل کرده اند.۲

این نتیجه گیری از جمیع جهات، باطل و کاملا ناسنجیده است لذا برای اثبات بطلان آن، توجه خوانندگان عزیز را به مقدماتی که ایشان بیان کرده اند، جلب می نماییم. مقدمه اول: بزرگانی چون شیخ طوسی، سید بن طاووس، کفعمی، شیخ حر عاملی، مجلسی و امینی، آن را روایت کرده اند. مقدمه دوم: سه نفر از راویان این حدیث، مهمل -یعنی ناشناخته- هستند و چون کسی از دانشمندان، رجال مهمل را مجهول یا مذموم معرفی نکرده، لذا دلیلی برای بی اعتباری روایات رجال مهمل وجود ندارد. مقدمه سوم: علامه مجلسی با وجود این که روایت مهمل را ضعیف و بی اعتبارمی دانسته، این خطبه را نقل کرده است. مقدمه چهارم: در میان دانشمندان، سخن واحدی در بی ارزشی روایت مهمل وجود ندارد.

اظهار نظر در باره مقدمه اول

امام علی(ع) به ما آموخته است که به جای اطاعت از بزرگان به دلیل بزرگیشان،سخن آنان را به ملاک عقل بسنجیم و سپس در باره آن قضاوت کنیم انظروا الی ماقال و لا تنظروا الی من قال.- شخصیت زدگی، آفت اندیشه و علم است. اگر در طول تاریخ تطور اندیشه، شاگردان در سخنان استادانشان که بزرگ بودند، تردیدنمی کردند و در باره آن به تدبر و تفکر نمی پرداختند، آیا علم به این پایه ازرشد و پویایی خود می رسید؟ این جانب اعتقاد دارم که یکی از دلایل فرهنگی عقب ماندگی شرقیان و از آن جمله ما مسلمانان، همین بزرگ زدگی و شخصیت زدگی است که ما را قرنهای متمادی گرفتاربزرگی یک بزرگ می کند و مانع تعقل و تفکر و تشکیک در افکار و عقاید او می گردد وهر جامعه ای که از تفکر و تعقل دور افتد، از رشد و بالندگی باز می ماند و به ترقیات علمی دست نمی یابد. نباید احترام اشخاص را با احترام به افکارشان ملازم دانست در حالی که چه بسا مردان بزرگ ، افکار کوچک و نادرستی داشته اند. افلاطون یکی از این مردان بزرگ بوده است اما در کتابجمهوریت او دهها غلط و چندین فرضیه نادرست وجود دارد. حال، آیا چون افلاطون مردی بزرگ بوده است، باید سخنان غلط او توسط ارسطو پذیرفته می شد و مورد نقد قرار نمی گرفت؟ افلاطون به عدم تساوی انسانها قائل بود و آنها را به دو گروه برده و آزاد تقسیم می کرد. او معتقد بودکه باید زنان و فرزندان در میان پاسداران مشترک باشند و. آیا چون او مردی بزرگ بوده، ما باید سخنان او را بی هیچ گونه مقاومتی بپذیریم؟ شیخ طوسی نیز یکی ازهمین بزرگان بوده است اما می بینیم که اشخاصی چون ابن ادریس و علامه حلی، درمواردی عدیده، سخنان او را مورد نقد قرار می دهند و در عین احترام به شخصیت اوو پاسداشت مقام علمی اش، غلطهای وی را در فقه و اصول و حدیث یادآور می شوند.شاید اگر روزی صلاح باشد که رساله ای به نام سخنان بی پایه و کوچک از مردان بزرگ بنویسیم، حجم آن به صدها صفحه بالغ شود. افلاطون (م ۳۴۷ق.م) سخن زیبایی گفته است: اگر به هوش باشی که نامها را بیش از اندازه جدی نگیری،هرچه از عمر توبگذرد، دانشت غنی تر خواهد گشت . ۳

