خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مداخله مستقیم قدرتهای بزرگ در جنگ ایران و عراق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مداخله مستقیم قدرتهای بزرگ در جنگ ایران و عراق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مواضع قدرتهای بزرگ در قبال تجاوز عراق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مواضع قدرتهای بزرگ در قبال تجاوز عراق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
36دقیقه
13ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 70

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل احکام حیض و مقاربت :

و یسئلونک عن المحیض قل هو اذی فاعتزلوا النساء فی المحیض و لا تقربوهن حتی یطهرن فاذا تطهرن فاتوهن من حیث امرکم الله ان الله یحب التوابین ویحب المتطهرین (۲۲۲)نساؤکم حرث لکم فاتوا حرثکم انی شئتم و قدموا لانفسکم و اتقوا الله و اعلموا انکم ملاقوه و بشر المؤمنین (۲۲۳)

ترجمه آیات

از تو از مساله حیض می پرسند بگو آن آزاری است برای زنان پس باید که از زنان در حال حیض کناره گیری کنید و با ایشان نزدیکی جنسی ننمائید تا وقتی که پاک شوند پس همینکه غسل کردندمی توانید آنطور که خدا دستورتان داده با ایشان نزدیکی کنید که خدا مردم تائب را دوست می دارد و آنهائی را هم که در پی پاک شدن هستند دوست می دارد(۲۲۲).

زنان شما کشتزار شمایند از هر طرف خواستید به کشتزارخود درآئید و در صدد پدید آوردن یادگاری و نسلی برای خود برآئید و از خدا پروا کنیدو بدانید که شما او را دیدار خواهید کرد و مؤمنین را بشارت ده(۲۲۳).

صفحه : ۳۱۱

بیان آیات

ویسئلونک عن المحیض قل هو اذی…کلمه(محیض)مانندکلمه(حیض)مصدر(حاضت المراه – تحیض)است، و معنایش جریان خون معروفی است که صفات مخصوصی دارد، و زنان حائض آن صفات را می شناسند، و چون این مصدر مختص زنان است لذا اسم فاعل آن را مذکرهم می آورند، و می گویند زن حائض، همچنانکه می گویند زن حامل.

و کلمه(اذی) – بطوریکه گفته اند – به معنای ضرر است،لیکن این حرف قابل خدشه است، چون اگر اذیت ضرر بود، باید صحیح باشد در مقابل نفع استعمال شود، همانطورکه کلمه ضرر در مقابل کلمه نفع استعمال می شود، و معلوم است که هیچ وقت به جای دوای مضرنمی گوئیم:دوای موذی، چون موذی یک معنای دیگری غیر مضر را افاده می کند و بهمین جهت است که خدای تعالی فرموده: لن یضروکم الا اذی (۱).

واگر فرموده بود: لن یضروکم الا ضرراکلام فاسد می شد، و نیزاگر کلمه(اذیت)را به معنای ضرر بگیریم آنگاه در امثال و آیه: لم تؤذوننی و قد تعلمون انی رسول الله الیکم(۳) دچار اشکال می شویم چون در اینگونه آیات کلمه(اذیت)ظهوری در معنای ضرر ندارد، پس ظاهر این است که کلمه(اذی)به معنای هرعارضه ای باشد برای چیزی که ملایم با طبع آن نباشد، که این معنا به وجهی منطبق با معنای ضرر نیز هست.

و اینکه محیض را اذی خوانده، به همان معنائی است که گفتیم، چون خون حیض که به عادت زنان مربوط است، از عمل خاصی حاصل می شود که طبیعت زن در مزاج خون طبیعی زن انجام می دهد، و مقداری از خون طبیعی او را فاسد، و از حال طبیعی خارج نموده، و به داخل رحم می فرستد،تا بدین وسیله رحم را پاک کند، و یا اگر جنین در آن باشد، با آن خون جنین را غذا دهد،و یا اگر بچه بدنیا آمده ماده اصلی برای ساختن شیر جهت کودک را آماده

…………………………………….. (۱)سوره آل عمران آیه ۱۱۱ (۲)کسانی که خدا و رسول را اذیت می کنند.سوره احزاب آیه ۵۷ (۳)چرا مرا اذیت می کنید، با اینکه می دانیدکه من فرستاده خدا به سوی شمایم؟.سوره صف آیه ۵

صفحه : ۳۱۲

سازد.

