خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستانی از جنگ تبوک
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستانی از جنگ تبوک قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان برائت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان برائت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
43دقیقه
43ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین :

لقد نصرکم الله فی مواطن کثیره و یوم حنین اذ اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا و ضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین (۲۵)ثم انزل الله سکینته علی رسوله وعلی المؤمنین و انزل جنودا لم تروها و عذب الذین کفروا و ذلک جزاء الکافرین (۲۶)ثم یتوب الله من بعد ذلک علی من یشاءو الله غفور رحیم (۲۷)یا ایها الذین آمنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عیله فسوف یغنیکم الله من فضله ان شاء ان الله علیم حکیم (۲۸)

ترجمه آیات

خداوند در مواقف بسیاری شما را یاری کرد، و مخصوصا در روزجنگ حنین که کثرتتان شما را به شگفتتان آورده بود، اما کاری برایتان نساخت،و زمین با همه فراخیش بر شما تنگ شد، و سرانجام پا بفرارنهادید(۲۵).

آنگاه خدا سکینت خود را بر پیغمبرش و بر مؤمنان نازل نمود، ولشکریانی که شما نمی دیدید فروفرستاد، و کسانی را که کافر بودند عذاب کرد و همین است کیفر کافران(۲۶).

و بعد از این سرانجام خدا بهر که بخواهد عطف توجه می کند که خدا توبه پذیر و رحیم است(۲۷).

ای کسانی که ایمان آورده اید!مشرکان نجسند و بعد از امسال دیگر نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از فقر می ترسید زود باشد که خدا اگربخواهد از کرم خویش شما را توانگر کند که خدا دانا وشایسته کار است(۲۸).

صفحه : ۲۸۹

بیان آیات بیان آیات مربوط به جنگ حنین

این آیات به فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین اشاره نموده و بر مؤمنین منت می گذارد که چگونه مانند سایر جنگها که در ضعف و کمی نفرات بودند آنها را نصرت داد، آنهم چه نصرت عجیبی.و بخاطر تایید پیغمبرش آیات عجیبی نشان داد، لشکریانی فرستاد که مؤمنین ایشان رانمی دیدند، وسکینت و آرامش خاطر در دل رسول خدا(ص)و مؤمنین افکند وکفار را بدست مؤمنین عذاب کرد.

ودر میان این آیات آیه ایست که ورود مشرکین را در مسجد الحرام ممنوع و تحریم کرده، و فرمودهبعد از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوندو آنسال، سال نهم هجرت بود، همانسالی که علی(ع)سوره برائت را به مکه برد، و طواف در اطراف خانه را درحال برهنگی، و وارد شدن مشرکین را در مسجد الحرام ممنوع اعلام نمود.

لقد نصرکم الله فی مواطن کثیره و یوم حنین…ثم ولیتم مدبرینکلمهمواطنجمعموطنوبمعنای جائی است که انسان در آن سکونت نموده، وآن را وطن خودش قرارمی دهد.و کلمهحنیناسم بیابانی است میان مکه و طائف که غزوه معروف حنین در آنجا اتفاق افتاد، و رسول خدا(ص)با قوم هوازن و ثقیف جنگ کرد.روزی بود که بر مسلمین بسیار سخت گذشت، بطوری که در اول شکست خورده هزیمت کردند، و لیکن در آخر خدای تعالی به نصرت خویش تاییدشان فرمود و در نتیجه غالب گشتند.

کلمهاعجاببه معنای خوشحال کردن است، وعجببه معنای خوشحال شدن از دیدن امری نادر و بی سابقه است.و کلمهرحببه معنای وسعت مکان و ضد تنگی است.

لقدنصرکم الله فی مواطن کثیره – در این جمله مواطنی که خداوند لشکر اسلام رانصرت داده، ذکر می کند.و از سیاق کلام برمی آید که منظور از این چند موطن،مواطن جنگی است، از قبیل بدر، احد، خندق، خیبر و امثال آن.و نیز از سیاق برمی آید که جمله مورد بحث به منزله مقدمه و زمینه چینی است برای جملهو یوم حنین اذ اعجبتکم کثرتکم، زیرا آیات سه گانه مورد بحث همه راجع به یادآوری داستان واقعه حنین، و آن نصرت عجیبی است که خداوند بر مسلمین افاضه کرد، و تایید غریبی است که مسلمین را بدان اختصاص داده است.

یکی از مفسرین(۱) چنین استظهار کرده که آیه مورد بحث و سه آیه بعدش، تتمه گفتار

…………………………………….. (۱)تفسیر المنار، ج ۱۰ ص ۲۴۳

صفحه : ۲۹۰

رسول خدا(ص)است، که به امر خدا مامور شد در برابر مسلمین ایرادکند، وابتدایش جملهقل ان کان آباؤکم…است. آنگاه برای توجیه اینکه چرا فرمودلقد نصرکم الله…ونفرمودو لقد نصرکم الله…زحمت فراوانی به خود داده است.

