اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 69
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها شامل 77 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها :
مقدمه
فلسفه اخلاق رشته ای علمی، فلسفی و نوپاست که در آثار گوناگون اهل فن، تعاریف متفاوتی برای آن عرضه گردیده است. در بین آثاری که نام فلسفه اخلاق، (Ethics) بر آن نهاده شده است می توان سه نوع مساله متفاوت را یافت:
الف- گاهی این آثار بیانگر دیدگاهی خاص در زمینه مسائل اخلاقی است; مثلا، مسائل اخلاقی را از دیدگاه اسلام و یا مسیحیت بررسی می کند. در این حال، گزاره هایی چون «عدالت خواهی خوب است »،«دروغگویی بد است »، «کمک به مستمندان وظیفه ماست » و «سقط جنین ناصواب است » بیانگر این توصیف است. در عین حال، ممکن است ازسوی بعضی از دیدگاههای فرهنگ غرب، نظری متناقض با این گزاره هاابراز گردد. هرگزاره اخلاقی را،که درصددتوصیف اخلاقی یک فعل انسانی،از نظر یک شخص خاص، یک قوم خاص و یا بطور کلی، از یک دیدگاه خاص است، اخلاق توصیفی، (Descriptive Ethics) می نامند. برای اثبات گزاره های این قسم از روشی نقلی استفاده می شود.
ب- اخلاق دستوری یا اخلاق هنجاری، (Normative Ethics) نیز ازمباحثی است که در فلسفه اخلاق مورد بحث قرار می گیرد. در این بخش،به نفس مسائل اخلاقی، قطع نظر از آراء و انظار یک قوم یا یک مذهب یایک رای خاص، توجه می شود. اخلاق دستوری در اثبات گزاره های خودروشی استدلالی و عقلی – در مقابل نقلی – دارد.
ج- فرااخلاق، (Meta_ethics) نیز سومین نوع است که گاهی به آن اخلاق نظری، (Theoretical Ethics) ،اخلاق فلسفی، (Philosophical Ethics) یا منطق اخلاق، (The Logic Of Ethics) و گاهی نیز فلسفه اخلاق (به معنای خاص)اطلاق می شود. در این بخش، از معنی و مفاد گزاره های اخلاقی و اجزای آن بحث می شود; مثلا،خوب،بد، صواب،خطا، وظیفه، باید و نباید. گاهی نیز عدل و ظلم را از واژه های اخلاقی محسوب می دارند. بررسی مفادحقیقی این الفاظ برعهده فرا اخلاق است.
اما باید توجه داشت که همه نویسندگان از این تقسیم پیروی نکرده اندو حتی گاهی نیز آن را غلط می دانند. گاهی هم اصطلاحات دیگری به آن می افزایند;مثلا، عده ای برآنندکه فلسفه اخلاق تنها باید بر قسم سوم، بر اخلاق توصیفی و اخلاق هنجاری نادرست است. (۱) گاهی نیز، با استثنا کردن اخلاق توصیفی،فلسفه اخلاق را شامل دوقسم دیگر می دانند.بحث حاضراز این نمونه است. آنچه مهم است اینکه لفظ Ethics (فلسفه اخلاق)، در کاربردهای گوناگون، معانی متفاوتی را افاده می کند ولی همواره، دست کم، شامل مباحث فرا اخلاق می باشد. مقاله ذیل نوشته مارکوس جی. سینگر، ازفیلسوفان اخلاق معاصر، است که در دیسکت نوری (The Software Toolworks Multimedia نشر یافته است.او در سال ۱۹۶۱ کتابی به نام تعمیم در اخلاق، ( Generalization in Ethics) به چاپ رسانید که در سال ۱۹۷۱ نیزتجدید چاپ شد. این مقاله، به دلیل اختصار و بیان کلی مفاهیم و نگرشهای گوناگون در فلسفه اخلاق، راهنمای خوبی برای دانشجویان و طلابی محسوب می گردد که تنها به مقدار دوواحد درسی (حدود ۳۰ ساعت) از این رشته را در مطالعات و دروس خوددارند. نوپایی فلسفه اخلاق بحث در مجموعه ای از مقالات را، که سیمایی کلی از این رشته ترسیم می نماید، در کنار مقالاتی که با نظری مدققانه به یک دیدگاه خاص پرداخته است، ضروری می گرداند. آنچه در پی می آیدنمونه ای از مقالات نوع اول است که همراه توضیحاتی از مترجم [درون دوقلاب] در اختیار ارباب معرفت قرار می گیرد:
