اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجری، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجری، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجری ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجری، کیفیت تضمینشده دارد.
خدیجه، (محدث، متوفی سال ۱۰ ه) دختر خویلد، بانویی با فضیلت از بانوان شرافتمند و بزرگوار، اولین کسی بود که اسلام آورد و همواره حامی و پشتیبان همسرش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و از بذل جان و مال در راه دین خدا و پیامبرش دریغ نداشت.
وی ۶۸ سال قبل از هجرت (پانزده سال قبل از عام الفیل) به دنیا آمد.مادرش فاطمه دختر زائده است.خدیجه بانویی تاجر و شرافتمند و ثروتمند بود.وی مردان را به اجاره می گرفت و به آنها سرمایه می داد که به مضاربه تجارت کنند.عموهای پیامبر صلی الله علیه و آله که قصد داشتند همسری برای آن حضرت بگیرند، نزد خدیجه رفتند و از وی خواستند تا سرمایه ای در اختیار نبی گرامی که آنزمان جوانی پاک و ستوده بود قرار دهد تا با آن به تجارت رود و با سود حاصل از این تجارت ازدواج کند.
خدیجه چون به صفات حضرت واقف شد، وی را برای تجارت به شام فرستاد.در طی سفر میسره (غلام خدیجه) معجزات و کراماتی از حضرت مشاهده کرد و از راهبی شنید که وی پیغمبر خداست.میسره پس از بازگشت همه آنچه را که شنیده بود به اطلاع خدیجه رساند.شوق و رغبت خدیجه به حضرت بیشتر شد و در نهایت به رسول الله صلی الله علیه و آله ارادت و علاقه خویش را ابراز داشت و پیشنهاد ازدواج داد و به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: «به سبب خویشاوندیت با من، و شرف و بزرگی و امانتداریت در میان قوم، و اخلاق نیکو و راستگویی ات، مایلم با تو ازدواج کنم.»
تنها همین شرف و بزرگی وی را بسنده است که مادر دختری چون فاطمه زهرا علیها السلام است .او به امام علی علیه السلام نیز علاقه داشت، علامه مجلسی درباره حب و علاقه حضرت خدیجه علیها السلام نسبت به علی علیه السلام مطلبی نقل کرده که مضمون آن چنین است: پس از ازدواج خدیجه علیها السلام با پیامبر صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام به دنیا آمد.رسول خدا صلی الله علیه و آله با خدیجه علیها السلام درباره دوستی و محبت علی علیه السلام صحبت فرمود.خدیجه علیها السلام به علی علیه السلام محبت فراوان داشت و برای آن حضرت به وسیله خدمتکارانش، لباس، زیور آلات و ملزومات می فرستاد.مردم می گفتند: این (علی علیه السلام) برادر و محبوبترین افراد نزد او و نور چشم خدیجه است.سعادت از همه سو به آن حضرت روی آورده بود.الطاف و محبتهای خدیجه روز و شب، صبح و عصر به خانه ابوطالب روان بود.از دیگر مناقب خدیجه علیه السلام، قبول ولایت علی علیه السلام و اولادش بود.آن را قبول و اظهار می داشت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: خدیجه را از طرف پروردگارش و من سلام برسان و او را به خانه ای از جواهر در بهشت که هیچ رنجی در آن نیست بشارت ده.
حضرت خدیجه پس از بازگشت از دوران محاصره سخت مکیان در شعب ابی طالب، در رمضان سال دهم، در سن ۶۴ سالگی وفات یافت، آن سال را عام الحزن (سال اندوهها) نامیدند.
زینب، (محدث، متوفی سال ۲۰ ۲۱ ه) دختر جحش، ام المؤمنین، مادرش امیمه دختر عبد المطلب، و کنیه اش ام الحکم، زنی مؤمن و مطیع فرمان الهی بود.از مهمترین فضایل این بانوی گرامی آن است که خداوند عقد وی را در آسمانها با رسول الله صلی الله علیه و آله بست.
او زنی صالح، بسیار روزه گیر، بسیار نمازگزار و زیاد صدقه دهنده به بینوایان بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله وی را بسیار دوست می داشت.او در اولین روزهای دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله اسلام آورد و در پی هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله، او نیز به مدینه هجرت کرد.رسول الله صلی الله علیه و آله نام او را که بره بود به زینب تغییر داد و او را برای زید بن حارثه (۱) خواستگاری نمود، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «من به این ازدواج رضایت می دهم» .
بعد از این صلاحدید پیامبر زندگی مشترک آن دو شروع، ولی پس از مدتی زید تصمیم به طلاق او گرفت و وی را طلاق داد.و چون عده اش سرآمد، پیامبر صلی الله علیه و آله به فرمان الهی برای بر هم زدن حکم جاهلیت که همسر پسر خوانده به پدر محرم است و نمی تواند با او ازدواج نماید و بر اساس حکم آیات قرآن، با زینب ازدواج کرد.رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از ازدواج با ام سلمه در اواخر سال پنچم هجری، با زینب دختر عمه اش ازدواج کرد.
