خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مثل اعمال کافران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مثل اعمال کافران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۲
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۲ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
10دقیقه
30ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳ با 80 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳ به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳ تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳ را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مثل نور الهی۳ :

[تفسیر آیات ۳۵ ۳۸ سوره نور]

بسم الله الرحمن الرحیم

…اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

لیجزیهم الله احسن ما عملوا و یزیدهم من فضله و الله یرزق من یشاء بغیر حساب .

در آیات پیش به این نتیجه رسیدیم که خداوند متعال اصل همه هدایتهاست و برای نور هدایت خودش مثالی ذکر کرد و فرمود:

«یهدی الله لنوره من یشاء» خدا هر کس را که بخواهد به این نورش هدایت می کند.

یکی از آثار اینکه انسان از نور هدایت الهی استفاده کند این است که عمل انسان ارزش پیدا می کند،یعنی چه؟

انسان یک سلسله اعمال و کارهایی در دنیا انجام می دهد وبلکه تمام زندگی انسان تلاش و حرکت و کار است.شما از اول صبح که بیدار می شوید،چه به خودتان نگاه کنید و چه به مردم دیگر،می بینید همه زندگی تلاش و حرکت و جنبش و دوندگی وکار است.اگر بپرسید برای چه؟البته مقصدها خیلی فرق می کند، ولی همه در نهایت امر یک چیز می خواهند و آن سعادت خودشان است.

انسان بالفطره طالب سعادت خودش است نه طالب شقاوت خودش،و اگر دنبال کارهایی می رود که منجر به شقاوتش می شود،آن کار را نه به قصد اینکه به شقاوت برسد انجام می دهد بلکه در همان حال نیز به خیال خودش سعادتش در این راه است.پس انسان به طور قطع ومسلم از عمل و کار و تلاش خودش،سعادت خودش را طالب است وهیچ کس قصدش این نیست که از تلاش و حرکت و فعالیتش شقاوت نصیبش بشود.البته گاهی انسان تلاشهای زیادی در همین دنیا می کند به خیال اینکه به سعادت نائل بشود،بعد از مدتی خودش می فهمد که تمام این تلاشها بیهوده بوده است و یا می بیند که از این تلاشها نتیجه معکوس گرفته است و اگر تلاش نمی کرد برای سعادتش بهتر بود.

یکی از آثار ایمان به خدا و روشن شدن به نور خدا این است که عمل انسان ارزش واقعی پیدا می کند،یعنی وضعی پیدا می کندکه واقعا عمل و تلاش انسان موجب سعادت انسان می شود آن هم سعادت ابدی.اینجا مساله ای طرح می شود که در آیه بعد بیشتر بر آن تصریح شده است و آن این است که آیا کار خوب انسان و کار بدانسان بستگی به ایمان انسان دارد، یا ندارد،کار خوب به هر حال خوب و سعادت بخش است و لو انسان به نور الهی روشن نشده باشد وکار بد هم برای انسان به هر حال بد است و لو آنکه انسان ایمان داشته باشد و به نور الهی روشن باشد؟این یک مساله ای است که زیادمطرح می شود و مخصوصا جوانهای امروز این سؤال را زیاد مطرح می کنند،به این صورت که می گویند چه دلیلی هست و چه لزومی دارد که برای اینکه عمل انسان مقبول درگاه خدا واقع بشود انسان حتما به خدا اعتقاد داشته باشد،مسلمان باشد، ایمان داشته باشد،یابه تعبیری که در این آیات هست به نور الهی روشن شده باشد،کارخوب به هر حال خوب است،خدا هم که غنی است،پس برای خداچه فرق می کند که بنده ای که کار خوب و یا کار بد می کند او رابشناسد یا نشناسد،خدا چون خداست و بزرگ و عظیم و غنی وبی اعتناست،نباید بین بندگان-چه آن بنده ای که او را می شناسدو در درگاه او سر تعظیم فرود می آورد،نماز می خواند و روزه می گیرد،وچه آن بنده ای که اساسا او را نمی شناسد و بلکه نسبت به او مخالف و یاغی است ولی در عین حال اینها هر دو کار خوب می کنند-فرق بگذارد.پس روز قیامت نباید مساله ایمان،حسابی داشته باشد،فقط باید عمل حساب داشته باشد،بنابراین اگر یک آدم مادی مسلک منکر خدا و منکر همه پیغمبران خدا کار خیری کرده،مثلاخدمتی به بشریت کرده است،خدا باید او را به بهشت ببرد،همان طور که اگر یک بنده ای که او را می شناسد کار خوب بکند،باید او را به بهشت ببرد،و غیر از این هم نمی تواند باشد.اگر غیر ازاین باشد باید بگوییم خدا-العیاذ بالله-مثل آن رؤسایی است که میان افرادی که می آیند تعظیم می کنند و تملقش را می گویند و آن افرادی که پیش او نمی آیند تعظیم کنند و تملق بگویند فرق می گذارد،در صورتی که ما می گوییم رئیس خوب آن رئیسی است که هیچ فرقی میان افراد از این نظر نگذارد،فقط به کار افراد توجه کند،اگر دید کار فرد خوب است به او پاداش بدهد.این موضوع راخیلی از افراد به صورت اشکال و ایراد سؤال می کنند و من خودم درآخرین بخش کتاب عدل الهی همین مساله را مطرح و مفصل درباره این موضوع بحث کرده ام.اکنون به تناسب این سه آیه،مقداری از این مطالب را عرض می کنم.

