خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
02ساعت
37دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) شامل 86 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) :

شعر و ادب در دوره غزنوی

سلطان محمود غزنوی به دلیل سنی گری شدید و متعصبانه خود، همواره مورد طعن بوده است.او نه تنها بر ضد شیعه و معتزله و اسماعیلیه سخت می گرفت که در دایره خود تسنن نیز از فرقه ای در برابر فرقه دیگر حمایت می کرد و جنگ هفتاد و دو ملت را در گستره بیش تری دامن می زد .همچنین وی به دلیل آتش زدن کتاب ها در ری مورد طعن قرار گرفته است.او همچنین به خاطر آزار و اذیت مخالفان دینی خود، از سوی مورخان سنی مذهب مورد تأیید و از سوی مخالفانش مورد نکوهش قرار گرفته است.فرار ابن سینا از دست وی، یکی از نشانه های سخت گیری وی بر فیلسوفان و عالمان است، چنان که سخت گرفتن او بر ابو ریحان دلیل دیگری از این برخوردهای ناشایست اوست.

به هر روی تصور بر این است که محمود غزنوی به فرهنگ و ادب توجهی نداشته است.شاهد این بی توجهی، برخورد او با فردوسی است که به آن اشاره خواهیم کرد.این تصور، دست کم به طور کامل نمی تواند درست باشد، زیرا شاعران فراوانی در دربار وی بوده اند که برخی در ادبیات فارسی، جایگاه برجسته ای دارند.عوفی نیز در کتاب لباب الالباب از شعر دوستی و ادب پروری او فراوان گفته است.

می توان گفت که از روی انگیزه دینی، نمی توانسته چندان مدافع این جریان باشد، اما بدان دلیل که وی شاهد عالمان و فرهیختگان و ادیبان در دربار شاهان به ویژه دربار بویهیان ری، زیاریان گرگان و مأمونیان خوارزم بوده است

از این روی به تقلید آنان در پی جذب شاعران و عالمان بر آمده است.به علاوه، بیشتر شاعران، مداح او بوده اند، در این صورت، چرا نبایست آنها را در درگاه خودنگاه دارد؟

دولت غزنوی، وارث تلاش های فراوانی است که در دوره سامانی برای حمایت از علم و فرهنگ صورت گرفت.همین که غزنویان با داشتن خوی بدوی گری توانستند تا حدود زیادی خود را با اوضاع تطبیق دهند، جای خشنودی است.

نوشته اند که وی در دربار خود، یک دیوان ویژه شاعران ایجاد کرده است.همچنین، در سفرهایش، چهار صد شاعر حضور داشتند.به هر روی، تنها شرایط مساعد موجود در درگاه می توانست کسانی مانند عنصری بلخی، فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی را فراهم آورد.

فردوسی شاعر بلند پایه زبان فارسی

سال های پایانی دوره سامانیان و دوره نخست عصر غزنوی، شاهد حضور شاعری برجسته با نام حکیم ابو القاسم حسن فردوسی است.این شاعر، شهرت خویش را مدیون کتاب شاهنامه است که از نظر ادبی و تاریخی در زبان فارسی، اثری منحصر به فرد شناخته می شود.

فردوسی شاعر دوره سامانی است که عمر دراز وی او را به روزگار غزنوی کشاند و به همین دلیل کتابش پس از سالها تلاش، تقدیم به محمود غزنوی شد.

در کنار شرح حال شاهان و سلسله هایی چون طاهری و صفاری و سامانی، یاد از فردوسی که تأثیرش در میان ایرانیان با دوام تر از همه آنان بوده، ضروری می نماید.کتاب بزرگ فردوسی، همیشه مورد توجه مردمان از هر طایفه و طبقه بوده و نه تنها بخشی از تاریخ این کشور را در خود جای داده، بلکه سبب ثبات و پایداری زبان فارسی و حفظ روحیه ملی در این کشور شده است .

محتوای تاریخی شاهنامه شامل سه دوره تاریخی می شود: دوره اساطیری یا عصر پیشدادیان، دوره پهلوانی و حماسی یا عصر کیانیان، دوره تاریخی یا عصر ساسانیان.

