خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو منصور احمد طبرسی
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو منصور احمد طبرسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مسعود ملنجی اصفهانی
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مسعود ملنجی اصفهانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
41دقیقه
42ثانیه

خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف

قیمت اصلی 275,000 تومان بود.قیمت فعلی 159,500 تومان است.

تعداد فروش: 45

فرمت فایل

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت ابو مطرف :

اَبوالْمُطَرَّف، احمد بن عبدالله بن عَمیره مخزومی (۵۸۲-۶۵۸ق/ ۱۱۸۶-۱۲۶۰م)، ادیب، کاتب، فقیه و شاعر عصر موحدون در اندلس و مغرب است.

فهرست مندرجات

1 – آنچه مایه افتخار
2 – نام و نَسَب
3 – پدر
4 – تحصیلات
5 – مشایخ ادب و حدیث
6 – مشایخ دیگر
7 – تبحر در علوم مختلف
8 – دلبسته جاه و مال
9 – منصب کتابت
10 – اقامت در شاطبه
11 – اقامت در مرسیه
12 – خدمت در بارگاه زیان
13 – سفر به مغرب
14 – شهرت ادبی
15 – منصب قضا
16 – سفر به تونس
17 – دلبستگی به قلمرو حفصیان
18 – سفر به بجایه
19 – در شهرهای قابس و اُرْیسْ
20 – آخرین مرحله زندگانی
21 – وفات
22 – رفتار و کردار
23 – مایه اصلی شهرت
24 – دبیری حرفه اصلی‌
25 – آثار
26 – آثار دیگر
27 – فهرست منابع
28 – پانویس
29 – منبع

1 – آنچه مایه افتخار

آنچه اکنون مایه افتخار اوست، گذشته از ارزش ادبی آثار وی که چندان متمایز از آثار نویسندگان بزرگ اندلس نیست، همانا آگاهیهای تاریخی سودمندی است که وی ضمن رسایل رسمی و غیررسمی خود، درباره جنبه‌های گوناگون حیات سیاسی و اجتماعی اندلس، در عصر انحطاط و از هم‌پاشیدگی آن و نیز مغرب به دست داده است؛ به ویژه که بخشی از رسایل او مربوط به دروه حکومت فرمانروایانی است که پس از سقوط موحدون در اندلس سربرآوردند (عصر سوم ملوک‌ الطوایف) و در کتابهای تاریخ، آگاهیهای چندانی از حکومت آنان در دست نیست.

2 – نام و نَسَب

نام نیای ابوالمطرف را برخی عُمَیرِه نوشته‌اند که درست نمی‌نماید.

[۱] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۳۳، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

نسب او به بنی‌ مخزوم ، تیره‌ای از قریش، می‌رسید و با آن‌ که برخی معاصران وی – شاید از سر رشک و بدخواهی – در تبار او تردید کرده‌اند و حتی به تحقیر او را به خاندانی یهودی منتسب ساخته‌اند،

[۲] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۰-۱۵۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۳] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۷۹، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

شهرت مخزومی او و کثرت روایتهایی که در این باره در دست است، دست کم نشان می‌دهد که معاصرانش او را مخزونی و قریشی می‌شمرده‌اند.

[۴] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۹، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

[۵] احمد مقری، ازهار الریاض، ج۳، ص۲۱۸، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.

[۶] احمد مقری، نفح الطیب، ج۶، ص۲۹۰، به کوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.

[۷] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۳۵-۳۹، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

ابوالمطرف و خاندانش اهل شقر در جنوب بلنسیه بودند،

[۸] ابراهیم بلفیقی، المقتضب من کتاب تحفه القادم ابن ابار، ج۱، ص۱۹۷، بیروت، ۱۴۰۳ق/ ۱۹۸۳م.

[۹] علی ابن‌سعید، المغرب فی حلی المغرب، ج۲، ص۳۶۳، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ۱۹۵۵م.

[۱۰] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۲، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

اما در این‌که وی در شقر زاده شده، یا در بلنسیه، میان برخی منابع اختلاف است.