عایشه در رثای او گفته است: «ذهبت حمیده فقیده مفزع الیتامی و الارامل…» ، زن ستوده مرحومه ای که پناه یتیمان و بینوایان بود، درگذشت.من زنی به خوبی او در دین و پاکیزه ومتقی تر از او نسبت به خدای عز و جل و راستگوتر از وی در گفتار ندیدم…
ام المؤمنین زینب، زنی صبور و بسیار دست و دل باز بود، پوست دباغی می کرد و می فروخت و پول آن را صدقه می داد.هنرهای دیگری هم داشت که عواید حاصل از آنها را به فقرا می بخشید .با آنکه درآمد خوبی داشت، هنگام مرگ چیزی به ارث نگذاشت و همه را به بینوایان داده بود .بانو زینب نمونه یک زن مسلمان و مؤمن است که (با هنرهایی که داشت) کار می کرد و برای خود درآمد داشت و این مال، هرگز سبب فخرفروشی و خودبینی وی نشد.او همه را در راه خدا انفاق کرد و برای خود چیزی اندوخته نساخت و زیوری نخرید.زینب در سال ۲۰، به قولی در سال ۲۱ ه و در ۵۳ سالگی دنیا را وداع گفت.علامه مامقانی می نویسد: «انی اعتبرها من اعلی الحسان» از لحاظ حسن بودن او را در بالاترین درجه می دانم. (۲)
سوده، (محدث، متوفی قرن ۱ ه) دختر زمعه بن قیس، مادرش شموس دختر قیس است.شیخ طوسی در رجالش و ابن عبد البر، ابن منده، ابو نعیم، ابن اثیر و دیگران وی را از اصحاب و راویان رسول الله صلی الله علیه و آله شمرده اند.علامه مامقانی درباره اش می گوید: «انی اعتبرها من الحسان و اعتمد علی روایتها» : من او را از احسان (۳) می شمارم و بر روایتش اعتماد دارم.سوده پنج حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که یکی از آنها را صحیحین ذکر نموده اند.
سوده چون اسلام آورد و با رسول الله صلی الله علیه و آله بیعت کرد، شوهرش سکران بن عمر نیز که پسر عمویش بود مسلمان شد و این دو با هم به حبشه مهاجرت کردند.پس از رحلت خدیجه علیها السلام و فوت سکران و قبل از ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله با عایشه، حضرت با وی ازدواج کرد ولی فرزندی به دنیا نیاورد.از ابن عباس روایت شده که سوده می ترسید رسول خدا صلی الله علیه و آله او را طلاق دهد، از این رو عرض کرد: مرا طلاق ندهید و نوبت مرا برای عایشه قرار دهید، می خواهم روز قیامت در زمره همسرانتان محشور شوم، و رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین کرد.این آیه شریفه درباره او نازل شد: «و ان امرأه خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحا بینهما صلحا…»
سوده دارای اخلاقی ستوده بود، عایشه از وی تعریف کرده و گفته است: کسی نزد من محبوبتر از سوده نبود.
ابن سیرین در روایتی می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله برای حجه الوداع همه همسران خویش را برد، و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله زنان آن حضرت حج به جای آوردند، اما سوده به حج نرفت و می گفت: حج من این است که از خانه بیرون نروم.این خصلت سوده بیانگر نهایت اطاعت و عفت اوست.
حره، (محدث، متوفی قرن ۱ ه) دختر حلیمه سعدیه، خواهر رضاعی رسول الله صلی الله علیه و آله، یکی از بانوان عالم، مؤمن و معتقد به ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام که با سخن و زبان خویش جهاد کرد و در برابر سلطان جائری همچون حجاج بن یوسف، کلمه حق را ادا نمود.
وی در حضور حجاج بن یوسف، برابرش ایستاد.حجاج گفت: تو حره دختر حلیمه سعدیه هستی؟
حره جواب داد: از فرد بی ایمانی، فراست و هوشیاری ظاهر شده (که مرا شناخته است) .حجاج گفت: خدا تو را به اینجا آورد، می گویند که تو قائل به برتری علی بر ابوبکر و عمر و عثمان هستی؟
حره گفت: آن که گفته من او را تنها بر اینها برتری می دهم، دروغ گفته است.
حجاج گفت: مگر از غیر اینها هم او را برتر می دانی؟
حره گفت: او را بر آدم و نوح و لوط و ابراهیم و داود و سلیمان و عیسی برتری می دهم.
حجاج گفت: وای بر تو، او را بر صحابه برتری دادی، و هفت پیامبر اولی العزم را هم اضافه کردی؟ اگر بر گفته خود دلیل نیاوری، گردنت را می زنم.
حره گفت: من او را برتر نمی دانم، بلکه خداوند عز و جل او را در قرآن فضیلت داده است .
او سپس شواهد و آیات قرآنی خود را در این باره بیان کرد و حجاج را به تعجب و تحسین واداشت .
صفیه، دختر عبد المطلب، (محدث، متوفی ۲۰ ه) مادرش هاله دختر وهیب است.او در اوائل دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله اسلام آورد و با رسول الله صلی الله علیه و آله بیعت نمود و به مدینه هجرت کرد.از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده و در جنگهای احد و خندق و خیبر شرکت داشت.وی زنی صبور و بسیار شجاع بود و در شهادت برادرش حمزه صبر و پایداری زیاد از خود نشان داد.وی از شاعران بسیار خوب عرب بود و در مصیبت از دست دادن پدرش عبد المطلب و برادرش حمزه و رسول خدا صلی الله علیه و آله اشعار خوبی سروده است.
شیخ صدوق به اسناد خود از فاطمه بنت الحسین از اسماء بنت ابی بکر از صفیه بنت عبد المطلب روایت می کند که فرمود: «لما سقط الحسین من بطن امه و کنت ولیتها قال النبی صلی الله علیه و آله یا عمه هلمی الی ابنی.فقلت: یا رسول الله انا لم ننظفه بعد، فقال: یا عمه انت تنظفینه؟ ان الله تبارک و تعالی قد نظفه و طهره» .
