اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع) – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع) شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع) گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع) با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع) از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع) را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت موسی(ع) :
ترجمه آیات ۲۱ – ۵۴
آیا در زمین سیر نمی کنند تا ببینند سرانجام کسانی که قبل از ایشان بودند چه شد؟ آنان از اینان نیرومندتر بودند و آثار بیشتری در زمین داشتند با این حال، خدا به کیفر گناهانشان بگرفت و از ناحیه خداهیچ حافظی نداشتند(۲۱).
این بدان جهت بود که رسولانشان به سویشان می آمدند و آیاتی روشن می آوردند ولی کفرمی ورزیدند خدا هم ایشان را بگرفت که خدا قوی و شدید العقاب است(۲۲).
همین ما بودیم که فرستادیم موسی را با آیات خود و سلطانی مبین(۲۳).
به سوی فرعون و هامان و قارون پس گفتند: وی ساحری است دروغپرداز(۲۴).
و چون حق را از ناحیه ما آورد گفتند فرزندان هر کس که طرفدار اوست به قتل برسانید و زنانشان رازنده نگه دارید ولی کید و نقشه های فرعون کیدی کور و نقشه ای بر آب بود(۲۵).
و فرعون گفت که مرا واگذارید تا موسی را بکشم و او باید پروردگار خود را بخواند که من می ترسم دین شما را دگرگون ساخته و یا در زمین فساد انگیزد(۲۶).
موسی گفت: من به پروردگار خودم و پروردگار شما پناه می برم از هر متکبری که به روز حساب ایمان ندارد(۲۷).
و مردی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می داشت گفت: آیا مردی را می کشید که می گویدپروردگار من الله است با اینکه از ناحیه پروردگارتان آیاتی روشن آورده؟و اگر دروغگو باشد وزر دروغش به عهده خود اوست.ولی اگر راست بگوید: بعضی از آن وعده هایی که به شما داده به شما می رسد.به درستی که خدا کسی را که اسرافگر و دروغگو باشد نمی آمرزد(۲۸).
ای قوم من، امروز سلطنت و قدرت به دست شماست و در زمین نیرومند هستید ولی اگر فردا عذابی از ناحیه خدا بیاید چه کسی ما را یاری می کند؟فرعون گفت: هیچ رای جز آنچه ارائه دادم ندارم و شما راجز به راه رشد هدایت نمی کنم(۲۹).
دوباره همان کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، به راستی بر شما می ترسم از عذابی مثل عذاب روز احزاب(۳۰).
مثل سنتی از عذاب که در قوم نوح و عاد و ثمود و اقوام بعد از ایشان جریان یافت و خدا هرگز اراده ظلم نسبت به بندگان ندارد(۳۱).
و نیز من بر شما ای قوم می ترسم از روز قیامت، روزی که بانگ و فریاد مردم از هر سو بلندمی شود(۳۲).
روزی که از عذاب پا به فرار می گذارید ولی از ناحیه خدا هیچ حافظی ندارید و کسی که خداگمراهش کند دیگر هیچ راهنما نخواهد داشت(۳۳).
همین شما بودید که در گذشته یوسف به سویتان بیامد و لایزال نسبت به دینی که برایتان آورده بوددر شک بودید تا آنکه از دنیا رفت گفتید دیگر خدا هرگز بعد از وی رسولی مبعوث نمی کند اینطور خدا هراسرافگر شکاک را گمراه می کند(۳۴).
همان کسانی که بدون دلیلی آسمانی در آیات خدا جدال می کنند و این جدال عداوت بزرگی است نسبت به خدا و به کسانی که ایمان آورده اند خداوند این چنین مهر می زند بر هر قلبی که متکبر وجبار باشد(۳۵).
(از آن جمله)فرعون است که به وزیرش هامان گفت برای من قصری بلند با آجر بساز شاید به راهها دست یابم(۳۶).
راه های آسمان، و در نتیجه معبود موسی را ببینم و راست می گویم که من او را دروغگو می پندارم.
و این چنین اعمال زشت فرعون در نظرش زیبا جلوه کرده بود و از راه باز داشته شده بود و نقشه فرعون جز به هلاکت وی نینجامید(۳۷).
و آنکه ایمان آورده بود گفت: ای قوم مرا پیروی کنید تا شما را به راه رشد هدایت کنم(۳۸).