[۱۱] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۸۰، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۱۲] احمد غبرینی، عنوان الدرایه، ج۱، ص۲۹۸-۳۰۱، به کوشش عادل نویهض، بیروت، ۱۹۶۹م.

[۱۳] احمد ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۱، ص۲۰۳، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۹-۱۳۳۱ق.

[۱۴] احمد مقری، نفح الطیب، ج۱، ص۲۹۷، به کوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.

[۱۵] احمد مقری، نفح الطیب، ج۱، ص۲۹۹، به کوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.

حتی برخی شقر را با شَقوُره، از توابع جیان، خلط کرده و ابومطرف را شقوری‌ الاصل خوانده‌اند.

[۱۶] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۷۹، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

[۱۷] احمد ابن قاضی مکناسی، جذوه الاقتباس، ج۱، ص۱۴۵، رباط، ۱۹۷۳م.

[۱۸] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۴۳-۴۶، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

3 – پدر

پدر وی ظاهراً از زمره عالمان بوده و در شرق اندلس آوازه‌ای داشته است.

[۱۹] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۵۱-۵۲، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

اشاره ابن‌ ابار به شهرت بنی‌عمیره در شقر نیز مؤید این نکته است. با اینهمه ابن خطیب که ظاهراً روایت ابن عبدالملک را درباره مشکوک ‌بودن نسب ابوالمطرف در نظر داشته، خاندان او را از اصالت بی‌بهره دانسته.

[۲۰] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۷۹، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

4 – تحصیلات

به هر روی، ابوالمطرف مقدمات علوم را در شقر فراگرفت و سپس راهی بلنسیه شد تا دانش خویش را نزد استادان آن شهر کمال بخشد.

[۲۱] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۶۶-۶۷، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

وی خود در اجازه‌ای که در اواخر عمر به یکی از شاگردان خویش در افریقیه داده، تنی چند از مشایخ بزرگ خود و آثاری را که نزد آنان خوانده، برشمرده و نکته‌هایی نیز از زندگانی و احوال آنان بازگو کرده است.

5 – مشایخ ادب و حدیث

نخستین و مشهورترین آنان ابوالربیع کلاعی است که دیر زمانی با ابوالمطرف دوستی و مصاحبت داشت و او را ادب و حدیث آموخت.

[۲۲] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۶۷-۶۸، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

[۲۳] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۲۴] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۰، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

ابوالمطرف با ابوالربیع نه تنها پیوند علمی و ادبی داشته، بلکه از همرزمان او نیز بوده است، زیرا در آن زمان، نبرد با مسیحیان که پیوسته در حال پیشروی و گسترش قلمرو خود در اندلس بودند، فزونی می‌یافت و ابوالمطرف که ظاهراً خود بارها همراه ابوالربیع در جنگ با مسیحیان شرکت کرده بود، چگونگی کشته‌شدن استاد نامدار خود را در نبرد مشهور انیشه (۶۳۴ق) شرح داده است.

[۲۵] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۶۸-۷۰، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

[۲۶] محمد ابن عبدالمنعم حمیری، الروض المعطار، ج۱، ص۴۱-۴۲، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۰م.

از دیگر مشایخ او در بلنسیه از ابوالحسن احمد بن واجب قیسی، ابوالخطاب احمد بن واجب و ابوعبدالله محمد بن نوح غافقی می‌توان نام برد که وی در زمانهای مختلف نزد آنان فقه و حدیث خواند و اجازه روایت نیز از ایشان گرفت.

[۲۷] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۷۰-۷۱، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

[۲۸] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۷۳-۷۴، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

[۲۹] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

6 – مشایخ دیگر

وی به شهرهای دیگر اندلس نیز سفر کرد:در شاطبه نزد ابوعمر احمد ابن عات شاطبی مجموعه‌های بزرگ حدیث را خواند. ابن‌عات نیز همچون ابوالربیع کلاعی، گرچه سالها پیش از او در نبرد مشهور عقاب که میان مسلمانان و مسیحیان درگرفت، کشته شد (۶۰۹ق) و ابوالمطرف در اجازه مزبور از شهامت استاد خود در مقابله با خصم یاد کرده است.