و لیکن از جهت لفظ آیات دلیلی بر این گفتار نیست، بلکه دلیل بر خلاف آن هست، برای اینکه داستان حنین و متعلقات آن از قبیل منت هائی که خداوند بر مسلمین نهاد وآنهارا یاری نمود و سکینت در دلهایشان ایجاد کرد و ملائکه را نازل کرد و کفار را عذاب داد و از هرکه خواست درگذشت، – خود از نظر هدف یک امر مستقلی است و برای خود اهمیت زیادی راحائز است، و بلکه از نظر نتیجه، از آیهقل ان کان آباؤکم و ابناؤکممهم تر است، و حد اقل مثل آنست و دست کمی از آن ندارد.و بنا براین، معنا ندارد که بگوئیم این داستان از نظر معناتتمه آن آیه است.

پس، اگر نقل این یادآوری مانند آیهقل ان کان آباؤکمازچیزهائی بود که به رخ مردم کشیدنش واجب بود، جا داشت در اولش بفرماید: و قل لهم لقد نصرکم الله فی مواطن کثیره…،چون قرآن کریم در نظایر این معنا، کلمهقلرا تکرار کرده، از آن جمله فرموده: قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد…قل ا ئنکم لتکفرون بالذی خلق الارض فی یومین(۱) و همچنین در مواردی دیگر.

علاوه، اگر فرضا بنا باشد این آیات سه گانه مقول قول بوده باشند،با در نظر گرفتن التفات و سایر نکاتی که در آنها بکار رفته نمی توانند مقول همانقلدر آیه: قل ان کان…، بوده باشد.پس، باید گفت آیه مورد بحث متمم آن آیه نیست.

در این آیات سؤالی پیش می آید، و آن این است که با اینکه در میان مسلمین منافقین وضعفای در ایمان و دارندگان ایمان صادق به اختلاف مراتب وجود داشتند،با این حال چرا درآیات مورد بحث خطاب را به عموم کرده؟جواب آن این است که: درست است که همه دریک درجه از ایمان نبودند،و لیکن همین قدر که مؤمنین صادق الایمان نیز در میان آنان بودندکافی است که خطاب به عموم شود،چون همین مسلمین بودند که با همین اختلاف در مراتب ایمانشان، در جنگهای بدر، احد، خندق، خیبر، حنین و غیر آن شرکت کردند.

ویوم حنینیعنی روزی که واقعه حنین در آن روز اتفاق افتاد و در آن بیابان میان

…………………………………….. (۱)بگو من بشری مانند شمایم جز آنکه مرا وحی می رسد، که خدای شما خدائی است یکتا…بگو آیا راستی به آن خدائی که زمین را در دو روز آفریده کافر می شوید.سوره سجده آیات ۶ – ۹

صفحه : ۲۹۱

مغرور شدن مسلمین به کثرت نفراتشان و هزیمتشان در آغاز جنگ شماو دشمنانتان کارزار شد.اضافه کلمهیومبر مکانهائی که وقایع بزرگی در آن مکانهااتفاق افتاده در کلام عرب و در عرف زیاد است، مثلا می گویند: روز بدر، روز احد، روزخندق، و امثال آن.نظیر آنکه یوم را بر اجتماعات و مردمی که کار آن روز را انجام دادند اضافه نموده می گویند: روز احزاب،و روز تمیم.و نیز بر خود حادثه اضافه نموده می گویند روز فتح مکه.

اذ اعجبتکم کثرتکمیعنی وقتی که به مسرت درآورد شمارا آن کثرتی که در خوددیدید، و در نتیجه اعتمادتان به خدا قطع شد و بحول و قوه او تکیه نکردید، بلکه بحول و قوت خود اعتماد نمودید و خاطر جمع شدید که با این همه کثرت که در ما است در همان ساعت اول دشمن راهزیمت می دهیم.و حال آنکه کثرت نفرات بیش از یک سبب ظاهری نیست، و تازه سببیت آنهم به اذن خداست.آری، مسبب الاسباب اوست.

بخاطر همین معنا بعد از جملهاذ اعجبتکم کثرتکمفرمود: فلم تغن عنکم شیئایعنی شما کثرت نفرات را سببی مستقل از خدا گرفتید و این کثرت نفرات اعتماد به خدا را ازیادتان برد، و شما بخود آن سبب اعتماد نمودید، آنگاه خداوند به شما فهماند که کثرت جمعیت سببی موهوم بیش نیست، و در وسع خود هیچ غنائی ندارد تا با غنای خود شما را بی نیازاز خدا بگرداند و همچنین هیچ اثر دیگری از خود ندارد.

