خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدیث ثقلین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدیث ثقلین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شورا و بیعت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شورا و بیعت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
34دقیقه
57ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عرضه حدیث بر امامان (ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 58

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل عرضه حدیث بر امامان (ع) شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل عرضه حدیث بر امامان (ع) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل عرضه حدیث بر امامان (ع) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل عرضه حدیث بر امامان (ع) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل عرضه حدیث بر امامان (ع) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل عرضه حدیث بر امامان (ع) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عرضه حدیث بر امامان (ع) :

قسمت دوم
در قسمت نخست مقاله، پس از تبیین فضای حاکم بر نقل حدیث، نمونه های متفاوت عرضه حدیث را تا دوران امام صادق(ع) ارائه دادیم. اینک با ادامه آنها، استمرار و امتداد جریان عرضه را تا پایان دوره حضور نشان داده، با بیان انگیزه های عرضه و چگونگی کاربرد آن در عصر غیبت، مقاله را پایان می بخشیم.

عرضه حدیث بر امام کاظم(ع)
تلاشهای راویان برای دستیابی به متنهای تحریف ناشده و احادیث صحیح، در عصر امام کاظم(ع) نیز ادامه یافت. بقایای برجا مانده از جریان غلو و دروغ بستن و جعل و دسّ کسانی همچون محمد بن بشیر،۱ به این تلاش شدت بخشید؛ اما با استحکام شالوده های حکومت عباسی، فضای نیمه آزاد دوره انتقالی امویان به عباسیان خاتمه یافت و ارتباط شیعیان با امام مشکل شد. از این رو، تعداد احادیث عرضه شده (برامام) که از این دوره به ما رسیده است، در مقایسه با دوره امام باقر و امام صادق(ع)، فراوان نیست.
نمونه ها را با احادیث فقهی آغاز می کنیم:

یک.
اسحاق بن عمار: قلت لأبی ابراهیم: بلغنا عن أبیک أنّ الرجل اذا تزوّج المرأه فی عدّتها لم تحلّ له أبدا؟ فقال(ع): هذا اذا کان عالما؛ فاذا کان جاهلا فارقها و تعتدّ ثم یتزوّجها نکاحا جدیدا؛۲
اسحاق بن عمار به امام کاظم عرض می کند: از پدرتان به ما رسیده است که اگر مردی با زنی که در عدّه طلاق به سر می برد ازدواج کند، هیچ گاه بر او حلال نمی شود.
امام می فرماید: این حکم برای شخص آگاه (به حکم مسئله، یا در عدّه بودن زن) است؛ اما اگر جاهل باشد، از او جدا می شود و پس از تمام شدن عدّه، از نو با او ازدواج می کند.
گزارش دیگر کلینی نشان می دهد که این عرضه، پس از پرسش و پاسخی میان امام کاظم(ع) و اسحاق بوده است. او بین پاسخ امام و روایت امام صادق(ع)، تنافی می بیند و از این رو آن را عرضه می کند.۳
اسحاق بن عمار، حدیثهای دیگری نیز عرضه نموده که شیخ طوسی آنها را گزارش کرده است.۴

دو.
شعیب العقرقوفی، عن أبی بصیر، قال: سألت أباعبداللّه عن امرأه تزوّجت ولها زوج فظهر علیها؟
قال: ترجم المرأه ویضرب الرجل مأه سوط لأنّه لم یسأل. قال شعیب: فدخلت علی أبی الحسن فقلت له: امرأه تزوّجت ولها زوج؟ قال: ترجم المرأه ولا شیء علی الرجل؛۵
ابو بصیر به شعیب عقرقوفی می گوید: از امام صادق، درباره زن شوهر داری پرسیدم که ازدواج کرده و شوهرش این امر را آشکار کرده است. امام پاسخ داد: زن سنگسار می شود و مرد صد تازیانه می خورد، چون پرس و جو نکرده است.
شعیب می گوید: به نزد امام کاظم رفتم و همین مسئله را باز گفتم.امام کاظم فرمود: زن سنگسار می شود و بر مرد چیزی نیست.
با صرف نظر از قابلیت جمع فقهی بین دو روایت،۶ این عرضه نیز نشان می دهد که شأن و بزرگی استاد (ابوبصیر) مانع نمی شود که شاگرد (شعیب)، از نقد حدیث، تن زند و آن را با علم صحیح اهل البیت نسنجد؛ همانگونه که در عرضه حدیث زراره توسط کوفیان دیدیم.

سه.
الحسن بن صدقه: سألت أبالحسن فقلت: انّ بعض أصحابنا روی أنّ للرجل أن ینکح جاریه بنته، ولی ابنه ولابنتی جاریه اشتریتها لها من صداقها. أفیحلّ لی أن أطأها؟ فقال: لا، الاّ باذنها؛۷
حسن بن صدقه می گوید: از امام کاظم پرسیدم: فردی از دوستانمان روایت کرده است که مرد می تواند با کنیز دخترش آمیزش کند و دختر من کنیزی دارد که از مهریه اش برای او خریده ام. آیا آمیزش با این کنیز بر من حلال است؟ حضرت فرمود: نه، مگر با اجازه دخترت.
امام(ع) در ادامه، صورتهای مختلف مسئله و مفهوم حدیث عرضه شده را توضیح می دهد.

چهار.
عرضه ای دیگر نیز از حسن بن صدقه گزارش شده است. سند این گزارش، متقن نیست؛ اما از فرهنگ عرضه حدیث حکایت دارد. حسن بن صدقه، مانند بیشتر شیعیان، نمی توانسته احادیث سهوالنبی را بپذیرد. از جمله این احادیث، حدیث مشهور ذوالشمالین است که می گوید پیامبر در نماز چهار رکعتی، پس از تشهد رکعت دوم، سلام داد؛ ولی با یادآوری یکی از اصحاب برخاست و پس از نماز، سجده سهو به جا آورد. حسن بن صدقه به حضور امام می آید و حدیث را عرضه می کند.
گزارش او چنین است:
قلت لأبی الحسن الأول: أسلّم رسول اللّه فی الرکعتین الأولتین؟ فقال: نعم. قلت: حاله حاله؟ قال: انّما أراد اللّه عزّ وجلّ أن یفقّههم؛۸
به امام کاظم عرض کردم: آیا حضرت رسول در دو رکعت نخست سلام داد؟ حضرت فرمود: بلی. گفتم: با این شأن و موقعیت؟! گفت: خدا می خواست از این طریق به مردم فقه بیاموزد.
در روایت دیگری، تمام واقعه گزارش شده؛ ولی سبب آن را رحمت خداوند دانسته است، تا مسلمانان این گونه اشتباهات را بریکدیگر عیب نگیرند و راه جبران معلوم شود.۹