[۳۰] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۷۱-۷۲، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

[۳۱] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۳۲] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۰، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

در دانیه نزد ابومحمد عبدالله ابن حوط الله انصاری شماری از کتابهای مشهور فقه و حدیث و ادب را خواند.

[۳۳] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

[۳۴] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۳۵] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۰، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

یک‌بار نیز او را در اشلبیه و در محضر ابوعلی شلوبینی می‌بینیم که از بزرگ‌ترین نحویان اندلس بود.

[۳۶] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۷۴-۷۵، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

[۳۷] ابراهیم بلفیقی، المقتضب من کتاب تحفه القادم ابن ابار، ج۱، ص۱۹۷، بیروت، ۱۴۰۳ق/ ۱۹۸۳م.

[۳۸] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۳۹] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۰، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

ابوالفتوح نصر بن ابی الفرج حصری نیز یکی دیگر از استادان ابوالمطرف است که به وی اجازه روایت داده است.

[۴۰] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۴۱] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۱، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

7 – تبحر در علوم مختلف

آموخته‌های ابوالمطرف، چنانکه ابن‌عبدالملک اشاره کرده است

[۴۲] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۲، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

و از تخصص علمی استادان او نیز برمی‌آید، ابتدا بیش‌تر در قلمرو علوم نقلی بود؛ اما بعدها، به ویژه پس از سفر به مرسیه و مصاحبت طولانی با ابوبکر عزیز بن خطاب، عالم و والی نامدار مرسیه، در علومی چون اصول فقه، کلام، منطق، فلسفه و طب نیز تبحر یافت.

[۴۳] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

[۴۴] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۴۵] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۱، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

دانش گسترده او را هم از آثار متنوعی که وی مطالعه و تدریس می‌کرد و هم از شمار کثیر شاگردان و راویان او می‌توان دریافت.

[۴۶] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۷۰-۱۷۳، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

با آن‌که تاریخ دقیق سفرهای ابوالمطرف و مدت اقامت و دانش‌اندوزی او در شهرهای مذکور دانسته نیست، از قراین چنین پیداست که دست‌کم ۲دهه از عمر وی در این کار سپری شده است. اما این سالها یکسره به تحصیل دانش نگذشت.

8 – دلبسته جاه و مال

در واقع ابوالمطرف که به روایتی، سخت دلبسته جاه و مال بود، از همان آغاز اندیشه راه‌یابی به دربار امیران و بزرگان را در سرمی‌پروراند.

[۴۷] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۷۸-۱۷۹، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۴۸] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۸۵، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

به همین سبب، بسیار زود در سلک کاتبان درآمد و تمامی سالهای عمر وی از آن پس، چنانکه خواهیم دید، در کار کتابت و قضا در شهرهای اندلس و مغرب گذشت. آغاز کار کتابت او را بن ‌شریفه، با توجه به برخی نشانه‌ها، میان سالهای ۶۰۷ و ۶۰۸ق نوشته است.

[۴۹] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۸۵-۸۷، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

وی نخست در بلنسیه کاتب بارگاه امیرعبدالله بن ابی حفص شد،

[۵۰] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۲، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

سپس به اشلبیه رفت. ابن‌ابار دوست و شاگرد وی، به حضور او در یکی از گردشگاههای اشلبیه در ۶۱۷ق اشاره کرده و اشعاری نیز در ستایش آن شهر از او نقل کرده است.

[۵۱] ابراهیم بلفیقی، المقتضب من کتاب تحفه القادم ابن ابار، ج۱، ص۱۹۷-۱۹۹، بیروت، ۱۴۰۳ق/ ۱۹۸۳م.

مصاحبت ابوالمطرف با ابوعلی شلوبینی هم که ذکر آن رفت، بی‌شک در همین دوره رخ داده است؛ چه تا آن‌جا که می‌دانیم، وی سفر دیگری به اشلبیه نکرده است، سپس به بلنسیه بازگشت، در ۶۲۰ق او را در آن شهر و در بارگاه ابوزید پسر ابوعبدالله بن ابی حفص، می‌یابیم.