سخن به درازا کشید ولی بیان آن را ضروری می دانستم. دوست فاضل و محترم، جناب فاکر میبدی! نقل یک حدیث، توسط بزرگانی چون شیخ طوسی، سید بن طاووس، کفعمی،مجلسی و سایر اشخاص، هرگز دلیل اعتبار آن حدیث نمی شود و اگر غیر از آنان دههانفر دیگر هم در کتابهایشان این خطبه را نقل می کردند -به طوری که حتی یک نوع شهرت روایی نیز تحقق می یافت- باز هم نمی توانست روایتی را که سه شخص ناشناخته در سند آن قرار دارند، اعتبار بخشد. مطمئنا شما تردیدی ندارید که شان محمد بن یعقوب کلینی (م ۳۲۸ق) در روایت، از شان تمام آنانی که شما نام بردید، بالاتراست در حالی که در کتاب او (الکافی)، دهها روایت وجود دارد که محتوای آنهاوجود تحریف در قرآن کریم را اثبات می کند. به نظر شما آیا چون دانشمند بزرگی مانند کلینی، آنها را در کتابی که صدها بار از مصباح المتهجد معتبرتر است،روایت کرده، باید ما آن روایات را بدون چون و چرا بپذیریم؟ حتی اگر سندشان ضعیف باشد یا محتوایشان به دلیل علل و بیماری های مختلف غیر معتبر بودن آنها راگواهی نماید؟ همچنین، دهها حدیث جعلی و نادرست توسط بخاری (م ۲۵۶ق)، عالم بزرگ اهل سنت، نقل شده است. حال، به نظر شما چون این عالم، شخصی بزرگ بوده است، پس هر روایتی که در صحیح بخاری یا التاریخ الکبیر نقل کرده است، باید بپذیریم و العیاذ بالله بگوییم که خدا پا و دست دارد و پیامبر، تحت تاثیر سحر قرارداشته و؟! یعنی، همه این اباطیل را به علت این که یک دانشمند بزرگ(!) آنها رانقل کرده، بپذیریم؟ همین آدم بزرگ، از جاعلان مشهور حدیث، چون کعب الاحبار، وهب بن منبه، عبد الله بن سلام، تمیم داری و نقل حدیث کرده. آیا چون وی دانشمندبزرگی بوده است، باید این گونه روایات را از او بپذیریم و بررسی علمی در باره آنها را کنار بگذاریم؟شیخ صدوق در کتابهایش از جاعلان شناخته شده ای چون عبدالرحمن بن کثیر، عبید بن کثیر، محمد بن موسی سمان، علی بن ابی حمزه بطائنی، محمد بن سنان زاهری، یونس بن ظبیان ازدی، علی بن حسان، عمرو بن شمر جعفی کوفی، ابو المفضل شیبانی و صدهاحدیث نقل کرده است. آیا چون شیخ صدوق(ره) مرد بزرگی بوده، باید این گونه روایات او را بدون هیچ گونه بررسی بپذیریم و در باره شرح آنها مقاله هم بنویسیم؟ شاید در میان مورخان مسلمان، کسی بزرگتر از ابو جعفر محمد بن جریر طبری (م ۳۱۰ق)وجود نداشته باشد. کتاب تاریخی او به نام تاریخ الامم و الملوک نیز یکی ازبزرگترین کتابهای تاریخی است اما باید بدانیم که او هزاران حدیث جعلی، در باره تاریخ صدر اسلام، نقل کرده و تمام کتاب های جاعلان بزرگی چون سیف بن عمیر تمیمی را در این کتاب، وارد کرده است. حال، شما می گویید که چون او مردی بزرگ(!) بوده،ما باید تمام روایاتی را که در کتابش آورده است، بدون بررسی بپذیریم؟ جالب است بدانید که خود او هم در مقدمه تاریخش، این را از ما نخواسته است.