و ضاقت علیکم الارض بما رحبتبمادر معنایمع مااست یعنی با اینکه فراخ بود.و این کنایه است از احاطه دشمن، و اینکه دشمن چنان شما را احاطه کرد که زمین باهمه گشادیش آنچنان بر شما تنگ شد که دیگر مامنی که در آنجا قرار گیرید و پناهی که درآنجا بیاسائید، و از شر دشمن خود را نگهدارید نمی یافتید، و در فرار کردنتان چنان فرار کردیدکه بهیچ چیز دیگر غیر از فرار توجه نداشتید.

وبنا بر این، آیه شریفه از جهت مضمون قریب المعنی است با آیهاذجاؤکم من فوقکم و من اسفل منکم و اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا(۱) که جنگ احزاب را یادآوری می کند.

و اینکه بعضی از مفسرین(۲) گفته اندمعنایو ضاقت علیکم الارضاین است که راه

…………………………………….. (۱)آندم که از بالا و پائینتان سوی شما آمدندو چشمهایتان خیره گشت و جانها به گلوگاه رسید و به خدا گمانهای گوناگون بردید.سوره احزاب آیه ۱۰ (۲)تفسیر شریف لاهیجی ج ۲ ص ۲۴۴ مجمع التفاسیر ج ۲ ص ۱۰۲

صفحه : ۲۹۲

سخن عجیب یکی از مفسرین در تفسیر آیه و توجیه هزیمت مسلمانان در آغاز جنگ فراری نداشتید، معنای صحیحی نیست.

ثم ولیتم مدبرینیعنی دشمن را پشت سر خود قرار دادید.و این تعبیر کنایه از انهزام است، و این همان فرار از جنگ است که بخاطر اطمینان به کثرت نفرات و انقطاع ازپروردگارشان بدان مبتلا شدند، با اینکه خدای تعالی فرموده بود: یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم الذین کفروا زحفا فلا تولوهم الادبارو من یولهم یومئذ دبره…فقد باء بغضب من الله و ماویه جهنم و بئس المصیر (۱) و نیز فرموده بود: و لقد کانوا عاهدوا الله من قبل لا یولون الادبار و کان عهد الله مسئولا (۲).

پس همه این معانی یعنی: ۱ – تنگ شدن زمین با همه فراخی اش ۲ – شکست خوردن وفرار کردنشان از جنگ با اینکه گناه کبیره است ۳ – مستحق عقاب خدای تعالی شدن، همه بخاطر اعتماد و اطمینانی بود که به اسباب ظاهری سراب گونه داشتند، و دردی هم از ایشان دوا نکرد.

بلکه خدای سبحان به سعه رحمتش و منت عظیمش بر آنان منت نهاد و یاریشان کرد وسکینت و آرامش در دلهایشان افکند و لشکریانی که آنان نمی دیدند به کمکشان فرستاد وکفار را عذاب داده بطور مجمل – نه بطور قطع – وعده مغفرتشان داد، تا نه فضیلت خوف ازدلهایشان بیرون رود و نه صفت امید از دلهایشان زایل گردد بلکه وعده را طوری داد که اعتدال و حد وسط میان دو صفت خوف و رجاء حفظ شود، و آنها را به ترتیب صحیحی برای سعادت واقعی آماده و تربیتشان کند.

یکی از مفسرین در تفسیر این آیه حرف عجیب و غریبی زده، و چون در مقام این بوده که آیه را با روایات تفسیر کند، و از طرفی چون روایات مختلف بوده اند به اصطلاح میان آنهاجمع کرده و گفته است: مسلمانان اگر در جنگ حنین پشت به دشمن کردند از باب فرار وترس نبوده، بکله ستونهای لشکر ثقیف و هوازن بطور ناگهانی و به صورت دسته جمعی بر ایشان حمله بردند،و آنچنان آنها را به اضطراب و تزلزل درآوردند که چاره ای جز عقب نشینی

…………………………………….. (۱)ای کسانی که ایمان آورده اید چون کافران را بسیارو انبوه بینید به ایشان پشت مکنید و هر که در چنین روزی به آنان پشت بگرداند بسوی غضبی از خدا برگشته و جایش در جهنم است مگر آنکه منظورش از پشت کردن غافلگیر ساختن دشمن و بکار بردن حیله های جنگی باشد.سوره انفال آیات ۱۵ – ۱۶ (۲)قبلا با خدا عهد بسته بودندکه پشت(بدشمن)نکنند و پیمان خدا بازخواست شدنی است.سوره احزاب آیه ۱۵

صفحه : ۲۹۳

ندیدند، چون حمله آنها دسته جمعی و مثل حمله یک تن واحد بود، و این خود یک امر طبیعی است که وقتی انسان به خطری ناگهانی و دفعی برمی خورد و مهلتی برای دفاع نمی بیند ناچارمی شود جا خالی کند، شاهد این معنا نازل شدن سکینت بر رسول خدا و همه مسلمین است.