و بنابر آن تفسیری که کلمه(اذی)را به معنای ضرر گرفتند،محیض را هم به معنای جمع شدن با زنان در حال حیض گرفته، و در معنای آیه گفته اند: از تو می پرسندآیا در چنین حالی جایز است با زنان جمع شد؟جواب داده شده این عمل ضرر است، و درست هم هست چون پزشکان گفته اند: طبیعت زن در حال حیض سرگرم پاک کردن رحم، و آماده کردن آن برای حامله شدن است، و جماع در این حال نظام این عمل را مختل می سازد، و به نتیجه این عمل طبیعی یعنی به حمل(و به رحم زن)صدمه می زند.

فاعتزلواالنساء فی المحیض، و لا تقربوهن…کلمه(اعتزال)که جمله(فاعتزلوهن)امر از آن است، به معنای عزلت گرفتن، و دوری گزیدن از معاشرت است، و نیز وقتی گفته می شود: (عزلت نصیبه)، معنایش این است که من سهم او را مشخص نموده، و از سایر سهام جدا کردم، و کنار گذاشتم و کلمه(قرب)در مقابل کلمه(بعد)است، و این کلمه هم به خودی خود متعدی می شود، و هم با حرف(من)،و مراداز اعتزال ترک نزدیکی از محل خون است، که بیانش خواهد آمد.

آراء طوائف و مذاهب مختلف درمساله محیض و رعایت اعتدال در نظریه اسلام در این باره

طوائف مختلف مردم در مساله محیض آراء و مذاهبی مختلف دارند، یهود در این مساله شدت عمل به خرج می داد، و در حال حیض زنان، حتی از غذا و آب و محل زندگی و بسترزنان دوری می کرد، و در تورات نیز احکامی سخت در باره زنان حائض و کسانی که در محل زندگی و در بستر و غیره با ایشان نزدیکی می کنند وارد شده.

و اما نصارا، در مذهب ایشان هیچ حکمی در باره اجتماع با زنان حائض، و نزدیک شدن به ایشان نیامده، و اما مشرکین عرب، آنان نیز در این باره هیچ حکمی نداشتند،جز اینکه ساکنین مدینه و دهات اطراف آن، از این کار اجتناب می کردند، و این بدان جهت بود که آداب و رسوم یهودیان در ایشان سرایت کرده بود، و همان سخت گیریهای یهود را در معاشرت بازنان حائض معمول می داشتند، و اما عربهای دیگر، چه بسا این عمل را مستحب هم می دانستند، و می گفتند جماع با زنان در حال حیض باعث می شودفرزندی که ممکن است پدید شود خونخوار باشد، و خونخواری در میان عشایر صحرانشین صفتی پسندیده بوده است.

و به هر حال پس اینکه فرمود: (از زنان در حال حیض کناره گیری کنید)هر چندظاهرش امر به مطلق کناره گیری است همانطور که یهودیان می گفتند، و هر چند که برای تاکیداین ظاهر بار دوم هم فرمود: و لا تقربوهن، و لیکن جمله: فاتوهن من حیث امرکم الله، بادر نظر داشتن اینکه منظور از(آنجائی که خدا دستور داده)همان مجرای خون است، که در آخرآیه است، خود قرینه است بر اینکه جمله: (فاعتزلوا)، و جمله دوم یعنیو لا تقربوهنجنبه

صفحه : ۳۱۳

کنایه دارند، نه تصریح، و مراد از آمدن زنان و نزدیکی باایشان نزدیکی از محل خون است فقط، نه مطلق مخالطت و معاشرت، و نه مطلق تمتع و لذت گیری از آنان.