منابع شاهنامه

منابع فردوسی درباره دوره های آغازین، بر گرفته از ادبیات عامیانه ای است که نسل به نسل در لا به لای آداب و رسوم محلی بر جای مانده و به دست فردوسی رسیده است.این داستان های عامیانه، به ده ها صورت میان مردم رواج داشته که روایتی از آنها را فردوسی بر گرفته و مجموعه عظیم خود را بر اساس آن تدوین کرده است.

بخشی تاریخی شاهنامه خدای نامک هایی است که از عصر ساسانی بر جای مانده و نوعی وقایع نویسی داستانی از عصر ساسانیان است.بخشی از همین خدای نامک ها را ابن مقفع (م ۱۴۲) تحت عنوان سیر ملوک الفرس به عربی ترجمه کرد.از این قبیل آثار، می توان به کتاب هایی مانند کارنامه اردشیر بابکان، پندنامه بزرگمهر بختگان و کتاب تاج اشاره کرد که مورد استفاده برخی از مؤلفان عرب نیز قرار داشته است.

توجه به این آثار تا قرن سوم در میان ایرانیان چندان جدی نبوده است، اما از اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم، به دنبال توجه به ادبیات فارسی، این آثار مورد بازنویسی قرار گرفت.شاهنامه منظومی را مسعودی مروزی ساخت که به جز چند بیت چیزی از آن بر جای نمانده است.دقیقی نیز هزار بیت در این باره سرود که مورد استفاده فردوسی قرار گرفت.پس از آن شاهنامه منثوری را ابو المؤید بلخی نوشت که تا قرن ششم هجری برقرار بود.

بزرگ ترین کاری که پیش از شاهنامه فردوسی در تدوین کتابچه های پیشین در زمینه تاریخ ایران صورت گرفت، شاهنامه ابو منصوری است.این کتاب زمانی تدوین شد که فردوسی تنها هفده سال داشت.بانی آن کار، یکی از امرای دولت سامانی یعنی ابو منصور محمد بن عبد الرزاق است که سالها امیر شهر طوس بود.یکی دو بار بر سامانیان خروج کرد و به آل بویه پناه برد، اما بار دیگر موقعیت خود را همچنان در طوس حفظ کرد.ابن بابویه، عالم معروف شیعه، در کتاب عیون اخبار الرضا که در آن اخبار زندگی امام رضا علیه السلام را آورده، از این ابو منصور نیز روایاتی نقل کرده است.وی در سال ۳۵۰ در نبرد با ابو الحسن سیمجور کشته شد.

درباره او گفته شده است:

امیر ابو منصور عبد الرزاق مردی بود با فر و خویشکام و با هنر و بزرگ منش اندر کامروایی و با دستگاهی تمام از پادشاهی.و ساز مهتران و اندیشه ای بلند داشت و نژادی بزرگ داشت به گوهر و از تخم اسپهبدان بود.

فردوسی که وی را «دهقان نژاد» خوانده اشاره کرده است که او نوشته هایی که تحت عنوان خدای نامک در دست مردمان بوده از هر سوی گرد آوری کرده است:

ز هر کشوری موبدی سالخورد*بیاورد و این نامه را گرد کرد

این کتاب، مهم ترین منبع فردوسی در تدوین شاهنامه بوده و به احتمال از مآخذ دیگری هم که هنوز پراکنده بوده و تا روزگار او وجود داشته، استفاده کرده است.

فردوسی و سرودن شاهنامه

ابو القاسم فردوسی به سال ۳۲۹ در روستای پاژ از روستاهای طوس به دنیا آمد.این روستا تاکنون بر جای مانده و در پانزده کیلومتری شمال شهر مشهد، مرکز دهستان تبادکان است.از آنجا که شاهنامه ابو منصوری در طوس تدوین شده و کسانی چون دقیقی و اسدی و خود فردوسی در همین دیار به نظم آن همت گماشته اند، چنین بر می آید که توجه به ادبیات پارسی در این دیار ریشه دار بوده است.دقیقی طوسی تنها هزار بیت از بخش گشتاسب نامه را به نظم در آورد که کشته شد.فردوسی این هزار بیت را در آغاز شاهنامه خود قرار داد.

از دوران تحصیل فردوسی و این که چه متونی را فرا گرفته آگاهی در دست نیست، اما روشن است که سراینده چنین متنی، نمی توانسته فارغ از آموزش های دینی و فلسفی رایج روزگارش باشد.