[۵۲] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۲، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

[۵۳] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۹۰، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

9 – منصب کتابت

از نوشته‌های ابوالمطرف در آن دوره اکنون ۳رساله در دست است که وی به نام ابوزید و خطاب به مستنصر و مأمون، خلفای موحدی، نوشته است. از خلال این رساله‌ها که موضوعهایی چون کشمکش با مسیحیان و بیعت نامه ابوزید و مردم بلنسیه با مأمون را در برمی‌گیرد، می‌توان به جنبه‌هایی از اوضاع سیاسی آن زمان، به ویژه به وضع دولتهای مسیحی و مسلمان اندلس و مناسبات میان آنها، پی برد.

[۵۴] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۹۰-۹۴، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

در ۶۲۶ق و پس از خروج مأمون از اندلس، زَیان بن مَرَدنیش بر ابوزید شورید و او را از بلنسیه راند. ابوالمطرف نیز به خدمت زیان درآمد و به نگارش رسایل و فتح‌نامه‌های او پرداخت

[۵۵] علی ابن‌سعید، المغرب فی حلی المغرب، ج۱، ص۳۶۳، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ۱۹۵۵م.

[۵۶] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۲، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

[۵۷] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۱، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

[۵۸] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۹۴-۹۵، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

از نوشته‌های او در این دوره نیز ۳ رساله و یک صلح‌نامه در دست است که موضوع همه آن‌ها مناسبات زیان با حکومتهای مسیحی اندلس است،

[۵۹] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۹۵، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

اما گویا امیر جدید چندان توجهی به شعر و ادب نداشته و دست کم ابوالمطرف چندان مهری از او ندیده است

[۶۰] علی ابن‌سعید، المغرب فی حلی المغرب، ج۲، ص۳۶۳-۳۶۴، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ۱۹۵۵م.

چه می‌بینیم که وی در شعری از تنگ‌نظری امیر شکوه می‌کند و او را به بی‌توجهی به وضع سپاهیان و کاتبان متهم می‌سازد.

[۶۱] خلیل صفدی، الوافی بالوفیات، ج۷، ص۱۳۴، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۹ق/ ۱۹۶۹م.

[۶۲] احمد مقری، نفح الطیب، ج۱، ص۳۰۰، به کوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.

عاقبت نیز به همین سبب، یا شاید به علل سیاسی در ۶۲۸ق بلنسیه را ترک گفت

[۶۳] خلیل صفدی، الوافی بالوفیات، ج۷، ص۱۳۴-۱۳۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۹ق/ ۱۹۶۹م.

[۶۴] احمد مقری، نفح الطیب، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱، به کوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.

[۶۵] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۹۶-۹۷، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

و راهی زادگاهش شقر گردید. مدت اقامت او در شقر نیز به کتابت در بارگاه ابوعبدالله محمد بن مردنیش گذشت. بیعت نامه‌ای که وی در ۶۲۹ق از جانب امیر و مردم شقر خطاب به ابوعبدالله محمد بن هود در تأیید ولایتعهدی فرزند او ابوبکر محمد نوشته، اکنون در دست است.

[۶۶] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۹۷-۹۸، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

10 – اقامت در شاطبه

اندکی بعد او را در شاطبه و در منصب قضا می‌یابیم.

[۶۷] احمد مقری، ازهار الریاض، ج۳، ص۲۱۸-۲۱۹، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.

از چگونگی انتصاب او به این مقام اطلاعی در دست نیست، اما تاریخ آن قاعدتاً میان سالهای ۶۲۹و۶۳۱ق باید باشد.

[۶۸] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۹۹، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

رسایل و عقدنامه‌هایی از دوره اقامت او در شاطبه در دست است که از جمله آن‌ها می‌توان از بیعت‌نامه مردم شاطبه با مستنصر، خلیفه عباسی و هم‌پیمانان اندلسی او، ابن‌هود و پسرش یاد کرد که به امر ابن‌هود نوشته شد و نیز رسایلی که وی خطاب به استادش، ابن‌خطاب، والی ابن هود در مرسیه، نوشته است. جنگ و کشمکش با مسیحیان نیز همچنان یکی از موضوعهایی است که در رسایل او، به ویژه خطاب به ابن خطاب، به میان می‌آید.