برادر گرامی، جناب فاکر میبدی! انتخاب شما و قلم شما نشان می دهد که حضرت عالی از مراتب فضل و علم برخوردارید. من این مثالها را برای تنویر افکار خوانندگان مبتدی ارائه کردم تا برای آنها معلوم کنم که بزرگان، گرچه محترم هستند، ولی گاهی بزرگی آنها مانع از آن نمی شود که اشتباهات بزرگ هم داشته باشند. ما اجازه نداریم به خاطر بزرگی آنها، عقل و خرد خود را نادیده بگیریم و گفته ها واعتقادات آنها را چون وحی منزل تلقی کرده، در مقابل آنها تسلیم شویم. نه خداوند متعال به ما این اجازه را داده است و نه اسلام عزیز. پس به صرف این که اشخاصی چون شیخ طوسی، ابن طاووس، کفعمی، حر عاملی، مجلسی وامینی، این خطبه را روایت کرده اند، استناد خطبه به علی(ع) به اثبات نمی رسد.استناد یک سخن به گوینده اش، فقط به کمک سند صحیح و معتبر به اثبات می رسد، نه به طرق و روش های دیگر. این اولین و کلیدی ترین نکته ای است که هر کس با علم حدیث سر و کار دارد، باید آن را بیاموزد و در عمل به کار بندد.

اظهار نظر در باره مقدمه دوم

جناب فاکر میبدی پذیرفته اند که سه نفر از راویان این خطبه، مهمل و ناشناخته هستند ولی تصریح کرده اند که چون کسی از دانشمندان، رجال مهمل را مذموم یامجهول ندانسته اند، لذا دلیلی بر بی اعتباری روایت رجال ناشناخته، وجود ندارد.اما اینکه ایشان فرموده اند:کسی از دانشمندان، رجال مهمل را مجهول یا مذموم ندانسته اند، باید بگویم: آیا برای اثبات غیر معتبر بودن روایات رجال ناشناخته،لازم است که ابتدا آنها را مجهول بدانیم و نازل به منزله مجهول قرار دهیم تاسپس به این واسطه، روایت آنها را از درجه اعتبار ساقط کنیم؟ آیا نمی شود وضع رجال ناشناخته را با یک ملاک کلی بسنجیم و بدین وسیله در باره اعتبار یا عدم اعتبار روایت آنها قضاوت کنیم؟ فکر نمی کنم کسی یافت شود که با روش های بحث علمی آشنا باشد و از طرف دیگر بداند که در زمینه شناخت رجال حدیث، ملاک های کلی وعلمی وجود دارد، در عین حال این راه را یعنی سنجش حال رجالی راویان ناشناخته و مهمل را با ملاک های موجود علمی رها کند و به روشهای دیگر متوسل شود. حال که رشته کلام به اینجا رسید، بهتر می دانم که اندکی در باره این ملاک کلی سخن بگویم. در اینجا یک سوال اساسی وجود دارد و آن اینکه: آیا ما برای قبول روایت یک راوی، باید ثقه و راستگو بودن او را احراز کنیم، یا اینکه احراز ثقه بودن لازم نیست بلکه همین که در باره آن راوی، تضعیف و مذمتی وارد نشده باشد،به واسطه اصاله الثقه روایت او مورد قبول واقع می شود؟ اگر مبنای اول رابپذیریم، در این صورت، روایات رجال مجهول و مهمل، غیر معتبر خواهند بود و به حدیث آنها اعتماد نخواهد شد زیرا ثقه بودن آنها احراز نشده است اما اگر مبنای دوم را قبول کنیم، در این صورت، روایت رجال مذکور، مقبول خواهد بود زیرا اصل اصاله الثقه، حال رجالی آنها را تصحیح می نماید. در باره این موضوع، سخن بسیاراست اما در این فرصت کوتاه، برای آنکه از اصل مطلب زیاد فاصله نگیریم، ناچاربه بحث در باره یکی از دلایل مفید در این مقام می پردازیم.

همه می دانیم که آیه نبا لزوم تبین و تحقیق در باره حال راوی را ( از نظرراستگویی و دروغگویی) به اثبات می رساند زیرا خداوند در این آیه می فرماید: اگردروغگویی برای شما خبری نقل کرد، آن را باور نکنید و در باره صحت آن خبر،جستجو نمایید. مفهوم این آیه، آن است که هرگاه کسی خبری نقل کرد، جستجو وتحق

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.