زمانی که وی مصمم شد شاهنامه ابو منصوری را به نظم در آورد، برای یافتن آن تا بخارا رفت، اما نسخه ای از آن را نیافت.پس از آن در طوس، دوستی که فرزند خود ابو منصور بود، اما نسخه ای از آن را در اختیار وی گذاشت.شاید این حکایت اشاره به آن باشد که شاهنامه ابو منصوری چندان هم مورد اعتنا نبوده، و الا چگونه ممکن است که فردوسی مجبور شود تا بخارا برود، اما نسخه ای از آن را به دست نیاورد!

در این باره نیز که از چه زمانی سرودن شاهنامه را آغاز کرده، تاریخ دقیقی در دست نیست .آنچه مسلم است این که متن موجود که حاصل دو تدوین مختلف توسط شاعر است، طی سالهای ۳۷۰ هجری تا سال ۴۰۰ سروده شده است.فردوسی می گوید:

بسی رنج بردم در این سال سی*عجم زنده کردم بدین پارسی

فردوسی در سرودن اشعار، سادگی و بی پیرایگی خاصی را بکار برده و از الفاظو تعبیرهای رایج فارسی و عربی که در روزگار او میان مردم رواج داشته بهره برده است.این سادگی تا به حدی است که بخش بزرگی از شاهنامه را تا امروز، هر فارسی دانی که زبان فارسی را یاد دارد، می تواند بدون مراجعه به کتاب لغت بفهمد.

فردوسی و سلطان محمود غزنوی

فردوسی بیش ترین سالهای زندگی خویش را در دوره سامانیان سپری کرد، اما سامانیان در بخارا بودند و او در طوس.به همین دلیل ارتباط استواری میان آنها نبود و گویا جز یک مورد، نامی از آنها در شاهنامه نیاورده است.سالهای پایانی دوره سامانی، خراسان گرفتار آشوب های چندی بود تا آن که محمود غزنوی به سال ۳۸۷ بر آن تسلط یافت و آرامش برقرار شد.حضور محمود برای فردوسی، نوید امن و امان بود و به همین دلیل او را فریدون بیدار دل نامید:

فریدون بیدار دل زنده شد*زمان و زمین پیش او بنده شد

البته سه سال پیش از این زمان، یعنی سال ۳۸۴، تدوین نخست شاهنامه تمام شده بود.با این حال، امید فردوسی به محمود، از جهت مادی و نیز اعتبار، سبب شد تا کتاب شاهنامه را در سال ۳۹۴ به او تقدیم کند.وی تا شش سال پس از این تصمیم، کوشید تا متن مورد پسند سلطان غزنوی را فراهم آورد و به او بسپارد.این زمان وی در سن هفتاد و یک سالگی بود.فردوسی در این تغییر، ابیاتی از آغاز و انتها را به نام محمود کرد و افزون بر آن، برخی از ابیاتی که مخالف با آرای مذهبی سلطان غزنوی بوده حذف کرد.

زمانی که وی کتابش را به سلطان محمود غزنوی تقدیم کرد، چشمداشت صله و کمک از او داشت .گفته اند که او با این که دهقان زاده بود و ثروتمند، اما آن گونه که خود می گوید، در این اواخر به درویشی و فقر افتاده بود:

همی چشم دارم بدین روزگار*که دینار یابم من از شهریار

که تا روز پیری مرا بر دهد*بزرگی و دینار و افسر دهد

که باشد به پیری مرا دستگیر*خداوند شمشیر و تاج و سریر

این انتظار بیهوده بود و سلطان محمود چیز اندکی به عنوان صله به فردوسی داد.نوشته اند که مشاوران محمود در وقت، به سلطان «گفتند، پنجاه هزار درم و این خود بسیار باشد که او مردی است رافضی و معتزلی مذهب…و سلطان محمود مردی متعصب بود.در او این تخلیط بگرفت و مسموع افتاد در جمله بیست هزار درم به فردوسی رسید.»

بر اساس همین نوشته، برخی شیعه و معتزلی بودن او را دلیل این اقدام شمرده اند.اشکال این مطلب آن است که کسائی مروزی که شیعه بوده، اشعاری برای سلطان غزنوی سروده و صله دریافت کرده است.همین طور غضائری شیعی که از ری برای وی قصائدی فرستاده و صله دریافت کرده است.ممکن است دلایل دیگری در کار بوده که تاریخ بیان نکرده است.با این همه تعصب مذهبی محمود نباید در این مسأله بی تأثیر باشد.

