خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل همراه با هنرمندان در آخرین روزهای نصب ضریح مطهر رضوی(ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل همراه با هنرمندان در آخرین روزهای نصب ضریح مطهر رضوی(ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ضامن آهو!
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ضامن آهو! قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
00دقیقه
37ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل لطف امام رضا(ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل لطف امام رضا(ع)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل لطف امام رضا(ع) شامل 20 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل لطف امام رضا(ع):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل لطف امام رضا(ع) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل لطف امام رضا(ع) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل لطف امام رضا(ع) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل لطف امام رضا(ع) :

خواب و خوراکش چیزی جز گریه نبود، خود را در اتاق حبس کرده بود و به در ودیوار می نگریست تا خاطره جدیدی بیابد و ضجه ای تازه سر زند.

یک هفته قبل، ترکمن ها حمله کرده بودند و پس از کشتار فراوان آذوقه، زنان ودختران جوان را برده بودند. یکی از دخترانی که دزدیده بودند، تنها فرزندپیرزن بود که مرهم زخم و التیام بخش غمهای دلش بود و با رفتنش دیگر امیدی به زنده ماندن نداشت.

مثل اینکه یاد سخنی افتاده باشد، با خود گفت: «می گویند هر که به زیارت امام رضا(ع) برود آن حضرت در قیامت ضامنش می شود که به بهشت برود، پس حتما می توانددخترم را در همین دنیا به من بازگرداند.» با این امید، زحمت و مشکلات سفر را به جان خرید، توشه ای فراهم کرد و راهی مشهد مقدس شد.

هنوز ترکمن ها آنچنان از شهر دور نشده بودند که به تاجر برده فروش بخارایی برخوردند و برای اینکه در حملات بعدی، دست و پایشان بازتر باشد، زنان و دختران را به او فروختند.

تاجر، که از خریدش خوشحال بود، با کنیزانش با مهربانی برخورد کرد تا غم دلشان تسکین پیدا کند.

پیرمرد صالح پس از خداحافظی و سپردن مغازه به پسران رشیدش، به مسجدشتافت. پس از نماز و نیایش به خانه رفت و پس از صرف شام و حساب و کتابی کوتاه، سر به بالین نهاد و دور از دغدغه های روزانه، به خوابی عمیق فرو رفت.

هنوز ساعتی از خوابش نگذشته بود که دید در دریایی عمیق و بزرگ دست و پامی زند، کمک می خواهد و هیچ کس به یاری اش نمی آید; هنگامی که می خواست بر اثرخستگی و ناامیدی در آب غرق شود، دختری جوان و زیبا به سراغش آمد، دستش راگرفت و از دریا بیرونش کشید . .. . پیرمرد، که از ترس تمام بدنش خیش عرق شده بود، با فریاد از خواب پرید و تا صبح نتوانست بخوابد.

… صبح، خواب آلود وارد مغازه شد.

هنوز ساعتی نگذشته بود که تاجر برده فروش وارد مغازه شد. پس از احوالپرسی، گفت که تعدادی کنیز آورده است و اگر می خواهد، می تواند ببیند و با قیمت مناسب بخرد. با این حرف او را به خانه اش کشاند.

در همان حین که پیرمرد به زنان و دختران نگاه خریدارانه می کرد و از کنارشان می گذشت، ناگهان نگاهش به دختری افتاد که شب پیش او را در خواب دیده بود. با دیدنش چشمهایش می خواست از حدقه بیرون بجهد، در شگفت بود و باورش نمی شد. پس از دقایقی که به حال طبیعی بازگشت، بلافاصله او را خرید و به مغازه اش برد.

در حین راه رفتن مدام به او می نگریست و با خود می اندیشید که در خوابش چه می کرده …؟

در مغازه دختر جوان را مقابل خود نشاند و برای رفع اوهامش از وی خواست تا ازخانواده و اصل نسبش بگوید. دختر تمام زندگی اش را بازگو کرد.

پیرمرد که فهمیده بود کنیزش دختری شیعه است، به او گفت: «خیالت آسوده باشد،من چهار پسرم دارم که از نظر ایمان زبانزد خاص و عامند; آنها را به تو نشان می دهم، هر کدام را که خواستی بگو تا شوهرت شود.» کنیز سرش را پایین انداخت و به گونه ای که شرم در صورتش موج می زد گفت: «من همیشه آرزو داشتم که به زیارت امام رضا(ع) بروم. حاضرم با هر کدام از پسرانت که حاضر باشد مرا به آنجا ببرد، ازدواج کنم.» پیرمرد خوشحال شد و پیشاپیش به عروسش تبریک گفت.

فرزندا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.