ای قوم این زندگی دنیا متاعی است و خانه آخرت خانه قرار و دائمی است(۳۹).
کسی که عمل زشتی کند تنها کیفری مثل آن خواهد داشت ولی کسی که عملی صالح انجام دهدچه مرد و چه زن بشرطی که ایمان داشته باشد چنین کسانی داخل بهشت می شوند و در آن بی حساب روزی داده خواهند شد(۴۰).
و ای قوم من!چه می شود مرا که شما را به سوی نجات می خوانم در عوض شما مرا به سوی آتش دعوت می کنید(۴۱).
مرا می خوانید که به خدا کفر ورزم و برایش شریک قایل شوم که هیچ دلیلی بر شرک او ندارم و من شما را به سوی خدای عزیز آمرزنده دعوت می کنم(۴۲).
این حقیقتی است که آنچه شما مرا به سویش می خوانید نه در دنیا دعوتی دارد و نه در آخرت ومحقق است که بازگشت ما به سوی خداست و محققا تنها اسرافگران اهل آتشند(۴۳).
پس به زودی متوجه آنچه به شما می گویم خواهید شد و من امر خود را به خدا واگذار می کنم که خدا دانای به بندگان است(۴۴).
خدای تعالی هم او را از نقشه های سوئی که برایش کشیده بودند حفظ فرموده و بدترین عذاب متوجه آل فرعون شد(۴۵).
آتشی که هر صبح و شام بر آن عرضه می شوند تا قیامت به پا شود و چون به پا شد گفته می شود ای آل فرعون داخل شدیدترین عذاب شوید(۴۶).
همان روزی که در آتش با یکدیگر بگو مگو می کنند ضعفاء به گردنکشان می گویند ما در دنیاپیرو شما بودیم حال آیا امروز می توانید مقداری از این عذاب آتش را از ما برگردانید؟(۴۷).
گردنکشان در پاسخ می گویند ما و شما هر دو دسته در آتش هستیم امروز هم خدا در بین بندگانش حکم کرده(و خلاصه حاکم خدا بوده نه این و آن)(۴۸).
و همه آنها که در آتشند به خازنان دوزخ می گویند پروردگارتان را بخوانید یک روز هم که شده عذاب را بر ما تخفیف دهد(۴۹).
در پاسخ می گویند آیا همواره رسولانتان با معجزات و آیات روشن به سویتان نیامدند؟می گویند:
بله آمدند.در پاسخ می گویند: پس بخوانید که دعای کافران جز در ضلالت نخواهد بود(۵۰).
به درستی که ما رسولان خود را و آنان را که ایمان آوردند هم در دنیا و هم در روزی که گواهان به پا خاسته می شوند یاری کرده و می کنیم(۵۱).
در آن روز ستمکاران را پشیمانی و عذرخواهی سود ندهد و برای آنها خشم و لعن و منزلگاه بد(جهنم)مهیاست(۵۲).
و همین ما بودیم که به موسی هدایت دادیم و کتاب را به ارث به بنی اسرائیل دادیم(۵۳).
کتابی که هدایت و تذکر برای خردمندان بود(۵۴).
بیان آیات
در این آیات کفار را موعظه می فرماید که به آثار امت های گذشته و داستانهای ایشان مراجعه کنند و در آنها نظر نموده و عبرت بگیرند و بدانند که قوت اقویاء و استکبار مستکبران روزگار و مکر مکاران، خدا را عاجز نمی کند، و به همین منظور از باب نمونه پاره ای از قصص موسی و فرعون را ذکر می کند و در آن قصه مؤمن آل فرعون را می آورد.
“ا و لم یسیروا فی الارض فینظروا…”استفهام در این آیه انکاری است.و کلمه” واقی”اسم فاعل از مصدر”وقایه”است به معنای حفظ کردن چیزی از هر چه آن را اذیت کند و به آن ضرر بزند.
و معنای آیه این است که: “ا و لم یسیروا”چرا این مردمی که ما پیامبر به سویشان گسیل داشته ایم به سیر”فی الارض فینظروا”در زمین نمی پردازند، تا به نظر تفکر و عبرت گیری بنگرند که”کیف کان عاقبه الذین کانوا من قبلهم”عاقبت مردمی که قبل از ایشان می زیسته اند چگونه بوده و آن امت ها در اثر تکذیب پیامبران خود چه سرانجامی داشتند.