نتیجه آن شد که فردوسی از سوی سلطان محمود، طرفی نبست و در آخرین اشعار خود سوگمندانه چنین سرود:

سی و پنج سال از سرای سپنج*بس رنج بردم به امید گنج

چو بر باد دادند رنج مرا*نبد حاصلی سی و پنج مرا

کنون عمر نزدیک هشتاد شد*امیدم به یکباره بر باد شد

نوشته اند که فردوسی پس از آن که از محمود ناامید شد، هجونامه ای درباره او سرود و وی را سخت نکوهش کرد.کسانی از محققان در این که این هجونامه از فردوسی باشد، تردید کرده اند .

فردوسی از کار خویش بهره مادی نبرد، اما اثر وی به طور شگفت آوری در میان توده های مردم باقی مانده و از آن روزگار تاکنون موقعیت خود را حفظ کرده است.

عقیده مذهبی فردوسی

فردوسی به ایران و ادبیات ایرانی سخت علاقمند بود.وی تمامی آرمان ها و ارزش های خویش را از دل تمدن ایرانی به دست آورده و شخصیت های محبوبش را از میان چهره های برجسته داستانی و تاریخی ایران بر می گرفت.چنین شخصیتی را نمی توان به عنوان یک عالم دینی و یا حتی کسی که فرهنگ اسلامی را با تمام وجود پذیرفته معرفی کرد.وی در عین حال که مسلمانی است متدین به اسلام، معتقد به مبانی آن، فردی است علاقمند به یک دوره باستانی که در نگاه فرهنگ ایرانی، به جز برخی از نکات اخلاقی، نمی تواند سمبل یک زندگی آرمانی دینی باشد .از دید اسلامی، آن دوران، دورانی جاهلی و فاقد هویت دینی الهی است.بعدها بسیاری از عالمان شیعه و سنی، فردوسی را به این دلیل که عمری ستایش گبرکان کرده، مورد ملامت قرار دادند.برای او ایران ایران است، بدون هیچ قید و بندی.شیخ حسن کاشی در سال ۷۰۸ هجری در این باره گفت:

ای پسر قصه مجاز مخوان*الحذر الحذر ز خواندن آن

چند خوانی کتاب شهنامه*یاد کن زود زین گنه نامه

چند گویی حدیث ز رستم زال*لعب و بیهوده دروغ محال

ذکر گبران و اهل استوران*چند خوانی تو بر مسلمانان

با این همه، نباید غفلت کرد که او بسیاری از مسائل اخلاق اسلامی و انسانی را به گونه ای خاص در بیانی که از تاریخ گذشته دارد، منعکس می کند.حتی در بسیاری از مسائل کلامی و اعتقادی، می کوشد تا دیدگاه هایی را که روزگاری در مدرسه از استادان عقل گرای خود آموخته، عرضه کند.

با این که فردوسی در اشعارش از یک دوره تاریخی غیر دینی ستایش زیادی کرده بود، اما به لحاظ تربیت خانوادگی یک مسلمان شیعه مذهب بود که تأثیر عقیده مذهبی او را در اشعارش شاهدیم، اما همان گونه که گذشت، نمی بایست فردوسی را یک عالم دینی پنداشت، درست همان طور که نباید از آن روی که زبان پارسی را حفظ کرده، از همه آنچه در شاهنامه آمده، ستایش کرد.

شیعه بودن فردوسی برای توده های سنی آن روزگار خوشایند نبود.اشاره کردیم که به احتمال، سلطان غزنوی نیز به دلیل وجود همین گرایش ها، پاداشی به وی نداده و او را از خود دور کرد.شبانکاره ای در کتاب مجمع الانساب (تألیف به سال ۷۳۸) نوشته است:

فردوسی مذهب شیعه داشت و کسی که مذهب شیعه داشتی و ترک سنت و جماعت کردی، سلطان [محمود] او را دوست نداشتی و از آن جهت او را به خود نزدیک نگردانید و از او تمتعی نیافت.

به هر روی اشعاری در شاهنامه وجود دارد که وفا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.