اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی، کیفیت تضمینشده دارد.
بی گمان یکی از شکوهمندترین حرکتهای تاریخ و جنبشهای دینی و مردمی ایران در قرن حاضر، قیام حماسه آفرین فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی در تبریز است . هدف این قیام نجات کشور از دام توطئه های شیطانی بود که استعمارگران غرب و شرق به دست عمال خودفروخته خویش در سرتاسر این مرز و بوم گسترده بودند. در آن روزگار ایران گویی صاحب نداشت و انقلاب مشروطیت به نفع قدرتهای خارجی و متجاوز، مصادره می شد و غرچگان غربزده و روشنفکرنما، زمام امور مملکت را در دست داشتند و هوسبازانه با سرنوشت ملت مسلمان و مظلوم این سر زمین بازی می کردند. از طرفی ، شمال کشور عرصه تاخت و تاز چکمه پوشان روس و عثمانی و اشرار محلی بود و منطقه جنوب در زیر گامهای مزدوران انگلیس پایمال می شد. از طرف دیگر حکومت مرکز به دلیل وابستگی به اربابان خارجی بوزینه ای را می ماند که قدرت تصمیم گیری نداشت و روز به روز بر بدبختی مردم و ویرانی و بی سر و سامانی کشور دامن می زد و سایه های یاس و تباهی و فقر و فلاکت هر روز بیش از پیش دامن می گسترد و….
((
خیزش خیابانی
))
و طنین فریاد استقلال طلبی و آزادیخواهی او از آذربایجان در اقصی نقاط ایران پیچید و خواب خفتگان را بر آشفت و دست رد بر سینه نامحرمان و بیگانگان و بیگانه پرستان زد و به مردمان آزاده زمانش و آیندگان آموخت که
((
یک لقمه خاردار باشید تا هیچ گلویی نتواند شما را فرو دهد!
))
از میلاد تا محراب
فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی ، فرزند حاج عبدالحمید تاجر خامنه ای و بانو رقیه سلطان ، در سال ۱۲۹۷ ق در شهرک
((
خامنه
))
واقع در ده کیلومتری شهرستان شبستر دیده به جهان گشود(۱) و تحصیلات مقدمات و ادبی را در زادگاهش گذراند. پدرش در شهر
((
پتروفسکی
))
(مخاچ قلعه ، مخاچ کالا) پایتخت آن روز جمهوری داغستان ، تجارتخانه داشت . در نوجوانی همراه پدر به پتروفسکی رفت و مدتی را در تجارتخانه او به کارهای تجاری و آموختن رمز و راز داد و ستد و آشنایی با شیوه های اقتصادی زمانه سپری کرد. اما گرایش روحی او به فراگیری علم بیش از هر چیزی بود. از این رو در بازگشت به خامنه ، کس و کار تجاری را رها کرد و در تبریز به تحصیل علوم دینی پرداخت و به سلک روحانیت و علمای دین در آمد. شیخ در مدرسه
((
طالبیه
))
تبریز، ادبیات عرب ، منطق ، اصول ، فقه ، نجوم ، ریاضی ، تفسیر، حکمت ، کلام ، حدیث ، تاریخ ، رجال و علوم طبیعی را از اساتید فن آموخت .
دوره عالی فقه و اصول را نزد مرحوم آیه الله العظمی سید ابوالحسن انگجی و هیئت ونجوم را در محضر منجم معروف مرحوم میرزا عبدالعلی خواند.(۲) شیخ با تکیه بر استعداد سر شار و پشتکار و جدیت خاص طلبگی ، مراحل تحصیل را بسرعت پشت سر گذاشت و به مقام بلند علمی رسید. از دوران طلبگی مسائل مشکل علم هیئت را خود استخراج می کرد و تقویمهای رقومی می نوشت . علاوه بر آن ، بنا به رسم دیرین حوزه های علمیه ، از دوران تحصیل به تدریس فقه و اصول و نجوم و ریاضی و حکمت برای طلبه های جوانتر از خود نیز می پرداخت . بویژه به تدریس نجوم و ریاضی که از مشکل ترین رشته های علوم است ، علاقه زیادی داشت و آن را در مدرسه طالبیه تبریز، با بیان شیوا و فصیح و به زبان مادری خود (ترکی ) برای فضلا و طلاب سطوح عالی ، تدریس می کرد و این مایه شگفتی اقران و حتی علمای بزرگ می شد. چرا که کمتر کسی از عالمان می تواند از عهده تبیین و تدریس این علم بر آید و جوان بودن خیابانی هم از یک طرف آنان را شگفت زده می کرد؛ به طوری که کسانی چون احمد کسروی – که از مخالفان خیابانی بود – با تعجب فراوان به این عظمت شگفتی زای خیابانی اعتراف کرده اند.