قرآن روی عمل و ایمان هر دو تکیه دارد

این صورت اشکال،و حال آنکه ما می بینیم قرآن تنها روی عمل تکیه نمی کند،روی عمل و ایمان هر دو تکیه می کند. می بینیدقرآن همیشه می گوید: «الذین امنوا و عملوا الصالحات » آنان که ایمان دارند و عملشان صالح است.قرآن برای نیل بشر به سعادت،نه به ایمان تنها اتکا می کند-که بگوید اگر ایمانت درست بود دیگراهل سعادت هستی،عملت هر چه بود، بود-و نه به عمل تنها تکیه می کند که بگوید: «الذین عملوا الصالحات سواء امنوا او لم یؤمنوا» می خواهد ایمان داشته باشند یا ایمان نداشته باشند،بلکه قرآن می گوید اعمال و عمل صالح هر دو.

البته عده ای هم بودند از آن طرف که می گفتند عمل هیچکاره است و هر چه هست ایمان است.در میان خودمان هم هستند افرادی که عمل را تحقیر می کنند و می گویند عمل در سعادت انسان اثر ندارد و فقط ایمان مؤثر است،عده ای هم از این طرف می گویند باید عمل اثر داشته باشد نه ایمان،و عجیب این است که مدعی هستند خود قرآن هم در بعضی آیات همین مطلب را تایید کرده است،مگر خود قرآن نمی گوید: «ان الله لا یضیع اجر المحسنین »

خدا کار نیکوکاران را ضایع نمی کند،-نمی گوید آن نیکوکار مؤمن باشد یا نباشد-و یا: «انا لا نضیع اجر من احسن عملا» (۱) هر کسی که کار خیری بکند ما اجرش را ضایع نمی کنیم.

این سؤال هم بیشتر از اینجا مطرح می شود که می گویند ماافرادی را سراغ داریم که اینها خدمات بزرگی به بشریت کرده ومی کنند و حال آنکه مسلمان نیستند و بعضی از آنها نه تنها مسلمان نیستند و ایمان به اسلام و پیغمبر اسلام ندارند، بلکه اساسا به خداایمان ندارند و خدا را نمی شناسند.مثلا آن کسی که پنی سیلین راکشف کرد چه خدمت بزرگی به بشریت کرده،چقدر بیماریها بودکه قبل از کشف پنی سیلین غیر قابل علاج بو و چقدر کودکان مثلا به همین بیماری دیفتری می مردند و معالجه نمی شدند،اما بعد ازکشف پنی سیلین معالجه می شوند.همین طور آن کسی که واکسن ضد کزاز را کشف کرد،و دیگران.آیا می شود گفت خدا عمل این اشخاص را به جرم اینکه ایمان نداشته اند نادیده می گیرد؟

حال ببینیم قضیه از چه قرار است و مطلب چگونه است.

