خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اساس عمل به حدیث
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اساس عمل به حدیث قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات و اسامی دیگر حدیث
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات و اسامی دیگر حدیث قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
10دقیقه
50ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 45

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه شامل 108 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه سنت از دیدگاه شیعه :

مقاله ارائه شده به سمینار بین المللی «جایگاه سنّت نبوی در اسلام»، استانبول، ترکیه.
25/ج ۲/۱۴۱۶ ه* . و ۲۸/۸/۱۳۷۴ ش.[۱]
ترجمه از عربی: عباس جلالی

الحمدلله رب العالمین والصلاه علی خاتم الانبیاء افضل المرسلین محمد و آله الطاهرین والسلام علی اصحابه المنتجبین.

پیروان مکتب اهل بیت (شیعه امامیه)، طبق فرموده خدای متعال: «ما اتاکم الرسول فخذوه ومانهاکم عنه فانتهوا»[۲]، دستورات اسلام (اعمّ از عقائد و احکام) را پس از کتاب خدا، از سنّت رسول اکرم ص دریافت می کنند، و روشن ترین دلیل بر این معنا آن است که فقهای امامیّه از قرن چهارم هجری در استنباطِ احکام، بعد از کتاب خدا به سنت رسول او رجوع نموده اند و در این زمینه به کتب چهارگانه حدیث: کافی، از شیخ کلینی (م: ۳۲۹ ه*)، من لا یحضره الفقیه از شیخ صدوق (م: ۳۸۱ ه*)، استبصار و تهذیب از شیخ طوسی (م: ۴۶۰ ه*)، مراجعه می کنند و مؤلفان این کتب، روایات را از اصول گرفته اند، و اصل[۳]، در اصطلاح محدثان مکتب اهل بیت، عبارت است از تألیفی که مؤلفِ اصلی، روایاتِ متن آن را مستقیماً از اهل بیت و یا از کسی شنیده باشد که او مستقیماً آنها را از امام فرا گرفته است؛ و ائمه اهل بیت تصریح کرده اند که آنچه روایت می کنند و یا در آن فتوا می دهند، از سخنان رسول خدا ص است.
امام ابو عبدالله صادق ع به پرسش فردی که از او مسأله ای پرسید، همین گونه پاسخ داد؛ آن شخص پرسید: اگر چنین و چنان شود به نظر شما درباره آن چه باید گفت؟
حضرت فرمود: آرام باش؛ آنچه که من به تو پاسخ می دهم، از سخنان رسول خدا ص است و ما با «چه باید گفت» کاری نداریم[۴].
و در «بصائر الدرجات» آمده است:
هرگاه به تو پاسخی دهم، از رسول خدا ص است و ما از پیش خود چیزی نمی گوییم[۵].
مجلسی می گوید: آنگاه که سؤال کننده از حضرت خواست «دیدگاه خود را که با ظن و اجتهاد برمی گزینی برایم بازگو نما»، امام ع وی را از این ظن نهی فرمود، و برای وی روشن ساخت که آنان جز با قطع و یقین و یا آنچه که از سیدالمرسلین ص به آنان رسیده است، مطلبی نمی گویند[۶].
و نیز در بصائر الدرجات از سماعه نقل شده که گفت:
به ابوالحسن ع عرض کردم: هر چه را که می فرمایی در کتاب خدا و سنّت نبی اوست، یا از پیش خود می گویی؟
حضرت فرمود: بلکه هر چه را می گوییم در کتاب خدا و سنت نبیّ او ص است[۷].
و به سندش آن را از ابی عبدالله الصادق ع نقل کرده که:
اگر ما از پیش خود و از سر هوا و هوس برای مردم فتوا دهیم، در زمره هلاک شوندگانیم، ولی این گفته ها از رسول خدا ص است. سرچشمه دانشی است که هر یک از ما آن را از دیگری به ارث می بریم. و همان گونه که مردم زر و سیم خود را نهان می سازند، ما آن [علوم] را ذخیره می کنیم[۸].
مانند این روایت به سه سند از امام باقر ع در این کتاب آمده است[۹]. و مؤلف، به سند خود از ابی جعفر امام باقر ع روایت کرده که فرمود:
ما اگر از پیش خود سخن بگوییم، مانند کسانی که قبل از ما به گمراهی کشیده شدند گمراه خواهیم شد؛ ولی ما با حجّتی از ناحیه پروردگار خود سخن می گوییم که آن را برای پیامبرش تبیین کرده، و پیامبر آن را برای ما روشن ساخته است[۱۰].
و به سند خود آن را از امام جعفر صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود:
حجّتی است از ناحیه پروردگارمان که آن را برای پیامبر خود تبیین نموده، و پیامبرش آن را برای ما روشن ساخته است. اگر چنین نبود، ما هم مانند این مردم بودیم.
و نیز به سند خود آن را از ابی عبدالله الصادق ع آورده است که فرمود:
به خدا سوگند ما با هوا و هوس و از پیش خود چیزی نقل نمی کنیم و جز آنچه را که پروردگارمان فرموده است نمی گوییم. [این علوم] اصولی است نزد ما که آن را ذخیره می کنیم همانگونه که این مردم زر و سیم خویش را نهان می سازند[۱۱].