پس، معلوم می شود که همه مضطرب شدند حتی رسول خدا(ص)، چیزی که هست اضطراب رسول خدا(ص)بخاطر پیش آمدی بود که واقع شد، ولی اضطراب مسلمین برای این بود که حمله ناگهانی دشمن آنهم بطور دسته جمعی مهلتی نداد تاخودشان را جمع و جور کنند.

باز از شواهد این معنا این است که به مجرد اینکه صدای رسول خدا(ص)و عباس بن عبد المطلب را شنیدند بلا درنگ برگشته و به کمک سکینتی که خدا نازل کرددشمن را فراری دادند.

مفسر نامبرده سپس آیات راجع به صفات اصحاب پیغمبر را از قبیل آیه بیعت رضوان وآیهمحمد رسول الله و الذین معه اشداءعلی الکفار…و آیهان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه…، و همچنین روایاتی که در مدح ایشان وارد شده نقل کرده است (۱).

ولی باید دانست که وی میان بحث تفسیری که کارش بدست آوردن مدلول آیات کریمه قرآن است با بحث کلامی که هدفی جز اثبات گفته متکلم در باره مسلکی و مذهبی نداشته و بهر دلیلی که ممکن باشد از عقل و کتاب و سنت و اجماع و یا دلیلی مختلط از اینهاتمسک می جوید،خلط کرده است، و بحث تفسیری اجازه استدلال بغیر قرآن را نمی دهد، ومفسر نباید نظریه ای ازنظریات علمی را بر قرآن که خداوند آن را تبیان قرار داده تحمیل کند.

اما اینکه گفت: لشکریان اسلام از ترس فرار نکردند، و نخواستنداز یاری رسول خدا(ص)شانه خالی کنند، بلکه جا خالی کردنی بیش نبوده، آنهم برای این بود که دشمن نابهنگام حمله ور شد، لذا ناچار شدند نخست فرار کنند، و بعد برگشته و به دشمن حمله کردندجواب جملهثم ولیتم مدبرینرانمی دهد، این جمله می فرمایدشما پشت به دشمن فرار کردیدو این عمل ایشان مشمول قانون کلی آیه حرمت فرار از زحف است که می فرماید: فلا تولوهم الادبار و من یولهم یومئذ دبره.. .فقد باء بغضب من الله… (۲).

…………………………………….. (۱)تفسیر المنار ج ۱۰ ص ۲۶۲ (۲)سوره انفال آیه ۱۶

صفحه : ۲۹۴

مراد از انزالسکینتبر رسول(ص)و مؤمنین و خدای تعالی هم شرط نکرده بود که پشت به دشمن کردن وقتی حرام است که ازترس و یا به منظور تنها گذاشتن پیغمبر ودین باشد، و گر نه حرام نیست، و نیز این قانون کلی رابصورت فرار از جهت اضطراب استثناء نکرده، و در استثناءش یعنی جملهالا متحرفا لقتال اومتحیزا الی فئهجز دو حیله جنگی را استثناء نکرده که آنهم در حقیقت فرار از جنگ نیست.

از آنان حکایت کرده(۱) هیچ نوع استثنائی دیده نمی شود.

و اما اینکه بعنوان شاهد گفتار خود گفت: اضطراب، منحصردر مسلمانان نبود، بلکه رسول خدا(ص)هم مضطرب گردید و براین معنا استدلال کرد به جملهثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنینچون از کلمهثمبرمی آید که نزول سکینت بعد از عقب نشینی بوده،و لازمه این بعدیت زمانی این است که آنحضرت هم مضطرب شده باشد، هر چند اضطراب آنجناب از باب اندوه و تاسف بوده، چون در حق او تصور نمی شود که ترس، ثبات و شجاعتش را متزلزل کند (۲).

باید دید این اندوه و تاسفی که وی برای آنحضرت تصورکرده تاسف بر چه بوده؟اگرتاسف بر این بوده که چرا خداوند مسلمانان را بخاطر عجبشان به چنین فتنه و گرفتاری مبتلانمود، و خلاصه اگر تاسفی بوده که خدا آن را دوست نمی داشته، این با مقام مقدس آنحضرت نمی سازد،چون خدای تعالی با فرستادن کتاب بسوی او، و تعلیمش از علم خود او وسنقرئک فلا تنسی(۴) رانازل کرده است.