همچنین با همین سند از صفیه بنت عبد المطلب آورده است که فرمود: «لما سقط الحسین من بطن امه فدفعته الی النبی صلی الله علیه و آله فوضع النبی صلی الله علیه و آله لسانه فی فیه (فمه) و اقبل الحسین علی لسان رسول الله صلی الله علیه و آله یمصه، قالت: فما کنت احسب رسول الله صلی الله علیه و آله یغذوه الا لبنا او عسلا قال: فبال الحسین علیه فقبل النبی (ص) بین عینیه ثم دفعه الی و هو یبکی و یقول: لعن الله قوما هم قاتلوک یا بنی، یقولها ثلاثا.قالت: فقلت: فداک ابی و امی و من یقتله؟ قال: بقیه (تقتله) الفئه الباغیه من بنی امیه لعنهم الله.»
هنگامی که حسین علیه السلام به دنیا آمد، او را به پیامبر صلی الله علیه و آله دادم، آن حضرت زبانش را در دهان حسین گذاشت و حسین زبان رسول خدا را می مکید.صفیه گوید: گمان نمی کردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله به جز شیر یا عسل چیزی به او بدهد.نوزاد را در آغوش پیامبر بود که لباس او را خیس کرد [ولی ] پیامبر صلی الله علیه و آله میان دو چشم حسین را بوسید، سپس او را به من داد ولی بسیار محزون و گریه می کرد و می فرمود: پسرم، خدا لعنت کند قومی را که قاتل تو هستند و سه بار تکرار فرمود.صفیه گوید: گفتم : پدر و مادرم فدایت، چه کسانی او را می کشند؟ فرمود: گروه سرکش از بنی امیه، که خدا لعنتشان کند.
ابن سعد به سند خود نقل می کند: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای جنگ با دشمنان از مدینه خارج شد، همسرانش و زنان را در حصار حسان بن ثابت گذاشت.مردی یهودی (جاسوسی) به طرف حصار آنها آمد.صفیه به حسان گفت: این یهودی را بکش.گویا حسان می ترسید، صفیه عمودی (میله آهنی) گرفت و از حصار پایین آمد، در آهسته آهسته باز شد و به مرد یهودی حمله کرد و او را با عمود به قتل رساند.صفیه در جاهلیت با حارث بن حرب ازدواج کرد و بعد از وی به عقد عوام بن خویلد (برادر خدیجه علیه السلام) در آمد و زبیر و سائب و عبد الکعبه را به دنیا آورد.اعیان الشیعه می نویسد: صفیه ادیب، عاقل و شاعر فصیح بود.او در ۷۳ سالگی از دنیا رفت و در بقیع مدفون شد.
فاطمه، دختر اسد بن هاشم، (محدث، متوفی قرن ۱ ه) مادرش فاطمه بنت هرم بن رواحه است.وی نخستین زنی است که پس از حضرت خدیجه علیها السلام مسلمان شد و اولین بانویی است که با پای پیاده هجرت کرد و در مدینه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد.تنها کسی است که دیوار کعبه برایش شکافته شد و در خانه خدا وضع حمل کرد.فاطمه بنت اسد اولین زن هاشمی است که فرزند هاشمی به دنیا آورد.فاطمه بنت اسد دارای فضیلتها وصفات بی شماری است: او مادر علی علیه السلام، بلکه مادر همه ائمه علیه السلام است.در حق پیامبر صلی الله علیه و آله مادری کرد و آن حضرت را بر فرزندان خود مقدم داشت.آنگاه که خدیجه علیها السلام از دنیا رفت و فاطمه زهرا علیها السلام خردسال بود فاطمه بنت اسد برای زهرا علیها السلام نیز مادری کرد.
مرحوم کلینی حدیثی به اسناد خویش از مفضل بن عمر نقل می کند که گفت: از ابا عبد الله علیه السلام شنیدم که فرمود: وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله متولد شد، سفیدی مملکت فارس و کاخهای شام برای آمنه (مادرش) نمایان شد.فاطمه بنت اسد، خندان نزد ابو طالب رفت و آنچه را آمنه گفت بود به او خبر داد.ابو طالب گفت: تعجب کردی؟ تو نیز وصی و وزیر او را حامله خواهی شد و به دنیا می آوری.این حدیث علاوه بر فضیلت فاطمه بنت اسد، دلیل روشنی بر علم و ایمان ابو طالب به پیامبر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و وصی آن حضرت (امیر المؤمنین) است.پس اینکه برخی گفته اند ابو طالب ایمان نیاورد و مشرک از دنیا رفت، کلامی ناصواب و بیهوده است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله، به دیدن فاطمه مادر علی علیه السلام می رفت و در خانه اش استراحت و او را بسیار احترام و تعظیم می نمود.جبرئیل علیه السلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر داد که فاطمه بنت اسد اهل بهشت است.
کلینی و ابن اثیر و طبرانی ضمن نقل خبری روایت کرده اند که پس از غسل فاطمه بنت اسد، رسول خدا صلی الله علیه و آله پیراهن زیرین خویش را داد تا او را کفن کنند، سپس جنازه را بر دوش گذاشت تا به قبر رسید، پیامبر صلی الله علیه و آله در قبر فاطمه دراز کشید و پس از آن جنازه را در قبر گذاشت و فرمود: «لا اله الا الله، اللهم انی استودعها ایاک …» : بار خدایا او را نزد تو امانت گذاشتم» .پس از ختم مراسم دفن او پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیده شد: نماز و احترامی به کار بردید که برای کسی تاکنون نکردید؟ حضرت فرمود: امروز مهربانی ابو طالب را از دست دادم، فاطمه اگر چیز خوبی نزدش بود مرا بر خود و فرزندانش مقدم می داشت.من از روز قیامت یاد کردم و گفتم: مردم برهنه محشور شوند .او گفت: ای وای از این رسوایی.من ضامن شدم که خدا او را با لباس محشور کند، و از فشار قبر یادآور شدم، او گفت: ای وای از ناتوانی.من ضمانتش کردم که خدا او را کفایت کند.از این جهت او را در پیراهنم کفن کردم و در قبرش خوابیدم و سر به گوشش گذاردم و آنچه از او می پرسیدند تلقینش کردم.چون از او درباره پروردگارش پرسیدند پاسخ داد، و چون از پیامبرش پرسیدند، جواب گفت، لکن چون از ولی و امامش سؤال کردند، زبانش به لکنت افتاد، من گفتم : پسرت، پسرت.