سخنان ائمه (ع) به جدشان رسول خدا (ص) استناد دارد
در احادیث قبلی، ائمه ع تصریح کرده اند که از پیش خود سخن نمی گویند، بلکه از رسول خدا ص روایت می کنند. برخی روایاتی را که ائمه ع در آنها سخنان خود را به جدشان رسول اکرم ص نسبت داده اند، ذیلاً یادآور می شویم:
در بصائر الدرجات و وسائل الشیعه شیخ حُرّ عاملی (م: ۱۱۰۴) و غیر آن دو، به پنج سند، از ابی عبدالله امام صادق ع نقل شده که فرمود:
خداوند، حلال و حرام و تأویل و تفسیر را به رسول خود ص آموخت، و رسول خدا ص کلیه علم خویش را به علی [ع] یاد داد[۱۲].
و به سند خود از ابی عبدالله ع آورده است که حضرت فرمود:
خدای متعال، قرآن و چیزی غیر از آن را به رسول خود ص آموخت و آنچه را که خداوند به رسولش آموخت، آن حضرت آنها را به علی ع یاد داد[۱۳].
در همین کتاب به سند خود از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ع نقل کرده است که فرمود:
هرگاه از رسول خدا ص پرسشی داشتم، به من پاسخ می داد، و اگر پرسشهایم پایان می یافت او با من شروع به سخن می کرد. هیچ آیه ای در شب و روز و آسمان و زمین درباره دنیا و آخرت و بهشت و دوزخ، و در دشت و کوه و تاریکی و روشنایی بر او نازل نگشت مگر اینکه آن را برایم قرائت کرد و بر من املاء نمود و من با دست خود آن را نگاشتم، و تأویل و تفسیر و محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من آموخت و به من یاد داد که چگونه و کجا و درباره چه کسی تا روز قیامت نازل شده است. و برایم از خدا خواست که به من فهم و قدرت حفظ عنایت کند، و من هیچ آیه ای از کتاب خدا را و اینکه بر چه کسی نازل شده فراموش نکردم، مگر اینکه رسول خدا ص آن را بر من املاء فرمود[۱۴].
و در بصائر الدرجات آمده است که راوی از زید بن علی نقل می کند که برای ما گفت: «امیرالمؤمنین ع فرمود: نه آسودم، و نه رسول خدا ص عهد و پیمانی از من گرفت تا اینکه آنچه را جبرئیل در آن روز از حلال یا حرام یا سنت یا امر یا نهی نازل کرده بود، از رسول خدا ص آموختم و دانستم درباره چه و چه کسی نازل گشته است». بیرون رفتیم و معتزله به ما برخوردند، این قضیه را بر ایشان بیان کردیم؛ گفتند: این ماجرای شگفت آوری است! چگونه این کار ممکن است؟ در حالی که یکی از آن دو از دیگری غایب است، چگونه آن را می داند؟ می گوید: به زید مراجعه کردیم و او را در جریان پاسخ معتزله قرار دادیم. وی گفت: تعداد روزهایی که [علی ع غایب بود، بر رسول خدا ص حفظ و رعایت می شد و آنگاه که یکدیگر را دیدار می کردند، رسول خدا ص بدو می فرمود: «ای علی! در فلان روز، فلان آیه و در فلان روز، فلان آیه نازل شد»، تا آخرین روز که به هم می رسید؛… و ما این پاسخ زید را به اطلاع آنها رساندیم[۱۵].