پس معلوم شد اسلام در مساله حیض زنان راه وسط را اتخاذ کرده،راهی میانه در بین تشدید تمامی که یهود اتخاذ کرده، و در بین اهمال مطلقی که نصارا پیش گرفته اند،و آن راه میانه این است که مردان در هنگام عادت زنان از محل ترشح خون نزدیکی نکنند، و تمتعات غیر این را می توانندببرند، و در جمله: (فی المحیض)اسم ظاهر در جای ضمیر به کار رفته چون می توانست بفرماید: فاعتزلوا النساء فیهونکته این تبدیل این است که منظور از محیض اول معنای مصدری کلمه است، و از محیض دوم زمان حیض است، پس کلمه دوم غیر کلمه اول است، و اگر ضمیر می آورد، قهرا به مرجعی بر می گشت که معنای آن منظور نبود.

معنای طهارت و بررسی منشا پیدایش مفهوم طهارت و نجاست در بین مردم

حتی یطهرن فاذا تطهرن فاتوهن من حیث امرکم اللهکلمه(طهارت- پاکی)که در مقابلش کلمه(نجاست – پلیدی)قرار دارد از کلماتی است که معنایش در ملت اسلام دایر است، و احکام و خواصی برای آنها تشریع شده، و قسمت عمده ای از مسائل دینی را تشکیل می دهد، و این دوکلمه به خاطر اینکه بسیار بر سر زبانهااست، حقیقتی شرعی و یا حداقل حقیقت متشرعه ای گردیده است که معنای این دو جورحقیقت در فن اصول بیان شده.

و اما معنای طهارت، چیزی است که همه مردم با وجوداختلافی که در زبانهایشان هست می دانند، و از همینجا باید دانست که طهارت از آن معانی است که اختصاص به یک قوم و دو قوم یا یک عصر و دو عصر ندارد، بلکه تمامی انسانها در زندگی خود با آن سروکاردارند.

چون اساس زندگی بر تصرف در مادیات، و بوسیله آنها رسیدن به هدفهای زندگی است، باید از مادیت استفاده کند تا به مقاصد زندگی خود برسد، آری انسان هرچه را که می خواهد و طبعش متمایل به آن می شود بدین جهت است که در آن فایده و خاصیتی سراغ دارد، و به خاطرآن فایده به سوی آن چیز جذب می شود، و از همه فوایدی که آدمی دارد، فایده های مربوط به تغذی و تولید دامنه دارتر است، و با خیلی چیزها سروکار دارد.

و این چیزهائی که مورد استفاده خوردن و تولید واقع می شود،گاهی مورد هجوم عوارضی واقع می شود، که آن صفات رغبت انگیزش را که بیشتر رنگ و بو و طعم است از دست می دهد، و دیگر انسان به آن چیزها رغبتی پیدا نمی کند، بلکه طبع آدمی از آن متنفر می شود، آن حالت اولی طهارت، و حالت دومی نجاست، نامیده می شود پس طهارت و نجاست

صفحه : ۳۱۴

دو صفت وجودی است که در اشیا هست، اگر صفت اولی در چیزی وجود داشت، و مایه رغبت انسان در آن شد، آن چیز طاهر است و اگر صفت دومی پیدا شد، آن چیز پلید است.

و اولین باری که انسان متوجه این دو معنا شد، در محسوسات به آن برخورد، آنگاه آن دورا در معقولات هم استعمال کرد، و لفظ در هر دو جور طهارت و نجاست بکار برد، چه طهارت ونجاست مادی و محسوس، و چه طهارت و نجاست معنوی مثلا طهارت حسب و نسب،وطهارت در عمل، و طهارت در اخلاق، و عقاید، و اقوال، و نجاست در آنها.