خدا یک اصلی را در قرآن بیان کرده است که این اصل ما را کاملاروشن می کند و آن اصل این است:در سوره بنی اسرائیل می فرماید:

من کان یرید العاجله عجلنا له فیها ما نشاء لمن نریدثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموما مدحورا،و من ارادالاخره و سعی لها سعیها و هو مؤمن فاولئک کان سعیهم مشکورا،کلا نمد هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربک و ماکان عطاء ربک محظورا . (۲)

خلاصه این آیه ها این است که هر کسی در هر راهی که تلاش کند و به سوی هر مقصدی که برود و فعالیت کند،خدا اجرش را در همان مقصد ضایع نمی کند.خدا این عالم و این دستگاه هستی را به صورت یک دستگاه آماده برای کشت کردن و محصول برداشتن ساخته است.شما از یک مزرعه چه انتظاری دارید؟انتظار داریدکه آنچه را کشت می کنید بردارید،اما از مزرعه-هر اندازه مزرعه خوب و عالی باشد-این انتظار غلط است که انسان یک چیزی راکشت کند و چیز دیگری بردارد و این اساسا معنی هم ندارد.شمااگر در یک مزرعه مساعد و آماده،مثلا گندم بکارید گندم بر می دارید،جو بکارید جو بر می دارید،درخت میوه بکارید میوه برداشت می کنید،اگر گلابی غرس کنید گلابی بر می دارید و اگرحنظل بکارید حنظل،اگر خار بکارید خار برداشت می کنید و اگرگل بکارید گل.

معنی یک مزرعه عالی و نمونه این نیست که به هر حال گل بدهد اعم از اینکه من خار بکارم یا چیز دیگر،یا برنج و یا گندم محصول بدهد،من ارزن بکارم یا جو.این غلط است.

انسانها در تلاشهایشان مقصدی دارند.درست است که همه طالب سعادت هستند ولی سعادتشان را در چه چیزی جستجومی کنند؟یک وقت هست انسان در این دنیا تلاش می کند،عمل می کند،زحمت می کشد برای محصولی و نتیجه ای که می خواهد درهمین دنیا بگیرد و اصلا به خدا و آخرت هم کاری ندارد،یعنی بذری که می پاشد فقط بذر دنیایی است،کاری می کند برای نتیجه ای درهمین دنیا.اما یک وقت هست انسان کاری می کند نه برای نتیجه مادی در این دنیا،بلکه برای اینکه قرب به حق پیدا کند،به خدانزدیک شود و در جهان دیگر محصولی بردارد.قاعده این است که اگر کسی بذری برای آن جهان کاشته است در آن جهان به او بدهند و اگر بذری برای این جهان کاشته است در این جهان به او بدهند.

قرآن می گوید «کلا نمد» ما مدد خودمان را،هم به آنان که خدا خواه و آخرت خواه هستند و مقصدشان بالاتر از مادیت است می رسانیم و هم به آنها که نمی خواهند تا آنجا بروند و می خواهندمحصول و نتیجه را در همین جا بگیرند،با یک تفاوت و آن اینکه چون دنیا دار تزاحم علل و اسباب است خدا تضمین نمی کند که هرکس برای دنیا و مقصد دنیا تلاش کند صددرصد به آن می رسد،چون ممکن است به موانعی بر بخورد،بذری را بپاشد برای اینکه دردنیا نتیجه بگیرد ولی بذرش در همین جا فاسد و خراب بشود و آفتی به آن برسد،نه افرادش را تضمین می کنیم که به همه صد در صد بدهیم و نه در همه اعمال تضمین می کنیم که در همه اعمال صددرصدبدهیم.بذری که به مقصد دنیاست خیلی از اوقات به آفت بر می خورد،ولی بذری که برای خدا و برای تقرب به حق و برای آخرت پاشیده شود،دیگر تخلف پذیر نیست.آن[بذر]مطابق با مزاج هستی است و تخلف نمی پذیرد،و بلکه بیش از مقداری که شخص کاشته است محصول می دهد.