احادیث سه گانه ای که ذیلاً از طبقات ابن سعد می آید، مؤید حدیث گذشته است:
1 از محمد بن عمر بن علی بن ابی طالب نقل کرده است که گفت: به علی [ع] گفته شد: چگونه شما بیش از دیگر اصحاب رسول خدا ص حدیث نقل می کنی؟! حضرت فرمود:
هر گاه از رسول خدا ص می پرسیدم، وی مرا آگاه می ساخت و آنگاه که ساکت می شدم، او با من آغاز سخن می کرد.

۲ از سلیمان احمسی از پدرش نقل کرده که گفت: علی ع فرمود:
به خدا سوگند هیچ آیه ای نازل نگشت، مگر اینکه من دانستم درباره چه و چه کسی و در کجا نازل شده است؛ پروردگارم به من دلی با ادراک و زبانی گویا و روان بخشیده است.

۳ از ابی طفیل نقل نموده است که علی [ع] گفت:
درباره کتاب خدا از من پرسش نمایید، زیرا آیه ای نیست مگر اینکه من می دانم در شب نازل شده یا در روز، در دشت فرود آمده و یا در کوهسار[۱۶].

و نیز سه روایت در سنن نسایی و ابن ماجه و مسند احمد، مؤید گفته ماست، و لفظ از نسایی است:
1 از عبدالله نجی نقل شده که گفت: علی ع فرمود: «من نسبت به رسول خدا ص جایگاهی داشتم که هیچ یک از مردم از آن برخوردار نبودند؛ هر سحرگاه بر او وارد می شدم، و می گفتم: السلام علیک یا نبی الله! اگر حضرت تنحنح می کرد، نزد خانواده ام برمی گشتم، وگرنه بر آن حضرت وارد می شدم».

۲ علی ع فرمود: «در اوقاتی خاصّ، بر رسول خدا ص وارد می شدم. هرگاه نزد او می آمدم اجازه می گرفتم، اگر حضرت در حال نماز بود، تنحنح می کرد، و اگر از نماز فارغ شده بود، به من اجازه ورود می داد».

۳ و نیز فرمود: «من دو زمانِ ورود بر رسول خدا داشتم، یکی شب هنگام و یکی در روز، و هر گاه شبانگاه خدمت آن حضرت می رسیدم، برایم تنحنح می کرد»[۱۷].

برخی از روایاتی را که درباره دریافت علوم علی ع از رسول خدا ص وارد شده بود، پیشتر از نظر شما گذراندم. از این پس، احادیثی می آید که بیانگر این است که ائمه اهل بیت ع علوم خود را از پدرشان امام علی ع می گرفتند، و این کار به دستور رسول خدا ص انجام می پذیرفت.

دستور پیامبر اکرم به علی (ع) مبنی بر نگارش برای دیگر ائمه (ع)
در «امالی» شیخ صدوق و «بصائر الدرجات» و «ینابیع الموده» آمده (و لفظ از امالی) است که احمد بن محمد بن علی الباقر از پدرانش علیهم السلام نقل می کند:
رسول خدا ص به علی ع فرمود: «آنچه را به تو املاء می کنم، یادداشت کن»
عرض کرد: ای پیامبر خدا! مگر بیم فراموشی بر من داری؟
حضرت فرمود: «به فراموشی تو بیمناک نیستم؛ چه اینکه من از خدا خواستم تا نگاهدار تو از فراموشی باشد، ولی برای شریکانت یادداشت نما».
می گوید عرض کردم: ای پیامبر خدا! شریکانم کیانند؟
فرمود: «پیشوایانی که از فرزندان تو هستند…»[۱۸].
و علی ع در سخنان خو در «مسکن» (که منطقه ای است) به این معنا اشاره کرده است، چنانکه ابو اراکه آن را روایت کرده و گفته است در «مسکن» همراه علی ع بودیم و بر سر این گفتگو می کردیم که علی ع شمشیر رسول خدا ص را به ارث برده است، و برخی می گفتند استرِ حضرت را به ارث برده، و بعضی قائل بودند که صحیفه و نوشتاری را در قبضه شمشیر حضرت، به ارث برده است، تا آنکه علی ع بیرون آمد و ما هنوز درباره وی گفتگو می کردیم. آن حضرت فرمود:
به خدا سوگند اگر توان داشته باشم و به من رخصت داده شود، آنقدر با شما سخن می گویم که سالی بگذرد و یک حرف را تکرار نکرده باشم، و به خدا سوگند، نزد من صحف بسیاری وجود دارد، که میراث رسول خدا ص و اهل بیت اوست[۱۹].