فاطمه همسر ابو طالب و پسرانش، طالب، عقیل، جعفر و علی علیه السلام، و دخترانش، جمانه، ام هانی و ریطه می باشند.فاطمه بنت اسد در مدینه در سال چهارم هجری از دنیا رفت و در بقیع مدفون گشت.
امامه، (محدث، متوفی قرن ۱ ه) دختر ابی العاص، مادرش زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و از زنان محدث است.ابن عبد البر و ابن اثیر او را از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله برشمرده اند.آیت الله خویی در رجال خود امامه را در زمره نساء حدیث شمرده و گفته است او از علی علیه السلام روایت نموده است.
کلینی به سند خود از ابو بصیر از فاطمه بنت علی از امامه روایت می کند که گفت: علی علیه السلام در ماه رمضان نزد من آمد، برای شام خرما و قارچ آوردم و آن حضرت خورد.که او قارچ دوست می داشت.
امامه در زمان رسالت رسول خدا به دنیا آمد.آن حضرت امامه را بسیار دوست داشت تا حدی که در نماز هم او را برگردن حمل می کرد و در رکوع و سجود او را به زمین می گذاشت وی نوه پیامبر صلی الله علیه و آله و خواهر زاده فاطمه علیها السلام است.فاطمه علیها السلام به امامه علاقه خاصی داشت و هنگام رحلت، به امیر المؤمنین علیه السلام سفارش نمود که بعد از وی با دختر خواهرش، امامه ازدواج کند، زیرا او برای اولاد آن حضرت، مثل مادر بود.امامه پس از شهادت امیر المؤمنین علیه السلام، مطابق فرمایش آن حضرت، با نوفل بن حارث ازدواج نمود.
اسماء دختر عمیس، (محدث، متوفی قرن ۱ ه) اسماء از زنان بزرگوار و ساجده تشیع است که در ولای اهل بیت علیهم السلام می درخشد، در ایمان به اسلام از پیشگامان است و قبل از اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله در مکه به دار ارقم داخل شود، با آن حضرت بیعت کرد .
از هنگامی که به مدینه آمد، روز و شب برای فاطمه علیها السلام چون مادری مهربان بود، بطوری که آن حضرت وصیت هایش را به او فرمود.اسماء بنا به خواسته آن حضرت، یک عماری (تابوت) ساخت تا حجم بدن مبارکش وقت تشییع پیدا نباشد.بنابر وصیت فاطمه علیها السلام در شستن بدن مطهر آن حضرت، به علی علیه السلام کمک کرد اسماء از شاهدان قضیه فدک است، اما ابوبکر شهادت او را نپذیرفت.وی از تکذیب کنندگان حدیث مجعول «نحن معاشر الانبیاء لا نورث، ما ترکناه صدقه» است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اسماء و خواهرانش فرمود: خواهران مؤمن میمونه (همسر پیامبر)، ام الفضل (همسر عباس بن عبد المطلب) و اسماء بنت عمیس هستند.عبد الله بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل کرده است: نجابت محمد بن ابی بکر از طرف مادرش اسماء بنت عمیس است.
وی با جعفر طیار ازدواج و با او به حبشه مهاجرت کرد و همه فرزندان آنها در حبشه به دنیا آمدند.در روز فتح خیبر (سال ۶ هجری) به همراه جعفر وارد مدینه شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «نمی دانم از کدام واقعه مسرور شوم، از آمدن جعفر یا فتح خیبر» .
اسماء پس از شهادت جعفر، با ابوبکر و پس از مرگ او با علی علیه السلام ازدواج کرد و یحیی به دنیا آمد.
شیخ طوسی، اسماء را از اصحاب و راویان رسول الله صلی الله علیه و آله می داند و زرکلی صاحب اعلام درباره اش می نویسد: از اصحاب رسول الله است و شأن و مقام بالایی داشته است .
او از رسول الله صلی الله علیه و آله و فاطمه علیها السلام روایت کرده و علی بن الحسین علیه السلام، عبد الله بن جعفر (پسرش)، قاسم بن محمد بن ابی بکر، ام عون بنت محمد بن جعفر، سعید بن مسیب، عبید بن رفاعه، ابو برده بن ابی موسی، فاطمه دختر امام علی علیه السلام، عبد الله بن عباس، عبد الله بن شداد، ابو زید مدنی عمر بن خطاب، عروه بن زبیر، ابو موسی اشعری، عون بن جعفر (پسرش)، و دیگران از او روایت کرده اند.
حضرت امام رضا علیه السلام نیز از پدرانش از علی بن الحسین علیه السلام از اسماء بنت عمیس روایت می کند.
طبرانی به سند خود از فاطمه دختر امام حسین علیه السلام از اسماء بنت عمیس روایت کرده است که گفت: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی علیه السلام: انت منی بمنزله هارون من موسی غیر انه لا نبی بعدی» .
طبرانی ۴۱ حدیث از راویان مختلف از اسماء بنت عمیس روایت کرده است.بخاری نیز در صحیح خود از او روایت دارد.
ام البنین، (محدث، متوفی سال ۷۰ ه) (فاطمه کلابیه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداکار بود.روایت است که امیر المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می دانست و از احوال خانوادگی آنها آگاه بود فرمود : می خواهم زنی برایم خواستگاری نمایی که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعی برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را به ایشان معرفی نمود و گفت: در بین عرب خاندانی شجاعتر از خانواده وی سراغ ندارم.این مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربیت کرد که همه شیفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسین علیه السلام بودند و در رکاب آن حضرت شهید شدند.