فلسفه اخلاق
و منش، (character) تحقیق نظام وار اصول و روشهای تمییز صواب از خطا وخوب از بد می باشد. فلسفه اخلاق ارتباط متقابل و متعددی با دیگرشاخه های فلسفه، همچون متافیزیک (تحقیق در باب هستی) وشناخت شناسی (تحقیق در باب معرفت) دارد. این [ارتباط] را می توان در مسائلی از این قبیل مشاهده نمود: آیا تفاوتی حقیقی بین صواب وخطا وجود دارد و اگر وجود دارد آیا قابل شناخت است؟
تجاربی که ما را به تحقیقات اخلاقی سوق داده است عبارتند از :عدم قطعیت یا نزاعهایی نظری در باره آنچه باید عمل نمود; عواقب گاه وبیگاه دردناک فعلی که قبلا بنظر می رسید کاملا پذیرفتنی باشد و توجه به اختلافاتی که در هنجارها (۳) و اعمال مختلف جوامع وجود دارد.این تجارب نه تنها موجب بروز مسائلی در باب اخلاق عملی گردید(که چه باید انجام دهم؟ آیا این ترتیب منصفانه است؟)، بلکه علاوه برآن، مسائلی در باب اخلاق نظری را نیز پدید آورد (که آیا هیچ یک از این معیارها حقیقتا صواب است یا همه آنها تنها دلخواهانه، ( arbitrary) است؟)این تجارب – همراه بااین واقعیت که گزاره های اخلاقی با مشاهده اثبات پذیر نمی باشند – ریشه های اصلی شکاکیت اخلاقی نیز می باشند،زیرا بنظر نمی رسد که در تجربه، چیزی متناسب با درستی یک فعل وجود داشته باشد [تا بتوان آن را با تجربه به اثبات رسانید.] از اینرو،این مسائل نیز، در بین مسائل دیگر، بروز کرده است: این به چه معناست که بگوییم چیزی صواب، (right) یا خوب است؟ چه چیزافعال صواب راصواب می گرداند؟ چگونه اختلاف نظرها، در باب مسائل اخلاقی، رفع می گردد؟ این وظیفه فلسفه اخلاق است که به چنین سؤالاتی پاسخ گوید.
اخلاق عقلانی(فلسفی)، (philosiphical ethics) غالبا «اخلاق هنجاری »، (normative ethics) نامیده می شود و از اخلاق توصیفی، (descriptive ethics) متمایز می گردد. «اخلاق توصیفی » بخشی از علوم تجربی است که مشابه جامعه شناسی می باشد و بر آن است تاباورهای اخلاقی رادریک فرهنگ مفروض کشف وتوصیف کند. اخلاق هنجاری بیشتر بر آن است تا بگوید که این [رشته] در جستجوی هنجارهاست،اما نه به معنای آنچه که معمولی، (average) و به این معنی بهنجاراست،بلکه به معنای معیارهای معتبری برای آنچه که باید باشد.
فرااخلاق، (meta ethics)
یک تمایز مهم که در مباحثات معاصر درون فلسفه اخلاق صورت گرفته است تمایز بین اخلاق هنجاری و فرااخلاق می باشد. فرااخلاق، Metaethics) که لفظا به معنای «درباره اخلاق » (۴) است) تحقیق تحلیلی خود، ( the discipline of ethics) است. این واژه تنها در قرن بیستم کاربردپیدا کرده است و از اینرو، نمی توان آن را در آثار فیلسوفان اخلاق سنتی یافت، هرچند در آثار آنها قطعا تحقیقاتی، از آن نوع که این رشته از آنهاتدوین یافته است، به چشم می خورد.
فرااخلاق می کوشد تا معانی واژه های هنجاری، چون صواب،خوب، باید، عدل، تکلیف، (obligation) و ارتباط متقابل آنها را مشخص نماید و نیز اینکه آیا هیچ یک از آنها اصلی، (basic) هستند یا خیر؟[مفاهیم اصلی آنهاست که در تعریف مفاهیم دیگر اخذ می شوند; مانندلفظ خوب، (good) که از نظر جورج ادوارد مور مثلا در تعریف صواب، (right) به کار می رود ولی به هیچ روی، قابل ارجاع نیست.]
فرااخلاق همچنین می کوشد تا ماهیت گزاره های اخلاقی را تحلیل کند و مشخص نماید که آیا می توان آنها را توجیه نمود و اینکه آیامی توان آنها را صادق یا کاذب دانست. مساله نسبتا برجسته ای که درمباحثات اخیر مطرح گردیده این است که آیا می توان «باید» رااز «هست »استنتاج نمود ودقیقاچه ارتباطی بین حقایق وارزشها وجود دارد.
اینها هم مسائل فرااخلاق اند و هم مسائل اخلاق سنتی، .(ethicstraditi onal) اهمیت تمایز بین فرااخلاق و اخلاق هنجاری خود بحث انگیزاست.بعضی ازنویسندگان این تمایز را ضروری می دانند وبعضی دیگر نه.سؤال دراین است که آیامی توان مفاهیم وگزاره های اخلاقی رابدون پیش فرض گیری همزمان باورهای اخلاقی تحلیل نمود؟اگر چنین باشدآنگاه فرااخلاق می تواند از حیث اخلاقی خنثی باشند وگرنه نمی تواند.
مکاتب در فلسفه اخلاق
در بین رویکردهای اصلی در فرااخلاق، نظراتی وجود دارد که طبیعت گروی، (naturalism) ،شناخت گروی، (cognitivism) ،شهودگروی،، (intuitionism) و ذهن باوری، (subjectivism) نام دارند. و جان دیوئی، (John Dewey) به دو شکل گوناگون ارائه گردیده، بر این عقیده است که واژهای اخلاقی موضوعات پیچیده واقعی هستند و گزاره های اخلاقی را می توان باتحقیقات علمی یا مبتنی بر واقعیات به اثبات رسانید. نظریه های غیرطبیعت گرایانه; مانند نظریه جی. ای. مور، (G.E.Moore) این امر را انکارمی کنند. نظریه شناخت گروی بر این عقیده است که گزاره های اخلاقی می توانند صادق یا کاذب باشند و می توانند نظرا موضوع معرفت یاشناخت قرارگیرند. نظریه های غیرشناخت گرایانه، (noncognitivist) این امر را انکار می کنند. بین این دو مقوله، تصادقی جزئی وجود دارد. یک نظریه شناخت گرا می تواند طبیعت گرا یا غیر طبیعت گرا باشد.
شهودگرایان، از قبیل اچ. ای. پریکارد، (H.A.Prichard) و دبلیو. دی.راس، (W.D.Ross) ادعا دارندکه معرفتی که ما درباب صواب و خطا داریم حضوری، (immediate) و بدیهی، (self-evident) است. لذا واکنش در برابرشهودگروی به ذهن باوری، عاطفه-گروی، (emotivism) و دستورگروی، ( انجامید.ذهن باوران براین عقیده اندکه گزاره های اخلاقی تنهاحقایقی ذهنی رادرباره رهیافتها (۵) بیان می دارند و هیچ نظری رادرباره اعیان، (the object) بیان نمی دارند. از اینرو، اگر کسی بگوید که چیزی خطاست تنها گفته است که او یا جامعه او از آن خشنود نمی گردد.
نظریه عاطفه گروی (ای. جی. آیر، (A.J.Ayer) و سی. ال. استیونسن، ((C.L.Stevenson) ادعا دارد که گزاره های اخلاقی هیچ چیزی را که قابل صدق و کذب باشد، حتی بنحو ذهنی، بیان نمی دارد، بلکه تنها ابرازعاطفه هاست.بر طبق این نظریه، واژه های اخلاقی نیز، مانند قسم وتعجب، (oaths) ،تنها معانی عاطفی دارند. دستورگروی (رودلف کارناپ) ادعا دارد که گزاره های اخلاقی ظاهری فریبنده دارند و درواقع، دستوری اند (بنحوی که «تو باید این کار را انجام دهی » صرفابدین معناست که «این کار را انجام بده.») (۶) لذا غیر قابل صدق وکذب می باشند. دستورگروی وعاطفه گروی دوصورت ازغیرشناخت گروی می باشند. ولی ذهن باوری این گونه نیست، هرچندبدرستی نمی توان آن را تحت شناخت گروی نیز طبقه بندی نمود.
هر ملاحظه فلسفی در باب اخلاق ابتدا باید با شکاکیت اخلاقی به توافق برسد و این نظریه های فرااخلاقی پاسخهای گوناگونی به شکاکیت اخلاقی هستند. هر نظریه ای که عقیده دارد اصول اخلاقی رانمی توان اثبات نمود، هیچ حقیقت اخلاقی وجود ندارد، اخلاق هیچ اساس عقلانی ندارد یا عقیده دارد که تفاوت بین صواب و خطا صرفاامری مربوط به امیال، (taste) یا آداب و رسوم، (convention) می باشد،شکلی از یک شکاکیت اخلاقی است. بنابر این، ذهن باوری،دستورگروی و عاطفه گروی انواعی از شکاکیت می باشند. در مقابل، نظریه های شناخت گروی معمولا با آن در تضاد است.
یک نوع شایع و متداول از شکاکیت نسبیت گروی اخلاقی، (relativismmoral) است; نظری مبتنی بر اینکه هیچ اصل اخلاقی صحیحی برای همه زمانها و همه مردم وجود ندارد و هر گروهی نسبت به حوایج و ارزشهایش اخلاق خود را داراست و تمامی آراء اخلاقی ضرورتامنسوب، (relative) به فرهنگ خاصی هستند. بر طبق این نظر،آدمخواران، (cannibals) ،مطابق معیارهای فرهنگ خود، با خوردن گوشت آدمیزاد کاری موجه انجام می دهند، هرچند بر طبق معیارهای فرهنگ غرب این امر پذیرفته نیست و نمی توان هیچ اساسی برای این ادعایافت که معیارهای فرهنگ غرب بر معیارهای آنان تفوق دارد.
بنظر می رسد که نسبیت گروی توسط شتابزده ترین مشاهداتی که دراختلاف بین فرهنگها و تشکلات، ( constitutes) صورت گرفته – که هم برای متافیزیک و هم برای اخلاق هنجاری مشکلی است – تاییدمی گردد; زیرا اگر هیچ صواب و خطایی نیست که بتوان آن را مجزای ازآداب و رسوم در فرهنگ خود شخص معین نمود این سؤال پیش می آید که وقتی فرهنگها با هم متعارض می شوند چه باید کرد؟ آیا من در بین آدمخواران باید آن گونه که آنان عمل می کنند عمل کنم یا مطابق فرهنگ خود عمل نمایم؟ حتی نسبیت گرایان و دیگر شکاکان اخلاقی برآنند تا با فرآیندی از استدلالات اخلاقی، که ممکن است در آن به یکی از معیارهای اخلاق هنجاری توسل یافت، جوابی را (برای این سؤال)بیابند. حتی اگر یک فرد، به عنوان نظریه پرداز، عاطفه گروی یا موضع دیگری را در شکاکیت بپذیرد، به عنوان یک انسان، با مشکلاتی دررفتار مواجه خواهد شد که باید بدانها جواب گوید.
اخلاق هنجاری
در بین مسائل اخلاق هنجاری، این مسائل وجود دارد: چه چیز موجب درستی افعال صواب، (right action)
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