[۶۹] احمد قلقشندی، صبح الاعشی، ج۷، ص۹۴-۹۹، قاهره، ۱۳۸۳ق.

[۷۰] احمد قلقشندی، صبح الاعشی، ج۹، ص۳۰۱-۳۰۸، قاهره، ۱۳۸۳ق.

[۷۱] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۰۳-۱۰۴، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

دوره اقامت او در شاطبه که خود به نیکی از آن یاد می‌کند،

[۷۲] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۰۳-۱۰۴، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

در ۶۳۳ق پایان گرفت و او به مرسیه رفت.

[۷۳] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۰۳-۱۰۴، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

11 – اقامت در مرسیه

سالهای اقامت او در مرسیه نیز که با شکستها و از هم پاشیدگی روزافزون دولتهای اسلامی اندلس همزمان بود، همچنان به کتابت و گاه مأموریتهای سیاسی در نواحی شرق اندلس گذشت. رسایل و نامه‌های او در این دوره گذشته از چند و چون فعالیتهای وی، جلوه‌هایی از نابسامانی اوضاع سیاسی و اجتماعی اندلس را در آن سالها آشکار می‌سازد. فعالیتهای گسترده او در این سالها از نگارش بیعت‌نامه‌های امیران تا سفرهای سیاسی و رسیدگی به شکایتهای مردم در شهرهای مختلف اندلس را دربرمی‌گرفت.

[۷۴] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۰۴-۱۱۳، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

تا ۶۳۵ق که ابن‌هود درگذشت، ابوالمطرف، هم در خدمت او بود و هم در خدمت ابن‌خطاب،

[۷۵] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۰۵-۱۱۰، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

اما با مرگ ابن‌هود، ابن‌خطاب بر فرزند و جانشین وی شورید و در مرسیه علم استقلال برافراشت (۶۳۶ق) و این بار نیز ابوالمطرف بود که بیعت‌نامه او را نوشت.

[۷۶] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۲، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

[۷۷] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۶، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

[۷۸] محمد ابن خطیب، اعمال الاعلام، ج۱، ص۲۷۴-۲۷۵، به کوشش لوی پرووانسال، بیروت، ۱۹۵۶م.

[۷۹] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۱۰-۱۱۱، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

اما امارت ابن خطاب هم دیری نپایید. ناتوانی او در اداره امور به چیرگی زیان‌بن مردنیش بر مرسیه و اسارت و سپس قتل ابن‌خطاب انجامید.

[۸۰] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۶، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

ابوالمطرف که اندکی پیش بیعت‌نامه او را نوشته بود، اکنون از خطاهای او سخن گفت و شوربختی استاد خویش را حاصل خودکامگی و بدکنشی او دانست.

[۸۱] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۵، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

12 – خدمت در بارگاه زیان

ابوالمطرف بار دیگر به خدمت زیان بن مردنیش درآمد و بیعت‌نامه مردم مرسیه و نواحی شرقی اندلس را با او که به نام ابوزکریای حفصی، حکمران تونس، فرمان می‌راند، نوشت.

[۸۲] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۱۲، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

دوره خدمت ابوالمطرف در بارگاه زیان هم چندان به درازا نکشید و او که ظاهراً از بهبود اوضاع در شرق اندلس نومید شده بود، راه غرناطه را در پیش گرفت. شرح این سفر در رساله‌ای مذکور است که وی خطاب به یکی از دوستانش نوشته و در آن از مراحل سفر، شهرهایی که در آن‌ها توقف کرده و خطرهایی که با آن‌ها مواجه شده، یاد کرده است.

[۸۳] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۱۳-۱۱۵، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

آنچه از دوره کوتاه اقامت ابوالمطرف در غرناطه می‌دانیم، روابط و مکاتبه‌های دوستانه او با برخی مشایخ و کاتبان بزرگ آن شهر است.

[۸۴] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۱۵، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

روشن نیست که آیا غرناطه در اصل مقصد ابوالمطرف بود، یا منزلگاهی موقت برای سفری بزرگتر به شمار می‌آمد که وی در جست و جوی محیطی آسوده‌تر و درباری پررونق‌تر بدان دست زد و تا پایان زندگانی وی ادامه یافت.