حال من از شما می پرسم این اصل کلی چطور است؟آیااین اصل کلی یک اصل منطقی است یا منطقی نیست؟در آیات دیگری هم این مطلب به صورت دیگری آمده است.در سوره شوری می فرماید: «من کان یرید حرث الاخره نزد له فی حرثه و من کان یرید حرث الدنیا نؤته منها و ما له فی الاخره من نصیب » (۳) (اصلا این تعبیر کشت و زراعت کردن از خود قرآن است)هر کسی که بخواهد بذر را به قصد آخرت بپاشد-یک بذر به قصد آخرت،نه اینکه دو جوربذر داریم:بذر دنیا و بذر آخرت،یک بذر با نیت انسان فرق می کندکه آن را به نیت آخرت بکارد یا به نیت دنیا-هر کسی که قصدش کشت آخرت باشد به او می دهیم،زیادترش را هم می دهیم و هرکسی هم که قصدش دنیا باشد(نمی گوید که می دهیم و بیشتر از آن چیزی به او می دهیم)او را هم محروم نمی کنیم: «نؤته منها» (۴).

به نظر شما این اصل و این مطلب یک حرف منطقی است یاحرفی است که منطقی نیست؟به نظر نمی رسد که کوچکترین ایرادی بشود به این مطلب گرفت و اگر غیر از این بود منطقی نبود.

حال سخن قرآن در مورد اینکه عمل چه کسی مقبول است وعمل چه کسی مقبول نیست،این است که آن کسی که برای دنیاتلاش می کند حتما هدفی دارد،اگر شهوت و معروفیت است،محبوبیت است،پیشرفت کشورش است،بلند شدن آوازه هم نژادان ومردم کشورش است،به نتیجه اش هم می رسد،اما[در]کاری که برای این مقصد انجام شده است دیگر توقع نداشته باشید که انسان به آن مقصد دیگر برسد،یعنی او کار را کرده نه برای اینکه به خدانزدیک شود بلکه برای اینکه به مردم نزدیک بشود،به مردم هم نزدیک می شود اما نمی تواند بگوید به خدا هم نزدیک می شود.مگر می شودکه آدم راه بیفتد برای یک مسافرتی و مثلا قصدش این باشد که به طرف قم برود ولی به طرف شمال تهران حرکت کند و بعد بگویدمن به طرف شمال می روم ولی بالاخره به قم می رسم.این دیگرنمی شود،اگر انسان به طرف شمال حرکت کرد به شمال می رسد واگر به طرف جنوب حرکت کرد به جنوب می رسد،از هر جاده ای که انسان حرکت بکند به نهایت آن جاده می رسد.

ایمان از این نظر شرط[قبول عمل]است،نه اینکه-العیاذبالله-خدا می گوید عمل کسانی را که پیش من تملق می کنند قبول می کنم و دیگران را با اینکه عملشان یکسان است،رد می کنم،نه،آن کسی که ایمان ندارد و اصلا خدا را نمی خواهد خدا هم مال اونیست.آن کسی که ایمان ندارد آخرت را نمی خواهد،وقتی آخرت را نمی خواهد دیگر نمی شود آن را به او داد.در آخرت به انسان آنچه را که خواسته است می دهند،معنی ندارد که آنچه را که نخواسته وبه سوی آن نرفته است به او بدهند.بله،برای اینکه اصل عمل کسی مقبول باشد شرطش این نیست که انسان مثلا حتما مسلمان و شیعه باشد.اگر کسی به خدا ایمان داشته باشد و خدا را بشناسد و به آخرت اعتقاد داشته باشد و کاری را برای خدا و آخرت انجام بدهد آن کارش فی حد ذ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.