این خلاصه گفتاری است که در معنای طهارت و نجاست از دیدگاه مردم باید دانست،

کلماتی که بر طهارت و نجاست مادی و معنوی دلالت دارند، و اینکه اسلام هر دو قسم طهارت و نجاست را معتبر
شمرده است

و اما نظافت، و نزاهت، و قدس، و سبحان، الفاظی هستندکه از نظر معنا با لفظ طهارت نزدیکند، چیزی که هست نظافت به معنای طهارتی است که بعداز پلیدی در چیزی حاصل می شود، (مثلا لباس بعد از شسته شدن نظیف می شود، و بهمین جهت)کلمه نظافت بخصوص در محسوسات استعمال می شود.

و اما کلمه(نزاهت)در اصل به معنای دوری بوده،و اگر در طهارت استعمال شود، بطور استعاره استعمال شده است.

و کلمه(قدس)و(سبحان)تنها مخصوص طهارت معنوی است.

و همچنین کلمات(قذارت)و(رجس)قریب المعنای باکلمه(نجاست)است.لیکن قذارت در اصل به معنای دوری بوده: مثلا می گفتند: (ناقه قذور)، یعنی شتری که،همیشه ازگله شتران دوری می کند، و یا می گفتند: (رجل قاذوره)یعنی مردی که به خاطر بد خلقیش بامردم نمی جوشد، و از مردم دوری می کند و حاضر نیست با آنان یک جا جمع شود، و(رجل مقذر)با فتحه میم، یعنی مردی که مورد نفرت و اجتناب مردم است.

و نیز می گفتند: (قذرت الشی ء)، و یا(تقذرت الشی ء)، و یا(استقذرت الشی ء)که در هر سه عبارت معنا این است که من از فلان چیز بدم می آید، و بنابر این استعمال قذارت درمعنای نجاست در اصل استعمالی مجازی بوده چون نجاست هر چیزی مستلزم آن است که انسان از آن دوری کند.

و همچنین کلمه(رجس)، و کلمه(رجز)به کسره را، وگویا اصل در معنای رجزهول و وحشت بوده، پس دلالت آن بر نجاست نیز به استعاره است.

و اسلام معنای طهارت و نجاست را معتبر شمرده، و همچنین طهارت و نجاست مادی ومعنوی هر دو را پذیرفته، بلکه در معارف کلیه و در قوانین مقرره نیز سرایت داده،بعضی قوانین راطاهر، و بعضی را نجس خوانده، از آن جمله می فرماید: و لا تقربوهن حتی یطهرنکه منظور

صفحه : ۳۱۵

از این طهارت پاکی از حیض است، و ثیابک فطهر(۱) و لکن یرید لیطهرکم (۲) اولئک الذین لم یرد الله ان یطهر قلوبهم (۳) لا یمسه الا المطهرون (۴).

شریعت اسلام همچنین یک عده چیزهائی را نجس شمرده، مانندخون، و بول، وغائط، و منی، از انسان(و بعضی حیوانات) ، و پاره ای حیوانات زنده چون خوک، و حکم کرده به اینکه در نماز و خوردن و نوشیدن از آنها اجتناب شود و اموری را هم طهارت خوانده، مانندشستشوی جامه و بدن از نجاستی که به آنها برخورده که آن را طهارت خبیثیه خوانده، و طهارت با وضو و غسل آنطورکه در کتب فقهی شرح داده شده به دست می آید و آن را طهارت حدثیه خوانده.

اسلام دین توحید است و تمام فروع آن به همان اصل برمی گردد.اصل توحید طهارت و بقیه معارف آن نیز طهارتها
هستند

و در سابق هم گذشت که بیان کردیم اسلام دین توحید است،و تمامی فروع آن به همان اصل واحد بر می گردد، و آن اصل واحد است، که در تمامی فروع دین منتشر شده است.

از اینجا روشن می گردد که اصل توحید، طهارت هم هست، طهارت کبرا نزد خدای سبحان، و بعد از این طهارت کبرا و اصلی، بقیه معارف کلیه نیز طهارت هائی است برای انسان،و بعد از آن معارف کلیه اصول اخلاق فاضله نیز طهارت(باطن از رذائل)است، و بعد ازاصول اخلاقی احکام عملی نیز که به منظور صلاح دنیا و آخرت بشر تشریع شده طهارت هائی دیگراست، و آیات مذکوره نیز بر همین مقیاس انطباق دارد، هم آیهیرید لیطهرکم(۵) و هم آیه: و یطهرکم تطهیرا(۶) و هم آیات دیگری که در معنای طهارت وارد شده.

حال برگردیم به مطلبی که داشتیم، و می گوئیم طهارت در جمله: (حتی یطهرن)به معنای قطع شدن جریان خون از زنان است، و در جمله: (فاذا تطهرن)یا به معنای شستن محل خون است، و یا به معنای غسل کردن است، و جمله: فاتوهن من حیث امرکم الله…، امری است که تنها جواز را می رساند، و دلالت بر وجوب ندارد، چون بعد از نهی واقع شده، ومی خواهد بطور کنایه بفهماند: بعد ازپاک شدن، و یا غسل کردن زن، نزدیکی کردن با او جایزاست، و این ادبی است الهی و لایق به قرآن کریم، و اگر امر نامبرده را مقید کرد به قید

…………………………………….. (۱)جامه ات را پاک کن.سوره مدثر آیه ۴ (۲)ولی می خواهدبوسیله این قوانین پاکتان کند.سوره مائده آیه ۷ (۳)آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهاشان را پاک کند.سوره مائده آیه ۴۴ (۴)کسی جز پاکان با آن کتاب تماس ندارد.سوره واقعه آیه ۷۹ (۵)سوره مائده آیه ۷ (۶)سوره احزاب آیه ۳۳

صفحه : ۳۱۶

(امرکم الله)برای این بود که آن ادب را تکمیل کرده باشد چون عمل جماع در نظر بدوی امری است لغو، و لهو، لذا آن را مقید کرد به امر خدا، و با این قید از اموری قرارش داد که خدا تکوینابه آن امر کرده، تا دلالت کند بر اینکه جماع یکی از اموری است که تمامیت نظام نوع انسانی هم در حیاتش و هم در بقایش منوط به آن است، پس سزاوار نیست چنین امری را بازیچه قرارداد،بلکه باید از دیدگاه یکی از اصول نوامیس تکوینیش نظر کرد.

و آیه شریفه: فاتوهن من حیث امرکم اللهاز نظر سیاق شباهت به آیه شریفه: فالان باشروهن و ابتغوا ما کتب الله لکم (۱).

دارد، پس از این شباهت چنین به نظر می رسد که مراد از امر به آمدن(۲) در آیه مورد بحث، امر تکوینی است، که خلقت وتکوین انسان هم بر آن دلالت دارد، چون خلقتش مجهز به اعضائی است که اگر مساله تناسل نبود اعضائی زاید و بیهوده بود،و نیز مجهز به قوائی است که انسان را به عمل زناشوئی دعوت می کند، تا نسل بشر قطع نگردد، پس امر نامبرده امر شرعی نیست، همچنانکه منظور از کتابت در جمله: و ابتغوا ما کتب الله لکمنیز همین مساله توالد و تناسل است، و این معنا به خوبی از آیه استفاده می شود.

…………………………………….. (۱)حالا دیگر می توانید با زنان بیامیزید،و آنچه خدا مقدرتان کرد طلب کنید.سوره بقره آیه ۱۸۷ (۲)پس از هر راه و هر جور که خواستیدبه کشتزار خود روید، و بر خود مقدم بدارید.سوره بقره آیه ۲۲۳

البته ممکن است بگوئیم: مراد از امر دستور شرعی است، ومی خواهد مساله ازدواج وتناسل را بطور کفائی واجب کند، به این معنا که بر عموم انسانها واجب است نسلی برای بعد ازخود درست کنند، اگر چند نفر این کار را کردند، تکلیف از دیگران ساقط است، مانند سایرواجبات کفائی، که زندگی جز با انجام آنها تامین نمی شود، لیکن این احتمال بعید است.

بعضی از مفسرین به این آیه استدلال کرده اند بر اینکه جمع شدن با زنان از عقب حرام است، ولی استدلال بسیار سست و ناپسند است، برای اینکه منشا و اساس آن یکی از دو پنداراست، که هر دو غلط است، یا گمان کرده اند که مفهوم(پس نزد ایشان شوید از آنجا که خدادستور داده)،این است که از عقب نزدیک نشوید، که این مفهوم لقب است، و قطعا حجت نیست(و این عبارت که فرمان تکوینی خدا به اینکه باید نسل بشر حفظ شود با نزدیکی از جلواطاعت می شود)، هیچ ربطی به حلیت و حرمت سایر اقسام نزدیکی ندارد.

و یا اینکه پنداشته اند: امر به هر چیزی دلالت دارد بر نهی از ضد آن، که نیز قطع داریم

صفحه : ۳۱۷

بر ضعف چنین دلالتی.

علاوه بر اینکه اگر بطور کلی صیغه امر دلالت بر وجوب کند،در خصوص جمله موردبحث دلالت ندارد، برای اینکه امر در آن بعد از نهی واقع شده(و در علم اصول مسلم شده که امربه دنبال نهی تنها می فهماند حالا دیگر نهیی نیست، و آن عمل در این صورت جایز است)این در صورتی است که خواسته باشند به امر در(فاتوهن)استدلال کنند، و اگر به امر در جمله(من حیث امرکم الله)استدلال کنند، باید پرسید:آیا امر نامبرده را امر تکوینی می دانید، یاتشریعی اگر تکوینی باشد، که از دلالت لفظی خارج است، زبان ندارد، تا با آن استدلال شود، و اگر تشریعی باشد، تازه بر وجوب کفائی دلالت می کند و ما بر فرض که در مساله(آیاامر به هر چیز دلالت بر نهی از ضد آن دارد یا نه)قائل شویم که دلالت دارد، در اوامری قائل می شویم که بخواهد تکلیفی را بطور عینی و مولوی واجب کند، نه بطور کفائی و یا ارشادی.

ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرینتوبه به معنای برگشتن به سوی خدای سبحان است و تطهر به معنای پذیرفتن و شروع به طهارت است، یا بگو صرفنظرکردن جدی از پلیدی و برگشتن به اصل(یعنی طهارت)است، پس در نتیجه هر دو عنوان توبه و تطهر در مورد اوامر و نواهی خدا، و مخصوصا در مورد طهارت ونجاست صادقند، چون گردن نهادن به اوامر خدا و دست برداری از هر چیز که خدانهی کرده، هم تطهر از قذارت است، که مخالف اصل و مفسده آور است، و هم توبه و بازگشت به سوی خدا است، و بهمین مناسبت بوده که خدای تعالی حکم در آیه را با جمله: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین…تعلیل نموده.

چون لازم است میان حکم و علتی که برای آن ذکر می شودمناسبت و انطباقی باشد، ودر آیه مورد بحث چند حکم آمده، یکی دوری کردن از جماع در حال حیض، و یکی انجام این عمل در غیر آن حال، و از آنجائی که توابین و متطهرین در جمله مورد بحث مطلق آمده، تمامی مراتب توبه و طهارت را به بیانی که گذشت شامل می شود.

و چون کلمه(توابین)صیغه مبالغه و به معنای کسی است که بسیار توبه می کند، بعیدنیست این مبالغه را از کلمه(متطهرین)نیز استفاده کنیم، درنتیجه کثرت در توبه و طهارت ازهر جهت استفاده شود، هم کثرت از جهت نوع توبه و طهارت، و هم از جهت عدد آن دو، آن وقت معنا چنین می شود که خدا همه انواع توبه را دوست می دارد، چه اینکه با استغفار باشدو چه اینکه با امتثال همه اوامر ونواهی او باشد، و چه با معتقد شدن به همه اعتقادات حقه باشد، و نیز خدا همه انواع تطهر را دوست می دارد، چه اینکه با گرفتن وضو و انجام غسل باشد،

صفحه : ۳۱۸

و چه اینکه با انجام اعمال صالحه باشد، و چه اینکه با کسب علوم حقه باشد، هم همه این انواع توبه و تطهر را دوست می دارد، و هم تکرار آن دو را.

نساؤکم حرث لکم، فاتوا حرثکم انی شئتمکلمه(حرث)مصدرو به معنای زراعت است، و مانند زراعت بر زمینی هم که در آن زراعت می شود اطلاق می گردد، هم می گویند:(این گندمها کشت و زرع فلانی است)، وهم می گویند: (این زمین زراعت فلانی است)، و کلمه(انی)از اسمای شرط است، که مانندکلمه(متی)در خصوص زمان استعمال می شود، البته گاهی در مکان هم بکار می رودهمچنانکه در قرآن آمده:یا مریم انی لک هذا، قالت هو من عند الله (۱).

حال اگر در آیه مورد بحث به معنای مکان باشد، معناچنین می شود(شما به کشتزارخود وارد شوید، از هر محلی که خواستید)، و اگر به معنای زمان باشد معنایش این می شود(شما هر وقت خواستید به کشتزار خود بروید).

و به هر معنا که باشد می خواهد اطلاق را برساند، مخصوصابا قید(شئتم)این اطلاق روشن تر به چشم می خورد، و این همان مانعی است که نمی گذارد جمله(فاتواحرثکم)دلالت بر وجوب کند، چون معنا ندارد عملی را واجب کنند و به دنبالش اختیار انجام آن را به خودواگذار نمایند.

این را هم باید بدانیم که آوردن جمله: (زنان شما کشتزار شمایند)قبل از بیان(فاتواحرثکم)و نیز تعبیر از زنان برای بار دوم به(کشتزار)خالی از این دلالت نیست، که مرادتوسعه و آزادی دادن در عمل زناشوئی است، یا از نظر مکان و یا از نظر زمان البته مکانی که زنان انتخاب کنند، نه آنجائی که مردان از زنان انتخاب کنند، حال اگر اطلاق تنها از نظر مکان باشد، دیگرآیه شریفه متعرض اطلاق نیست، و در نتیجه آیه قبلی که می فرمود: فاعتزلوا النساءفی المحیض، و جملهو لا تقربوهن حتی یطهرن…تعارضی ندارد.

و اگر اطلاق آیه تنها از نظر زمان باشد، آن وقت این اطلاق بوسیله محیض تخصیص می خورد، برای اینکه آیه محیض مشتمل بر کلمه ای است که نمی گذارد آیه بوسیله آیه حرث نسخ شود، و آن کلمه(اذی)است، که می فهماند محیض آزاری است، و اصلا علت تشریع حرمت نزدیکی با زنان در حیض همین آزار بودن حیض است، و معلوم است مادام که حیض هست آزار هم هست، و این نسخ بردار نیست.

و نیز علت دیگری که نمی گذارد نسخ نامبرده صورت بگیرد، این است که آیه محیض

…………………………………….. (۱)مریم این طعام از کجا برایت آماده شد، گفت از ناحیه خدا.سوره آل عمران آیه ۳۷

صفحه : ۳۱۹

دلالت دارد بر اینکه حرمت اجتماع با زنان در حال حیض خود نوعی تطهیر زنان از پلیدی است، و خدای سبحان همیشه تطهیر را دوست می دارد، و بر بندگان خود منت می گذارد،که تطهیرشان کرده می فرماید: ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و لکن یرید لیطهرکم، و لیتم نعمته علیکم (۱).

و معلوم است که این معنا قابل نسخ نیست، و نمی شود آن را با امثال آیه: نساءکم حرث لکم، فاتوا حرثکم انی شئتم…، مقید کرد چون این آیه اولا می خواهدآزادی دهد، وعلت آزاد شدن مردم با علت تحریم یعنی آزار بودن حیض جمع می شود، و در نتیجه در برداشتن حرمت کاری نمی تواند بکند،و ثانیا آیه حرث مشتمل بر جمله: و قدموا لانفسکم…است، که به خوبی از آن استفاده می شود که حرث بودن زنان نمی تواند ناسخ آیه محیض باشد، چه بعد از آن آیه نازل شده باشد، و چه قبل از آن

حاصل کلام در معنای جملهزنان شما کشتزار شمایند

پس حاصل کلام در معنای آیه این شد که نسبت زنان به جامعه انسانی نسبت کشتزاراست به انسان کشت کار، همانطور که کشتزار برای بقای بذر لازم است، و اگر نباشدبذرها به کلی نابود می شود، و دیگر غذائی برای حفظ حیات و ابقای آن نمی ماند، همچنین اگر زنان نباشند نوع انسانی دوام نمی یابد، و نسلش قطع می شود، آری خدای سبحان تکون و پدید آمدن انسان، و یا بگو به صورت انسان در آمدن ماده را تنها در رحم مادران قرار داده، و از سوی دیگرطبیعت مردان را طوری قرار داده که متمایل و منعطف به سوی زنان است با اینکه مقداری از آن ماده اصلی در خود مردان هم وجود دارد، و در نتیجه میان دو دسته از انسانها مودت و رحمت قرار داده و چون چنین بوده قطعا غرض از پدید آوردن این جذبه و کشش، پدید آوردن وسیله ای بوده برای بقای نوع،پس دیگر معنا ندارد، آن را مقید به وقتی و یا محلی معین نموده، از انجام آن در زمانی و مکانی دیگر منع کند، بله مگر آنکه در یک موردی خاص انجام این عمل مزاحم باامری دیگر شود، امری که فی نفسه واجب بوده، و اهمالش جایز نباشد،و با این بیان معنای جمله: و قدموا لانفسکمبه خوبی روشن می شود.

یکی ازتفسیرهای عجیب و غریب استدلالی است که بعضی به جملهنساؤکم حرث لکم…کرده اند، بر اینکه در هنگام جماع عزل(یعنی بیرون ریختن نطفه)جایز است،بااینکه آیه شریفه هیچ نظری به این جهت ندارد، تا اطلاقش شامل آن شود، نظیر این حرف تفسیردیگری است که گفتن بسم الله قبل از جماع را از جمله: و قدموا لانفسکم…استفاده کرده

…………………………………….. (۱)خدا نمی خواهد شما را به زحمت اندازد، بلکه می خواهدپاکتان کند و نعمت خود بر شما تمام کند.سوره مائده آیه ۷

صفحه : ۳۲۰

است.

امر به ازدواج و تناسل و دیگر دستوراتی که مربوط به زندگانی دنیوی است به امر به عبادت و ذکر خدا منتهی می شوند

و قدموا لانفسکم، و اتقواالله، و اعلموا انکم ملاقوه، و بشر المؤمنین…گفتیم:مراد از اینکه فرمود: قدموا لانفسکم – که یا خطاب به مردان است، و یا به مردان و زنان هردو، – واداشتن انسانها به ازدواج و تناسل است، تا نوع بشر در زمین باقی بماند، و این هم معلوم است که غرض خدای سبحان از بقای نوع بشر در زمین، بقای دین او، و ظهورتوحید و پرستش او است، و برای این است که جوامع بشری باشند تا با

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.