نام کتاب علی (ع)
در بصائر الدرجات و کافی به سندشان از اباعبدالله ع نقل شده (و لفظ از بصائر) است که حضرت فرمود:
به خدا سوگند نزد ما چیزی است که [با وجود آن] به هیچ کس نیازی نداریم و مردم به ما نیازمندند. پیش ما کتابی است به املای رسول خدا ص که علی ع آن را با دستخط خود به نگارش درآورده و صحیفه ای است که طول آن هفتاد ذراع است، و هر حلال و حرامی در آن وجود دارد[۲۰].
و ائمه اهل بیت کتاب علی را که رسول خدا ص در آن، احکام را بر او املا فرموده است، «الجامعه» نامیده اند. چنانکه در شش روایت در کافی و وافی و بصائر الدرجات از اباعبدالله الصادق ع وارد شده است که خلاصه آن چنین است:
«الجامعه» نزد ما است؛ صحیفه ای که دارای هفتاد ذراع از ذراع رسول خدا ص است، و آن را به زبان خویش املا فرموده و علی ع آن را با دستخط خویش به نگارش درآورده است. هر حلال و حرام و هر چه که مردم بدان نیاز دارند حتی عوض اندک خراشیدگی، در آن وجود دارد[۲۱].
و در روایتی، آن حضرت فرمود:
در گستره ای از چرم، مانند ران شتر دو کوهان، حکم هر چه مردم بدان نیاز دارند، در آن وجود دارد. هیچ قضیه ای نیست مگر اینکه در آن هست، حتی عوض اندک خراشیدگی[۲۲].
در روایتی دیگر است که فرمود:
«الجامعه» برای هیچ کس سخنی باقی نگذاشته است. علم حلال و حرام در آن است. طرفداران قیاس به واسطه قیاس، در پی علم و دانش برآمدند، ولی جز دوری [از آن] چیزی نصیبشان نشد، زیرا دین خدا به وسیله قیاس دست یافتنی نیست[۲۳].
ائمه شیعه، امام علی و امام حسن و امام حسین و امام سجاد و امام باقر ع چگونه کتبِ علم را دست به دست گردانده اند؟
در بصائر الدرجات به سند خود از ابی عبدالله امام صادق ع نقل کرده است که فرمود:
کتبِ [علم] نزد علی ع بود و آنگاه که رهسپار عراق گردید، آن کتب را به ام سلمه سپرد، و زمانی که علی ع به شهادت رسید آن کتب، نزد امام حسن و پس از او نزد امام حسین، و بعد از امام حسین، نزد علی بن حسین و سپس نزد پدرم امام باقر بود[۲۴].

امام علی بن حسین (ع)
در «مناقب» ابن شهرآشوب و «بحار» به سندشان از ابوجعفر، امام باقر ع آورده اند که:
زمانی که حسین ع متوجه عراق شد، وصیّت [خود] و آن کتب و دیگر چیزها را به ام سلمه همسر پیامبر ص سپرد و بدو فرمود: «هر گاه بزرگترین فرزندم نزدت آمد، آنچه را که به تو سپردم به او تحویل ده» و آنگاه که حسین ع به شهادت رسید، علی بن حسین نزد ام سلمه آمد، و او آنچه را که امام حسین ع بدو سپرده بود، به آن حضرت داد[۲۵].
مانند این حدیث در کافی نیز آمده است[۲۶].

امام محمد باقر (ع)
در کافی و إعلام الوری و بصائر الدرجات و بحار منقول است (و لفظ از کافی است) که عیسی بن عبدالله از پدرش از جدّش نقل کرد و گفت: علی بن حسین ع در حالی که وی در بستر شهادت قرار داشت و گرد او جمع شده بودند، متوجه فرزندش شد و سپس رو به فرزندش (محمد بن علی) نمود و فرمود:
«ای محمد! این صندوق را به خانه ات ببر» و آنگاه فرمود یعنی علی بن حسین : «ولی در این صندوق، دینار و درهمی وجود ندارد، بلکه سرشار از علم است»[۲۷].
و در بصائر الدرجات، و «بحار» از عیسی بن عبدالله بن عمر، از جعفر بن محمد الصادق ع منقول است که فرمود:
قبل از آنکه علی بن حسین ع به شهادت برسد، صندوقی را که نزدش بود، بیرون آورد و فرمود: «ای محمد، این صندوق را بردار» گفتند: سهم ما را از صندوق بده، حضرت [باقر ع ] فرمود: «به خدا سوگند برای شما چیزی در آن نیست. اگر در آن چیزی برای شما وجود داشت، آن را به من نمی داد»، و در آن صندوق، سلاح و کتب رسول خدا ص بود[۲۸].