شیخ به سبب اقامتش در محله
((
خیابان
))
تبریز معروف به
((
خیابانی
))
شد.(۳) در مسجد کریم خان ، واقع در محله خیابان ، نماز جماعت می خواند و مردم مسلمان را ارشاد می کرد و آنان پس از اقامه نماز، مشتاقانه پای صحبت و موعظه حکیمانه و بیدارگر او می نشستند. (این مسجد هنوز هم به همان نام در جهار راه منصور تبریز موجود است .)
یکی از علمای بزرگ تبریز در آن روزگار، مرحوم آیه الله سید حسین خامنه ای ، مشهور به سید حسین پیشنماز(۴) بود که در مسجد جامع تبریز اقامه نماز می کرد. خیابانی هم به سبب همشهری بودن با وی و هم اینکه او اندیشه های روشن و انقلابی و اجتماعی داشت ، با ایشان زود آشنا شد و همین آشنایی زمینه را برای ازدواج او با دختر آن فقیه بزرگ ، یعنی
((
خیر النساء
))
فراهم کرد.(۵) از آن پس خیابانی گاهی در مسجد جامع تبریز به جای پدر زنش ، حاج سید حسین خامنه ای ، نماز جماعت اقامه می کرد و از همانجا نیز مشهورتر گردید. می گویند معمولا هزار نفر در نمازش شرکت می کردند.(۶)
بدین ترتیب ، شیخ از دوران جوانی ، از طریق محراب و منبر با عموم مردم در ارتباط بود و مسائل دینی و علمی و فرهنگی و اجتماعی را خود برای آنان بیان می کرد.
از مشروطه تا مجلس
زندگی فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی پس از پیروزی مشروطیت در سال ۱۳۲۴ ق (۱۲۸۵ ش ) با تاسیس
((
انجمن ایالتی آذربایجان
))
در تبریز وارد مرحله تازه ای گردید. انجمن ایالتی آذربایجان (۱۳۲۴ – ۱۳۳۰ ق ) در دوره استبداد صغیر و نیز در دوره محاصره تبریز از سوی نیروهای ضد مشروطه به فرماندهی عین الدوله و جنگهای یازده ماهه (از جمادی الاولی ۱۳۲۶ تا ربیع الثانی ۱۳۲۷) نقش مهم و حکومتی داشت و چون حکومت مرکزی (محمد علی شاه قاجار) با اعزام سپاه استبدادی به تبریز و تحریک اشرار محلی آذربایجان ، می خواست تنها پایگاه مشروطیت را ویران و تبریز را با خاک یکسان کند، در چنین برهه خطیر، انجمن ایالتی آذربایجان ، یگانه حامی و هادی مردم و مجاهدان مشروطه خواه و آزاده بود و تمام امور حکومتی آذربایجان را – اعم از اداری ، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و نظامی – به عهده داشت . از فعالیتهای فرهنگی و سیاسی این انجمن مردمی ، انتشار نشریه
((
جریده انجمن
))
بود که مردم را از امور سیاسی و اجتماعی آگاه می کرد.(۷) فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی از اعضای برجسته انجمن بود و از ارکان فکری و رهبری آن محسوب می شد و بی گمان در هدایت آن نهاد انقلابی و مردمی نقشی مهم داشت . او با لباس روحانی و تفنگ بر دوش در سنگرها به دفاع از شهر و ناموس و حیثیت مردم مسلمان در مقابل سپاه متجاوز عین الدوله می پرداخت و با مبارزان و مجاهدان در سنگرها می خوابید و به آنان دلگرمی می داد و بر مقاومتشان می افزود و راه آینده را روشن می کرد:
((
یاران من ! ما بر ضد حکومت ارتجاعی و استبداد قیام کرده ایم … هرگز نباید به خستگی و یاس تن در دهیم ؛ بخصوص وقتی که بار سنگین زندگی ملتی از مویی باریک آویزان شده باشد… طوری رفتار کنید که شرافت تاریخی ما حاصل شود و قاطبه ملت ایران با امتنان و تشکر بگویند که تبریز، ایران را نجات داد!