پنج.
حسن بن جهم که از خاندان زراره و یار دو امام بزرگ، حضرت کاظم و امام رضا(ع)، می باشد (و بر هر یک، حدیثها را عرضه کرده است) می گوید:
دخلت علی أبی الحسن وقد اختضب بالسواد، فقلت: أراک قد اختضبت بالسواد! فقال: انّ فی الخضاب أجرا والخضاب التهیئه ممّا یزید اللّه عزّ وجلّ فی عفّه النساء، و لقد ترک النساء العفّه بترک أزواجهنّ لهنّ التهیئه.
قلت: بلغنا أنّ الحنّاء یزید فی الشیب. قال: أیّ شیء یزید فی الشیب؟ الشیب یزید فی کلّ یوم؛۱۰
حسن بن جهم می گوید: بر امام کاظم وارد شدم در حالی که موهایش را سیاهرنگ کرده بود. گفتم: می بینم با رنگ سیاه خضاب کرده اید!
فرمود: همانا در خضاب، اجر است. خضاب، استفاده از نعمتی الهی است که بر عفت زنان می افزاید. همانا زنان عفت را کنار گذاردند؛ چون همسرانشان آراستگی را کنار گذاردند.
گفتم: چنین به ما رسیده که حنا بر پیری می افزاید. امام فرمود: چه چیز بر پیری می افزاید؟! پیری روز به روز زیاد می شود.
حدیث تأثیر حنا بر پیری، در «کافی» به امام باقر و امام صادق(ع) منسوب است.۱۱ حسن بن جهم در ارتباط با این قبیل موضوعات، عرضه ضمنی دیگری نیز دارد.۱۲
در حوزه عقاید و اندیشه های کلامی نیز، عرضه های متعددی بر امام کاظم(ع) صورت گرفته که از موضوع مقاله بیرون است.۱۳
در پایان این بخش، عرضه ای ضمنی را گزارش می کنیم.

شش.
الحسن بن علی بن مهران: دخلت علی أبی الحسن موسی، وفی اصبعه خاتم، فصّه فیروزج، نقشه «اللّه الملک»، فأدمت النظر الیه فقال: مالک تدیم النظر الیه؟ فقلت: بلغنی أنّه کان لعلیّ أمیرالمؤمنین خاتم، فصّه فیروزج، نقشه «اللّه الملک». فقال أتعرفه؟ قلت: لا. فقال: هذا هو؛۱۴
حسن بن علی بن مهران می گوید: بر امام موسی کاظم وارد شدم و در انگشت ایشان انگشتری یی از نقره با نگین فیروزه دیدم که نقش آن «اللّه الملک» بود. نگاهم را به آن دوختم، حضرت فرمود: چرا بدان چشم دوخته ای؟ گفتم: به من رسیده است که امیرمؤمنان علی(ع) انگشتری نقره ای با نگین فیروزه داشت که نقش آن «اللّه الملک» بود. حضرت فرمود: آیا آن را می شناسی؟ گفتم: نه. فرمود: این همان است.
عرضه های حدیثی، به این موارد محدود نیست و چند نمونه دیگر در بخش «انگیزه های عرضه» خواهد آمد.

عرضه حدیث برامام رضا(ع)
با وجود تلاشهای پیگیر اصحاب امام صادق(ع) و امام کاظم(ع)، غالیان و منحرفان، به طور کامل از میان نرفتند. حبسهای طولانی امام کاظم(ع) و دور نگه داشتن ایشان از حوزه علمی آن روزگار، به منحرفان جرأت داد تا دروغهای خود ساخته و حدیثهای جعلی را بپراکنند. اختناق سیاسی بر فضای علمی نیز سایه انداخت و فرصت بحث و رد را از شیعیان راستین و عالمان حقیقی گرفت. گریزهای ناگزیر و حبسهای اصحاب امام صادق و امام کاظم(ع) نوشته های آنان را از سوی منافقان داخلی حوزه شیعه، آسیب پذیر می ساخت و اعتماد محدّثان فقیه و فقیهان محدّث را کم رنگ می نمود.۱۵ مراجعه شیعه به «امام» محدود شد و دستور تقیه، تنها سپر حفظ حافظان میراث جعفری شد. با رحلت امام کاظم(ع) برخی از وکیلان سودجو، به انکار امامت امام رضا(ع) برخاستند تا چشم طمع و هوس خویش را از اموال فرستاده شده برای امام پر کنند.۱۶
این حادثه هولناک، توقّفی در عرضه و پالایش حدیث پدید آورد، تا اینکه راد مردی از تبار یقطینیان، به نام یونس بن عبدالرحمان، به پا خاست و از پس بیست سال سکوت و بیست سال سؤال و علم اندوزی، به میدان مبارزه پاگذارد؛ به کوفه آمد؛ میراث حدیثی شیعه را گردآوری کرد، به مدینه برد و بر امام زمان خویش عرضه کرد. او را می توان قهرمان بزرگ عرضه حدیث نامید. مردی که با پایمردی اش در میدان اندیشه، توانست صافی پالاینده ذخیره گرانبهای شیعه باشد.
او پس از انکار دسته بزرگی از احادیث از سوی امام رضا(ع)، به طرد آنها پرداخت و نزاعی پایان ناپذیر و گسترده را در همه عرصه ها با فریب کاران آغاز کرد؛ از اثبات اصل امامت امام رضا(ع)۱۷ و عقاید شیعی، تا فقه و احکام عملی شیعه. او گرچه در این راه رنجها دید و تهمتها به جان خرید،۱۸ امّا توانست به شیعیان، هشتمین چراغ هدایت و فرقان حقّ و باطل را بشناساند.
کشّی در احوال یکی از غالیان به نام مغیره بن سعید، مذاکره ای را گزارش کرده است که زمینه و ضرورت عرضه ای چنین سترگ و پر رنج را تصویر می کند.۱۹ ما ترجمه قسمتی از آن را می آوریم:
محمّد بن عیسی بن عبید می گوید: در مجلسی بودم. شخصی از اصحاب به یونس گفت: چرا این قدر در حدیث، سختگیری می کنی؟ چرا این قدر به انکار احادیث می پردازی؟ چه چیز تو را به ردّ احادیث وا می دارد؟
یونس پاسخ داد: هشام بن حکم از امام صادق(ع) برایم حکایت کرد: هیچ حدیث نسبت داده شده به ما را نپذیرید، مگر اینکه موافق قرآن و سنّت باشد، یا شاهدی بر آن در حدیثهای قبلی ما بیابید؛ زیرا مغیره بن سعید در کتابهای پدرم دست برد و در آنها احادیثی نهاد که پدرم نگفته بود. پس تقوا بورزید و آنچه مخالف گفته خدا و سنّت پیامبر است، بر ما نبندید؛ چون ما سخن که می گوییم، گفته خدا و پیامبر را نقل می کنیم.
یونس پس از نقل این حدیث، چنین ادامه داد:
من به عراق آمدم و در آنجا تعدادی از اصحاب امام باقر(ع) و عدّه فراوانی از اصحاب امام صادق(ع) را یافتم. از آنان حدیث شنیدم و کتابهایشان را گرفتم. سپس آنها را بر امام رضا(ع) عرضه نمودم. امام، بسیاری از آنها را انکار کرد و نپذیرفت که حدیث امام صادق(ع) باشد و به من فرمود: ابوالخطاب بر امام صادق(ع) دروغ بست؛ خدا لعنتش کند! و تا به امروز نیز پیروان ابوالخطاب، این حدیثهای ساختگی را در کتابهای اصحاب امام صادق(ع) می گنجانند. پس نپذیرید که حدیث مخالف قرآن از ما باشد؛ چون هرگاه سخن بگوییم، موافق قرآن و سنّت می گوییم.
یونس بن عبدالرحمان با شناختی که از مسیر انتقال حدیث به معاصران خود می دهد، عرضه را به عنوان یکی از راه های نقّادی و پالایش «حدیث» و «مجموعه های حدیثی»، باز می شناساند. او و ابن فضّال، خود، کتابهای «فرائض» و «دیات» را بر امام رضا(ع) عرضه می کنند.
از هر دو گونه عرضه (منفرد و مجموعه ای) بر امام رضا(ع)، نمونه هایی را ارائه می کنیم:

الف. عرضه مجموعه احادیث
یک. کتاب فرائض: این کتاب، احکام ارث را در خود جای داده است و به احتمال فراوان، جزئی از کتاب «جامعه» یعنی همان دستنوشته های حضرت علی(ع) از املای حضرت رسول(ص) است.۲۰
زراره ۲۱ و محمد بن مسلم۲۲ و ابوبصیر۲۳ این کتاب را دیده و احکام متعدّدی از آن نقل کرده اند. عبدالرحمان بن حجّاج نیز از آن، حدیث نقل کرده است.۲۴
کلینی گزارش عرضه این کتاب را بر امام رضا(ع) از زبان یونس بن عبدالرحمان و ابن فضّال، این گونه آورده است:
عرضنا کتاب الفرائض عن أمیرالمؤمنین(ع) علی أبی الحسن الرضا(ع). فقال: هو صحیح.۲۵
کتاب فرائض از حضرت امیر(ع) را بر امام رضا(ع) عرضه کردیم. امام فرمود: آن درست است.

دو . کتاب دیات: این همان کتاب دیات ظریف بن ناصح و یا عبداللّه بن ابجر است که به جهت عرضه بر امام صادق(ع)، در بخش خود گذشت. این کتاب، دوباره از سوی یونس و ابن فضّال بر امام رضا(ع) عرضه می شود، و امام می فرماید:
نعم؛ هو حقّ و قد کان أمیرالمؤمنین(ع) یأمر عمّاله بذلک.
آری، آن حق است و امیرمؤمنان، کار گزارانش را بدان امر می کرد.۲۶
حسن بن جهم نیز با عرضه این کتاب بر امام رضا(ع) اجازه روایت آن را گرفته است.۲۷
نجاشی، عرضه این کتاب بر امام رضا(ع) را به عبداللّه بن ابجر نیز نسبت داده است.۲۸

سه. مکاتبات: از دیگر عرضه های مجموعه ای بر امام رضا(ع)، مکاتبه عبداللّه بن محمد با ایشان است. او احادیث متعدّدی را که شنیده بود، در نامه ای می نویسد و به خدمت امام می فرستد تا درستی آنها را جویا شود. امام، بعضی از آنها را تأیید و بعضی دیگر را رد می کند. این مکاتبه را علی بن مهزیار دیده است و قسمتهایی از آن را نقل کرده است. کلینی و شیخ طوسی، مواردی را نقل کرده اند.۲۹ و شیخ طوسی، افزون بر این، یک مورد هم از طریق علی بن اسماعیل نقل می کند.۳۰ این نامه، خطاب به «ابوالحسن(ع)» نوشته شده که برای آگاهی از سبب تفسیر آن به امام رضا(ع) می توانید به «قاموس الرجال» مراجعه فرمایید.۳۱

ب. عرضه احادیث منفرد
یک.
أحمد بن محمد بن أبی نصر: قلت لأبی الحسن(ع): إن أصحابنا یروون أنّ حلق الرأس فی غیر حجّ ولا عمره مثله. فقال: کان أبوالحسن(ع) إذا قضی مناسکه عدل إلی قریه یقال لها سایه، فحلق.۳۲
احمد بن محمد می گوید به امام رضا(ع) عرض کردم: دوستان ما روایت می کنند که تراشیدن سر در غیر از حج و عمره، مانند مثله کردن است. امام رضا(ع) فرمود: امام کاظم(ع)، هنگامی که اعمال حج را تمام کرد، به دهکده ای به نام سایه رفت و سرش را تراشید.

دو.
محمد بن اسماعیل بن بزیع: سألت أباالحسن الرضا(ع) عن آنیه الذهب والفضّه، فکرههما، فقلت: قد روی بعض أصحابنا أنّه کان لأبی الحسن(ع) مرآه ملبسه فضّه. فقال: لا والحمدللّه إنّما کانت لها حلقه من فضّه وهی عندی.۳۳
محمد بن بزیع می گوید: از امام رضا(ع) پرسیدیم ظرفهای طلا و نقره چه حکمی دارند؟ حضرت، آن دو را ناپسند دانست. پس گفتم برخی دوستان روایت می کنند که امام کاظم(ع) آینه ای با روکش نقره داشت. حضرت فرمود: نه؛ خدا را سپاس؛ تنها حلقه آن از نقره بود؛ و [اکنون] نزد من است.
حسن بن جهم نیز عرضه ضمنی حدیث داشته که شیخ طوسی آن را گزارش کرده است.۳۴

سه.
در بخش نخست مقاله، آوردیم که امامان، افزون بر پاسداری از میراث حدیثی شیعه، به رویارویی با اندیشه های مهاجم برخاستند و رسالت انتقال امانتدارانه میراث سترگ نبوی را بر عهده گرفتند. یکی از شخصیت های فعّال این عرصه در زمان امام رضا(ع)، حسین بن خالد است. ما یک نمونه را در این بخش، گزارش می کنیم (و چند نمونه دیگر را در «انگیزه های عرضه» می آوریم):
الحسین بن خالد عن أبی الحسن الثانی: قلت له: إنّا روینا فی الحدیث أن رسول اللّه کان یستنجی و خاتمه فی اصبعه وکذلک کان یفعل أمیرالمؤمنین(ع) وکان نقش خاتم رسول اللّه(ص) «محمد رسول اللّه». قال: صدقوا.
قلت: فینبغی لنا أن نفعل؟ قال: إنّ اولئک کانوا یتختّمون فی الید الیمنی و إنّکم أنتم تتختّمون فی الیسری.۳۵
حسین بن خالد به امام رضا(ع) می گوید: برای ما چنین روایت شده که رسول خدا در همان حال که انگشتر به انگشت داشت، طهارت می گرفت و حضرت امیر نیز این گونه می کرد؛ در حالی که نقش انگشتر حضرت رسول، «محمد رسول اللّه» بود. امام رضا(ع) فرمود: راست گفتند.
گفتم: شایسته است، ما هم انجام دهیم؟ فرمود: آنان به دست راست انگشتر می کردند و شما در دست چپ انگشتر می کنید.

چهار.
آخرین عرضه ای که در این بخش به آن اشاره می کنیم، عرضه مأمون (خلیفه عباسی) است. گزارشگر این عرضه، علی بن محمد بن جهم است. او می گوید:
سمعت المأمون یسأل الرضا، علی بن موسی(ع)، عمّا یرویه الناس من أمر الزهره، و إنّها کانت امرأه فتن بها هاروت و ماروت و ما یروونه من أمر سهیل وإنّه کان عشّارا بالیمن. فقال: کذبوا فی قولهم، إنّهما کوکبان….۳۶
شنیدم که مأمون از امام رضا(ع) درباره آنچه مردم روایت می کنند می پرسد. روایت چنین است که ستاره زهره، زنی بوده است که هاروت و ماروت، شیفته اش شدند و سهیل، مردی باجگیر بوده است در یمن. حضرت رضا(ع) فرمود: به دروغ سخن گفتند؛ آن دو، دو ستاره اند….
گزارشهای علامه مجلسی در باب «انواع المنسوخ»، نشانگر نسبت دادن این قول به پیامبر گرامی و دیگر معصومان است.۳۷ داستان شیفتگی هاروت و ماروت را نیز می توانید در «بحار» بنگرید.
عرضه های دیگری بر امام رضا(ع) گزارش شده است که آنها را می توان در جوامع روایی یافت.۳۸

عرضه حدیث بر امام جواد(ع)
عرضه حدیث در این دوره نیز به هر دو شکل کلّی و جزئی بوده و برای هر یک از آنها نمونه هایی در دست است. شیعیان و اصحاب استوار و درست اندیش، در این برهه نیز سنّت حسنه عرضه را پاس داشتند و تأیید امامان را بر میراث و ذخیره گرانقدر شیعه، استمرار و اتصال بخشیدند. از این رو می بینیم علی بن مهزیار، با وجود عرضه قبلی حدیث توسط دیگر اصحاب و برای پایان دادن به اختلاف فقها، حدیث اتمام و قصر نماز در حرم مکّه و مدینه را دوبار بر امام جواد(ع) عرضه می کند. او ابتدا مکاتبه می کند و سپس در حضور امام، از درستی آن جویا می شود. کلینی و شیخ طوسی این قضیه را نقل کرده اند.

یک.
الروایه قد اختلفت عن آبائک فی الإتمام والتقصیر فی الحرمین، فمنها بأن یتمّ الصلاه ولو صلاه واحده ومنها أن یقصّر مالم ینو مقام عشره أیّام. ولم أزل علی الإتمام فیهما إلی أن صدرنا فی حجّنا فی عامنا هذا. فان فقهاء أصحابنا أشاروا علیّ بالتقصیر إذ کنت لا أنوی مقام عشره أیّام فصرت إلی التقصیر وقد ضقت بذلک حتی أعرف رأیک.
فکتب الیّ بخطّه: قد علمت یرحمک اللّه فضل الصلاه فی الحرمین علی غیرهما فإنّی أحبّ لک إذا دخلتهما أن لا تقصر و تکثر فیهما الصلاه.
فقلت له بعد ذلک بسنتین مشافهه: إنّی کتبت الیک بکذا فأجبتنی بکذا. فقال: نعم. فقلت: أیّ شیء تعنی بالحرمین؟ فقال: مکّه والمدینه.۳۹
از آنجا که این عرضه، تکرار عرضه در زمان امام کاظم(ع) می باشد و امام دوباره، بر اتمام نماز در دو حرم مکّه و مدینه تأکید ورزیده اند، از ترجمه آن صرف نظر می نماییم.

دو.
از علی بن مهزیار، عرضه دیگری در دست می باشد که در همه کتب اربعه به یک شکل آمده است و از آنجا که کلینی آن را پس از مکاتبه علی بن مهزیار و امام جواد(ع) آورده است، آن را در این بخش جای دادیم.
مضمون گزارش، امام را معین نمی کند.
علی مهزیار: قلت: روی بعض موالیک عن آبائک(ع) انّ کلّ وقف إلی وقت معلوم فهو واجب علی الورثه وکل وقف إلی غیر وقت معلوم، جهل مجهول باطل مردود علی الورثه وأنت أعلم بقول آبائک.
فکتب(ع): هو عندی کذا.۴۰
علی بن مهزیار می گوید: گفتم برخی از علاقه مندان شما از پدرانت نقل کرده اند که هر وقفی مدّت دار باشد، بر وارثان واجب می شود و هر وقفی که مدّتش نامعلوم باشد، نامشخص و باطل است و به وارثان باز می گردد؛ و تو به گفته پدرانت آگاهتری.
امام نوشت: نزد من نیز چنین است.
ناگفته نماند که این حدیث، سازگاری با فقه و احادیث دیگر ندارد. از این رو، باید همچون شیخ طوسی آن را تأویل کرد.

سه.
عرضه دیگری که کشّی آن را گزارش کرده است، مربوط به شخصی به نام عبدالجبار بن مبارک، از اهالی نهاوند است که در جنگی اسیر شده و سپس فرار کرده است. او حدیثی می شنود و آن را منطبق با وضعیتش می یابد؛ از این رو به خدمت امام جواد(ع) می رسد و حدیث را عرضه کرده، وضعیّت خود را شرح می دهد. امام، حدیث را تأیید و مشکل او را هم حل می کند. ما در اینجا قسمتی از گزارش را می آوریم:
عبدالجبار بن المبارک النهاوندی: أتیت سیّدی سنه تسع ومأتین، فقلت له: جعلت فداک إنّی رویت عن آبائک أنّ کلّ فتح، فتح بضلال، فهو للإمام. فقال: نعم.۴۱
عبدالجبار بن مبارک نهاوندی می گوید: در سال دویست و نه، به خدمت سرورم رسیدم و عرض کردم فدایت شوم، برای من از پدرانت روایت شده که «غنایم جنگی» در زمان پیشوایان گمراه، برای امام عصر(ع) است. ایشان فرمود: آری.
عبدالجبار پس از تأیید امام، خود را بنده ایشان می خواند؛ سپس نسبت به ازدواج و حج و کسب و کارش از امام(ع) حلّیت می طلبد و مدّتها بعد (و آن گونه که خود می گوید، به سال دویست و سیزده) به خدمت امام می رسد و آزادی خود را می گیرد. امام، آزادی او را مکتوب هم می کند.
حضرت آیه اللّه خویی(ره) به استناد نقل این واقعه از سوی ابن شهر آشوب در احوال امام باقر(ع)، و دلیلهای دیگر، به گزارش کشّی اطمینان ندارد و بهتر آن می داند که این عرضه را بر امام ابوجعفر محمد بن علی الباقر(ع) بشمریم و نه امام ابوجعفر محمد بن علی الجواد(ع).۴۲ امّا با مراجعه به «قاموس الرجال» می توان اطمینان یافت که این حدیث برامام جواد(ع) عرضه شده است.۴۳