امام جعفر صادق (ع)
در کافی و بصائر الدرجات از حمران نقل شده که گفت: درباره آنچه مردم می گویند صحیفه ای مُهر شده به أم سلمه سپرده شد، از حضرت ابوجعفر ع سؤال کردم، فرمود:
«هنگامی که رسول خدا ص رحلت کرد: علی ع علم و دانش و سلاح او و آنچه را که آنجا بود به ارث برد. سپس به امام حسن ع و پس از او به امام حسین ع رسید، و آنگاه که ما بیم کشته شدن و نابودی داشتیم آنها را به ام سلمه سپرد، و بعد از آن علی بن حسین ع آنها را دریافت کرد».
عرض کردم: «آری، و سپس به پدرت رسید و آنگاه به خودت منتهی شد و به شما رسید». فرمود: «آری»[۲۹].
و از عمر بن أبان منقول است که گفت: از امام صادق ع درباره مطلبی که مردم می گویند (صحیفه ای مُهر شده به ام سلمه سپرده شد)، پرسیدم حضرت فرمود:
«آنگاه که رسول خدا ص دنیا را وداع گفت، علی ع علم و دانش و سلاح آن حضرت و آنچه را که آنجا وجود داشت به ارث برد، و سپس به امام حسن ع و پس از او به امام حسین ع رسید».
عرض کردم: و آنگاه به علی بن حسین ع رسید و بعد از او به پسرش و سپس به شما منتهی شد؟ فرمود: «آری»[۳۰].

امام موسی بن جعفر (ع)
در بحار از حماد صائغ نقل شده که گفت از مفضّل بن عمر شنیدم که:
از امام صادق ع پرسش می نمودم که ابوالحسن موسی امام کاظم ع سر رسید. امام صادق ع به من (مفضل) فرمود: آیا اگر به صاحب کتاب علی بنگری شادمان خواهی شد؟ عرض کردم: چه [افتخاری از این بزرگتر؟ حضرت فرمود: این شخص [امام کاظم ع ]، صاحب کتاب علی ع است … [حدیث را در مأخذش بنگرید][۳۱].

امام علی بن موسی الرضا (ع)
از علی بن یقطین منقول است که گفت:
ابوالحسن، امام کاظم ع به من فرمود: «ای علی! این شخص [امام رضا]، داناترین فرزند من است و کتب خویش را به وی هدیه کرده ام، (و با دست خود به فرزندش امام رضا ع اشاره کرد).
و در روایتی دیگر از ابن یقطین آمده است که:
شنیدم می فرمود: «فرزندم علی، سرور فرزندانم است، و کتب خود را بدو هدیه کردم»[۳۲].

رجوع ائمه (ع) به «الجامعه»

امام علی بن الحسین (ع)
نخستین فردی که سراغ داریم مستقیماً از کتاب «جامعه» علی ع روایت کرده، امام علی بن حسین ع است، چنانکه در کافی و من لایحضره الفقیه و تهذیب و معانی الاخبار و وسائل آمده است و لفظ [حدیث] از کافی است:
از أبان منقول است که از علی بن حسین ع درباره مردی که وصیت به چیزی (شیئی) از مالش نموده سؤال شد، حضرت فرمود: «شی ء، در کتاب علی ع یک ششم است»[۳۳].

امام باقر (ع)
بعد از امام علی بن حسین، امام باقر ع از «جامعه» روایت کرده است. در خصال و عقاب الاعمال و وسائل از ابوجعفر، امام باقر ع منقول است که فرمود:
در کتاب علی ع سه ویژگی و خصلت یاد شده است که صاحب آنها هرگز از دنیا نمی رود مگر اینکه نتیجه بد آنها را خواهد دید: ظلم و ستم، قطع ارتباط خویشاوندی، سوگند دروغ که به واسطه آن، خدا را به مبارزه می طلبد[۳۴].
همچنین امام باقر از کتاب علی ع درباره گرفتن مال فرزند و پدر، و نزدیکی با کنیزکِ فرزند، روایت کرده است[۳۵]. و در حکم نهان ساختن عیب زن هنگام ازدواجش[۳۶]، و سوگند دروغ[۳۷]، و در

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.