در روایات راجع به داستان حنین هم ندارد که آنحضرت قدم از قدم برداشته و عقب نشینی کرده باشد، و یا از آنچه بر سر مسلمین آمده و خوار و فراری شده اند مضطرب گشته باشد.

و اگر این حزن و تاسف بر مسلمین بخاطر این بوده که چرا بغیر خدا اعتماد کرده اند، وچرا به اسباب ظاهری که سرابی بیش نیست دل بسته اند، و از توکل برخدای سبحان غفلت ورزیده اند تا خدا این چنین به خطا کاری و فرار از جنگ مبتلایشان کند، چون آنجناب رافت ورحمت خاصی به مؤمنین داشته، البته این تاسف، محبوب خداست نه مکروه او، و خود پروردگار

…………………………………….. (۱)سوره احزاب آیه ۱۵ (۲)تفسیر المنار ج ۱۰ ص ۲۶۵ (۳)در این باره تو را هیچ اختیاری نیست.سوره آل عمران آیه ۱۲۸ (۴)بزودی برایت می خوانیم تا فراموش نکنی.سوره اعلی آیه ۶

صفحه : ۲۹۵

هم اورا به داشتن چنین خلقی ستایش کرده و فرموده: بالمؤمنین رؤف رحیم(۱) می گوئیم این قسم تاسف با سکینت منافات نداشته و معقول نیست که با نزول سکینت از بین برود، و نیزاگر بخاطر این تاسف، سکینت نازل شده چه جهت داشت که بعد از فراری شدن مسلمین نازل شود، مگر قبل از آن این تاسف نبود؟و مگر ممکن است که مثل رسول خدا(ص)پیغمبری از اینگونه تاسف خالی باشد؟باآنکه از ساعت اول بعثتش تا آن لحظه ای که از دنیامی رفت همواره بر بینه ای از پروردگارش بوده، و سکینت به این معنا ساعت بساعت بر او نازل می شده، پس سکینت رسول خدا(ص)بطور قطع به این معنا نیست.

حال بحساب سکینت مؤمنین رسیده می پرسیم: سکینت ایشان به چه معنا بوده و مفسرنامبرده آن را چه چیز حساب کرده؟آیا حالت نفسانیه ای بوده که از آرامش واطمینان خاطرحاصل می شود؟همچنانکه او به این معنا تفسیرش کرده و به گفته صاحب مصباح بر آن استشهاد کرده که:سکینت بر رزانت و مهابت و وقار هر سه اطلاق می شود، در این صورت سکینت عبارت خواهد بود از همان آرامش در مواقف جنگی، و آنوقت نباید اختصاص به مسلمین داشته باشد، و بایستی ثبات قدم و پایداری کفار، همه در مواقف جنگی ناشی ازسکینتی باشد که خدا بر آنان نازل کرده؟!و باید ملتزم شد به اینکه در جنگ حنین خداوندسکینت رابر کفار نازل کرد و در نتیجه مسلمین را فراری دادند و بعد سکینت را از آنها سلب کرد.و به مسلمین داد، و در نتیجه مسلمانان کفار را سرکوب و منکوب نمودند.و به مؤمنین هم که داد، تنها به مؤمنین حقیقی نداد، بلکه بهمه آنان چه آنهائی که با رسول خدا(ص)ایستادگی کردند، و چه آنهائیکه فرار را بر قرار اختیار نمودند، و چه منافقین و چه افرادسست ایمان نازل کرد، برای اینکه همه آنان برگشتند، و با رسول خدا(ص) پایداری کردند تا دشمن را شکست دادند.بنا بر این، همه این طبقات بایستی اصحاب سکینت باشند، پس چرا خدای تعالی آن را منحصر در رسول الله و مؤمنین دانسته و می فرماید:ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین؟.

علاوه، اگر سکینت به این معنا باشد این چه منتی است که خدای تعالی بر مؤمنین می گذارد، در حالی که همه افراد از مؤمنین و کفار آن را دارا هستند؟!.

از ظاهر آیه استفاده می شود که سکینت یک عطیه مخصوص بوده که خدا به رسول خودو مؤمنین ارزانی داشته، و لذا می بینیم در کلام مجیدش جز در مواردی نادر(که شاید به ده مورد

…………………………………….. (۱)به مؤمنان رؤوف و مهربان است.سوره توبه آیه ۱۲۸

صفحه : ۲۹۶

نرسد)اسمی از آن نبرده است.

از آنچه گذشت معلوم می شود که سکینت امری است غیر از سکون وپایداری، البته نه اینکه بخواهیم بگوئیم در لغت غیر از سکون و پایداری معنای دیگری دارد، بلکه به این معنا که منظور خدای تعالی از سکینت مصداق دیگری غیر از آن مصداقی است که ما آن را در همه شجاعان و دلیران یل می بینیم، و خلاصه یک نوع خاصی از اطمینان و آرامش نفسانی است، وخصوصیات و اوصاف مخصوصی به خود دارد.

زیرا می بینیم خدای تعالی هر جا در کلام خودش آن را ذکرمی کند بعنوان منت بررسول خدا(ص)و مؤمنان و عطیه مخصوصی که تنها از ناحیه خود بر آنان نازل می کرده اسم می برد، پس معلوم می شود یک حالت الهی است که بنده با داشتن آن دیگرپروردگار خود را فراموش نمی کند،نه آن حالتی که شجاعان زورمند، و دلاوران مغرور به دلاوری خود و تکیه کنندگان بر نفس خویش، دارند.

علاوه بر این، در کلام مجید او هر جا که اسمی از این کلمه برده شده قبل و بعد از آن اوصاف و آثاری آمده که در هر وقار و اطمینان نفسی یافت نمی شود، مثلا در باره رسول گرامیش می فرماید: اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا فانزل الله سکینته علیه و ایده بجنودلم تروها(۱) و در باره مؤمنین می فرماید: لقد رضی الله عن المؤمنین اذ یبایعونک تحت الشجره فعلم ما فی قلوبهم فانزل السکینه علیهم(۲) و نزول سکینت بر آنان را مقید می کند به اینکه چیزی در دل آنان سراغ داشت و بخاطر آن سکینت را بر دلهایشان نازل کرد.پس معلوم می شودکه سکینت، مخصوص آن دلی است که یک نحوه طهارتی داشته باشد، و از سیاق برمی آیدآن طهارت عبارتست از ایمان صادق یعنی ایمانی که آمیخته با نیت خلاف نباشد.

و نیز در باره مؤمنین می فرماید: هو الذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و لله جنودالسموات و الارض(۳) و از آثار سکینت زیادی ایمان بر ایمان را می شمارد.و نیز می فرماید: اذ

…………………………………….. (۱)آندم که به رفیق همراهش می گفت نترس که خدا با ما است، پس خدا سکینت خود را بر اونازل نمود و با لشکریانی که شما نمی دیدید تاییدش کرد.سوره توبه آیه ۴۰ (۲)خداوند از مؤمنین آندم که در زیر درخت با تو بیعت کردند راضی شد، و دانست آنچه را که دردلهای ایشان بود، پس خدا سکینت خود را بر آنها نازل کرد.سوره فتح آیه ۱۸ (۳)خدا آن کسی است که سکینت را بر دلهای مؤمنین نازل فرمود تا ایمانی بر ایمانشان افزوده گرددو برای داست سپاهیان آسمانها و زمین.سوره فتح آیه ۴

صفحه : ۲۹۷

نازل شدن سکینت موقوف است بر وجود طهارت دل و صفای باطن جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیه حمیه الجاهلیه فانزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین و الزمهم کلمه التقوی و کانوا احق بها و اهلها (۱).

و این آیه بطوری که ملاحظه می کنید این معنا را خاطرنشان می سازد که نزول سکینت از ناحیه خدای تعالی همواره در مواردی بوده که قبل از نزول آن استعداد و اهلیت و قابلیتی درقلب طرف وجود داشته، و آن اهلیت و قابلیت همان چیزی است که در آیه قبلی فرمود: فعلم مافی قلوبهم:فهمید که در دل چه دارند، پس سکینت را بر ایشان نازل کرد.و نیز خاطرنشان می سازد که یکی دیگر از آثارسکینت این است که هر کس آن را واجد شود ملازم تقوا وطهارت و دوری از مخالفت خداو رسولش می شود، و دیگر پیرامون محرمات و گناهان نمی گردد.

و این معنا در حقیقت به منزله تفسیری است که جملهلیزدادوا ایمانامع ایمانهمراکه در آیه دیگری واقع است تفسیر می کند، و می رساند که زیاد شدن ایمان بر ایمان با نزول سکینت، معنایش این است که انسان علاوه بر ایمان صادقش به اصل دعوت دین، دارای نگهبانی الهی می شود که او را از آلوده شدن به گناهان و ارتکاب محرمات نگه می دارد.

و این خود شاهد خوبی است بر اینکه اولا منظور از مؤمنین در جمله مورد بحث غیر ازمنافقین و غیر از بیماردلان و سست ایمانان است.وقتی منافقین و بیماردلان و سست ایمانان مقصود نباشند تنها باقی می ماند آن عده معدودی که با رسول خدا(ص)ثابت قدم ماندند، و آنها یا سه نفر، و یاچهار، یا نه، یا ده یا هشتاد و یا کمتر از صد نفر بودند، و این اختلاف در شماره آنان بخاطر اختلاف روایات است.