ام البنین در واقعه کربلا حضور نداشت، هنگامی که بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وی دهد ام البنین گفت: رگ قلبم راپاره کردی بچه هایم و آنچه زیر آسمان است فدای ابا عبد الله علیه السلام، از حسین برایم بگو .
ام البنین برای عزاداری هر روز همراه نوه اش عبید الله (فرزند عباس علیه السلام) به بقیع می رفت و نوحه می خواند و می گریست و این اشعار را زمزمه می کرد:
یا من رأی العباس کر
علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر
کل لیث ذی لبد
أنبئت أن ابنی أصیب
برأسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی امال
برأسه ضرب العمد
لو کان سیف فی ید (یدی)
لما دنا منه احد
ای آن که عباس را دیدی، که بر گروه بیچارگان حمله می کرد،
و دنبال او از فرزندان حیدر (علی علیه السلام) جنگاورانی بودند، که هر یک یال و کوپالی داشتند، خبردار شدم که بر سر پسرم آسیب وارد شد، در آن حال که دستش قطع بود،
وای بر من که ضربه عمود سرش را خم کرد،
(عباسم) اگر شمشیرت در دستت بود، هرگز کسی به تو نزدیک نمی شد.
مروان بن حکم با تمام دشمنی اش نسبت به خاندان بنی هاشم با دیگر مردم، با این نوحه سرایی ام البنین دور او جمع می شدند و می گریستند.
ام هانی، (محدث، متوفی قرن ۱ ه) دختر ابو طالب، نام او را فاخته و یا هند هم گفته اند .شیخ کلینی به سند خویش از ابو بصیر از یکی از دو امام باقر و یا صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: (پس از اسلام آوردن ام هانی و فرار هبیره) رسول خدا صلی الله علیه و آله از ام هانی خواستگاری فرمود، وی گفت: من زن مصیبت دیده ای هستم و چند فرزند دارم می ترسم که نتوانم حق شما را ادا کنم.حضرت فرمود: هیچ زنی در سوارکاری و مهربانی با اطفال و مدارا و رعایت حال اقتصادی همسر، به زنان قریش نمی رسد.
عبد الرحمن بن ابی لیلی به چند طریق از ام هانی روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله روز فتح مکه به خانه او وارد شد و هشت رکعت نماز گزارد.ابن سعد به سند خود از ابی صالح از ام هانی روایت می کند که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله از من خواستگاری کرد و من عذر خواستم، و این آیه نازل شد «یا أیها النبی انا أحللنا لک أزواجک اللاتی اجورهن و ما ملکت یمینک مما افاء الله علیک و…» .
ام هانی از راویان حدیث الثقلین است.او حدیث غدیر را نیز روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه…» .طبرانی نزدیک به ۱۰۹ حدیث از ام هانی نقل کرده است که بیشتر درباره نماز و روزه است.وی خواهر امام علی علیه السلام و مادر طالب و عقیل و جعفر و جمانه است.
ام کلثوم، (محدث، متوفی قرن ۱ ه) دختر علی بن ابی طالب علیه السلام، از زنان محدث عالم پرهیزکار و از اصحاب بود.وی بسیار نوجوان بود که عمر بن خطاب وی را خواستگاری کرد، علی علیه السلام فرمود: «او بچه سال است.» عمر مجددا خواستگاری کرد و حضرت چون راضی به این ازدواج نبود پاسخهای مختلف داد.سرانجام عمر، عباس (عموی پیامبر) را خواست و تهدید کرد و حضرت به ناچار پذیرفت.
عمر، ام کلثوم را با چهل هزار درهم مهریه به عقد خود در آورد.از عمر پرسیدند: چرا با ام کلثوم ازدواج کردی؟ گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: هر نسب و فامیلی و سببی روز قیامت قطع می شود، جز نسب و سبب با من.خواستم با او پیوند و نسبت داشته باشم.
البته در صحت سلسله سند و متن این حدیث تردید است.
هنگامی که حضرت زهرا علیها السلام، دار فانی را وداع گفت، ام کلثوم که پنج سال بیش نداشت برقعی به صورت انداخت و چادری بلند بر سر کرد و با آه و ناله گفت: «یا ابتاه یا رسول الله الان حقا فقدناک فقدا لا لقاء بعده ابدا.»
پس از شهادت امیر المؤمنین علیه السلام ام کلثوم با چشمی گریان، خطاب به ابن ملجم گفت : وای بر تو، بر پدرم افسوس و اندوهی نیست.اما خداوند تو را در دنیا و آخرت خوار کرد .جایگاه تو جهنم است و تا ابد در آن خواهی ماند.
ابن عبد البر، ابن اثیر و ابن حجر وی را در زمره صحابیات رسول خدا ذکر کرده اند و ابن سعد ام کلثوم را ذیل نام کسانی ذکر کرده که از غیر رسول الله روایت کرده اند.علامه مامقانی می نویسد: «هی جلیله القدر فهیمه بلیغه، و انی اعتبرها من الثقات» .عمر رضا کحاله می گوید : از برترین بانوان زمان خویش بود.
زینب کبری، (محدث، متوفی قرن ۱ ه) دختر امیر المؤمنین علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام.فضیلتهای بانو زینب علیها السلام مشهور تر از آن است که نیازی به ذکر آن باشد.نام مبارکش به وسیله جبرئیل علیه السلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه شد و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: حاضران و غایبان را وصیت می کنم که حرمت این دختر را پاس دارید، که او مانند خدیجه کبری علیها السلام است.تمام فصحا و بلغا به فصاحت و بلاغت این بانو اعتراف دارند.هرگاه لب به سخن می گشود گویا علی علیه السلام سخن می گفت .امام سجاد علیه السلام به ایشان می فرمود: یا عمه انت بحمد الله عالمه غیر معلمه فهمه غیر مفهمه.محبت و علاقه زینب نسبت به برادر عزیزش امام حسین علیه السلام، چنان بود که روزی را بدون دیدار آن حضرت سر نمی کرد.در ایمان و فداکاری در راه دین و جهاد چنان شوقی داشت که با تمام وجود در کنار امام و پیشوایش بود و پسرانش را در راه دین اهدا نمود .در عبادت، زهد، تقوا، جود و سخاوت سر آمد زنان زمان خویش بود.از مال و زینت و آسایش منزل همسرش چشم پوشید و برای انجام وظیفه، به همراه برادر رهسپار شد.
سخنان زینب علیها السلام پس از شهادت سالار شهیدان، و خطبه های آن حضرت در بازار کوفه و در پیش ابن زیاد و دربار یزید، چنان قوی و تکان دهنده بود که همگان را به حیرت واداشت و مسلمانان را از خواب غفلت بیداری کرد.وی رسالت خویش را که زنده کردن دین جدش بود به نیکی انجام داد.
زینب علیها السلام در خضوع، خشوع، عبادت و بندگی، وارث مادر گرامی و پدر بزرگوارش بود .اکثر شبها را به تهجد صبح می کرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود، حتی شب یازدهم محرم با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن مصیبتها، به عبادت مشغول شد، چنانکه حضرت سجاد علیه السلام می فرماید: در آن شب دیدم عمه ام در جامه نماز، نشسته مشغول عبادت است.
ابن اثیر نیز نام زینب علیه السلام را در زمره اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله ذکر کرده، می نویسد: «کانت زینب امرأه عاقله لبیبه جزله.»
آیت الله خویی می فرماید: زینب شریک و همراه برادرش حسین علیه السلام در دفاع از اسلام و جهاد در راه خدا و دفاع از دین (شریعت) جدش، سید المرسلین صلی الله علیه و آله بود .در فصاحت چنان بود که گویا از زبان پدرش سخن می گوید.در ثبات و پایداری چون پدرش بود .نزد ظالمان و جائران خضوع نمی کرد و از کسی جز خدای سبحان نمی ترسید.حق می گفت و راستگو بود.علامه مامقانی او را از نساء حدیث بر شمرده و می نویسد: زینب! کیست زینب؟ تو چه دانی که کیست زینب؟ او بانوی بنی هاشم است که در صفات ستوده برترین است و کسی جز مادرش بر او افتخار و تفخر ندارد.
در حیات پیامبر صلی الله علیه و آله به دنیا آمد.کنیه اش، ام کلثوم، ام عبد الله و ام الحسن است، برای او کنیه های مخصوصی مانند: ام المصائب، ام الرزایا، ام النوائب و.. .ذکر کرده اند.پدر گرامی اش او را به ازدواج برادرزاده خویش عبد الله بن جعفر در آورد که علی، عون، اکبر، عباس، محمد و ام کلثوم ثمره این پیوند مبارک اند.
فاطمه، فاطمه صغری دختر علی بن ابی طالب علیه السلام، (محدث، متوفی ۱۱۷ ه) مادرش ام ولد است.از زنان محدث است.شیخ صدوق به سند خود از حارث بن کعب از فاطمه بنت علی صلوات الله علیهما نقل می کند که فرمود: آنگاه که یزید دستور داد زنان امام حسین علیه السلام را با امام علی بن الحسین علیه السلام زندانی کنند، چیزی نداشتند که از گرما و سرما خود را بپوشانند، تا اینکه پوست صورتهایشان کنده شد.در این زمان بود که هر سنگی که در بیت المقدس از زمین بلند می کردند زیر آن خون تازه بود.مردم نور خورشید را بر دیوارها سرخ رنگ می دیدند.تا اینکه علی بن حسین علیه السلام با زنان از آنجا خارج شدند و با احترام خاصی به مدینه باز گرداند.وی نیز در تمام این واقعه بزرگ همراه یاور اسیران و طفلان بوده است.
برقی او را از راویان امام حسن علیه السلام شمرده است.وی از علی بن ابی طالب علیه السلام (پدرش)، اسماء بنت عمیس، محمد بن حنفیه (برادرش)، و امامه بنت ابی العاص روایت می کند .
بنا بر قول طبری، فاطمه دخترم علی علیه السلام در سال ۱۱۷ قمری فوت نمود.
فاطمه، دختر امام حسن علیه السلام (متوفی قرن ۱ ه) و همسر امام سجاد علیه السلام و مادر امام محمد باقر علیه السلام و برادرانش حسن و حسین و عبد الله باهر است.فاطمه یکی از بانوان علوی، هاشمی از شجره طیبه رسالت و با شرافت و حیا و عفت و صاحب کراماتی است امام باقر علیه السلام درباره اش فرمود: «کانت امی قاعده عند جدار فتصدع الجدار و سمعنا هده شدیده فقالت بیدها: لا و حق المصطفی ما أذن الله لک فی السقوط، فبقی معلقا فی الجو حتی جازنه، فتصدق ابی عنها بمائه دینار.»
مادرم در کنار دیواری نشسته بود، صدای شدیدی از دیوار به گوش رسید و می خواست فرو ریزد .در آن هنگام مادرم با دستش اشاره کرد و گفت: نه، به حق پیامبر (فرو مریز)، خداوند به تو اجازه نمی دهد که فرو ریزی.و دیوار در هوا معلق ماند تا او کنار رفت.پدرم برای او صد دینار صدقه داد.
امام صادق علیه السلام درباره اش فرمود: «کانت صدیقه لم تدرک فی آل الحسن امراه مثلها» بانویی راستگو و درستکار بود، زنی همپایه او در خاندان امام حسن علیه السلام نبوده است .
فاطمه شاهد همه ظلمها و مصیبتهای وارد شده بر اهل بیت بود و با صبر و بردباری، بیماری و شکنجه های همسرش، شهادت عزیزان و اسارت زنها و بچه ها و حقارتها و توهینها را ضمن حفظ حجاب متحمل شد.
وی به همراه همسرش امام زین العابدین علیه السلام و فرزندش محمد باقر علیه السلام همراه عموی بزرگوارش امام حسین علیه السلام رهسپار کربلا شد و پس از آن در سلک اسیران به شام رفت و درکلیه مصائب با سایر اهل بیت علیه السلام سهیم بود.
لیلی ثقفیه، لیلی دختر عروه بن مسعود ثقفی (محدث، متوفی قرن ۱ ه) مادرش میمونه دختر ابو سفیان و همسر امام حسین علیه السلام و مادر فرزند آن حضرت، علی اکبر، اولین شهید آل ابو طالب در واقعه کربلاست.وی در برخی کتب به نام ام لیلی معرفی شده است.
لیلی بانویی محدث پرهیزگار جلیل القدر و عظیم المنزله بود.با اینکه جد مادریش ابو سفیان بود، اما او زنی بسیار مؤمن و پرهیزگار بود و سعادت همسری امام حسین علیه السلام را یافت. (۴)
شهربانو، (محدث، متوفی سال ۳۸ ه) شهربانو دختر (یا نواده) یزدگرد فرزند شهریار فرزند شیرویه پسر خسرو پرویز، و مادر امام علی بن الحسین علیه السلام، نام او را سلامه، جهان شاه، شاه زنان، سلافه، غزاله نیز ذکر کرده اند.شهربانو، از بانوان محدث، بسیار نیکوکار، عابد، صالح و متقی بود که شرف و افتخار همسری سید الشهداء، امام حسین علیه السلام و مادری امام زین العابدین علیه السلام را یافت.وی نزد خداوند متعال چنان مقام والا و شامخی داشت که از دربار سلطنت مجوس و دور از تربیت اسلامی و داشتن هادی و راهنمایی به اسلام تمایل داشت و وارد مهد اسلام و خاندان طهارت و عصمت گردید.وی در پی شکست سپاه فارس از مسلمانان، اسیر شد سپس به ازدواج حسین بن علی علیه السلام در آمد و امام علی بن الحسین علیه السلام را به دنیا آورد.شیخ کلینی خبری از عمرو بن شمر از امام باقر علیه السلام نقل می کند که: چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشیزگان مدینه برای تماشای او سر می کشیدند و هنگامی که وارد مسجد شد، مسجد پر از نور شد.عمر به او نگریست .دختر روی خود را پوشاند و گفت: اف بیروج بادا هرمز (۵).عمر گفت به من ناسزا می گوید؟ امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «او با خود بود و تو حقی بر او نداری، به او اختیار بده که خودش مردی را انتخاب نماید (و هر که را انتخاب کرد، او را سهم غنیمت آن مرد قرار ده» .دختر، حسین علیه السلام را انتخاب نمود.امیر المؤمنین به او فرمود: نامت چیست؟ گفت: جهان شاه، حضرت فرمود: بلکه شهربانویه باشد.سپس به حسین فرمود: ای ابا عبد الله، این دختربهترین شخص روی زمین را برای تو به دنیا خواهد آورد.شهربانو پس از ولادت امام زین العابدین رحلت کرد و در مدینه مدفون شد.
رباب، همسر امام حسین علیه السلام، (محدث، متوفی سال ۶۲ ه) دختر امری القیس و مادرش میسور دختر عمرو و فرزندانش سکینه و عبد الله است.وی همراه امام حسین علیه السلام و سایر خانواده و نزدیکان آن حضرت راهی کربلا شد و پس از آن واقعه جانگداز، به عنوان اسیر همراه سایر بانوان و طفلان آل رسول الله صلی الله علیه و آله، به کوفه و شام برده شد و پس از آن به مدینه بازگردانده شد و در آنجا اقامت گزید.گرچه پس از اتمام عده اش، افرادی از اشراف و بزرگان از او خواستگاری کردند، اما رباب نپذیرفت و گفت: هرگز پس از فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله، همسری نمی گزینم.رباب از بهترین و برترین زنان زمان خویش بود.وی پس از تحمل آن همه مشقت سفر، اسارت و خواری در کوفه و شام را تحمل نمود تا به مدینه باز گردانده شد، در مدینه شب و روز بر شهادت حسین علیه السلام گریه می کرد، و در سوگ آن حضرت شعر می سرود.مرحوم کلینی نیز خبر عزاداری رباب را ذکر کرده است و از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: هنگامی که حسین علیه السلام شهید شد، همسر کلبی آن حضرت (رباب دختر امری ء القیس کلبی) برایش سوگواری بر پا کرد و گریست و زنان و خدمتگزاران او گریه کردند تا اشک چشمشان خشک شد و از بین رفت.
علامه مامقانی او را در زمره زنان راوی نام برده، می نویسد: «یعتمد علی روایاتها غایه الاعتماد» .عمر رضا کحاله می گوید: از شاعران عرب و از برترین و برگزیده ترین زنان زمان خویش بود.
رباب در رثای شهادت همسرش ابا عبد الله الحسین علیه السلام اشعاری سروده است از جمله :
ان الذی کان نورا یستضاء به
بکربلاء قتیل غیر مدفون
سبط النبی جزا ا؟ : صالحه
عنا، و جنبت خسران الموازین
قد کنت لی جبلا صعبا ألوذ به
و کنت تصحبنا بالرحم و الدین
من للیتامی و من للسائلین و من
یغنی و یأوی الیه کل مسکین
وا: لا أبتغی صهرا بصهرکم
حتی أغیب بین الرمل و الطین
فاطمه، دختر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام، (محدث، متوفی قرن ۲ ه) مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبید الله و کنیه اش ام عبد الله و لقبش فاطمه صغری و فاطمه نبویه است .وی بانویی امین، محدث، عالم خطیب و بسیار عابد و پرهیزگار بود.ابن سعد در خبری که از راویان فاطمه نقل کرده است، می نویسد: با دانه هایی که در رشته ای جمع آوری شده بود تسبیح خدا می گفت.از خواهرش سکینه بزرگتر بود و از همه افراد به حضرت زهرا علیها السلام شبیه تر بود.
بزرگان اهل سنت همچون ابو داود، ترمذی و ابن ماجه در کتابهای سنن خود و نسائی در کتاب خصائص علی علیه السلام و مسند علی، از فاطمه بنت حسین روایت نقل کرده اند.
فاطمه در کربلا شاهد شهادت پدر و برادران و بستگانش بود و همه ظلمها و ستمهایی را که بر آل رسول صلی الله علیه و آله رفت نظاره کرد و به عمه اش زینب علیها السلام پناه برد .مصیبت بزرگی که بر وی و خانواده اش وارد شده بود، حالتی بالاتر از گریه برایش به وجود آورده بود، دیگر اشکهایش خشک شده و صدایش گرفته بود.همراه سایر بانوان و بازماندگان آل پیامبر صلی الله علیه و آله به اسارت به کوفه برده شد.استقبال مردان و زنان کوفه از کاروان اسرا بر حزن و اندوه او و خانواده اش افزود، سرانجام پس از خطبه عمه اش زینب علیها السلام، به سخنرانی پرداخت.فاطمه، با عزم و ایمان و ثبات و یقین برای مردم کوفه سخنرانی کرد و پرده از اعمال زشت امویان برداشت و اهل مجلس را به گریه انداخت، بطوری که گفتند: ای دختر پاکان! قلبهای ما را پاره پاره کردی و جگرهایمان را آتش زدی.
کلینی به سند خود از ابو جارود از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود: «لما حضر الحسین علیه السلام ما حضره، دفع وصیته الی ابنته فاطمه ظاهره فی کتاب مدرج فلما أن کان من أمر الحسین علیه السلام ما کان، دفعت ذلک الی علی بن الحسین علیه السلام. ..»
آنگاه که زمان شهادت حسین علیه السلام فرا رسید، وصیتی مکتوب را آشکارا به دخترش فاطمه داد.چون آن حضرت به شهادت رسید، فاطمه آن وصیت را به علی بن الحسین علیه السلام داد .
شیخ صدوق به اسناد خویش از محمد بن سنان از ابوجارود از عبد الله بن الحسن از مادرش فاطمه بنت حسین علیه السلام روایت می کند که گفت: غارتگران به خیمه ما هجوم آوردند، من دختر بچه ای بودم و یک خلخال طلا به پا داشتم.مردی گریه می کرد و خلخال از پایم در آورد.گفتم: ای دشمن خدا چرا دیگر گریه می کنی؟ گفت: چرا گریه نکنم که دختر رسول خدا را غارت می کنم.گفتم: پس غارت نکن.گفت: می ترسم اگر من غارت نکنم دیگری بیاید و بگیرد .فاطمه می گوید: همه چیز را به غارت بردند، حتی پارچه های سرمان را بردند.
او همسر حسن بن حسن بن علی علیه السلام (حسن مثنی) و مادر، عبد الله و ابراهیم و حسن وزینب است.پس از رحلت همسرش (حسن) مدت یک سال در کنار قبر وی خیمه زد و در آن ساکن شد .فاطمه قصد ازدواج نداشت ولی پس از مدتی به اصرار عبد الله بن عمرو بن عثمان و به سفارش همسرش (حسن)، با عبد الله ازدواج کرد و قاسم و محمد و رقیه فرزندان عبد الله بن عمرو را به دنیا آورد.و در سن هفتاد سالگی رحلت نمود.گفته شده است: سیده فاطمه نبویه دختر امام حسین علیه السلام در مصر مدفون است.
سکینه، (محدث، ادیب، متوفی قرن ۱ ه) دختر حسین بن علی بن ابی طالب علیهما السلام، مادرش رباب دختر امری القیس است.نامهای دیگرش: امینه، امیمه و آمنه است و به سکینه مشهور است .بانویی فصیح و بلیغ و از بهترین شعرای زمان خویش به شمار می آمد و مقامی رفیع داشت.
ابو الفرج اصفهانی گفتار و اشعار وی را در کتابش آورده است، و از جمله می نویسد:
جمعی از اهل کوفه نزد سکینه علیه السلام رفتند و او را سلام و تسلی دادند.سکینه به آنها فرمود: خدا می داند که چقدر نسبت به شما خشمناکم، جدم، علی علیه السلام را شهید کردید و مصعب همسرم را به قتل رساندید.در کودکی مرا یتیم کردید و در بزرگی خانه نشینم ساختید، اینک با چه رویی به ملاقاتم آمده اید؟
سهل بن سعد از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند: هنگامی که وارد دمشق شدم و از ورود آل رسول الله صلی الله علیه و آله با خبر گشتم نزدیک ایشان رفتم تا شاید خواسته ایشان بر آورده سازم، از دختری پرسیدم کیستی؟ گفت: سکینه دختر حسین، سؤال کردم، آیا چیزی نمی خواهی؟ من سهل بن سعدم، جدت را دیده و حدیثش را شنیده ام.سکینه گفت: ای
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری