اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتاری مفصل درباره ماههای حرام و جابجا کردن این ماهها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گفتاری مفصل درباره ماههای حرام و جابجا کردن این ماهها؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری مفصل درباره ماههای حرام و جابجا کردن این ماهها با 116 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری مفصل درباره ماههای حرام و جابجا کردن این ماهها:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری مفصل درباره ماههای حرام و جابجا کردن این ماهها به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری مفصل درباره ماههای حرام و جابجا کردن این ماهها با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری مفصل درباره ماههای حرام و جابجا کردن این ماهها تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتاری مفصل درباره ماههای حرام و جابجا کردن این ماهها :
[تفسیر آیات ۳۶ و ۳۷ سوره توبه]
بسم الله الرحمن الرحیم
ان عده الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتاب الله یوم خلق السماوات و الارض منها اربعه حرم ذلک الدین القیم فلا تظلموا فیهن انفسکم و قاتلوا المشرکین کافه کما یقاتلونکم کافه و اعلموا ان الله مع المتقین انما النسی ء زیاده فی الکفر یضل به الذین کفروا یحلونه عاما و یحرمونه عاما لیواطؤا عده ما حرم الله فیحلوا ما حرم الله زین لهم سوء اعمالهم و الله لا یهدی القوم الکافرین
ترجمه آیات
بدرستی که عدد ماهها نزد خدا دوازده ماه است، در همان روزی که آسمانها و زمین را آفرید درکتاب او چنین بوده، از این دوازده ماه چهار ماه حرام است، و این است آن دین قویم، پس در آن چهار ماه به یکدیگر ظلم مکنید، و با همه مشرکین کارزار کنید همانطور که ایشان با همه شما سر جنگ دارند و بدانیدکه خدا با پرهیزکاران است(۳۶).
نسی ء گناهی است علاوه بر کفر، و کسانی که کافر شدند بوسیله آن گمراه می شوند، یکسال آن ماهها را حرام می کنند و یکسال را حلال، تا با عده ماههائی که خدا حرام کرده مطابق شود، پس(این عمل باعث می شود که)حلال کنند چیزی را که خدا حرام کرده، (آری)اعمال بدشان در نظرشان جلوه کرده وخداوند مردمان کافر را هدایت نمی کند(۳۷).
صفحه : ۳۵۶
بیان آیات توضیحی در مورد تنبه و توجه یافتن انسان به سال و ماه شمسی و قمری
در این دو آیه حرمت ماههای حرام یعنی ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب بیان شده و حرمتی که در جاهلیت داشت تثبیت گردیده و قانون تاخیر حرمت یکی از این ماهها که از قوانین دوره جاهلیت بود لغو اعلام شده، و نیز مسلمین مامور شده اند بر اینکه با همه مشرکین کارزار کنند.
“ان عده الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتاب الله یوم خلق السموات والارض”کلمه”شهر”مانند کلمه”سنه”و”اسبوع”از لغاتی است که عموم مردم ازقدیمی ترین اعصار آنها را می شناخته اند.و چنین بنظر می رسد که بعضی از این اسامی باعث پیدایش بعضی دیگر شده و در تنبه مردم به آن بعضی دیگر اثر داشته، چون بطور مسلم اولین تنبهی که انسان پیدا کرده تنبه به تفاوت فصول چهارگانه سال بوده، بعدا متوجه شده که دوباره همین چهار فصل تکرار شده، (از این رو ناگزیر شده که هر دوری از این چهار فصل را به یک اسم بنامد که در عربی”سنه”و در فارسی”سال”و در زبانهای دیگر به کلمات دیگری نامیده شده است)آنگاه متوجه شده که هر یک از این فصول تقسیماتی دارند که کوتاه تر از خود فصل است، و این تقسیمات را از اختلاف اشکال ماه فهمیده و دیده اند که در هر فصلی سه نوبت قرص ماه بصورت هلال درمی آید، و طول هر نوبت قریب به سی روز است، در نتیجه سال راکه از یک نظر به چهار فصل تقسیم شده بود از این نظر به دوازده ماه تقسیم نموده و برای هر ماه نامی تعیین نمودند.
و لیکن باید دانست چهار فصلی که محسوس انسان است همان سال شمسی است که از سیصد و شصت و پنج روز و چند ساعت مرکب شده، و این سال با سال قمری که دوازده ماه قمری و قریب به سیصد و پنجاه و چهار روز است منطبق نمی شود مگر با رعایت حساب کبیسه، و با آنکه حساب سال شمسی دقیق تر است مع ذلک مردم، سال قمری را(بخاطر اینکه محسوس تر است و خرد و کلان، عالم و جاهل و شهری و دهاتی می توانند با نگاه به ماه استفاده خود را نموده و زمان را تعیین نماید)پیروی می کنند.
همچنانکه در تقسیم ماه به چهار هفته با اینکه با حساب دقیق درست درنمی آید دچاراین سهل انگاری شده اند، و نسلهای بعدی هم با اینکه در حساب سال و ماه تجدید نظر نموده و
صفحه : ۳۵۷
مراد از ماههای دوازده گانه در: “ان عده الشهور عند الله اثنا عشر شهرا…”ماههای قمریست آن دو را رصدبندی کرده و در نتیجه ماههای قمری را به ماههای شمسی مبدل نموده مع ذلک حساب هفته را به اعتبار خود باقی گذارده و هیچ گونه تغییری در آن نداده اند.
البته، همه اینها که گفته شد مربوط است به ساکنین قسمت عمده مسکونی کره زمین که عبارتست از کشورها و شهرهای استوائی و معتدله شمالی و جنوبی و کشورهائی که عرض آنها از خط استواء بیش از شصت و هفت درجه نیست، و اما نقاطی که عرضشان از خط استواءبیش از این است، حساب سال و ماه آنها حساب دیگری است، و هر چه به قطب نزدیک تر شودحساب دیگری پیدا می کند، تا آنجا که در دو نقطه قطب شمالی و جنوبی، سال عبارت می شود از یک روز(بطول شش ماه)و یک شب(بطول شش ماه).
و به همین جهت ساکنین قسمت عمده زمین وقتی مجبور می شوند که با ساکنان دوقطب که البته خیلی هم اندکند، ارتباط پیدا کنند ناگزیر می شوند به همین حساب، سال و ماه و هفته و روز خودشان را در آنجا بکار برند(مثلا هر بیست و چهار ساعت را یک شبانه روزحساب کنند)، بنا بر این می توان گفت حساب سال، ماه و هفته حسابی است که در تمامی مکان کره زمین بکار می رود.
از سوی دیگر، این حساب تنها در کره ما معتبر است و اما سایر کواکب و کرات آسمانی هر کدام حساب جداگانه ای دارند، مثلا سال در هر یک از کرات و سیارات منظومه شمسی عبارتست از مدت زمانی که در آن زمان فلان سیاره یک بار بدور خورشید بچرخد، این حساب سال شمسی آن سیاره است، و اگر سیاره ای باشد که دارای قمر و یا اقماری بوده باشدالبته ماه قمری اش ماه دیگری است که در علم هیئت بطور مفصل بیان شده.
پس اینکه فرمود: “ان عده الشهور عند الله اثنا عشر شهرا…”، ناظر است به ماههای قمری که گفتیم دارای منشای ست حسی، و آن تحولاتی است که کره ماه به خود گرفته و درنتیجه خود را به اهل زمین به اشکال مختلفی نشان می دهد.
و دلیل اینکه گفتیم منظور از آن، ماههای قمری است این است که اولا بعد از آن فرموده: “منها اربعه حرم”و این معنا ضروری و مورد اتفاق است که اسلام از ماههای دوازده گانه، چهار ماه قمری یعنی ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب را حرام دانسته نه چهارماه شمسی را.
و ثانیا فرموده: “عند الله”و نیز فرموده: “فی کتاب الله یوم خلق السموات و الارض”چون همه این قیدها دلیل است بر اینکه عدد نام برده در آیه عددی است که هیچ تغییر و اختلافی در آن راه ندارد، چون نزد خدا و در کتاب خدا دوازده است، و در سوره”یس”فرموده: “آفتاب
صفحه : ۳۵۸
را چنین قرار داد که در مدار معینی حرکت کند، و ماه را چنین مقدر فرمود که چون بند هلالی شکل خوشه خرما منزلهائی را طی نموده دوباره از سر گیرد، نه آفتاب به ماه برخورد، و نه شب ازروز جلو افتد، بلکه هر یک از آن اجرام در مداری معین شناوری کنند”پس دوازده گانه بودن ماه حکمی است نوشته در کتاب تکوین، و هیچ کس نمی تواند حکم خدای تعالی را پس وپیش کند.
و پر واضح است که ماههای شمسی از قراردادهای بشری است، گر چه فصول چهارگانه و سال شمسی اینطور نبوده و صرف اصطلاح بشری نیست، و لیکن ماههای آن صرف اصطلاح است بخلاف ماههای قمری که یک واقعیت تکوینی است و بهمین جهت آن دوازده ماهی که دارای اصل ثابتی باشد همان دوازده ماه قمری است نه شمسی.
بنا بر این بیان، معنای آیه چنین می شود: “شماره ماههای سال دوازده ماه است که سال از آن ترکیب می یابد و این شماره ای است در علم خدای سبحان و شماره ایست که کتاب تکوین و نظام آفرینش از آن روزی که آسمانها و زمین خلق شده و اجرام فلکی براه افتاده وپاره ای از آنها بدور کره زمین بگردش درآمدند آن را تثبیت نمود”و بهمین جهت باید گفت: ماههای قمری و دوازده گانه بودن آنها اصل ثابتی از عالم خلقت دارد.
و از اینجا بخوبی روشن می گردد اینکه بعضی از مفسرین (۱) گفته اند: منظور از”کتاب الله در آیه مورد بحث، قرآن و یا کتاب دیگری از مقوله دفتر و کاغذ است که اسامی ماهها در آن نوشته شده”تا چه اندازه فاسد است.
“منها اربعه حرم ذلک الدین القیم فلا تظلموا فیهن انفسکم”کلمه”حرم”جمع”حرام”است که به معنای هر چیز ممنوعی است.و کلمه”قیم”به معنای کسی است که قیام به اصلاح مردم نموده و بر اداره امور حیات و حفظ شؤون ایشان مهیمن و مسلط باشد.
و مقصود از آن چهار ماهی که حرام است بدلیل نقلی قطعی ماه ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب است که جنگ در آنها ممنوع شده.و جمله”منها اربعه حرم”کلمه تشریع است نه اینکه بخواهد خبری بدهد، بدلیل اینکه دنبالش می فرماید: ” این است آن دین قائم به مصالح مردم”.
و همانطور که اشاره شد منظور از حرام نمودن چهار ماه حرام، این است که مردم در این
…………………………………….. (۱)تفسیر المنار ج ۱۰ ص ۴۱۲
صفحه : ۳۵۹
اشاره به حکم حرمت قتال در ماههای حرام چهار گانه ماهها از جنگیدن با یکدیگر دست بکشند، و امنیت عمومی همه جا حکمفرما شود تا بزندگی خود و فراهم آوردن وسائل آسایش و سعادت خویش برسند، و به عبادت و طاعات خود بپردازند.
و این حرمت، از شرایعی است که ابراهیم(ع)تشریع کرده بود، و عرب آن راحتی در دوران جاهلیت که از دین توحید بیرون بوده و بت می پرستیدند محترم می داشتند، چیزی که هست قانونی داشتند بنام”نسی ء”و آن این بود که هر وقت می خواستند این چهارماه و یا یکی از آنها را با ماه دیگری معاوضه نموده مثلا بجای محرم، صفر را حرام می کردند، ودر محرم که ماه حرام بود به جنگ و خونریزی می پرداختند، و این قانون را آیه بعدی متعرض است.
کلمه”ذلک”در جمله”ذلک الدین القیم”اشاره است به حرمت چهار ماه مذکور، و کلمه”دین”همانطوری که اطلاق می شود بر مجموع احکامی که خداوند بر انبیای خودش نازل کرده(از قبیل دین موسی، دین عیسی و دین خاتم انبیاء ع)همچنین اطلاق بربعضی از آن احکام نیز می شود، و بهمین جهت معنای جمله مورد بحث این می شود که: تحریم چهار ماه از ماههای قمری، خود دینی است که مصالح بندگان را تامین و تضمین می نماید.
نظیر این تعبیر در آیه”جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاما للناس و الشهر الحرام” (۱) آمده که درجلد ششم این کتاب بیانش گذشت.
ضمیری که در جمله”فلا تظلموا فیهن”بکار رفته راجع است به کلمه”اربعه”نه به کلمه”اثنا عشر”زیرا همانطوری که فراء هم گفته اگر راجع به اثنا عشر بود جا داشت بجای”فیهن”بفرماید”فیها”، علاوه بر این، اگر راجع به کلمه اثنا عشر که به معنای یکسال تمام است می بود، به قول بعضی ها این اشکال متوجه می شد که در این صورت معنای جمله”فلاتظلموا فیهن انفسکم”این باشد که دائما بخود ستم نکنید، و با در نظر گرفتن اینکه جمله مذکورنتیجه دوازده بودن ماهها است آنوقت وجه روشنی برای استنتاج آن به نظر نمی رسد، (و این سؤال بنظر هر کس می رسد که دوازده گانه بودن ماهها چه ربطی دارد به اینکه انسان در همه سالهای عمرش به خود ستم نکند).
بخلاف اینکه ضمیر نامبرده راجع باشد به چهار ماه که در این صورت استنتاج مزبورروشن و مربوط خواهد بود، زیرا معنای آیه این می شود که بخاطر اینکه خداوند این چهار ماه راحرام کرده حرمتش را نگاه دارید و در آنها به خود ستم نکنید.
…………………………………….. (۱)خداوند کعبه بیت الحرام را مایه قوام مردم قرار داد، و همچنین شهر حرام را.سوره مائده آیه ۹۷
صفحه : ۳۶۰
معنای کلمه”کافه”و جمله: “قالوا المشرکین کافه کما یقاتلونکم کافه”پس نهی از ظلم کردن در این چند ماه دلیل بر عظمت و مؤکد بودن احترام آنها است، همچنانکه وقوع این نهی خاص بعد از نهی عام، دلیل دیگری است بر مؤکد بودن آن، و مثل این است که بگوئیم هیچ وقت ظلم مکن، و در این چند روزه ظلم مکن.
و این جمله، یعنی جمله”فلا تظلموا فیهن انفسکم”هر چند از نظر اطلاق لفظ نهی ازهر ظلم و معصیتی است، لیکن سیاق آیه قرینه است بر اینکه مقصود اهم از آن، نهی از قتال دراین چند ماه است.
“و قاتلوا المشرکین کافه کما یقاتلونکم کافه و اعلموا ان الله مع المتقین”راغب در مفردات گفته: کلمه”کف”به معنای کف دست آدمی است که آن را باز وبسته می کند، و معنای”کففته”این است که من او را با کف دست زدم و دفع کردم، و بهمین مناسبت متعارف شده که این کلمه را در معنای دفع هر چند که با کف دست صورت نگیرداستعمال شود، حتی شخص کور را هم بخاطر اینکه چشمش بسته شده مکفوف گفته اند.
و در آن آیه که می فرماید: “و ما ارسلناک الا کافه للناس”معنایش این است که ما ازفرستادن تو منظوری جز این نداشتیم که مانع ایشان از معصیت بوده باشی.
و”تاء”ای که در آخر”کافه”آمده، مانند تاءای که در آخر کلمات: “راویه”، “علامه”و”نسابه”آمده برای مبالغه است، و همچنین در آن آیه دیگر که می فرماید: “و قاتلواالمشرکین کافه کما یقاتلونکم کافه”که بعضی گفته اند معنایش این است که”شما بامشرکین کارزار کنید در حالی که ایشان را دفع دهنده باشید، همچنانکه ایشان با شما کارزارمی کنند و می خواهند شما را دفع دهند”.
لیکن بعضی دیگر گفته اند”کافه”به معنای جماعت است و آیه بدین معنا می باشد: “با ایشان دسته جمعی کارزار کنید همانطوری که آنها همگی با شما کارزار می کنند”، چون جماعت را بخاطر نیرومندیش کافه می گویند، همچنانکه”وازعه”هم می نامند، و بهمین معنادر آیه”یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافه”آمده (۱).
و در مجمع البیان گفته: کلمه”کافه”به معنای احاطه، و ماخوذ است از”کافه الشی ء”که به معنای آخرین حد و کناره هر چیز است که وقتی بدانجا رسیدیم دیگر از پیشروی بیش از آن خودداری می کنیم.و اصل کلمه”کف”به معنای خودداری و جلوگیری است (۲).
…………………………………….. (۱)مفردات راغب، ماده”الکف” (۲)مجمع البیان ج ۵ ص ۲۷
صفحه : ۳۶۱
این کلمه در هر دو جای آیه مورد بحث، حال است از ضمیری که به مسلمین و یامشرکین برمی گردد و یا در اولی حال است از مسلمین و در دومی از مشرکین، و یا به عکس.
پس در اینجا چهار احتمال هست، و از این چهار وجه آنکه زودتر از بقیه به ذهن می رسد وجه چهارمی است، و آن این است که بگوئیم کافه اولی حال است از مشرکین و دومی از مسلمین، و این تبادری که به ذهن دارد، برای این است که از نظر لفظ، اولی به مشرکین نزدیک تر است و دومی به مسلمین و بنا بر این معنای آیه چنین می شود: “با مشرکین همه شان جنگ کنیدهمچنانکه ایشان با همه شما سر جنگ داشته و کارزار می کنند”.
در نتیجه آیه شریفه مانند آیه”فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم”می شود که قتال باهمه مشرکین را واجب می سازد، و هر حکمی را که آن آیه نسخ کرده این نیز نسخ می کند، و هرآیه دیگری که آن را تخصیص دهد و یا مقید کند، این را نیز تخصیص داده و مقید می سازد.
البته این را هم باید دانست که این آیه با همه این احوال تنها متعرض قتال با مشرکین، یعنی بت پرستان است، و شامل اهل کتاب نیست، زیرا قرآن هر چند تصریحا و یا تلویحا نسبت شرک به اهل کتاب داده لیکن هیچ وقت کلمه مشرک را بر آنان اطلاق نکرده، و این کلمه رابطور توصیف، تنها در مورد بت پرستان بکار برده.بخلاف کلمه کفر که یا به صیغه فعل، و یا به صیغه وصف به ایشان نسبت داده، همانطوری که به بت پرستان اطلاق نموده.
این را گفتیم تا کسی خیال نکند آیه مورد بحث یعنی آیه”و قاتلوا المشرکین کافه”ناسخ آیه اخذ جزیه از اهل کتاب و یا مخصص و یا مقید آنست، البته در آیه مورد بحث وجوه دیگری نیز گرفته اند که چون فایده ای در نقل آن نبود از نقلش صرفنظر کردیم.
جمله”و اعلموا ان الله مع المتقین”تعلیم و یادآوری و در عین حال تحریک براتصاف به صفت تقوی است، و در نتیجه چند فایده بر آن مترتب است: اول اینکه پرهیزکاران رابه نصرت الهی و غلبه و پیروزی بر دشمن وعده می دهد و می فهماند که پیروزی همواره با حزب خدا است.دوم اینکه مؤمنین را نهی می کند از اینکه در جنگها از حدود خدائی تجاوز نموده زنان و کودکان و کسانی را که تسلیم شده اند به قتل برسانند همچنانکه خالد در جنگ حنین زنی را بقتل رسانده بود و رسول خدا(ص)کسی را نزد او فرستاد و از این عمل نکوهیده اش نهی فرمود، و نیز مردانی از قبیله بنی جذیمه را با اینکه اسلام آورده بودند کشته بودو رسول خدا(ص)خون بهای ایشان را پرداخت و سه مرتبه به درگاه خدا از عمل خالد بیزاری جست، و نیز اسامه مردی یهودی را که اظهار اسلام کرده بود کشت و بهمان خاطرآیه”و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحیوه الدنیا فعند الله مغانم
صفحه : ۳۶۲
توضیح در مورد”نسیی ء”که در میان عرب دوران جاهلیت مرسوم بوده است کثیره” (۱) – که شرحش در تفسیر سوره نساء گذشت – نازل گردید (۲).
“انما النسی ء زیاده فی الکفر…””نسا الشی ء ینسوه و نساء و منساه و نسیئا”به معنای تاخیر انداختن است، گاهی هم به آن ماهی که حرمتش تاخیر انداخته شده می گویند: “نسی ء”.عرب را در جاهلیت رسم چنین بود که وقتی دلشان می خواست در یکی از چهار ماه حرام که جنگ در آنها حرام بوده جنگ کنند موقتا حرمت آن ماه را برداشته به ماهی دیگر می دادند، و آن ماهی را که حرمتش رابرداشته بودند”نسی ء”می نامیدند.و اما اینکه این عمل را چگونه انجام می داده اند در جزئیات آن، گفتار مفسرین و مورخین مختلف است.
…………………………………….. (۱)به کسانی که بشما سلام عرضه می دارد نگوئید مؤمن نیستی شما(با این سخن)مال دنیا را طلب می کند با اینکه نزد خدا غنیمت های بسیار هست.سوره نساء آیه ۹۴ (۲)قضیه اول و دوم در کتب تاریخ و کتب مغازی مذکور است و قضیه سوم در تفسیر آیه ۹۴ سوره نساء ذکر گردید.
آنچه از خلال کلامی که در آیه شریفه است برمی آید این است که اعراب چنین سنتی در باره ماههای حرام داشته و آن را نسی ء می نامیده اند، و از کلمه مزبور این مقداراستفاده می شود که حرمت یکی از این ماهها را به ماهی دیگر غیر از ماههای حرام داده، حرمت خود آن ماه را تاخیر می انداختند، نه اینکه بکلی ابطال نموده ماه مورد نظرشان را حلال کنند.
چون می خواستند هم ضرورت خود را رفع نموده و هم سنت قومی خود را که از پیشینیان خود ازابراهیم(ع)به ارث برده بودند حفظ کنند.بهمین منظور تحریم آن را بکلی لغونمی کردند بلکه آن را تا رسیدن یکی از ماههای حلال تاخیر می انداختند.گاهی این تاخیر تنهابرای یکسال بود و گاهی برای بیش از یکسال، و آنگاه بعد از تمام شدن مدت تاخیر دوباره ماههای حرام را طبق سنت ابراهیم حرام می نمودند.
و این عمل از آنجائی که یک نوع تصرفی است در ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
