اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری شامل 62 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سید نعمت الله جزایری :
تولد
((صباغیه )) یکی از جزایر پیرامون بصره ، در حدود ۱۰۵۰ ق . (۱) شاهد تولد نوزادی بود که خانه سید عبدالله را در شادمانی فرو برد. سید عبدالله که از نوادگان امام کاظم علیه السلام به شمار می آمد (۲) فرزند دلبند خویش را نعمت الله نامید و در نخستین فرصت به مکتب سپرد.
در مسیر تحصیل
نعمت الله روزهای کودکی را شتابان پشت سر نهاد و با بهره گیری از دانشوران صباغیه ، شط بنی اسد، حویزه و بصره به یازده سالگی رسید. در این هنگام همراه برادرش سید نجم الدین رهسپار شیراز شد و به یاری شیخ جعفر بحرانی در مدرسه منصور به اقامت گزید. (۳) تهیدستی بسیار نعمت الله ، سرانجام وی را از انزوای ویژه روزگار آغازین درس بیرون آورده ، به نسخه برداری از کتابها، تصحیح نسخه ها و حاشیه نویسی کشاند. (۴) فرزند سید عبدالله گاه تا بامداد کار می کرد، درس می خواند و پس از نماز صبح و مطالعه ویژه بامدادی سر بر کتاب نهاده ، لحظه ای می آرامید. آنگاه تا نیمروز تدریس می کرد و پس از نماز ظهر به درس یکی از استادان می شتافت . (۵) او خود خاطره آن روزهای دشوار را چنین نگاشته است :
… وقتی اذان ظهر بر می خاست به درس می شتافتم … البته بیشتر وقتها نمی توانستم نان تهیه کنم ، بنابراین تا شامگاه گرسنه می ماندم . اغلب هنگامی که شب فرا می رسید به اندازه ای در اندیشه درس فرو می رفته بودم نمی دانستم در روز چیزی خورده ام یا نه ! پس از مدتی فکر می کردم و در می یافتم که چیزی نخورده ام …(۶)
تلاش سید تابستان و زمستان نمی شناخت . برای او همه فصلها فصل درس بود. آنچه فرزند سخت کوش صباغیه درباره یکی از زمستانهای شیراز نگاشته ، درستی این گفتار را نشان می دهد:
من درسی داشتم که حاشیه های آن را بعد از نماز صبح زمستان می نوشتم . سرمای هوا و بسیاری تلاش باعث می شد که خون از دستم جاری شود!… سه سال روزگارم بدین سان گذشت . (۷)
ناگفته پیداست که کار نسخه برداری همواره برقرار نبود. بنابراین نوجوان بین النهرین گاه چنان در تهیدستی فرو می رفت که حتی توان خرید لقمه نانی را نداشت . در چنین موقعیت دشواری چراغ حجره اش به سبب بی روغنی خاموش می ماند و سید نعمت الله را در اندوهی جانکاه فرو می برد. او برای تحمل گرسنگی توان بسیار داشت ولی هرگز نمی توانست به دلیل ناداری درس شامگاهی را ترک کند. بنابراین به مهتاب ، خانه دوستان یا مسجد جامع پناه می برد. (۸)
شیراز با همه دشواریها، جاذبه هایی نیز داشت . جاذبه هایی که ثروتمندان و تهیدستان به یک اندازه از آن بهره مند می شدند. باغهای سرسبز، چشم اندازهای پر گل و چشمه های زلال را باید در شمار این جاذبه های طبیعی جای داد. زیباییهایی که گاه نوجوان صباغیه را به بیرون شهر و اقامت یک هفته ای در گلستانها (۹) کشانده ، بر نشاط و اشتیاقش می افزود.
سرانجام پیامهای پیوسته پدر، نعمت الله را به سمت صباغیه رهسپار ساخت . پدر و مادر، که برای دیدار فرزند روز شماری می کردند برای آنکه او را در روستا ماندگار سازند مراسم ازدواج بر پا داشتند و پیوند سید نعمت الله با دختر عمویش را جشن گرفتند.