و اما اینکه آیا مؤمنین در این آیه آن کسانی را هم که بار اول فرار کردند و سپس جمع شدند و تا شکست دشمن ثابت قدم ماندند(که بیشتر اصحاب رسول خدا(ص)رااین دسته تشکیل می دادند)شامل می شود یا نه محل حرف است.

چیزی که از آیات سکینت استفاده می شود این است که نازل شدن سکینت موقوف براین است که قبلا طهارت دل و صفای باطنی در کار بوده باشد، تا خداوندبا فرستادن سکینت آن را محکم و استوار سازد.و دسته دوم که فرار کردند و برگشتند با این عمل خود گناه کبیره ای رامرتکب شدند و چنین کسانی دلهایشان گناهکار است و قابلیت سکینت را ندارند.

…………………………………….. (۱)آندم که کفر ورزیدگان تعصب جاهلیت در دل افکنده پس خدا سکینت خود را بر پیغمبر و برمؤمنین نازل کرد، و بر کلمه تقوااستوارشان ساخت و ایشان حقا سزاوار و اهل برای آن بودند.سوره فتح آیه ۲۶

صفحه : ۲۹۸

منظور از مؤمنانی که سکینت بر آنان نازل گردیدافراد معدودی است که رسول خدا(ص)را تنها نگذاشتند و فرار نکردندمگر اینکه از راه دیگری این دسته را هم مشمول موهبت سکینت بدانیم، و بگوئیم درست است که این دسته با فرار از جنگ گناهکار و بیمار دل شدند، و لیکن ممکن است بادلهائی صادق بسوی پروردگار خود توبه نصوح کرده، و واجد شرائط شدهفعلم ما فی قلوبهموخداوند دلهایشان را قابل دیده و آنوقت سکینت را بر همه آنان یعنی این دسته و دسته اول نازل کرده، و همگی را بر دشمن ظفر داده است.و شایدتعبیر به کلمهثمکه بعدیت را می رسانداشاره به همین معنا باشد.

و لیکن دو اشکال باقی می ماند: اول اینکه اگر این احتمال صحیح می بودجا داشت که در آیه شریفه متعرض توبه توبه کاران شود، و اگر متعرض می شد آنوقت جملهثم یتوب الله من بعد ذلک علی من یشاءو الله غفور رحیممختص به کفاری می شد که بعدا مسلمان شدند، و حال آنکه در آیه شریفه اثری ازچنین معنائی نیست، قرینه ای هم که این احتمال را تقویت کند وجود ندارد – دقت بفرمائید.

دوم اینکه وجدان هر کسی گواهی می دهد که میان دو طایفه که یکی از ایشان نسبت به رسول خدا(ص)وفاداری نموده و از جان گذشتگی بخرج داده و آن دیگری پیغمبررا در میان دشمنان گذاشته و فرار کرده، و حتی به پشت سر خود نگاهی هم نینداخته فرق بسیاری است، و از روش قرآن بدور است که میان این دو دسته فرق نگذارد، و محنتی را که دسته اول در راه خدا کشیده و نفس خود را برای رضای او درمهلکه ها انداخته نادیده انگارد وسپاسگزاری ننماید، و حال آنکه خود قرآن خدا را شاکر و علیم خوانده است.

بلکه قرآن کریم اگر در جائی که ملتی را عتاب و یا توبیخ ومذمت می کند در میان آن ملت حتی یک نفر صالح وجود داشته باشد آن یک نفر را استثناء نموده و خصوص او را مدح وثنا می گوید، همچنانکه در بسیاری از موارد که خطاب متوجه یهود و نصاری است این معنا رامشاهده می کنیم، ومی بینیم که خدای تعالی عامه یهود و یا نصاری را مورد عتاب و یا مذمت وتوبیخ قرار داده و نسبت کفر به آیات خدا وتخلف از اوامر و نواهی او را بایشان می دهد، آنگاه یک عده قلیلی از ایشان را که به آیات خدا کفر نورزیده اند مدح و ثنا می گوید.

و از این روشن تر آیاتی است که متعرض داستان جنگ احد است که نخست بر مؤمنان منت می گذارد به اینکه سرانجام یاریشان کرد، و سپس مورد عتابشان قرار می دهدکه چراسستی نموده و تن بذلت دادند، آنگاه در آخر آن عده قلیلی را که ثبات قدم داشتند استثناء نموده و به وعده حسنی نویدشان داده آنهم نه یک بار و دو بار، می فرماید: و سیجزی الله

صفحه : ۲۹۹

الشاکرین(۱) و یاو سنجزی الشاکرین (۲).