13 – سفر به مغرب

سفر ابوالمطرف با گذشتن از دریا و ورود به مغرب آغاز شد. در آغاز سال ۶۳۷ق او را در سبته می‌یابیم که در آن هنگام پناهگاه مهاجران و پناهندگان اندلسی شده بود. منابع به دو تن از شاگردان او در سبته اشاره کرده‌اند.

[۸۵] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۳۳۵، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

[۸۶] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۱۹، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

وی سپس برای پیوستن به رشید، خلیفه موحدی در رباط الفتح و ظاهراً برای یافتن سرپناهی برای خیل مهاجران اندلسی در مغرب از راه دریا رهسپار آن شهر شد

[۸۷] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۱۹-۱۲۰، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

و سپس در جمع ملتزمان خلیفه به مراکش، پایتخت خلافت رفت.

[۸۸] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۶، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۸۹] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۷۷، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

رساله‌ای که وی به فرمان خلیفه درباره این سفر نوشته وصف کاملی است از موکب خلیفه و آرایش سپاه مووحدون و مراحل و چگونگی سفر و از جمله چگونگی استقبال مردم پایتخت از خلیفه.

[۹۰] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۵۶-۱۵۷، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۹۱] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۰-۱۲۱، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

14 – شهرت ادبی

شهرت ادبی ابوالمطرف و نگارش رساله‌های ادیبانه که ابن عبدالملک به نمونه دیگری از آن‌ها اشاره کرده،

[۹۲] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۷۶، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

سبب شد که وی نزد خلیفه منزلتی بیابد و به مقام دبیری بارگاه او منصوب گردد

[۹۳] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۲، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

[۹۴] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۷۷، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۹۵] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۱، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

[۹۶] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۰-۱۲۱، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

در یکی از رسایل مهم ابوالمطرف در این دوره که ارزش تاریخی فراوان دارد، از ایجاد جامعه مهاجران اندلسی که پس از سقوط شهرهایشان در شرق اندلس، به مغرب پناه برده بودند، سخن رفته است. برطبق این رساله، مهاجرنشین مزبور که ظاهراً نخستین جامعه پناهندگان اندلسی در مغرب بوده است، در ۶۳۷ق به کوشش ابوعلی حسن بن خلاص والی سبته و به فرمان رشید در رباط الفتح ایجاد گردید و ساکنان آن از همه حقوق مدنی و سیاسی مردم مغرب برخوردار گردیدند.

[۹۷] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۲-۱۲۳، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

کتابت ابوالمطرف در بارگاه خلیفه چندان نپایید و خلیفه که گویا به سببی از وی ناخشنود شده بود، او را از سمت دبیری برکنار کرد و به مقام قضا در هیلانه منصوب ساخت.

[۹۸] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۷۷، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۹۹] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۱، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

از نامه‌هایی که در این باره میان ابوالمطرف و برخی دوستانش رد و بدل شده، چنین برمی‌آید که برکناری او با رقابتها و دشمنی‌های برخی درباریان ابوالمطرف محمد بن رسایل و عقدنامه ارتباط داشته است.

[۱۰۰] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۵، ص۳۶۱-۳۶۴، ج۱، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۱۰۱] احمد مقری، نفح الطیب، ج۱، ص۲۹۵، به کوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.

[۱۰۲] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۵، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

15 – منصب قضا

به هر روی، چندی بعد ابوالمطرف با پایمردی برخی نزدیکان خلیفه که با وی دوستی داشتند، در حدود سال ۶۳۹ق به قضای رباط و سلا که مقامی مهم بود، منصوب گردید.

[۱۰۳] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۲، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

[۱۰۴] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۷۷، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۱۰۵] احمد غبرینی، عنوان الدرایه، ج۱، ص۲۹۸، به کوشش عادل نویهض، بیروت، ۱۹۶۹م.