بیست روز پس از ازدواج در حالی که سید اندیشه شیراز را – دست کم برای مدتی – از خود دور ساخته بود، زیارت یکی از دانشوران جزایر و گفتار ارزنده وی اشتیاق مدرسه را در دل او بیدار ساخت . به گونه ای که در همان محفل تصمیم به ادامه درس گرفت و چون از خانه آن دانشمند بیرون آمد بی آنکه کسی را آگاه سازد رهسپار شیراز شد. (۱۰) ولی این بار اقامت در مدرسه منصوریه دیری نپایید. پس از مدتی خبر درگذشت پدر وی را در اندوه فرو برد (۱۱) و اندکی بعد دست حوادث مدرسه را به آتش کشید. (۱۲) سید نعمت الله با خاطره استادان بزرگ شیراز: شیخ جعفر بحرانی (متوفای ۱۰۹۱ ق .) ابراهیم بن ملاصدرا، شاه ابوالولی بن شاه تقی الدین شیرازی ، سید هشام بن حسین احسابی ، (۱۳) شیخ صالح بن عبد الکریم کزکزانی (متوفای ۱۰۹۸ ق .) (۱۴) راه اصفهان را پیش گرفت .
در پناه آفتاب
فرزند صباغیه در اصفهان از محضر حافظ سید محمد میرزا جزایری ، (۱۵) میرزا رفیع الدین محمد بن حیدر طباطبایی (متوفای ۱۰۷۹ ق .)، شیخ عماد الدین یزدی ، محقق سبزواری (متوفای ۱۰۹۰ ق .) شیخ علی بن شیخ محمد عاملی ، (۱۶) شیخ حر عاملی (متوفای ۱۱۰۴ ق .)، (۱۷) شیخ حسین بن جمال الدین خوانساری (متوفای ۱۰۹۷ ق .)، (۱۸) امیر اسماعیل خاتون آبادی (متوفای ۱۱۱۶ ق .)، (۱۹) ملا محسن فیض کاشانی (متوفی ۱۰۹۱ ق .)(۲۰) و علامه محمد باقر مجلسی بهره گرفته ، در تهیدستی و گرسنگی به سوی قله های کمال پیش رفت . ولی تندگدستی سپاهان دیری نپایید. گوهر صباغیه را باز شناخت و او را حمایت مادی و معنوی خویش برخوردار ساخت . سید نعمت الله اینک می توانست برون از دغدغه روغن چراغ و غذا به پژوهش پردازد و استاد را در انجام رسالت بزرگش یاری دهد. او خود خاطره آن روزها را چنین ثبت کرده است :
((من در وقت تالیف (بحارالانوار) شب و روز در خدمتش بودم و در حل بعض احادیث مشکله با همدیگر مباحثه می نمودیم ، بلکه بعض اوقات ایشان مرا از عالم خواب بیدار می کرد و درباره حل بعضی احادیث مراجعه می نمود…(۲۱) به خاطر کمک به وی شبها در اتاقش می خوابیدم . او با من بسیار مزاح می کرد و می خندید تا از مطالعه خسته نشوم ، ولی با همه اینها هر گاه می خواستم نزدش حضور یابم از شدت هیبت و عظمت وی دلم چنان می تپید که مدتی پشت در می ایستادم تا به حالت عادی باز گردم .))(۲۲)
توقف در خانه ناخدای فرزانه دریاهای نور چهار سال به درازا کشید. اندک اندک مدرسه ای که میرزا تقی دولت آبادی بنیاد نهاده بود تکمیل شد و سید نعمت الله در آن مرکز علمی به تدریس پرداخت . (۲۳)
بدین ترتیب آفتاب تابناک صباغیه از افق مدرسه دولت آبادی برآمد و همه حوزه های آن روز را تحت تاثیر قرار داد. آگاهی و دانش فراوان ، فروتنی ، ساده زیستی ، روی گشاده و بیان روشنی که دانشور بین النهرین از آن برخوردار بود دانشجویان بسیاری را به مدرسه دولت آبادی کشاند. حضور چشمگیر دانش پژوهان و برقراری درسهای گوناگون ، مطالعه ، تحقیق ، تدریس و تالیفی که چهار سال پیاپی ادامه یافت و سرانجام دیدگان استاد بزرگ مدرسه را به ضعف و بیماری کشاند.