“کانوا هم اشد منهم قوه”با اینکه آن امت ها از اینان نیرومندتر و دارای تمکنی و تسلطی بیشتر”و آثارا”و آثاری چون شهرهای محصور به قلعه های محکم و کاخ های عالی و پی ریزی شده داشتند، “فی الارض فاخذهم الله بذنوبهم”در همین زمین که اینان زندگی می کنندزندگی می کردند، ولی خدا ایشان را به کیفر گناهانشان بگرفت و به جرم اعمالشان هلاکشان کرد”و ما کان لهم من الله من واق”و از ناحیه خدا هیچ حافظی که حفظشان کند نداشتند.
“ذلک بانهم کانت تاتیهم رسلهم بالبینات…”کلمه”ذلک”اشاره به همان اخذ الهی است.و مراد از”بینات”آیات روشن است.
و بقیه الفاظ آیه ظاهر است.
“و لقد ارسلنا موسی بایاتنا و سلطان مبین”بعید نیست مراد از”آیات”معجزات و خارق العاده هایی باشد که موسی با آنها به سوی فرعون فرستاده شد، از قبیل عصا، ید بیضاء و غیر آن دو.و مراد از”سلطان مبین”سلطه الهی باشد که خدا به وسیله آن موسی(ع)را تایید کرد، و به وسیله آن جلو فرعون رااز کشتن موسی و خاموش کردن نور او بگرفت.
بعضی (۱) گفته اند: مراد از”آیات”براهین و دلالات است، و مراد از”سلطان”معجزات موسی، چون عصا، ید بیضاء، و غیر آن دو.بعضی دیگر هم حرفهایی دیگر زده اند.
“الی فرعون و هامان و قارون فقالوا ساحر کذاب”کلمه”فرعون”نام جبار و دیکتاتور نژاد قبط و پادشاه ایشان است.و”هامان”نام وزیر اوست و”قارون”نام یکی از طاغیان بنی اسرائیل است که دارای خزاینی مملو از پول بوده.و اگر از میان همه دو امت قبطی و سبطی تنها نام این سه نفر را ذکر کرده، برای این بوده که تمامی فتنه ها و فسادها به این سه نفر منتهی می شده.
“فلما جاءهم بالحق من عندنا قالوا اقتلوا ابناء الذین آمنوا معه…”در این آیه ما بین آنچه موسی برایشان آورد و بدان دعوتشان کرد، با مقابله ای که آنان کردند و نقشه های شیطانی که ریختند، مقابله و مقایسه شده است، می فرماید: موسی برای آنان حق را آورده بود و جا داشت حق را بپذیرند، به خاطر همین که حق است و نیز به خاطراینکه آنچه آورده بود از ناحیه خدای تعالی بود، بدین جهت لازم بود آن را قبول کنند و ردنکنند، ولی در عوض کید کردند و آنچه که گفتند بدین منظور گفتند که کسی به موسی ایمان نیاورد.اما خدای عزیز کید ایشان را بی نتیجه و خنثی ساخت و نگذاشت آن کید به گروندگان به موسی اصابت کند.
سیاق آیه این اشعار را دارد که یکی از گویندگان این حرف قارون بوده که خود ازبنی اسرائیل بوده است و اشکالی هم ندارد، چون فرمان به کشتن پسران بنی اسرائیل و زنده نگهداشتن دختران از ناحیه فرعونیان و قبل از دعوت موسی(ع)بوده، و فرمان در این آیه که گفتیم قارون هم در آن شریک بوده، بعد از دعوت موسی و در خصوص فرزندان مؤمنین به وی بوده است و هیچ مانعی ندارد که قارون هم در این فرمان با فرعونیان موافقت کرده باشد، چون او با موسی و مؤمنین عداوت می ورزیده.
و در اینکه فرمود: “الذین امنوا معه”و نفرمود: “آمنوا به”اشاره است به اینکه گروندگان به موسی از آن جناب پشتیبانی هم می کردند و در دعوتش کمکش می نمودند.
“و قال فرعون ذرونی اقتل موسی و لیدع ربه…”جمله”ذرونی”به معنای”اترکونی”است، یعنی مانع من نشوید و بگذارید موسی رابکشم، و این خطابی است که فرعون به درباریان خود کرده.و در آن این دلالت است که دربرابرش مردمی بوده اند که با کشتن موسی مخالفت می کرده اند و به وی می گفته اند: او رامکش و دست از او بردار، همچنان که آیه”قالوا ارجه و اخاه” (۲) نیز این اشاره را دارد.