[۱۰۶] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۱، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

[۱۰۷] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۵، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

این دوره از فعالیت ابوالمطرف، به رغم نگرانی او از اوضاع اندلس، با آسودگی و کامرانی گذشت، چنانکه وی حتی در برخی نامه‌ها، دوستان و آشنایان اندلسی خود را تشویق به مهاجرت به مغرب می‌کرد.

[۱۰۸] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۵-۱۲۷، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

کار کتابت و رساله‌نویسی او نیز در این مدت فزونی گرفت، تا آن‌جا که به گفته خود وی اوراقی که برای نوشتن اندوخته بود، به پایان رسید و او دست به دامن دوستی در شاطبه شد.

[۱۰۹] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۸، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

به جز نامه‌های دوستانه رساله‌ای رسمی نیز از این دوره در دست است که مربوط به بیعت امیر تلمسان با رشید است.

[۱۱۰] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۸-۱۲۹، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

چون رشید در ۶۴۰ق درگذشت و برادرش معتضد به خلافت رسید، ابوالمطرف را به رغم پاره‌ای مخالفتها در منصب خویش ابقاء کرد.

[۱۱۱] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۷۷، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۱۱۲] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۱، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

[۱۱۳] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۳۰، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

ابوالمطرف خود در اشعاری به این مخالفتها اشاره کرده و از ابوزکریا بن عطوش، وزیر معتضد که حامی او بود، ستایش کرده است.

[۱۱۴] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۳۰، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

ناخشنودی وی از بدگوییهای دشمنان و حسدورزیهای برخی کاتبان در پاره‌ای رسایل او نیز آشکار است. به علاوه، از همین رسائل چنین برمی‌آید که نافرمانی و سرکشی اهالی سلا و رفتار خصمانه آنان با مهاجران اندلسی که در آن سامان بیگانه انگاشته می‌شدند، بر ابوالمطرف که خود هم قاضی بود و هم اهل اندلس، گران می‌آمده است.

[۱۱۵] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۳۰-۱۳۲، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

نگرانیهای ابوالمطرف ظاهرا چندان واهی نبوده، زیرا چندی بعد به عللی که بر ما پوشیده است، مقام او تنزل یافت و به قضا در مکناسه محدود گردید.

[۱۱۶] محمد ابن‌ خلیل، اختصار القدح المعلی لابن سعید، ص۴۲، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ۱۹۵۹م.

[۱۱۷] محمد ابن‌عبدالملک، الذیل والتکمله، ج۱، ص۱۷۷، به کوشش محمد بن شریفه، ج۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه.

[۱۱۸] احمد غبرینی، عنوان الدرایه، ج۱، ص۲۹۸، به کوشش عادل نویهض، بیروت، ۱۹۶۹م.

[۱۱۹] محمد ابن خطیب، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۱۸۱، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.

[۱۲۰] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۳۲، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

آثار آزردگی از این وضع در پاره‌ای نوشته‌های وی آشکار است.

[۱۲۱] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۳۲-۱۳۳، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

به همین سبب هنگامی که یکی از اشراف مکناسه، به نام ابوالحسن علی بن عافیه، در ۶۴۳ق بر حکومت موحدون شورید و خود را تابع ابوزکریای حفصی، فرمانروای تونس، خواند، ابوالمطرف بود که به عنوان قاضی شهر، بیعت‌نامه او و مردم مکناسه را با امیر حفصی و ولیعهدش، ابویحیی، نوشت.

[۱۲۲] احمد ابن عذاری، البیان المغرب، ج۳، ص۳۷۳-۳۷۸، به کوشش هویسی میراندا، تطوان، ۱۹۶۰م.

[۱۲۳] ابن خلدون، العبر، ج۷، ص۳۵۳.

[۱۲۴] ابوالمطرف محمد بن ‌شریفه، حیاته و آثاره، ج۱، ص۱۲۳-۱۳۴، رباط، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.

و چون شورش به شکست انجامید، وی ضمن رسایلی از وحشت ناشی از این رویداد سخن گفت و خلیفه موحدی و سپاهیانش را که مکناسه را به محاصره درآورده بودند، با تعابیری گزنده به باد سرزنش گرفت.

[۱۲۵] ابوالمطرف

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.