هر چند دانشمند گرانمایه جزایر نخست درد چشم را نادیده می گرفت و آن را پدیده ای گذرا می پنداشت ، بزودی از مطالعه باز ماند و بینایی اش با خطری جدی روبرو شد. حکیمان در درمان چشم استاد بسیار کوشیدند ولی دریغ که داروهایشان جز رنج مدرس جوان ثمری به بار نیاورد. سید نعمت الله که پس از عمری مبارزه با ناکامیها داروی دردش را از حکیمان بهتر می شناخت به برادرش سید نجم الدین گفت : می خواهم راه عراق پیش گیرم و از زیارت معصومان کامیاب شوم .
سید نجم الدین که خود در آرزوی زیارت پیشوایان آسمان تبار به سر می برد، بی درنگ پاسخ داد: من نیز همراهت خواهم آمد.
خاکهای مسیحایی
برادران نیکبخت جزایری به سمت عراق رهسپار شدند و (۲۴) پس از سفری بسیار دشوار به ((سامرا)) رسیدند. (۲۵) حضور راهزنان ، هراس کاروان کوچک مشتاقان اهل بیت علیه السلام و سرانجام رهایی مومنان در سایه قرآن کریم از نکات فراموش ناشدنی این سفر به شمار می آید. دانشور پرهیزگار صباغیه به داستان آن کرامت قرآنی را چنین باز گفته است :
((… وقتی به نهر رسیدیم اسبهای دزدان آشکار شد. پس به سوی ما تاختند. من آیه الکرسی خواندم و همه همراهان را فرمان دادم تا آیه الکرسی بخوانند. چون دزدان به ما رسیدند نخست از ما فاصله گرفته ، در گوشه ای به تفکر پرداختند. آنگاه به سمت ما آمده ، گفتند: شما راه را گم کرده اید البته درست می گفتند، ما راه را گم کرده بودیم . دزدان یکی از افرادشان را با ما همراه ساختند تا ما را به منزل بعدی رساند.))(۲۶)
سید پس از زیارت معصومان خفته در سامرا به کاظمین شتافت و از آن سرزمین مقدس رهسپار کربلا و نجف شد. او از آرامگاه هر امام معصوم قدری خاک برداشته ، آنها را در آمیخت و سرمه دیدگان ساخت این داروی گرانبها بی درنگ اثر بخشید و بینایی و توان جوانی را به چشمان استاد مخلص مدرسه دولت آبادی باز گرداند. (۲۷)
البته دستاورد سفر به عراق تنها درمان دیدگان نبود. او علاوه بر بهره های بسیار معنوی ، در مزار امیر مومنان گوهری سپید یافت و آن را نگین انگشتری ساخت . (۲۸)
داغ یک همسفر
سید سپس راه صباغیه را پیش گرفت تا ضمن دیدار بستگان به سوی اصفهان حرکت کند. ولی ابرهای نگرانی و ناآمنی بر مسیر سپاهیان سایه افکنده بود. حسین پاشا (حاکم بصره ) که در انتظار رسیدن عثمانیان و درگیری با آنها به سر می برد، وی را به زندگی در قلعه القرنه ناگزیر ساخت . سید کتابها و خانواده اش را همراه برادر به حویزه فرستاده ، خود به نگارش ((شرح تهذیب )) پرداخت . اندک اندک القرنه به محاصره عثمانیان درآمد. استاد مدرسه دولت آبادی پس از چهار ماه زندگی در محاصره فرصتی طلایی به دست آورده ، رهسپار حویزه شد و دو ماه در آن آبادی به سر برد. (۲۹) سپس راه اصفهان را پیش گرفت و پس از توقفی شش ماهه در شوشتر و دهدشت ، در حالی که دستش به سبب فرو افتادن از چار پا آسیب دیده بود، به اصفهان رسید. (۳۰)
هر چند درد دست پس از پنج ماه بهبود یافت ولی بیماری بر جانش پنجه افکنده ، او را تا وادی رازناک مرگ پیش برد. مدتی بعد امواج درد فرو نشست و پیکر سید بر ساحل تندرستی رسید (۳۱) تا در آزمونی دشوار شرکت جوید. آزمونی که درشب جمعه اول شعبان ۱۰۷۹ ق . با مرگ سید نجم الدین تحقق پذیرفت . (۳۲)
مرگ برادر و رفیق راههای سراسر رنج و خاطره زندگی ، استاد پاکدل مدرسه دولت آبادی را در ماتم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