و جمله: “و لیدع ربه”سخنی است که فرعون از روی تکبر و طغیان گفته.می گوید:
بگذارید من موسی را بکشم، آن وقت او پروردگار خود را بخواند، تا اگر توانست از دست من نجاتش دهد و از کشتن خلاصش کند.
و در جمله”انی اخاف ان یبدل دینکم او ان یظهر فی الارض الفساد”تصمیم خود راتوجیه و تعلیل می کند، می گوید: من از موسی بر شما می ترسم که مبادا دین و دنیای شما راتباه کند.اما از جهت دین – یعنی پرستش بت ها – برای اینکه می ترسم او دین دیگری به جای آن رواج دهد و آن پرستش خدای یگانه است.و اما از جهت دنیا چون می ترسم کار او بالا بگیرد و نیرومند شود و پیروانش زیاد گشته، به آسانی سر از اطاعت ما برتابد و کار منجر به مشاجره و جنگ و از بین رفتن امنیت گردد.
“و قال موسی انی عذت بربی و ربکم من کل متکبر لا یؤمن بیوم الحساب”این آیه شریفه حکایت کلام موسی(ع)است، کلامی که با آن تهدید فرعون را با تهدید خود مقابله می کند، او تهدید به کشتن وی کرده بود و آن جناب تهدیدش کرده به اینکه به پروردگارش پناه می برد.
و جمله”عذت بربی و ربکم”در مقابل گفتار فرعون است که گفت: “و لیدع ربه”،چون فرعون در این جمله رب را اختصاص به موسی داد و گفت: “موسی پروردگار خود رابخواند”.و موسی(ع)در پاسخش پروردگار خود را پروردگار ایشان نیز خواند، وگفت: ” من پناه می برم به پروردگار خودم و پروردگار شما”و فهماند که خدای تعالی همانطور که پروردگار من است، پروردگار شما هم هست، همانطور که حکمش در من نافذاست، در شما نیز نافذ است.پس چون چنین است می تواند پناهنده خود را از شر شما حفظکند، همچنان که تاکنون حفظ فرموده.
از اینجا روشن می شود که خطاب در جمله”ربکم”به فرعون و درباریان او بوده، نه به قوم اسرائیلی خودش.
و در جمله”من کل متکبر لا یؤمن بیوم الحساب”، اشاره می کند به فرعون و هر کس دیگری که در دو صفت تکبر و بی ایمانی به روز حساب با او شرکت دارد و معلوم است کسی که این دو صفت را داشته باشد، از هیچ شری پروا ندارد.
“و قال رجل مؤمن من ال فرعون یکتم ایمانه…”از ظاهر سیاق برمی آید که جمله”من آل فرعون”صفت آن مرد باشد و جمله”یکتم ایمانه”صفت دیگری از او باشد، در نتیجه معلوم می شود مؤمن آل فرعون از دودمان خودفرعون، یعنی از نژاد قبطیان بوده و نیز از خواص درباریان وی بوده و کسی از ایمان درونی اوخبردار نشده، چون ایمان خود را از آنان مخفی می کرده و تقیه می نموده.
ولی بعضی (۳) از مفسرین گفته اند: اصل کلام”و قال رجل مؤمن یکتم ایمانه من ال فرعون”بوده، در نتیجه مؤمن نامبرده از بنی اسرائیل بوده و ایمان خود را از آل فرعون کتمان می کرده.و بنا به گفته این مفسر جمله”من آل فرعون”مفعول دوم” یکتم”است که جلوتر از آن ذکر شده.مفسر نامبرده در پاسخ از اینکه اگر جمله مزبور مفعول دوم”یکتم”است، پس چرا کلمه”من”در کار آمده، با اینکه می توانست بفرماید”یکتم ایمانه آل فرعون”، گفته است: هر چند غالبا بدون حرف”من”مفعول دوم را می گیرد، مانند آیه”و لا یکتمون الله حدیثا” (۴) و لیکن گاهی هم می شود که با حرف”من”متعدی می شود، همچنان که درمصباح به این مطلب تصریح شده است.
و لیکن سیاق آیه این تفسیر را نمی پذیرد، برای اینکه اولا مقدم آوردن مفعول دوم حتما باید برای افاده نکته ای از قبیل حصر و امثال آن باشد و در جمله مورد بحث چنین نکته ای در کار نیست، و ثانیا مؤمن نامبرده در کلام خود فرعون و فرعونیان را به عنوان”یا قوم- ای قوم من”صدا می زند و اگر از دودمان فرعون نبود، نباید چنین می گفت.
“ا تقتلون رجلا ان یقول ربی الله و قد جاءکم بالبینات من ربکم”در این قسمت فرعونیان را نهی و توبیخ می کند، از اینکه تصمیم بر قتل او گرفته اند.
و از اینکه جمله”من ربکم”را به کار برد، فهمیده می شود آن معجزات و بیناتی که موسی(ع)آورده معجزات و بیناتی بوده که دلالت داشته بر اینکه الله تعالی رب ایشان نیزهست، همانطور که او الله را رب خود گرفته.پس کشتن او کشتن مردی است که از ناحیه پروردگار فرعونیان حق را برایشان آورده.
“و ان یک کاذبا فعلیه کذبه” – بعضی از مفسرین گفته اند: فرضی که در این جمله کرده، تلطفی از ناحیه او بوده، نه اینکه راستی احتمال می داده که موسی دروغگو باشد و درراستگویی وی شک داشته، خواسته است از در مهربانی سخن گفته باشد.
“و ان یک صادقا یصبکم بعض الذی یعدکم” – در این جمله مخاصمه را تا آسان ترین فرض تنزل داده، گویا می گوید: “و اگر صادق باشد آن وقت آن انواع عذابهایی که وعده اش را داده به شما می رسد و اگر همه آن عذابها نرسد، لا اقل بعضی از آنها به شما خواهد رسید.
پس منظور تنزل دادن مخاصمه بوده، و گرنه لازمه صدقش این است که تمامی آن عذابهایی که وعده اش را داده به ایشان می رسید.
“ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب” – این جمله تنها فرض دومی را تعلیل می کندو معنایش این است که: اگر موسی در ادعای خود دروغگو باشد، همان دروغ خودش برایش بس است.و اگر راستگو باشد، آن وقت به فرضی که همه عذابهایی که وعده اش را داده به شما نرسد، لااقل مقداری از آن به شما خواهد رسید، چون در این فرض شما مسرف و متجاوزهستید که پا از گلیم خود فراتر نهاده اید.و نیز کذاب هستید، چون ربوبیت پروردگار خود راانکار کرده، اربابی دیگر به جای خدا اتخاذ نموده اید و خدا کسی را که مسرف و کذاب باشدهدایت نمی کند.و اما بر فرضی که او دروغ بگوید، در آن صورت پروردگاری که معرفی می کند ربوبیت ندارد تا آنکه در باره هدایت کردنش و نکردنش گفتگو شود.
از این بیان روشن می گردد، اینکه بعضی گفته اند: “جمله مزبور تعلیل هر دو فرض است و به هر دو جمله ارتباط دارد”حرف صحیحی نیست.
“یا قوم لکم الملک الیوم ظاهرین فی الارض فمن ینصرنا من باس الله ان جاءنا” معنای کلمه”ظاهرین”غلبه و علو در ارض است.و منظور از”ارض”سر زمین مصر ومنظور از” باس الله”اخذ خدا و عذاب اوست.و استفهام در آیه انکاری است.
معنایش این است که: مؤمن آل فرعون به فرعونیان می گوید: ای قوم و قبیله من، امروز ملک و سلطنت در دست شماست، و شما بر سایر مردم یعنی بنی اسرائیل غلبه دارید و درزمین علو و بلندپروازی می کنید، فردا اگر عذاب خدا به سوی ما آید، همچنان که موسی وعده اش را داده، چه کسی ما را یاری می کند؟در این بیان خودش را هم داخل در آنان وجزو آنان قرار داده تا در ترساندنشان از عذاب خدا مؤثرتر و در خیرخواهی آنان رساتر سخن گفته باشد و سخن بهتر در دلهایشان جای بگیرد، و خلاصه بفهماند که عاقبتی را که برای خودش می خواهد، برای آنان نیز می خواهد.
“قال فرعون ما اریکم الا ما اری و ما اهدیکم الا سبیل الرشاد”فرعون در پاسخ گفت: من شما را جز به طریق صواب و مطابق واقع راهنمایی نمی کنم، و منظورش این بوده که بگوید: خودم بدانچه مردم را به سویش راهنمایی می کنم یقین دارم، و آن طریقه علاوه بر اینکه برایم معلوم است، با واقع هم مطابق است، و این سخن ازفرعون یک فریبکاری و زرنگی عجیبی است.
“و قال الذی امن یا قوم انی اخاف علیکم مثل یوم الاحزاب…للعباد”مراد از جمله” الذی امن”همان مؤمن آل فرعون است و نباید به گفته بعضی (۵) که آن را عبارت از موسی(ع)دانسته اند، به این دلیل که کلام کلامی است محکم، اعتناء کرد. و مراد از” احزاب”امت های مذکور در آیه بعدی است، یعنی قوم نوح، عاد، ثمود، وآنهایی که بعد از ایشان بوده اند.و جمله”مثل داب قوم نوح”، بیانی است برای مثل قبلی وکلمه”داب”به معنای عادت است.
و معنای آیه چنین است: مؤمن آل فرعون مجددا رو به مردم کرده گفت: ای قوم وقبیله من به راستی من بر شما از همان عذاب می ترسم که بر سر اقوام گذشته آمد، من از روزی می ترسم که مانند یک عادت همیشگی بر اقوام گذشته یکی پس از دیگری گذشت، به خاطراینکه کفر ورزیدند و پیامبران خود را تکذیب کردند، ممکن هم هست کلمه”جزا”در تقدیربگیریم، و آیه را چنین معنا کنیم: من بر شما می ترسم از روزی که برسد بر شما مثل جزای عادت دائمی گذشتگان، عادت دائمیشان بر کفر و تکذیب، و خداوند هرگز نمی خواهد بربندگان ستم کند.
“و یا قوم انی اخاف علیکم یوم التناد…من هاد”منظور از”یوم التناد”روز قیامت است.و تسمیه قیامت به این اسم، به خاطر این است که در آن روز ستمگران یکدیگر را با صدای بلند صدا می زنند، و داد و فریادشان به واویلا بلند می شود، همانطور که در دنیا به داد و فریاد عادت کرده بودند.
بعضی (۶) از مفسرین گفته اند: مراد از”تنادی”نداهایی است که بین بهشتیان ودوزخیان پیش می آید و قرآن آن را در سوره اعراف حکایت کرده.البته وجوه دیگری نیز برای این نامگذاری ذکر کرده اند، که فایده ای در بر ندارد.
“یوم تولون مدبرین ما لکم من الله من عاصم” – منظور از این”یوم”باز همان روزقیامت است و شاید مراد این باشد که کفار در آن روز در دوزخ از شدت عذاب از این سو به آن سو فرار می کنند شاید که راه نجاتی پیدا کنند، ولی از هر طرف که می دوند برگردانده می شوند، همچنان که در جای دیگر قرآن کریم آمده: “کلما ارادوا ان یخرجوا منها من غم اعیدوا فیها و ذوقوا عذاب الحریق” (۷).
“و من یضلل الله فما له من هاد” – این جمله به منزله تعلیلی است برای جمله”مالکم من الله من عاصم”، و معنایش این است که شما پشت کرده و فرار می کنید و لیکن هیچ پناهی ندارید، چون اگر پناهی باشد از ناحیه خداست، و از آن ناحیه هم پناهی نیست، برای اینکه خدا شما را گمراه کرده و کسی که خدا گمراهش کرده باشد، دیگر راهنمایی نخواهدداشت.
“و لقد جاءکم یوسف من قبل بالبینات…”بعد از آنکه گفت خدا ایشان را گمراه کرده و دیگر راهنمایی ندارند، به عنوان شاهد،داستان یوسف(ع)که در مصر مبعوث شد و رفتاری که مصریان با او داشتند را ذکرمی کند که مادام در بین آنان بود، در نبوتش شک می کردند، و بعد از آن که از دنیا رفت گفتند: دیگر پیامبری بعد از او نیست.
بنا بر این معنای آیه چنین می شود: سوگند می خورم که قبل از این هم یوسف به سوی شما مصریان آمد، و آیاتی بینات آورد، آیاتی که دیگر هیچ شکی در رسالتش برای کسی باقی نمی گذاشت، ولی تا او زنده بود شما همواره در باره دعوت او در شک بودید و همین که از دنیا رفت گفتید: دیگر بعد از یوسف، خدای سبحان، رسولی مبعوث نمی کند، و با این سخن گفتار خود را نقض کردید و هیچ پروایی هم نکردید.
آنگاه بیان خود را تاکید و در عین حال تعلیل کرده و فرموده: “کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب – آری این چنین خداوند هر اسرافگر شکاکی را گمراه می کند”.
“الذین یجادلون فی ایات الله بغیر سلطان اتیهم…”این آیه توصیف همان” مسرف مرتاب”آیه قبلی است، چون کسی که پا از گلیم خود بیرون کند و از زی خود خارج شود، یعنی از حق اعراض نماید و از هوای نفس پیروی کند و در نتیجه شک و تردید در دلش جایگزین گردد، و بر هیچ سخنی هر چه هم علمی باشداعتماد نمی کند و به هیچ حجتی که او را به سوی حق راهنمایی می کند دل نمی بندد، چنین کسی آیات خدا را هم در صورتی که با مقتضای هوای نفسش مخالف باشد، بدون هیچ برهانی رد می کند و برای رد آن، به باطل جدال می نماید.
“کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار” – این جمله می فهماند که دلهای آنان مهر خورده و دیگر هیچ حرف حسابی و برهانی قاطعی را نمی فهمند و به هیچ دلیل قانع کننده اعتماد نمی کنند.
“و قال فرعون یا هامان ابن لی صرحا…فی تباب”در این آیه فرعون به وزیر خود هامان دستور می دهد: برایش بنای بلندی بسازد، تا به وسیله آن از اله موسی اطلاعی به دست آورد، و گویا این دستور را در اثنای بگومگویش با مؤمن آل فرعون، و بعد از منصرف شدن از کشتن موسی داده، و به همین جهت در بین موعظه های مؤمن نامبرده و احتجاجات او واقع شده.
کلمه”صرح” – به طوری که صاحب مجمع البیان (۸) گفته – به معنای بنایی است که ازچشم بیننده، هر قدر هم دور باشد پوشیده نماند.و کلمه”اسباب”جمع”سبب”است که به معنای هر چیزی است که به وسیله آن به مقصد و هدف دور خود برسی.
و جمله”لعلی ابلغ الاسباب”به منزله تعلیلی است برای دستور مزبور، و معنایش این است که: اگر به تو دستور می دهم برای من برج بلندی بسازی، علتش این است که امیدوارم به وسیله آن و با صعود بر بالای آن به اسباب دست یابم.آنگاه خودش اسباب را تفسیر کرده،به”اسباب السموات”، و بر آن متفرع کرده که: “فاطلع الی اله موسی”تا بر خدای موسی مشرف شوم.گویا خواسته بگوید: آن اله که این مرد به سوی آن دعوت می کند، و موسی هم به سوی آن می خواند، در زمین نیست، چون در زمین، غیر از من اله دیگر وجود ندارد، پس اگرباشد لابد در آسمان است، پس برایم برجی بساز، شاید که من با صعود بر بالای آن، به اسباب آسمانی که نهانی های آسمان را کشف می کند، دست یابم، و از راه آن اسباب کشف کنم که اله موسی کجا است، چون من موسی را دروغگو می پندارم.
بعضی (۹) از مفسرین گفته اند: مراد فرعون این بوده که برایش رصد خانه ای بسازند و درآن رصد خانه اوضاع آسمانی را زیر نظر بگیرند، باشد که به این وسیله به چیزی ست یابد که با آن بر وجود اله موسی استدلال کند، چون از وسایل زمینی مایوس شده، و از این راه نتوانسته دلیلی پیدا کند.و این توجیه توجیه خوبی است.
به هر حال معنای سخن فرعون هر چه باشد، با هیچ یک از مذاهب وثنیت سازگارنیست و بعید نیست که خواسته به این وسیله مردم را نومید کند، و یا آنکه اصلا از مذاهب وثنیت آگاهی نداشته – و از ستمگران هر چه بگویی برمی آید.
“و کذلک زین لفرعون سوء عمله و صد عن السبیل” – مفاد سیاق این است که جمله مورد بحث به منزله یک قاعده و ضابطه کلی باشد و بفهماند چرا فرعون در مقابل حقی که موسی وی را به سوی آن می خواند این طور دست و پا می زد؟برای اینکه شیطان عمل زشت اورا در نظرش زیبا جلوه داده بود و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