نظیر این بیان را در آیات راجع به جنگ احزاب مشاهده می کنیم،چون در آن آیات مؤمنان را جمیعا مورد عتاب شدیدی قرار داده، و منافقان و بیماردلان را مذمت و توبیخ می کند،و از آن جمله می فرماید: و لقد کانوا عاهدوا الله من قبل لا یولون الادبار و کان عهد الله مسئولا (۳).

آنگاه در آخر، قضیه را بمثل آیه زیر ختم می کند: من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا(۴) و اگر احتمال فوق صحیح هست پس چرا خداوند در فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ حنین متعرض مدح مؤمنین ثابت قدم نشده وحال آنکه داستان مزبور دست کمی از سایر غزوات نداشت؟ونیز در این داستان مدحی و ستایشی که مایه امتنان و سرافرازی مؤمنین باشد نکرده با اینکه افراددیگری را که مانند ایشان بودند در آیات مربوط به دیگر غزوات به چنین مدحی مفتخرنموده است؟آنچه گفته شد این احتمال را بذهن و به اعتبار عقلی نزدیک می سازد که منظور ازمؤمنانی که سکینت بر ایشان نازل گردید تنها خصوص آن افراد معدودی است که رسول خدا(ص) را وانگذاشتند، و فرار نکردند، و اما سایر مؤمنان یعنی آنهائی که فرار کردندو دوباره برگشتند آنها مشمول جملهثم یتوب الله من بعد ذلک علی من یشاء و الله غفور رحیممی باشندالبته نه همه آنان، بلکه افرادی از ایشان که مشمول عنایت و توفیق خداوندی گشتند، همچنانکه از کفار هوازن و ثقیف و از طلقاء و بیماردلان افرادی که مشمول نایت خداوندی شدند موفق به توبه گردیدند.

این آن معنائی است که بحث تفسیری ما را بدان راهنمائی می کند، و اما روایات، بحث جداگانه ای دارد که ان شاء الله تعدادی از آنها ذکر خواهد شد.

و اما استشهادی که به برگشت فوری مسلمین پس ازشنیدن ندای رسول خدا(ص)و عباس کرده، منافاتی با گفتار ما ندارد که گفتیم جملهثم ولیتم

…………………………………….. (۱)خداوند شاکران را بزودی پاداش می دهد.سوره آل عمران آیه ۱۴۴ (۲)بزودی شاکران را پاداش می دهیم.سوره آل عمران آیه ۱۴۵ (۳)سوره احزاب آیه ۱۵ (۴)پاره ای از مؤمنان کسانیند که پیمانی را که با خدا بستند بسر بردند، پس عده ای از ایشان شهیدگشتند و بعضی از آنان در انتظارند و هیچ گونه تغییری ندادند.سوره احزاب آیه ۲۳

صفحه : ۳۰۰

ادامه خوشنودی و رضای خدا از کسی و بقاء ستایش و مدح او بستگی دارد به بقاء صفات و احوال حمیده اومدبرینوقتی با جملهاذالقیتم الذین کفروا زحفا فلا تولوهم الادبار…منضم شود ظهوردر این دارد که عملی که از مسلمانان در این جنگ سر زد همانا فرار از جنگ بوده که یا از ترس ویا عمدا و بمنظور بی یاور گذاشتن پیغمبر و یا بقول صاحب المنار بخاطر اضطراب و تزلزل ناگهانی مرتکب آن شدند.

و اما آن آیات دیگری که در مدح مسلمین و خوشنودی خدا از ایشان و استحقاق اجر وپاداششان آورده باید دانست که تمامی آن مدح ها مقید به قیودی است که با در نظر گرفتن آن، دوام خوشنودی خدا و اجر و استحقاق آنان حتمی نخواهد بود، زیرا آیات مذکور آن عده ای ازمسلمانان را مدح کرده که لوازم عبودیت، یعنی ایمان و اخلاص و صدق و خیرخواهی ومجاهدت در راه دین را دارا باشند،وقتی حمد و ستایش در آیات نامبرده باقی است که این لوازم هم باقی باشد، و وعده پاداشی که در آنهاست وقتی به اعتبار خود باقی است که صفات و احوالی که باعث رسیدن به آن وعده هاست در طرف باقی مانده باشد، و اما اگر همان اشخاص مورد مدح و مورد وعده، آن صفات و احوال را بخاطر حادثه و یا خطائی از دست داده باشند پر واضح است که آن مدح و ثنا و آن وعده پاداش هم نسبت به ایشان از اعتبار می افتد.

آری، مبادی خیر و برکاتی که در آنان بوده از مبادی انبیاءو از صفت عصمت – که بابودن آن صدور گناه محال است – قوی تر نیست، و خدای تعالی بعد از ستایش بسیار از خیل انبیاءمی فرماید: اگر همین انبیاء شرک بو

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.