چهار.
محمد بن اسماعیل الرازی عن أبی جعفر الثانی(ع): قلت له: جعلت فداک، ما تقول فی الصوم؟ فإّنه قد روی أنّهم لایوفّقون لصوم. فقال: اما إنّه قد اجیبت دعوه الملک فیهم. فقلت: وکیف ذلک، جعلت فداک؟ قال: إنّ الناس لمّا قتلوا الحسین، صلوات اللّه علیه، أمر اللّه تبارک و تعالی ملکا ینادی: ایتها الأمّه الظالمه القاتله عتره نبیّها، لاوفّقکم اللّه لصوم ولا فطر!۴۴
محمّد رازی می گوید به امام جواد عرض کردم: فدایت شوم، در مورد روزه چه می گویی؟ چنین نقل شده که آنان موفق به روزه داری نمی شوند. امام گفت: آگاه باش که نفرین فرشته در آنان کارساز شده است. گفتم: فدایت شوم! چگونه؟ فرمود: هنگامی که مردم حسین صلوات اللّه علیه را کشتند، خداوند تبارک و تعالی دستور داد که فرشته ای ندا دهد: ای امت ستمکار و قاتل فرزندان پیامبرتان، خداوند شما را به روزه و افطار موفق ندارد!
تفصیل واقعه و به عبارت دیگر، حدیث عرضه شده را کلینی و صدوق نقل کرده اند.۴۵

پنج.
گونه دیگر عرضه بر امام جواد(ع)، عرضه کتاب های روایی اصحاب دو امام بزرگ، حضرت باقر و حضرت صادق(ع) است. کتاب هایی که بخش بزرگی از روایات اهل بیت را دربردارد. عرضه کننده این مجموعه بزرگ که تأیید کلّی امام را برای کتاب های شیعه به ارمغان می آورد، از اشعریان قم است. محمّد بن الحسن بن ابی خالد، مشهور به شنبوله (یا شینوله) به امام جواد(ع) عرض می کند:
جعلت فداک، إنّ مشایخنا رووا عن أبی جعفر وأبی عبداللّه(ع)؛ وکانت التقیّه شدیده، فکتموا کتبهم فلم ترو عنهم، فلما ماتوا صارت تلک الکتب الینا.
فقال: حدّثوا بها، فإنّها حقّ؛۴۶
فدایت گردم، استادان ما از امام باقر و امام صادق(ع) روایت کردند؛ ولی به سبب تقیّه شدید، کتاب هایشان را پنهان کردند. از این رو چیزی از آنها روایت نشد و چون مردند، آن کتاب ها به مارسید.
امام فرمود: از آنها حدیث نقل کنید؛ به درستی که آنها حق هستند.
درپی این تأیید، محمد بن حسن، کتاب های متعددی را نقل می کند. نجاشی و شیخ طوسی، مواردی از روایت کتاب توسط او را گزارش کرده اند.۴۷
عرضه کتاب «یوم ولیله» اثر یونس بن عبدالرحمان نیز توسط کشّی گزارش شده است.۴۸ تفصیل عرضه این کتاب را به جهت تکرارش بر امام دهم و امام یازدهم(ع) در بخش های آینده می آوریم. امام جواد(ع) افزون بر تأیید، پس از عرضه به ایشان، خود نیز در ضمن عیادت از احمد بن ابی خلف، کتاب را می بیند و پس از نگرش دقیق و صفحه به صفحه از آغاز تا پایان کتاب، با سه بار طلب رحمت برای نویسنده اش (یونس) آن را تأیید می کند.

عرضه حدیث بر امام هادی(ع)
دوره امام هادی(ع)، آغاز مجدّد حبس آشکار امامان شیعه است. ظاهر سازی های مأمون و معتصم نسبت به امام رضا و امام جواد(ع) به پایان می رسد و متوکّل عباسی، چهره حقیقی خلافت را نشان می دهد. این معنا از القاب دو امام بزرگ، امام هادی(ع) (صاحب العسکر) وامام حسن عسکری(ع) هویداست. به اقتضای این وضعیت، تعداد فراوانی از نقلها و عرضه ها از طریق مکاتبه و نامه نگاری صورت می گیرد. نمونه بارز این تلاش سخت، ابراهیم بن محمد همدانی است. او که از اصحاب چندین امام شمرده می شود، در برخی مکاتبه هایش احکام فقهی را پرسیده است۴۹ و گاه روایت مشتمل بر حکم را به جهت اختلاف در تفسیر آن، به امام عرضه کرده و معنای درست آن را جویا شده است.۵۰ افزون بر اینها، روایات متعارض را عرضه نموده و تأیید امام را نسبت به یک طرف خواسته است. شیخ طوسی این نمونه را این گونه گزارش کرده است:

یک.
ابراهیم بن محمد الهمدانی قال: اختلفت الروایات فی الفطره، فکتبت الی أبی الحسن صاحب العسکر(ع) أسأله عن ذلک.
فکتب: انّ الفطره صاع من قوت بلدک….۵۱
ابراهیم بن محمد همدانی می گوید: چون روایات در معنای فطریه روزه مختلف شدند، به امام هادی(ع) نامه نوشتم و از مسئله جویا شدم. امام(ع) نوشت: همانا فطریه، یک صاع (یعنی سه کیلو) از خوراک معمولی محل زندگی ات می باشد. [سپس امام به ذکر مثالها و سایر احکام زکات فطریه می پردازد.]

دو.
من کتاب «مسائل الرجال» لمولانا أبی الحسن الهادی ع ، قال محمد بن الحسن، قال محمد بن هارون الجلاّب: قلت: روینا عن آبائک إنّه یأتی علی الناس زمان، لایکون شیء أعزّ من أخ أنیس أو کسب درهم من حلال.
فقال لی: یا أبا محمّد، إنّ العزیز موجود و لکنّک فی زمان لیس شیء أعسر من درهم حلال و أخ فی اللّه عزّ وجلّ.۵۲
در کتاب «مسائل الرجال» (مسئله هایی که از امام هادی(ع) پرسیده شده و احمد بن اسحاق اشعری آنها را جمع آوری کرده است۵۳) چنین آمده است که محمد بن هارون به امام هادی(ع) عرض می کند: از پدرانت به ما رسیده است که زمانی بر مردم می گذرد که هیچ چیز کمیاب تر از برادر غمخوار یا درهم حلال نیست. حضرت هادی(ع) می فرماید: ای ابو محمد، کمیاب، یافت می شود؛ ولی تو در دورانی زندگی می کنی که هیچ چیز نایاب تر از درهم حلال و برادری به خاطر خدا نیست.

سه.
حفص جوهری از دیگر راویانی است که بر امام هادی(ع) عرضه ای ضمنی داشته است. نکته جالب توجه در این عرضه، گزارش فعل و نه گفته امامان پیشین است. او که متوجّه اختلاف نظر در زمان سجده شکر بوده است، می بیند که امام هادی(ع) بلافاصله پس از سه رکعت نماز مغرب، سجده نمی کند؛ بلکه پس از پایان چهار رکعت نماز نافله مغرب، سجده شکر می گزارد. از این رو می گوید:
قلت له: کان آباؤک یسجدون بعد الثلاثه.
فقال [ابوالحسن علی بن محمّد(ع)]: ما کان أحد من آبائی یسجد الاّ بعد السبعه.۵۴
به ایشان عرض کردم: پدرانت پس از سه رکعت نماز مغرب، سجده شکر می گزاردند. امام هادی(ع) فرمود: هیچ یک از پدرانم سجده شکر نمی گزاردند، مگر پس از هفت رکعت (سه رکعت مغرب و چهار رکعت نافله آن).
روایت معارض با این گزارش را شیخ طوسی پس از نقل این عرضه آورده است؛۵۵ امّا چگونگی تفسیر و جمع بین دو خبر را در «استبصار» بیان کرده است.۵۶

چهار.
محمد بن الریّان: کتبت إلی العسکری(ع): جعلت فداک، روی لنا أن لیس لرسول اللّه(ص) من الدنیا الا الخمس.
فجاء الجواب: أنّ الدنیا وما علیها لرسول اللّه.۵۷
محمد بن ریّان۵۸ می گوید: به امام عسکری نوشتم: فدایت گردم برای ما روایت شده که برای پیامبر خدا(ص) نصیبی از دنیا بجز خمس نیست. جواب آمد: دنیا و هر چه در آن است، برای پیامبر خداست.

پنج.
عرضه مجموعه های حدیثی بر امام هادی(ع) نیز گزارش شده است. سهل بن یعقوب بن اسحاق، مکنّی به ابو السری و ملقب به أبو نؤاس که شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی(ع) شمرده است،۵۹ به مجموعه ای از احادیث نحوست و سعد ایّام دست می یابد. اگرچه او این مجموعه را از طریق سلسله راویان (مشایخ و شاگردان) اخذ کرده است، امّا آن را به حضور امام(ع) می برد و می گوید:
یا سیّدی، قد وقع لی اختیارات الأیّام عن سیّدنا الصادق(ع) مما حدّثنی به الحسن بن عبداللّه بن مطهّر عن محمد بن سلیمان عن أبیه عن سیّدنا الصادق(ع) فی کلّ شهر، فأعرضه علیک؟ فقال لی: افعل. فلمّا عرضته علیه و صححّته، قلت له: یا سیّدی فی أکثر هذه الأیّام قواطع عن المقاصد، لما ذکر فیها من التحذیر والمخاوف….۶۰
ای سرور من! مجموعه «اختیارات الأیام» از امام صادق(ع) از طریق حسن بن مطهر از محمد بن سلیمان از پدرش از امام صادق(ع) به دستم رسیده است؛ آیا آن را بر شما عرضه کنم؟ امام فرمود: بکن. پس هنگامی که عرضه کردم و آن را تصحیح نمودم، گفتم: سرورم، در بیشتر این روزها آن قدر از خطرها سخن رفته و زینهار داده شده که انسان را از مقاصدش باز می دارد….
حدیث ادامه دارد و امام، چاره را در ولایت خالصانه اهل بیت می داند.
این مجموعه، به دو طریق دیگر هم گزارش شده است که شیخ حرّ عاملی هر دو را در «وسائل الشیعه» آورده است.۶۱ گفته شیخ حر در پایان یکی از این دو، نشان دهنده بزرگی این مجموعه است که سید بن طاووس آن را در «الدروع الواقیه» نقل کرده است.۶۲
کتاب «یوم ولیله» نیز بر امام هادی(ع) عرضه شده است که در بخش «انگیزه عرضه» می آید.

عرضه حدیث بر امام حسن عسکری(ع)
با توجه به دوره بسیار کوتاه شش ساله امامت حضرت و حبس ایشان در پادگان نظامی، نمی توان عرضه های متعدّدی را انتظار داشت و کمی نمونه ها با وجود بررسی تقریبا تمام احادیث ایشان، نشانگر رکود جریان عرضه نیست. به عبارت دیگر، نسبت تعداد احادیث عرضه شده به احادیث نقل شده از ایشان، کمتر از همین نسبت در احادیث صادقین(ع) نیست. شکل عرضه در این دوره، تفاوتی با گذشته ندارد و در هر دو زمینه احادیث منفرد و مجموعه ای صورت گرفته است:

الف: احادیث منفرد
یک.
شیخ طوسی در «تهذیب» به طریقه خود از احمد بن محمّد بن مطهر نقل می کند:
کتبت إلی أبی محمّد(ع): إنّ رجلا روی عن آبائک(ع): أنّ رسول اللّه(ص) ما کان یزید من الصلاه فی شهر رمضان علی ما کان یصلّیه فی سائر الأیّام. فوقّع(ع): کذب؛ فضّ اللّه فاه! صلّ فی کلّ لیله من شهر رمضان عشرین رکعه إلی عشرین من الشهر، وصلّ لیله احدی وعشرین مأه رکعه، وصلّ لیله ثلاث وعشرین مأه رکعه، وصلّ فی کلّ لیله من العشر الأواخر ثلاثین رکعه.۶۳
احمد بن محمد مطهّر می گوید: به امام حسن عسکری(ع) نوشتم که فردی روایت کرده است از پدران شما که رسول خدا در ماه مبارک رمضان، افزون بر دیگر روزها نماز نمی خواند.
امام در پاسخ نوشت: دروغ گفته است؛ خدا دهانش را خرد کند! در هر شب از ماه رمضان، بیست رکعت نماز بگذار تا بیستم ماه و در شب بیست و یکم، صد رکعت و در شب بیست و سوم نیز صد رکعت نماز بگذار و در هر یک از ده شب آخر، سی رکعت نماز بجا آر.

دو.
عرضه دیگری که می توان آن را حدّ میانه احادیث منفرد و مجموعه ای دانست، عرضه ای مربوط به احادیث وقف و صدقه می باشد. مسئله چگونگی وقف و دائمی بودن یا نبودن و حالتها و صورتهای گوناگون آن که بستگی فراوانی به خواسته ها و نیّت واقف دارد، پاسخها و راه حل های متفاوتی را در پی داشته است.۶۴ بازتاب نخست این تعدّد، اختلاف بوده است و از این رو، صفّار (محدّث مشهور شیعی) به امام حسن عسکری(ع) نامه می نویسد و از سبب این اختلافها جویا می شود. شیخ صدوق و شیخ طوسی این مکاتبه را گزارش کرده اند و کلینی نیز بدون نام بردن از صفّار، آن را آورده است. صدوق می گوید:
کتب محمّد بن حسن الصفّار(رضی اللّه عنه) إلی أبی محمّد الحسن بن علی(ع) فی الوقوف و ماروی فیها عن آبائه(ع)؛ فوقّع(ع): الوقوف تکون علی حسب ما یوقف أهلها، إن شاء اللّه تعالی.۶۵
صفّار به امام حسن عسکری(ع) نامه می نویسد و درباره وقفها و آنچه در مورد آن از پدرانش روایت رسیده، جویا می گردد.
امام می نگارد: وقفها بر طبق آنچه صاحبانشان وقف کرده اند، [اداره] می شود، ان شاء اللّه!
از صفّار در همین موضوع، مکاتبه ای دیگر گزارش شده است که خود، عرضه ای مستقل به شمار می آید.۶۶از آنجا که مکاتبه به شکلهای فقهی وقف می پردازد و احتیاج به بررسی علمی دارد، از آوردن آن خودداری می کنیم.

ب:عرضه مجموعه های روایی
یک.
افزون بر احادیث منفرد، مجموعه های روایی متعددی بر امام حسن عسکری(ع) عرضه شده است که بزرگترین آنها را می توان مجموعه کتابهای بنی فضّال دانست. بنی فضّال، خاندان بزرگی از شیعه بودند که راویان مشهوری در میان آنان پدید آمد. اینان در جریان انتقال امامت از امام صادق(ع) به امام کاظم(ع)، از صراط حق لغزیدند و معتقد به امامت عبداللّه افطح شدند. از این رو، مورد سوء ظنّ شیعیان قرار گرفتند و صحت روایات و کتابهایشان مورد تردید قرار گرفت و این در حالی بود که کتابهای آنان در همه جا پخش شده بود. این مشکل همگانی سبب شد که شیعیان به امام حسن عسکری(ع) مراجعه کنند و از درستی این کتاب ها جویا شوند و بگویند:
کیف نعمل بکتبهم و بیوتنا منها ملأ؟
فقال صلوات اللّه علیه: خذوا بما رووا و ذروا ما رأوا.۶۷
با کتاب های بنی فضّال چه کنیم، در حالی که خانه های ما از آنها انباشته است؟ امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه فرمود: آنچه روایت کرده اند، بگیرید و آنچه نظر داده اند، رها کنید.
این عرضه کلّی و اجمالی، تأثیر بسزایی در غنای فرهنگ شیعه داشته است و حسین بن روح نوبختی، نائب امام مهدی(ع)، آن را به صورت یک قاعده مورد استفاده قرار می دهد که در بخشهای آینده بدان اشاره می شود.

دو.
دو عرضه دیگر، ولی با یک موضوع، بر امام حسن عسکری(ع) گزارش شده است. موضوع این دو، عرضه کتاب «یوم ولیله» یونس بن عبدالرحمان است که توسط دو راوی مختلف انجام گرفته است. راوی نخست، ابوهاشم جعفری است که کتاب را بر امام هادی(ع) عرضه کرده است و دوباره آن را بر امام حسن عسکری(ع) عرضه می کند.۶۸ راوی دیگر، بورق بوسنجانی است که به سامرا می آید و پس از ورود بر امام عسکری(ع)، کتاب را ارائه می کند و از امام می خواهد که در آن بنگرد. امام پس از نگرش دقیق و صفحه به صحفه، می فرماید:
هذا صحیح؛ ینبغی أن یعمل به.۶۹
این درست است؛ سزاوار است بدان عمل شود.

عرضه حدیث بر امام مهدی(عج)
با آغاز دوره غیبت و ارتباط شیعه و امام از طریق وکیلان و نائبان خاص، مشکلات جدیدی برای انتقال گفته ها، رهنمودها و پاسخهای امام(عج) بروز نمود. پیدایش وکیلان و سفیران دروغین و تقیه شدید و اجباری نائبان خاص، تردیدهایی را در برخی نامه ها و توقیعات منسوب به ناحیه مقدسه حضرت حجّت، برانگیخت. از این رو، بزرگان شیعه با مکاتبه ها و پرسشهای فراوان، از درستی اصل و یا مضمون توقیعات، جویا می شدند. نمونه هایی (از این نامه نگاری ها) را شیخ طوسی در کتاب «غیبت» خود آورده است۷۰ و در یک تحقیق گسترده تر می توان آنها را نیز در جریان عرضه حدیث، داخل دانست.
یک.
حمیری مکاتبه ای دارد که طبرسی در «االحتجاج»، آن را نقل کرده است. از این مکاتبه، نمونه ای را می آوریم که شبیه آن در بخش عرضه بر امام هادی(ع) نمونه سوم گذشت و کلام امام در اینجا می تواند ناظر به آن باشد.
سئل عن سجده الشکر بعد الفریضه، فإنّ بعض أصحابنا ذکر أنها «بدعه»؛ فهل یجوز أن یسجدها الرجل بعد الفریضه؟ وإن جاز، ففی صلاه المغرب هی بعد الفریضه أو بعد الأربع رکعات نافله؟
فأجاب(ع): سجده الشکر من ألزم السنن وأوجبها، ولم یقل إنّ هذه السجده بدعه إلاّ من أراد أن یحدث بدعه فی دین اللّه. فأمّا الخبر المروی فیها بعد صلاه المغرب والاختلاف فی أنّها بعد الثلاث أو بعد الأربع؛ فإنّ فضل الدعاء والتسبیح بعد الفرائض علی الدعاء بعقیب النوافل کفضل الفرائض علی النوافل، والسجده دعاء وتسبیح، فالأفضل أن تکون بعد الفرض، فإن جعلت بعد النوافل أیضا جاز.۷۱
از سجده شکر پس از نماز واجب پرسید، زیرا برخی آن را بدعت می دانند. آیا به جا آوردن آن پس از نماز، جائز است؟ و اگر جائز است، در نماز مغرب، پس از سه رکعت واجب است، یا پس از چهار رکعت نافله آن؟
امام پاسخ داد: سجده شکر از ضروری ترین و لازم ترین سنّتهاست و کسی این سجده را بدعت نخوانده مگر شخصی که خود قصد بدعتگذاری در دین را دارد. امّا حدیث روایت شده مربوط به سجده شکر نماز مغرب که پس از سه رکعت است یا چهار رکعت، همانا برتری دعا و تسبیح پس از نماز واجب بر دعای پس از نافله، مانند برتری خود واجب بر نافله است، و سجده شکر، دعا و تسبیح است. از این رو، بهتر است پس از سه رکعت واجب انجام شود، و اگر پس از چهار رکعت نافله هم آورده شود، جایز است.

دو.
از حمیری، مکاتبه ای دیگر نیز در دست است که آن را در سال ۳۰۸هجری نگاشته و از دو مکاتبه قبلی، عرضه های بیشتری در بر دارد. عرضه های مربوط به روزه ماه رجب و فروش مال وقفی و مهریه زنان، از آن جمله اند. ما یک نمونه را برای زمینه سازی بحث (انگیزه های عرضه/تعارض) ذکر می کنیم و دو نمونه دیگر را در همان جا می آوریم.
الحمیری: روی لنا عن صاحب العسکر(ع) أنه سئل عن الصلاه فی الخزّ الذّی یغش بوبر الأرانب؛ فوقّع: یجوز، و روی عنه أیضا: أنّه لایجوز. فایّ الخبرین یعمل به؟
فأجاب: إنّما حرّم فی هذه الأوبار والجلود، فأمّا الأوبار وحدها فکلّ حلال.۷۲
حمیری: برای ما چنین روایت شده که از امام هادی(ع) درباره نماز در پوست خز که با کرک خرگوش پوشیده شده است، سئوال شد؛ امام نوشت: جایز است. و همچنین از او روایت شده که جایز نیست. به کدام روایت عمل شود؟
امام پاسخ داد: در نماز، استفاده از کرک و پوست، تحریم شده و امّا کرک به تنهایی حلال است.
حدیث عرضه شده نخست، در جوامع روایی نقل شده است و زمینه بحث و پرس و جو را روشن می کند. دلیل تعبیر ما از «صاحب العسکر» به امام هادی(ع) همین گزارش است.۷۳ هم حدیث عرضه شده و هم این توقیع، از نظر فقهی و موازین به دست آمده از سایر احادیث، نیازمند تفسیر هستند که در کتابهای فقه، بدان پرداخته شده است. عرضه دیگری از حمیری در بخش «انگیزه عرضه» می آید.

سه.
افزون بر حمیری، محمد بن صالح همدانی نیز عرضه حدیثی داشته است. او که از وکیلان امام زمان(ع) بوده، ۷۴ در معرض طعنه ها و زخم زبان های اطرافیان خود قرار گرفته است و در مکاتبه ای از این وضعیت، به امام، شکوه می کند. او خود می گوید:
کتبت إلی صاحب الزمان(ع): إن أهل بیتی یؤذونی و یقرعونی بالحدیث الذّی روی عن آبائک(ع) أنّهم قالوا: خدّامنا وقوّامنا شرار خلق اللّه. فکتب: ویحکم ما تقرؤون ما قال اللّه تعالی «وجعلنا بینهم و بین القری الّتی بارکنا فیها قری ظاهره»؟! فنحن واللّه القری الّتی بارک اللّه فیها وأنتم القری الظاهره.۷۵
به امام زمان(عج) نوشتم: خانواده ام مرا می آزارند و با حدیثی که به پدرانت نسبت می دهند، مرا خوار و خفیف می سازند. آنان نقل می کنند که پدرانت گفته اند: خدمتگزاران و کارگزاران ما، بدترین مخلوقات خداوند هستند.
امام در پاسخم نگاشت: وای بر شما، مگر نخوانده اید که خداوند تعالی گفت: «وما میان آنان و شهرهایی که بدانها برکت دادیم، شهرهایی آشکار قرار دادیم». به خدا قسم ما آن شهرهای مبارکیم و شما (خدمتگزاران ما) شهرهای آشکارید.
این تفسیر زیبا و تمثیل گونه از کلام الهی که در جوامع روایی، آن را از امام سجاد و امام باقر(ع) نیز گزارش کرده اند،۷۶ ما را به نتیجه گیری از مقاله رهنمون می سازد؛ یعنی روشن نمودن وظیفه فعلی در دوره ای که دست شیعه از خورشید ولایت کوتاه است و به نوری از پس ابر، قناعت دارد. امّا پیش از پرداختن به چگونگی پالایش حدیث در عصر غیبت، اهداف، انگیزه ها و دستاوردهای عرضه حدیث را در طول دوره حضور، دسته بندی می نماییم تا روش عرضه بتواند قابلیت خود را برای کاربردهای گوناگون نشان دهد.

انگیزه ها و دستاوردهای عرضه
توجه به چگونگی و ادب عرضه، مراحل متعدّد آن را روشن می کند؛ مرحله هایی عقلایی، عمومی و جاری در هر گفته، یعنی همان: اطمینان از صدور، کشف مراد و مقصود اصلی و احراز جهت صدور. می توان این بخش را همین گونه سامان داد؛ امّا از آنجا که گاه عرضه ای به جهت تردیدی آغاز شده و به دستاوردی دیگر و یا بیشتر رسیده است، مطالب و نمونه ها به گونه پیش رو، دسته بندی می گردد:

۱ شک در صدور حدیث
عامل مهم عرضه، شک و تردید در صدور روایت منسوب به یکی از معصومان است. این شک، سرچشمه های متعدّدی دارد. گاه طریق و مسیر روایت، معیّن و معتبر نیست، یا نارسایی متنی دارد و گاه چنان مضمون عجیبی دارد که باور آن در آغاز مشکل می نماید. برای هر یک از این زمینه ها، نمونه های فراوانی وجود دارد که به برخی در سیر تاریخی عرضه اشاره شد و چند نمونه نیز در اینجا می آوریم.

۱۱. بی اعتمادی به طریق حدیث
می توان بیشتر روایاتی را که گفته «مردم» (یقول الناس) یا «اهل مکه» و یا تعبیر «روی» و از این قبیل را بر امام عرضه می کنند، از این نوع دانست. این تردید در هر دو حوزه حدیث شیعی و سنّی وجود داشته و گستره آن به پهنای نقل حدیث بوده است و شامل حدیثهای منفرد و مجموعه ای و شنیده ها و نوشته هاست. این عرضه ها همیشه به ردّ و انکار حدیث، نینجامیده است:

یک.
یعقوب بن یزید، عن بعض أصحابنا قال: دخلت علی أبی الحسن علیّ بن محمّد العسکری(ع) یوم الأربعاء وهو یحتجم فقلت له: إنّ أهل الحرمین یروون عن رسول اللّه(ص) أنّه قال: من احتجم یوم الأربعاء فأصابه بیاض فلا یلومنّ إلاّ نفسه.
فقال: کذبوا، إنّما یصیب ذلک من حملته أمّه فی طمث.۷۷
یعقوب یزید از یکی از یارانش نقل می کند: بر امام هادی(ع) در روز چهارشنبه وارد شدم در حالی که حجامت می کرد. به ایشان گفتم: اهل مکّه و مدینه از پیامبر خدا نقل می کنند که هر کس روز چهارشنبه حجامت کرد و بدو سپیدی (برص) رسید، هیچ کس جز خود را سرزنش نکند.
حضرت فرمود: دروغ گفتند؛ این فقط برای کسی است که مادرش در حال حیض به او باردار شده است.
عرضه دیگری که از سوی شعیب عقرقوفی انجام گرفته است،۷۸ این حدیث را تأیید می کند. با این همه، روایت عرضه شده هنوز در جوامع روایی موجود است.۷۹

دو.
موسی بن عمر بن بزیع: قلت للرضا(ع): إنّ الناس رووا أنّ رسول اللّه(ص) کان اذا أخذ فی طریق رجع فی غیره، فهکذا کان یفعل؟ فقال: نعم فأنا أفعله کثیرا فافعله؛ ثم قال لی: أما إنّه أرزق لک.۸۰
موسی بن عمر به امام رضا(ع) عرض می کند: مردم روایت کرده اند که پیامبر خدا از راهی می رفت و از راهی دیگر باز می گشت. آیا این گونه می کرد؟
امام رضا می فرماید

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.