))
(۸)
جنگ ادامه داشت ، مجاهدان آزادیخواه ، به رهبری مردانی چون ستارخان و باقرخان و خیابانی ، به حراست از حریم شهر می پرداختند. چندین بار نیروهای استبدادی از مشروطه خواهان شکست خوردند، تا اینکه محمد علی شاه سپاهی چهل هزار نفری ترتیب داد و از بهمن ماه سال ۱۲۸۷، جنگ شدت یافت ، اما تبریز قهرمان همچنان مقاومت می کرد. از طرفی محمد علی شاه خیره سر و عین الدوله خونخوار می دیدند که چهل هزار نفر جنگجو و با امکانات بی شمار، هزینه کلان می خواهد و کم کم مخارج جنگی کاهش می یابد و ادامه جنگ تا فتح تبریز، با امکانات موجود، ممکن نیست ؛ اگر این بار هم از قهرمانان تبریزی شکست بخورند، بدترین ننگها نصیبشان خواهد شد! پس به این نتیجه رسیدند که از کشورهای بیگانه وام بگیرند و جنگ با آزادیخواهان ملت خود، یعنی مجاهدان تبریز را ادامه دهند!
در این موقع ، انجمن ایالتی به این تصمیم شاه حماقت پیشه ایران ، مبنی بر استقراض خارجی برای سرکوبی ملت ، بشدت اعتراض کرد و با پیشنهاد و صلاحدید خیابانی ، تلگرامی به مجلس سنا و شورای ملی فرانسه مخابره کردند و موضوع جاری را به اطلاع آن کشور رساندند. در این تلگرام هوشیارانه خاطر نشان شده بود:
((
در این برهه از تاریخ ایران که مجلس شورای ملی ، توسط شاه بسته شده است بدون اجازه مجلس ، هر نوع وام از دولتهای بیگانه گرفته شود، ملت ایران پرداخت آن را به عهده نخواهد گرفت !
))
این اعتراض ، نقشه محمد علی شاه خائن را نقش بر آب کرد و در خنثی کردن آن دسیسه ، موثر افتاد.(۹)
پس از خلع محمد علی شاه از حکومت ، انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی آغاز شد. خیابانی سابقه درخشانی داشت . چهار – پنج سال امامت نماز جماعت ، تبلیغ احکام الهی ، ارشاد مردم ، تدریس در حوزه علمیه ، عضویت انجمن ایالتی آذربایجان و ایفای نقش رهبری و راهنمای فکری ، پیکار صادقانه و دوش به دوش دیگر مجاهدان در سنگر جهاد و دفاع ، موقعیت ممتاز و محبوبیت پاک و بی شائبه را برای او در دل مردم تبریز و علما و رهبران مشروطه فراهم آورده بود. مردم نیز به پاس این نیکنامی و صداقت و شجاعت و اندیشه های والا، خیابانی را در سی سالگی به نمایندگی خود در مجلس شورای ملی انتخاب کردند. خیابانی به همراه میرزا اسماعیل نوبری ، نماینده دیگر مردم تبریز، راهی مجلس شورا شد. مجلس دوم در ۲۴ آبان ۱۲۸۸ (اول ذیحجه ۱۳۲۷) گشایش یافت و در ۳۰ آبان به صورت رسمی آغاز به کار کرد. (۱۰)
خیابانی از آن پس ، در سنگر قانونگذاری ، خود را وارث هزاران شهید انقلاب می دانست و با موضع گیریهای آگاهانه و ضد استبدادی و استعماری ، در کنار نمایندگان متعهد و ارجمندی همچون شهید مدرس و میرزا اسماعیل نوبری و… به دفاع از حق مسلم مردم ستمدیده ایران پرداخت .
از کارهای درخشان خیابانی در مجلس دوم ، اعتراض شجاعانه و کار ساز او علیه اولتیماتوم استعمار گرانه دولت تزار روس بود. در متن اولتیماتوم مزبور آمده بود.
1 – دولت ایران ، مستر شوستر، خزانه دار و مستر لکوفر را از کارها بر کنار نماید.
2 – دولت ایران ، متعهد شود که از این پس بدون اطلاع و رضایت روسیه و انگلیس ، مستشار از کشورهای خارج استخدام نکند!
3 – مخارجی ار که دولت روس برای لشکر کشی به خاک ایران (رشت و انزلی ) تحمل کرده ، باید توسط ایران پرداخت شود!
دولت روس و انگلیس برای دریافت جواب فقط ۴۸ ساعت مهلت می دهند و در صورتی که دولت ایران متن اولتیماتوم را قبول نکند و تسلیم نشود. سالداتها و قزاقهای روس ، به سوی قزوین پیشروی خواهند کرد و ایران را به اشغال خود در خواهند آورد! و در صورت پرداخت نکردن مخارج ، مبلغ آن دو برابر خواهد شد!(۱۱)
این اولتیماتوم ننگین – که در واقع درخواست باج سبیل از ایران مظلوم بود – روز چهارشنبه ۷ آذرماه ۱۲۹۰ (۷ ذیحجه ۱۳۲۹) به دولت ایران رسید. فردای آن روز در شهرهای تهران و تبریز و رشت ، امواج خروشان مردمی به حرکت در آمد. بازارها تعطیل شد، دوایر دولتی و تجارتخانه ها به حالت نیمه تعطیل در آمد و همه اعتراض می کردند. حتی زنان ایرانی نیز در کنار مردان ، اعتراض خویش را بر اولتیماتوم مزبور اعلام کردند. این حرکت دسته جمعی و مردمی نخستین نمایش عمومی ایرانیان بود که زنان نیز در آن شرکت کرده بود.(۱۲)
شیخ خیابانی ، در میان اجتماع تظاهر کنندگان تهرانی ، به ایراد سخنرانی پر شور و تحریک احساسات مذهبی و ملی مردم پرداخت و با صدای رسایی گفت :
((
… استقلال هر ملتی ، شرافت اوست اگر نتوانیم کشور خود را نجات دهیم و شرافتمندانه زندگی کنیم لااقل در راه وطن جان خواهیم داد! زیرا در چنین مواقع خطرناک و حساس ، زنده ماندن محو شدن است .
))
این سخنان آتشین چنان شوری در دل مردم بر پا کرد که فریاد
((
پاینده باد ایران
))
،
((
زنده باد خیابانی
))
… تا لحظاتی پس از پایان سخنرانی او در هوا طنین می انداخت .(۱۳)
روز جمعه ۹ آذر ماه قبل از ظهر جلسه علنی مجلس بر پا شد. حسن وثوق (وثوق الدوله ) وزیر امور خارجه و تنی چند از همکارانش در مجلس حاضر بودند. وثوق الدوله در برابر نمایندگان مجلس و مردم شرکت کننده قرار گرفت و متن اولتیماتوم را خواند و در پایان با زبونی گفت :
((
هیات وزیران به اتفاق چنین رای داده اند که این خواهش روس قبول بشود! تا نظر نمایندگان محترم چه باشد.(۱۴)
))
لحظاتی با سکوت و بلاتکلیفی گذشت . نمایندگان به روی همدیگر نگاه می کردند و گاه به وثوق الدوله خیره می شدند که می خواست شرافت و حیثیت ملت را مفت تقدیم بیگانگان گردن کلفت نماید. یکی دو نماینده فرومایه و ترسو برخاسته ، از مجلس بیرون رفتند و خود را کنار کشیدند… باز هم سکوت بود و تماشاگران با چشمانی باز، منتظر نتیجه نهایی بودند… ناگهان فایل پاورپوینت کامل شیخ محمد خیابانی از جای خود برخاست و با هیبتی شکوهمند و قدمهای محکم و سنگین به جلو آمد و رو به نمایندگان ایستاد و با صدای رسا و بلند، سکوت مرگبار مجلس را شکست :
((
هیچ کس و هیچ دولتی حق ندارد که اختیار، آزادی و استقلال کسی یا دولتی را از آنها سلب کند، مگر اینکه به شیوه کهن بربریت و وحشیت برگردد!…
))
خیابانی با این کنایه ، اولتیماتوم و دلت روس را مورد هدف قرار داد و چون حاضران بیش از پیش متوجه شدند و نفسها در سینه ها حبس شد تا ببینند حرف آخر او چیست ، خیابانی با صراحت تمام ، تیر آخر را رها کرد:
((
… بنده از طرف ملت ، که حق آزادی و استقلال را از چندین هزار سال پیش تاکنون برای خودشان ثابت می دانند، عرض می کنم که ما تا امروز مستقل بوده ایم ، در حفظ حقوق و ترقی مملکت خودمام صاحب اختیار بوده ایم … من با کمال جسارت و گشاده رویی به دولت روسیه می گویم که ممکن نیست این ملت ، امور کشور و اختیار و استقلال خود را به دیگران واگذار کند… این اولتیماتوم به استقلال ایران لطمه می زند و شکی نیست که فقط با موافقت دولت ایران ، این اولتیماتوم مورد قبول واقع نمی شود!… امیدوارم این اولتیماتوم ظالمانه را پس بگیرند و ملت ایران را از خودشان آزده نکنند.
))
(۱۵)
خیابانی با این سخنان هم اولتیماتوم را رد و محکوم کرد و هم ترس و لرز احتمالی نمایندگان دیگر را ریخت ! پس از او بود که دیگر نمایندگان نیز در رد و محکوم کردن این اولتیماتوم سخنانی اظهار کردند. بدین گونه ، حرکت مردانه و هوشیارانه خیابانی ، موجب شد که مجلس شورا با سرافرازی تمام ، اولتیماتوم روسیه را رد کند. از آن روز نام و آوازه شجاعت و هوشیاری و غیرت خیابانی در تمام هشرهای ایران بر سر زبانها افتاد و ملت او را خوب شناختند حتی دشمنان ایران نیز بیش از پیش به عظمت و نفوذ کلام این روحانی آزاده پی بردند.
پانزده روز پس از این تاریخ ، در ۲۴ آذر ماه ۱۲۹۰ سفارت روس دوباره با دولت ایران (ناصر الملک ) تماس گرفت و خبر داد که سپاه روس در قزوین گرد آمده است ، اگر تا شش روز دیگر، همه خواسته های ما پذیرفته نشود، آهنگ تهران خواهند کرد!
در ۲۹ آذر ماه مجلس تشکیل جلسه داد. باز هم خیابانی و دیگر نمایندگان سخنرانی کردند و به رد اولتیماتوم رای دادند.
دولت موقت ناصر الملک در روز دوم دی ماه ، جلسه ای با حضور هیات وزیران و نمایندگان سازشکار و سرد مزاج مجلس تشکیل داد. وثوق الدوله ، بستن در مجلس را پیشنهاد کرد. ناصر الملک بی درنگ این درخواست را قبول نمود و دستور انحلال مجلس را داد و اجرای فرمان به عهده یفرم خان ارمنی – رئیس شهربانی تهران و قاتل شیخ فضل الله نوری – واگذار شد!… بدین ترتیب از همان روز مجلس دوم بسته شد و نمایندگان پراکنده گشتند… و بساط انقلاب و مشروطه خواهی و استقلال طلبی در ایران برچیده شد!
خیابانی تنها ماند. اما هنوز خون غیرت در رگهایش در جریان بود. یک روز در سبزه میدان تهران ، در اجتماع اعتراض آمیز مردم ، بالای سکو رفت و با سخنرانی آتشین ، از انقلاب و آزادیخواهان دفاع و عمل زشت دولت در بستن مجلس و پراکنده ساختن نمایندگان مردم را محکوم کرد و در میان کف زدنها و فریادهای
((
زنده باد ایران
))
،
((
زنده باد مشروطه
))
،
((
زنده باد خیابانی
))
و… از سکوی سخنرانی پایین آمد.
دو ماه پس از بسته شدن مجلس و شروع دوره فترت ، خیابانی همراه خانواده اش به مشهد مقدس رفت و پس از زیارت مرقد امام هشتم علیه السلام و دیدار با اقوامش در خاک رضوی ، از آنجا عازم روسیه ، جمهوری ترکمنستان ، آذربایجان ، گرجستان و داغستان شد تا در فرصتی که پیش آمده ، از ممالک همسایه دیدار کند(۱۶) و هم از این طریق به تبریز برگردد. چون که پس از بسته شدن مجلس ، صمد خان شجاع الدوله از طرف روسها، حاکم تبریز شده و محل انجمن ایالتی را ویران و بسیاری از آزادیخواهان را قتل عام کرده بود و لابد منتظر خیابانی و همکاران و همفکرانش نیز بود. اگر خیابانی از تهران یا مشهد، به تبریز بر می گشت ، بی شک به دست جلادان صمد خان گرفتار و کشته می شد. او در کشورهای خارجی ، خیلی چیزها دید و شناخت . در آذربایجان کارگران ایرانی را دید که به سبب نبودن کار مناسب در کشور خودشان ، ویلان و سرگردان در خاک بیگانه می گشتند و در مقابل دستمزدی ناچیز متحمل سنگین ترین کارها می شدند.
خیابانی از داغستان با یکی از بستگانش در تبریز تماس گرفت و او را به جلفا خواست . در آنجا خانواده اش را به وی سپرد تا به تبریز برساند و خود باز هم به پتروفسکی بازگشت . مدتی در آنجا ماند و ناگهان یک روز عازم تبریز شد. تبریز در آتش بیداد روسها و صمد خان شجاع الدوله می سوخت . خیابانها بوی خون می داد. خوف و وحشت از همه جا سر می کشید.(۱۷)
در وطن
خیابانی بیش از یک ماه در خانه اش به سر برد و کسی اطلاع نداشت . فقط برخی از دوستانش از جمله حاج محمد علی آقا بادامچی و سر تیپ زاده ، با او تماس داشتند. اما هر لحظه بیم خطر بود! چون اگر صمد خان از آمدن شیخ آگاه می شد بی درنگ حکم قتل وی را صادر می کرد. پس از مشورت و تبادل نظر با دوستانش ، صلاح در آن دیدند که آمدن شیخ را به اطلاع صمد خان برسانند تا بعدها بهانه ای برای آزار و اذیت او نیابد. بالاخره پس از مذاکراتی چند صمد خان حکمی مبنی بر مصونیت خیابانی مشروط بر اینکه جز به امامت جماعت و کار و تجارت نپردازد – صادر کرد.
از آن پس خیابانی ، در سکوت خویش ، به تفکر پرداخت . او درباره نجات ملت و کشور، خوب تامل و اندیشه کرد و به این نتیجه رسید که باید برای حفظ دین خدا و حریت جامعه ، کسب قدرت کرد و تنها با قدرت حکومت می توان با قدرت دیگر مبارزه کرد.(۱۸) شیخ بخوبی دریافته بود که تنها موعظه و فعالیت سیاسی و علمی و دینی ، بدون در دست داشتن سر رشته حکومت و قدرت ، کاری از پیش نمی برد.
نسیم آزادی
در مهر ماه سال ۱۲۹۳ صمد خان ، از سوی روسها کنار گذاشته و فضای آز
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری